http://www2. jpl.nasa. gov/calendar/
|
|
|
|
|
این متن توسط دوستم احسان هادوي نوشته شده است
چقدر خنده داره که یک ساعت عبادت به درگاه الهی دیر و طاقت فرسا میگذره ولی 60 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می گذره! چقدر خنده داره که 100 هزار تومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می ریم کم به چشم میاد! چقدر خنده داره که یه ساعت عبادت در مسجد طولانی به نظر میاد اما یه ساعت فیلم دیدن به سرعت میگذره! چقدر خنده داره که وقتی می خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می کنیم چیزی به فکرمون نمی یاد تا بگیم اما وقتی که می خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم! چقدر خنده داره که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمان به وقت اضافه می کشه لذت می بریم و از هیجان تو پوست خودمون نمی گنجیم اما وقتی که مراسم دعا و خطابه و نیایش طولانی تر از حدش می شه شکایت می کنیم و آزرده خاطر می شیم! چقدر خنده داره که خوندن یه صفحه و یا بخش از قرآن سخته اما خوندن 100 صفحه از پرفروشترین کتاب رمان دنیا آسونه! چقدر خنده داره که سعی میکنیم ردیف جلو صندلی های یک کنسرت یا مسابقه رو رزو کنیم اما به آخرین صفهای نماز جماعت تمایل داریم! چقدر خنده داره که برای عبادت و کارهای مذهبی هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا نمی کنیم اما برای بقیه برنامه ها رو سعی می کنیم تو آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم! چقدر خنده داره که شایعات روز نامه ها رو به راحتی باور می کنیم اما سخنان خداوند در قرآن رو به سختی باور می کنیم! چقدر خنده داره که همه مردم می خوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری در راه خدا انجام بدن به بهشت برن! چقدر خنده داره که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال می کنید به سرعت آتشی که در جنگلی انداخته شود همه جا را فرا می گیرد اما وقتی که سخن و پیام الهی رو می شنوید دو برابر در مورد گفتن و یا نگفتن اون فکر می کنید! خنده داره . اینطور نیست؟! دارید می خندید؟ دارید فکر می کنید؟
این حرفارو به گوش بقیه هم برسونید و از خداوند سپاس گذار باشید که او خدای اعلی و دوست داشتنی است.
آیا این خنده دار نیست که وقتی که می خواید این حرفارو به بقیه بزنید خیلی ها رو از لیست خودتون پاک می کنید بخاطر اینکه مطمئنید که اونها به هیچ چی اعتقاد ندارند؟!!!
خنده داره؟ ...... نه تاسف آوره.
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 18:6 توسط احمد
|
|
||
|
|
|
|
|
جواب دادن به این سؤال کمی پیچیده است. تا حدودی می توان گفت که با یک مفهوم سر و کار داریم؛ مفهومی به نام میان افزار؛ موجودیتی که نه سخت افزار است نه کاملاً می توان آن را نرم افزار دانست. بهتر است کمی بیشتر توضیح دهیم. برای مدیریت هر سخت افزاری یا بهتر بگوییم برای استفاده بهینه از امکانات سخت افزاری، نیازمند یک سیستم مدیریتی هستیم که توانایی مدیریت و زمانبندی اجرا و کنترل فرآیندها و پردازش ها را داشته باشد. در مدل های پیشرفته (مانند انواع کامپیوتر، برخی از مدل های گوشی موبایل و انواع Handheld) نام این سیستم مدیریتی سیستم عامل و در مدل های ساده تر (مانند انواع پخش کننده MP۳، انواع ساده گوشی موبایل همانند نوکیا ۱۱۰۰ و انواع ساده تر و دستگاه های ساده تر مانند انواع رایتر) نام آن Firmware یا به فارسی، میان افزار است. در انواع پیشرفته، کار میان افزار ترجمه دستورات نرم افزاری به زبان قابل فهم برای سخت افزار و در انواع ساده تر، مثلا ً در یک پخش کننده MP۳، تفسیر فرامین صادر شده از طریق دکمه و درخواست اجرای فرمان مورد نظر از سیستم یا مدارات موجود در دستگاه است. محل دقیق میان افزار کمی بالاتر از سخت افزار است. در واقع می توان اظهار داشت که اولین نرم افزار مرتبط (یا حتی تنها نرم افزار) با سخت افزار، میان افزار است. برنامه نویسان می دانند که محل قرارگیری میان افزار، دقیقا ً پایین تر از اسمبلر است. میان افزارها را در کارگاه یا کارخانه به وسیله دستگاه هایی به نام Emulator در حافظه های قابل برنامه ریزی و فقط خواندنی موسوم به Programable Read- Only Memory) PROM) قرار می دهند. در واقع این حافظه ها را به وسیله Emulator برنامه ریزی می کنند. یک نمونه از انواع این حافظه ها همان بایوس کامپیوتر است که میان افزاری را (همان تنظیمات بایوس) نیز اجرا می کند. محتویات این حافظه ها نیز ایستا است و پس از خاموش شدن دستگاه به اطلاعات موجود در آن ها صدمه ای وارد نمی آید. گاهی ممکن است در زمان طراحی و تولید این میان نرم افزارها (که در مرحله طراحی و تولید گهگاه به اندازه یک برنامه سنگین محاسباتی زمان بر هستند) مشکلاتی به وجود آید که فقط در زمان عملکرد مشخص شوند. از این رو تولیدکنندگان سخت افزار مرتبا ً به بررسی میان افزارهای نصب شده اقدام می کنند و در صورت وجود خطا یا ایراد نرم افزاری، اقدام به برطرف نمودن آن ایراد می کنند و نسخه بروز شده آن میان افزار را منتشر می سازند. از این رو بروز رسانی میان افزار سخت افزار های نصب شده در کامپیوترمان، گوشی موبایلمان، پخش کننده MP۳ و دستگاه های سخت افزاری که کنترل شبه نرم افزاری دارند، کاری عاقلانه و سنجیده است... |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 13:57 توسط احمد
|
|
||
|
|
|
|||
|
||||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 20:38 توسط احمد
|
|
||||
|
|
|
|
|
اتفاقاتي كه در پشت صحنه فيلم برباد رفته اتفاق افتاد
كارگردان: ويكتور فلمينگ، بازيگران: ويوين لي، كلارك گيبل، اوليويا دوهاويلند، لسلي هاوارد، هتي مكدانل و...، محصول ١٩٣٩
>>> جمله انتهايي فيلم كه «رت
باتلر» خطاب به «اسكارلت» مي گويد: «راستش را بخواهي عزيزم، اصلا برام مهم
نيست!» توسط موسسه فيلم آمريكا، به عنوان مشهورترين ديالوگ سينمايي انتخاب
شد.
>>> گريه
كردن بازيگران مرد در آن سال ها جلوي دوربين كار بسيار نامعمول و
نامتداولي بود. «كلارك گيبل» چنان از گريه كردن در مقابل دوربين، در يكي
از صحنه هاي فيلم (اعتراف به خطاي خود طي گفت وگو با ملاني پس از سقط جنين
اسكارلت)، منزجر بود كه چيزي نمانده بود كار را نيمه رها كند، اما
«دوهاويلند» مانع او شد. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 22:37 توسط احمد
|
|
||
|
|
|
|
|
ابراهيم حاتمي کيا نام: ابراهيم حاتمي کيا تاريخ تولد: 1340 شرح حال: ابراهيم
حاتمي كيا از نسل اول فيلمسازان بعد از انقلاب به شمار مي آيد. وي يكي از
فيلمسازان ژانر دفاع مقدس (جنگ) محسوب مي شود كه با ساخت آثاري همچون ديده
بان و مهاجر خود را معرفي كرد. حاتمي كيا پس از گذشت حدود 2 دهده هنوز هم
فيلمسازي درباره جنگ و شرايط آدمهاي جنگ را رها نكرده است. در آثار او
كمتر نشاني از قهرمان سازي هاي كاذب و غيرواقعي ديده مي شود بلكه آدمهاي
آثار او از نمونه هاي واقعي گرفته شده اند و به همين دليل آثار حاتمي كيا
مورد استقبال عامه مردم قرار نگرفته است. اين فيلمساز در آثار متاخر خود
به نقد شرايط اجتماعي مي پردازد و لحظاتي را خلق مي كند بسيار تلخ است. جوايز: · برنده ديپلم افتخار بهترين فيلم مستند از سومين جشنواره فيلم فجر تهران 1363 براي فيلم كوتاه «صراط» · جايزه ويژه هيات داوران در هفتمين جشنواره فيلم فجر تهران 1367 براي فيلم «ديده بان» · جايزه بهترين فيلمنامه و فيلم از هشتمين جشنواره فيلم فجر تهران 1368 براي فيلم «مهاجر» · جايزه بهترين فيلم از يازدهمين جشنواره فيلم فجر تهران 1371 براي فيلم «از كرخه تا
راين» · جايزه بهترين فيلم، بهترين فيلمنامه و بهترين كارگرداني از شانزدهمين جشنواره فيلم فجر تهران 1376 براي فيلم «آژانس شيشه اي» · بهترين كارگرداني بخش بين الملل هفدهمين جشنواره فيلم فجر تهران 1377 براي فيلم «روبان قرمز» و … فيلم شناسی: · به نام پدر (ابراهيم حاتمي کيا، 1385) · تربت (فيلم كوتاه 1363) · صراط (فيلم كوتاه 1363)
· طوق سرخ (فيلم كوتاه 1364) · كوردلان (فيلم كوتاه 1364) · هويت (1365) · ديده بان (1367) · مهاجر (1368) · وصل نيكان (1370) · از كرخه تا راين (1371) · خاكستر سبز (1372) · برج مينو (1374)
· بوي پيراهن يوسف (1374) · آژانس شيشه اي (1376) · روبان قرمز (1377) · خاك سرخ (سريال تلويزيوني 1378 تا 1381) · موج مرده (1379) · ارتفاع پست (1380) ************ ******** محمدرضا گلزار نام: محمدرضا گلزار تاريخ تولد: 1354 شرح حال فارغ التحصيل رشته مهندسي مكانيك از دانشگاه آزاد اسلامي. قبل از اينكه به سينما بيايد، نوازنده بود و به عنوان گيتاريست با گروه آريان همكاري مي كرد. آشنايي اتفاقي اش با ايرج قادري باعث مي شود تا در فيلم سام و نرگس بازي كند. از آن به بعد در فيلمهاي زمانه، بالاي شهر، پايين شهر و شام آخر بازي كرد كه فيلم آخري زودتر از ديگر فيلمهايش به نمايش درآمد. محمدرضا گلزار در سال 1381 در فيلمهاي بوتيك و چشمان سياه بازي و سال 1382 را با بازي در فيلم 13 گربه روي شيرواني آغاز كرد. فيلم شناسی:
************ *** مهناز افشار نام: مهناز افشار تاريخ تولد: 1356 شرح حال ديپلم علوم تجربي شباهت بيش از حد او به فائقه آتشين (گوگوش) باعث شد تا قبل و بعد از اكران فيلم شور عشق به خواست خود سوژه اول مطبوعات باشد. بعد از مدتي جنجال مطبوعاتي و پس از توقيف فيلم خاكستري مدتي از او خبري نبود. تا اينكه پس از يكسال با بازي در فيلم نگين به سينما بازگشت. آخرين بازي او حضوري افتخاري در فيلم ملاقات با طوطي ساخته عليرضا داودنژاد است. فيلم شناسی:
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 22:28 توسط احمد
|
|
||
|
|
|
|
|
پژمان بازغی (بازیگر) ---- مستانه مهاجر (تدوینگر) رخشان بنیاعتماد (کارگردان) ---- جهانگیر کوثری (تهیهکننده، مجری) کمند امیرسلیمانی (بازیگر) ---- ورقا عامری (عکاس) تهمینه میلانی
(کارگردان) ---- محمد نیکبین (تهیهکننده) لادن طباطبایی (بازیگر) ---- سعید تهرانی (بازیگر، تهیهکننده) مهناز افضلی (بازیگر) ---- حسن پورشیرازی (بازیگر) حمید سمندریان (کارگردان) ---- هما روستا (بازیگر) بهزاد فراهانی (بازیگر)---- فهمیه رحیمنیا (نویسنده) افسر اسدی (بازیگر)
---- اصغر همت (بازیگر) محمد رحمانیان (کارگردان) ---- مهتاب نصیرپور (بازیگر) امین تارخ (بازیگر) ---- منصوره شادمنش (نویسنده) مینا جعفرزاده (بازیگر)---- بهمن زرینپور (کارگردان) جمشید آهنگرانی (نویسنده)---- منیژه حکمت (کارگردان) حسن جوهرچی (بازیگر) ---- مهناز بیات (منشی
صحنه) لادن مستوفی (بازیگر ) ---- شهرام اسدی (کارگردان) الهام چرخنده (بازیگر) ---- فرشید نوابی (بازیگر) شاهرخ فروتنیان (بازیگر) ---- افسانه چهرهآزاد (بازیگر) آتیلا پسیانی (بازیگر) ---- فاطمه نقوی (بازیگر) کامبوزیا پرتویی (کارگردان) ---- فرشته صدرعرفانی
(بازیگر) مائده طهماسبی (بازیگر) ---- فرهاد آئیش (بازیگر) داریوش مهرجویی(کارگردان) ---- وحیده محمدیفر (فیلمنامه نویس و منشی صحنه) نادر مقدس (کارگردان) ---- افسانه منادی (کارگردان) علیرضا امینی (کارگردان) ---- فرناز جمشیدی مقدم (منشی صحنه) محمود پاک نیت (بازیگر) ---- مهوش
صبرکن (بازیگر) محمدرضا شریفینیا (بازیگر) ---- آزیتا حاجیان (بازیگر) هومن حاجی عبدالهی (مجری، بازیگر) ---- سلیمه قطبی (بازیگر رادیو) محسن قاضیمرادی (بازیگر) ---- مهوش وقاری (بازیگر) داود رشیدی (بازیگر) ---- احترام برومند (مجری، بازیگر) بهروز افخمی (کارگردان) ---- مرجان
