تبليغاتX
مطالب علمی و احساسی

ده جهنم دره به روايت رويترز
فهرستهاي ده تايي در ادبيات و ژورناليسم دنياي مدرن،نماد ليستي از بهترينها و برترينها است و كمتر پيش آمده كه به بدترين بپردازد،از جمله فهرست جديد رويترز براي 10 نقطه از عالم كه شما را از رفتن به آنجا نهي مي كند!!.

مقام اول متعلق است به بندر مورثبي در گينه نو ،كه به طور متوسط 115 مورد جديد از ابتلا به ايدز را ماهيانه گزارش مي كند!، بيكاري،دزدي و آدم ربايي در پايتخت گينه نو بيداد مي كند!.

مقام دوم به شهر لينفن در چين ميرسد با بيشترين آلودگي هوا، در جوار صنايع غير اصولي و معادن بزرگ ذغال سنگ كه ابري از غبار مسموم كك و آلاينده هاي هوا آسمانش را هميشه تيره نگاه داشته است!.

مقام سوم به شهر بوجمبورا درجمهوري برونئي؟! در شرق آفريقا تعلق دارد،كه فساد و وضع نابسامان اقتصادي آن،پايين ترين نرخ رشد اقتصادي جهان را برايش به ارمغان آورده است و شهره به نسل كشي و كشتارهاي دسته جمعي است!.

مقام چهارم متعلق است به يكي از رئوس محور شرارت!،پيونگ يانگ در كره شمالي بعنوان شهري كه عليرغم ظاهرش در باطن رژيم مديريتي و حكومتي استبدادي داشته و فقط يك شبكه راديو و تلوزيون تحت مراقبتهاي شديد حكومتي دارد و حتي دوچرخه سواري نيز در اين شهر به دلايل سياسي !ممنوع است!.

مقام پنجم در كمال ناباوري متعلق است به اوكلاهما در ايلات متحده! و به خاطر بيشترين مخاطرات بلاياي طبيعي!،اين شهر در كريدور معروفي كه بيشترين گردبادهاي موسمي در آن مي وزد، در ماههاي مارس تا آگوست بيشترين ريسك مسافرت را دارد!.

شهر چرنوبيل در اوكراين هنوز تبعات آلودگيهاي راديواكتيويته در دهه نود قرن بيستم را به دوش مي كشد و با مناطق خالي از سكنه و رودخانه ها و درياچه هاي آلوده اش مقام ششم را به خود اختصاص داده است.

موگاديشو در سومالي بعنوان بي قانونترين شهر هرت جهان!،پس از فروپاشي قدرت مركزي در دهه پاياني هزاره دوم،و استقرار واحدهاي حافظ صلح مدتهاي مديدي است كه در رتبه هفتم، از همه برشورهاي توريستي و مسافرتي حذف شده است.

ياكوتسك در روسيه با طبيعتي سرد و منجمد كننده و فاصله اي بعيد با مسكو(شش قاچ ساعتي در معيار ساعت جهاني) در تمامي طول سال با دمايي در حدود 32 درجه زير صفر!! به درستي سردترين منطقه مسكوني جهان لقب گرفته و در مقام هشتم،فقط در صورت افت دما به كمتر از ميزان ياد شده كودكانش مجاز به تعطيل مدارس هستند!!.

داكا در بنگلادش گرفتار تبعات جنگهاي داخلي،عدم ثبات سياسي و بلاياي طبيعي بوده است ولي فقط به خاطر حد بالاي آلايندگي هوا و محيط زيست در اثر توسعه نابسنده صنعتي مقام نهم را به خود اختصاص داده است!.

بغداد، پايتختي در همسايگي كه روزي مثل آبادي و امارت نشيني بود،اكنون در آتش تعارضات قومي-مذهبي-قبيله اي مي سوزد،پس از جنگ خليج و به زانو درآمدن ديكتاتور معروفش اين شهر به بالاترين آمار سرقت،آدم ربايي و تجاوز به عنف دست يافته است و در اين ليست نيز مقام آخر و دهم را پيدا كرده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 10:15  توسط احمد  | 


آقای احمدی نژاد وضع اقتصاد امروز ايران را "عالی" توصيف ميکند و اقدامات خود را کار امام زمان ميداند. او بازار بورس تهران را با قمارخانه مقايسه کرده. او همچنين گفته است که: «حرکت آخر آغاز شده است. ما بايد داخل ايران را سريع جمع و جور کنيم و به مسئوليت های جهانی انقلاب بپردازيم»

اما برای اينکه روشن شود آقای احمدی نژاد پيش از انتخاب تا چه حد به فکر اقتصاد کشور بوده و برای آن چه برنامه ای داشته است، بد نيست به صحبت های آقای دکتر محمد خوش چهره، کارشناس امور اقتصادی در مورد يک مصاحبه تلويزيونی قبل از مرحله دوم انتخابات دوره نهم رياست جمهوری که وی طی آن برنامه های اقتصادی احمدی نژاد را در مناظره ای با آقای نوبخت معرفی کرده است توجه کنيم . خوش چهره ميگويد: "بنده اصلا قرار نبود در مناظره با آقای نوبخت در مرحله دوم انتخابات حضور داشته باشم ... يک روز آقای احمدی نژاد بنده را احضار کرد و با ادبياتی مثل دکتر جان و اين گونه حرف ها، از من خواست تا دفاع از او را بر عهده بگيرم، اما من اين مسئله را قبول نکردم. بعد از اينکه صحبت کرديم، به شوخی به ايشان گفتم حالا برنامه اقتصادی تو کجاست؟ چه بايد بگويم که وی در جواب من گفت، تو خودت استادی. در آن جا چيزی بگو. من حتی تا آخرين لحظات هم نمی خواستم به استوديوی پخش بروم. به طوری که در ساعت ده و ربع شب، آقای چمران و خانم سلطان خواه از شورای شهر وآقای علی احمدی از دانشگاه پيام نور به محل استوديو رفته بودند. اما بالاخره با من تماس گرفتند و چون منزل من نزديک صدا و سيما بود رفتم. طوری که تنها يک دقيقه پيش از شروع برنامه به آن جا رسيدم

به عبارت ديگر، آقای احمدی نژاد برنامه ای برای اقتصاد کشور نداشته و آقای خوش چهره در مناظره تلويزيونی قبل از انتخابات از برنامه ای دفاع کرده که در واقع وجود خارجی نداشته است. اگر احمدی نژاد برنامه اقتصادی نداشته پس بر چه اساس به مردم وعده آوردن نفت بر سرسفره آنان را داده است؟


+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 10:5  توسط احمد  | 

                                                                    

من یه شکلات گذاشتم توی دستش
 
اون یه شکلات گذاشت توی دستم
 
من یه بجه بودم؛ اونم یه بچه بود
 
سرم رو بالا کردم ؛ سرش رو بالا کرد
 
دید که منو میشناسه !
 
خندیدم ...
 
گفت "دوستیم؟!        گفتم " دوست دوست "
 
گفت " تا کجا؟!
 
گفتم " دوستی که تا نداره ...
 
گفت " تا مرگ!
 
خندیدم و گفتم " من که گفتم تا نداره "
 
گفت " باشه ، تا بعد از مرگ!
 
گفتم " نه ، نه، نه! تا نداره "
 
گفت " قبول، تا اونجا که همه دوباره زنده میشیم ... یعنی زندگی بعد از مرگ... باز
 
هم با هم دوستیم...! تا بهشت... ! تا جهنم... ! تا هر جا که باشه من و تو با هم
 
دوستیم ...
 
خندیدم و گفتم " تو براش تا هر جا که دلت می خواد تا بذار ... اصلا" یه تا بکش از
 
این سر دنیا تا اون دنیا ، اما من اصلا" تا نمیذارم "
 
نگاهم کرد ؛ نگاهش کردم
 
باور نمی کرد ، می دونستم !
 
اون می خواست حتما" دوستی مون تا داشته باشه ! دوستی بدون تا رو نمی فهمید...!!!
 
گفت " بیا برای دوستی مون یه نشونه بذاریم "
 
گفتم " باشه ، تو بذار "       گفت " شکلات !!! 
 
هر بار که هم دیگه رو می بینیم یه شکلات مال تو ، یکی مال من ... ! باشه ...؟!
 
گفتم " باشه "
 
هر بار یه شکلات میذاشتم توی دستش ...
 
اون هم یه شکلات میذاشت توی دست من...
 
باز همدیگه رو نگاه می کردیم ...! یعنی که دوستیم .... دوست دوست
 
من تند تند شکلاتم رو باز می کردم و میذاشتم توی دهنم و تند تند اونو می مکیدم
 
می گفت " شکمو ! تو دوست شکمویی هستی !
 
و شکلاتش رو میذاشت توی یه صندوق کوچولوی قشنگ ...!
 
می گفتم " بخورش!
 
می گفت " تموم میشه ...! می خوام تموم نشه ...! برای همیشه بمونه...!
 
صندوقش پر از شکلات شده بود ...! هیچ کدومش رو نمی خورد...!
 
من همش رو خورده بودم !!!!!
 
گفنم " اگه یه روز مورچه ها بخورن یا کرم ها ، اون وقت چی کار می کنی؟ "
 
گفت " مواظبشون هستم "
 
می گفت " می خوام نگهشون دارم تا موقعی که دوست هستیم "
 
و من شکلات میذاشتم توی دهنم و می گفتم " نه، نه ! تا نداره ... !دوستی تا نداره "
 
یه سال... دو سال... چهار سال ....هشت سال... ده سال و بیست سال
 
شده !!!!!
 
اون بزرگ شده ؛ من بزرگ شدم ...
 
من همه ی شکلاتام و خوردم ....!    اون همه ی شکلات هاشو نگه داشته ....!!!
 
اون امشب امده که خدا حافظی کنه ! میخواد بره ..!!!!   بره اون دور دورااااااا
 
میگه " میرم ، اما زود بر می گردم "
 
من می دونم ، میره و بر نمی گرده !!
 
یادش رفت به من شکلات بده ... من یادم نرفت !
 
یه شکلات گذاشتم کف دستش ...
 
گفنم " این برای خوردن "           یه شکلات هم گذاشتم کف اون دستش ... 
 
 
    گفتم " این هم  آخرین شکلات برای صندوق کوچیکت "
 
هر دو رو خورد !     خندیدم ...!
 
می دونستم دوستی من تا نداره
 
می دونستم دوستی اون تا داره
 
                                    "مثل همیشه "

خوب شد همه رو خوردم

اما اون هيچ کدوم رو نخورده

حالا با يک صندوقچه پر از شکلاتهاي نخورده چي کار ميکنه؟
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 9:59  توسط احمد  | 


در مترو تهران با یک خانم آذری آشنا شدم
که می گفت دخترش از وقتی پا به مدرسه
گذاشته دیگر حاضر نیست به زبان ترکی صحبت کند
 او می گفت یک روز دخترش با گریه به خانه
آمده و گفته است که چون بچه ها در مدرسه جوک
ترکی می گویند من دیگر حاضر نیستم به
ترکی صحبت کنم
کل ایرانیها فکر می کنند چون یک روز از
نژاد آریائیها بوده اند از همه مردم دنیا
برترند.مردم خطه گیلان خودشان را برتر از
مازندرانیها می دانند. به یک مازندرانی
اگر به اشتباه رشتی بگویی مثل این است که به
او فحش داده ای. تهرانیها هر کس را به جز
خودشان داهاتی می دانند. خلاصه این فرهنگ
در وجود اغلب ایرانیها ریشه دوانیده است
وجود جوک هایی که در ارتباط با ترکها می
گویند شاید یکی از دلیلهایی باشد که بعضی
از ترکها به تجزیه طلبی گرایش پیدا کرده
اند. در کامنت یکی از سایتها، یک هم وطن
آذری زبان نوشته بود که همان بهتر که ایران
تجزیه شود. تا کی باید حقارت فارسها را
تحمل کنیم
بهتر است کمی به خود آییم و بدانیم که
ارزش هیچ انسانی به محل زادگاهش نیست.ارزش
انسانها به آن ویژگیهایی است که در سایه
سعی و تلاش خود به دست آورده اند. هیچ
ایرانی بر ایرانی دیگر به خاطر نژاد برتری
ندارد و ساختن جوک برای قومهای مختلف زشت
ترین کاری است که یک هم وطن در حق یک هم وطن
دیگر می تواند بکند
اگر به سایت های طنز خارجی نگاه کنیم
هرگز نمی بینیم که مردم لندن مردم منچستر یا
لی کراس را مسخره کرده باشند. کشورهای
دیگر هم همینطور
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 9:55  توسط احمد  | 

هنگامي كه ناسا برنامه فرستادن
فضانوردان به فضا را آغاز كرد، با مشكل كوچكي
روبرو شد. آنها دريافتند كه خودكارهاي موجود
در فضاي بدون جاذبه كار نمي كنند. (جوهر
خودكار به سمت پايين جريان نمي يابد و روي
سطح كاغذ نمي ريزد.) براي حل اين مشكل آنها
شركت مشاورين اندرسون را انتخاب كردند
تحقيقات بيش از يك دهه طول كشيد، 12 ميليون
دلار صرف شد و در نهايت آنها خودكاري
طراحي كردند كه در محيط بدون جاذبه مي نوشت
زير آب كار مي كرد، روي هر سطحي حتي
كريستال مي نوشت، و از دماي زير صفر تا 300 درجه
سانتيگراد كار مي كرد
روس ها راه حل ساده تري داشتند: آنها از
مداد استفاده كردند

شرح حكايت
اين داستان مصداقي براي مقايسه دو روش در
حل مسئله است
تمركز روي مشكل-نوشتن در فضا
 يا تمركز
روي راه حل-نوشتن در فضا با خودكار
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 9:52  توسط احمد  | 


ازدواج مثل شهر محاصره شده است: کسانی که داخل شهرند سعی دارند ازآن خارج و آنها که خارج هستند کوشش دارند که داخل شوند! 
 فرانکلین

* زندگی زناشویی مثل تاتر است: مردم صحنه زیبا و آراسته آن را می بینند درحالی که زن و شوهر با پشت صحنه درهم ریخته و پرماجرای آن سر و کار دارند.
 فرانسیس بیکن 

* تا وقتی آدم ازدواج نکرده اورا غیرکامل می خوانند، بنا براین معلوم می شود که بعد از ازدواج کار آدم تمام است!
   باب هوپ 

* مرد و زن به خاطر این ازدواج می کنند که نمی دانند خودشان باید با خودشان چه کار کنند!
  آنتوان چخوف 

* تا قبل از ازدواج فقط مرگ می تواند دو عاشق دلداده را ازهم جدا کند اما بعد از ازدواج تقریبا هرچیزی می تواند سبب جدایی آنان شود!
 سامرست موام 

* جوانان بسیار خوبی را دیده ام که لیاقت بهترین سرنوشت ها را داشتند اما تحت تاثیر حماقت ذاتی خود یکسره به سوی مجلس عقد رهسپار شدند!
 میخاییل لرمانتوف 

* ازدواج با یک مرد مثل خریدن کالایی است که مدت ها مشتاقانه از پشت ویترین تماشایش کرده اید اما وقتی به خانه می رسید از خریدنش پشیمان می شوید.
 جین کر   

* مرد بی زن همیشه پیراهنش پاره است و مردد زن دار اصلا پیراهن ندارد!
 " ضرب المثل ایرانی" 

* ازدواج برای کسانی که تصور می کنند صبح روز بعد از آن ، آدم دیگری می شوند موضوعی ناامیدکننده است.
 ساموئل راجرز 

* مجردان بیشتر از متاهلین درباره زنان اطلاع دارند چون اگر نداشتند آنها هم ازدواج می کردند!
 اچ.ال.منکن

* تاهل یک کلمه نیست، یک جمله است و تمام ایراد قضیه همین است!
 دین مارتین 

*مرد با ازدواج روی گذشته اش خط می کشد ولی زن باید روی آینده خود خط بکشد.
 سینکلر لوییس

* مردی که درپی یک ازدواج موفق و شاد است باید دهانی بسته و حساب بانکی پر و پیمانی داشته باشد.
  گروچو مارکس

* قبل از ازدواج، مرد قبل از خواب به حرف هایی می اندیشد که شما گفته اید اما بعد از ازدواج ، مرد قبل از این که شما حرف بزنید به خواب می رود!
هلن رولان

* هیچ گاه ازدواج نکردم چون سه حیوان خانگی داشتم که دقیقا نقش یک شوهر را به تناوب برایم ایفا می کردند.یک سگ داشتم که هر روز صبح غرغر می کرد.یک طوطی داشتم که تمام بعداز ظهر بدو بیراه می گفت و یک گربه که همیشه دم دمهای صبح به خانه بازمی گشت!
 ماری کورلی

* زنان با این آرزو با مردان ازدواج می کنند که مردان تغییر کنند... که نمی کنند.
مردان با این آرزو با زنان ازدواج می کنند که زنان تغییر نکنند... که می کنند!
                                                             
* خیلی بامزه است: هنگامی که زنان از ازدواج خود داری می کنند اسمش را می گذاریم عشق به استقلال اجتماعی اما وقتی مردان از ازدواج خودداری می کنند به آن می گوییم ترس از مسوولیت اجتماعی!
 وارن فارل

* اگر می خواهی برای یک روز معذب باشی مهمان دعوت کن. اگر می خواهی یک سال عذاب بکشی پرنده نگه دار واگر می خواهی مادام العمر در عذاب باشی ازدواج کن!
" ضرب المثل چینی"

* ازدواج ، سطل آشغال احساسات است.
 لرد ویول
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 9:49  توسط احمد  | 

استادى در شروع کلاس درس، لیوانى پر از آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببینند. بعد از شاگردان پرسید: به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟ شاگردان جواب دادند : پنجاه گرم , صد گرم و ...استاد گفت: من هم بدون وزن کردن، نمی‌دانم دقیقاً وزنش چقدر است.

