|
|
|
|
|
مردی که برج ایفل را فروخت ..... سلطان کلاهبرداران تاریخ
ویکتور لوستیگ Victor Lustig سلطان کلاهبرداران تاریخ، مردی که برج ایفل را فروخت،مسلط به پنج زبان زنده دنیا، صاحب 45 اسم مستعار با سابقه بیش از 50 بار بازداشت آن هم فقط در کشور آمریکا، مردی که می توانست زیرک ترین قربانیش را نیز گول بزند،در سال 1890 در بوهمپا (کشور کنونی چک ) در یک خانواده متوسط به دنیا آمد ودر سال 1920 به آمریکا رفت ، سالی که بازارسهام به شدت رشد می کرد و به نظر می رسید ک همه روزبه روز پولدار تر می شوند و لوستیگ آنجا بود که از این موضوع و حماقت ذاتی آمریکا یی ها سود برد. در سال 1925 و پس از انجام چندین فقره کلاهبرداری بی عیب و نقص پر سود ، ویکتور به فرانسه و شهر پاریس رفت ودر آنجا شاهکار خود را اجرا کرد . فروختن برج ایفل! ایده این کلاهبرداری بعد از خواندن یک مقاله ی کوچک در روزنامه به ذهن ویکتور رسید . در این مقاله آمده بود که برج ایفل نیاز به تعمیر اساسی دارد و هزینه این کار برای دولت کمر شکن خواهد بود. دینگ! زنگی در سر ویکتور صدا کرد و بلا فاصله دست به کار شد . ابتدا اسناد و مدارکی تهیه کرد که در آنها خود را به عنوان معاون ریاست وزارت پست و تلگراف وقت جا زد و در نامه هایی با سر برگ های جعلی ، شش تاجر آهن معروف را به جلسه ای دولتی و محرمانه در هتل کرئون که محل شناخته شده برای قرارهای دیپلماتیک و مهم بود، دعوت کرد . شش تاجر سر وقت در سوئیت مجلل ویکتور حاضر بودند. ویکتور برای آنها توضیح داد که دولت در شرایط بد مالی قرار گرفته است و تامین هزینه های نگه داری برج ایفل عملا از توان دولت خارج است . بنابراین او از طرف دولت ماموریت دارد که در عین تالم و تاسف ، برح ایفل را به فروش برساند و بهترین مشتریان به نظر دولت تجار امین و در ستکار فرانسوی هستند واز میان این تجار شش نفر دعوت شده و به جلسه مطمئن ترین افرادند ویکتور تاکید کرد به دلیل احتمال مخالفت عمومی ، این مساله تا زمان قطعی شدن معامله مخفی نگه داشته خواهد شد . فروش برج ایفل در آن سال ها زیاد هم دور از ذهن نبود . این برج در سال 1889 و برای نمایشگاه بین المللی پاریس طراحی و ساخته شده بود و قرار بر این نبود که به صورت دائمی باشد . در سال 1909 برج به خاطر این که با ساختمان های دیگر شهر همچون کلیساهای دوره گوتیک و طاق نصرت هماهنگی نداشت . چها روز بعد خریداران پیشنهاد خود را به مامور دولت ارائه دادند . ویکتور به دنبال بالاترین رقم نبود ، او قبل ازقربانی خود را انتخاب کرده بود .، مردی که نامش در کنار ویکتور در تاریخ جاودانه شد ! آندر پویسون . در بین آن شش نفر ، آندر کم سابقه ترین بود و امیدوار بود که با برنده شدن در این مناقصه ، یک شبه راه صد ساله را طی کند و کلاهبردار باهوش به خوبی متوجه این موضوع شده بود . ویکتور به آندره اطلاع داده که در مناقصه برنده شده است و اسناد جهت امضاء تحویل برج در ایفل آماده امضاست . اما همان طوری که تاجر عزیز می داند ، زندگی مخارج بالای دارد و او یک کارمند ساده بیش نیست ودر این معامله پرسود با اعمال نفوذ خود توانسته است ایشان را برنده کند و آندره به خوبی منظور ویکتور را فهید ! پس از پرداخت رشوه ، اسناد معامله امضا شد و آندره پویسون پس از پرداخت وجه معامله ، صاحب برج ایفل شد ! فردای آن روز آندره و کار گرانش به جرم تخریب برج ایفل توسط پلیس بازداشت شدند، ویکتور لوتینگ کیلومترها از پاریس دور شده بود. در حالی که در یک جیبش پول فروش برج بود ودرجیب دیگرش رشوه! |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 9:14 توسط احمد
|
|
||
|
|
|
|
|
بیوگرافی
سوفیا سیکولونه در ۲۰ دسامبر ۱۹۳۴ در رم متولد شد. پدرش تحصیلاتش مهندسی بود و مادرش بازیگر و معلم پیانو بود . او در شانزده سالگی, مدل یک مجلّهٔ ماهانه بود و از همین راه به عالم سینما راه یافت فعالیت سینمایی اش را با نقشهای کوچک در فیلمهای کوچک ایتالیایی آغاز کرداولین نقشش را در فیلم روشناییهای وارتیه درسال ۱۹۵۰ ایفاکرد. سوفیا در رقابتهای زیبایی محلـی هم شـرکت میکـردو چنـدین جایزه دریافت نموده اما سرانجام توسط کارلو پونتی تهیه کننـده سینمایی کشف شد وبه عالم سینما راه یافت.باتلاش کارلو پنتی نامش به سوفیا لورن تغییر کرد اوابتدا در فیلمهای برده فروشی سفید و «دوشیزگان در خطر» بازی کرد و سپس در فیلمهای دختر رودخانه , آتیلا, چرخ و فلک تا پل و حیف که خیلی حقهای ظاهر شد. زمانی که رم رقیب اصلی هالیوود در تولید فیلم بود او ستاره بسیاری از محصولات سینمائی رم بود و با کارگردانانی چون فدریکو فلینی و ویتوریو دسیکا کار کردهاست و مارچلو ماستریانی همبازی او در بسیاری از فیلمهایش بود. نتیجه یک نظر خواهی در ایتالیا میگوید مردم ایتالیا بیشتر از هر نقش دیگر سوفیا لورن، بازی او را در برابر مارچلو ماستریانی در فیلم دیروز امروز و فردا ساخته ویتوریو دسیکا را دوست دارنداین فیلم با همین نام در زمان خود در ایران نیز با استقبال بسیار روبرو شد. لورن قراردادی که با استودیو پارامونت بست به شهرت جهانی دست یافت از جمله فیلمهای وی در این دوره را میتوان «غرور و شهوت ,هوس زیر درختهای نارون , قایق خانگی , ثعلب سیاه و زن اونجوری»را نام برد. وی از جمله هنر پیشگانی است که این حرفه را از صفر شروع کرد و درنتیجهٔ تلاش بسیار, مقام ممتازی به دست آورد. ودرسال ۱۹۶۱ فیلم مشهور ال سید را بازی کرد. سوفیا و کارلو پنتی روز ۱۷ سپـتامبر ۱۹۵۷ با هم ازدواج کردند ازدواج اول آنها به ناچار لغو شد تا پونتی به جرم دو همسری محکوم نشود، آنها ۹ آوریل ۱۹۶۶ دوباره با هم ازدواج کردند وصاحب دوپسر بنامهای کارلو و ادواردو شدند.