شیرمحمدی (بازیگر، نویسنده) بهاره رهنما (بازیگر) ---- پیمان قاسمخانی (فیلمنامهنویس) شهرام شکیبا (مجری، شاعر) ---- مهسا ملک مرزبان (مجری) مهرداد شکرآبی (بازیگر) ---- عاطفه رضوی (بازیگر) احمد حامد (تهیهکننده) ---- فاطمه معتمدآریا (بازیگر) ابوالفضل جلیلی (بازیگر) ---- مریم
اشرفی (عکاس) کتایون ریاحی (بازیگر) ---- فرشید رحیمیان (مدیرتولید) محمدرضا فروتن (بازیگر)---- سحر ابراهیمی (فیلمبردار پشت صحنه) سارا خوئینیها (بازیگر ) – سابق – یوسف مرادیان (بازیگر) محسن مخملباف (کارگردان) ---- مرضیه مشکینی (طراح صحنه، کارگردان) شقایق دهقان (بازیگر) ----
محراب قاسمخانی (طراح صحنه، نویسنده) فریال بهزاد (کارگردان)---- رضا آزادی (فیلمبردار) علی دهکردی (بازیگر) –-- آفرین چیت ساز (طراح لباس) محمد اصفهانی (خواننده) ---- لیدا جوادی (بازیگر) رویا تیموریان (بازیگر) ---- مسعود رایگان (بازیگر) اصغر فرهاد (کارگردان) ---- پریسا
بختآور (کارگردان) زیبا بروفه (بازیگر) ---- پیام صابری (گریمور) لیلا حاتمی (بازیگر) ---- علی مصفا (بازیگر) گلاب آدینه (بازیگر) ---- مهدی هاشمی (بازیگر) داریوش فرهنگ (بازیگر) – سابق – سوسن تسلیمی (بازیگر) سیما تیرانداز (بازیگر) ---- ناصرهاشمی(بازیگر) لیلی رشیدی (بازیگر) – سابق – نیما بانکی (بازیگر) امین حیایی (بازیگر) ---- نیلوفر خوش خلق (بازیگر) ابوالفضل پور عرب (بازیگر) – سابق – آناهیتا نعمتی (بازیگر) حسین عرفانی (دوبلر) --- شهلا ناظریان (دوبلر) کوروش تهامی (بازیگر) – سابق – شبنم طلوعی (بازیگر) گوهر خیراندیش (بازیگر) ----- مرحوم جمشید اسماعیل خانی (بازیگر) سحر ولدبیگی (بازیگر) ---- نیما فلاح (بازیگر) فریبرز عربنیا (بازیگر) – سابق – عسل بدیعی (بازیگر) افسانه بایگان (بازیگر) ---- مرتضی شایسته (تهیهکننده) فرزانه کابلی (بازیگر) ---- هادی مرزبان (کارگردان) امیر جعفری (بازیگر) ---- ریما رامینفر (فیلمنامه نویس) خسرو شکیبایی (بازیگر) – سابق – تانیا جوهری (بازیگر) رضا رشیدپور (مجری) ---- نغمه مهرپاک (مجری) مهتاب کرامتی (بازیگر) – سابق – بابک ریاحیپور (گیتاریست) حمیرا ریاضی (بازیگر) ---- علی اوسیوند (بازیگر) گلشیفته فراهانی (بازیگر) ---- امین مهدوی (عکاس) هدیه تهرانی (بازیگر) – سابق – هومن بهمنش (دستیار فیلمبردار) یغما گلروئی (ترانهسرا) ---- آزاده خواجه نصیر (نقاش) کاوه یغمایی (خواننده) ---- نیلوفر فرزند شاد (پیانیست) مسعود کیمیایی (کارگردان) – سابق – فائقه آتشین (خواننده) جمشید مشایخی (بازیگر) ---- گیتی رئوفی (آشنا به هنر موسیقی) امید زندگانی (بازیگر) – سابق – مینا لاکانی (بازیگر) بهرام بیضایی (کارگردان) ---- مژده شمسایی (بازیگر) علیرضا کنگرلو (مجری) ---- راحله امینیان (مجری) علیرضا عصار (خواننده) ---- نسترن پاکباز (عکاس) بهروز بقائی (بازیگر) – سابق – پرستو گلستانی (بازیگ
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 22:24 توسط احمد
|
|
||
|
|
|
|
|
پروژه
مصباح از سال 1376 شروع شده و قرار بود در سال 2005 با موشک روسی «كاسموس
Kosmos-3M» از ایستگاه فضایی «پلستسک Plesetsk» در مداری در 1000 کیلومتری
زمین قرار گیرد. اما خبر خوبی که باید به شما دوستداران دانش فضایی بدهم
و آن اینکه این ماهواره با موشک شهاب 4 از ایران پرتاب می شود. شاید برای
شما این خبر شوکه کننده باشد ، اما خبر خوش فضایی که قرار است رئیس جمهور
در بهمن ماه به اطلاع برساند در واقع همین خبر است. برای اطلاعات بیشتر می
توانید به تقویم پرتاب های فضایی ناسا نگاهی بیاندازید که موشک حامل مصابح
1 را شهاب 4 و محل پرتاب را ایران معرفی کرده است. http://www2. jpl.nasa. gov/calendar/ مصباح، اولین ماهواره ساخت ایران را متخصصان ایرانی با اتکا به قدرتعلمی و فناوری خود و با همکاری شرکت ایتالیایی CG ساختهاند. با موفقیت ایران در ساخت مصباح، ایران به جمع معدود کشورهای صاحب فناوری ساخت ماهواره میپیوندد. این ماهواره 10 میلیارد تومانی، 75 کیلو وزن دارد و اندازه اش 50 در 50 در 70 سانتیمتر مکعب و دارای عمر مفید 3 تا
5 سال است. با
پرتاب مصباح، ایران به جمع کشورهای دارای تکنولوژی و دانش فنی علوم فضایی
و یکی از 15 کشور دارای ماهواره اختصاصی می پیوندد. ایجاد زیرساخت
تکنولوژی ماهواره های کوچک و تربیت 58 نیروی انسانی متخصص از دیگر ثمرات
این پروژه ملی بود. مصباح
ماهواره ای است مخابراتی، تحقیقاتی که در مدار ارتفاع پایین (LEO ( Low
Earth Orbit به درو زمین میچرخد. پرتاب این ماهواره هیچ گونه تاثیری در
کیفیت و ساختار مخابراتی کشور نخواهد داشت (!) و تنها برای انتقال DATA
میان ایستگاههای زمینی به صورت ذخیره و ارسال غیر همزمان ( Store and
Forward ) مانند پیامهای کوتاه و فکس ، اطلاعات مربوط به شبکه های آب و
برق و گاز ، قرائت از راه دور کنتور ، دریافت و ارسال اطلاعات ایستگاههای
مختلف مانند هواشناسی و زلزله شناسی و همچنین دریافت اطلاعات مربوط به
اموال و اجناس در هنگام نقل و انتقال کاربرد خواهد داشت. هم
اكنون سه نقطه مداری بینالمللی 26، 34 و47درجه شرقی در اتحادیه
بینالمللی مخابرات (ITU) به نام ایران ثبت شده است.براساس برنامه چهارم
توسعه ایران هرسال یک ماهواره به فضا پرتاب خواهد کرد. ماهواره
مخابراتی زهره که با همکاری روسیه طراحی و پرتاب خواهد شد یکی دیگر از
پروژه های فضایی ایران است. این ماهواره مخابراتی قابلیت ارائه خدمات در
زمینه ارتباطات تلفن، نمابر، ارتباطات داده و پخش رادیو تلویزیونی در تمام
نقاط ایران را دارد و دارای 12ترانسپوندر(8x63z (mhz72x4) (mh در باند ku
و قدرت ارسال سیگنال50 dp است. زهره کمتر از سه سال دیگر در مدار خود قرار
میگیرد. با فعال شدن این ماهواره، ایران از پرداخت اجاره ترانسپوندر برای
تامین ارتباطات محلی بی نیاز میشود. مصباح
دو كه دومین ماهواره كوچك ایرانی (SMMS) خواهد بود از ماهواره مصباح یک
بزرگتر و چند ماموریتی است. این ماهوراه با همكاری چین و تایلند طراحی و
ساخته میشود و ایران در طراحی و ساخت آن نقش موثر دارد. طراحی
مدل آزمایشگاهی این ماهوار آماده است و سهم مشاركت ایران در سرمایهگذاری
این پروژه، پانزده درصد و سهم تایلند پنچ درصد است و قرار است ماهواره در
سال آینده به فضا پرتاب شود.
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 22:21 توسط احمد
|
|
||
|
|
|
|
|
Types Of Girls...
HARD DISK GIRLS:
She remembers everything, FOREVER
RAM GIRLS:
She forgets you, the moment you turn her off
WINDOWS GIRLS:
Everyone knows that she can't do anything right, but no one can live
without her.
SCREEN SAVER GIRLS:
She is good for nothing but at least she is fun
INTERNET GIRLS:
Difficult to access
SERVER GIRLS:
Always busy when you need her.
MULTIMEDIA GIRLS:
She makes horrible things look beautiful
CD-ROM GIRLS:
She is always faster and faster.
EMAIL GIRLS:
Every ten things she says, eight are nonsense .
VIRUS GIRLS:
Also known as "wife'' when
you are not expecting her, she comes, installs herself and uses all
your resources. If you try to uninstall her you will lose something, if
you don't uninstall her you will lose everything... |
||
|
+
نوشته شده در شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 22:17 توسط احمد
|
|
||
|
|
|
|
|
در این مقاله قصد داریم تا شما را با عقاید کارشناسان در زمینه عشق و سازش و اثر متقابل رفتار و فیزیک افراد آشنا کنیم. عشق. فروید یکبار هم که شده درست گفته. عشق مظهر انسانیت است. تنها عشق است که می تواند از ما در مقابل رشد و تغییر محافظت کند؛ اما متاسفانه همه روزه شاهد این امر هستیم که رنگ آن در زندگی ما کمرنگ تر می شود. در دنیایی زندگی می کنیم که هدف همه انسان ها مرتفع ساختن نیازهای مادی شان است. عشق همواره چیزی بوده است که همه انسان ها در تمنای رسیدن به آن بوده اند، اما مشکلاتشان آنقدر زیاد است که نه قادر به یافتن منشا آن هستند و نه راه رسدین به آن را می دانند. و نهایتاً به همین به راحتی اجازه می دهیم که از زندگی ما بیرون رود. آمدن عشق و رفتن آن تنها مسئله دراماتیک زندگی کنونی بشر نیست. این امر در زندگی اجتماعی ما نیز طنین انداز است. به عنوان مثال چه نوع عشقی از نظر اجتماعی و یا حتی مذهبی موجه قلمداد می شود؟ زمانیکه این عشق به پایان میرسد، چه کسی بیشترین آسیب را می بیند؟ به هر حال باید دانست که هیچ اکسیری مانند عشق وجود ندارد و مطمئن باشید که تحقیقات پژوهشگران و کارشناسان در این زمینه، به این زودی ها به پایان نخواهد رسید. به طور حتم همه ما کسی را می خواهیم که بتوانیم خنده ها و شادی هایمان را با او تقسیم کنیم، نه تنها عاشقش باشیم بلکه با او یک دوست صمیمی هم باشیم، کسی که هم در شادی ها و پیروزی ها همراهمان باشد و هم در غم ها و دو دلی ها. کسی را می خواهیم که در کنار او احساس آرامش کنیم و به او نزدیک باشیم درست مانند یک روح در دو جسم ؛ چنین زندگی رویای تنها در سایه مصالحه و سازش امکان پذیر خواهد بود. طی تحقیقات بسیار زیادی که در این زمینه بر روی زوج های مختلف انجام شده، همه آنها اعتراف کرده اند که مفهوم واقعی عشق را در زندگی خود به درستی درک نکرده اند. عشق و سازش چیزی نیست که از قبل وجود داشته باشند و شما آنها را داشته باشید، بلکه باید به کمک هم آنها را بسازید. باید با هم بحث و مشورت کنید و پس از سپری کردن مراحل لازم، آنها را بوجود آورید. مصالحه باید به تدریج در میان شما دو نفر رشد کرده و گسترش پیدا کند. به مثابه رشد عشق و ایجاد سازگاری، یک نوع نگرش جدید در زندگی ایجاد می شود و خواست ها و نیازهای شخصی افراد تغییر پیدا میکند. حال که صجبت از عشق و سازش به میان آمد، اجازه دهید نگاهی به مسئله "شیمی" هم داشته باشیم. وجود شیمی خوب مقوله ای است که سلامت هر نوع رابطه ای را تضمین می کند. البته در صورت عدم وجود آگاهی کافی ممکن است تبدیل به یک موضوع فریب دهنده شود. مردم در اکثر موارد از آن برای اندازه گیری میزان نزدیکی به یکدیگر استفاده می کنند. بیشتر افراد تصور می کنند که فرشته جادویی باید بر روی شانه هایشان بنشیند و گرد جادویی بر روی آنها بریزد تا بتوانند همسر ایده آل خود را پیدا کنند، آنها غافل از این قضیه هستند که تنها با کمک گرفتن از قلبشان می توانند آینده رویایی شان را در آغوش بگیرند. در این راه باید تلاش کنند، سعی کنند تا طرف مقابل را به طور کامل بشناسند و به ارزش ها و اعتقادات او احترام بگذارند. باید توجه داشت که عشق سطوح مختلفی داردو به صورت متهورانه ارتباط تنگاتنگی میان خصوصیات اخلاقی و فیزیک زیست شناختی افراد دارد. اگر از روح و جان خود در این راه مایه بگذاریم، بهترین نتیجه را می گیریم و می توانیم همان شکل دلخواه خود را به رابطه مان بدهیم. در این قسمت نگاهی به نظرات مختلف کارشناسان در این زمینه می اندازیم: ارزش سازش را نباید بیش از حد طبیعی در نظر گرفت. ممکن است خصوصیات اخلاقی که در نگاه اول دو نفر را مجذوب یکدیگر می کند، برای همیشه به قوت خود باقی نماند. برای مثال شاید با یک نفر ارتباط برقرار کنید تنها به این دلیل که هر دو ورزش اسکی را دوست می دارید، اما پس از گذشت مدتی ممکن است این سرگرمی مشترک دیگر در نظر یکی از شما دو نفر جذابیتی نداشته باشد. معمولاً زمانیکه زن و شوهر ها از هم جدا می شوند، می گویند: "ما هیچ وجه اشتراکی با هم نداشتیم" اما حقیقت این است که آنها یک خانه مشترک دارند، صاحب چند فرزند مشترک هستند، و از زندگی مشترکشان چیزی در حدود 30 سال می گذرد. ارزشی که فرزندان و مسائل مالی به زندگی می دهند، بسیار زیاد هستند. البته منظور ما موارد سطحی نظیر عتیقه جات، ورزش، مسافرت، و چای خوب نیستند. حساسیت نسبت به قضیه سازش ممکن است در نگاه اول دردسر ساز باشد. تحقیقات من گویای این مطلب هستند که هیچ گونه معیار عینی برای اندازه گیری میزان سازش در خانواده های متفاوت جود ندارد. حتی نمی توان تفاوت میزان سازش در خانواده های سالم و غیر سالم را به صورت عینی ارزشیابی نمود. خانواده های ناسالم احساس می کنند که سازش به طور 100% در یک خانواده سالم وجود دارد. زمانیکه افراد می گویند: "ما ناسازگار هستیم" همیشه این معنا را می دهد که "خیلی خوب با هم کنار نمی آییم" افراد احساس می کنند که سازگاری یک مسئله بنیادین در زندگی موفق است، به همین دلیل رفته رفته سازگاری بیشتری از طرف مقابل طلب می کنند. "من از شوهرم انتظار دارم که با خانواده ام جور شود و کارهایی را که دوست دارم انجام دهد، او باید همیشه جذاب به نظر برسد و مرا به مکان های خوبی که دوست دارم ببرد." به عقیده من اگر می خواهید زندگی موفق تری داشته باشید بهتر است به اعتقادات یکدیگر ارزش گذاشته و سعی کنید از کارهای یکدیگر درس بگیرید. بنگاه های شادمانه و مراکز همسر یابی این روزها رونق بسیار زیادی در جوامع مختلف پیدا کرده اند، اما آیا به راستی علم روانشناسی توضیح مشخصی برای کار آنها دارد؟ شاید خیلی کم؛ ارزیابی شخصیت، هیچ کاری نمی کند جز اینکه واکنش متقابل افراد بر روی یکدیگر را نشان می دهد. یک زوج باید بدانند که می توانند در کنار هم یک زندگی معنا دار را ایجاد کنند. باید یک مامویت در زندگی تعیین کنید و سپس در کنار هم راه رسیدن به آن را بپیمایید. باید از نظر احساسی نوعی پیوند نا گسستنی میان شما ایجاد شده باشد. چگونه نیازهای یکدیگر را تامین می کنید؟ آیا شریک زندگیتان همان اشتیاقی که شما به او دارید را متقابلاً انتقال می دهد؟ شما باید همواره دانش خود را در مورد مسائل خانوداگی و روابط زناشویی به روز کنید. یکی از دلایلی که زوجین از هم طلاق می گیرند این است که از هم دور شده و میان آنها فاصله ایجاد می شود. من زندگی های مشترک زیادی را ندیده ام که بتوان آنها را از خطر نابودی نجات داد و نمی دانم که اصلاً این امکان وجود دارد که ازدواجی را بتوان از خطر نابودی نجات داد؟ در این جور مواقع مشاوره هم جواب نمی دهد و هنگامیکه زوجین به وکیل مراجعه می کنند شرایط از آنچه که هست هم سخت تر می شود. زوجین باید از بهره هوشی تقریباً یکسانی برخوردار باشند، بهتر است میزان تفاوت آن از رقم 10 بیشتر نباشد. شخصیت هم مهم است، اما با اتکا به هیچ دانشی نمی توان دو شخصیت یکسان را با هم مچ کرد. گاهی اوقات مردم جذب شخصیت های مشابه می شوند و گاهی وقت ها جذب شخصیت های مخالف. از سوی دیگر مهارت های ارتباطی می تواند به مرور زمان بهبود پیدا کند البته اگر هر دو طرف در این زمنیه از خود اشتیاق نشان داده و تلاش کنند. اگر مردی دیر به خانه می آید در اکثر موارد همسرش نگران می شود و از او سؤال میکند: "چرا تماس نگرفتی؟" خانم به جای بروز چنین برخورد تندی می تواند اینچنین سر صحبت را باز کند: "عزیزم من نگرانت شدم، اتفاقی که نیفتاده؟" مردم باید همیشه به دنبال یافتن بهترین ها در وجود یکدیگر باشند. نمی توان گفت که "زوج سازگار" وجود دارد. تمام زوج ها در مورد مسائل یکسان با هم مخالفت می کنند: پول، رابطه جنسی، فرزندان، زمان، و... زندگی در حقیقت در سایه مدیریت تفاوت هاست که معنا پیدا می کند. اگر در میان شما "شیمی" مناسبی وجود داشته باشد، تنها چیزی که باقی می ماند این است که به خود و سایرین ثابت کنید که با هم سازگارید. با این کار به تدریج نزدیکی و سازگاری شما با یکدیگر بیشتر شده و پس از صرف یک مدت زمان مناسب مثلاً در حدود 25 سال- به تدریج تبدیل به یک روح در دو بدن می شوید. شاید از خود سؤال کنید که آیا اگر شما و همسرتان از مسائل مشابهی خوشتان بیاید و از موارد مشابه بدتان بیاید، این امر کمکی به بهبود رابطه می کند؟ باید توجه داشته باشیم که همه ما از رابطه خود انتظاراتی داریم و تمایل داریم که آنها را به واقعیت نزدیک تر کنیم. راضی ترین زوج ها آنهایی هستند که تصاویر زیبایی از یکدیگر در ذهنشان مجسم می کند. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 12:7 توسط احمد
|
|
||
|
|
|
|
زن خیانتکار٬ شوهر خشمگین٬ عاشق آویزان!17 دسامبر 2007 عکسهای زیر مربوط به یک مسابقه ی عکاسی اینترنتی در روسیه است.شرایط این مسابقه به شرح زیر بوده: «"یک مرد عاشق" باید از پنجره ای واقعی آویزان باشد.این پنجره نباید پایین تر از طبقه ی سوم یک آپارتمان چند طبقه واقع شده باشد."یک شوهر" باید با تفنگش از پنجره ای دیگر به سمت "مرد عاشق" نشانه گیری کند."زن خیانتکار" باید با نگاهی نا امیدانه از پنجره شاهد ماجرا باشد!»
جالب اینکه در این مسابقه 873 گروه شرکت کردند که 12 مرد خیانتکار سقوط کردند که 3 نفر ار آنها در دم جان سپردند. ___ |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 18:1 توسط احمد
|
|
||
|
|
|
|||||||
|
|
||||||||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 17:55 توسط احمد
|
|
||||||||
|
|
|
|
|
گفتگوهای کودکانه با خدا
خدای عزيز! به جای اينکه بگذاری مردم بميرند و مجبور باشی آدمای جديد بيافرينی، چرا کسانی را که هستند، حفظ نمیکنی؟ امی
خدای عزيز! شايد هابيل و قابيل اگر هر کدام يک اتاق جداگانه داشتند همديگر را نمیکشتند، در مورد من و برادرم که مؤثر بوده . لاری
خدای عزيز! اگر يکشنبه، مرا توی کليسا تماشا کنی، کفشهای جديدم رو بهت نشون ميدم. ميگی
خدای عزيز! شرط میبندم خيلی برايت سخت است که همه آدمهای روی زمين رو دوست داشته باشی. فقط چهار نفر عضو خانواده من هستند ولی من هرگز نمیتوانم همچين کاری کنم. نان
خدای عزيز! در مدرسه به ما گفتهاند که تو چکار میکنی، اگر تو بری تعطيلات، چه کسی کارهايت را انجام میدهد؟ جين
خدای عزيز! آيا تو واقعاً نامرئی هستی يا اين فقط يک کلک است؟ لوسی
خدای عزيز! اين حقيقت داره اگر بابام از همان حرفهای زشتی را که توی بازی بولينگ میزند، تو خانه هم استفاده کند، به بهشت نمیرود؟ آنيتا
خدای عزيز! آيا تو واقعاً میخواستی زرافه اينطوری باشه يا اينکه اين يک اتفاق بود؟ نورما
خدای عزيز! چه کسی دور کشورها خط میکشد؟ جان
خدای عزيز! من به عروسی رفتم و آنها توی کليسا همديگر را بوسيدند. اين از نظر تو اشکالی نداره؟ نيل
خدای عزيز! آيا تو واقعاً منظورت اين بوده که + نسبت به ديگران همانطور رفتار کن که آنها نسبت به تو رفتار میکنند؟ ; اگر اين طور باشد، من بايد حساب برادرم را برسم. دارلا
خدای عزيز! بخاطر برادر کوچولويم از تو متشکرم، اما چيزی که من به خاطرش دعا کرده بودم، يک توله سگ بود. جويس
خدای عزيز! وقتی تمام تعطيلات باران باريد، پدرم خيلی عصبانی شد. او چيزهايی دربارهات گفت که از آدمها انتظار نمیرود بگويند. به هر حال، اميدوارم به او صدمهای نزنی. دوست تو (اما نمیخواهم اسمم رو بگم)
خدای عزيز! لطفاً برام يه اسب کوچولو بفرست. من فبلاً هيچ چيز از تو نخواسته بودم. میتوانی دربارهاش پرس و جو کنی. بروس
خدای عزيز! برادر من يک موش صحرايی است. تو بايد به اون دم هم میدادیها! ها! دنی
خدای عزيز! من میخواهم وقتی بزرگ شدم، درست مثل بابام باشم. اما نه با اينهمه مو در تمام بدنش. تام
خدای عزيز! فکر میکنم منگنه يکی از بهترين اختراعاتت باشد. روث
خدای عزيز! من هميشه در فکر تو هستم حتی وقتی که دعا نمیکنم. اليوت
خدای عزيز! از همۀ کسانی که برای تو کار میکنند، من نوح و داود را بيشتر دوست دارم. راب
خدای عزيز! برادرم يه چيزايی دربارۀ به دنيا آمدن بچهها گفت، اما اونها درست به نظر نمیرسند. مگر نه؟ مارشا
خدای عزيز! من دوست دارم شبيه آن مردی که در انجيل بود، 900 سال زندگی کنم. با عشق کريس
خدای عزيز! ما خواندهايم که توماس اديسون نور را اختراع کرد. اما توی کلاسهای دينی يکشنبهها به ما گفتند تو اين کار رو کردی. بنابراين شرط میبندم او فکر تو را دزديده. با احترام دونا
خدای عزيز! آدمهای بد به نوح خنديدند + تو احمقی چون روی زمين خشک کشتی میسازي ; اما اون زرنگ بود. چون تو رو فراموش نکرد. من هم اگر جای اون بودم همين کارو میکردم. ادی
خدای عزيز! لازم نيست نگران من باشی. من هميشه دو طرف خيابان را نگاه میکنم. دين
خدای عزيز! فکر نمیکنم هيچ کس میتوانست خدايی بهتر از تو باشد. میخوام اينو بدونی که اين حرفو بخاطر اينکه الان تو خدايی، نمیزنم. چارلز
خدای عزيز! هيچ فکر نمیکردم نارنجی و بنفش به هم بيان. تا وقتی که غروب خورشيدی رو که روز سهشنبه ساخته بودی، ديدم، معرکه بود. اجي |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 17:42 توسط احمد
|
|
||
|
|
|
|
۵ سوال خانمان سوز !! سوالاتی که خانمها از آقايان می پرسند. >>> ۱- به چي فکر مي کني؟ جواب مورد نظر براي اين سوال اينه: “عزيزم! از اينکه به فکر فرو رفته بودم متاسفم! داشتم به اين فکر مي کردم که تو چقدر زن خوب و دوست داشتني و متفکر و با شعور و زيبايي هستي و من چقدر خوشبختم که با تو زندگي مي کنم.“ ... البته اين جواب هيچ ربطي به موضوع مورد فکر مرد نداره! چون مرد داشته به يکي از موارد زير فکر مي کرده: الف) فوتبال ب) بسکتبال ج) چقدر تو چاقي! د) چقدر اون دختره از تو خوشگلتره! ه) اگه تو بميري پول بيمه ات رو چطوري خرج کنم؟ يه مرد در سال ۱۹۷۳ بهترين جواب رو به اين سوال داده... اون گفته: “اگه مي خواستم تو هم بدوني به جاي فکر کردن ، درباره ش حرف مي زدم!“ ... >>> ۲- آيا دوستم داري؟ جواب مورد نظر اين سوال “بله“ است! و مردهايي که محتاط ترند مي تونن بگن: “بله عزيزم!“ ... الف) فکر کنم اينطور باشه! ب) اگه بگم بله ، احساس بهتري پيدا مي کني؟ ج) بستگي داره که منظورت از دوست داشتن چي باشه! د) مگه مهمه؟! ه) کي؟ ... من؟! >>> ۳- آيا من چاقم؟ واکنش صحيح و مردانه نسبت به اين سوال اينه که با اعتماد به نفس و تاکيد بگين “نه! البته که نه!“ و به سرعت اتاق رو ترک کنين! ... جوابهاي اشتباه اينها هستند: الف) نمي تونم بگم چاقي... اما لاغر هم نيستي! ب) نسبت به چه کسي؟! ج) يه کمي اضافه وزن بهت مياد! د) من چاق تر از تو هم ديدم! ه) ممکنه سوالت رو تکرار کني؟ داشتم به بيمه ات فکر مي کردم! >>> ۴- به نظر تو ، اون دختره از من خوشگلتره؟ “اون دختره“ در اينجا مي تونه يه دوست قبلي يا يه عابر که از فرط زل زدن به اون تصادف کردين و يا هنرپيشه ء يه فيلم باشه... در هر حال جواب درست اينه که: “نه! تو خوشگلتري!“ الف) خوشگلتر که نه... اما به نحو ديگه اي خوشگله! ب) نمي دونم اينجور موارد رو چطوري مي سنجند! ج) بله! اما مطمئنم تو شخصيت بهتري داري! د) فقط از اين بابت که اون جوونتر از توست! ه) ممکنه سوالت رو تکرار کني؟ داشتم راجع به رژيم لاغريت فکر مي کردم! >>> ۵- اگه من بميرم تو چيکار مي کني؟ جواب صحيح: “آه عزيزترينم! در حادثه ء اجتناب ناپذير فقدان تو ، زندگي برام متوقف ميشه و ترجيح ميدم خودمو زير چرخ اولين کاميوني که رد ميشه بندازم!“ ... اين سوال ، همونطور که توي گفتگوي زير مي بينين ، ممکنه از سوالهاي ديگه طوفاني تر باشه! ...