اما سوال من این است: اگر من این لیوان آب را چند دقیقه همین طور نگه دارم، چه اتفاقى خواهد افتاد.
شاگردان گفتند: هیچ اتفاقى نمی‌افتد.


استاد پرسید: خوب، اگر یک ساعت همین طور نگه دارم، چه اتفاقى می‌افتد؟
یکى از شاگردان گفت: دست‌تان کم‌کم درد می‌گیرد.
حق با توست. حالا اگر یک روز تمام آن را نگه دارم چه؟
شاگرد دیگرى جسارتاً گفت: دست‌تان بی‌حس می‌شود. عضلات به شدت تحت فشار قرار می‌گیرند و فلج می‌شوند. و مطمئناً کارتان به بیمارستان خواهد کشید و همه شاگردان خندیدند.


استاد گفت: خیلى خوب است. ولى آیا در این مدت وزن لیوان تغییر کرده است؟
شاگردان جواب دادند: نه
پس چه چیز باعث درد و فشار روى عضلات می‌شود؟ من چه باید بکنم؟
شاگردان گیج شدند: یکى از آنها گفت: لیوان را زمین بگذارید.


استاد گفت: دقیقاً. مشکلات زندگى هم مثل همین است.
اگر آنها را چند دقیقه در ذهن‌تان نگه دارید، اشکالى ندارد. اگر مدت طولانی‌ترى به آنها فکر کنید، به درد خواهند آمد.
اگر بیشتر از آن نگه‌شان دارید، فلج‌تان می‌کنند و دیگر قادر به انجام کارى نخواهید بود.
فکر کردن به مشکلات زندگى مهم است. اما مهم‌تر آن است که در پایان هر روز و پیش از خواب، آنها را زمین بگذارید.
به این ترتیب تحت فشار قرار نمی‌گیرید، هر روز صبح سرحال و قوى بیدار می‌شوید و قادر خواهید بود از عهده هر مسئله و چالشى که برایتان پیش می‌آید، برآیید.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 9:47  توسط احمد  | 

 

 

 
 

  • در یک گاردن پارتی خانم ژولی پایش به  سنگی خورد
  • وبا پشقاب غذا در دستش به زمین خورد، علت زمین
  • خوردنش کفش جدید ش بود که هنوز به آن عادت نکرده بود.
  • دوستان کمک کرده و او را از زمین بلند و بر نیمکتی
  • نشاندند و جویای حالش شدند.جواب داد حالش خوب است وناراحتی ندارد.
  • مهماندار پشقاب جدیدی با غذا به ایشان داد.
  • خانم ژولی بعد از ظهر خوبی را به اتفاق دوستانش گذراند
  • و بسیار راضی به اتفاق همسرش به خانه برگشت.
 
  • چند ساعت بعد همسر ژولی به دوستانی که در
  • گاردن پارتی بودند تلفن کرد و اطلاع داد که
  • ژولی را به بیمارستان برده اند.
  • خانم ژولی در ساعت 18 همان روز در بیمارستان
  • فوت کرد و پزشگان علت مرک را سکته مغزی
  • A.V.C (Accident vasculaire cérébral)
  • تشخیص دادند.
  • چند لحظه از وقت خود را به مطالبی که در پی
  • می آیند معطوف کنید، شایدروزی شما با چنین اتفاقی
  • برخورد کنید و بتوانید زندگی شخصی را نجات دهید
 
یک متخصص اعصاب (نرولوگ ) می گوید
بعد از یک ضربه مغزی که منجر به خون ریزی
رگی در ناحیه مغز شده،اگر شخص ضربه دیده را
در زمانی کمتر از سه ساعت به بیمارستان برسانند
امکان بر طرف کردن حادثه و نجات شخص بسیار
زیاد است. ولی همواره باید قادر به تشخیص حادثه
بود و این عمل بسیار ساده است.
 
 
  • پزشک متخصص می گوید مهمترین وظیفه تشخیص
  • حادثه خون ریزی مغزی است و بعد از تشخیص و قبل از
  • سه ساعت باید شخص را به پزشک  رساند.
 
 
  • متخصص می گوید یک شاهد حادثه با آشنا بودن به علائم خون ریزی مغزی می تواند با سه سئوال ساده از مریض به سهولت او را نجات دهد.اگر در آن گاردن پارتی یک نفر سئوالهای زیر را از ژولی کرده بود حتما" ژولی زیبا و جوان اکنون زنده بود..
 
  • 1 ــ از بیمار یا شخص ضربه مغزی خورده بخواهید  بخندد.
  • 2 ــ از بیمار یا شخص ضربه خورده بخواهید دو دستش را بالا نگه دارد.
  • 3 ــ از بیمار یا شخص ضربه خورده بخواهید یک جمله ساده را تکرار کند.
  • مثلا" بگوید خورشید در آسمان بسیار خوب می درخشد.
 
یا شخص ضربه خورده بخواهید دو دستش را بالا نگه دارد 
 
  • اگر بیمار یا شخص ضربه خورده قادر به انجام یکی از این کارها نباشد باید فوری اورژانس را خبر کرده و بیمار را به بیمارستان منتقل کرده و به مسئول مربوطه عدم اجرای یک یا چند اعمال فوق را اطلاع داده تا ایشان پزشک را در جریان گذارد
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 9:37  توسط احمد  | 

>>> واقعیت هایی درباره زنان و مردان <<<

 

 

1. the most important thing for a woman is financial security.

2. Although this is so important, they still go out and buy expensive
Clothes.
3. Although they always buy expensive clothes, they never have something To wear.

4. Although they never have something to wear, they always dress
Beautifully.

5. Although they always dress beautifully, their clothes are always just "An old rag".

6. Although their clothes are always "just an old rag", they still
Expect you to compliment them.

7. Although they expect you to compliment them, when you do, they don't Believe you

 

-1 برای بیشتر خانوم ها مهم ترین مسئله ،امنیت مالی است.

-2 با این که امنیت مالی برایشان بسیار مهم است،ولی باز هم بیرون می رن و لباس های گرون قیمت می خرن.

-3 با این که همیشه لباس های گرون قیمت می خرن،ولی مدام میگن که چیزی ندارن بپوشن.

4 -با این که می گن چیزی ندارن بپوشن، ولی همیشه هم قشنگ و شیک لباس می پوشن.

-5 با این که همیشه قشنگ و شیک لباس می پوشن،ولی می گن لباس هام دیگه کهنه و درب و داغونه.

-6 با این که میگن که لباس هاشون کهنه و درب و داغونه،ولی  انتظار دارن که شما همیشه از تیپ شون تعریف کنید.

-7 با این که همیشه انتظار دارن ازتیپ شون تعریف کنید،ولی وقتی هم شما این کار رو می کنین ...حرف هاتونو باور نمی کنن.(می فهمن که داری مخ شونو می زنی)

 

 

1. All men are extremely busy.
 
2. Although they are so busy, they still have time for women.

3. Although they have time for women, they don't really care for them.

4. Although they don't really care for them, they always have one
Around.

5. Although they always have one around them, they always try their Luck with others.

6. Although they try their luck with others, they get really pissed off If the women leaves them.

7. Although the women leaves them they still don't learn from their
Mistakes and still try their luck with others

 

-1 تمامی آقایون شدیداً گرفتار کار و بیزنس خودشون هستند

-2 در حالـی که شدیداً گرفتار کار و بیزنس خودشون هستند،ولی در هر صورت وقت  واسه خانوم ها دارند.

-3 در حالـی که در هر صورت وقت واسه خانوم ها دارند، ولی اون ها رو  به حساب نمی آرن.

-4 در حالی که اون هارو به حساب نمی آرن، ولی همیشه یکی تو دست و بالشون هست.

-5 در حالی که همیشه یکی تو دست و با لشون هست،ولی بازم شانس‌شون رو  روی تور کردن بقیه خانوم ها امتحان می کنن.


6-
در حالی که شانس شونو روی بقیه خانوم ها امتحان می کنن،ولی دستپاچه می شن وقتی زنی ترکشون می کنه.

-7 در حالی که دستپاچه می شن وقتی زنی ترکشون می کنه، ولی بازم درس عبرت نمی گیرن وهنوز هم می خوان شانس شون رو روی  بقیه خانوم ها امتحان کنند.(نمی دونن شانس فقط یک بار در خونهً آدمو میزنه)

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 9:32  توسط احمد  | 

سخنان امام خمینی در مورد «شهید و شهادت»

* ما باید این توجه را هیچوقت از خود بیرون نکنیم، از مغز خود بیرون نکنیم که ما بندگان خدا هستیم و در راه او و در سبیل او حرکت می کنیم و پیشروی می کنیم. اگر شهادت نصیب شد، سعادت است و اگر پیروزی نصیب شد سعادت است.

* ما از هیچ چیز نمی ترسیم وقتی که با خدا باشیم. برای اینکه اگر کشته بشیویم و با خدا باشیم سعادتمندیم و اگر بکشیم هم سعادتمندیم.

* از خدا بخواهید که شمما را توفیق بدهد، توفیق شهادت بدهد، توفیق عزت بدهد. شهادت عزت شماست.

* ملت ما شهادت را فوز عظیم می داند.

* ما شهادت را یک فوز عظیم می دانیم و ملت ما هم شهادت را به جان و دل قبول می کند.

* شما پیروزید برای اینکه شهادت را در آغوش می گیرید آنهایی که از شهادت و از مردن می ترسند، آنها شکست خورده اند.

* آنها که شهید شدند، به خدمت خودشان و رسالت خودشان و به اجر خدمت خودشان رسیدند.

* در روایتی هست که هر خوبی بالاتر از او هم خوبی هست تا برسد به قتل در راه خدا، شهادت در راه خدا بالاتر از او دیگر خوبی در کار نیست.

* چه سعادتمند بودند این شهیدان که دین خود را به اسلام و ملت شریف ایران ادا نمودند و به جایگاه مجاهدین و شهدای اسلام شتافتند.

* باکی از این نداریم که شهادت نصیب عزیزان ما شده است. این یک شیوه ی مرضیه ای است که در شیعه ی امیرالمؤمنین از اول پیدایش اسام تاکنون بوده .

* ملت ما اکنون به شهادت و فداکاری خو گرفته است و از هیچ دشمن و هیچ قدرتی و هیچ توطئه ای هراس ندارد.
 


در روز بیستم جمادى الثانى 1320 هجرى قمرى مطابق با 30 شهریـور 1281 هجرى شمسى ( 21 سپتامپر 1902 میلادى) در شهرستان خمین   از توابع استان مركزى ایران در خانواده اى اهل علـم و هجرت و جهاد و در خـانـدانـى از سلاله زهـراى اطـهـر سلام الله علیها، روح الـلـه المـوسـوى الخمینـى پـاى بـر خـاكدان طبیعت نهاد .
او وارث سجایاى آباء و اجدادى بـود كه نسل در نسل در كار هـدایـت  مردم وكسب مـعارف الهى كـوشیـده انـد. پـدر بزرگـوار امام خمینـى  مرحوم آیه الـله سید مصطفى مـوسـوى از معاصریـن مرحـوم آیه الـلـه  العظمـى میرزاى شیـرازى (رض)، پـس از آنكه سالیانـى چنـد در نجف  اشـرف علـوم و معارف اسلامـى را فـرا گرفته و به درجه اجتهـاد نایل  آمـده بـود بـه ایـران بازگشت و در خمیـن ملجاء مردم و هادى آنان  در امـور دینـى بـود. در حـالیكه بیـش از 5 مـاه ولادت روح الـلـه  نمى گذشت، طاغوتیان و خوانین تحت حمایت عمال حكومت وقت نداى حق طلبـى پـدر را كه در برابر زورگـوئیهایشان بـه مقاومت بـر خاسته بـود، با گلـوله پاسـخ گفـتـنـد و در مـسیر خمیـن به اراك وى را بـه شهادت رسانـدنـد. بستگان شهیـد بـراى اجراى حكـم الهى قصاص به  .تهران (دار الحكـومه وقت) رهـسـپار شـدند و بر اجراى عـدالت اصـرار ورزیدند تا قاتل قصاص گردید
بدیـن ترتبیب امام خـمیـنى از اوان كـودكى با رنج یـتیـمىآشـنا و با مفهوم شهادت روبرو گردید. وى دوران كـودكـى و نـوجـوانى را تحت  سرپرستى مادر مـومـنـه اش (بانـو هاجر) كه خـود از خاندان علـم و تقـوا و از نـوادگان مـرحـوم آیـه الـلـه خـوانسـارى ( صاحب زبـده  التصانیف ) بوده است. همچنیـن نزد عمه مـكـرمه اش ( صاحبـه خانم ) كه بانـویى شجاع و حقجـو بـود سپرى كرد اما در سـن 15 سالگى از  نعمت وجـود آن دو عزیز نیز محـروم گـردید.

هجرت به قـم، تحصیل دروس تكمیلى وتدریس علوم اسلامى

اندكـى پـس از هجرت آیه الله العظمـى حاج شیخ عبد الكریـم حایرى یزدى ـ رحـمه الله علیه ـ  ( نـوروز 1300 هـجـرى شمسـى، مـطابق بـا رجب المـرجب 1340 هجـرى قمـرى ) امام خمینى نیز رهـسپار حـوزه  علمیه قـم گردید و به سرعت مراحل تحصیلات تكمیلى علوم حـوزوى را نزد اسـاتید حـوزه قـم طـى كرد. كه مـى تـوان از فرا گرفتـن تـتـمـه  مباحث كـتاب مطـول ( در علـم معانى و بیان ) نزد مرحوم آقا میـرزا محمـد علـى ادیب تهرانـى و تكمیل دروس سطح نزد مرحـوم آیه الـله  سید محمد تقـى خـوانسارى، و بیشتر نزد مرحـوم آیه الـله سیـد عـلى  یثربى كاشانى و دروس فـقـه و اصـول نزد زعیـم حـوزه قـم آیـه الـله  العظمى حاج شیخ عبدالكریـم حایرى یزدى ـ رضـوان الـلـه علیهـم نام  برد .
پـس از رحلت آیه الله العظمـى حـایـرى یزدى تلاش امـام خمینـى به همراه جمعى دیگر از مجتهدیـن حـوزه علمیه قـم به نـتیچـه رسیـد و آیه الله العظمـى(رض) به عنـوان زعیـم حـوزه عـلمیـه عازم قـــم  گـردیـد. در این زمان، امام خمینـى به عـنـوان یـكـى از مـدرسیـن و مجتهدیـن صـاحب راءى در فـقـه و اصـول و فلسفه و عرفــان و اخلاق  شناخته مى شد . حضرت امام طى سالهاى طولانى در حوزه علمیه قـم به  تدریـس چندیـن دوره فقه، اصـول، فلسفه و عرفان و اخـلاق اسـلامى در فیضیه، مسجـد اعظم، مسجـد  محمـدیه، مـدرسه حـاج ملاصـادق، مسجد سلماسى، و ... همت گماشت و در حـوزه علمیه نجف نیز قریب 14 سال  در مسجـد شیخ اعطـم انصــــارى (ره) معارف اهل بیت و فـقـه را در عالیترین سطـوح تدریـس نمود و در نجف بـود كه بـراى نخـستیـن بار .مبانـى نظرى حكـومت اسلامـى را در سلسله درسهاى ولایت فـقیه بازگـو نمود.