لورن توانایی بازیگری وسعی حتی در حوزه کمدی داشت به ویژه در پروژههای ایتالیایی، که میتوانست به راحتی افکار خود را ابراز کند هر چند در یادگیری زبان انگلیسی هم به خوبی پیشرفت داشت، جایزه اسکاری که بدست آورده اولین جایزه مهم اسکار برای یک بازیگرزن غیر انگلیسی زبان بود.لورن یکی از مشهورترین بازیگران زن جهان بود و هم زمان به بازی در فیلمهای آمریکایی و اروپایی مشغول بود و با بزرگترین ستارگان مرد سینماکار میکرد. در سال ۱۹۶۴ با بازی در فیلم سقوط امپراطوری رم و دریافت دستمزد یک میلیون دلاری بازی اش را کامل کرد.فعالیت لورن پس از مادر شدنش کاهش یافت و در ۴۰ و ۵۰ سالگی در فیلمهای همچون سفر و روز خاص بازی کرد. در دهه ۶۰ در انتخاب فیلمها وسواس بیشتری به خرج میداد در سال ۱۹۹۱ به خاطر خدماتش به سینمای جهان اسکار افتخاری دریافت کرد و به عنوان یکی از گنجینههای سینمای جهان معرفی شد. در فیلم آماده پوشیدن رابرت آلتمن در سال ۱۹۹۵ هم حضوری موفق داشت.فعالیتهای جاری وی در سال ۲۰۰۳ حضور مختصری در کلیپ موسیقی زندگی آمریکایی مدونا داشت، در سال ۲۰۰۶ هم در مراسم افتتاحیه المپیک زمستانی تورین پرچم المپیک را حمل کرد در سال ۲۰۰۷ هم در سن ۷۲ سالگی در فیلم تقویم قراربود جلوی دوربین برهنه شود وازاین کار منصرف شد. سوفیا لورن بازیگر سرشناس آمریکایی در طول ۷۲ سال زندگی هنری درحدود۹۰ فیلم به ایفای نقش پرداختهاست از آخرین کارهایش میتوان به حضور در جشنواره ‘’ ونیز'’ به خاطر بازی در فیلم پسرش ‘’ ادواردو پونتی'’ با عنوان ‘’در میان غریبه ها'’ اشاره کرد.
۱۹۵۸به خاطر بازی در فیلم ثعلب سیاه , موفق به دریافت جایزه فستیوال وِنیز شد. پس از جنگ جهانی دوم سوفیا لورن سمبل زن ایتالیائی به ایتالیا بازمیگردد و در افسانه مهم جنگی ویتوریو دسیکا که زندگی و نجات یک مادر و دختر را در جنگ به تصویر میکشد. با نام دو زن باهمکاری جان پل بلموندو ایفای نقش میکند و اولین جایزه اسکارش و جوایز «جشنواره فیلم کن»، «جشنواره فیلم ونیز»و «جشنواره فیلم برلین» را در سال ۱۹۶۰ به واسطه همین فیلم دریافت کرده ودومین جایزه اسکار را ازفیلم ازدواج بسبک ایتالیائی در سال ۱۹۶۴ در یافت میکند و در سال ۱۹۹۱ جایزه اسکار افتخاری رانیز کسب میکند. جشنواره فیلم استانبول جایزه یک عمرفعالیت پرثمرهنری را به «سوفیا لورن»، هنرپیشه قدیمی سینما اهدا کرد. این هنرپیشه اعلام کرد این جایزه را کنارتندیس اسکارش قرار خواهد داد.
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 9:9 توسط احمد
|
|
||
|
|
|
|
|
خوشحالم که یک مرد نیستم چون: ۱- مجبور نیستم هر روز صورتم را اصلاح کنم. ۲- در وسایل نقلیه و مکان های عمومی کسی از من توقع ندارد جایم را به یک خانم بدهم. ۳- هیچ یک از جنگ افروزان بزرگ دنیا همجنس من نبودند. ۴- من مظهر زادن و زندگی (زن) هستم نه مظهر مردن ومرگ(مرد)! ۵- مفتخرم که تا به حال هیچ کدام ازهمجنسانم به زور به کسی از جنس مخالفش تجاوز نکرده است. ۶-حق تقدم با من است. ۷- عشقم را بیهوده خرج نمی کنم. اسکاروایلد می گوید:" مردها می توانند چیزهای پست و بی ارزش را دوست بدارند اما زنان تنها چیزهایی را می توانند دوست بدارند که برایشان عزیز و قابل پرستش باشد." ۸- من موجودی پیچیده وجالب توجهم. اکتاویو پاز می گوید:" زن سرزمینی است بیگانه که مرد هیچ گاه جاده ای اصلی اش را یاد نمی گیرد." ۹- مردها هیچ پیچیدگی ندارند و همه ، جاده های اصلی آنها را بلدند: جاده شکم و جاده زیر شکم! ۱۰- به قول"وارن فارل"، من اگر نخواهم ازدواج کنم اسمش را می گذارند"عشق به استقلال اجتماعی"، اما وقتی یک مرد از ازدواج سرباز می زند، اسمش می شود"ترس ازمسوولیت اجتماعی"! ۱۱- با ازدواج دنیا برای من به پایان نمی رسد! ۱۲- در خیابان با دیدن بعضی از افراد جنس مخالف، راه رفتن برایم سخت نمی شود! ۱۳- اسامی مثبت و خوب، مثل خورشید خانم همجنس منند و اسامی منفی و بد مثل آقا گرگه همجنس مرد! ۱۴- به قول تولستوی من در هنگام گرفتاری به گریه متوسل می شوم اما مرد به دروغ. گریه وسیله موجه تری است! ۱۵- حسادت هایم را می پذیرم و آنها را با عنوان"غیرت" توجیه نمی کنم. ۱۶- همسرم در دوهنگام نمی تواند مرا بشناسد: قبل از ازدواج و بعد از ازدواج! ۱۷- با وجود ادعای زور بازو و قوای جسمانی بیشتر، وقتی دستم را می برم طوری رفتار نمی کنم که انگار زخم شمشیر خورده ام. با یک سرماخوردگی ساده خودم را سه روز تمام بستری نمی کنم و از اطرافیانم توقع ندارم همه به خدمت من درآیند. ۱۸- فرانک اکانر می گوید:"هیچ مردی در مقابل زیبایی های زن(من!)، آنتی فمینیست نیست!" ... تغییر دادن مواضع مرد به همین سادگی است! ۱۹- ... یک مرد است!(در جای خالی می توانید اسم غیرقابل تحمل ترین مردی را که این روزها می شناسیم بگذارید!) ۲۰- ... وبالاخره خوشحالم که یک زن هستم وگرنه مجبور بودم با یک زن ازدواج کنم!! |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 9:3 توسط احمد