زن: عزيزم... اگه من بميرم تو چيکار مي کني؟ مرد: عزيزم! چرا اين سوالو مي پرسي؟ اين سوال منو نگران مي کنه! زن: آيا دوباره ازدواج مي کني؟ مرد: البته که نه عزيزم! زن: مگه دوست نداري متاهل باشي؟ مرد: معلومه که دوست دارم! زن: پس چرا دوباره ازدواج نمي کني؟ مرد: خيلي خب! ازدواج مي کنم! زن (با لحن رنجيده): پس ازدواج مي کني؟ مرد: بله! زن (بعد از مدتي سکوت): آيا باهاش توي همين خونه زندگي مي کني؟ مرد: خب بله! فکر کنم همين کار رو بکنم! زن (با ناراحتي): بهش اجازه ميدي لباسهاي منو بپوشه؟ مرد: اگه اينطور بخواد خب بله! زن (با سردي): واقعا“؟ لابد عکسهاي منو هم مي کني و عکسهاي اونو به ديوار مي زني! مرد: بله! اين کار به نظرم کار درستي مياد! زن (در حالي که اين پا و اون پا مي کنه): پس اينطور... حتماً بهش اجازه ميدي با چوب گلف من هم بازي کنه! مرد: البته که نه عزيزم! چون اون چپ دسته!!! |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 17:35 توسط احمد
|
|
||
|
|
|
|
|
اشتباه زنان كه باعث تنها ماندن آنها
ميگردد آيا از ديدارهايي كـه مـنجر به بــرقـراري رابـطه نگرديده اند خـستـه شـده ايد؟ آيـا از بـرخـورد با مـردانـي كـه آشـكـارا آمـادگـي ســرسـپــردن در عــشـق را نـدارنــد، نــا امــيــد گشته ايد؟ اگر در يافتن جفت خود منتهاي كوشش خود را نموده ايـد و در اين زمينه بموفقيت چنداني دست نيافته ايد، ممكن است وقت آن رسيده باشد كه درباره ديدگاهتان نسـبــت بجستجوي عشق حقيقي تجديد نظر كنيد. در اين بخش با پنج اشتباه متداول زنان در بازي عـشق آشنا ميشويد. اگــر بـرخـي از ايـن دلايــل بــرايــتـان آشــنــا بــود، خـود را سرزنش نكنيد. فقط بدانيد كه لياقتتان بيشتر بوده و عهد ببنديد كه براي بهتر بودن تغيير نماييد. 1- اگر فكر كنيد كه عشق هرگز شما را پيدا نخواهد كرد، چنين نيز خواهد شد بسـيـاري از زنـان نـاامـيديـهــاي رومانتيكشان آنها را متقاعد نموده كه براي ايـنـكه مـورد محبت و توجه ديگران قرار بگيرند، به صـورت ذاتــي چيزي درونشان وجود ندارد. آنها مثلا ميگويند: "كي حاظر ميشه با من ازدواج كنه؟ مطمئنم كه تا آخر عمرم تنها ميمونم." بطور واضح چنين زناني همانند من و شما شايسته و سزاوار عـشق هستند. ( بله، ما سزاواريم!) اما آنها داراي مشخصه اي ترسناك مي باشند كه مي تـوانـد بـراي سـالهاي متمادي باعث تنها ماندنشان گردد: "پيشگويي كامبـخش." يعني مسـئـلـه اي واقعـيـت مي يابد چون مردم انتظار واقعـيتش را داشته و بگونه اي رفتار ميكـنند كـه باعث اتفاق افتادن آن گردد. پيشگويي كامبخش مسري نيست اما سبب ميگردد تا ارتـباطات بالقوه به سويي مخالف بحركت درآيـنـد. آن يـك بيـماري مـوذي اسـت. بـطور فيــزيكي، بيمار را دست نـخورده باقي ميگذارد. اما هر قدر فردي بيشتر بگويد، "من هرگز عشقي نخواهم يافت،" احتمال وقوع چنين انتظاري افزايش ميابـد. بـطور متـضـاد، هـر انــدازه افق ديدگاه كسي روشنتر باشد -- " من چنـان آدم شـاداب و بـا طــراوتي هستم كه حتما همدمي پيدا خواهم كرد" -- پيشگويي آينده رومانتيك او نيز روشنتر خواهد بود. اگر شما جزء كساني هستيد كه افكارشان از دريغ و افسوس پر شده است،دست بكار شويد: مجله اي تاسيس كنيد. هر روز چيزي دوست داشتني درمورد خودتان بنويسيد. اين كار به مرور زمان آسان تر خواهد شد. حتي مي تـوانيد با برخي از دوستان نزديك يا اقوام خود هم فكري نماييد تا آنها بتوانند دلايلي كه فكر مي كـنند باعث خوشبختي يك مرد با داشتن شما ميگردد را بيان نمايند. علت اين تقاضاي خـود را براي آنها بيان كنيد، آنـها نـيـز احتمالا از كمك كردن به شما خوشحال خواهند شد. هرگـاه فـكـري مـنـفـي در شرف حمله به ذهنتان قرار گرفت، آنرا با فكري مثبت جايگزين نماييد. 2- ايده بد بودن همه مردان را لگد كوب كنيد خبر خوب: نسل مردان خوب منقرض نشده است. آنها هنوز بطور وسيع يافت ميشوند. نـكتـه ايـن اسـت كـه بـيـاموزيـد يـك مرد شايسته را هم تشخيص دهيد و هم بخواهيد. سحر يكي از دوستان من ميگويد: "چنـدين سال جذب مرداني ميشدم كه ماموريتشان اذيـت كردن من بود. از زد و بندهايشان معلوم بود. وقتي ميگفتند با من تماس ميگيرنـد هيچگاه اين كار را انجام نميدادند، مرتب دروغهاي احمقانه به هم ميـبافتـند، مي گفتند كه مرا دوست دارند بعد به سراغ زنان ديگر مي رفتـنـد. حـتي يكي از آنهـا مي خواست بهترين دوست من را از راه بدر كند." سحر مرتب سرزنش ميكـرد كـه رابطه هايش مملو از تقلب و فريبكاري بوده است: هيچ مردي نمي تـواند خـوب و با وفا باشد. تا اينكه او در مراسم عروسي دختر عمويش شركت كرد. او گفت: "سـامان، داماد عسل، بهترين مرد دنياست او حـتما عسل را خوشبخت و براي خوشحال كردن او زندگي خواهد كرد. وقتي برق شيرين و دوست داشتني چشمان سامان را ديدم، بــا خـودم عهد بستم كه روزي با مردي آشنا شوم كه همانند گنجينه به من نگاه كند." سحر وقفه اي در روابط خـود ايـجاد نموده و درباره وسـواس فـكريش نـسبت به مردان بد كمي به تفكر پرداخت. او ميگويد: "پدرم آدمي خوشگذران و به عنـوان يـك شـوهر و يـك پدر سرد و بي مسؤليت بود. وقتي 10 سال داشتـم مـا را تـرك كـرد. بعد از آن گه گاهي كه او را ميديدم، براي جلب توجه او چرخ و فلك مـيرفتم. وقتي براي داشتن دوست پسر بـه انـدازه كـافي بـزرگ شـدم، بصورت مجازي با افرادي ارتباط برقرار مي كـردم كـه داراي اخلاقيات پدرم بودند. زمانيكه به خودم آمدم و فهميدم كه چه كاري دارم انجـام ميدهـم، بـا مرداني روبرو شدم كه آنچنان هم زرق و برقي و غير قابل اطمينان نبودند." امروز سحر نامزد دارد -- شخصي هم تيپ سامان. او ميگويد: " نميتوانم باور كنم كه آن هـمه وقـت را با مرداني تلف كردم كه همانند يك شيء بي ارزش با من رفتار ميـكـردند. امـا ارزش آن را داشت، چون فكر ميـكنم در نهايت به من آموخت كه قدر يك مرد خوب را بطور حقيقي بدانم." 3- بعد از من تكرار كنيد: عشق مترادف با افسار به دست گرفتن نيست وقتي سارا، يك گرافيست 29 ساله در مجله خانواده، با نامـزد خـود آشـنـا شـد، گـويـي رويايي به حقيقت پيوست. در تصورات سارا او و نامزدش سعيد ميبايست همه كارها را با هم انجام ميدادند. سعـيـد ايــده متفاوتي داشت. سارا ميگفت: " تصور ميكردم وقتي به هم رسيديم، سعيد بازي بيليارد دو بار در هفته و نيز بيرون رويهاي بعد از كار خـود را با دوستانش كنار خواهد گذاشت. شغل ما وقت آزاد زيادي برايمان باقي نمي گـذاشت. نبايد اين وقت اندك را تلف ديگران ميكرديم." اينكه از شريك زندگي خود بـخواهيد 24 سـاعـت روز و 7 روز هـفـتـه بـا شـما بـاشد واقع گرايانه و منـصـفـانـه نـيـسـت، بـا ايـن وجـود مـانـنـد سـارا بـسيـاري از زنان اگر مردشان نيازهايي داشته باشند (مثلا كارها و يا خلوت هاي مردانه) كه نتوان بوسيله رابـطـه بـه آنها جامع عمل پوشاند، احساس دل شكستگي و ترك شدگي مينمايند. سستي و نيازمندي سارا منجر شد به اينكه سعيد احساس كند گويي تحـت بازداشت خانگي قرار دارد. و فرقي ندارد كه زندان چقدر با شكوه و مـجلل بـاشـد، زنـداني بالاخره ميخواهد خود را رهايي دهد. بين زوجين شكاف و جدايي ايجاد ميشود. شاداب ترين زن و شوهرها براي رشـد يـافتـن به يكديگر اجازه نفس كشيدن مي دهند. هرقدر جدايي زندگي آنها پوياتر باشد (در زمينه هاي مشاغل، سرگرمي ها، دوستان)، وقتي بهم ميرسند مجبور خواهند بود مقدار بيشتري را با يكديگر تسهيم كنند. 4- مرتكب عهدشكني عاطفي نشويد اين حياتي است كه شريك زندگيتان فردي باشد كه شما در مورد او با نزاكت و مهرباني رفتار كنيد. اگر تمامي جوكهاي مورد عـلاقه و داستـانـهاي "روزهــاي بــد گذشته" خود را براي يكي از دوستان و يا همكاران مرد خود تعريف كنيد، وقتي به خانه برميگـرديـد بـراي شوهرتان چه چيزي باقي خواهد ماند؟ ممكن است عاقلانه به نـظـر نـرسـد، امـا وقـت و انرژي هر فردي داراي ارزش و اهميت ويژه اي است و مـقـدار زيـاد آن در يـك رابـطه باعث تداوم مي گردد -- و اگـر شما وقت و انرژي خود را با فرد ديگري صرف كنيد بطور بالقوه به رابطه خانوادگي خود لطعمه خواهيد زد. بـدتر آن اسـت كـه تـوسـط بـرقـراري رابطه با يك دوست و يا همكار مرد، اعـتـماد و اطـميـنـان شـوهرتان را از خود سلـب نـمـوده و بـديـن ترتيب با بي وفايي او را آزار دهيد. آذر يـك سرآشپز 34 سـالـه ميـگويد: "بعد از گذشت 6 سال از ازدواجمان شوهرم حميد و من شروع بـه فـاصـلـه گـرفـتـن نموديم. مشكل جدي نداشتيم، اما ديـگر او نـفـر اولي نبود كه وقتي اتفاقي خوب يا بد مي افتاد برايش تعريف ميكرم. اين افتخار نصيب رضا، همسايه مان، شده بود." آذر هيچگـاه بـا رضـا رابطه جنسي نداشت اما آنها رابطه اي صميمي را آغاز كرده بودند، مثلا آذر به سعيد گفته بود كه شوهرش موي مصنوعي بر سرش ميگـذارد و سـعـيد اين موضوع را به عنوان جوك در خانه همسايه ديگرش در كنار باريكيو مـطـرح نـمـود. حـمـيـد وقتي شنيد بالاي سر كباب و مشروب در خانه همسـايـه در مـورد مسـائـل خصوصي او مضحكه مي شـود، شـوكـه شـد و احـسـاس كـرد بـه او خيانت شـده. او همسرش را به بي وفايي متهم نـمود و نـاگـهان بـزرگـتـرين دعواي ممكن بين زن و شوهر رخ داد. آن دو مسائل را حل و فصل كردند، اما به آذر به بهاي گـزافـي يـادآوري شد كه ازدواج بايد رابطه شماره يك او در زندگيش قلمداد گردد. 5- اگر فكر ميكنيد كه هميشه حق با شماست، در اشتباه هستيد وقتي شيرين، يك دختر 29 ساله از شيراز، با نامزد خود علي آشنا شد، خوشحال بــود كه با او وجوه مشترك بسياري دارد. هر دو وكيل بودند، به ورزش شنا، اسكي و شطرنج عشق مي ورزيدند. همچنين هر دو سرسـختانه مـغـرور و پـرمـبـاهـات بـودنـد. شـيـريــن ميگويد: "همه چيز علي خوب و كامل بود بجز يك عيب بسيار بزرگ. هميشه فكر ميكرد حـق بـا اوسـت و ميخواست حرفش را به كرسي بنشاند -- خواه اين كه كدام رستـوران همبرگر بهتري دارد و خـواه كـدامـيـك از مـا بـخاطر دعواي قبلي اول عذرخواهي كرده. آن چيزي كه خيلي دير متوجه شدم اين بود كه من هم بهمان بدي هستم. نمي توانستم قبول كنم كه فراموش كرده ام پيغام مهم تلفنيش را بـه او بـدهـم و يـا خـواسـتـه منـتقل شدن او به تهران را بايد جدي مي گـرفــتم. من دوست داشتم در شيراز بمانم و اين كل موضوع بود. او يا بايد من را ترجيح ميداد يا تهران را." علي تهران را تـرجيح داد. اگـر شـمـا و يـا شوهرتان هرگز نـتوانيد اشتباه خود را بپذيريد، ممكن است به كاميابيهاي كوچكي دست پيدا كنيد، اما هـرگز رضـايـت واقعي را بدست نخواهيد آورد. معذرت خواهي نشانه ضعف نيست بلكه عشق يعني گـهــگاهـي مجبور شويد بگوييد كه متاسفيد. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 15:45 توسط احمد
|
|
||
|
|
|
|
|