امـام خمینـى در سنگـر مبـارزه و قیــام

روحیه مبارزه و جهاد در راه خـدا ریـشـه در بینـش اعـتـقـادى و تربیت و محیط خانـوادگى و شرایط سیـاسى و اجـتماعى طـول دوران زندگى آن حضرت داشـتـه است. مـبارزات ایـشان از آغاز نـوجـوانـى آغـاز و سیـر تكاملى آن به مـوازات تكـامـل ابـعاد روحى و عـلمى ایـشان از یكـسـو و اوضاع و احـوال سیاسـى و اجتماعى ایـران و جـوامع اسـلامـى از سـوى دیگـر در اشكـال مخـتـلف ادامـه یـافـته است و در ســـال 1340 و 41 ماجراى انجمـنهاى ایالـتى و ولایـتى فرصـتـى پـدیـد آورد تا ایـشان در رهبـریت قیام و روحـانیـت ایـفاى نقـش كنـد و بـدیـن تـرتیـب قیـام سراسرى روحانیت و ملت ایـران در 15 خـرداد سال 1342 با دو ویـژگـى برجستـه یعنى رهـبرى واحد امام خمیـنى و اسلامـى بـودن انگیـزه ها، و شعارها و هدفهـاى قیام، سرآغـازى شـد بر فـصـل نـویـن مـبارزات مـلـت ایران كه بـعد ها تحت نام انقلاب اسلامى در جهان شناخـتـه و معرفـى شـد امام خمیـنـى خاطـره خـویـش از جنـگ بیـن المـلل اول را در حالیكه نـوجـوانى 12 ساله بـوده چنین یاد مـى كند : مـن هـر دو جـنـگ بیـن المللـى را یادم هست ... مـن كـوچـك بـودم لكـن مـدرسـه مى رفـتـم و سربازهاى شـوروى را در هـمان مركزى كه ما داشـتیـم در خـمیـن، مـن آنجا آنهـا را مى دیـدم و ما مـورد تاخت و تاز واقع مى شـدیـم در جـنـگ بیـن المـلـل اول. حضـرت امام در جایى دیگر با یاد آورى اسامى بـرخى از خوانیـن واشـرار سـتمگر كه در پناه حكـومت مـركـزى بـه غـارت اموال و نوامیـس مردم مى پرداختند مى فـرماید : مـن از بچگى در جـنـگ بـودم ... ما مـورد زلقـى هـا بـودیـم، مـورد هـجـوم رجـبعلیـهـا بــودیـم و خـودمان تفنگ داشتیـم و مـن در عیـن حالى كه تـقـریـبا شـایـد اوایـل بلوغم بود، بـچـه بودم، دور ایـن سنگـرهایى كه بـسـتـه بـود نـد در مـحل ما و اینها مى خـواسـتند هجـوم كـنند و غـارت كـنند، آنجا مى رفـتیــم سنگرها را سركشـى مى كردیـم كـودتاى رضا خان در سـوم اسفـند 1299 شمسـى كه بنابر گـواهـى اسـناد و مدارك تاریخـى و غیر قابـل خـدشـه بـوسیله انگلیـسها حـمایت و سازمانـدهـى شـده بـود هـر چـنـد كـه بـه سلطنت قاجاریه پایان بخشید و تا حـدودى حكـومت مـلوك الطـوایـفـى خـوانیـن و اشـرار پـاركنـده را محمـدود سـاخت اما درعـوض آنچـنـان دیكتاتـورى پدید آورد كه در سایـه آن هـزار فامیـل بر سرنـوشـت مـلـت مظلـوم ایـران حاكـم شدند ودودمان پهـلـوى به تنهایى عهـده دار نقـش سابق خوانین و اشرار گردید .
در چنینـى شرایطـى روحانیت ایران كه پـس از وقایع نهـضـت مشروطیت در تنگناى هجـوم بى وقـفـه دولتهـاى وقت و عـمال انگلیسى از یكـسو و دشمـنیهاى غرب باختگان روشنفـكر مـآب از سـوى دیگر قـرار داشت براى دفاع از اسـلام و حـفـظ موجـودیت خـویـش بـه تكاپـو افـتاد. آیه الـلـه العظمى حاج شیخ عـبدالـكریـم حایرى بـه دعـوت علماى وقت قـم از اراك به ایـن شهـر هجرت كرد واندكـى پـس از آن امـام خـمیـنى كه با بـهـره گیرى از استعداد فـوق العاده خـویـش دروس مقـدماتى و سطـوح حـوزه علمیه را در خـمیـن و ارا ك با سـرعـت طى كرده بود به قـم هجرت كـرد و عملا در تـحكیـم موقعیت حـوزه نـو تاسیـس قـم مـشاركـتى فعال داشت.
زمان چندانـى نگذشت كه آن حضرت در اعداد فضلاى برجـسته این حـوزه در عرفـان و فلسفه و فقه و اصـول شنـاخته شـد.
پـس از رحلت آیـه اللـه العظمى حایرى ( 10 بهمـن 1315 ه-ش ) حـوزه علمیه قـم را خطر انحلال تهـدید مى كرد. عـلماى مـتـعهـد به چاره جویى برخاستند. مدت هشت سال سرپرستى حـوزه علمیـه قـم را آیات عـظـام :
سید محمد حجت، سید صدر الدیـن صدر و سیـد محـمـد تقـى خـوانسارى -رضوان الـلـه علیهـم ـ بر عهده گرفتند. در ایـن فاصله و بـخصـوص پـس از سقوط رضاخان، شرایط براى تحقق مرجعیت عظمى فراهـم گردید. آیه الله العظمى بروجردى شخصیت علمى برجسته اى بـود كـه مـى تـوانست جانشین مناسبـى براى مـرحوم حایرى و حفـظ كیان حـوزه بـاشـد. ایـن پیشنهاد از سـوى شاگردان آیـه الـلـه حایرى و از جمله امام خـمیـنـى به سرعت تعقیب شـد. شخص امام در دعـوت از آیـه الـلـه بـروجردى براى هجرت به قـم و پذیرش مسئولیت خطیر زعامت حـوزه مجدانه تلاش كرد.
امام خمینـى كه با دقـت شـرایط سیاسـى جامعه و وضعیـت حـوزه ها را زیر نظر داشت و اطـلاعات خـویش را از طریق مطالـعه مـستمر كتب تاریخ معاصـر و مجلات و روزنـامـه هاى وقـت و رفـت و آمـد بـه تهـران و درك محضر بزرگانى همچون آیـه الـلـه مـدرس تكـمیل مى كرد دریافـته بـود كه تـنها نقـطـه امیـد بـه رهـایـى و نجات از شـرایط ذلت بارى كه پـس از شكست مشروطیت و بخصـوص پـس از روى كار آوردن رضا خان پدید آمده است، بیدارى حوزه هاى عـلمیـه و پیش از آن تضـمیـن حیات حوزه ها و ارتبـاط معنـوى مـردم بـا روحـانیت مـى بـاشـد.
امام خمینى در تعقیب هدفهاى ارزشمند خویش در سال 1328 طرح اصلاح اساس ساختار حـوزه علمیه را با هـمـكارى آیـه الـلـه مـرتضـى حایـرى تهیـه كرد و بـه آیـه الـلـه بـروجردى ( ره) پیشـنهاد داد. ایـن طرح از سوى شاگردان امام و طلاب روشـن ضمیر حـوزه مـورد اسـتقبال و حمایت قرار گرفت .
اما رژیـم در محاسباتـش اشـتـبـاه كرده بـود. لایحه انجـمـنـهاى ایالتى و ولایتى كـه به مـوجـب آن شـرط مسـلمان بودن، سوگـند به قرآن كریـم و مرد بـودن انـتخاب كـنـنـدگان و كاندیـداها تغییر مـى یافت در 16 مهـر 1341 ه - ش به تصـویب كـابیـنـه امیـر اسـد الـلـه علـم رسیـد. آزادى انتخابات زنان پـوششـى براى مخفى نگـه داشـتـن هـدفـهاى دیگر بـود.
حذف و تغییر دو شـرط نخـست دقیـقا بـه منظور قانـونـى كـردن حضـور عناصر بهایـى در مصـادر كـشـور انتخاب شـده بـود. چـنانكه قـبـلا نیـز اشاره شد پـشتیـبـانى شـاه از رژیـم صهیـونیـستـى در تـوسعه مناسبات ایران و اسرائیل شرط حمایـتهاى آمـریـكـا از شـاه بـود. نـفـوذ پیـروان مـسـلك استعـمـارى بهـائیت در قـواى سه گانه ایران ایـن شرط را تحقق مـى بخشید. امام خمیـنـى به هـمراه عـلماى بزرگ قـم و تهـران به محض انتشار خبر تصویب لایحه مـزبور پـس از تبادل نـظـر دسـت به اعـتـراضات همه جانبه زدند .
نقـش حضرت امام در روشـن ساختـن اهداف واقعى رژیـم شـاه و گوشـزد كـردن رسالت خطیر علما و حـوزه هاى علمیـه در ایـن شـرایـط بـسیـار مـوثـر وكارساز بـود. تلگرافـهـا و نامـه هـا سرگـشـاده اعـتـراض آمیز علما به شاه و اسـد الـلـه علـم مـوجى از حـمایـت را در اقـشار مخـتلف مردم برانگیخت. لحـن تلگرافـهـاى امام خمیـنـى به شاه و نخست وزیر تند و هشـدار دهنده بود. در یكـى از ایـن تلگرافها آمده بـود :
اینجانب مجددا به شما نصیحت مى كنـم كه بـه اطاعت خـداوند مـتعـال و قانـون اساسـى گردن نهید واز عواقب وخیـمـه تخلف از قـرآن و احـكام علماى ملت و زعماى مسلمیـن و تخـلف از قانـون اساس بـترسید وعـمـدا و بـدون مـوجب مـمـلكت را به خطـر نیـنـدازید و الا علماى اسلام درباره شمـا از اظهار عقیـده خـوددارى نخـواهنـد كـرد .
بدیـن ترتیـب ماجراى انجـمنهاى ایـالـتى و ولایـتـى تجربـه اى پیروز و گرانقدر براى ملت ایران بـویژه از آنجهـت بـود كـه طى آن ویـژگیـهـاى شخصیتـى را شناخـتـنـد كه از هر جهـت براى رهـبـرى امت اسلام شایسته بـود. باو جـود شكست شـاه در ماجـراى انجـمـنها، فـشـار آمریكـا بـراى انجـام اصلاحـات مـورد نظر ادامـه یافت. شـاه در دیـماه 1341 هجـرى شمسى اصـول ششگانه اصلاحات خویـش را بر شمرد و خـواستار رفـراندوم شد . امام خمینى بار دیگـر مراجع و عـلمـاى قـم را بـه نـشـست و چاره جویى دوباره فراخواند .
با پیشنهاد امام خمینى عیـد باسـتانـى نـوروز سـال 1342 در اعـتراض به اقدامات رژیم تحریـم شد. در اعلامیه حضـرت امام از انـقـلاب سـفیـد شاه بـه انقـلاب سیـاه تعـبیـر و هـمـسـویـى شـاه بـا اهـداف آمریكا و اسرائیل افـشا شده بود . از سـوى دیگـر، شـاه در مـورد آمادگى جامـعـه ایـران بـراى انجام اصلاحات آمـریكا به مـقامات واشـنگـتـن اطـمیـنان داده بـود و نام اصـلاحات را انقـلاب سـفیـد نهاده بـود. مخالـفت عـلما براى وى بسیار گران  مىآمد .
امام خمیـنى در اجـتماع مردم، بى پروا از شخـص شـاه به عنـوان عـامل اصلـى جنایات و هـمـپیـمان بـا اسـرائیـل یاد مـى كـرد و مـردم را بـه قیام فرا مـى خـوانـد. او در سـخـنـرانى خـود در روز دوازده فـروردیـن 1342 شدیـدا از سـكـوت عـلماى قـم و نجف و دیگر بلاد اسلامى در مقابل جنایات تازه رژیـم انـتـقـاد كرد و فـرمـود : امـروز سكـوت هـمـراهى بـا دستگـاه جبـار است حضـرت امـام روز بعد ( 13 فروردیـن 42 ) اعلامیـه معروف خـود را تحت عنـوان شاه دوستى یعنى غارتگرى منـتـشر ساخت .
راز تاءثیر شگـفت پیـام امام و كـلام امـام در روان مخاطـبیـنـش كه تا مرز جانـبازى پیـش مـى رفت را بایـد در هـمیـن اصـالت انـدیشه، صلابت راى و صـداقت بـى شـائبه اش بـا مـردم جستجـو كـرد .
سال 1342 با تحریـم مراسـم عیـد نوروز آغـاز و با خـون مظـلـومیـن فیضیه خـونرنگ شد. شـاه بر انجام اصـلاحات مـورد نظـر آمـریكـا اصـرار مـى ورزیـد و امام خـمیـنى بر آگاه كردن مردم و قیـام آنـان در بـرابـر دخـالتهاى آمـریكـا و خیـانـتهاى شاه پـافـشـارى داشـت. در چهـارده فروردیـن 1342 آیـه الله العظمـى حكیـم از نجف طـى تلگـرافـهـایى بـه علما و مراجع ایران خـواستار آن شد كـه همگـى به طـور دسـتـه جمـعى به نجف هجرت كنند. این پیشنهاد براى حفـظ جان عـلما و كیان حـوزه ها مطرح شده بود .
حضرت امام بـدون اعـتـنا بـه ایـن تهـدیـدها، پاسخ تلگـراف آیـه الـلـه العـظـمى حكیـم را ارسال نمـوده و در آن تاكیـد كرده بـود كـه هـجـرت دسـتـه جمـعى علما و خالـى كـردن حـوزه علمیه قـم به مصلحت نیست .
امام خمیـنـى در پیامـى( بـه تایخ 12 / 2 / 1342 ) بـمناسـبـت چهـلـم فاجعـه فیـضیـه بـر همـراهـى عـلما و مـلت ایران در رویارویـى سـران ممـالك اسلامـى و دول عربـى بـا اسـرائیل غاصب تـاكید ورزید وپیمانهاى شـاه و اسـرائیل را محكـوم كرد .