|
|
||
|
|
|
|
|
راه بهشت مردي با اسب و سگش در جادهاي راه ميرفتند. هنگام عبوراز كنار درخت عظيمي، صاعقهاي فرود آمد و آنها را كشت. اما مرد نفهميد كه ديگر ايندنيا را ترك كرده است و همچنان با دو جانورش پيش رفت. گاهي مدتها طول ميكشد تامردهها به شرايط جديد خودشان پي ببرند. پياده روي درازي بود، تپه بلندي بود، آفتاب تندي بود، عرق مي ريختند و بهشدت تشنه بودند. در يك پيچ جاده دروازه تمام مرمري عظيمي ديدند كه به ميداني باسنگفرش طلا باز ميشد و در وسط آن چشمهاي بود كه آب زلالي از آن جاري بود. رهگذررو به مرد دروازه بان كرد و گفت: "روز بخير، اينجا كجاست كه اينقدر قشنگاست؟" دروازهبان: "روز به خير، اينجا بهشت است." - "چه خوب كه به بهشت رسيديم، خيلي تشنهايم." دروازه بان به چشمه اشاره كرد و گفت: "ميتوانيد وارد شويد و هر چهقدر دلتان ميخواهد بوشيد." - اسب و سگم هم تشنهاند. نگهبان:" واقعأ متأسفم . ورود حيوانات به بهشت ممنوع است." مرد خيلي نااميد شد، چون خيلي تشنه بود، اما حاضر نبود تنهايي آب بنوشد. ازنگهبان تشكر كرد و به راهش ادامه داد. پس از اينكه مدت درازي از تپه بالا رفتند،به مزرعهاي رسيدند. راه ورود به اين مزرعه، دروازهاي قديمي بود كه به يك جادهخاكي با درختاني در دو طرفش باز ميشد. مردي در زير سايه درختها دراز كشيده بود وصورتش را با كلاهي پوشانده بود، احتمالأ خوابيده بود. مسافر گفت: " روز بخير!" مرد با سرش جواب داد. - ما خيلي تشنهايم . من، اسبم و سگم. مرد به جايي اشاره كرد و گفت: ميان آن سنگها چشمهاي است. هرقدر كه ميخواهيدبنوشيد. مرد، اسب و سگ به كنار چشمه رفتند و تشنگيشان را فرو نشاندند. مسافر از مرد تشكر كرد. مرد گفت: هر وقت كه دوست داشتيد، ميتوانيدبرگرديد. مسافر پرسيد: فقط ميخواهم بدانم نام اينجا چيست؟ - بهشت - بهشت؟ اما نگهبان دروازه مرمري هم گفت آنجا بهشت است! - آنجا بهشت نيست، دوزخ است. مسافر حيران ماند:" بايد جلوي ديگران را بگيريد تا از نام شما استفادهنكنند! اين اطلاعات غلط باعث سردرگمي زيادي ميشود! " - كاملأ برعكس؛ در حقيقت لطف بزرگي به ما ميكنند. چون تمام آنهايي كه حاضرندبهترين دوستانشان را ترك كنند، همانجا ميمانند... بخشي از كتاب "شيطان و دوشزه پريم " پائولو كوئيلو
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 8:39 توسط احمد
|
|
||
|
|
|
|
|
6500 بالاخره نوکیا هم به بیماری همه گیر "Slim ی زاسیون" تن در داد و محصولی آنچنان فشرده و متفاوت با گذشته به بازار عرضه نمود که می توان آن را با نمونه ای بسیار لاغر همانند SE W880 مقایسه کرد.محصولی که علیرغم ظاهر بسیار باریکش امکانات نسبتا مناسبی را در این کلاس عرضه می کند. البته انتظار یک گوشی هوشمند را در قالب یک Slim که ندارید؟ Nokia 6500 گوشی فوق باریک نوکیا که در کلاس گوشی های سری 40 این شرکت قرار دارد، محصولی ست که در این مجال به آن می پردازیم. تجربه حضور در بازار گوشی های Slim یکی از مواردی بود که این کمپانی فنلاندی تا بحال در آن حضور نداشت و اصولا چون به نظر، قرار دادن امکانات فراوان در یک گوشی آنهم از نوع Slim امری ست که کمی تا قسمتی غیر ممکن می نمایاند و این موضوع (یعنی ارائه یک محصول ضعیف ولو Slim) با سیاست های نوکیا در تناقض بود، نام نوکیا را در این رده تاکنون نشنیده بودیم. البته همیشه هم گوشی های این رده ای را نمی توان بی امکانات به حساب آورد و شرکتی همچون سامسونگ که در تولید گوشی های این مدلی ید طولائی دارد محصولات فراوانی به بازار عرضه نموده است که این معادله را بسیار برهم می زند؛ شاید بزرگترین مثالی که می توان در این رابطه زد گوشی فوق العاده باریک Samsung U100 باشد که به رقم قطر تنها 5.9 میلیمتری خود(که براحتی می توان از آن بعنوان چاقو استفاده کرد!) دارای دوربین 3.2 مگاپیکسلی نیز هست!ظاهر باریک گوشی حتی از قبل از گشودن جعبه آن نیز خودنمائی می کند جائیکه در اینجا نیز با یک جعبه باریک و متناسب با گوشی روبرو هستیم. از لحاظ بررسی ساختار شناسانه، 6500 را می توان هم خانواده گوشی های موفق 6300 و 6230 به حساب آورد، جائیکه با حذف برخی امکانات و افزودن برخی دیگر کاملا محصول جدیدی متولد گردیده است که از لحاظ ظاهری، کاملا بر مدلی همانند 6300 برتری دارد (البته این یکی کمی سلیقه ایست). با در دست گرفتن گوشی بلافاصله با یکی از تغییرات بزرگ انجام گرفته در این گوشی که یافتن نمونه دومی برای آن کار آسانی نیست روبرو می شویم و آنهم چیزی نیست مگر عدم وجود حتی یک دکمه کنترلی در دورتادور گوشی که این مطمئنا یکی از راه های چاره نوکیا برای هرچه بیشتر باریک نمودن 6500 می باشد و از گوشی با ابعاد 9.5״5ױ09.8 میلیمتر و وزن 94 گرم انتظار دیگری نیز نمی رود (البته در نمونه ای همچون SE W880 که دقیقا همین قطر را داشته و 23 گرم هم سبک تر است دکمه های کنترلی را در اطراف گوشی می توان مشاهده می شود). تنها المانهایی که در جایی بغیر از روی گوشی می توان از آنها سراغ گرفت یکی محل پورت اتصال Micro USB گوشی در بالا و میکروفون برقراری تماس در پائین می باشد، که علت استفاده از Micro USB نیز همانگونه که می توانید حدس بزنید کوچکتر بودن و باریک تر بودن آن نسبت به پورت محبوب Mini USB می باشد که این پورت وظیفه برقراری