آداب صرف غذا 1- بهتر است آقاو خانم ميزبان در دو انتهاي ميز غذاخوري و يا در وسط ميز روبروي يكديگر بنشينند. 2- اگـر فرد مهمي ميهمان بود مي بايد وي سمت راسـت خانم ميزبان و همسرش سمت راست ميزبان آقا نشانده شود. 3- بطور كلي طرز قرار گرفتن ميهمانان بايد طوري ترتيب داده شود كه هيـچ دو مـــرد و هيچ دو زني كنار يكديگر قرار نگيرند. 4- زوج متاهل بايد روبروي يكديگر و زوج نامزد بايد در كنار يكديگر بنشينند. 5- بهتر است گروههاي سني در كنار يكديگر بنشينند به طوري كه بزرگترهاي فاميل در راس ميز و جوانترها سمت ديگر. 6- غذا بايد در جهت عقربه هاي ساعت و از چپ به راست سرو گردد. و همچنين غذا از سمت چپ افراد سرو شده و ظروف غذا از سمت راست ميهمانان جمع آوري ميگردد. 7- دستمال سفره هنگام آغاز صرف غذا ميبايد روي زانو قرار داده شود و تا انتهاي صرف غذا بايد همان جا باقي بماند. از دستمال سفره تنها براي تمـيز كردن مختصر دهان بايد استفاده كرد و نه صورت و يا پيشاني. اگر خــواستـيد صندلي خود را براي مدت كوتاهي ترك كنيد بايد دستمال سفره خود را روي صندلي قرار دهيد كه ديـگـران و پيـش خــدمت متوجه ان گردند. هنگام پايان يافتن صرف غذا ميبايد دستمال سفره را بطور مرتبي روي ميز و سمت راست بشقاب قرار داد (آن را تا و يا مچاله نكنيد) 8- پيش از آن كـه مـيـزبـان شـروع بـه صـرف غـذا نكرده و يا اجازه صرف غذا را نداده نبايد شروع به صرف غذا كرد. 9- در حين غذا بهيجوجه نبايد ميز غذا را ترك كنيد مگر در موارد اضـطراري مانند رفتن به دستشويي و يا داشتن حالت تهوع. در ايــن هنگام عذر خواهي كنيد و ميز را ترك كنيد. 10- اگر چيزي روي ميز خواستيد كه دستتان به آن نميرسيد خـودتان سعي نكنيد آن را برداريد بلكه از فردي كه به آن نزديك است بخواهيد كه آن را به شما بدهد. 11- هنگاميـكه غذا خوردنتان پايان يافت هيچگاه بشقابتان را به سمت جلو هل ندهيد اين عمل خلاف آداب معاشرت ميباشد. 12- براي بريدن و خردكردن غذا چنگال را با دست چپ و كارد را با دسـت راست گرفته و سپس با چنگال آن چيزي را كه مي خواهيد ببريد محكم نگاه داشته و با چاقو آنرا ببريد. سپس چنگال را به دست راست منتقل و ميل كنيد. 13- در روي صندلي راست و مستقيم بنشينيد هيچگاه بجلو و يا عقب خم نشويد. 14- حين صرف غذا مشغول محاوره هاي دلنشين و مطـبـوع گـرديد و از موضوعات بحث انگيز پرهيز كنيد. 15- اگر تكه هايي از غذا ميان دندانهايتان گير كرد با عذر خواهي ميز را تـرك كـرده و بــه دستشويي برويد سپس آن را خارج كنيد. 16- آرام و با حوصله غذا بخوريد. غذا خوردن شتابزده بي حرمتي به ميزبان ميباشد. 17- لقمه هاي كوچك برداشته و با دهان بسته غذاي خود را بجويد. هيچ گــاه بـا دهان باز غذا را نجويد و يا با دهان پر صحبت نكنيد. 18- هيچگاه پيش از چشيدن غذا به آن ادويه اضافه نكـنـيـد ايـن عـمل بي احترامي به ميزبان و آشپز ميباشد. 19- هيچگاه سر ميز غذا سيگار نكشيد. 20- هنگامي كه از غذا خوردن فارغ شديد دستتان را روي زانو و يا ميز (مـچ دست روي لبه ميز) قرار دهيد. هيچگاه هنگام صرف غذا آرنج خود را روي ميز قرار ندهيد. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 15:44 توسط احمد
|
|
||
|
|
|
|
***** **Nokia 5610دو فیلم با یک بلیت پس از تجربه موفق سونی اریکسون در تولید گوشی های بر پایه موسیقی، به نظر می رسد این بار نوبت نوکیاست که در این زمینه با گوشی های رنگارنگ سری Xpress Music خود، این بازار همچنان بکر را تجربه کند. Nokia 5610 محصولی ست که با این دیدگاه به بازار عرضه گردیده است و علاوه بر قابلیت های موسیقیائی اش حرفهای فراوانی برای گفتن دارد. با هم نگاهي مي اندازيم به اين تازه وارد نوکيا.
در برخورد اول با این گوشی زیبا ترکیب دو گوشی موفق 5300 و 5310 را در آن به وضوح می بینیم که کم کم در حال تبدیل شدن به فرم استاندارد گوشی های سری Xpress Music می باشند در اینجا نیز همانند قبل با دو رنگ استاندارد این سری یعنی آبی و قرمز روبرو هستیم که انتخاب از میان این دو کار نسبتا مشکلی ست؛ در حقیقت در ساختار گوشی بغیر از این رنگ قرمز (یا آبی) کناره ها با دورنگ دیگر نیز روبرو هستیم یکی رنگ خاکستری قسمت پشت گوشی و دیگری رنگ مشکی قسمت روئی دستگاه که ترکیب رنگ زیبائی را بوجود آورده اند. قسمت روئی دستگاه همانگونه که گفته شد با پلاستیک براق و مشکی یکدستی پوشانیده شده است که مشکل جذب اثر انگشت در این صفحه براق همانند همیشه دیده می شود. یکی از تفاوت های میان نمونه آبی با ورژن قرمز رنگ در کناره های دو طرف صفحه نمایش است که در مدل قرمز رنگ این دو قسمت به فرم دو نوار و به رنگ قرمز است ولیکن در نمونه آبی رنگ این دو نوار به رنگ خاکستری تیره می باشند از لحاظ ابعاد و وزن 5610 را در دسته گوشی های متوسط و کمی تپل می توان قرار داد جائیکه با ابعاد17�48.5�98.5 میلیمتری و وزن 111 گرمی خود نسبت به گوشی باریکی همچون 5310 از جنبه عرضی و قطری بزرگتر شده است و از لحاظ طولی نزدیک به 5 میلیمتر کوتاه تر شده است. در قسمت روئی گوشی صفحه نمایش 2.2 اینچی با رزولوشن 320�240 پیکسلی و با قابلیت نمایش 16 میلیون رنگ قرار گرفته است که در مقایسه با نمایشگر بکار رفته در 5310 به میزان 2 میلیمتر در عرض و 3.2 میلیمتر در طول افزایش ابعاد داشته است(در مجموع 0.2 اینچ) ولیکن همچنان با استفاده از صفحه ضد تابش در ساختار خود از عملکردی بسیار عالی در نور شدید بهره می برد. بر بالای صفحه نمایش نام نوکیا و نشان سری Xpress Music دیده می شود و کمی بالاتر از این دو، اسپیکر برقراری تماس قرار دارد که دوربین مخصوص تماس های ویدئویی و سنسور تنظیم نور، آن را در برگرفته اند. درست در زیر صفحه نمایش با کلید جدیدی روبرو می شویم که برای اولین بار در اعضای خانواده نوکیا ظهور کرده است ؛ دکمه ای کشوئی موسوم به "NaviSlide" که وسیله ایست برای احضار سریع پلیر و عمل back در تمامی منوها. در حقیقت با کشانیدن این دکمه به سمت راست رادیوی گوشی و با حرکت دادن آن به سمت چپ پلیر دستگاه فعال می گردد علاوه بر آن همانگونه که ذکر گردید در تمامی منوها نقش بازگشت به منوی اصلی نیز به عهده این کلید واگذار گردیده است؛ در دو سمت این کلید نوظهور دو LED تعبیه شده است که علاوه بر روشن شدن در شب برای دید بیشتر می توانند بعنوان چراغ های هشداردهنده برای Missed Call ها نیز بکار روند. در یک نگاه کلی به این عنصر جدید در خانواده نوکیا با اینکه نوآوری های فراوانی در این کلید مشاهده می شود ولیکن از دید من شباهتهایی میان آن و دکمه Back سنتی سونی اریکسون می توان یافت؛ کلید پر کاربردی که مدتی ست سونی اریکسون آن را به فراموشی سپرده است. در زیر این دکمه با دو کلید Soft-Key و دکمه های همیشگی سبز و قرمز روبرو هستیم که دکمه چهارجهتی گوشی را احاطه کرده اند. در اینجا شاید برای اولین بار باشد که عنصری بالاتر از دکمه های Soft-Key نسبت به صفحه نمایش دیده می شود. دکمه تائید میانی D-Pad بازهم به احضار پلیر دستگاه و عمل Play/Pause اختصاص دارد. نکته دیگر در اینجا این است که بعلت عدم تعبیه دکمه اختصاصی خاموش/روشن برای 5610 دکمه قرمز این نقش را بر عهده گرفته است. با گشودن گوشی صفحه کلید عددی اصلی گوشی پدیدار می شود که شامل دکمه های بسیار بزرگ، تفکیک شده و کاملا براق است که برگشت دکمه ها در زیر دست کاملا احساس می شود و تنها نکته منفی در این قسمت ماندن اثر انگشت بروی این کلیدهاست امری که در مورد صفحه کلید روئی دستگاه نیز کاملا صادق است. نور پس زمینه تمامی کلید ها سفید کاملا پر نوری ست که در قیاس با نمونه ای همچون 5310 از مزیت نور پس زمینه برای دکمه D-Pad نیز برخوردار است و با اینکه توسط صفحه کلید بسته می توان کل دستگاه را کنترل نمود ولیکن برای استفاده از نور پس زمینه کلیدها می بایست حتما گوشی را باز کرد. در قسمت سمت چپ گوشی هیچ کلیدی به چشم نمی خورد و در سمت راست نیز تنها کلیدهای قابل مشاهده، دکمه دوگانه افزایش و کاهش حجم صدا در بالا بهمراه دکمه برجسته شاتر دوربین ست که دوحالته بودن این دکمه نوید یک دوربین خوب را می دهد. در پائین گوشی نیز تنها المان قابل مشاهده محل اتصال بند گوشی ست که نسبت به 5310 در جای معقول تری قرار گرفته است. جذاب ترین قسمت گوشی در کناره ها مطمئنا قسمت بالای آن است که شباهت فراوانی به نمونه ای که در 5310 دیده بودیم دارد در اینجا چهار جزء قابل تفکیک مشاهده می شوند که به ترتیب عبارتند از محل اتصال شارژر ، ضامن کاور پشتی دستگاه، محل پورت Micro USB بهمراه پورت 2.5 میلیمتری اتصال هدست که عدم استفاده از پورت 3.5 میلیمتری در این قسمت نقطه ضعف بزرگی محسوب می شود چرا که در گوشی کوچکی همچون 5310 با قطر کمتر از یک سانتی متر این پورت دیده می شد البته بهمراه گوشی یک هماهنگ کننده (Adapter) پورت 3.5 میلیمتری ارائه گردیده است که کمی از شدت این ماجرا می کاهد.مساله استفاده از Micro USB نیز کم کم در حال تبدیل شدن به استاندارهای نوکیا می باشد چرا که استفاده از این پورت برای گوشی های Slim اگرچه ممکن است توجیه عدم فضای کافی برای پورت Mini USB را داشته باشد ولیکن در مورد گوشی نسبتا پر حجمی همچون 5610 عدم استفاده از Mini USB و استفاده از پورت محجوری همچون Micro USB علامت سوال بزرگی را گرداگرد طراحان نوکیا قرار می دهد. کابل Micro USB نیز بهمراه گوشی ارائه گردیده است. قسمت پشت گوشی اما شباهت های زیادی به 5310 دارد در اینجا با همان طرح نقطه نقطه به کار رفته در 5310 روبرو هستیم که این بار به فرمی کاملا فرورفته تر طراحی شده اند علاوه بر آن رنگ این قسمت نیز همانند 5310 به رنگ خاکستری می باشد.نشان بزرگ و برجسته نوکیا به فرم ایستاده در سمت راست و لنز دوربین 3.2 مگاپیکسلی گوشی بهمراه فلش LED دوبل آن در سمت چپ دیده می شوند.