قیام 15 خرداد

ماه محرم 1342 كه مـصادف با خرداد بـود فـرا رسید. امام خمینى از ایـن فـرصت نهـایت اسـتفاده را در تحـریك مردم بـه قیام عـلیـه رژیـم مستبد شاه بعمل آورد .
امام خمینى در عـصـر عاشـوراى سال 1383 هجرى قمـى( 13 خرداد 1342شمسى ) در مـدرسه فیضیـه نطق تاریخـى خـویـش را كه آغازى بر قیام 15 خرداد بود ایراد كرد .
در همیـن سخنرانى بـود كه امام خمیـنى بـا صداى بلند خطاب به شاه فرمـود : آقا مـن به شما نصیحت مـى كنـم، اى آقاى شـاه ! اى جنـاب شاه! مـن به تو نیصحت مى كـنم دسـت بـردار از این كارها، آقا اغـفـال مى كنند تو را. مـن میل ندارم كـه یـك روز اگر بـخـواهـند تـو بـروى، همه شكر كـنند ... اگر دیكـته مى دهند دسـتت و مى گـویند بخـوان، در اطـرافـش فكـر كـن .... نصیحت مرا بـشـنـو ... ربط ما بیـن شـاه و اسرائیل چیست كه سازمان امنیت مـى گـوید از اسرائیـل حرف نزنیـد ... مگر شاه اسـرائیلـى است ؟ شاه فـرمان خامـوش كـردن قیـام را صادر كـرد. نخست جمع زیادى از یاران امام خمینـى در شـامگاه 14 خرداد دستگیـر و ساعت سه نیمه شب ( سحـرگاه پانزده خـرداد 42 ) صـدها كماندوى اعـزامـى از مركز، منزل حضرت امـام را محاصره كردند و ایشان را در حالیكه مشغول نماز شب بـود دستگیـر و سـراسیـمـه بـه تهـران بـرده و در بازداشــتگاه باشگاه افـسـران زنـدانـى كـردنـد و غروب آنروز به زندان قـصر مـنتقل نمـودنـد . صـبحگاه پـانـزده خـرداد خبـر دستگیرى رهـبـر انقلاب بـه تهـران، مـشهـد، شیـراز ودیگـر شهرها رسیـد و وضعیتـى مشـابه قـم پـدید آورد .
نزدیكترین ندیم همیشگى شاه، تیمـسار حسیـن فردوست در خاطراتش از بكارگیرى تجربیات و همكارى زبـده ترین ماموریـن سیاسى و امـنیـتى آمریكا براى سركـوب قیام و هـمچنیـن از سراسیمگـى شاه و دربـار وامراى ارتـش وساواك در ایـن ساعـات پرده بـرداشـتـه و تـوضیح داده است كه چگـونه شـاه و ژنـرالهـایـش دیـوانه وار فرمان سركـوب صادر مى كردند .
امام خمینـى، پـس از 19 روز حبـس در زنـدان قـصـر بـه زنـدانـى در پـادگـان نظامـى عشـرت آبـاد منتقل شـد .
با دستگیرى رهبـر نهـضـت و كـشتار وحشیانه مـردم در روز 15 خـرداد 42، قیام ظاهرا سركوب شد. امـام خمینى در حبـس از پاسخ گفتـن بـه سئوالات بازجـویان، با شهـامت و اعلام ایـنكه هیـئـت حاكمه در ایـران و قـوه قضائیه آنرا غیر قـانـونـى وفـاقـد صلاحیت مـى داند، اجتـناب ورزیـد. در شامگاه 18 فـروردیـن سال 1343 بـدون اطلاع قـبـلى، امام خمینى آزاد و به قـم منتقل مـى شـود. بـه محض اطلاع مردم، شـادمـانى سراسر شهر را فرا مـى گیرد وجشنهاى باشكـوهى در مـدرسه فیـضیـه و شهـر بـه مـدت چـنـد روز بـر پا مـى شـود . اولیـن سالگـرد قیام 15خـرداد در سال 1343 با صـدور بیانیه مـشتـرك امام خمیـنـى و دیگر مراجع تقلید و بیانیه هاى جداگانه حـوزه هاى علمیه گرامـى داشـتـه شـد و به عنـوان روز عزاى عمـومـى معرفـى شـد.
امـام خمینـى در هـمیـن روز ( 4 آبـان 1343 ) بیانیـه اى انقلابـى صادر كرد و درآن نـوشـت : دنیا بـدانـد كه هر گرفـتارى اى كـه ملـت ایـران و مـلـل مسلمیـن دارنـد از اجـانب اسـت، از آمـریكاست، ملـل اسلام از اجـانب عمـومـا و از آمـریكـا خصـوصـا متنفــر است ... آمـریكـاست كه از اسـرائیل و هـواداران آن پشتیبـانـى مـى كنـد. آمریكاست كه به اسرائیل قـدرت مـى دهـد كه اعراب مسلـم را آواره كند. افشاگرى امام علیه تصـویب لایحه كاپیتـولاسیون، ایران را در آبان سـال 43 در آستـانه قیـامـى دوبـاره قرار داد .
سحرگاه 13 آبان 1343 دوباره كماندوهاى مـسلح اعـزامى از تـهـران، مـنزل امام خمیـنى در قـم را محاصره كـردنـد. شگـفـت آنـكه وقـت باز داشت، هـمـاننـد سال قـبـل مصادف با نیایـش شبـانه امام خمینـى بـود .حضرت امام بازداشت و بـه هـمراه نیروهاى امـنیـتى مـستقیما بـه فرودگاه مهرآباد تهران اعـزام و بـا یك فـرونـد هـواپیـماى نظامى كـه از قبل آماده شـده بـود، تحت الحـفـظ مامـوریـن امـنیـتى و نظامى بـه آنكارا پـرواز كـرد. عـصـر آنـروز سـاواك خـبـر تـبـعیـد امـام را بـه اتهام اقـدام علیه امنیت كشـور ! در روزنـامه ها مـنتـشـر سـاخت.
علیرغم فضاى خفقان موجى از اعتراضها بـه صـورت تـظـاهـرات در بـازار تهران، تعطیلى طولانى مدت دروس حوزه ها و ارسال طومارها و نامـه ها به سازمانهاى بیـن المللـى و مـراجع تقلیـد جلـوه گـر شد.
اقامت امام در تركیه یازده ماه به درازا كشید در این مدت رژیم شاه با شدت عمل بـى سابقه اى بقایاى مقاومت را در ایران در هـم شكـست و در غیاب امام خمینى به سرعت دست به اصلاحات آمریكا پـسند زد. اقـامت اجبارىدر تـركیـه فـرصتـى مغـتـنـم بـراى امـام بـود تا تـدویـن كتـاب بزرگ تحـریـر الـوسیله را آغاز كند.

تبعیـد امـام خمینـى از تـركیه به عراق

روز 13 مهرماه 1343 حضرت امام به هـمـراه فرزنـدشان آیه الله حاج آقا مصطفـى از تركیه به تبعیدگاه دوم، كشـور عراق اعزام شدند . امام خمینى پس از ورود بـه بـغداد بـراى زیارت مرقـد ائـمه اطهار(ع) به شهــرهــاى كاظمیـن، سامـرا و كـربلا شتـافت ویك هـفـته بعد بـه محل اصلـى اقـامت خـود یعنـى نجف عزیمت كرد.
دوران اقامت طـولانـى و 13 ساله امام خمینى در نجف در شرایطى آغاز شد كه هر چند در ظاهر فشارها و محدودیـتهاى مستقیـم در حـد ایـران و تـركیه وجـود نـداشت اما مخالفـتها و كارشكـنیها و زخـم زبانهـا نـه از جـبـهـه دشمـن رویارو بـلكه از ناحیه روحانى نمایان و دنیا خـواهان مخفى شده در لباس دیـن آنچنان گـسترده و آزاردهنده بود كه امام با هـمـه صـبر و بـردبارى معروفـش بارها از سخـتى شرایط مبارزه در ایـن سالها بـه تلخى تمام یاد كرده است. ولى هیچیـك از ایـن مصـائب و دشـواریها نـتـوانـست او را از مـسیــرى كه آگـاهانه انتخاب كرده بود باز دارد .
امام خمینى سلسله درسهاى خارج فـقه خـویـش را با همه مخالفتها و كارشكنیهاى عناصر مغرض در آبان 1344 در مسجد شیخ انصارى (ره) نجف آغاز كرد كه تا زمان هجـرت از عراق به پاریـس ادامه داشت . حوزه درسى ایشان به عنـوان یكى از برجسته تریـن حوزه هاى درسى نجف از لحـاظ كیفیت و كمیت شـاگـردان شنـاخته شـد .
امام خمینـى از بدو ورود بـه نجف بـا ارسال نامـه ها و پیكـهایى بـه ایران، ارتباط خویـش را بـا مـبارزیـن حـفـظ نـموده و آنان را در هـر منـاسبـتـى بـه پـایـدارى در پیگیـرى اهـداف قیام 15 خـرداد فـرا مى خواند .
امام خمینى در تمام دوران پـس از تـبـعید، علیرغـم دشواریهاى پدید آمـده، هیچگاه دست از مبارزه نـكـشیـد، وبـا سخنـرانیها و پیامهـاى خـویـش امیـد به پیـروزى را در دلها زنـده نگـاه مى داشت .
امام خمینى در گفتگـویى با نمانیده سازمان الفـتـح فـلسطیـن در 19 مهر 1347 دیـدگاههاى خویش را درباره مسائل جهان اسلام و جهاد ملت فلسطین تشریح كرد و در همین مصاحبه بر وجوب اختصاص بخشى از وجـوه شـرعى زكات بـه مجـاهـدان فلسطینـى فتـوا داد .
اوایل سال 1348 اختلافات بیـن رژیـم شاه و حزب بـعث عراق بـر سر مرز آبـى دو كشـور شدت گرفت. رژیـم عراق جمع زیادى از ایـرانیان مقیـم این كشـور را در بـدتریـن شرایط اخراج كرد. حزب بـعث بـسیار كوشید تا از دشمـنى امام خمیـنى با رژیـم ایـران در آن شرایط بـهـره گیرد .
چهار سال تـدریس، تلاش و روشنگرى امام خمیـنـى تـوانسته بـود تا حـدودى فضاى حـوزه نجف را دگرگـون سازد. اینـك در سال 1348 علاوه بر مبارزین بیـشمار داخل كشور مخاطبین زیادى در عراق، لبـنان و دیگر بـلاد اسلامـى بـودنـد كه نهـضت امام خمینى را الگـوى خویـش مى دانستند .

امـام خمینـى و استمـرار مبـارزه ( 1350 ـ 1356 )

نیمه دوم سال 1350 اختلافات رژیـم بعثـى عراق و شاه بالا گـرفت و به اخراج و آواره شـدن بسیارى از ایرانیان مقیـم عراق انجامید. امام خمینى طـى تلگرافى به رئیـس جمهور عراق شدیدا اقدامات ایـن رژیـم را محكـوم نمود. حضرت امام در اعتراض به شرایط پیـش آمـده تصمیـم به خـروج از عراق گـرفت اما حكـام بـغداد بـا آگـاهـى از پیـامـدهـاى هجـرت امـام در آن شـرایط اجـازه خـروج ندادند سال 1354 در سالگرد قیام 15 خـرداد، مـدرسه فیضیه قـم بار دیگر شاهـد قیام طلاب انقلابـى بـود. فریادهاى درود بر خمینـى ومـرگ بر سلسله پهلـوى به مـدت دو روز ادامه داشت پیـش از ایـن سازمانهـاى چـریكـى متلاشـى شـده وشخصیتهاى مذهى و سیاسى مبارز گرفـتار زندانهاى رژیم بودند .
شاه در ادامه سیاستهاى مذهـب ستیز خود در اسفنـد 1354 وقیحـانه تاریخ رسمـى كشـور را از مـبداء هجرت پیامـبـر اسلام بـه مبداء سلطنت شاهان هخامنشى تغییر داد. امام خمینى در واكنیشى سخت، فـتوا به حرمت استفاده از تاریخ بـى پایـه شاهنشاهـى داد. تحریـم اسـتفـاده از ایـن مبداء موهـوم تاریخى هـمانند تحریـم حزب رستاخیز از سـوى مردم ایران اسـتقبال شـد و هر دو مـورد افـتـضاحـى براى رژیـم شاه شـده و رژیـم در سـال 1357 ناگزیـر از عقـب نشینـى و لغو تـاریخ شاهنشاهى شد .

اوجگیرى انقلاب اسلامى در سال 1356 و قیام مـردم

امام خمینـى كه بـه دقت تحـولات جارى جهان و ایـران را زیـر نظر داشت از فـرصت به دست آمـده نهـایت بـهـره بـردارى را كـرد. او در مرداد 1356 طـى پیامى اعلام كرد : اكنون به واسطـه اوضاع داخلى و خارجى و انعـكاس جنایات رژیـم در مجامع و مطـبـوعات خارجى فرصتى است كه باید مجامع علمى و فـرهـنگى و رجال وطـنـخـواه و دانشجویان خارج و داخل و انجمـنهاى اسلامى در هر جایـى درنگ از آن استفاده كنند و بى پرده بپا خیزند .
شهادت آیه الله حاج آقا مصطفى خمینى در اول آبان 1356 و مراسم پر شكـوهـى كه در ایران برگزار شـد نقـطـه آغازى بـر خیزش دوباره حـوزه هاى علمیه و قیام جامعه مذهـبى ایران بـود. امام خمینى در همان زمان به گـونه اى شگفت ایـن واقعه را از الطـاف خفیـه الهى نامیده بـود. رژیـم شاه با درج مقاله اى تـوهیـن آمیـز عـلیـه امام در روزنامه اطلاعات انتقام گرفت. اعتراض بـه ایـن مـقـاله، بـه قیام 19 دى مـاه قـم در سـال 56 منجـر شد كـه طى آن جمعى از طلاب انقلابـى به خـاك و خـون كشیـده شـدند . شاه علیـرغم دست زدن به كشتارهاى جمعى نتـوانست شعله هاى افروخته شده را خاموش كند .
او بسیج نطـامـى و جهاد مسلحـانه عمـومـى را بـعنــــوان تنها راه باقیمانـده در شرایط دست زدن آمریكا بـه كـودتاى نظامـى ارزیـابـى مى كرد .

هجرت امام خمینى از عراق به پاریس

در دیدار وزراى خارجه ایران و عراق در نیـویـورك تصـمیـم به اخراج امام خمینـى از عراق گرفته شـد. روز دوم مـهـر 1357 مـنزل امـام در نجف بـوسیله قـواى بعثـى محاصره گردیـدانعكاس ایـن خبـر با خشـم گستـرده مسلمانان در ایران، عراق و دیگـر كشـورها مـواجه شـد .
روز 12 مهر ،امام خمینى نجف را به قصد مرز كـویت ترك گـفـت. دولت كویـت با اشاره رژیـم ایـران از ورود امـام بـه ایـن كـشـور جلوگیـرى كـرد. قـبـلا صحـبـت از هجـرت امام بـه لبـنـان و یا سـوریه بـود امـا ایشان پـس از مشـورت با فـرزنـدشان ( حجه الاسلام حاج سیـد احمـد خمینـى ) تصمیـم بـه هجـرت به پاریـس گرفت. در روز 14 مهـر ایشان وارد پاریس شدند .
و دو روز بعد در منزل یكى از ایرانیـان در نوفـل لـوشـاتــو ( حـومـه پاریـس ) مستقـر شـدنـد. ماءمـوریـن كاخ الیزه نظر رئیـس جـمهـور فـرانسه را مبنـى بـر اجتناب از هرگـونه فـعـالیـت سیاسـى بـه امام ابلاغ كـردنـد. ایـشـان نیز در واكـنـشــى تنـد تصـریح كـرده بـود كه ایـنگونـه محدودیتها خلاف ادعاى دمكراسى است و اگر او ناگزیر شـود تا از ایـن فرودگـاه بـه آن فـرودگـاه و از ایـن كـشـور بـه آن كـشـور بـرود بـاز دست از هـدفهایـش نخـواهـد كشیـد .
امام خمیـنى در دیـماه 57 شـوراى انقلاب را تكشیل داد. شاه نیز پـس از تشكیل شـوراى سلطـنـت و اخـذ راى اعـتـماد بـراى كـابینه بختیار در روز 26 دیـماه از كشـور فـرار كـرد. خـبـر در شـهـر تهران و سپـس ایران پیجید و مردم در خیابانها به جشـن و پایكـوبى پرداختند

بازگشت امام خمینى به ایران
پس از 14 سال تبعیـد

اوایل بهمـن 57 خبر تصمیم امام در بازگشت بـه كـشور منتشر شد. هر كس كه مى شنید اشك شوق فرو مى ریخت. مردم 14 سال انتظار كشیده بـودنـد. اما در عیـن حال مردم و دوستان امام نگـران جان ایشان بـودند چرا كه هنوز دولت دست نشانده شاه سر پا و حكومت نظامى بر قرار بود. اما امام خمینى تصمیـم خویـش را گرفته و طى پیامـهـایى به مردم ایران گـفـته بـود مى خـواهد در ایـن روزها سرنـوشـت سـاز و خطیر در كنار مردمـش باشد. دولت بخـتیار با هماهنگى ژنرال هایزر فـرودگـاههاى كشـور را به روى پـروازهـاى خـارجى بست.
دولت بختیار پـس از چنـد روز تـاب مقـاومـت نیـاورد و ناگزیـر از پذیرفتـن خـواست ملت شـد. سرانجام امام خمینـى بامداد 12 بهمـن 1357 پـس از 14 سال دورى از وطـن وارد كشـور شـد . استقبال بـى سـابـقـه مـردم ایـران چنـان عـظیـم و غیـر قـابل انكـار بــود كه خبرگزاریهاى غربـى نیز ناگزیر از اعـتـراف شـده و مستـقـبـلیـن را 4 تا 6 میلیون نفر برآورد كردند .