اتصال میان تمامی المان هایی که قرار است به این گوشی متصل گردند را بعهده دارد وسایلی همچون شارژر ، هدست ، پورت اتصال به کامپیوتر و ... که این علاوه بر اینکه مزیت هایی همچون شارژ شدن در حین اتصال آن به کامپیوتر را دارد، معایبی نیز برای خود دارد از جمله اینکه در هنگام اتصال شارژر نمی توان از هدست دستگاه استفاده کرد که البته آنچنان اهمیتی نیز ندارد. ظاهر براق بدنه نیز از مواردی ست که مانند همیشه مشکل اثر انگشت های مزاحم را به همراه خود می آورد. در قسمت رویی گوشی نیز المانهای موجود در حداقل تعداد خود می باشند بطوریکه در بالا به اسپیکر برقراری تماس در مرکز بر می خوریم که با وجود 3G بودن گوشی عدم وجود دوربین تماس های ویدئویی در اینجا یکی از عجیب ترین کمبودهای این گوشی به حساب می آید (جالب است بدانید حتی از دوربین اصلی گوشی نیز نمی توان جهت این کار استفاده کرد). در زیر این قسمت صفحه نمایش 2 اینچی گوشی قرار دارد که بسیار فراتر از کلاس خود و مثل همیشه با کیفیتی مثال زدنی می باشد بطوریکه با دارا بودن رزولوشن 240׳20 پیکسلی و با قابلیت نمایش 16 میلیون رنگ یکی از بهترین های نوکیا حتی در نور مستقیم خورشید می باشد، البته ابعاد نسبتا کوچک این صفحه نمایش بهمراه عدم امکان تنظیم نور آن و کنتراست را باید بعنوان نکات منفی این صفحه نمایش در نظر گرفت. امکان استفاده از Screen-Saver متحرک که می توان در آن اطلاعاتی از قبیل تاریخ و زمان بهمراه Missed Call ها را قرار داد نیز از دیگر امکانات این مونیتور است. در زیر این قسمت به صفحه کلید گوشی می رسیم که در آن در بالاترین سطح به دو دکمه Soft-Key در دو طرف صفحه نمایش بهمراه دکمه های سبز و قرمز برقراری و رد تماس(که این آخری نقش روشن/خاموش گوشی را نیز برعهده دارد) در ردیف زیری بر می خوریم که این چهار دکمه، D-Pad گوشی را اشغال نموده اند. این دکمه چهار جهتی یکی از بهترین نمونه های موجود در بازار است که با دارا بودن ارتفاع مناسب و ابعاد بهینه دکمه تائید میانی، امکان اشتباه فشردن را در آن به حداقل می رساند. در زیر این قسمت نیز صفحه کلید عددی گوشی را مشاهده می کنیم که ویروس پخش شده توسط سری V موتورولا در اینجا نیز باز ظهور کرده و آنهم چیزی نیست مگر تخت و بدون ارتفاع بودن این صفحه کلید، جائی با وجود تفکیک کاملا مشهود سطور توسط خطوط نقره ای چهارگانه بازهم استفاده از این صفحه کلید بدون نگاه کردن به آن تقریبا غیر ممکن است. نور پس زمینه این صفحه کلید نیز سفید کاملا پر نور و مناسبی ست.در قسمت پشت گوشی سه جزء قابل مشاهده دیده می شوند یکی لنز دوربین 2 مگاپیکسلی گوشی در مرکز ، اسپیکر اصلی در سمت راست و فلش دوبل LED در سمت چپ لنز، که این آخری شاید غیر قابل انتظار ترین جزئی باشد که بتوان در 6500 سراغ گرفت. یکی از نکات قابل توجه در این قسمت این است که این بار هم خبری از محافظ لنز در اینجا نبوده و به همین علت می بایست بشدت مراقب خش های احتمالی بروی لنز بود، البته باز هم بعنوان یک راه حل ابتدائی لنز دوربین کمی در کف فرو رفته است که فکر نمی کنم آنچنان تاثیری در این ماجرا داشته باشد. در قسمت پائینی پشت گوشی درپوش باتری گوشی قرار دارد که شاید در نوع خود بتواند عنوان سخت ترین و سفت ترین درپوش باتری از لحاظ باز کردن و بستن را به خود اختصاص دهد بطوریکه گشودن و بستن درب باتری در روزهای اول بقدری احتیاج به زور آزمائی دارد که شاید بدلیل ترس از شکستن آن عطایش را به لقایش ببخشید ولیکن پس از چند روز استفاده، طریقه صحیح بستن آن کم کم دستتان می آید (گوشی دیگری که در این زمینه بدون شک مقام دوم را کسب می کند 6233 است). بهرحال پس از گشودن این درب با باتری BL-6P نوکیا با ظرفیت 830mAh روبرو می شویم که طبق اعلان رسمی توانائی تامین انرژی گوشی را برای 300 ساعت در حالت Stand-by و 5 ساعت و سی دقیقه در حالت مکالمه دارد که در یک استفاده متوسط و معمولی با یک بار شارژ چیزی نزدیک به 3 روز می توان بروی این باتری حساب کرد. در حالت استاندارد و در اولین صفحه ای که از گوشی مساهده می کنیم مواردی چون قدرت سیگنال، شارژ باتری ، نام اپراتور بهمراه تاریخ و زمان از جمله اطلاعاتی ست که در این قسمت مشاهده می شود البته منوی همیشگی و کابردی Active Stand-by نیز از درون منوها قابل فعال کردن است که در آن مثل همیشه در حالت استاندارد با نوار آیکون های پر کاربرد در قسمت بالا بهمراه دسترسی سریع به پلیر دستگاه در وسط و در زیر آن نیز میتوان اتفاقات مرتبط با امروز در تقویم را جستجو کرد. یکی از امکانات این قسمت که آن را در هوشمندهای نوکیا هم بندرت می توان یافت امکان افزودن متنی دلخواه مستقیما بروی این قسمت می باشد. و اما با ورود به منوهای گوشی منظره آشنای منوهای سری 40 نوکیا را مشاهده می کنیم که نوکیا در این گوشی ویرایش پنجم از آن را ارائه داده است (البته معلوم نیست تکلیف ویرایش چهارم چه شد چرا که نوکیا مستقیما از سومی به پنجمی پریده است). در این ویرایش البته آنچنان تفاوتی با قبل، از لحاظ ظاهری مشاهده نمی شود و بطور کامل یادآور نمونه موجود در 6233 می باشد در اینجا نیز می توان از میان چهار شیوه نمایش منوها یعنی ماتریسی 4׳ بدون توضیحات و با توضیحات، لیستی و بصورت نواری یکی را برگزید که به نظر