علاوه بر این اسپیکر تکی کوچک گوشی نیز در این قسمت و در پائین دستگاه تعبیه شده است، که نسبت به اسپیکر استریوی موجود در 5310 گامی بلند به عقب محسوب می شود. از قسمت های قابل توجه در این قسمت ضامن کاور پشتی ست که به فرم یک دکمه چهار گوش کوچک در بالای گوشی قرار گرفته است و در نگاه اول ممکن است آن را با دکمه روشن/خاموش دستگاه اشتباه بگیرید؛ فرم این دکمه و شیوه کنار رفتن کاور دستگاه به طرز غریبی من را به یاد گوشی های SE K770 و SE T650 می اندازد که قرارگرفتن لنز دوربین و فلش LED آن بر کف دستگاه ، مستقل از کاور نیز به این موضوع به شدت دامن می زند. با کنار زدن این کاور، المانهای قابل مشاهده از بالا عبارتند از محل قرارگیری کارت حافظه Micro SD گوشی بهمراه محل سیمکارت و البته باتری واژگون گوشی که ظرفیتی معادل 900 MAh داشته و تا 320 ساعت در حالت Stand-by و 6 ساعت در حالت مکالمه توانائی کارکرد دارد که در دنیای واقعی چیزی بین 3 تا 4 روز با یک بار شارژ می تواند پاسخگوی شما باشد. زمان شارژ مجدد از حالت کاملا خالی چیزی در حدود یک ساعت و نیم زمان می برد. فرم قرارگیری باتری بگونه ایست که با اینکه می توان کارت حافظه گوشی را بدون درآوردن باتری خارج نمود ولیکن برای خارج نمودن سیمکارت درآوردن باتری اجباریست. یکی از نکات عجیب در رابطه با کاور گوشی این است که اگر در زمان استفاده از پلیر دستگاه کاور پشتی آن را بگشائیم ، پلیر بصورت خود بخودی از کار می افتد و منتظر تغییرات احتمالی رخ داده در کارت حافظه می ماند و پس از بستن کاور جستجوی کاملی را برای فایل های احیانا اضافه شده به کارت حافظه آغاز می کند. ویرایش پنجم رابط کاربری سری 40 نوکیا همانگونه که انتظار داریم منظره ایست که به محض روشن نمودن گوشی خودنمائی می کند. در صفحه اصلی، اطلاعات تکراری موجود در این قسمت اعم از تاریخ ، زمان ، نام اپراتور ، قدرت باتری و قدرت سیگنال دیده می شود که امکان نمایش وظایف دکمه های چهار گانه D-Pad به فرم گرافیکی و صفحه کاربردی Active Stand-by نیز در آن گنجانیده شده است که در آن کوچکترین تغییری نسبت به نمونه های قبلی دیده نمی شود. منوی اصلی گوشی نیز همانگونه که انتظار داریم نمونه کاملی ست از آنچه قبلا نیز با این عنوان دیده بودیم، در اینجا چهار شیوه نمایش شامل : فرم ماتریسی، ماتریسی بهمراه توضیح ، لیست ونوار آیکون برای نمایش تمامی قسمت ها در نظر گرفته شده است که فرم ماتریسی بدون توضیح تنها حالتی ست که تمامی آیکون ها را در یک صفحه می تواند به نمایش بگذارد. پاسخ گوشی یه گشودن برنامه ها و قسمت های مختلف بسیار سریع است که حتی این پاسخگوئی سریع در زمان آماده به کار شدن دوربین نیز خود را نشان می دهد. از نکات قابل اشاره در این رابط کاربری ، یکی قابلیت Voice بدون ضبط قبلی برای کنتاکتها و تمامی Application ها و دیگری قابلیت کپی و Paste کردن متن از درون تمامی Application ها می باشد که این آخری موضوع کاملا جدیدی به حساب می آید. دفترچه تلفن بکار رفته در 5610 نمونه کاملا مشابه ای نسبت به 5310 می باشد در اینجا نیز امکان ذخیره تا 2000 عنوان اسم بهمراه زنگ، عکس و ویدئوی دلخواه برای هر کنتاکت موجود می باشد و جستجو در میان هر دوی اسم و فامیل امکان پذیر بوده و امکان نمایش همزمان کنتاکت های ذخیره شده در سیمکارت و حافظه داخلی تلفن نیز در آن پیش بینی شده است. در اینجا بعلت تفکیک شدن اسم از فامیل، Synchronize نمودن اسامی موجود در این قسمت با Outlook به راحتی قابل انجام است. یکی دیگر از تغییرات قابل ذکر در ایجا امکان ضبط نمودن مکالمات از طریق Voice Recorder گوشی ست که مدت آن به یک ساعت افزایش یافته است. از لحاظ قابلیت های ارتباطی 5610 را باید یک گوشی چهار بانده GSM با پشتیبانی از UMTS به حساب آورد که علاوه بر این نسبت به 5310 قابلیت 3G نیز به آن افزوده شده است. گزینه های ارتباطی دیگر این گوشی عبارتند از GPRS، HSCSD و EDGE که تقلیل کلاس GPRS از 32 به 10 نسبت به 5310 از دیگر مواردی ست که همانند حذف پورت 3.5 میلیمتری می بایست از نوکیا درباره آن پرسید. بلوتوث نسخه 2.0 با پشتیبانی از A2DP بهمراه پورت Micro USB نیز از دیگر امکانات ارتباطی گوشی به حساب می آید که با اتصال گوشی از طریق USB به کامپیوتر سه گزینه مختلف برای انتخاب بروی گوشی نقش می بندد که عبارتند از Synchronization (برای انتقال اطلاعات موجود در دفترچه تلفن گوشی به نرم افزارهایی همچون Outlook و بالعکس) ، Picture Print (از طریق فناوری PictBridge) و بالاخره Mass Storage که محتویات کارت حافظه گوشی را بعنوان درایو جداگانه به نمایش می گذارد. یکی از نکات منفی در این قسمت عدم شارژ گوشی از طریق پورت USB در هنگام اتصال دستگاه به کامپیوتر است امکانی که بعنوان مثال در نمونه ای همچون 6500 وجود داشت. مطمئنا مهمترین قابلیت قابل اشاره در مدلی همچون 5610 قابلیت های موسیقیائی آن است. در اینجا با یکی از پلیرهای استثنائی سری Xpress Music روبرو هستیم که با استفاده از دکمه NaviSlide و یا دکمه تائید مرکزی D-Pad احضار می شود. تغییرات ظاهری چندانی در ظاهر این پلیر نسبت به گوشی های دیگر این کلاس دیده نمی شود. فرمت های مورد پشتیبانی توسط این پلیر عبارتند از MP3، MP4، AAC، AMR و WMA که پشتیبانی از تگ های ID3 نیز در آن گنجانیده شده است. در اینجا با 7 اکولایزر متفاوت و از پیش تنظیم شده روبرو هستیم که به تناسب نوع آهنگ می توان از هرکدام از آنها استفاده کرد. به تعداد دلخواه نیز می توان در این قسمت Playlist های مختلف ساخت. یک امکان غیر منتظره و جدید از نوکیا در این قسمت قرار دادن لینک به پخش کننده Video گوشی در این قسمت است که در میان محصولات قبلی نوکیا بی سابقه است. ویدئو های به نمایش درآمده نیز همانند قبل قابلیت جابجای سریع در تصویر و نمایش تمام صفحه را دارند. اسپیکر تکی تعبیه شده در پشت دستگاه با اینکه صدای شفاف و واضحی را ارائه می دهد ولیکن نسبت به بلندگوهای استریوی بزرگان این کلاس همچون 5700 یا حتی 5310 قدرت کمتری را به نمایش می گذارد. رادیو FM با قابلیت RDS و توانائی ذخیره 20 ایستگاه رادیوئی نیز در 5610 وجود دارد که اتصال هماهنگ کننده 3.5 میلیمتری به گوشی بعنوان آنتن برای کارکرد آن کافی ست. از نکات قابل توجه برای پلیر و رادیوی دستگاه این است که چهار Theme مختلف برای این دو بصورت پیش فرض در گوشی در نظر گرفته شده است. و اما برای یک گوشی با دوربین 3.2 مگاپیسکلی خواه ناخواه یکی از قسمت های مهم دستگاه دوربین آن می باشد بخصوص وقتی بدانیم که این دوربین به حکم اعداد و ارقام یکی از بهترین 3.2 مگاپیکسلی هایی است که نوکیا در گوشی های غیر هوشمند خود قرار داده است. کیفیت تصاویر و شادابی رنگ ها همانی است که انتظار آن را داریم و رنگ ها بسیار زنده و طبیعی می باشند و بغیر از محیط های با نور بسیار کم، نویز قابل مشاهده در تصویر نیز کاملا قابل صرفنظر کردن است البته در این شرایط فلش دوبل LED دستگاه محدوده کوچکی را روشن می نماید ولیکن نمی بایست از این فلش انتظار زیادی داشت. قابلیت فوکوس اتوماتیک مطمئنا مهمترین و بهترین خصوصیتی ست که در این دوربین تعبیه شده است چرا که به لطف آن با اینکه در درون منوهای عکاسی خبری از حالت ماکروی اختصاصی نیست ولیکن دوربین در مواجهه با سوژه های بسیار نزدیک عملکرد کاملا مناسبی را از خود نشان می دهد. در درون منوی عکاسی با تنظیمات نسبتا کاملی همچون تنظیم نور سفید، تایمر عکاسی، افکت های مختلف عکاسی و... روبرو می شویم. از نکات منفی قابل مشاهده در این قسمت گذشته از عدم تعبیه محافظ لنز دوربین، عدم وجود گزینه ای برای روشن نگاه داشتن دائمی فلش های دوگانه است که استفاده ازآنها را بعنوان چراغ قوه منتفی می کند. قابلیت فیلمبرداری این دوربین اما از آن چیزی که انتظار داریم بسیار دور افتاده است چرا که برخلاف تصور تمامی فیلم های گرفته شده توسط این دوربین با 15 فریم در ثانیه و با فرمت 3GP می باشد که عملا تنها استفاده آن بعنوان محتوای MMS و نمایش در مونیتور گوشی ست.گالری گوشی محلی برای نمایش عکس های موجود در حافظه داخلی گوشی و کارت حافظه آن است ؛ حافظه داخلی 5610 به میزان 20 مگابایت است که در مقایسه با 5310 به میزان 10 مگابایت کمتر شده است .مانند همیشه کارت حافظه ای هم به همراه گوشی ارائه نمی گردد. در یک نگاه کلی، 5610 با قابلیت های موسیقیائی فراوان و دارا بودن دوربین نسبتا مناسب؛ که ظاهر زیبای آن و تغییرات بوجود آمده در شکل دکمه هایش را نیز باید به این ماجرا بیافزائیم بعنوان جایگزین مناسبی برای گوشی های سری Xpress Music معرفی گردیده است. البته قیمت 360 هزار تومانی این گوشی احتمالا مهمترین عامل بازدارنده در خرید آن نزد خریداران ایرانی محسوب می گردد. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 14:46 توسط احمد
|
|
||
|
|
|
|
|
زنان را
با تخم مرغ بشناسیم ؟؟
![]() در چند روز گذشته از راديو صداي تهران يکي از قوي ترين استدلالها در مخالفت با دادن حق طلاق به زنان پخش شد. "فريدون اميرآبادي" در اين برنامه رادیویی گفت: "زنان امروز تخم مرغ هم بلد نيستند درست کنند حق طلاق هم مي خواهند".؟؟ و به همين دليل محکم با دادن حق طلاق به زنها مخالفت کرد. آقای امیرآبادی یادمان باشد زنها اگر هم بلد باشند تخم مرغ درست کنند، تخم مرغ پختن را جزو و ظايف خود نمي دانند و قدر و منزلت و زنانگي خود را با آشپزي براي امثال شما محک نخواهند زد. فريدون امير آبادي با چنين اظهار نظرهايي منشا همه اختلافات خانوادگي را توقعات نابجاي زنان دانسته و همه زنان را قبل از مراجعه به محکمه يکسره محکوم کرده است. مسئول حل اختلاف خانوادگي شهر تهران معتقد است اگر حق طلاق به زنها داده شود، هيچ مردي روز خوش نخواهد ديد و به عبارتي ايشان معتقد است براي بهره مندي همه جانبه نيمي از جامعه از روز خوش، بايستي آگاهانه نيم ديگري از اجتماع از حقوق خود محروم شود. اظهار نظر فريدون امير آبادي از رسانه ملي نه تنها توهيني غيرقابل تحمل به همه زنان ايراني است که جسارت به تمام مرداني است که قدر و منزلت مادران خود را با آشپزي محک نمي زنند . آقاي امير آبادي احتمالا نمي دانند که دوران خدمت خانگي و تمکين جنسي در مقابل نفقه به سر آمده است ... ******* منتظر نظراتتون هس |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 11:2 توسط احمد
|
|
||
|
|
|
|
|
يك تست عاشقانه كه اندازه علاقه شما به همسرتان را معلوم مي كند |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دهم دی 1386ساعت 10:11 توسط احمد
|
|
||
|
|
|
|
|
نامه مادر گضنفر به گضنفر
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 14:28 توسط احمد
|
|
||
|
|
|
|
|
<< بیداری >> فیلم جنجال برانگیز سال
فیلم هالیوودی Awake با کارگردانی
جوبی هارولد Joby Harold و با بازی جسیکا آلبا، ترنس هووارد و کلی برسفورد
از 2 هفته قبلا در سینماها به نمایش گذاشته شده است.
مدتی قبل انجمن متخصصین بیهوشی آمریکا، ایمیلهایی به 40
هزار عضو خود در مورد این فیلم فرستاد تا آنها خود را برای حملههای رسانهای
منفی و سؤالات بیماران آماده کنند. رئیس این انجمن، دکتر «جفری آپفلبام» در
2 نوامبر از اعضای این انجمن خواست که در برابر فیلم خونسردی خود را حفظ
کنند. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 14:22 توسط احمد
|
|
||
|
|
|
|
|
Nokia5310 پنجره ای به درون یکی از پر طرفدار ترین دسته بندی های موجود در بازار موبایل بدون شک دسته موبایل های سری موسیقی هستند که رد پای آنها را در محصولات سازندگان عمده این بازار می بینیم، (محصولاتی مانند سری W از سونی اریکسون و سری Xpress Music از نوکیا). در این میان یکی از موفق ترین نمونه های سالهای نچندان دور نوکیا مدل 5300 است که این بار و پس از یکی دو سال از عرضه آن به بازار، نمونه جدید آن با اعمال اصلاحات فراوان با نام 5310 رونمائی گردیده است. در این مجال سعی در شناخت بیشتری از این محصول زیبا و کارا را داریم. با ما بمانید.
