تبليغاتX
مطالب علمی و احساسی
لبخند
كتاب "شاهزاده كوچولو " اثر اگزوپري " را مي شناسند. اما شايد همه ندانند كه او خلبان جنگي بود و با نازيها جنگيد وكشته شد . قبل از شروع جنگ جهاني دوم اگزوپري در اسپانيا با ديكتاتوري فرانكو مي جنگيد .   او  تجربه هاي حيرت آور  خود را در مجموعه ا ي به نام لبخند گرد آوري كرده است . در يكي از خاطراتش مي نويسد كه او را اسير كردند و به زندان انداختند او كه از روي رفتارهاي خشونت آميز نگهبانها حدس زده بود كه روز بعد   اعدامش خواهند كرد مينويسد :"  مطمئن بودم كه مرا اعدام خواهند كرد به همين دليل بشدت نگران بودم . جيبهايم را گشتم تا شايد سيگاري پيدا كنم كه از زير دست آنها كه حسابي لباسهايم را گشته بودند  در رفته باشد يكي پيدا كردم وبا دست هاي لرزان آن را به لبهايم گذاشتم ولي كبريت نداشتم . از ميان نرده ها به زندانبانم نگاه كردم . او حتي نگاهي هم به من نينداخت درست مانند يك مجسمه آنجا  ايستاده بود .   فرياد زدم "هي رفيق  كبريت داري؟ "  به من نگاه كرد شانه هايش را بالا انداخت وبه طرفم آمد .   نزديك تر كه آمد  و كبريتش را روشن كرد  بي اختيار نگاهش به نگاه من دوخته شد .لبخند زدم ونمي دانم چرا؟ شايد از شدت اضطراب،   شايد به خاطر اين كه خيلي به او نزديك بودم و نمي توانستم  لبخند نزنم . در هر حال لبخند زدم وانگار نوري فاصله بين دلهاي ما را پر كرد ميدانستم كه او به هيچ وجه چنين چيزي را نميخواهد ....ولي گرماي لبخند من از ميله ها گذشت وبه او رسيد و روي لبهاي او هم لبخند شكفت . سيگارم را روشن كرد ولي نرفت و همانجا ايستاد   مستقيم در چشمهايم نگاه كرد و لبخند زد  من حالا با علم به اينكه او نه يك    نگهبان زندان كه يك انسان است به او لبخند زدم نگاه او حال و هواي ديگري پيدا كرده بود .
داري؟ " با دستهاي لرزان كيف پولم را بيرون آوردم وعكس اعضاي خانواده ام را   به او نشان دادم وگفتم :" اره ايناهاش " او هم عكس بچه هايش را به من نشان داد ودرباره نقشه ها و آرزوهايي كه براي آنها داشت برايم صحبت كرد. اشك به چشمهايم هجوم آورد . گفتم كه مي ترسم ديگر هرگز خانواده ام را نبينم.. ديگر نبينم كه بچه هايم چطور بزرگ مي شوند . چشم هاي او هم پر از اشك شدند. ناگهان بي آنكه كه حرفي بزند . قفل در سلول مرا باز كرد ومرا بيرون برد. بعد هم مرا بيرون زندان و جاده پشتي آن كه به شهر منتهي مي شد   هدايت كرد نزديك شهر كه رسيديم تنهايم گذاشت و برگشت بي آنكه كلمه اي حرف بزند.
يك لبخند زندگي مرا نجات داد
بله لبخند بدون برنامه ريزي   بدون حسابگري   لبخندي طبيعي  زيباترين پل ارتباطي آدم هاست ما  لايه هايي را براي حفاظت از خود مي سازيم . لايه مدارج علمي و مدارك دانشگاهي ، لايه موقعيت شغلي واين كه دوست داريم ما را آن گونه ببينند كه نيستيم .   زير همه اين لايه ها  من حقيقي وارزشمند نهفته است.  من ترسي ندارم از اين كه آن را روح بنامم من ايمان دارم كه روح هاي انسان ها است كه با يكديگر ارتباط برقرار مي كنند و اين روح ها با يكديگر هيچ خصومتي ندارد. متاسفانه روح ما در زير لايه هايي ساخته و پرداخته خود ما كه در ساخته شدنشان دقت هولناكي هم به خرج مي دهيم ما از يكديگر جدا مي سازند و بين ما فاصله هايي را پديد مي آورند وسبب تنهايي و انزوايي ما مي شوند." 
داستان اگزوپري داستان لحظه جادويي پيوند دو روح است آدمي به هنگام عاشق شدن ونگاه كردن  به يك نوزاد اين پيوند روحاني را احساس مي كند. وقتي كودكي را مي بينيم چرا لبخند مي زنيم؟ چون انسان را پيش روي خود مي بينيم كه هيچ يك از لايه هايي را كه نام برديم   روي من طبيعي خود نكشيده است و با هم وجود خود و بي هيچ شائبه اي به ما لبخند مي زند و آن روح كودكانه درون ماست كه در واقع به لبخند او پاسخ مي دهد
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 5:12  توسط احمد  | 

 


گرچه اکثر فرهنگ های تجارت کم و بیش متاثر از فرهنگ آمریکایی است، اما به نظر می رسد که فرهنگ ژاپني دست نخورده تر باقی مانده است.
اکثر تاجران و مهاجران در اولین برخورد خود با ژاپنی ها احساسی ناجور و نامتجانس خواهند داشت، اما معمولاً بیشتر آنها بعد از چند مدت این احساس را ترک کرده و از همکاران ژاپنی خود درس می گیرند.
این کشور می تواند درس های زیادی در مورد برخوردهای تجاری و کاری به ما بیاموزد. در این مقاله لیستی از 7 درس مهم که می توانیم از ژاپنی ها بگیریم را برای شما تهیه کرده ایم.

1. معاملات بر پایه ی رابطه های شخصی بنا می شود
در فرهنگ تجارت ژاپنی، غیر معمول نیست که قراردادها بر پایه رابطه های خصوصی و خانوادگی بنا شود. یعنی دو نفر باید از قبل با هم آشناییت داشته و همدیگر را خوب بشناسند. به معنای دیگر، قراردادها از روی احترام و آشناییت متقابل انجام میگیرد. تجارت به طریقی انجام می گیرد که هر طرف از نظر اخلاقی به طرف مقابل متعهد و مسئول باشد.
درس عبرت: در ژاپن ایجاد رابطه های خوب خصوصی به شما اعتباری می دهد که برای تجارت های بعدی شما بسیار ضروری است. و وقتی توانستید با یک شرکت ژاپنی رابطه ای خوب برقرار کنید، دیگران نیز گرایش بیشتری برای معامله با شما پیدا خواهند کرد.
طریقه ی وفق یافتن: با راستی و درستی وارد معامله شوید. تا میتوانید سعی کنید تا اطمینان آنها را به خود جلب کرده و با آنها طرح دوستی بریزید.