شیوه ماتریسی بهترین باشد چون تمامی آیکون ها یک جا به نمایش در می آیند. قابلیت جابجائی هر کدام از آیکون بطور دلخواه نیز در این قسمت تعبیه شده است. سرعت گشودن منوها و اجرای Application ها همانگونه که انتظار داریم بالاست و در این میان هیچگونه تاخیر یا Hang کردن مشاهده نمی شود. بعلت ظاهر متفاوت و نوظهور 6500 ، نوکیا نیز برای هماهنگی هرچه بیشتر با این ظاهر متفاوت بیشتر از همیشه در آن Theme قرار داده است جائیکه هفت Theme بصورت پیش فرض در دستگاه نصب شده اند که نمونه مشکی رنگی که بصورت استاندارد در دستگاه نصب شده از همه جذاب تر به نظر می رسد. یکی از قسمتهای کاربردی دستگاه بدون شک قابلیت Flight آن است که در طی آن تمامی امکانات ارتباطی گوشی قطع شده و از آن بعنوان مثال بعنوان یک پلیر یا یک دوربین می توان استفاده کرد که مهمترین نکته در ساختار آن این است که این ویژگی بدون استفاده از سیمکارت نیز امکان استفاده از گوشی را به شما می دهد.از لحاظ قابلیت های برقراری تماس همانگونه که از یک نوکیا انتظار می رود با صدایی کاملا شفاف در هر دو طرف روبرو هستیم و در این میان شاید تنها چیزی که کمی بحث برانگیز است ویبره نسبتا ضعیف گوشی باشد که آن هم با صدای نسبتا بلند اسپیکر اصلی گوشی تقریبا فراموش خواهد، شد البته اگر در محیطی فوق العاده پر سرو صدا قرار دارید ممکن است به علت این موضوع دچار مشکل گردید. دفترچه تلفن گوشی نیز یکی از نمونه های همیشگی سری 40 محسوب می شود که در آن تا 1000 عنوان را می توان قرار داد و برای هرکدام نیز تا 5 شماره تلفن می توان ذخیره کرد علاوه بر آن امکان اختصاص عکس ، آهنگ و یا ویدئوی دلخواه نیز در این قسمت برای هر کنتاکت وجود دارد که این آخری (که نمونه اش در میان برندهای دیگر بسیار کمیاب است) کم کم به یکی از امکانات استاندارد سری 40 بدل شده است. کنتاکتهای موجود در این دفترچه تلفن می توانند به سه شیوه به نمایش درآیند: لیستی از اسم ها، اسم ها بهمراه شماره ها و اسم ها بهمراه عکس ها که جستجو در میان آنها با نوشتن حرف به حرف اسم انجام می گیرد علاوه بر آن امکان قرار دادن دسته جمعی اسم ها در گروه ها به منظور فیلتر نمودن تماس ها نیز در اینجا قابل استفاده است.امکان تغییر اندازه فونت به نمایش درآمده و امکان شماره گیری صوتی بدون ضبط قبلی نیز از دیگر امکانات بسیار مثبت این دفتر تلفن است. لازم به یادآوری نیست که این دفتر تلفن امکان نمایش اسامی موجود در حافظه داخلی گوشی و اسامی موجود در سیمکارت بطور همزمان را نیز داراست.منوی ذخیره اطلاعات تماس ها نیز چیز جدیدی در بر ندارد و در آن و در هر سه قسمت موجود در آن (Missed،Dialed و Answerd)امکان ذخیره تا 20 عنوان تماس وجود دارد. از قسمتهای جدیدی که در این گوشی به نسبت گوشی های قبلی این سری می توان پیدا نمود پلیر فوق العاده آن است که دقیقا همانی ست که در مدل مخصوص موسیقی 5300 Xpress Music می توان پیدا نمود که این خود به تنهائی قدرت این پلیر را مشخص می سازد (البته گویا از این پس این پلیر را در تمامی گوشی های سری 40 مشاهده خواهیم کرد چرا که در مدل7500 Prismنیز از آن استفاده شده است). فرمتهای مورد پشتیبانی توسط این پلیر عبارتند از : MP3، WMA، MIDI، AAC+ و AAC که قابلیت منظم نمودن آهنگ ها براساس نام خواننده ، نوع آهنگ و آلبوم نیز در آن گنجانیده شده است علاوه بر آن با پشتیبانی از پروفایل A2DP در اینجا امکان استفاده از هدستهای استریو بلوتوث نیز برای شما فراهم آمده است که با توجه به هدست پیش فرض نچندان با کیفیت موجود در جعبه گوشی با نام HS-82 که همانطور که گفته شد دارای پورت Micro USB می باشند به نظر تنها راه دسترسی به یک هدست با کیفیت و خوب (بدلیل نبود و یا کمبود آداپتوری برای تطبیق هدستهای معمول با پورت Micro USB) استفاده از همان هدستهای استریو بلوتوث موجود در بازار است. از نکات مثبت دیگر قابل ذکر در این قسمت یکی اکولایزرهای بسیار مناسب آن می باشند که با تغییر آنها بلافاصله صدا تغییر می کند و تاخیری را در آنها نمی توان مشاهده کرد و دیگری اسپیکر اصلی گوشی است که با اینکه استریو نبوده و در جای مناسبی نیز قرار نگرفته است با این حال یکی از بهترین و با کیفیت ترین صداها را در کلاس خود ارائه می دهد (البته مطمئنا انتظار صدای 6233 را نداشته باشید). پلیر پخش ویدئو نیز در گوشی، یکی از استاندارد های این کلاس می باشد که در آن می توان به تماشای فرمتهای 3GP و MP4 پرداخت و امکان حرکت بصورت سریع در تصویر نیز گنجانیده شده است . علاوه بر آن می توان در این قسمت به تماشای تمام صفحه فیلم مورد نظر بصورت افقی و بدون هیچ المان اضافی بروی تصویر، پرداخت. متاسفانه رادیو FM از ساختار داخلی گوشی حذف شده است که بسیار جای تاسف دارد. گالری گوشی نیز یکی دیگر از قسمتهای کاملا بدون تغییر موجود در دستگاه محسوب می شود و از آن مانند همیشه علاوه بر نمایش محتویات مولتی مدیائی موجود در گوشی می توان بعنوان File Manager گوشی نیز سود جست که محتویات موجود در این قسمت به سه فرم قابل نمایش هستند: لیست با جزئیات، لیست بدون جزئیات و بصورت ماتریسی. امکان زوم در تصاویر و نمایش تمام صفحه و ویرایش مقدماتی عکس ها نیز از دیگر امکاناتی ست که در این قسمت دسترسی به آنها فراهم شده است.