رحلت امام خمینى
وصال یار، فراق یاران

امام خمینى هـدفها و آرمانها و هـر آنچه را كه مـى بایــست ابـلاغ كنـد ، گفته بـود و در عمـل نیز تـمام هستیـش را بـراى تحقق هـمان هـدفها بـكار گرفته بـود . اینك در آستـانه نیمه خـرداد سـال 1368 خـود را در آماده ملاقات عزیزى مى كرد كه تمام عمرش را براى جلب رضاى او صرف كرده بـود و قامتش جز در بـرابـر او ، در مـقابل هیچ قدرتى خـم نشده ، و چشـمانش جز براى او گریه نكرده بـود . سروده هاى عارفانه اش همه حاكى از درد فـراق و بیان عطـش لحظه وصال محبوب بـود . و اینك ایـن لحظه شكـوهمنـد بـراى او ، و جانــكاه و تحمل ناپذیر بـراى پیروانـش ، فـرا مـى رسید . او خـود در وصیتنامه اش نـوشـته است : با دلى آرام و قلبـى مطمئن و روحى شاد و ضمیرى امیدوار به فضل خدا از خدمت خـواهران و برادران مرخص و به سـوى جایگاه ابــدى سفر مى كنـم و به دعاى خیر شما احتیاج مبرم دارم و از خداى رحمن و رحیـم مى خـواهـم كه عذرم را در كوتاهى خدمت و قصـور و تقصیر بپذیـرد و از مـلت امیدوارم كه عذرم را در كـوتاهى ها و قصـور و تقصیـرها بـپذیـرنـد و بـا قــدرت و تصمیـم و اراده بــه پیش بروند .
شگفت آنكه امام خمینـى در یكـى از غزلیاتـش كه چنـد سال قبل از رحلت سروده است :

انتظار فرج از نیمه خرداد كشم . سالها مى گذرد حادثه ها مى آید.
 ساعت 20 / 22 بعداز ظهر روز شنبه سیزدهـم خـرداد ماه سـال 1368 لحظه وصال بـود . قــلبـى از كار ایستـاد كه میلیـونها قلــب را بـه نور خدا و معنـویت احیاء كرده بـود . بــه وسیله دوربین مخفـى اى كه تـوسط دوستان امــام در بیمارستان نصب شده بـود روزهاى بیمارى و جریان عمل و لحظه لقاى حق ضبط شده است. وقتى كه گوشه هایـى از حالات معنوى و آرامـش امام در ایـن ایـام از تلویزیون پخـش شـد غوغایى در دلها بر افكند كه وصف آن جــز با بودن در آن فضا ممكـن نیست . لبها دائمـا به ذكـر خـدا در حـركت بود.
در آخرین شب زندگى و در حالى كه چند عمل جراحى سخت و طولانى درسن 87 سالگى تحمل كرده بود و در حالیكه چندیـن سرم به دستهاى مباركـش وصل بـود نافله شب مى خـواند و قـرآن تلاوت مـى كرد . در ساعات آخر ، طمانینه و آرامشى ملكـوتـى داشـت و مـرتبا شـهادت بـه وحـدانیت خـدا و رسالت پیـامبـر اكرم (ص) را زمـزمه مـى كـرد و بـا چنیـن حــالتى بـود كه روحـش به ملكـوت اعلى پرواز كرد . وقتى كه خبر رحلت امــام منتشر شـد ، گـویـى زلزله اى عظیـم رخ داده است ، بغضها تـركیـد و سرتاسر ایران و همـه كانـونهایـى كـه در جـهان بـا نام و پیام امام خمینـى آشـنا بـودنـد یــكپارچه گـریستند و بـر سر و سینه زدنـد . هیچ قلـم و بیـانـى قـادر نیست ابعاد حـادثه را و امواج احساسات غیر قابل كنترل مردم را در آن روزها تـوصیف كند.
مـردم ایـران و مسلمانان انقلابى ، حق داشتـند اینـچنیـن ضجه كـنند و صحنه هایى پدید آورند كه در تاریخ نمونه اى بـدیـن حجم و عظـمت براى آن سراغ نداریـم. آنان كسـى را از دست داده بـودند كـه عـزت پـایمال شـده شان را بـاز گـردانده بود ، دست شاهان ستمگر ودستهاى غارتگران آمریكایى و غربـى را از سرزمینشان كـوتاه كرده بود ، اسلام را احیاء كـرده بــود ، مسلمیـن را عــزت بـخـشیـده بـــود ، جمهـورى اسلامـى را بـر پـا كـرده بـود ، رو در روى همـه قـدرتهاى جهـنمـى و شیـطانـى دنیا ایستاده بـود و ده سال در بـرابـر صـدها تـوطئه برانـدازى و طـرح كـودتا و آشـوب و فتنه داخلـى و خارجـى مقاومت كرده بود و 8 سـال دفـاعى را فـرمانـدهـى كرده بـود كه در جبهه مقابلـش دشمنـى قـرار داشت كه آشكارا از سـوى هر دو قـدرت بزرگ شرق و غرب حمایت همه جانبه مـى شـد . مردم ،رهبر محبـوب و مرجع دینـى خـود و منادى اسلام راستیـن را از دست داده بـودند .
شایـد كسانـى كه قـادر به درك و هضـم ایـن مفاهیـم نیستنـد ، اگـر حالات مردم را در فیـلمهاى مـراسـم تودیع و تشییع و خاكسپارى پیكر مطهر امام خمینـى مشاهده كنـنـد و خـبر مرگ دهها تـن كه در مقابل سنگینـى ایـن حادثه تاب تحمـل نیـاورده و قـلبـشان از كار ایستـاده بـود را بشنـوند و پیكرهایى كه یكـى پـس از دیـگرى از شـدت تـاثـر بیهوش شـده ، بر روى دسـتها در امـواج جمعیت به سـوى درمانگاهها روانه مى شـدند را در فیلمها و عكسها ببیننـد ، در تفسیر ایـن واقعیتها درمانده شوند .
امـا آنـانكه عشـق را مـى شنـاسنـد و تجـربـه كـرده انـد ، مشكلـى نـخواهند داشت . حقیقـتا مردم ایران عاشق امام خمینى بـودند و چـه شعار زیبا و گـویایى در سالگرد رحلتـش انتخاب كرده بـودند كه :
عشق به خمینـى عشق به همه خوبیهاست .
روز چهاردهم 1368 ، مجلس خبرگان رهـبـر تشكیل گردیـد و پـس از قرائت وصیتنامه امـام خمینى تـوسـط حضرت آیـه الله خامنه اى كه دو ساعت و نیـم طـول كشید ، بحث و تبـادل نظر براى تعییـن جانشینـى امام خمینـى و رهبر انقلاب اسلامـى آغاز شد و پـس از چندیـن ساعت سـرانجام حضرت آیـه الله خامنه اى ( رئیـس جمهور وقت ) كه خود از شـاگـردان امـام خمینـى ـ سلام الله علیه ـ و از چهره هاى درخشـان انقلاب اسلامـى و از یـاوران قیـام 15 خـرداد بـود و در تـمـام دوران نهضت امـام در همـه فـراز و نشیبها در جـمع دیگـر یــاوران انـقلاب جـانبـازى كرده بود ، به اتفاق آرا براى ایـن رسالـت خطیر بـرگـزیده شد . سالها بـود كه غـربیـها و عوامل تحت حمایتشان در داخل كشـور كه از شكست دادن امـام ماءیـوس شـده بـودند وعده زمان مرگ امـام را مى دادند .
اما هـوشمندى ملت ایران و انتخاب سریع و شایسته خـبرگان و حمایـت فـرزنـدان و پیـروان امـام همه امیدهاى ضـد انقلاب را بـر بـاد دادنـد و نه تنها رحلت امـام پایان راه او نبـود بلكه در واقع عصر امام خمینـى در پهـنه اى وسیعـتر از گـذشـته آغاز شده بـود . مگر اندیشه و خـوبى و معنویت و حقیقت مى میرد ؟ روز و شـب پانزدهـم خرداد 67 میلونها نفر از مردن تهران و سـوگوارانى كه از شهرها و روستاها آمـده بـودند ، در محل مصلاى بـزرگ تهـران اجتماع كردنـد تـا بـراى آخـریـن بـار با پیكر مطهر مـردى كه بـا قیـامش قـامت خمیـده ارزشها و كرامتها را در عصر سیاه ستـم استـوار كرده و در دنیا نهـضتـى از خـدا خواهى و باز گشت به فطرت انسانى آغاز كرده بود ، وداع كنند.
هیچ اثرى از تشریـفات بـى روح مـرسـوم در مراسـم رسمى نبـود . همه چیز، بسیجى و مردمى وعاشقانه بـود. پیـكر پاك و سبز پوش امـام بـر بـالاى بـلنـدى و در حلـقه میلیـونها نفـر از جمعیت مـاتـم زده چـون نگینى مى درخشید . هر كس به زبان خویـش با امامـش زمـزمه مى كرد و اشك مـى ریخت . سـرتاسـر اتـوبان و راههاى منتهى به مصلـى مملـو از جمیعت سیاهپوش بود .
پـرچمهاى عزا بـر در و دیـورا شهر آویخته و آواى قرآن از تمام مساجد و مراكـز و ادارات و مـنازل بگـوش مـى رسیـد . شـب كـه فـرا رسیـد هزاران شمع بیاد مشعلـى كه امـام افـروخـته است ، در بیابـان مصلـى و تپه هـاى اطـراف آن روشـن شـد . خـانـواده هـاى داغدار گرداگرد شمعـها نشسته و چشمانشان بر بلنداى نـورانـى دوخته شـده بود .
فریاد یا حسیـن بسیجیان كه احساس یتیمى مـى كـردنـد و بــر سـر و سینه مـى زدنـد فـضا را عـاشـورایـى كرده بـود . بـاور اینـكـه دیـگر صداى دلنشیـن امام خمینـى را در حسینیه جماران نخـواهند شنید ، طاقتـها را بـرده بـود . مـردم شـب را در كـنار پیـكـر امـام بـه صبـح رسانیدند . در نخستنى ساعت بامداد شانزده خــرداد ، میـلـونهـا تـن به امامت آیت الله العظمـى گلپایگانى(ره) با چشمانى اشكبار برپیكر امام نماز گذاردند .
انبـوهى جمعیت و شكوه حماسه حضـور مـردم در روز ورود امام خمینى به كشـور در 12 بهمـن 1357 و تـكـرار گسـتـرده تـر ایـن حماسـه در مـراسـم تشییع پیكر امام ، از شگفـتیهاى تـاریخ اسـت . خـبرگـزاریهاى رسمـى جهـانـى جمعیت استقبال كننده را در سال 1357 تا 6 میلیـون نفر و جمعیت حاضـر در مــراسـم تشییـع را تا 9 میلیـون نفر تخمیـن زدند و ایـن در حالى بـود كه طى دوران 11 سـاله حكومت امام خمینى بـواسطه اتحـاد كشـورها غربـى و شرقى در دشمنى با انـقلاب و تحمیل جنگ 8 ساله و صـدهـا تـوطـئه دیـگـر آنـان ، مردم ایـران سخـتیها و مشكلات فـراوانـى را تحـمـل كرده و عزیزان بى شمارى را در ایـن راه از دست داده بـودند و طـبعا مـى بـایـست بـتدرج خسته و دلسرد شـده باشنـد امـا هرگز اینچنیـن نشـد . نسل پرورش یـافـته در مكتب الـهى امام خمینى به ایـن فرمـوده امام ایـمان كامـل داشـت كه :در جهـان حجـم تحمل زحمـتها و رنجها و فداكاریها و جان نثـاریها ومحرومیتها مناسب حجـم بـزرگى مقصـود و ارزشمندى وعلـو رتـبـه آن است پـس از آنـكه مراسـم تـدفیـن به علت شـدت احسـاسات عـزاداران امـكان ادامـه نیافت ، طـى اطلاعیه هاى مـكرر از رادیـو اعلام شـد كـه مـردم بـه خانه هایشان بازگردند ، مراسـم به بعد مـوكـول شــده و زمــان آن بعـدا اعلام شد . براى مسئولیـن تـردیـدى نـبـود كه هر چه زمان بگذرد صـدها هزار تـن از علاقه مندان دیگر امـام كـه از شهـرهاى دور راهـى تهران شده اند نیز بر جمعیت تشییع كننـده افـزوده خـواهـد شـد ، ناگزیر در بعدازظهر همان روز مراسم تـدفین بـا همان احساسات و بـه دشـوارى انـجـام شـد كـه گـوشـه هـایـى از این مـراسـم بـوسیـله خبرنگـاران بـه جهان مخابره شـد و بدین سان رحلت امام خمینـى نیز همچـون حیاتـش منـشاء بیـدارى و نهضتـى دوباره شـد و راه و یادش جاودانه گردید چرا كـه او حقیـقت بـود و حقیقت همیشه زنـده است و فناناپذیر .

 

زندگى امام به روایت امام

متن زیر فرازهائى از زندگى حضرت امام خمینى - سلام الله علیه - است كه پس از توضیحات معظم له، فرزند گرامى ایشان حضرت حجت ‏الاسلام والمسلمین حاج سید احمد خمینى نوشته و سپس حضرت امام آن را اصلاح نموده است:

بسمه تعالى

به حسب شناسنامه شماره : 2744  تولد: 1279 شمسى در خمین، اما در واقع 20 جمادى‏الثانى 1320 هجرى قمرى مطابق اول مهر 1281 شمسى است. (18 جمادى‏الثانى 1320 مطابق 30 شهریور 1281 صحیح است)

نام خانوادگى: مصطفوى; پدر: آقا مصطفى; مادر: خانم هاجر (دختر مرحوم آقامیرزا احمد مجتهد خوانسارى الاصل و خمینى المسكن)

صدور در گلپایگان به وسیله صفرى‏نژاد رئیس اداره آمار ثبت گلپایگان در خمین در مكتبخانه مرحوم ملا ابوالقاسم تحصیل شروع و نزد مرحوم آقاشیخ جعفر و مرحوم میرزا محمود (افتخار العلماء) درسهاى ابتدایى سپس در خلال آن نزد مرحوم حاج میرزا محمد مهدى (دایى) مقدمات شروع و نزد مرحوم آقاى نجفى خمینى منطق شروع و نزد حضرت‏عالى (×) ظاهرا (سیوطى و شرح باب حادى عشر و) منطق و مسلما در مطول مقدارى. در ادراك كه سنه 1339 قمرى براى تحصیل رفتم نزد مرحوم آقا شیخ محمد على بروجردى مطول و نزد مرحوم آقا شیخ محمد گلپایگانى منطق و نزد مرحوم آقا عباس اراكى شرح لمعه پس از هجرت به قم به دنبال هجرت مرحوم آیت ‏الله حاج شیخ عبدالكریم - رحمة الله علیه - (ظاهرا هجرت ایشان رجب 1340 قمرى بود) هجرت آیت‏الله حائرى به قم رجب 1340 و نوروز 1300 شمسى است) تتمه مطول را نزد مرحوم ادیب تهرانى موسوم به آقا میرزا محمد على و سطوح را نزد مرحوم آقاى حاج سید محمد تقى خوانسارى مقدارى و بیشتر نزد مرحوم آقا میرزا سید على یثربى كاشانى تا آخر سطوح و با ایشان به درس خارج مرحوم آیت ‏الله حائرى (حاج شیخ عبدالكریم) مى‏رفتیم و عمده تحصیلات خارج نزد ایشان بوده است. و فلسفه را مرحوم حاج سید ابوالحسن قزوینى و ریاضیات (هیئت، حساب) نزد ایشان و مرحوم آقامیرزا على اكبر یزدى. و عمده استفاده در علوم معنوى و عرفانى نزد مرحوم آقاى آقامیرزا محمد على شاه‏آبادى بوده است پس از فوت مرحوم آقاى حائرى با عده ‏اى از رفقا بحث داشتیم تا آنكه مر حوم آقاى بروجردى - رحمة‏الله - به قم آمدند براى ترویج ایشان به درس ایشان رفتم و استفاده هم نمودم و از مدتها قبل از آمدن آقاى بروجردى عمده اشتغال به تدریس معقول و عرفان و سطوح عالیه اصول و فقه بود پس از آمدن ایشان به تقاضاى آقایان; مثل مرحوم آقاى مطهرى به تدریس خارج فقه مشغول شدم و از علوم عقلیه بازماندم و این اشتغال در طول اقامت قم و مدت اقامت نجف مستدام بود و پس از انتقال به پاریس از همه محروم و به امور دیگر اشتغال داشتم كه تاكنون ادامه دارد. نام عیال اینجانب خدیجه ثقفى معروف به قدس ایران، متولد 1292 شمسى، صبیه حضرت آقاى  حاج میرزا محمد ثقفى طهرانى.

تاریخ ازدواج: 1308; فرزند اول: مصطفى، متولد: 1309 شمسى; 3 دختر در قید حیات با یك پسر، احمد متولد: 1324; دختران به ترتیب سن: صدیقه، فریده، فهیمه، سعیده و بعد از احمد، لطیفه; آخرین فرزند در حیات احمد.

پی ‏نوشت:

× منظور آیت الله پسندیده مى‏باشند.