2. گروه گرا باشید و به تصمیمات گروه احترام بگذارید
ژاپن کشوری است که واژه ی "ما" به جای "من" در آن ارزش بسیار بالاتری دارد. آنها قبل از به مرحله ی عمل آوردن هر تصمیم مهمی، آن را به بحث می گذارند. گروه گرایی به جای فردگرایی در این کشور رونق دارد. شما نیز قبل از اینکه بتوانید پیشنهادات خود را مطرح کرده یا به مرحله ی عمل درآورید، باید عضو گروه شوید.
درس عبرت: موفقیت کاری گروهی است. هیچ کس به تنهایی موفق نخواهد شد. ژاپنی ها این نکته را دریافته اند و برای همه ی آنها این ضرورت وجود دارد تا به همراه دیگران کار کنند. البته ممکن است روند تصمیم گیری کندتر شود، اما در آخر کار همه تصمیمات خود را ارائه کرده اند، و صدای همه در تصمیم گرفته شده منعکس خواهد شد.
طریقه ی وفق یافتن: یکی از راه های اصلی در سیاست این است که صدای دیگران را نیز بشنویم. در تجارت غربی معمولاً کار به این شیوه است که همه ی تصمیمات توسط یک رئیس گرفته می شود و به این نکته توجه نمی شود که آن رئیس برای تصمیم گیری نیاز به مشورت و کمک مدیران زیر دست خود دارد. ژاپنی ها این مسئله را فهمیده اند. برای آنها کار گروهی در درجه ی اول اهمیت قرار دارد. شما هم تا زمانی که نخواهید در کار تک روی کنید و فقط تصمیمات خود را به اجرا بگذارید نزد آنها احترام دارید. تا جایی که می توانید باید بتوانید با قوانین گروهی آنها خود را سازگار کنید، فقط در اینصورت است که در تجارت با آنها موفق خواهید شد.

3. رک گو نباشید
برخلاف آمریکایی ها که بسیار رک گو و رو راست هستند، ژاپنی ها ترجیح می دهند که همه ی مسائل را رک و رو راست به آنها نگویید و آن مطلب را در لفافه و با اشاره مطرح کنید. همه ی تلاش آنها بر این است که آن نکته و مطلب باعث آزار و ناراحتی کسی نشود و به کسی بر نخورد.
درس عبرت: در فرهنگ تجارت ژاپنی اهمیت زیادی به ادب و احترام داده می شود. آنها تلاش می کنند تا همکاران خودر ا آزرده خاطر نکنند و احترام متقابل را حفظ کنند.
طریقه ی وفق یافتن: برای این منظور باید سعی کنید تا قبل از حرف زدن آن را در دهان خود مزه مزه کنید. برای جواب دادن به کسی عجله نکنید و مطلب را خوب بررسی کنید و بعد به زبان بیاورید.

4. وقت شناسی نشانه ی احترام است
هرچیز که باعث از بین رفتن غرور، شان و اعتبار اجتماعی شود در تجارت و معاملات ژاپنی ها بسیار مضر است. برای این منظور شما باید همه ی توان خود را به کار گیرید تا این احترام حفظ شود. یکی از بهترین راه هایی که نشان می دهد شما برای طرف مقابلتان احترام زیادی قائل هستید، این است که سر قرارها به موقع بروید و وقت شناس باشید.
درس عبرت: ژاپنی ها اگر ببینند برای وقت آنها ارزش قائل نیستید، آن را بی احترمی تلقی خواهند کرد. این نیز یکی دیگر از خصایصی است که شرقی ها برخلاف غربی ها بر آن استوارند.
طریقه ی وفق یافتن: وقت شناسی خصیصه ای است که همه ی ما باید دیر یا زود به آن عادت کنیم. از اینرو، بهتر است تا زمان خود را به گونه ای تنظیم کنید که سر قرار ملاقات های مهم خود به موقع برسید.

5. ارائه ی خدمات به مشتری در اولویت است
اگر به ژاپن سفر کنید، از نزدیک مشاهده خواهید کرد که همه ی کارمندان و مسئولان همه ادارات، برای خدمت به شما بسیار مشتاق و داوطلب خواهند بود. احتمالاً از این مسئله بسیار تعجب خواهید کرد. ژاپنی ها عقیده دارند که رسیدگی به کارهای ارباب رجوع در اولویت همه ی امور است.
درس عبرت: برخورد خوب با ارباب رجوع، تعهدی است که همه ی ژاپنی ها عمیقاً در قلب خود احساس می کنند. با اینکار باعث جلب مشتری می شوند و آنها را همیشه از خود راضی نگه میدارند.
طریقه ی وفق یافتن: برای این منظور بهتر است کمی در برخوردهای ژاپنی ها با مشتریان خود دقت و توجه کنید. از رفتار آنها کپی کنید تا بتوانید مثل آنها موفق شوید.

6. ارتباط تلفی مرتب داشته باشید
در ژاپن ترجیح داده می شود که به جای فرستادن نامه، فکس یا ایمیل، مستقیقاً تماس گرفته شود. این به آن دلیل است که ارزش قائل شدن برای وقت طرف مقابل بسیار اهمیت دارد.
درس عبرت: با برقراری تماس مداوم خواهید توانست رابطه ی بسیار بهتری با آنها برقرار کنید و اطمینان و احترام آنها را نیز به خود جلب کنید.
طریقه ی وفق یافتن: اکثر ما برای تلفن زدن به هم کمی تنبلی می کنیم. این ممکن است به خاطر ضعف ارتباطات کاری ما باشد. شما هم باید بتوانید درست مثل ژاپنی ها ارتباطات تلفنی خود را بیشتر کنید. این مکالمات را کمی خصوصی تر کنید تا علاقه ی خود را برای برقراری ارتباط با طرف مقابل نشان دهید.

7. مهمان نواز باشید
ژاپن هم مثل اکثر کشورهای آسیایی خصیصه ی هدیه دادن را حفظ کرده است. برای میهمانان خود هدیه تهیه کنید تا بتوانید از این طریق حس مهمان نوازی و علاقه ی خود را به آنها نشان دهید. برای پرداخت صورتحساب تعارف کنید که اینکار نشانه ی احترام است.
درس عبرت: مهمان نوازی در تجارت ژاپنی به این معناست که ارتباطات خصوصی مهمتر از رابطه های کاری است.
طریقه ی وفق یافتن: با مشتری خود بیش از منبعی برای تجارت رفتار کنید. اول روی رابطه تمرکز کنید، و با اینکار تجارت نیز به موفقیت انجام خواهد شد.

از فرهنگ های تجارت آگاه شوید
در این دنیای چند فرهنگی، شناختن فرهنگ تجارت کشورهای دیگر باعث می شود تا در محل کار خود ارزش بیشتری پیدا کنید. تا می توانید با فرهنگ های تجارتی مختلف آگاهی پیدا کنید تا موفقیت شما در معامله با آنها تضمین شود.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 12:48  توسط احمد  | 

 







تصور کنید که بتوانیم سن زمین را فشرده کنیم و هر 100 میلیون سال را یک سال درنظر بگیریم. در این صورت کره زمین مانند فردی 46 ساله خواهد بود.

در مورد 7 سال نخست زندگی این فرد هیچ اطلاعی نداریم. در مورد سالهای میانی عمرش اطلاعات پراکنده ای داریم. اما می دانیم که در 42 سالگی گیاهان روی زمین پدیدار شده و شروع به رشد کرده اند.

از دایناسورها و خزندگان غول پیکرتا همین یک سال پیش اثری نبود. یعنی زمین در 45 سالگی آنها را به چشم خود دید.

8 ماه پیش پستانداران به وجود آمدند.

در اوایل هفته گذشته میمونهای آدم نما به انسان تبدیل شدند.

اواخر هفته گذشته یخبندان سراسر زمین را فراگرفت.

انسان حدود 4 ساعت پیش روی زمین پدیدار شد و طی یک ساعت گذشته کشاورزی را کشف کرد.

حدود یک دقیقه از انقلاب صنعتی می گذرد.

حالا ببینید که انسان در این یک دقیقه چه بلایی بر سر زمین 46 ساله آورده. او جمعیت خود را به نسبت سرسام آوری زیاد کرده و نسل 500 خانواده از جانداران را منقرض کرده است.