و اما دوربین بکار رفته در 6500 یکی از 2 مگاپیکسلی های همیشگی نوکیاست که عکس هایی حداکثر با رزولوشن 1200ױ600 پیکسل گرفته و در درون منوی آن با تنظیماتی نظیر : تنظیم نور سفید، امکان عکاسی پی در پی و افکتهای نوری مختلف روبرو می شویم که امکان عکاسی در هر دو حالت افقی و عمودی و استفاده از فلش بعنوان چراغ قوه را نیز به شما می دهد. و اما کیفیت این دوربین، اگر شما هم مثل من با دیدن فلش های دوگانه آن انتظار دیدن یک دوربین قوی را دارید باید بگویم که به نسبت متوسط های این کلاس نیز کاملا عقب تر است و به نظر می رسد آثار کوچک سازی این گوشی بطرز کاملا مشهودی در اینجا خود نمائی می کند.همانگونه که متوجه شدید در اینجا خبری هم از دکمه اختصاصی شاتر دوربین نیست که یکی از مشکلات عدیده ای که نبود این دکمه در 6500 بوجود آورده است مشکل فشردن دکمه تائید مرکزی در D-Pad است که علاوه بر مشکلات ناشی از تکان خوردن دست در هنگام عکاسی، پس از گرفتن عکس به مورد بسیار بسیار مشکل سازی بر می خوریم و آن هم اینکه پس از گرفتن عکس وظیفه این دکمه (دکمه میانی D-Pad) به Delete تغییر حالت می یابد و برای ذخیره عکس احتیاج به یک تائید دیگر است که ممکن است با فشردن اشتباهی این دکمه عکس قبلی را پاک نمود که تعیین یک چنین وظیفه ای برای این دکمه جای بسی تعجب دارد. نگفته پیداست که بعلت عدم تعبیه دکمه جداگانه عکاسی خبری هم از فوکوس اتوماتیک و استفاده از قابلیت ماکرو در این دوربین نیست. در زمینه فیلمبرداری نیز متاسفانه این دوربین نسبت به مدلی چون 6233 گامهای استواری رو به عقب برداشته است چرا که در آن برخلاف 6233 که امکان فیلمبرداری به فرم VGA در آن پیش بینی شده بود در اینجا فرمت غارنشینانه QCIF برای فیلمبرداری انتخاب شده است که به هیچ عنوان هیچ حرفی برای گفتن ندارد.زمان فیلمبرداری نیز تنها به حافظه داخلی گوشی وابسته است. حافظه داخلی به کار رفته در 6500 همانگونه که اطلاع دارید یک گیگابایت است و به همین علت خبری از اسلات کارت حافظه در ساختار آن نیست (که اگر وجود می داشت یک سوال بزرگ پیش روی نوکیا قرار می گرفت و آنهم اینکه این اسلات کارت را کجای این موجود نحیف قرار دهد). در زمینه امکانات ارتباطی اما می توان نمره مناسبی به 6500 داد چرا که در آن علاوه بر پشتیبانی از شبکه های چهار گانه GSM ، امکان استفاده از GPRS کلاس 32 بهمراه HSCSD، EDGE و 3G نیز پیش بینی شده است. بلوتوث نسخه 2.0 با قابلیت A2DP نیز همانگونه که گفته شد در ساختار 6500 خود نمائی می کند. تنها فاکتور منفی موجود در این قسمت صرفنظر از پورت نچندان پر کاربرد Micro USB برای اتصال به کامپیوتر، عدم حضور پورت Infrared است که البته شاید به بدلیل ابعاد آن، این پورت برای گوشی به این ظریفی جائی برای نشستن پیدا نکرده است. از برنامه های داخلی نصب شده در گوشی علاوه بر نمونه های تکراری همیشگی همچون نمایش ساعت جهانی و تبدیل واحد (Unit Converter)، می توان به دماسنج داخلی گوشی اشاره کرد که مورد جدیدی ست. امکان دسترسی مستقیم به موتور جستجوی "یاهو" نیز در این قسمت تعبیه گردیده است . همانگونه که احتمالا متوجه شدید خبری از برنامه های محبوب Office Viewer و PDF+ در ساختار داخلی گوشی نیست. یکی از قسمتهای جالب در 6500 قسمت بازی آن است چرا که در آن به پنج بازی مختلف بر می خوریم که دو تای آن کاملا جدید است یکی نسخه جاوای بازی ژاپنی معروف Sudoku (که در گوشی مانند 6233 نسخه SWF آن حضور داشت که مزیت اجرای سریع تر و کیفیت بسیار بالاتر را به نمایش می گذاشت) و دیگری یک بازی غیر قابل انتظار یعنی تخته نرد (Backgammon) که در نوع خود بسیار جالب و سرگرم کننده است. Nokia 6500 در دو رنگ بسیار زیبای برنزی و مشکی ارائه می گردد که هر دو زیبائی غیر قابل انکاری را ارائه می دهند و شاید این تنها موردی باشد که از مزیت های این گوشی بتوان سخنی به میان آورد چرا که با قیمتی در حدود 330 هزار تومان و داشتن رقیبی همچون SE W880 که امکانات فراتری از 6500 را با قیمتی نزدیک به 290 هزار تومان ارائه می دهد، انتخاب این گوشی شاید تنها منحصر به رده دوستداران نوکیا که تک بودن گوشی برایشان مهم ترین فاکتور است محدود گردد. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 8:36 توسط احمد
|
|
||
|
|
|
|
|
جغرافياي خانمها خانم ها در سن هيجده تا بيست و يك سالگى ، مانند آفريقا يا استراليا هستند : نيمه كشف شده، وحشى، با زيبايى هاى افسون كننده ى طبيعىدر سن 21 تا سى سالگى، مثل امريكا يا ژاپن هستند: كاملا كشف شده، بسيار توسعه يافته، آماده براى معامله، مخصوصا معامله با پول نقد يا اتومبيل در سن 30 تا سى و پنج سالگى، مانند هند يا اسپانيا هستند: بسيار داغ، آسوده خاطر و آرام، و آگاه به زيبايى هاى خود بين سن 35 تا چهل سالگى، مانند فرانسه يا آرژانتين هستند: بدين معنا كه اگر چه ممكن است در جريان جنگ نيمه ويران شده باشند، اما هنوز جاهاى بسيارى براى تماشا دارند در سن 40 تا پنجاه سالگى، مثل يوگسلاوى يا عراق هستند: جنگ را باخته اند. هنوز گرفتار اشتباهات پيشين اند. و به باز سازى كامل نياز دارند بين 50 تا شصت سالگى، مانند روسيه يا كانادا هستند: بسيار پهناور، آرام و مرز ها بدون مرزبان، اما سرماى زياد، خلايق را از آنان مي رماند در سن 60 تا هفتاد سالگى، مانند انگلستان يا مغولستان اند: با يك گذشته ى درخشان و بدون آينده بعد از هفتاد سالگى، شبيه آلبانى يا افغانستان اند: همگان ميدانند كه در كجايند، اما هيچكس به سراغ شان نمى رود |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 18:57 توسط احمد
|
|
||
|
|
|
|
|
صيغه در قم: اینجا همه چیز زیر چادر است گزارشی از گستردگی سنت «ازدواج موقت» در مهمترين شهر مذهبی ايران خودش را سمیه معرفی می کند. چادرگل دار مشکیاش را کیپ گرفته. میگوید یک نگاه حلال است و بعد برای چند لحظه چادر را کنار می زند. زنی است با صورتی گرد، بینی کوچک، چشمانی مشکی، چانه ای که گود افتاده، لب هایی قرمز اما چروک و صورتی پر از چین. میگوید:
«۲۷ سال دارد.» اما به نظر میرسد ۳۵ سالی داشته باشد. او یک زن بیوه است که دوست دارد صیغه شود. صیغه نوعی ازدواج در اسلام است که در آن زن و مرد برای مدت و زمانی خاص و با مهریه مشخص که خود تعیین میکنند به عقد هم در میآیند یا در اصطلاح بر هم محرم میشوند. سمیه با گرفتن پول به عنوان مهریه صیغه مردان میشود. «۱۰ هزار تومان برای یک روز، ۵۰ هزار تومان برای یک هفته و یک سکه برای یک ماه» اینجا قم است و سمیه در زیر یکی از رواقهای حرم حضرت معصومه نشسته است. چندی پیش مصطفی پورمحمدی وزیرکشور ايران در همایش حجاب در قم اعلام کرده بود که باید صیغه درکشور با جدیت گسترش یابد. او گفته بود باید فکری به حال شهوت پسران ۱۵ ساله کرد و راه حلش این بود که روحانیان و مسئولان حوزه، کاری بکنند. آدرسی که وزير کشور برای حل مشکل صیغه می دهد، اشتباه نيست؛ در قم بیشتر افراد، از عکاس های دور حرم گرفته که عکس شما را با گل دسته می گیرند تا مغازه دار و حتی عابران پیاده همگی برای صیغه یک نظر مشترک دارند: «بروید پیش شیخ ها» شیخ ها همان روحانیان و طلبه هایی هستند که عبا و عمامه می پوشند. حمید که در نزدیکی حرم و در قلب شهر مغازه دارد میگوید: «روزی ۲۰، ۳۰ نفری آدرس صیغه میگیرند. از پسرهای جوان ۱۶ ، ۱۷ ساله گرفته تا مردهای ۴۰، ۵۰ ساله» او میگوید: «ما هم آدرس شیخ ها را میدهیم. هرچی باشد آن ها در امور شرعی وارد هستند و زنهایی را میشناسند که دوست دارند صیغه شوند.» قم به خاطر جای گرفتن حوزه های علمیه و مدرسه های دینی مختلف مثل فیضیه و حضور مراجع تقلید، مهم ترین شهر مذهبی ایران است و بیشترین تعداد روحانیون و طلبه ها در آن زندگی میکنند. با راه رفتن در خیابان های شهر می توان حضور ملموس آن ها را حس کرد. روحانیانی با آلبوم عکس زنان محمود یک طلبه جوان است که ۸ سالی
است در حوزه علمیه درس می خواند و درحجره زندگی می کند. او می گوید: «بعضی
ازشب ها هست که بچه ها در مورد صیغه با هم حرف میزنند و شوخی میکنند.» او میگوید: «طلبه ها شماره تلفن روحانیانی را دارند که زن های صیغهای را میشناسند و آلبومهایی را دارند که عکس این زن ها در آنهاست. این روحانیان با گرفتن روزی ۱۰، ۱۵ هزار تومان افراد را صیغه میکنند و صیغه نامه میدهند.» محمود ادامه میدهد: «تا حالا کسی را صیغه نکرده ام اما دوستی دارم که سالی دو، سه نفر را صیغه میکند تا هم نیاز جنسیش برطرف شود، هم ثوابی برده باشد و هم کمک خرجی به یک زن بیپناه کرده باشد.» البته روحانیان و طلبه هایی هم هستند که وقتی به آن ها برای صیغه مراجعه میکنید اظهار بی اطلاعی میکنند. بعضی از آن ها هم میگویند: «این ها واقعیت ندارد. اگر دیدید به ما هم آدرس بدهید.» به جز روحانیان، راه های دیگری هم در قم وجود دارد تا بتوان به زن هاییکه دوست دارند با گرفتن پول زن موقت افراد بشوند رسید. حرم و اطراف آن یکی از مهمترین مکان ها برای يافتن اين زنهاست. البته به قول یکی از نگهبانان حرم باید «این کاره باشی» تا آن ها را در بین زائران تشخیص دهی. اين نگهبان میگوید: «معمولا ساعت های پنج تا هفت بعدازظهر میآیند و زیر رواق ها و گوشه حیاط مینشینند. شب های پنجشنبه هم تعداد آن ها زیاد میشود.» در نزدیکی ورودی۲۱ حرم، زنی روی زمین نشسته و مردی دو زانو رو به روی اوست. زن تسبیح میاندازد و با مرد صحبت میکند. مرد از بین دفتر کوچکی که در دست دارد عکس سه در چهار و رنگی پسری را به او نشان میدهد. چند لحظه بعد مرد پشت عکس شماره ای
مینویسد و آن را هم به زن می دهد و از کنار او بلند میشود. دانه های تسبیح همچنان در دست زن پایین و بالا میشوند. اکبر مردی که درکنار زن نشسته بود، میگوید: «به دنبال زنی برای صیغه میگردم. یک سالی است که زنم را طلاق داده ام. پسر ۱۲ ساله دارم و امکان ازدواج هم ندارم.» او
میگوید: «خانم گفت خودش مریض است و نمی تواند کاری برای من بکند اما زن
هایی را میشناسد که دوست داند صیغه بشوند. عکس و شماره من را گرفت تا به
آنها بدهد.» خانمی که اکبر با او حرف زد به نظرمیرسد حدود ۵۰ سال داشته باشد. رنگ صورتش زرد است و چشمهایی خمار دارد و بخش از دندان هایش ریخته است. به جز حرم یکی دیگر از محل های تجمع زنانی که دوست داند صیغه شوند، قبرستان شیخان است. قبرستانی که در
بین قمی ها به صیغه مشهور است. شیخان، قبرستانی مشهور برای صیغه شیخان قبرستانی کوچک شاید به اندازه یک زمین بسکتبال است که دور تا دور آن عکس شهدا جای گرفته و در وسط آن
بسیاری از روحانیان سرشناس دفن شده اند. در این قبرستان سه آرامگاه هم وجود دارد که یکی از آن ها متعلق به میرزاده قمی از روحانیون مشهور است. «دور
آرامگاه میرزاده قمی جمع میشوند. اگر روزهای وسط هفته یا پنجشنبه ها
بروید حضور آن ها را خوب حس میکنید؛ زن های چهل، پنجاه ساله به بالایی که
دوست دارند صیغه بشوند.» این ها را علی میگوید که عبای قهوه ای و عمامه
ای سفید به سردارد. او میگوید: «این زن ها را بیشتر مردها و روحانیانی که سن و سالی از آن ها گذشته است و یا همسرانشان به سفر رفته اند صیغه میکنند.» اما به جز حرم و شیخان برای پیدا کردن زن صیغه ای در قم راه دیگری هم وجود دارد. در شهر
موسسه هایی هستند که میتوانند به شما برای ازدواج موقت و دائم کمک کنند. موسسه
هایی مثل بنیاد ازدواج فاطمه زهرا در چهار راه سجادیه. روی ورودی این
موسسه نوشته شده: «بنیاد ازدواج و خدمات فرهنگی فاطمه زهرا. ارائه مشاوره
خانواده وازدواج. انجام تحقیقات علمی و تبلیغاتی. همسريابی. ازدواج افراد
مجرد. آموزش و کتابخانه . مراجعه برای عموم برادران و خواهران.» در قم جز اين موسسه ها که میتوانند مراجعان را برای پیدا کردن همسری موقت کمک کنند، موسسه ها و دفترهایی هم هستند که میتوانند به سوالات شرعی در زمینه های مختلف از جمله صیغه هم پاسخ دهند. چند تا از این دفترها درحرم حضرت معصومه جای گرفته است؛ از جمله دفتری که در زیر یکی از رواق ها است و در ورودی آن نوشته شده دفترپاسخ به سوالات شرعی. روحانی ای که در یکی از این دفترها نشسته و با تلفن برای مردم استخاره می گیرد، می گوید: «صیغه، جوان ها را از گناه دورمی کند و ثواب دارد. جوان ها باید به جای اینکه دوست دختر که حرام است پیدا کنند صیغه کنند تا به گناه ... |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 18:54 توسط احمد
|
|
||
|
|
|
|
بزغاله و میمون شعری از سیمین بهبهانی
شنیــدم
باز هم گوهر فشــاندی سخـن
گفـتــی ز عدل و داد و آنرا