شاید اولین بار در قالب مدل چرخان 3250 بود که نام رده Xpress Music به دیگر عناوین شرکت نوکیا اضافه گردید و پرچمداران دیگر این رده با یک فاصله زمانی کوتاه با نام های 5200 و 5300 به بازار عرضه گردیدند که با اینکه مشکلات کوچکی در ساختارشان به چشم می خورد ولیکن با توجه به امکانات و قیمت هنوز هم از پرفروش های بازار محسوب می گردند. نمونه دیگری که با این عنوان بازار های جهانی را فتح کرد مدل فوق العاده 5700 بود که با ترکیب یک گوشی هوشمند و قابلیت های موسیقیائی توانسته است بازار را به نفع خود متحول نماید البته ظاهر منحصر به فرد این گوشی ممکن است در برگزیدن آن بعنوان اولین انتخاب تاثیری فراوانی داشته باشد، جائیکه عکس العمل ها در قبال ظاهر آن، از زیبائی منحصر به فرد تا اتفاقی ناگوار را در بر می گیرد! ولیکن ماجرای این سری به اینجا ختم نگردیده و یک بار دیگر نوکیا همه را غافل گیر کرده است چرا که دیدن یک گوشی Slim با عنوان Xpress Music شاید غیر قابل انتظار ترین تغییری ست که می توان از یک گوشی جدید از این سری (همواره حجیم) انتظار داشت. 5310 با ابعاد 9.9�44.7�103.8 میلیمتری خود حتی با نمونه فوق العاده باریکی همچون 6500 نیز قابل مقایسه است چرا که در این رقابت تنها 0.2 میلیمتر از رقیب Slim خود قطور تر است ، ماجرا با افزودن فاکتور های حجم و وزن به آن جالب تر نیز می شود جائیکه 6500 با وزن 94 گرم و حجم 47 cc خود نزدیک به 23 گرم سنگین تر و 2.2 cc حجیم تر از 5310 است. حتی در این میان 5310 را می توان با یک نمونه بسیار Slim همانند SE W880 نیز مقایسه کرد، که به روشنی ظرافت طراحی و کیفیت ساخت فوق العاده گوشی را به نمایش می گذارد.
یکی از نقاط مشترکی که میان 5310 و قدیمی تر های این رده یعنی 5300 و 5200 می توان پیدا کرد رنگ های بکار رفته در ساختار گوشی است چرا که در اینجا نیز مثل مدل های پیشین تنها دو رنگ ارائه شده برای 5310 همان رنگ های آبی و قرمز همیشگی ست که محدوده رنگی دو طرف صفحه نمایش بهمراه نشان نوکیا در پشت گوشی را فرا می گیرد و زیبائی غیر قابل انکاری را به گوشی می بخشد. بقیه قسمتهای گوشی در هر دو مدل را ، قسمتهایی با رنگ خاکستری تیره تشکیل می دهند. البته در کل ، جنس بدنه گوشی از پلاستیک فشرده تشکیل شده است که این خود در کاهش وزن آن نسبت به رقیبی همچون 6500 کاملا موثر بوده است. کیفیت ساخت قطعات گوشی در سطح بسیار بالائی قرار دارد و شاید تنها نکته منفی که بتوان در این ساختار ذکر نمود در ظاهر قسمت پشتی گوشی باشد جائیکه نوکیا از طرحی نقطه نقطه برای هر چه زیبا تر نمودن این قسمت استفاده کرده است ولیکن این طرح زیبا خود یکی از معایب نچندان کوچک این گوشی محسوب می گردد چرا که پس از گذشت زمانی نسبتا کوتاهی کم کم ظاهر این قسمت شروع به تغییر حالت داده و این نقطه های زیبا کاملا حالت خود را از دست می دهند و به پشت گوشی ظاهری کاملا رنگ و رو رفته و کهنه می دهند در حالیکه قسمت رویی گوشی همچنان زیبا و دست نخورده باقی مانده است.
بدون شک در برخورد اول، چشمگیر ترین المانی که از ظاهر گوشی به چشم می آید دکمه های کنترل پلیر دستگاه است که به موازات صفحه نمایش گوشی و به رنگ قرمز یا آبی (بسته به مدل) در سمت چپ جا خوش کرده اند که برای یک گوشی Slim کاملا بزرگ به نظر می رسند . در بالاترین قسمت گوشی اسپیکر برقراری تماس بهمراه سنسور تنظیم نور قرار گرفته اند؛ نشان نوکیا و آرم سری XpressMusic نیز در زیر این دو و در دو طرف بالای صفحه نمایش گوشی جای گرفته اند و اما صفحه نمایش 2 اینچی گوشی همانگونه که از نوکیا انتظار داریم باز هم از بهترین های این رده است چرا که با رزولوشن 320�240 پیکسلی و با قابلیت نمایش 16 میلیون رنگ تصاویر فوق العاده ای را به نمایش می گذارد البته تعبیه یک لایه محافظ و باز تابنده بروی این صفحه نمایش بر عملکرد آن در نور مستقیم خورشید تاثیر کاملا مثبتی گذاشته است البته در بعضی مواقع باز تابش نور از این لایه آنچنان مشکل ساز می شود که مجبور به تغییر زاویه دید برای مشاهده صفحه می شویم. در کل و در مقایسه با نمونه ای همچون 6500 ، این صفحه امتیازات قابل توجه ای کسب می کند. در زیر صفحه نمایش، صفحه کلید گوشی قرار دارد، شامل دو دکمه Soft-Key در بالا بهمراه دکمه های سبز و قرمز همیشگی که دکمه D-Pad گوشی را احاطه کرده اند که این دکمه چهار جهتی با اینکه دارای ابعاد آنچنان بزرگی نیست ولیکن در راحتی استفاده یکی از بهترین های کلاس خود می باشد. صفحه کلید عددی گوشی نیز شامل دکمه هایی نسبتا کوچک است ولیکن تفکیک مناسب و Feedback مطلوب این صفحه کلید آن را در مقایسه با 6500 کاملا بهتر و راحت تر می نمایاند. نور پس زمینه این صفحه کلید سفید کاملا پر نوری ست که تنها نکته منفی در ساختار آن عدم نور پس زمینه برای دکمه چهار جهتی گوشی است. در سمت چپ 5310 تنها المان قابل مشاهده محل اتصال شارژر گوشی ست که مشاهده آن در این قسمت امر کاملا تازه ای ست . در سمت راست گوشی اما فقدان دکمه اختصاصی دوربین مهمترین چیزی ست که به چشم می آید و در اینجا نیز تنها دکمه حاضر ، دکمه دوگانه افزایش و کاهش صدای دستگاه است. بی گمان شلوغ ترین قسمت موجود در دورتادور دستگاه قسمت بالای آن است که دکمه خاموش/روشن گوشی بهمراه پورت Micro USB و پورت بسیار خوشحال کننده 3.5 میلیمتری در آن جای گرفته اند که این آخری همانند یک سوراخ بزرگ تقریبا کل عرض گوشی را فرا گرفته است. در قسمت پائین گوشی نیز هیچ چیز قابل مشاهده ای دیده نمی شود. یکی از اتفاقات نادر در ساختار بدنه گوشی عدم وجود محلی برای اتصال بند است (من که پیدا نکردم شما چطور؟) که شاید در نوع خود بی نظیر باشد. قسمت پشت گوشی نیز در نوع خود قابل توجه است چرا که در آن بغیر از لنز دوربین 2 مگاپیکسلی گوشی (که خبری هم از محافظ لنز در آن نیست) و نشان نوکیا چیز دیگری دیده نمی شود که عدم وجود فلش و آینه عکاسی از خود، عدم تاکید بر دوربین را در این گوشی به روشنی به نمایش می گذارد. کاور پشتی گوشی تقریبا کل این قسمت را بغیر از محل لنز دوربین فرا گرفته است و با گشودن آن با باتری 830mAh دستگاه روبرو می شویم که به فرم معکوس در بالا قرار گرفته است و جدا از گفته های رسمی (300 ساعت در حالت Stand-by و 5 ساعت و 20 دقیقه در حالت مکالمه) چیزی در حدود سه روز در یک استفاده نسبتا شدید دوام دارد که عدد راضی کننده ایست. بیشترین زمانی که با این باتری در استفاده از گوشی بعنوان پلیر پخش موسیقی بدست می آوریم حداکثر 18 ساعت است که نسبت به ظرفیت باتری عدد کاملا بالایی است. زمانی که برای شارژ مجدد این باتری از حالت کاملا خالی لازم است چیزی در حدود یک ساعت و چهل دقیقه می باشد. در پائین ترین قسمت پشت گوشی محل قرار گیری سیمکارت دستگاه است که با اینکه ظاهرا ارتباطی با باتری ندارد ولیکن مکانیزم قفل سیمکارت در جای خود بگونه ایست که بدون خارج کردن باتری امکان درآوردن سیمکارت وجود ندارد. محل اسلات کارت حافظه Micro SD گوشی نیز جائی در سمت راست بدنه جانبی گوشی و به موازات محل سیمکارت است که البته بدون برداشتن کاور پشتی گوشی قابل دسترسی نیست. کارت حافظه ای هم بهمراه گوشی ارائه نمی گردد (البته ممکن است این شرایط در بعضی ورژن ها متفاوت باشد) از نکات مثبت موجود در این قسمت این است که سقفی برای حجم کارت حافظه مورد پشتیبانی توسط 5310 وجود نداشته و عملا کارت های بسیار حجیم نیز بدون مشکلی بروی آن Handle می گردند.
مطمئنا یکی از قسمت های دست نخورده در ساختار گوشی، رابط کاربری داخلی آن است به نحوی که در اینجا نیز همانند تمامی گوشی های این کلاس با اینترفیس سری 40 نوکیا روبرو هستیم که در آن تغییرات ساختاری در حداقل خود بوده و عمده ترین تفاوت هایی که با دیگر نمونه های این کلاس می توان سراغ گرفت در ظاهر پس زمینه ها و Theme های مختص گوشی است. در اینجا مثل همیشه در صفحه نخستین امکان فعال کردن منوی کاربردی Active Stand-by وجود داشته که در آن کاربردی ترین قسمت های گوشی به فرم میانبر در صفحه ظاهر می گردند مواردی نظیر تاریخ، زمان، اتفاقات موجود در تقویم، میانبری برای پلیر دستگاه و اطلاعات آهنگ در حال پخش و چندین و چند میانبر دیگر. منوی اصلی گوشی نیز مثل همیشه به فرم استاندارد ماتریسی و یا بصورت لیستی قابل نمایش است. دفترچه تلفن تعبیه شده در گوشی اما یکی از قسمت های نسبتا تغییر یافته است چرا که تعداد نام های قابل ذخیره در آن از 1000 به 2000 افزایش یافته است. مانند همیشه امکان مشاهده همزمان نام های موجود در سیمکارت و حافظه داخلی گوشی نیز وجود دارد. جستجو برای یافتن اسامی موجود در این قسمت از میان هر دوی اسم و فامیل قابل انجام می باشد. امکان اختصاص زنگ ، عکس و یا ویدئوی دلخواه نیز همانند تمامی اعضای این کلاس در این قسمت تعبیه شده است. منوی اطلاعات تماس نیز از دیگر قسمتهای دست نخورده این گوشی محسوب می گردد و مانند همیشه اطلاعات کاملی از تماس ها در آن یافت می شود.حافظه داخلی گوشی 30 مگابایت است که 28 مگابایت آن در دسترس کاربر قرار می گیرد و به نسبت حافظه 20 مگابایتی موجود در گوشی 5610 میزان مناسبی به حساب می آید.
از لحاظ خصوصیات ارتباطی 5310 حاوی کلیه ضروریات مورد نیاز جهت ارتباط روزمره می باشد جائیکه با پشتیبانی از فرکانس های سه گانه GSM بهمراه GPRS کلاس 32 ، EDGE و HSCSD لیست نسبتا مناسبی را شامل می گردد و تنها تفاوتی که با نمونه ای همچون 5610 در اینجا می توان به آن اشاره کرد عدم وجود 3G در 5310 است که از نبود دوربین دوم گوشی نیز کاملا به وضوح مشخص بود. بلوتوث نسخه 2.0 با قابلیت A2DP برای استفاده از هدست استریو بلوتوث نیز از دیگر امکانات ارتباطی گوشی ست. از نقاط ضعف این قسمت از 5310 بغیر از عدم وجود Infrared در ساختار آن می توان به استفاده از پورت نچندان پر کاربرد Micro USB جهت اتصال گوشی به کامپیوتر اشاره کرد که این نیز از نتایج مستقیم Slim بودن گوشی بوده و انتظار دیدن پورت Mini USB در وسیله ای به این باریکی کمی بعید به نظر می رسد. البته می بایست از طراحان گوشی کاملا ممنون بود که حداقل پورت 3.5 میلیمتری اتصال هدست را در 5310 جای داده اند چرا که در نمونه های دیگری در این ابعاد نمی توان ردپائی از این پورت پر کاربرد را مشاهده کرد. با اتصال گوشی از طریق پورت Micro USB به کامپیوتر می توان از میان سه گزینه Mass Storage ، PC Studio و Modem یکی را برگزید که سرعت انتقال اطلاعات از طریق این پورت به میزان نچندان سریع 500 الی 600 کیلوبیت در ثانیه می رسد. در تمامی مراحل اتصال گوشی از این طریق شارژ باتری نیز صورت می گیرد. سرعت انتقال اطلاعات از طریق بلوتوث دستگاه نیز به 78 Kb/s می رسد. قابلیت Voice بدون ضبط قبلی برای تمامی کنتاکت ها و همچنین برای Application های گوشی قابل اجراست. و اما دوربین بکار رفته در ساختار داخلی گوشی همانطور که انتظار داریم یکی از دو مگاپیکسلی های معمولی موجود است که با اینکه نمی تواند در رده بزرگان این رده جای بگیرد با اینحال در رده میانه 2 مگاپیکسلی ها دارای کیفیت نسبتا قابل قبولی ست. البته هماگونه که عدم وجود دکمه جداگانه شاتر بهمراه نبود فلش و آینه عکاسی از خود به روشنی نشان می دهد نوکیا در 5310 به هیچ عنوان تاکیدی بر دوربین نداشته و به همین دلیل دوربین بکار رفته در این مدل نیز از نوع ارزان قیمت انتخاب شده و انتظار کیفیت بسیار بالا از آن، آنچنان محتمل نیست. تنظیمات جزئی و کوچکی نیز در در درون منوی عکاسی مشاهده می شود و امکانات مختصری نیز در این قسمت تعبیه شده اند امکاناتی از قبیل خاموش کردن صدای شاتر ، امکان عکاسی پی در پی (3 عکس در یک لحظه) بهمراه افکت های رنگی مختلف و 8x زوم در عکس که در کل برای دوربین در این کلاس مناسب به نظر می رسند. کیفیت عکس های گرفته شده توسط این دوربین نیز همانند خود دوربین در میانه جدول قرار می گیرند که در شرایط نوری مناسب کیفیت خوبی از خود نشان می دهند. نگفته پیداست که حالت فوکوس اتوماتیک بهمراه ماکرو در این دوربین جائی ندارد. فیلمبرداری این دوربین نیز به فرم 3GP و با حداکثر رزولوشن 144�176 پیکسل انجام می گیرد که بغیر از نمایش در مونیتور خود دستگاه، عملا هیچ کاربرد دیگری ندارد. پلیر بکار رفته در ساختار داخلی گوشی نمونه مشابه ایست از دیگر گوشی های سری 40 نوکیا ، فرمت های مورد پشتیباتی توسط این پلیر عبارتند از MP3، AAC، eAAC و WMA که لیست مختصر و مفیدی ست . دکمه های جانبی به کار رفته در سمت چپ صفحه نمایش این امکان را در هر لحظه به شما می دهد که پلیر دستگاه را در هر منویی که باشید احضار کنید و تعبیه دکمه هایی به این بزرگی برای یک گوشی Slim تاکیدیست بر قابلیت موسیقیائی این گوشی و به کار بردن چیپ مخصوص تحلیل موسیقی در 5310 با نام AIC33 که نمونه آن را تنها در 5700 مشاهده می کنیم تاکید مجددی ست بر این ماجرا.