این است اشرف مخلوقات

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 12:46  توسط احمد  | 

 

 

 

 

يكي از جنبه‌هاي مهارت اجتماعي اين است كه بتوانيم فردي با احساسات برآشفته را آرام كنيم. كنترل كردن فردي كه در اوج خشم و عصبانيت است نشانه‌ي كمال استادي در مهارت‌هاي اجتماعي به شمار مي‌رود. اطلاعات به دست آمده در زمينه‌ي سرايت عاطفي و كنترل خشم نشان مي‎دهد كه يكي از موثرترين تدابير در اين مورد آن است كه حواس فرد خشمگين را پرت كنيم, با او اظهار همدردي نموده و سپس ذهن او را به موضوع ديگري كه براي او حالت خوشايندتري دارد منحرف كنيم ـ خلاصه نوعي كشتي عاطفي!

داستاني كه در زير مي‌آيد نمونه‌ي بارز چنين مهارت ظريفي در هنر نفوذ عاطفي است؛ تري دابسون, در سال‎هاي 1950, يكي از نخستين امريكايي‌هايي بود كه در ژاپن به ورزش رزمي آيكيدو مي‎پرداخت. دابسون چنين تعريف مي‎كند «يك روز عصر كه داشتم با ترن شهري توكيو به خانه بر‌مي‎گشتم كارگر درشت‌هيكل و مستي سوار قطار شد و تلوتلوخوران شروع به ترساندن مسافران كرد. همان‌طور كه نعره مي‎كشيد و به همه كس فحش مي‎داد, به طرف زني كه بچه‎اش را در بغل گرفته بود, حمله‌ور شد زن در پشت زوج سالخورده‌اي پناه گرفت و همگي با وحشت به طرف عقب كوپه رفتند. مرد مست همان‌طور كه پيچ و تاب مي‎خورد و سراپا خشم بود به ميله‎ي آهني وسط كوپه چنگ انداخت.

 گويي كه سعي داشت آن را از جاي خود در‌آورد. در اين لحظه، من كه تازه از تمرين آيكيدو باز‌مي‎گشتم و در اوج آمادگي جسماني بودم از جا بلند و آماده شدم كه مرد مست را سر جاي خود بنشانم. اما ناگهان كلمات معلم خود را به ياد آوردم كه مي‌گفت «آيكيدو هنر آشتي است. هر كس به فكر جنگيدن باشد ارتباط خود را با جهان هستي از دست مي‎دهد. آيكيدو سعي دارد اختلافات را بر‌طرف كند نه اينكه آنها را دامن بزند.» من به معلم خود تعهد داده بودم كه هرگز شروع‌كننده‎ي جنگ نباشم و مهارت‎هاي رزمي آيكيدو را فقط براي دفاع به كار ببرم. در آن لحظه فرصتي پيش آمده بود كه قابليت‎هاي خود را در زندگي واقعي محك بزنم. بنابراين در همان حين كه همه‎ي مسافران از ترس در جاي خود ميخكوب شده بودند به آرامي و با متانت از جاي خود برخاستم.
    مرد مست با ديدن من نعره‎اي سر داد كه: «اوهو! يك غريبه! بايد يك درس ژاپني بهت بدهم!» و خودش را آماده كرد تا به من حمله‎ور شود اما درست در همين لحظه فرياد مهيب و مسرت‎بخشي به هوا برخاست كه لحني دوستانه داشت. مرد مست، شگفت‎زده، به طرف صدا برگشت و مرد ژاپني كوتاه قدي را با لباس كيمونو ديد كه حدود هفتاد سال داشت. پيرمرد لبخندي زد و با حركت دست به او اشاره‎اي كرد.
    مرد مست به او پرخاش كرد كه: «چرا من بايد با تو لعنتي صحبت كنم؟» در همين لحظه من آماده بودم كه با يك ضربه او را نقش زمين كنم.
    پيرمرد با صداي گرم و چشمان خندانش رو به مرد مست كرد و گفت «چه نوشيده‎اي؟»
مرد مست نعره كشيد «ساكي خورده‎ام و به هيچ كس ربطي ندارد.»
پيرمرد با لحن صميمانه‎اش پاسخ داد: «شگفت‎آور است، واقعاً شگفت‎آور است، مي‎فهمي. من هم عاشق ساكي هستم. هر شب با زنم كه هفتاد و شش سال دارد يك شيشه كوچك ساكي بر‌مي‎داريم و مي‎رويم توي باغ و روي يك نيمكت چوبي در زير درخت خرمالو مي‎نشينيم و …»
مرد مست همان طور كه به حرف‎هاي پيرمرد گوش مي‎كرد بتدريج چهره‎اش آرام شد و مشت‎هاي گره‌كرده‎اش را از هم گشود. «اوه … من عاشق خرمالو هستم…»
«بله و من مطمئنم كه تو هم زن خوبي داري.»
كارگر مست پاسخ داد «نه، زنم مرده…» و بعد سر درد دلش باز شد و ماجراي غم‌انگيز مرگ زنش را تعريف كرد و بعد از خانه، كار و شرمنده بودن از خودش گفت.
در اين هنگام قطار به ايستگاه مقصد تري مي‎رسد و او در حين پياده شدن مي‎شنود كه پيرمرد از كارگر مي‎خواهد تا شبي به خانه‎ي آنها رفته و راجع به همه چيز گپ بزنند….
 مي‌بينيم كه مهارت عاطفي پيرمرد واقعاً بي‎نظير بود.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 18:1  توسط احمد  | 

 

«قيافه اش چيني نيست ولي چيني ها براي آن مي ميرند. از 206 صندوقدار کمي بزرگ تر است، پورشه در تيونيگ و ساخت اکسل آن نقش داشته و بدنه در ايتاليا طراحي شده البته اسپانيا هم در برخي کارهاي طراحي و مهندسي و تست خودرو از دو سال پيش کمک کرده است.»



«نوند» دومين خودروي ملي ايران خودرو با مشخصات بالا است (به نقل از قائم مقام ايران خودرو) که هفته جاري با حضور رئيس جمهوري از آن رونمايي خواهد شد.


تيزرو، خبرگير، خبرآور و پيک در فرهنگ معين و اسب تيزرفتار و اسب تيزفهم بادپاي بزين در فرهنگ دهخدا معاني واژه «نوند» هستند که ايران خودرو در کنار «سمند» اين نام را براي دومين حضور ملي خود انتخاب کرده است. «سمند» نامي بود که گفته مي شود سيدمحمد خاتمي براي نخستين خودرو ملي کشور برگزيد. در فرهنگ معين «سمند» اسبي است که رنگش رو به زردي گراييده.

«نوند» که پيش از اين با نام X12 معروف شده بود خودرويي است که در اوايل دهه 80 پس از آنکه سمند رونمايي شد با عنوان پروژه «نيوپيکان» يا «پيکان جديد» به رهبري حميدرضا کاتوزيان رئيس فعلي کميسيون انرژي مجلس کليد خورد اما با گماشته شدن منوچهر منطقي به مديرعاملي ايران خودرو اين پروژه متوقف شد تا منطقي در اولين گام کاتوزيان را که بعدها به عنوان نماينده تهران به مجلس راه يافت يکي از منتقدان جدي خود کند و کاتوزيان در نقد او بگويد؛ «آقاي منطقي عرضه مديريت يک دبستان را ندارد چه برسد به ايران خودرو.»

منطقي به جاي پيگيري نيوپيکان طراحي و ساخت پژو 206 صندوقدار را در پيش گرفت که اين پروژه چند 10 ميليارد توماني در نهايت اواخر سال 84 رونمايي و توليد انبوه آن شروع شد. با پايان يافتن پروژه ساخت 206 صندوقدار اين شرکت پرونده خاک خورده نيوپيکان را از قفسه ها بيرون کشيد تا با نام X12 پروژه يي را آغاز کند که قصدش گرفتن سهم بازار خودروهاي «نيمه ارزان، نيمه گران» باشد و قشر متوسط بتواند از آن استفاده کند.