 

روز شمار برخی مبارزات و تبعیدهای حضرت امام خمینى (ره)

16 مهرماه سال 1341
جلسه مهم حضرت امام خمینى (ره) با مراجع قم در رابطه با انجمنهاى ایالتى و ولایتى

11 آذر ماه سال 1341
لغو تصویبنامه ساختگى انجمنهاى ایالتى و ولایتى به دنبال مبارزات پیگیر حضرت امام خمینى (ره) و صدور پیام حضرت امام خمینى (ره) در مورد ختم این غائله

2 بهمن سال 1341
تحریم رفراندوم غیر قانونى و قلابى شاه از سوى حضرت امام خمینى (ره)

2 فروردین ماه سال 1342
فاجعه خونین مدرسه فیضیه به دست عمال رژیم شاه

15 خرداد سال 1342
دستگیرى شبانه حضرت امام خمینى (ره) . قیام تاریخى ملت ایران در اعتراض به دستگیرى حضرت امام (ره)

4 تیرماه سال 1342
انتقال حضرت امام خمینى (ره) از پادگان قصر به سلولى در عشرت آباد.

21 فرودین سال 1343
سخنرانى تاریخى حضرت امام خمینى (ره) در مسجد اعظم قم پس از آزادى از حبس و حصر.

4 آبان 1343
سخنرانى كوبنده حضرت امام خمینى (ره) به مناسبت طرح اسارتبار كاپیتولاسیون.

13 آبان 1343
بازداشت و تبعید حضرت امام خمینى (ره) به تركیه

21 آبان سال 1343
انتقال حضرت امام خمینى (ره) از آنكارا به بورساى تركیه

13 مهرماه سال 1344
انتقال حضرت امام خمینى (ره) از تركیه به بغداد

16 مهرماه 1344
حركت امام خمینى (ره) از سامرا به كربلا بعد از تبعید به عراق

23 مهرماه 1344
ورود و استقرار حضرت امام خمینى در نجف بعد از تبعید به عراق

23 آبان 1344
شروع درسهاى حوزه‏اى حضرت امام خمینى در نجف پس از تبعید به عراق

12 اردیبهشت 1356
پیام حضرت امام خمینى (ره) به مناسبت چهلم شهداى قم

2 مهرماه 1357
محاصره منزل حضرت امام خمینى (ره) توسط نیروهاى بعثى عراق

10 مهرماه 1357
هجرت حضرت امام خمینى (ره) از عراق به سوى كویت

13 مهرماه 1357
هجرت حضرت امام خمینى (ره) از عراق به فرانسه

12 بهمن 1357
بازگشت امام خمینى (ره) به میهن اسلامى پس از 15 سال تبعید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 13:12  توسط احمد  | 

سؤال یک امتحان استخدام:


شما در يك شب طوفاني در حال رانندگي هستيد. از جلوي يك ايستگاه اتوبوس مي‌گذريد. سه نفر داخل ايستگاه منتظر اتوبوس هستند.

·         يك پيرزن كه در حال مرگ است.

·         يك پزشك كه قبلاً جان شما را نجات داده است.

·         دوستی بسیار عزیز که سالهاست اورا ندیده اید و آرزو داشتید دوباره او را بیابید و همدم و همراه او باشید.

شما مي‌توانيد تنها يكي از اين سه نفر را سوار كنيد. كدام را انتخاب خواهيد كرد؟ دليل خود را شرح دهيد.

كمي فكر كنيد

قاعدتاً اين آزمون نمي‌تواند نوعي تست شخصيت باشد زيرا هر پاسخي دليل خودش را دارد.

·         پيرزن در حال مرگ است، شما بايد ابتدا او را نجات دهيد. هر چند او خيلي پير است و به هر حال خواهد مرد.

·         شما بايد پزشك را سوار كنيد. زيرا قبلاً جان شما را نجات داده است و اين فرصتي است كه مي‌توانيد جبران كنيد. اما شايد بتوانيد بعداً هم جبران كنيد.

·         شما بايد شخص مورد علاقه‌تان را سوار كنيد زيرا اگر اين فرصت را از دست دهيد ممكن است هرگز قادر نباشيد او را پيدا كنيد.

از دويست نفري كه در اين آزمون شركت كردند، شخصي كه استخدام شد دليلي براي پاسخ خود نداد. او نوشته بود:

سوئيچ ماشين را به پزشك مي‌دهم تا پيرزن را به بيمارستان برساند و خودم به همراه دوست عزیزم منتظر اتوبوس مي‌مانيم.


شرح

همه مي‌پذيرند كه پاسخ فوق بهترين پاسخ است، اما هيچكس در ابتدا به اين پاسخ فكر نمي‌كند. چرا؟

زيرا ما هرگز نمي‌خواهيم داشته‌ها و مزيت‌هاي خود را (ماشين) از دست بدهيم. اگر قادر باشيم خودخواهي‌ها، محدوديت ها و مزيت‌هاي خود را از خود دور كرده يا ببخشيم گاهي اوقات مي‌توانيم چيزهاي بهتري به دست بياوريم.

تحليل فوق را مي‌توانيم در يك چارچوب علمي‌تر نيز شرح دهيم:

در انواع رويكردهاي تفكر، يكي از انواع تفكر خلاق، تفكر جانبي است كه در مقابل تفكر عمودي يا سنتي قرار مي‌گيرد. در تفكر سنتي، فرد عمدتاً از منطق، در چارچوب مفروضات و محدوديت‌هاي محيطي خود، استفاده مي‌كند و قادر نمي‌گردد از زواياي ديگر محيط و اوضاع اطراف خود را تحليل كند. تفكر جانبي سعي مي‌كند به افراد ياد دهد كه در تفكر و حل مسائل، سنت شكني كرده، مفروضات و محدوديت ها را كنار گذاشته، و از زواياي ديگري و با ابزاري به غير از منطق عددي و حسابي به مسائل نگاه كنند.

در تحليل فوق اشاره شد اگر قادر باشيم مزيت‌هاي خود را ببخشيم مي‌توانيم چيزهاي بهتري به دست بياوريم.

شايد خيلي از پاسخ‌دهندگان به اين پرسش، قلباً رضايت داشته باشند كه ماشين خود را ببخشند تا همدم و عزیز گم کرده خود را با خود همراه کنند. بنابراين چه چيزي باعث مي‌شود نتوانند آن پاسخ خاص را ارائه كنند. دليل آن اين است كه به صورت جانبي تفكر نمي‌كنند. يعني محدوديت ها و مفروضات معمول را كنار نمي‌گذارند. اكثريت شركت‌كنندگان خود را در اين چارچوب مي‌بينند كه بايد يك نفر را سوار كنند و از اين زاويه كه مي‌توانند خود راننده نبوده و بيرون ماشين باشند، درباره پاسخ فكر نكرده‌اند.


+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 23:54  توسط احمد  | 

متن زیر از کتاب ارزشمند دکتر شریعتی (هبوط در کویر) است

عشق یک جوشش کور است
و پیوندی از سر نابینایی،
دوست داشتن پیوندی خودآگاه
واز روی بصیرت روشن و زلال.


عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و
هرچه از غریزه سر زند بی ارزش است،
دوست داشتن از روح طلوع می کند و
تا هرجا که روح ارتفاع دارد همگام با آن اوج میگیرد.


عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست،
و گذر فصل ها و عبور سال ها بر آن اثر میگذارد
دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی میکند.


عشق طوفانی ومتلاطم است،
دوست داشتن آرام و استوار و پروقار وسرشاراز نجابت.


عشق جنون است
و جنون چیزی جز خرابی
و پریشانی "فهمیدن و اندیشیدن "نیست،
دوست داشتن ،دراوج،از سر حد عقل فراتر میرود
و فهمیدن و اندیشیدن رااززمین میکند
و باخود به قله ی بلند اشراق میبرد.


عشق زیبایی های دلخواه را در معشوق می آفریند،
دوست داشتن زیبایی های دلخواه را
در دوست می بیند و می یابد.


عشق یک فریب بزرگ و قوی است ،
دوست داشتن یک صداقت راستین و صمیمی،
بی انتها و مطلق.


عشق در دریا غرق شدن است،
دوست داشتن در دریا شنا کردن.


عشق بینایی را میگیرد،
دوست داشتن بینایی میدهد.


عشق خشن است و شدید و ناپایدار،
دوست داشتن لطیف است و نرم و پایدار.


عشق همواره با شک آلوده است،
دوست داشتن سرا پا یقین است و شک ناپذیر.


ازعشق هرچه بیشتر نوشیم سیراب تر میشویم،
از دوست داشتن هرچه بیشتر ،تشنه تر.


عشق نیرویی است در عاشق ،که او را به معشوق میکشاند،
دوست داشتن جاذبه ای در دوست ،
که دوست را به دوست می برد.


عشق تملک معشوق است،
دوست داشتن تشنگی محو شدن در دوست.


عشق معشوق را مجهول و گمنام می خواهد تا در انحصار او بماند،
دوست داشتن دوست را محبوب و عزیز میخواهد
ومیخواهد که همه ی دل ها آنچه را او از دوست
در خود دارد ،داشته باشند.


در عشق رقیب منفور است،
در دوست داشتن است که:
“هواداران کویش را چو جان خویشتن دارند”
که حسد شاخصه ی عشق است
عشق معشوق را طعمه ی خویش میبیند
و همواره در اضطراب است که دیگری از چنگش نرباید
و اگر ربود با هردو دشمنی می ورزد و
معشوق نیز منفور میگردد


دوست داشتن ایمان است و
ایمان یک روح مطلق است
یک ابدیت بی مرز است
از جنس این عالم نیست.”

“دکتر علی شریعتی”

__._,_.___
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 23:21  توسط احمد  | 


 

 

این محل که در نزدیکی شهر کوچک درواز در ازبکستان قرار دارد، توسط افراد محلی "در جهنم" خوانده می شود.

به گزارش سرویس بین الملل پارسینه به نقل از انگلیش راشا، این محل که در نزدیکی شهر کوچک درواز در ازبکستان قرار دارد، توسط افراد محلی "در جهنم" خوانده می شود.
داستان در جهنم به 35 سال قبل برمی گردد: هنگامیکه زمین شناسان در جستجوی گاز حفاری می کردند، به حفره ای زیر زمینی رسیدند که بسیار بزرگ بود و همه تجهیزیت حفاری و چادرهای کاوشگران را در خود فرو برد. از آنجایی که حفره را گاز پر کرده بود، کسی جرات رفتن به عمق غار را پیدا نکرد و آنان حفره را آتش زدند تا از انتشار گازهای سمی جلوگیری کنند. از آن زمان، این حفره برای 35 سال است که بدون وقفه می سوزد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 23:16  توسط احمد  | 


 

 

يك سقا در هند ، دو كوزه بزرگ داشت كه هر كدام از آنها را از يك سر ميله اي آويزان مي كرد و روي


 

شانه هايش مي گذاشت . در يكي از كوزه ها شكافي وجود داشت . بنابراين در حالي كه كوزه سالم ، هميشه

 

 

حداكثر مقدار آب ممكن را از رودخانه به خانه ارباب مي رساند ، كوزه شكسته تنها نصف اين مقدار را حمل

 

 

مي كرد .

 

 

براي مدت دو سال ، اين كار هر روز ادامه داشت . سقا فقط يك كوزه و نيم آب را به خانه ارباب مي رساند

 

 

كوزه سالم به موفقيت خودش افتخار مي كرد ، موفقيت در رسيدن به هدفي كه به منظور آن ساخته شده بود .

 

 

اما كوزه شكسته بيچاره از نقص خود شرمنده بود و از اينكه تنها مي توانست نيمي از كار خود را انجام دهد

 

 

ناراحت بود . بعد از دو سال ، روزي در كنار رودخانه ، كوزه شكسته به سقا گفت : ( من از خودم شرمنده

 

 

ام و از تو معذرت خواهي مي كنم .)

 

 

سقا پرسيد : ( چه مي گويي ؟ از چه چيزي شرمنده هستي ؟ ) كوزه گفت : ( در اين دو سال گذشته من تنها

 

 

توانستم نيمي از كاري را كه بايد ، انجام دهم . چون شكافي كه در من وجود داشت ، باعث نشتي آب در راه

 

 

بازگشت به خانه ارباب مي شد . به خاطر تركهاي من ، تو مجبور شدي اين همه تلاش كني ولي باز هم به

 

 

نتيجه مطلوب نرسيدي .)

 

 

سقا دلش براي كوزه شكسته سوخت و با همدردي گفت : ( از تو مي خواهم در مسير بازگشت به خانه ارباب

 

 

به گلهاي زيباي كنار راه توجه كني .)

 

 

در حين بالا رفتن از تپه ، كوزه شكسته ، خورشيد ره نگاه كرد كه چگونه گلهاي كنار جاده را گرما مي

 

 

بخشد و اين موضوع ، او را كمي شاد كرد . اما در پايان راه باز هم احساس ناراحتي مي كرد . چون ديد كه

 

 

بازهم نيمي از آب ، نشت كرده است .

 

 

براي همين دوباره از صاحبش عذرخواهي كرد . سقا گفت : ( من از شكافهاي تو خبر داشتم و از آنها

 

 

استفاده كردم . من در كناره راه ، گلهايي كاشتم كه هر روز وقتي از رودخانه برمي گشتيم ، تو به آنها آب

 

 

داده اي . براي مدت دو سال من با اين گلها ، خانه اربابم را تزيين كرده ام . بي وجود تو ، خانه ارباب نمي

 

 

توانست اين قدر زيبا باشد .)

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 23:11  توسط احمد  | 

 

زيـبـايي فيزيكي شـايد در زنان همه چيز نباشد، اما يقينا"يـك عـامــل بسـيار حياتي ميباشد. درست است كه ما درقـرن 21 بسر ميبريم امـا حقيقت تلخ و بي رحم آنست كه اغــــلب زنان به اينكه ظـاهر و جذابيت جسمي آنان در نزدمردان بسيار حائز اهميت اسـت، واقف ميباشند. مردان در رتـبـه بندي زيبـايـي زنـان از فـهرستـي از مشـــخصات بارزفيـزيكـي بـهره مــيگيرند. اين ويژگيها و مشخصات جسميكه "زيبا" قلمداد ميگردند در واقع شاخصها و علايم باروري،تندرستي و جواني ميباشند كه مردان بطور ناخودآگاه آنهارا در هنـــگام همسر گزيني در زنان جستجو ميكنند. براي
مـثـال زنـي كـه (متـاثـر از هورمـون اسـتـروژن) داراي چـانه
كـوچـك و نـسـبت دور كمر به  دور باسن پايين است از ديدمـردان زيبا بنظر ميرسد زيرا اين خصايص جسمي نمايانگرباروري خوب، سلامت عمومي و توانايي زايمان است.
در واقع ميزان بارور بودن يك زن به سطح هورمون استروژن بدن وي بستگي داشته و سطح بالاي اين هورمون در زنان خود را بصورت چهره و اندام زيبا نمودار ميسازد. تعيين ارزش هر فرد بر اساس زيبايي و جذابيتهاي فيزيكي صرف آن فرد گرچه موجب آزردگي خاطر و بي عدالتي مفرط ميگردد اما هيچگاه اين نوع رويكرد به افراد متوقف نخواهد گشت.
در جامعه معمولا خصوصيات شخصيتي مثبت به زيبا رويان و خصوصيات شخصيتي منفي به  افراد نا زيبا و غير جذاب نسبت داده ميشود. براي مثال يك فرد زيبا و جذاب در عين حال فردي موفق، باهوش، دوست داشتني، اجتماعي، قابل دسترس، مهيج، خلاق، پر مشغله، با اخلاق، وفادار و مهم ارزيابي ميگردد اما يك فرد غير جذاب از نظر مردم فردي غير اجتماعي، تنبل، ناموفق، كسل كننده، دروغگو، خلافكار و خيانتكار تعريف ميگردد. به خاطر داشته باشيد كه زيبايي ظاهر و اندامها تنها يكي از فاكتورهاي جذابيت بوده و زيبايي ايده آل نيز بندرت در افراد مشاهده ميگردد.
 
فاكتورهاي جذابيت زنان از نگاه مردان
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- علائم جـواني ( انـرژي، انــعطاف پذيري، پوست هـموار و شفاف، سرزندگي )
2- علائم تندرستي ( پوســت شـــفـاف، فـقـدان بـيماري،تناسب اندام)
3- بالا تنه (سيـنــه هاي) بزرگ. سيـنه ها و باسن خوش فـرم، سـفـت و كـامـلا گـرد. (كه نشانه سلامتي و توانايي توليد مثل ميباشند)
The image “http://www.mardoman.com/images/life/257.jpg” cannot be displayed, because it contains errors. 
4- نسبت دور كمر به دور باسن. هر چه اين ميزان كمتر باشد زن جذاب تر و زيبا تر بنظر ميرسد. نسبت 0،6 تا 0،8 نشانه سلامتي و باروري زن بوده و  0،7 ايده آل ترين نسبت ميباشد.