صدای بگوش رسیده از هدست های 5310 در سطح بسیار بالایی قرار دارد البته نسبت به نمونه موفقی همچون N91 همچنان عقب تر است. 5310 دارای دو اسپیکر استریو است که اگر به پشت گوشی نگاه کنیم سه سوراخ اسپیکر را مشاهده می کنید که سوراخ سمت چپ کاملا چنبه تزئینی دارد و با گشودن گوشی ست که متوجه می شویم که تنها در زیر سوراخ های میانی و سمت راستی ست که اسپیکرهای گوشی قرار دارد البته تعبیه این اسپیکرهای تا این اندازه نزدیک به هم مطمئنا از کیفیت و حال استریویی این اسپیکرها خواهد کاست و چه خوب بود که سوراخ میانی تزئینی بود و اسپیکرها در دو طرف گوشی قرار می گرفتند. در هر حال صدای بگوش رسیده از این اسپیکرها با اینکه انتظار بالاتری از آنها می رود در کلاس خود کاملا قابل قبول است و کاملا نسبت به 5300 صدای واضح تر و بلندتری را ارائه می کند. پلیر پخش فیلم (با فرمت MP4 و 3GP) بهمراه رادیو FM با قابلیت RDS نیز از دیگر امکانات این قسمت محسوب می گردند. شاید بزرگترین رقیبی که برای 5310 در میان سایر تولید کنندگان بتوان یافت گوشی فوق العاده SE W880 است که با اینکه مزیت دارا بودن بدنه ای مناسب تر بهمراه دوربین نسبتا قوی تر را ارائه می دهد با اینحال در مواردی نظیر پورت 3.5 میلیمتری صدا بهمراه رادیو FM و صفحه کلید، کاملا از رقیب خود جا می ماند، البته به این ماجرا قیمت 260 هزار تومانی 5310 را که از رقیب سونی اریکسونی خود نزدیک 40 هزار تومان ارزان تر است را نیز بیافزائید تا ارزش 5310 کاملا بر شما مشخص گردد. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 11:17 توسط احمد
|
|
||
|
|
|
|
|
به شیطان گفتم: «لعنت بر شیطان»! لبخند زد. پرسیدم: «چرا می خندی؟»
پاسخ داد: «از حماقت تو خنده ام می گیرد»
پرسیدم: «مگر چه كرده ام؟»
گفت: «مرا لعنت می كنی در حالی كه هیچ بدی در حق تو نكرده ام»
با تعجب پرسیدم: «پس چرا زمین می خورم؟!»
جواب داد: «نفس تو مانند اسبی است كه آن را رام نكرده ای. نفس تو هنوز وحشی است؛ تو را زمین می زند.»
پرسیدم: «پس تو چه كاره ای؟»
پاسخ داد: «هر وقت سواری آموختی، برای رم دادن اسب تو خواهم آمد؛ فعلاً برو سواری بیاموز روزی مردی به سفر میرود و به محض ورودبه اتاق هتل ،متوجه میشود که ان هتل به کامپیوتر مجهز است . تصمیم می گیرد به همسرش ایمیل بزند . نامه را مینویسد اما در تایپ ادرس دچار اشتباه میشود وبدون اینکه متوجه شود نامه رامیفرستد . در این ضمن درگوشه ای دیگر از این کره خاکی ،زنی که تازه ازمراسم خاک سپاری همسرش به خانه باز گشته بود با این فکرکه شاید تسلیتی از دوستان یا اشنایان داشته باشه به سراغ کامپیوتر میرود تا ایمیل های خود را چک کند. اما پس از خواندن اولین نامه غش میکند و بر زمین می افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش میرود ومادرش را بر نقش زمین میبیند ودرهمان حال چشمش به صفحه مانیتور می افتد: گیرنده : همسر عزیزم موضوع : من رسیدم می دونم که از گرفتن این نامه حسابی غافلگیر شدی . راستش انها اینجا کامپیوتر دارند و هر کس به اینجا می آید میتونه برای عزیزانش نامه بفرسته . من همین دلیل الان رسیدم و همه چیز را چک کردم . همه چیز برای ورود تو رو به راهه . فردا می بینمت . امیدوارم سفر توهم مثل سفر من بی خطر باشه . وای چه قدر اینجا گرمه ... |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 23:28 توسط احمد
|
|
||
|
|
|
|
|
نامه يك پسر عرب به معشوقه ايراني
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 9:56 توسط احمد
|
|
||
|
|
|
|
|
>An American and an Iranian
board a plane to LAX. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 7:38 توسط احمد
|
|
||
|
|
|
|
|
اهل ایرانم - یادی از سهراب سپهری - نازلی احساس ( معصومه مستشار سابق) اهل ایرانم من روزگارم بد نیست سفره نفتی دارم بشکه ای هست
نود از نود رفته به بالا نرسیده است به صد خرده هوشی دارم از میان همه هفتاد و دو میلیون آدم هاله نوری را من برگزیدم یک دم هوش من کافی نیست؟ سر سوزن ذوقی دارم من شاعرم مولوی است تازگی می گویند مولوی ترک شده یا عرب بود از بیخ شایدم اهل مونیخ گفته شد ایشان رفته سفری استانبول پسر خاله من،
کورش جان - که توی خانه به او سید حسن می گوئیم- رفته دنبال حقیقت آن جا رفته دنبالش تا آنتالیا فیلم هایی دیده است پر از ابرام تاتلیس، سی بل جان من شنیدم که پسرخاله من زیر باران با چیزخوابیده است و چنان شد که چنین چائیده است گفته او در سفرش یک شب از ساعت هشت تا سحرگاه دگر توی دیسکو یه کمی رقصیده
است سفری رفته سوی مولانا - ای برادر! عرفان واقعا سختیده است! اهل ایرانم من دوستانی دارم دانشجو دوستانی بهتر از آب روان همه شان نابغه اند یکی از آنها در بند 3 است آن یکی رفته به بند علما که عجب جای خوشی است ده قدم مانده به سیصد توی زندان اوین دوستانم همه شان عالی و خوب همه شان خوب ترین هفته ای چند نفر امتحان می گردند توی زندان اوین امتحان کتبی با دو چشم بسته و سووالات زیاد عمه و دائی و خاله همه را باید گفت همه را باید برکاغذ اقرار نمود هر چه را بود و نبود من چماقی دیدم راست
ترین راست می گفت به من راست افراطی بود ظاهرا چپ می زد ولی افسوس که با راست ترین های جهان گپ می زد راست هایی همه چپ چپ هایی همه لوچ وعده هایی سر سفره پرنفت
دو سه تا توخالی شش تا پوچ من قطاری دیدم اورانیوم می برد و چه خالی می رفت سرعتش بود چو باد دنده اش کنده و بی ترمز بود او غنی سازی را می فرمود و فقیران را افزود زیاد اهل ایرانم من نام من هاله نور قبله ام آفریقاست من نمازم را می خوانم در اشتوتگارت و وضویم را در بحر خزر می گیرم بعد از اجلاس اخیر نفت آن
کم شده است گازهایی چه زیاد پول هایی که همه رفته به باد توی لبنان و کاراکاس و چاد روزهای عالی وعده های خالی مشکلات مالی
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دوم دی 1386ساعت 12:45 توسط احمد
|
|
||
|
|
|
|
|
مردی که جهان را نجات داد نه! اشتباه نکنید این فرد نه یک سیاستمدار بود و نه سازمان بینالمللی. برای اینکه این پست را شروع کنم باید داستان را از اول مرور کنیم و به تاریخ اول سپتامبر سال 1983 برگردیم: اول سپتامبر سال 1983 بود و جنگ سرد بین ابرقدرتهای جهان -شوروی و آمریکا- با شدت تمام دنبال میشد. یک هواپیمای خطوط هوایی کره از فرودگاه جان اف کندی نیویورک به مقصد سئول کره جنوبی حرکت میکرد. در نیمه راه ، هواپیمای مسافری به اشتباه وارد حریم هوایی شوروی شد. جتهای روسی به این هواپیما نزدیک شدند. خلبانان جتهای روسی نمیدانستند که هواپیما حاوی مسافرهای عادی است ، آنها به هواپیما اخطار کردند که اگر خودش را معرفی نکند ، به آن شلیک خواهند کرد ولی در نهایت پاسخی دریافت نکردند. گفته میشود در واقع پرسنل پرواز هواپیما اخطار جنگندههای روسی را دریافت نکرده بودند ، البته تا به امروز تئوریهای زیادی در این مورد وجود دارد. یک ساعت گذشت و جتها همچنان ، هواپیما را همراهی میکردند تا اینکه از مقامات روسی دستور رسید که هواپیما نابود شود. این کار انجام شد و در نتیجه 269 مسافر کشته شدند. بعد از اینکه همه متوجه فاجعه شدند ، مقامات روسی سعی کردند عمل خود را توجیه کنند ولی رونالد ریگان رییس جمهور وقت آمریکا روسها را بربر دانست و کار آنها را ?جنایتی علیه بشر که نباید فراموش شود? تلقی کرد. تنش بین ابرقدرتهای به حداکثر خود رسیده بود و نظامیان هر دو جبهه در حالت آمادهباش نظامی قرار گرفته بودند. در یک شب سرد در 26 سپتامبر سال 1983 ، استانیسلاو یوگرافوویچ پتروف - یک سرهنگ دوم نیروهای موشکی استراتژیک- سر کارش بود او به جای همکارش که به علتی نتوانسته بود در محل کار ظاهر شود ، پست میداد و آسمان شوروی را پایش میکرد. کمی از نیمهشب گذشته بود که پتروف هشداری از یک کامپیوتر گرفت : یک موشک اتمی از سوی آمریکا شلیک شده و مقصدش مسکو است. پروتکل نظامی از پیش تعریفشده روسها در چنین شرایطی این بود که همه سلاحهای اتمی برای انجام یک ضد حمله به صورت سریع و آنی فعال شوند و پس از آن به مقامات نظامی و سیاسی اطلاع داده شود. صدای آلارمها در پناهگاهی که پتروف در آن بود به گوش میرسید و نورهای قرمز به نشانه شناسایی موشک اتمی آمریکاییها به وسیله ماهوارههای روسی همه جا روشن بودند. ولی پتروف حس میکرد هشدار کامپیوترها درست نباشد ، او فکر کرد که اگر آمریکا واقعا قصد حمله به شوروی را داشته باشد از همه موشکهایش استفاده میکند و با پرتاب صرفا یک موشک ، فرصت ضدحمله را به روسها نمیدهد. لحظاتی بعد استرس در پناهگاه بیشتر شدو همه افسرها در تشویش بودند چرا که کامپیوترها ، موشکهای دوم ، سوم ، چهارم و پنجم را هم شناسایی کرده بودند. پتروف دو راه پیش رو داشت : به غریزهاش اعتماد کند و همه اخطارهای کامپیوترها را ناشی از اشتباه آنها بداند و یا طبق پروتکل نظامی ، سیستم موشکی شوروی را فعال کند و آغازگر جنگی شود که بیشک موجب مرگ میلیونها نفر میشود. پتروف کار اول را انجام داد. با گذشت دقایقی معلوم شد که حق با پتروف بوده است. همه اینها ناشی از خطای کامپوتر و نقص در یک قطعه چند دلاری بود. پتروف حالا یک قهرمان بود ، او از جنگ اتمی پیشگیری کرده بود ، افسران دور و برش ، تصمیم شجاعانه او را ستودند. ولی مقامات کرملین اینگونه فکر نمیکردند ، او به هر حال از پروتکل نظامی تخطی کرده بود ، اگر تصمیم او اشتباه از آب در میآمد ، جان میلیونها نفر از شهروندان شوروی را به خطر میانداخت. بنابراین تصمیم گرفته شد که پتروف به بازنشستگی پیش از موعد برود ، با حقوقی حدود 200 دلار در ماه! تا سال 1988 به خاطر حفظ اسرار نظامی کسی از تصمیم قهرمانانه پتروف آگاه نشد ، در این زمان یکی از افسران حاضر در آن پناهگاه کتابی در مورد واقعه نوشت و همه چیز را توضیح داد. قرار است در سال 2008 مستندی با عنوان ?مردی که دنیا را نجات داد? ساخته شود. هیچ کس نمیداند که اگر پتروف ،آن افسر 44 ساله ،آن شب در آن پناهگاه نبود ، چه اتفاقی میافتاد و باز کسی نمی تواند حدس بزند اگر همکار آقای پتروف آن روز در شیفت خودش حاضر میشد چه تصمیمی میگرفت ولی مسلم است که پتروف بیشتر از هر شخص دیگری باعث نجات جان انسانها شده است. شاید اگر آن تصمیم پتروف نبود ، الان من و شما در پشت مانیتورهایمان در حال نوشتن و خواندن این پست نبودیم. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دوم دی 1386ساعت 9:45 توسط احمد
|
|
||