اين خودرو در اسفندماه سال گذشته آماده رونمايي بود و حتي زمان و مکان آن نيز مشخص شده بود که يکباره برگزاري مراسم با مخالفت وزارت صنايع و معادن روبه رو و قرار شد رونمايي از اين خودرو در ارديبهشت ماه 88 صورت گيرد تا با نزديک شدن به انتخابات آسان تر از اين پروژه به عنوان دستاورد دولت نهم ياد شود. از سويي فرصت کافي براي برکناري منطقي نيز فراهم آيد تا مراسم رونمايي اين خودرو کاملاً «دولت نهمي» برگزار شود.

 احمدي نژاد در حالي قرار است پرده از روي «نوند» بردارد که گفته مي شود منوچهر منطقي نيز در اين جلسه حضور خواهد يافت تا رئيس جمهوري از وي تقدير کند، اما شنيده ها حاکي است وي از حضور در اين مراسم سر باز خواهد زد تا به اين صورت راه خود را از دولت نهم جدا کرده باشد.

نوند چگونه خودرويي است

اين خودرو در کلاس بين B و C توليد شده که پلت فورم (موتور، سيستم تعليق و ترمز) مورد استفاده براي ساخت همان پلت فورم 206 است با اين تفاوت که براساس اظهارات مجيد شيخاني قائم مقام ايران خودرو که چندي پيش با ايسنا گفت وگو کرده بود قرار است روي اين خودرو موتور FE7 (موتور ملي بنزيني و گازسوز) با دو حجم 1700 و 1600 سي سي و موتورهاي ديزلي براي آن تعريف شده است. گيربکس نوند در شرکت نيرومحرکه توسعه يافته که مشاوران آلماني در طراحي آن مشاوره داده اند. پورشه هم براي سازگار کردن اکسل جديد اين خودرو و تيونيگ آن نيز به ايران خودرو کمک کرده است.

سيستم تعليق هم در ايران خودرو به طراحي رسيده اما اتاق نوند و تزئينات داخلي آن با کمک ايتاليايي ها در مرکز تحقيقات ايران خودرو طراحي شده است. «نوند» در دو مدل توليد خواهد شد که گفته مي شود قيمت يک مدل آن حدود دو ميليون براي رقابت با مينياتور و مدل بعدي حداکثر تا 12 ميليون قيمت خواهد داشت به طوري که نوند معمولي حدود 10 و نوند اتوماتيک حدود 5/11 ميليون تومان قيمت گذاري شده است.

 ظاهراً کيسه هوا براي دو سرنشين جلو و ترمز ضدقفل (ABS) نيز از قطعات اصلي و نه آپشن براي اين خودرو است. پروژه ساخت خودروهاي ملي در دهه 70 پس از آنکه وضع ارزي کشور بهبود يافت در ايران خودرو با سرمايه گذاري 800 ميليارد توماني آغاز شد تا اين شرکت اوايل دهه 80، نخستين خودرو ملي کشور را به توليد برساند و از سيدمحمد خاتمي رئيس جمهور وقت بخواهد براي رونمايي آن به ايران خودرو برود. اما ظاهراً استفاده از عنوان «ملي» براي اين خودرو خاتمي را با ترديد مواجه کرده و باعث مي شود وي از حضور در اين مراسم خودداري کند. منوچهر غروي مديرعامل وقت ايران خودرو نيز که در انتخابات دوم خرداد سال 76، علناً از علي اکبر ناطق نوري حمايت کرده بود، اعلام مي کند اگر رئيس جمهوري براي رونمايي اين خودرو شرکت نکند شخصاً از «سمند» پرده برخواهد داشت. اين تهديد شايد باعث شد تا خاتمي در مراسم رونمايي از سمند شرکت کند اما هرگز نام خودرو ملي را براي سمند استفاده نکرد.

مينياتور و نوند دو خودرويي هستند که اواخر دهه 70 يا اوايل دهه 80 کليد خوردند اما به سبب غيراقتصادي بودن متوقف شدند تا خودروسازها به جاي روي آوردن به ساخت خودروهاي ملي سراغ پروژه هاي مشترکي همچون ال- 90 بروند که با روي کار آمدن دولت نهم ناگهان ورق برگشت؛ پروژه ال- 90 به حالت تعليق درآمد و ساخت خودروهاي ملي دوباره در دستور کار قرار گرفت اما اينکه آيا انجام چنين پروژه هايي براي دو بنگاه بزرگ اقتصادي کشور و سهامداران آن سودي به همراه دارد يا خير، پرسشي است که هنوز پاسخ مناسبي به آن داده نشده است و معلوم نيست آيا مينياتور و نوند کشور را در مسير خودروساز شدن قرار خواهند داد يا خير. از سويي ظرفيت و کشش بازار خودرو داخلي به گفته بسياري از صاحب نظران و براساس مطالعات صورت گرفته سالانه چيزي حدود 2/1 ميليون دستگاه است که از اين ميزان سمند به عنوان نخستين خودرو ملي کشور تنها 80 هزار دستگاه (6/9 درصد) از خودروهاي ساخت داخل سهم دارد چرا که بيشتر خودروهاي ساخت داخل محصولات تحت برند کياموتورز کره و پژو فرانسه است و هنوز خودرو ملي پس از گذشت شش سال نتوانسته سهمي همچون پيکان و پرايد را در بازار به خود اختصاص دهد.

 حال پرسش اينجاست که آيا با توجه به برنامه کاهش تعرفه واردات خودرو و وجود محصولاتي همچون پژو 206، تندر 90، ريو و... آيا خودروسازهاي کشور با آوردن هوو براي ساير محصولات خود مي توانند اصل اقتصادي بودن را در بنگاه هاي خود سامان دهند؟


منبع: اعتماد

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 17:59  توسط احمد  | 

 

سلام و عرض ادب و احترام خدمت شما:

اولین شماره از نشریه طب سنتی در آخر فصل بهار بیرون خواهد آمد و اعضاء میتوانند این نشریه را در تعداد صفحات بالا دریافت نمایند.

و اما:

قدیم ندیما دستشوئی ما ایرانی ها (اون موقع بهش میگفتند خلاء) یک گوشه در دورترین نقطه حیاط بود که بابابزرگ و مامان بزرگای ما وقتی میخواستند بروند داخل مستراح یک دستار به سرشون میبستند.

اون موقع دلیل این کار این بود که بخارات ناشی از ادرار(شامل اسید اوریک و فسفریک و..) روی پوست سر و موهای سر و بالطبع سلامتی تاثیر فزاینده ائی داشت و یکی از عوامل ریزش مو بود...در ضمن مثل الان اینطوری نبود که بروند مستراح و 6 ساعت بنشینند راجع به مسائل روزمره تفکر کنند.چون حتی در شریعت ما مسلمانها ذکر شده که ماندن زیاد در مستراح و حرف زدن در آن مکروه است.

الان مستراح ما ایرانی ها صااااف اومده وسط هال و اتاق پذیرائی و تازه بین سنگ توالت و محل شستن دست هیچ دری هم وجود نداره ..به دلیل مشکلات تغذیه ما ایرانی ها مجبوریم حداقل 10 دقیقه اونجا بساط پهن کنیم و خانم خونه هم یک حوله انداخته روی جا حوله ائی در دستشوئی و خبر نداره این حوله چه نقشی در جذب بخارات سمی ادرار و مدفوع دارد و آقای بیچاره هم بعد از وضو و شستن صورت اون حوله را میماله توی صورتش و فاتحه مع الصلوات. (یعنی آخر آلودگی)

این موضوع را من با محلول تنتورید و.. امتحان کردم و حوله حاوی این بخارات را داخل آن قرار دادم و دیدم ظرف چند دقیقه این محلول حاوی انواع اسیدهای باز شده است.