5- تقارن در جسم و صورت.
يـــكي از عوامل بسيار مهم در هر دو جنس محسوب ميگردد. تطابق نيمه راست و چپ بدن.
 The image “http://www.mardoman.com/images/life/269.jpg” cannot be displayed, because it contains errors. 
5- چهره كودكانه (بيبي فيس) و تخم مرغي شكل.
6-
عدم وجود هر گونه نشان بيماري و يا پيشرفت سن: چين وچروك، موي سر خاكستري، رنگ رخسار نامناسب، لكه هاي روي پوست، دندانهاي ناسالم در تمام جهان نازيبا تلقي ميگردد.
7- موهاي براق، ضخيم و پرپشت.
8- دندانهاي سفيد، متقارن و بزرگ.
9- پيشاني بلند تر. (نشانه حجم مغز بيشتر و هوش بالاتر)
10- چشمان درشت با فاصله بيشتر از يكديگر.
11- ابروهاي نازك و تيره.
12- مژه هاي تيره تر و بلندتر.
13- بيني باريك و كوچك.
14- لبهاي پر.
15- صورت باريك.
16- استخوان گونه برجسته  و چانه كوچك.
17- پاهاي كشيده و بلند. (البته متناسب با ديگر اجزاء بدن) زانوهاي لاغر- بدن بي مو، ناخنهاي آراسته و اندكي بلند (و نه ناخنهاي مصنوعي!)

*
زنان براي افزايش تقارن و برجسته نمودن علايم جواني و زيبايي و باروري متوسل به: جراحي زيبايي، رژيم غذايي، لوازم آرايشي و آرايشگاهها مي گردند.
* بر خلاف تصور مردان زنان لاغر را نمي پسندند بلكه مردان شيفته انحناء، پيچ و خمها و قوسهاي ظريف اندام زنان ميباشند.
* مردان پوست تيره و سبزه را بيشتر از پوست رنگ پريده و سفيد مي پسندند.
* مردان ترجيح ميدهند با زني باشند كه سنش 2 سال كمتر از آنان باشد.
* هر اندازه سن مردان افزايش مي يابد همسر (جفت) جوانتر و كم سن و سالتر را ترجيح ميدهند!
* پيري (سن) مهمترين دشمن زيبايي است. يكي از علايم پيري همانا چين و چروك پوست ميباشد كه معمولا قرار گرفتن بيش از اندازه در معرض تابش آفتاب مسبب آن است و احتراز از نور خورشيد و استفاده از كرمهاي ضد آفتاب يكي از راهكارهاي اساسي در پيشگيري از بروز چين وچروك ميباشد.

نكته:
چگونه هنگام عكس انداختن جذابتر بنظر آييد:
1- اندكي دهان خود را باز نگه داريد.
2- به پايين نگاه كنيد.
3- موهاي خود را از پيشاني كنار بزنيد. تا پيشاني شما كاملا نمايان گردد.
4- اندكي چشمان خود را ببنديد.
 
 
فاكتورهاي جذابيت مردان از نگاه زنان
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- حداقل 10 سانتيمتر بلند قامت تر از همسر خود باشد.
2- نـسـبـت ايـده آل دور كـمر به دور باسن براي مردان 0.9
ميباشد.
3- جسم عضلاني، قفسه سينه بزرگ، تناسب اندام.
4- استخوان گونه و فك برجسته.
5- مدل موي منحصر بفرد.
6- صورت باريك و پوست قهوه اي تر.
7- نيمه فوقاني صورت عريض تر از نيمه تحتاني باشد.
8- عدم وجود چين و چروك ميان بيني و گوشه دهان.
9- تقارن در دو نيمه بدن و صورت.
10- پاهاي كشيده.
11- موي بدن كم.
12- ناخنهاي كوتاه و آراسته.
13- دندانهاي سفيد، بزرگ و رديف.
14- چهره كودكانه.
The image “http://www.mardoman.com/images/life/260.jpg” cannot be displayed, because it contains errors. 
* زنان مردان مسن تر از خودشان را ترجيح ميدهند.( بعلت توانايي و استقلال مالي بيشتر)
* ميزان سلطه و قدرت مردان تعيين كننده ميزان جذابيت و زيبايي آنان نزد زنان ميباشد. (توانايي مردان در محفاظت و پشتيباني از زنان)
* مردان با اجزاء صورت و بدن متقارنتر نيز اسپرمهاي بارور تر و سالم تري دارا ميباشند.
 
ابعاد و تقارن در چهره ايده آل
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1- قانون يك پنجم:
صـورت را ميتوان با استفاده از پهناي
چـشـم بـه عـنـوان واحـد اندازه گيري به 5 قسمت مساوي تقسيم كرد. يك صورت ايده آل به اندازه 5 چشم پهنا دارد.
The image “http://www.mardoman.com/images/life/267.jpg” cannot be displayed, because it contains
errors. 

2- خط افقي فرانكفورت:
در تصوير نيمرخ خطي كه از روبروي برامدگي پيشــــاني ميان دو ابرو آغاز گرديده و تاچانه امـتـداد مـي يـــابد بايد خطي كاملا عمودي باشد.هنـگامـي كـه خط فــرضي افقي (قرمز) فرانكفورت كه از بالاي كانال گوش عبور ميكند با كف اتاق موازي گردد در ايـن حـالت سر در وضعـيـت كــاملا صــاف قـــرار دارد و در عكس برداري ميتوان از آن كمك گرفت.
 The image “http://www.mardoman.com/images/life/266.jpg” cannot be displayed,
because it contains errors. 
3- پهناي بيني از قاعده تقريبا بايد به اندازه  فاصله  ميان دو چشم از يكديگر باشد.
4- طول لب بالا بايد 2 برابر طول لب پايين و چانه باشد.
5- نوك بيني بايد اندكي بسمت بالا متمايل باشد.
6- زاويه ميان بيني و صورت: 36 درجه.
 The image “http://www.mardoman.com/images/life/264.jpg” cannot be displayed, because it contains errors. 
7- زاويه ميان بيني و پيشاني: 120 درجه.
 The image
“http://www.mardoman.com/images/life/265.jpg” cannot be displayed, because it contains errors. 
8- زاويه ميان بيني و چانه: 130 درجه.
The image “http://www.mardoman.com/images/life/263.jpg” cannot be displayed, because it contains errors. 
9- ايده آل ترين چهره:
The image “http://www.mardoman.com/images/life/272.jpg” cannot be displayed, because it contains errors. 

 
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 23:1  توسط احمد  | 

 روزی پیش گوی پادشاهی به او گفت که در روز و ساعت مشخصی بلای عظیمی برای پادشاه اتفاق خواهد افتاد. پادشاه از شنیدن این پیش گویی خوشحال شد. چرا که می توانست پیش از وقوع حادثه کاری بکند.

پادشاه به سرعت به بهترین معماران کشورش دستور داد هر چه زودتر محکم ترین قلعه را برایش بسازند. معماران بی درنگ بی آن که هیچ سهل انگاری و معطلی نشان بدهند، دست به کار شدند. آنها از مکان های مختلف سنگ های محکم و بزرگ را به آنجا منتقل کردند و روز و شب به ساختن قلعه پرداختند. سرانجام یک روز پیش از روز مقرر قلعه آماده شد. پادشاه از قلعه راضی شد و با خوش قولی و شرافتمندانه به همه معماران جایزه داد. سپس ورزیده ترین پاسداران خود را در اطراف قلعه گماشت.
پادشاه در آستانه روز وقوع حادثه به گفته پیش گو، وارد اتاق سری شد که از همه جا مخفی تر و ایمن تر بود. اما پیش از آن که کمی احساس راحتی کند، متوجه شد که حتی در این اتاق سری هم چند شعاع آفتاب دیده می شود. او فورا به زیر دستان خود دستور داد که هر چه زودتر همه شکاف های این اتاق سری را هم پر کنند تا از ورود حادثه و بلا از این راه ها هم جلوگیری شود.
سرانجام پادشاه احساس کرد آسوده خاطر شده است. چرا که گمان کرد خود را کاملا از جهان خارج، حتی از نور و هوایش، جدا کرده است.
معلوم است که پادشاه خیلی زود در اتاق بدون هوا خفه شد و مرد. پیش گویی منجم پادشاه به حقیقت پیوسته بود و سرنوشت شوم طبق گفته پیش گو رقم خورده بود! معنی این داستان را می توان به قلب انسان ها از جمله خود ما تشبیه کرد. در دل ما هم قلعه بسیار محکمی وجود دارد. این قلعه با مواد مختلفی محکم تر از سنگ ساخته شده است. این مواد چیزی به جز خشم و نفرت، گله و شکایت، خود خوار شمردن و غرور و کبر، شتاب، تعصب و بدبینی و ... نیستند. با این مواد واقعا هم می توان قلعه دل را محکم و محکم و باز هم محکم تر کرد و دیگران را پشت درهای آن گذاشت. همان طور که این پادشاه عمل کرد. قلعه قلب ما هر چه محکم تر و کم منفذتر باشد، احساس خفگی ما هم شدیدتر خواهد بود.
 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 18:30  توسط احمد  | 

این پیام خیلی مهم است!

این واقعه اخیراً درشمال تگزاس اتفاق افتاده است. زنی در روز یکشنبه برای قایقرانی رفته بود وبا خودش چندتا قوطی نوشابه

 برده وآنها رادریخچال گذاشت  

 روز 2شنبه اوبه بیمارستان منتقل شد ودربخش مراقبتهای ویژه بستری شدودرروز 4 شنبه فوت کرد.

کالبدشکافی نشان داد که دراثربیماری عفونی لپتوسپیروز مرده است.نتیجه تحقیقات نشان داد که او قوطی نوشابه را بدون لیوان استفاده کرده است.آزمایشات نشان داد که قوطی ها آلوده به ادرارخشک شده موش صحرایی بوده است وبخاطرهمین دچار این بیماری عفونی شده است.ادرار موش محتوی موادسمی وکشنده است .خیلی توصیه می شود که قسمت بالای قوطی های نوشابه راقبل از مصرف دقیق بشوئید .قوطی ها در انبارکالا نگهداری می شوندوبدون اینکه تمیز شوند مستقیم به مغازه ها فرستاده می شوند.

یک مطالعه در NYCU نشان داد که دربهای قوطی های نوشابه آلوده تر از توالتهای عمومی میباشد وآلوده به میکروبها وباکتری ها می باشد.

بنابراین قبل از اینکه آنها را با دهانتان بخورید با آب خوب بشویید تا این اتفاق مهلک برایتان رخ ندهد.

 

شرکتی  که خودش به خودش لیسانس می دهد

 

حتما شما هم بارها و بارها تبلیغات محصولات بهداشتی Ave را در تلویزیون و رادیو دیده اید و شنیده اید. و حتما برایتان جالب بوده است که این شرکت تحت لیسانس یک شرکت انگلیسی به نام پیتر اند جورج (peter & george) فعالیت می کند.

لابد شما هم مثل بنده چون از وجود شرکتهای معتبر محصولات بهداشتی در دنیا خبر ندارید، با توجه به وجود چنین شرکتی در کشور انگلستان پیش خود آن را شرکتی بزرگ و معتبر در سطح جهان تصور کرده اید. هیچ اشکالی هم ندارد. این وظیفه بنده و شما نیست که در مورد چنین موضوعی تحقیق کنیم. وظیفه صدا و سیماست که قبل از پذیرش تبلیغ، اعتبار موارد بیان شده در آن را بسنجد. چرا که مردم ایران به تبلیغات تلویزیونی و رادیویی اعتماد کامل دارند.

القصه! امروز یکی از دوستان به استناد یک منبع موثق بنده را مطلع کرد که این شرکت محترم، توسط صاحبان خود شرکت Ave و با موسسین ایرانی در کشور انگلستان تأسیس شده است و اساسا یک شرکت صوری است. تا چند دقیقه پذیرش این موضوع برایم بسیار مشکل بود.

ولی وقتی به خودم آمدم سریعا در اینترنت شروع به جستجو کردم و به سایت اینترنتی این شرکت محترم جهانی(!) رسیدم. یک پورتال فلش بسیار ضعیف که لوگوی بزرگ Ave روی آن نقش بسته بود.

بعد از کمی گشت و گذار در این سایت که مشخصا توسط Templateهای آماده ساخته شده است به منوی تاریخچه شرکت رسیدم. تاریخ تأسیس این شرکت سال ۱۹۹۹ میلادی است. یعنی حتی قدمتی کمتر از آنچه ما محصولات Ave را در سوپرمارکتها و داروخانه های ایران می بینیم!

خوشبختانه یکی از دوستان بریتانیا نشین هم آنلاین بود و از او در مورد وجود چنین محصولی در انگلیس جویا شدم و ایشان هم جواب منفی داد.

به نظر شما اگر فرض محال چنین شرکتی در انگلیس وجود داشت، نباید یک سامانه معرفی محصولات و حتی فروش اینترنتی در آن وجود می داشت؟ یا نباید حداقل روزی یک نفر بازدیدکننده به آن مراجعه می کرد؟ مگر مردم انگلیس هم مثل ما بدون تحقیق و بر اساس شنیده ها از همسایه هایشان چنین محصولات مهمی را خریداری می کنند؟

به قول مرحوم ایرج میرزا: نمی دانی تو ایران است اینجا؟

 

 

 

 

  

 

 

 

 

یکی از معدود قبایل آمریکای جنوبی از طریق هواپیما شناسایی شد؛ خدمه هواپیما موفق به عکس برداری از افراد این قبیله شدند.

، این افراد که ظاهری به شکل آدمهای نخستین دارند، بین درختان جنگل و جایی نزدیک به پرو و برزیل بی سر و صدا در حال زندگی هستند.


در همین رابطه برخی مسئولین برزیلی اعلام کردند: اقدام به عکس برداری از این قبیله کردند تا به همگان اثبات کنند چنین انسانهایی هنوز وجود دارند تا در نهایت بتوانند از محل زندگی و خود آنها محافظت کنند

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 18:22  توسط احمد  | 

 
 
 
برای آرمانم،
 
محرومیت ها را به جان می خرم.
از رنج ها استقبال می کنم
و دلیرانه می تازم.
هر روز رها تر از دیروز،
می گسلم بندها را.
از خود می گذرم
از این خود ِ دروغین،
  تا به بزرگی  برسم.
 
بسیاری از گرایش ها و بیزاری های ما،نشانه های تعصب و توهم و مشکلات ذهنی هستند.
گرایشات و بیزاری ها، نشانه ی نادانی های ما هستند.ولی درک و قبول این موضوع برای ما آسان
نیست.زیرا منیت در وجود ما بسیار قوی می باشد و ذهن سنتی  و تربیت نشده ی ما،افسار وجود
 ما را در دست گرفته است.ذهنی که نمی خواهد تغییر کند و در همین گرداب خودپرستی راحت
است!
ذهن آشفته و تربیت نشده ی ما به تمرکز نیاز دارد.
در این دنیای شلوغ و پر سر و صدا و پر ماجرا،مهار و تربیت ذهن بسیار سخت تر و البته مهم تر
است.
 اگر آگاهانه و با دقت زندگی نکنیم،رویدادها و حوادث و چیزهای اطراف ما درطول روز تاثیر زیادی بر
روی ذهن ما می گذارند و در این شرایط ،دوگانگی و در نتیجه ی آن درد و رنج به راحتی به وجود می
آید.
برای تحول کامل ذهن و در نتیجه زندگی،به یک تغییر مسیر نیاز داریم.تا زمانی که نگرش و باور و
وابستگی خاصی در زندگی داریم،این نگرش و وابستگی ما را در محدوده ی خود نگه می دارد و
چشمانمان را کور می کند.
تک تک ِ وابستگی ها و مشغولیت های زندگی ما را از خودمان غافل می کند و تعادلمان را بر هم
 می زنند.
تک تک ِ شیرینی های زندگی ،ما را به خود وابسته و مشغول می کنند و فرآیند ِحقیقی و پتانسیل
 درک و شناخت را در ما کور خواهند کرد.
__._,_.___
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 18:11  توسط احمد  | 

شهسواري به دوستش گفت: بيا به كوهي كه خدا آنجا زندگي مي كند برويم.ميخواهم ثابت كنم كه اوفقط بلد است به ما دستور بدهد، وهيچ كاري براي خلاص كردن ما از زير بار مشقات نمي كند.

ديگري گفت: موافقم .اما من براي ثابت كردن ايمانم مي آيم .