خلاصه اینکه یکی از عوامل ریزش مو و بیماری های ما ایرانی ها همین بخارات ناشی از ادرار در توالت های ماست.

برای حل این موضوع: اول حوله را خارج از توالت و روی جای مخصوص قرار دهید. دوم: روی سنگ پا کمی سرکه ریخته و هفته ائی یک دفعه این سنگ پا را به مدت 4 ساعت در کنار سنگ توالت قرار بدهید.در ضمن قرار دادن سنگ نمک هم عامل جذب این بخارات سمی خواهد بود.

راستی حالا که صحبت از توالت شد بد نیست بدونید: قدیم ندیما وقتی توی جنگ کسی جراحت میدید و بدنش زخم برمیداشت فورا" روی زخم خود ادرار میکرد و یک موم عسل روی آن قرار میداد و با پارچه روی زخم را میبست.

دلیلش هم اینه که ادرار استرلیزه ترین و پاکیزه ترین محصول تولیدی از کلیه و بدن است و دلیل اینکه دین اسلام آن را نجس شمرده این است که تا در محیط آزاد و خارج از بدن قرار گیرد به علت این استرلیزه بودن فورا" باکتری و آلودگی محیط را به خود جذب میکند و نجس میشود.

بگذریم: بریم سراغ چیزای خوب تر:

شما وقتی سیب زمینی را بصورت پخته از آتیش بیرون می آورید ظرف یک ساعت در معده هضم خواهد شد. سیب زمینی آب پز ظرف 4 ساعت هضم میشود و سیب زمینی سرخ کرده ظرف 12 ساعت نصفش هضم و نصفش از طریق معده اخراج خواهد شد..

این رو گفتم برای پدر مادرهایی که به بچه بیچاره چیپس میدهند و شب طفل بیچاره موقع خواب باید صد دفعه این پهلو و آن پهلو شود تا در آخر سم حاصل از این چیپس جذب بدنش شود.

کسانی هم که سراغ من می آیند و اعلام میکنند: چرا میگید پفک سمی است؟ جهت اطلاع کافی است پفک را با آب خیس کنید و با شصت دستتان آن را به سرامیک آشپزخانه بچسبانید. بعد از 8 ساعت عمرا" بتونید این پفک خشک شده  را از دیوار بکنید. باید کلی کاردک و چاقو بزنید تا کنده شود. حالا حساب کنید این پفک با بزاق چسبنده خیس میشود و وارد دیواره معده میشود....

یک روش هم برای کسانی که مدعی هستند سیستم گوارش و جذب آنها هیچ مشکلی ندارد:

يك حبه سير را بطور كامل بدون جويدن و خورد شدن قورت داده اگر قبل از 24 ساعت از بدن خارج شد بدن سالم است زيرا در اين مدت هيچ ميكروبي در بدن نمي تواند رشد كند.و اگر طولاني تر شد دچار يبوست (محل رشد ميكروب )بوده و بيماريد

بعد از تمام این حرفها میخواهم یک نسخه سحر آمیز به کسانی بدهم که از ضعف اعصاب و سوزش و تپش قلب رنج میبرند...تا یک موضوعی پیش میاد زود قاطی میکنند و عصبانی میشوند.

یک سیب خنک(یخچالی) را رنده کنید + داخل این پالودهء سیب یک قاشق چایخوری تخم بادرنجبویه(فرنجمشک) اضافه کنید + یک استکان عرق بهار نارنج + یک استکان عرق بیدمشک اضافه کنید.

یک قاشق قبل از خواب صبح یا ظهر و شب میل کنید.

این مجموعه سحرآمیز اعصاب را آرام میکند و قلب را از سوزش و تشنج باز میدارد و خواب آرامی در پی خواهد داشت.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 13:30  توسط احمد  | 

یک موضوع فوق العاده مهم: هرجا شنیدید گفتند آب جوش یا آب گرم با عسل ترکیب کنید...حتما" باید دمای آب زیر 70 درجه سانتیگراد باشه...وگرنه تمام خواص عسل را تبدیل به مواد سمی میکنه! این نکته رو یادتون میمونه؟ به هیچ عنوان از آب با دمای بالای 70 درجه با عسل استفاده نکنید

و یک نکته: ترکیب عسل و سیب بهترین نوع آنتی بیوتیک را میسازد.موقع سرماخوردگی از این ترکیب به مدت سه روز صبح حتما" استفاده کنید!اثر محسوس و جالبی دارد.

بریم سراغ یک قضیه مهم که چند وقتی است توی جامعه ما مد شده است! چیزی به نام:

 کره گیاهی

دم در اکثر پاساژهای تهرون که میریم ..یه دونه از این گاری سقف دار جدیدا گذاشتند که توی ظرف استیلش کلی ذرت آب پز ریختند و بالای اونجا نوشتند " ذرت با کره گیاهی"

من نمیدونم این اسم کره گیاهی رو از کجاشون درآوردند...ولی هرچی هست (محض اطلاع) امکان نداره کسی بتونه از گیاه کره تهیه کنه...تنها از یکسری از گیاهان مثل کتان و سویا و زیتون و... میشه روغن گرفت که با توجه به نوع امالوئید آن امکان نداره بشه کره از این گیاهان تهیه کرد.

ما هرچی به این دوستان زنگ زدیم ازشون خواستیم یک نمونه کره گیاهی برای ما بیارند! چیزی نصیب ما نشد.

این چیزی که به اسم کره گیاهی با ذرت و ادویه دم این پاساژها به خورد خلق الله میدهند همون کره رقیق شده و صنعتی خودمونه که با روغن سویا و .. ترکیب کردند اسمش رو گذاشتند" کره گیاهی" (البته بعضی به اشتباه ادعا میکنند که کره گیاهی را از مارگارین میگیرند که این روغن ترانس آن بالا است و سیستم ایمنی بدن رو شدیدا" تضعیف میکنه و میشه عذر بدتر از گناه)

و اما: راجع به چائی:

خبر دارید که هیچکدام از حیوانات توانائی هضم برگ چائی و مشتقات آن را ندارند؟ میدونید که هیچ حیوونی چائی نمیخوره ؟شما اگر برگ چائی را داخل نون بگذارید و به گاو بدهید فورا" آن را تف خواهد کرد. در ضمن یکی از معدود گیاهانی که  هیچ آفتی سراغ آن نمیرود برگ چائی است.

قفصد ندارم اینجا انقلاب کنم و بگم: چائی نخورید و یا چائی مسموم است! قرار نیست بیام اینجا یکدفعه 180 درجه سیستم تغذیه را معکوس  و همه را فراری کنیم.

فقط خواستم بگم: اگر اعتیاد به چائی دارید حداقل روزی 2 دفعه صرف کنید.اونهم با قند کم... در عوض براتون توی مقاله آتی "طب سنتی" روش تهیه 16 نوع چائی عالی که یکی از آنها چائی مورد علاقه حضرت علی (ع) هست رو ذکر میکنم تا ببینید چطور با جایگزینی این 16 نوع چائی وضعیت مزاجی و روحی و عصبی شما در جا بهبود پیدا میکند. (عجله نکنید..قدم به قدم)

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 13:19  توسط احمد  | 


هنرنمایی شهرداری یاسوج در خوشامد گویی با 4 غلط در یک جمله
در این تصویر که در جنب فروشگاه اتکا و به مناسبت خیر مقدم به مسافران نوروزی نصب شده در یک جمله انگلیسی که از 4 کلمه تشکیل شده، 4 غلط وجود دارد. عکاس: ا. افتخاری
عبارت صحیح انگلیسی به این صورت است: Welcome to Yasuj city




__._,_._

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 12:53  توسط احمد  | 

مجله آشپزی

 

پيش غذا  : سالاد ماست

مـــــــــواد لازم :
پيازچه 1 كيلو
فلفل دلمه اي1 عدد
گوجه فرنگي سفت2 عدد
نمك و فلفل :: ه ميزان لازم
ماكاروني پيچ رنگي1 پيمانه
سس مايونز نصف پيمانه
خامه :: نصف پيمانه
سركه 1 قاشق سوپخوري
ترب سفيد درشت 1 عدد
ماست چكيده نصف پيمانه

طــــــــرز تهيه :
در ظرف مناسبي آب مي ريزيم و در آن يك قاشق سوپخوري نمك ، يك قاشق سركه و سه قاشق روغن مايع ريخته ، روي حرارت قرار مي دهيم تا بجوشدد سپس ماكاراني را در آب جوش مي ريزيم تا مغز آن بپزد اما له نشود، آنگاه ماكاراني را در آبكش ريخته و مقداري آب نيمه گرم روي آن مي ريزيم ، پيازچه را پس از پاك كردن و شستن و خشك كردن ، خرد مي كنيم . فلفل دلمه اي و گوجه فرنگي ها را خرد نموده ، در اين هنگام سس سالاد را آماده مي كنيم ، به اين ترتيب كه : سس مايونز، ماست چكيده ، خامه ، نمك و فلفل را با چنگال هم مي زنيم ، سپس سركه را اضافه مي كنيم . ابتدا ماكاراني و فلفل دلمه اي و بعد پيازچه را اضافه مي كنيم ، گوجه فرنگي ها را زماني كه سالاد را روي ميز مي بريم ، در آخرين لحظه اضافه مي كنيم كه در سالاد آب نيندازند (لازم به توضيح است كه فقط وسط گوجه فرنگي را استفاده مي كنيم ) ، سپس سالاد را در ظرف مورد نظر ريخته يا مي توانيم داخل ترب سفيد را خالي كرده و سالاد را درون آن بريزيم .

غذاي اصلي 1  : پيتزا دريايی

مواد لازم:
سه چهارم ليوان آرد
يك قاشق چاي خوري بيكينگ پودر
نصف قاشق چاي خوري نمك
يك سوم ليوان شير
دوقاشق سوپ خوري روغن مايع
120 گرم پوره گوجه فرنگي
يك قاشق مرباخوري رب گوجه فرنگي
يك حبه سيرله شده
يك قاشق چاي خوري پودر ارگانو
يك قاشق چاي خوري پودر جعفري
به ميزان لازم نمك و فلفل
سه چهارم ليوان ميگو
2-3 عدد ( بدون هسته) زيتون سياه يا سبز
150 گرم پنير پيتزا
يك عدد كنسرو كيلكا

طرز تهيه:
آرد، بيكينگ پودر و نمك را داخل كاسه اي ريخته ، شير و روغن را اضافه مي كنيم و به طور مرتب هم مي زنيم.
خمير را ورز داده و بصورت توپ در مي آوريم (اگر خمير چسبنده بود كمي آرد اضافه مي كنيم و اگر خيلي سفت بود شير مي افزاييم.
روي خمير پوشش كشيده و مي گذاريم خمير نيم ساعت بماند. پوره گوجه فرنگي، رب گوجه، سبزي هاي معطر و سير را در ماهي تابه كوچكي با هم مخلوط كرده، روي حرارت كم قرار مي دهيم تا غليظ شده و در ادامه بعد از سردشدن ، خمير را در ظرفي با قطر 30 سانتي متر پهن مي كنيم. سس آماده شده را برش نازك داده و روي بقيه مواد چيده شده، كمي پودر ارگانو مي پاشيم.
فر را از 20 دقيقه قبل در دماي 200 درجه سانتي گراد روشن كرده، پيتزا را درون فر گذاشته تا زماني كه روي پنير طلايي شود.

* نكات تغذيه اي :
ميگو يكي از لذيذترين غذاهاي دريايي است. از نظر مقايسه اي نسبت به ساير غذاهايي كه پروتئين زيادي دارند، نظير گوشت ماهي و گروه ماكيان ، ميگو كالري كمتري دارد. پروتئين موجوددر ميگو كيفيت بالايي داشته و حاوي تمام اسيدآمينه هاي لازم جهت رشد مي باشد. پروتئين ميگو همانند ساير جانوران دريايي به دليل نداشتن بافت همبند به راحتي هضم مي شود.براي گروههايي از مردم نظير افراد مسن كه در جويدن و هضم غذا مشكل دارند، غذاي حاوي ميگو گزينه مناسبي براي تأمين پروتئين روزانه آنها است.
ميگوها در كل داراي چربي كمي مي باشند. اسيدهاي چرب امگا-3 كه از دسته اسدهاي چرب غير اشباع بوده و براي سلامتي مفيد هستند، در ميگوها به وفور يافت مي شوند. اين دسته از اسيدهاي چرب مي توانند در كاهش خطر بيماريهاي قلبي مؤثر واقع شوند.اسيدهاي چرب امگا-3 همچنين اجزاي ضروري براي غشاي سلول مغز و بافت چشم است. و املاحي چون كلسيم، آهن، منيزيم،فسفر، پتاسيم، سديم،روي، مس، منگنز و سلنيم است.علاوه بر اين كلسيم، روي، آهن، منيزيم و فسفر ميگو نسبت به ساير آبزيان بيشتر است.

غذاي اصلي 2  : كباب قارچ و فلفل

مــــــــــواد لازم :
گوشت فيله گوساله 700 گرم
پياز 4 عدد
فلفل دلمه اي سبز 2 عدد
گوجه فرنگي2 عدد
قارچ درشت 4 عدد
رب گوجه 4 قاشق سوپخوري
روغن مايع مقداري
نمك و فلفل به ميزان لازم

طـــــــــرز تهيه :
دو عدد از پيازها را با رنده ريز كرده و در تنظيف ريخته و فشار مي دهيم تا آب آن گرفته شود، سپس گوشت را به قطعات يك دست برش داده و به مدت 24 ساعت در آب و پياز خوابانده ، آن گاه 2 عدد پياز ديگر، فلفل دلمه اي و گوجه فرنگي را به قطعات يك دست برش داده و قارچ را نيز از وسط دو نيم كرده ، قسمت بالاي فر را روي آخرين درجه روشن كرده و برش هاي گوشت ، پياز، فلفل ، گوجه فرنگي و قارچ را به ترتيب به چوب كباب چوبي كشيده ، كف سيني فر را با روغن مايع چرب نموده ، كباب ها را در سيني قرار داده و در پنجره بالاي فر مي گذاريم تا يك طرف كباب بپزد . بعد آن را برگردانده و طرف ديگر را مي پزيم . كمي نمك و فلفل روي كباب مي پاشيم و رب گوجه فرنگي و كمي نمك و فلفل را در مقداري روغن مايع تفت داده و اندكي آب به آن اضافه كرده و مي گذاريم چند جوش بزند ، سپس اين مايع را در اواخر پخت كباب روي آن ريخته و بعد از 2دقيقه از فر بيرون مي آوريم .

دسر : ذرت پخته مكزيكی

مواد لازم :
ذرت پخته شده  300 گرم
كره ي پاستوريزه   1 قاشق غذاخوري
سس مايونز  2 قاشق غذاخوري
پودر آويشن   1 قاشق چايخوري
آب ليموي تازه  2 قاشق غذاخوري
نمك و فلفل   به مقدار لازم

روش تهيه :
 ذرت  را در ظرف مخصوص ماكروويو بريزيد. با قدرت 80 درصد به مدت 2 دقيقه در ماكروويو قرار دهيد. (در فاصله اي كه ذرت در ماكروويو است، 3-2 بار آن را هم بزنيد تا تمامي ذرت ها گرم شوند) سپس كره، آويشن، نمك و فلفل را اضافه كنيد و 2-1 دقيقه ديگر با همان قدرت در ماكروويو قرار داده تا كره ذوب شود. در اين زمان ذرت را از ماكروويو خارج نموده،سپس سس مايونز و آب ليمو  را اضافه كنيد. براي تهيه ي ذرت مكزيكي مي توانيد از كنسرو ذرت يا ذرت منجمد استفاده كنيد.