وقتي به قله رسيد ند ،شب شده بود. در تاريكي صدايي شنيدند:سنگهاي اطرافتان را بار اسبانتان كنيد وآنها را پايين ببريد

شهسوار اولي گفت:مي بيني؟بعداز چنين صعودي ،از ما مي خواهد كه بار سنگين تري را حمل كنيم.محال است كه اطاعت كنم !

ديگري به دستور عمل كرد. وقتي به دامنه كوه رسيد،هنگام طلوع بود و انوار خورشيد، سنگهايي را كه شهسوار مومن با خود آورده بود،روشن كرد. آنها خالص ترين الماس ها بودند...          

مرشد مي گويد: تصميمات خدا مرموزند،اما همواره به نفع ما هستند

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 17:50  توسط احمد  | 



آیا فکر می کنید اینکه فرزند چندم خانواده باشید، می تواند بر شکل گیری
شخصیت شما تاثیر گذار باشد؟ این مقاله را با ما دنبال کنید تا به همه چیز
در این رابطه پی ببرید!

- تک فرزندان

نقاط مثبت: این افراد همان ها هستند که دنیا را متحول می کنند. افرادی
تکلیف-گرا، مرتب و منظم، با وجدان و وظیفه شناس، و بسیار قابل اطمینان می
باشند. آنها عاشق واقعیت، افکار و اندیشه ها، و جزئیات هستند. و از قبول
مسئولیت های مختلف واهمه ای ندارند.

نقاط منفی: یکی از خصیصه های منفی این افراد سرسختی و خشونت شدید آنهاست.
کمی کینه ای و پرتوقع هستند و معمولاً از قبول اشتباهاتشان سر باز
میزنند. به هیچ وجه انتقادپذیر نیستند. در برابر دیگران افرادی بسیار
حساس و نفوذ پذیرند که احساساتشان خیلی زود جریحه دار می شود.

- فرزندان اول خانواده

نقاط مثبت: آنها ذاتاً فرمانده به دنیا آمده اند. احتمالاً رئیس
جمهورها، فضانوردان و مدیرعاملین همه فرزندان اول خانواده هستند. فکر می
کنند که همیشه حق و اولویت در هر کاری با آنهاست. فرزندان اول به دو دسته
تقسیم می شوند: پرورش دهندگان افراد مطیع یا متحول کنندگانی سلطه جو. هر
دو یکسان هستند فقط از متدهای مختلفی استفاده می کنند. معمولاً فرزندان
اول خانواده، افرادی ایرادگیر، مشکل پسند، و دقیق هستند و عاشق توجه به
جزئیات مسائلند. افرادی وقت شناس، منظم، و با کفایتند که دوست دارند همه
چیز به بهترین نحو انجام شود. از مسائل غافلگیر کننده نیز به هیچ وجه
خوششان نمی آید.

نقاط منفی: معمولاً این افراد کمی بداخلاق، ترشرو بی احساس به نظر می
آیند. گه گاه به خاطر زورگویی و فشاری که بر سایرین می آورند، تهدید
کننده و رعب آور هستند. چون فکر می کنند که همیشه حق با آنهاست و فقط
خودشان همه چیز را می دانند، به دیگران اطمینان کمی دارند. ریاست مآب،
ایرادگیر و نسبت به اشتباهات حساس و نکته سنج هستند.

- فرزندان وسط خانواده

نقاط مثبت: فرزندان وسطی، افرادی خانواده دوست هستند که دیگران از بودن
با آنها لذت می برند. مهمترین نیاز آنها، آرام نگاه داشتن اقیانوس
پرتلاطم زندگی است و شعار آنها "آرامش به هر قیمتی" است. اینها افرادی
بسیار آرام و بی سر و صدا، شیرین و دوست داشتنی هستند و شنوندگان خوبی به
شمار می روند. مهارت زیادی در حل مشکلات دارند چون همیشه هر دو جنبه ی یک
مشکل را بررسی می کنند و دوست دارند همه را خوشحال کنند. همین مسئله باعث
می شود که مشاوران و میانجیگران خوبی باشند.

نقاط منفی: نسبت به فرزندان اول خانواده، احساس سلطه گری کمتری دارند،
اما دوست دارند همه آنها را ستایش کرده و دوست بدارند—یا حداقل با آنها
احساس شادی و خوشبختی کنند. از آنجا که سعی در راضی نگاه داشتن همه
دارند، ممکن است به افرادی وابسته تبدیل شوند. نمی توانند خوب تصمیم
بگیرند تا جایی که باعث رنجاندن دیگران می شود. همچنین برای شکست و
اشتباهات دیگران، خود را سرزنش می کنند.

- فرزندان آخر خانواده

نقاط مثبت: افرادی شاد و سرزنده اند که این شادی و سرخوشی را با خود همه
جا می برند و دیگران را نیز از آن بهره مند می کنند. مهارت های مردمی
آنها بسیار قوی است و عاشق این هستند که دیگران را با حرف ها و کارهایشان
سرگرم کنند. هیچ کس برای آنها غریبه نیست و به سرعت با همه صمیمی می
شوند. افرادی برونگرا هستند که از وجود دیگران انرژی می گیرند. از ریسک
کردن واهمه ای ندارند.

نقاط منفی: خیلی زود خسته می شوند. از طرد شدن واهمه داشته و افق
توجهاتشان کوتاه است. افرادی خود گرا هستند. معمولاً به خاطر توقعات غیر
واقعیشان از رابطه، که تصور می کنند در همه ی رابطه ها باید همیشه خوشی و
خنده برقرار باشد، رابطه های زیادی را به فنا می دهند. اما نمی دانند که
عمر چنین رابطه هایی بسیار کوتاه است
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 17:46  توسط احمد  | 


محققان علوم پزشکي بر اساس يافته اخير خود اعلام کردند مرگ هاي ناشي از
تصادفات ، سرطان و بيماري هاي
قلبي ظرف بيست سال اينده بيشتر خواهد شد و اين امر ناشي از افزايش طول
عمر جمعيت هاي مختلف جهان است.

محققان علوم پزشکي بر اساس يافته اخير خود اعلام کردند مرگ هاي ناشي از
تصادفات ، سرطان و بيماري هاي قلبي ظرف بيست سال اينده بيشتر خواهد شد و
اين امر ناشي از افزايش طول عمر جمعيت هاي مختلف جهان است.

سازمان بهداشت جهاني اعلام کرد با افزايش درامد کشورهاي متوسط تا سال دو
هزار وسي ميلادي ، ميزان مرگ و مير ناشي از بيماري هاي غير مسري همچون
بيماريهاي قلبي و سرطان و تصادفات جاده اي تا بيش از سي درصد مرگ هاي
جهان را در بر مي گيرد.

در اين حال مرگ ناشي از عواملي که اکنون در کشورهاي در حال توسعه بيداد
مي کنند همچون نقايص ناشي از تغذيه، مالاريا و سل کاهش خواهد يافت.

بر اساس اعلام سازمان بهداشت جهاني به طور کلي مرگ ناشي از سرطان در
سراسر جهان از هفت ميليون و چهارصد هزار نفر در سال دو هزار و چهار به
يازده ميليون و هشتصد هزار نفر در سال دو هزار وسي افزايش خواهد يافت و
مرگ ناشي از بيماري هاي قلبي از هفده ميليون و يکصد هزار نفر در همين مدت
به بيست و سه ميليون و چهارصد هزار نفر خواهد رسيد.

مرگ هاي ناشي از تصادفات جاده اي نيز از يک ميليون و چهارصد هزار نفر در
سال دو هزار و چهار ميلادي به دو ميليون چهارصد هزار نفر در سال دو هزار
و سي مي رسد که بيشتر ان ناشي از افزايش شمار وسايط نقليه موتوري خواهد
بود و در کشورهاي با درامد متوسط و پايين روي خواهند داد..

چهار علت عمده مرگ تا سال دو هزار و سي ميلادي شامل بيماري هاي قلبي،
سکته مغزي، بيماري هاي مزمن انسدادي ريه و عفونت هاي تنفسي بخش پاييني
دستگاه تنفسي همچون پنوموني يا ذات الريه خواهد بود.

مرگ ناشي از سيگار در سال دو هزار و چهار ميلادي پنج ميليون و چهارصد
هزار نفر بود که اين رقم در سال دو هزار و سي ميلادي انتظار مي رود که به
رقم هشت ميليون و سيصد هزار نفر برسد که هشتاد درصد اين موارد در کشورهاي
در حال توسعه روي مي دهد.

هر مصرف کننده سيگار به طور متوسط پانزده سال کاهش طول عمر خواهد داشت و
عادت به اين ماده خطرناک در اسيا جنوب شرقي و اروپاي مرکزي و شرقي بيشتر
خواهد شد

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 17:45  توسط احمد  | 

 

با سلام ، برنامه امشب ، مسابقه بصورت تست هوش هستش كه ، اصلا هيچ ربطي به هوش نداره 

با توجه به تصاوير زير به سوالات  مربوطه جواب مناسب بدهيد :

 

تابلويي که در زير نصب شده نشان دهنده چه چيزي است ؟


الف : بار زدن ممنوع

ب : بار زدن ممنون

ج: حمل بار با ارتفاع چند متر ممنوع

د: حمل بار با ماشين سمت چپ ممنوع

 

 كوچولو، بزرگترين سايت عاشقانه و تفريحي ايران

 

(*)/0(*) ^ (*)/0(*)

 

با توجه به شکل زير يک تساوي مناسب بنويسيد و بگوييد ما بقي جوجه ها چه شدند ؟

 

 كوچولو، بزرگترين سايت عاشقانه و تفريحي ايران

 

(*)/0(*) ^ (*)/0(*)

 

کي چي گرفته ؟


الف : جغد چوب را گرفته است ؟

ب : دست جغد را گرفته است ؟

ج : دست چوب را گرفته است ؟

د : شما ما را گرفته اي ؟

 

 كوچولو، بزرگترين سايت عاشقانه و تفريحي ايران

 

(*)/0(*) ^ (*)/0(*)

 

کدام سگ اول خوابيده است ؟


الف: سگ سياه با چانه زرد

ب : اوني که دستش درازه

ج : خوابشون نمياد

د : اينها گربه اند

 

 كوچولو، بزرگترين سايت عاشقانه و تفريحي ايران

 

(*)/0(*) ^ (*)/0(*)

 

کدام يک از شخصيتهاي زير نسبت به ديگران شنگولتر است ؟


الف : هاميشه ميروزکي - نفر بالا سمت چپ

ب : بوگوتا ميره بالا - نفر بالا سمت راست

ج :چوزوکي لب و لوچه - نفر پايي سمت چپ

د : ميشاکي دک و دنده -  نفر وسط ايستاده 

 

 كوچولو، بزرگترين سايت عاشقانه و تفريحي ايران

 

اينم بايد بگم ؟! مشخصه که پاييني سمت راست

 

(*)/0(*) ^ (*)/0(*)

 

کروکي اين تصادف را کشيده و مقصر را مشخص نماييد ؛

 

 كوچولو، بزرگترين سايت عاشقانه و تفريحي ايران

 

(*)/0(*) ^ (*)/0(*)

 

داخل بيست ليتري آبي کنار فيل چه بوده است ؟

الف : آب

ب: آب شنگولي

ج : 20 ليتر کمتر است

د : چه نبوده است

 

 كوچولو، بزرگترين سايت عاشقانه و تفريحي ايران

 

(*)/0(*) ^ (*)/0(*)

 

به نظر شما اين شکلک بعد از اصابت است يا قبل آن ؟


الف : آري

ب : خير

ج : کفشش قشنگه

د : قرمزته

 

 كوچولو، بزرگترين سايت عاشقانه و تفريحي ايران

 

(*)/0(*) ^ (*)/0(*)

 

نام اين حرکت چيست ؟


الف : چار دست و پا در تور

ب : جفتک براي توپ

ج : بر چشم لعنت شور 

د : شطرنج

 

 كوچولو، بزرگترين سايت عاشقانه و تفريحي ايران

 

(*)/0(*) ^ (*)/0(*)

 

پيدا کنيد پرتغال فروش را

 

 كوچولو، بزرگترين سايت عاشقانه و تفريحي ايران

 

(*)/0(*) ^ (*)/0(*)

 

دليل خنده فيل و فيلبان را بيابيد (گزينه ها اختياري ميباشد) فقط بيابيد

 

 كوچولو، بزرگترين سايت عاشقانه و تفريحي ايران

 

(*)/0(*) ^ (*)/0(*)

 

با دقت کامل هدف را مشخص کنيد

 

 كوچولو، بزرگترين سايت عاشقانه و تفريحي ايران

 

(*)/0(*) ^ (*)/0(*)

 

با استفاده از معادلات چند مجهولي تعداد دندانهاي سفيد اين کوچولو را بيابيد

 

 كوچولو، بزرگترين سايت عاشقانه و تفريحي ايران

 

 

(*)/0(*) ^ (*)/0(*)

 

اين مرد به چه مينگرد ؟


الف : توپ

ب: بند کفش

ج : به آينده

د : او نابيناست

 

 كوچولو، بزرگترين سايت عاشقانه و تفريحي ايران

 

(*)/0(*) ^ (*)/0(*)

 

دليل عکس العمل زير چيست ؟


الف: زمين سفت است 

ب : چمن تيز است

ج : چشاش ريز است

د : توپ کو ؟

 

 كوچولو، بزرگترين سايت عاشقانه و تفريحي ايران

 

(*)/0(*) ^ (*)/0(*)

 

در پايان دو تا سوال مهم و سخت و درد آور مطرح ميکنم که هنوز کسي موفق به پاسخگويي اونا نشده ،

 اميدوارم يک روز صورت مسئله پاک بشه و چنين تصويرهايي براي طرح سوال وجود نداشته باشه ..

 خواهش ميکنم کمي روش تامل کنيد !!

.

.

.

.

در جاي خالي کلمه مناسب بگذاريد:


آن زن در ....... ، .........  دارد .


الف : دست ، چيپس

ب : دل ، غم

ج : پاکت ، هيچ

د : ياد ، صدها خاطره

 

 كوچولو، بزرگترين سايت عاشقانه و تفريحي ايران

 

(*)/0(*) ^ (*)/0(*)

 

فقط چرا ؟ ؟ ؟!!!!؟

 

 كوچولو، بزرگترين سايت عاشقانه و تفريحي ايران

آرشيو عكس

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 11:44  توسط احمد  | 

۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۷

 

 

چند روزی بود که تلویزیون المنار حزب الله لبنان تصاویری از دیدار آقای چمران و معاونان شهردار تهران از لبنان رانشان می داد که نقشه های بازسازی بیروت را نشان می داد. پیرو این دیدارها خبر اختصاص 3 میلیلردتومانی شهرداری تهران به بازسازی لبنان انتشار یافت. طبیعتا این رقم کارستانی در امر بازسازی لبنان نیست ولی منتخبان مردم تهران که برای خدمت به مردم انتخاب شده اند به چه دلیلی میتوانند از بودجه ی عوارض مردم تهران به بازسازی لبنان کمک نمایند. دولت درچارچوب سیاست های کلان که کمک فراوانی به بازسازی لبنان کرده است ولی شهرداری تهران که از مردم تهران برای شهر تهران پول می گیرد واین همه گرفتاری شهری، فقر ونابسامانی اجتماعی در همین تهران هست، چه مجوز شرعی برای پرداخت پول به بازسازی لبنان دارد؟ امروز با یکی از اعضای اصلاح طلب شورای شهر تهران صحبت می کردم. در شورای شهر هم گفته شده که امر بازسازی لبنان که در اثر جنایات اسرائیل تخریب شده است، کار خوبی است ولی چرا از جیب مردم شهر تهران و از محل عوارض پرداخت شده ی مردم تهران؟. اما علیرغم رای ندادن اکثریت اصلاح طلبان، با دو فوریت تقاضا شده تصویب شده است.این در حالی است که خود شهردار تهران آمار عجیبی از فقرداده است. اگر این روش می خواهد ادامه یابد خوبست روی برگه عوارض مردم تهران نوشته شود که این پول فقط برای شهر تهران نیست ودر بازسازی سایر نقاط ذنیا هم می تواند استفاده شود تا لا اقل پول حلالی به بازسازی لبنان اختصاص یابد. یادم آمد که در محاکمه ی آقای کرباسچی یکی از مواردی که مطرح شده بود خرید یک دستگاه تایپ یا کامپیوتر برای مدرسه ای در گرگان بود که نمی بایست در خارج تهران مصرف شود

 

 

منبع:http://www.webneveshteha.com/weblog/?id=2146309416

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 9:56  توسط احمد  |