دانستني هاي آشپزی :  تاريخ آشپزی ايران
مي خواهيم كمي از آشپزي در زمان هاي قديم برايتان بنويسيم تا كمي هم به ياد آن زمان ها از اين تشريفات و به اصطلاح زندگي مدرنيزه دور شويد. در آن زمان ها زن، خوشبختي را با دو چيز به خانه مرد مي برد، يكي آينه و ديگري ديگ و ظروف آشپزخانه. البته منظور از ديگ و ظروف آشپزخانه، چيزي است كه امروزه به آن هنر آشپزي مي گويند و هنوز هم در بسياري از خانه ها به خاطر آگاهي كم خانم ها از اين امر مهم، مشكلات فراواني به چشم مي خورد. در قديم، اولين چيزي كه به عنوان جهاز عروس وارد خانه داماد مي شود آينه و آخرين چيز وسايل آشپزخانه يا به اصطلاح آن زمان ديگ و ديگور بود و اين نشاندهنده اين است كه در فرهنگ ايراني، تا چه اندازه مسئله آشپزي براي افراد داراي اهميت بوده است. از آن جا كه از قديم الايام مردان براي كار به بيرون از خانه مي رفتند و ساعت ها رنج و مرارت را تحمل مي كردند، براي آنان هيچ چيز بهتر از پذيرايي با غذا نبود. البته نبايد اهميت دادن آقايان به كيفيت غذا و نه به كميت آن را ناديده گرفت. از همان زمان ها همواره آقايان اين توقع را از همسر خود داشته اند كه غذا را با هنر و سليقه خود تهيه و طبخ كنند و همين امر براي آنان بسيار لذت بخش بوده است. همچنين در آن زمان علاوه بر جنبه غذايي و طعم و مزه خوراكي ها، جنبه هاي طبي و سلامتي آنها هم در نظر گرفته مي شد، به طوري كه مثلا در خورش فسنجان كه ماده اوليه آن گردو است و از لحاظ طبيعت، گرم است، در كنار رب انار يا آب انار كه طبيعت خنكي دارد، استفاده مي شد يا دو محصول حيواني و گياهي در كنار هم به خاطر محاسبات و تعاليم طبي، استفاده نمي شد، مانند عسل و خربزه كه ناسازگاري و دشمني آنها از قديم الايام زبانزد خاص و عام است. قصه سازگاري خربزه و عسل چنين است كه كسي خربزه و عسل را يك جا خوره و دچار شكم درد شده بود و مدام فرياد مي زد، به او گفتند: <مگر نمي دانستي كه خربزه و عسل با هم نمي سازند؟ و او در جواب گفت: اتفاقا بسيار خوب با هم سازگار شده اند تا پدر مرا درآورند.
البته همان طور كه در بالا مطرح شد، در فرهنگ ايران، هنر آشپزي براي خانواده ها از اهميت ويژه اي برخوردار است و از قديم اين اهميت ويژه در بعضي از زمان ها از حالت عادي خود خارج شده و به شكل يك سنبل خود را نشان مي دهد؛ سبزي پلو ماهي شب عيد، تاريخچه بسيار طولاني در ايران دارد يا در ايام ماه مبارك رمضان، پخت و پز غذاها براي سحر و افطار، شكل متفاوتي به خود مي گيرد و از اهميت بسيارويژه اي برخوردار بوده و هست.
تعدادي از غذاهاي آن روزگاران، هنوز هم در اين دنياي مدرنيزه، مورد استفاده خانواده هايي كه سنت و گذشته خود را حفظ و آن را فراموش نكرده اند، قرار مي گيرد، براي نمونه مي توان تعدادي از آنها را به اين شكل نام برد:

مرغ و پلو، شاخدار پلو، بره تنور، كوفته ريزه، كوفته شامي و...در بسياري از خانواده ها امروزه اين غذاها جاي خود را به پيتزا، همبرگر، مرغ كنتاكي، لازانيا و.. داده است.در اين جا لازم است به تاريخ و فلسفه به وجود آمدن برخي غذاها بپردازيم و آداب خوردن برخي از غذاهاي ايراني را در زمان هاي گذشته مطرح كنيم، اما قبل از آن بايد ذكر كرد كه به خاطر تنوع در غذاهاي ايراني در زمان هاي گذشته، ذكر انواع و اقسام مختلف آن در اين مقال نمي گنجد، بنابراين از گزيده هاي فوق به ذكر نمونه هايي بسنده مي كنيم، شايد اين گزيده، تجديد خاطره اي باشد براي دوستان و دوست داران سنت ايراني.
پلو، چلو، كته
در مورد تفاوت پلو، چلو و كته سخن زياد است ولي با تعريف هر يك به صورت مختصر، مي توانيم تفاوت آنها را دريابيم.چيزي كه با برنج پخته شود و موادي مثل سبزي، لوبيا و... به آن اضافه شود، پلو است ولي اگر همين برنج به صورت سفيد ساده طبخ شود و در كنار آن خورش و مخلفات ديگر به صورت جداگانه قرار گيرد مي شود چلو و در صورتي كه اين برنج، آبكشي نشود كته خواهد شد.
چلو كباب، غذاي اصيل
شايد به جرات بتوان گفت كه چلوكباب در كنار آبگوشت از معروف ترين و قديمي ترين غذاهاي ايراني محسوب مي شوند. چلو كباب در اصل حاصل دو محصول كشاورزي و دامپروري است به طوري كه برنج آن از طريق كشاورزي و گوشت آن از طريق دامپروري حاصل مي شود. تاريخچه اين غذا در ايران به زمان صفويه باز مي گردد. البته تا آن زمان اين غذا اكثرا بدون چلو مورد استفاده مردم به خصوص درباريان قرار مي گرفت. اوج شهرت اين غذا به زمان قاجاريه و پس از آن باز مي گردد. اين غذاي سهل الوصول كه تنها با دم كردن برنج و برشته كردن گوشت بر روي آتش آماده مي شود، از غذاهايي است كه با هرگونه ذائقه ايراني سازگاري دارد و كمتر كسي است كه بگويد: از كباب متنفر است.
مي گويند اولين بار اين غذا توسط علي خان نايب و پسرش غلامحسين خان نايب طبخ شد. علي خان نايب اولين بار پخت چلوكباب را در حضور ناصرالدين ميرزا كه از دوستان صميمي او بود انجام داد و پس از به سلطنت رسيدن ناصرالدين ميرزا، او نيز به دربار راه پيدا كرد، اما پس از مدتي به دلايل مختلف از دربار خارج شد و به خاطر اين كه دوستي و رفاقتش با ناصرالدين شاه پابرجا بماند، در نزديكي كاخ گلستان يك مغازه چلو كبابي داير كرد و به كار مشغول شد.
فلسفه ماهي دودي
در قديم چون وسايل نقليه تندرو وجود نداشت براي آن كه بتوان از فاسد شدن ماهي جلوگيري كرد، آن را در محل صيد، مدتي در آب نمك غليظ مي خواباندند و آويزان كرده و دود مي دادند. البته قبل از طبخ بايد آنها را مدتي در آب انداخت و مدام آب آن را عوض و سپس طبخ كرد.
آداب خريد كالاهاي خوراكي
يكي از آداب خريد كالاهاي خوراكي در آن زمان ها، ناخنك زدن به آنها بود. يعني از زمان انتخاب تا زماني كه جنس تحويل مشتري مي شد، او مدام دهانش از خوراكي هاي فروشنده پر بود و آن را حلال و حق خود مي دانست. البته مشتري ها براي ناخنك زدن، بهترين قسمت كالا را انتخاب مي كردند و همين امر با ناراحتي و عصبانيت فروشنده همراه مي شد و دعواها و بحث هايي بين مشتري و فروشنده در مي گرفت ولي به سرعت با هم آشتي مي كردند اما پس از آشتي كردن دوباره دست مشتري به سمت خوراكي هاي فروشنده دراز مي شد.
آداب ناهار براي دكان داران
كسبه و دكان داران در قديم ناچارا ناهار خود را در مغازه و محل كار خود مي خوردند و معمولا چند نفر با هم غذايي را مي گرفتند كه معمولا هم ديزي بود و هر كس مقداري از پول آن را پرداخت مي كرد يا به اصطلاح غذا را دانگي حساب مي كردند، بجز عده اي كه از روي فقر يا خساست، يا ناهار نمي خورند يا شريك غذاي ديگران مي شدند. اين خوردن دانگي غذا هم براي خود فلسفه اي داشت. از يك طرف روابط و دوستي هاي شان محكم تر مي شد و از طرف ديگر، سهم كمي براي غذا پرداخت مي كردند. عده اي هم معتقد بودند كه با اين عمل، اشتها به غذا بيشتر شده و غذا را با ميل و رقبت بيشتري ميل مي كردند.
با اين همه گاهي رندي هايي در اين نحو غذا خوردن ها مي شد و دلگيري هايي را به وجود مي آورد مثلا يكي قاتق را بيشتر و نان را كمتر مي گرفت يا در خوردن آبگوشت، نان ها را به سمت دوستان و چربي ها را به سمت خود مي كشيد.
آداب كله پاچه خوري
در آن زمان مشترياني كه به مغازه هاي كله پزي مراجعه مي كردند، مطابق ميل خود هر نوع ناني را كه دوست داشتند و معمولا نان سنگك بود با خود به مغازه كله پزي مي بردند.
صاحب مغازه آنها را به نشستن بر روي يكي از تخت ها راهنمايي مي كرد. آنها به همراهي شاگرد مغازه به سمت تخت مي رفتند و بر روي آن مي نشستند. پس از آن يك سيني يا مجمعه كه وسط آن ظرفي از آب كله بود توسط شاگرد مغازه براي او برده مي شد و او با توجه به اشتهاي خود، نان در آن خرد مي كرد.
اگر مشتري از افراد والامقام يا درباري بود، خود صاحب مغازه، نان ها را داخل ظرف خرد مي كرد و با دست بر روي آن فشار مي آورد تا تكه هاي نان خيس شود و آب اضافي آن را مي گرفت و پس از آن به شكل مخروطي در مي آورد و مقداري روغن و مغز بر روي آن گذاشته و آن را به مشتري برمي گرداند. البته دو، سه لقمه اي كه مشتري از غذا مي خورد، شاگرد مغازه ظرف غذا را از جلويش برمي داشت و دوباره با اضافه كردن روغن و كمي مغز، به او باز مي گرداند. پس از آن، نوبت به خوردن گوشت مي رسيد و صاحب مغازه بنا به شخصيت مشتري، ظرفي از چشم، بناگوش، پاچه و زبان تهيه مي كرد و بر روي آن روغن و دارچين مي ريخت و به مشتري مي داد. در اين جا هم اگر مشتري داراي شخصيت والايي بود، دست و اگر از افراد معمول بود، پاي گوسفند بر روي ظرف قرار مي گرفت. البته مبلغي به آب كله تعلق نمي گرفت و مغازه دار فقط پول گوشت را دريافت مي كرد.
قيمت يك وعده اين غذا، از سه شاهي تا ده شاهي بود و دو، سه شاهي نيز جهت نان دريافت مي شد.
مشتري كله پزي ها اكثرا افراد دست به جيب و به قول امروزي ها آدم هاي لارج بودند ولي اين صنف داراي مشتري هاي فقير و بي پول هم بود كه بعضي هاي شان به خوردن همان آب كله اكتفا مي كردند ولي عده اي با چانه زدن و سماجت، كمي هم روغن، مغز و گوشت نيز دريافت مي كردند.
آداب پختن نذری
يكي از مراسم و آداب مردم قديم، پختن و توزيع انواع نذري ها ميان اهل محل بود. اين نذرها عبارت بودند از پلوخورش، شله زرد، حلوا، آش شله قلمكار و... پس از آماده شدن به وسيله ظروف مسي تقسيم مي شد. بعضي مواقع هم مي گذاشتند تا افراد تهيدست به در منزل فرد نذري پز، بيايند و سپس نذري را بين آنها تقسيم مي كردند. نذرها به شكل هاي مختلف بود، بعضي ها غذاهاي فوق الذكر را نذر مي كردند ولي عده اي هم بودند كه فقط نان و ماست نذر مي كردند. البته عده اي از مردم هم بودند كه وقتي نذري داشته يك ديگ بزرگ كه بر روي آن سيني قرار داشت، درجلو در منزل قرار مي دادند و هر كس بنا به توانايي خود و در صورت تمايل مبلغي بر روي سيني مي انداخت تا در نذر، سهيم باشد.

موفق باشيد

شقايق بالندري

Katibe@ymail. com

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 12:49  توسط احمد  | 


يك روز یک پسر کوچولو که می خواست انشاء بنویسه از پدرش می پرسه: پدرجان !
لطفا برای من بگین سیاست یعنی چی ؟
 پدرش فکر می کنه و می گه :بهترین راه اینه که من برای تو
 یک مثال در مورد خانواده خودمون بزنم که تو متوجه سیاست بشی
من حکومت هستم، چون همه چیز رو در خونه
 من تعیین می کنم.. مامانت جامعه هست، چون کارهای خونه رو اون اداره میکنه.
 کلفت مون ملت فقیر و پا برهنه هست، چون از صبح تا شب کار می کنه وهیچی نداره.
 تو روشنفکری چون داری درس می خونی و پسر فهمیده ای هستی.
داداش کوچیکت هم که دو سالش هست،نسل آینده است.
امیدوارم متوجه شده باشی که منظورم چی هست و فردابتونی در این مورد بیشتر فکر کنی.

 پسر کوچولو نصف شب با صدای برادر کوچیکش از خواب می پره. می ره به اتاق  برادر کوچیکش و می بینه زیرشرو کثیف کرده و داره توی خرابي خودش دست و پا می زنه. می ره توی اتاق
خواب پدر و مادرش و می بینه پدرش توی تخت نیست و مادرش به خواب عمیقی فرو رفته و هر کار می کنه مادرش از خواب بیدار نمی شه. می ره تو اتاق کلفت شون که
 اون رو بیدارکنه، می بینه باباش توی تخت کلفتشون خوابیده .....؟؟؟؟
میره و سر جاش می خوابه و فردا صبح از خواب بیدار می شه.

فردا صبح باباش ازش می پرسه: پسرم! فهمیدی سیاست چیست؟ پسر می گه:
 بله پدر، دیشب فهمیدم که سیاست چی هست.سیاست یعنی اینکه حکومت، روی ملت فقیر و پا برهنه سواره، درحالی که جامعه به خواب عمیقی فرورفته
 و روشنفکر هر کاری می کنه نمیتونه جامعه رو بیدار کنه، در حالیکه نسل
آینده داره توی گه خودش دست و پا می زنه

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم فروردین 1388ساعت 23:40  توسط احمد  |