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 18:50 توسط احمد
|
|
||
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 12:11 توسط احمد
|
|
||
|
|
|
|
|
فرشتهاي به نام مادر انقدر اين مامانارو اذيت نكنيم باشه؟ او آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسيد:(( مي گويند فردا شما مرا به زمين ميفرستيد اما من به اين كوچكي و بدون هيچ كمكي چگونه ميتوانم براي زندگي به آنجا بروم؟)) خداوند پاسخ داد :(( ميان تعداد بسياري از فرشتگان من يكي را براي تو در نظر گرفتم او از تو نگهداري خواهد كرد.)) اما كودك هنوز مطمئن نبود كه ميخواهد برود يا نه:(( اما اينجا در بهشت من هيچ كاري جز خنديدن و آواز خواندن ندارم و اينها براي من كافي هستند.)) خداوند لبخند زد:(( فرشته تو برايت آواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد . تو عشق او را احساس خواهي كرد و شاد خواهي بود.)) كودك ادامه دا د:(( چطور ميتوانم بفهمم مردم چه ميگويند وقتي زبان آنهارانميدانم؟ )) خداوند او را نوازش كرد و گفت:(( فرشتهُ تو زيبا ترين و شيرين ترين واژه هايي را كه ممكن است بشنوي در گوش تو زمزمه خواهد كرد و با دقت و صبوري به تو ياد خواهد داد كه چگونه صحبت كني.)) كودك با نارحتي گفت:(( وقتي ميخواهم با شما صحبت كنم چه كنم ؟)) اما خدا هم براي اين سوال پاسخي داشت:(( فرشته ات دستهايت را كنار هم قرا ر خواهد داد و به تو ياد ميدهد چگونه دعا كني.)) كودك سرش را برگرداند و پرسيد:(( شنيده ام انسانهاي بدي هم در زمين زندگي ميكنند . چه كسي از من محافظت ميكند ؟)) ـ (( فرشته ات از تو مواظبت خواهد كرد حتي اگر به قيمت جانش تمام شود)) كودك با نگراني ادامه داد:(( اما من به اين دليل كه ديگر نميتوانم شما را ببينم ناراحت خواهم بود.)) خداوند لبخند زد و گفت : (( فرشته ات درباره من با تو صحبت خواهد كرد و راه بازگشت نزد من را به تو خواهد آموخت ؛ گرچه من هميشه نزد تو خواهم بود.)) در آن هنگام بهشت آرام بود اما صداهايي از زمين شنيده مي شد . كودك ميدانست كه بزودي بايد سفرش را آغاز كند ؛ پس به آرامي يك سوال ديگر هم از خدا پرسيد : (( خدايا ! اگر من بايد همين حالا بروم لطفا نام فرشته ام را به من بگوييد.)) خداوند شانه او را نوازش داد و پاسخ داد : (( نام فرشته ات اهميتي ندارد . به راحتي ميتواني آن را مادر صدا كني... |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 6:16 توسط احمد
|
|
||
|
|
|
|
|
"جایگاهی کوچک وگاو
فیلسوفی همراه با شاگردانش در حال قدم زدن در یک جنگل بودند و درباره ی اهمیت ملاقات های غیرمنتظره گفتگو می کردند. بر طبق گفته های استاد
تمامی چیز هایی که در مقابل ما قرار دارند .به ما شانس و فرصت یادگیری و یا آموزش دادن را می دهند.
در این لحظه بود که به درگاه و دروازه محلی رسیدند که علیرغم آنکه در مکان بسیار مناسب واقع شده بود.معذالک ظاهری بسیار حقیرانه داشت.
شاگرد گفت :
-این مکان را ببینید.شما حق داشتید.من در اینجا این را آموختم که بسیاری از مردم ،در بهشت بسر می بردند،اما متوجه آن نیستند و همچنان در شرایطی بسیار بد و محقرانه زندگی می کنند.
استاد گفت:
-من گفتم آموختن و آموزش دادن مشاهده امری که اتفاق می افتد،کافی نمی باشد.
بایستی دلایل را بررسی کرد.پس فقط وقتی این دنیا را درک می کنیم که متوجه علتهایش بشو یم.
سپس در آن خانه را زدند و مورد استقبال ساکنان آن قرار گرفتند.یک زوج زن و شوهر و تعداد 3 فرزند ،با لباسهای پاره و کثیف.
استاد خطاب به پدر خانواده می گوید:
-شما در اینجا در میان جنگل زندگی می کنید،در این اطراف هیچ گونه کسب و تجارتی وجود ندارد؟چگونه به زندگی خود ادامه می دهید؟
و آن مرد نیز در آرامش کامل پاسخ داد:
-دوست من ما در اینجا ماده گاوی داریم که همه روزه ،چند لیتر شیر به ما می دهد.یک بخش از محصول را یا می فروشیم و یا در شهر همسایه با دیگر مواد غذایی معاوضه می کنیم.با بخش دیگر اقدام به تولید پنیر ،کره و یا خامه برای مصرف شخصی خود می کنیم.و به این ترتیب به زندگی خود ادامه می دهیم.
استاد فیلسوف از بابت این اطلاعات تشکر کرد و برای چند لحظه به تماشای آن مکان پرداخت و از آنجا خارج شد.در میان راه،رو به شاگرد کرد وگفت:
- آن ماده گاو را از آنها دزدیده و از بالای آن صخره روبرویی به پایین پرت کن.
- اما آن حیوان تنها راه امرار معاش آن خانواده است.
و فیلسوف نیز ساکت ماند ...آن جوان بدون آنکه هیچ راه دیگری داشته باشد،همان کاری را کرد که به او دستور داده شده بود و ان گاو نیز در آن حادثه مرد.
این صحنه در ذهن آن جوان باقی ماند و پس از سالها ،زمانی که دیگر یک بازرگان موفق شده بود،تصمیم گرفت تا به همان خانه بازگشته و با شرح ما وقع از آن خانواده تقا ضای بخشش و و به ایشان کمک مالی نماید.
اما چیزی که باعث تعجبش شد این بود که آن منطقه تبدیل به یک مکان زیبا شده بود با درختانی شکوفه کرده،ماشینی که در گاراژ پارک شده و تعدادی کودک که در باغچه خانه مشغول بازی بودند.با تصور این مطلب که آن خانواده برای بقای خود مجبور به فروش آنجا شده اند،مایوس و ناامید گردید.لذا در را هل دادووارد خانه شد و مورد استقبال یک خانواده بسیار مهربان قرار گرفت.
سوال کرد:
-آن خانواده که در حدود 10 سال قبل اینجا زندگی می کردند کجا رفتند؟
جوابی که دریافت کرد،این بود:
-آنها همچنان صاحب این مکان هستند.
وحشت زده و سراسیمه و دوان دوان وارد خانه شد.صاحب خانه اورا شناخت واز احوالات استاد فیلسوفش پرسید.اما جوان مشتاقانه در پی آن بود که بداند چگونه ایشان موفق به بهبود وضعیت آن مکان .زندگی به آن خوبی شده اند.
آن مرد گفت:
-ما دارای یک گاو بودیم،اما وی از صخره پرت شد و مرد.در این صورت بود که برای تامین معاش خانواده ام مجبور به کاشت سبزیجات و حبوبات شدم.گیاهان و نباتات با تاخیر رشد کردند و مجبور به بریدن مجدد درختان شدم و پس از ان به فکر خرید چرخ نخ ریسی افتادم و با آن بود که به یاد لباس بچه هایم افتادم ،و با خود همچنین فکر کردم که شاید بتوانم پنبه هم بکارم.به این ترتیب یکسال سخت گذشت،اما وقتی خرمن محصولات رسید،من در حال فروش و صدور حبوبات ،پنبه و سبزیجات معطر بودم .هرگز به این مسئله فکر نکرده بودم که همه قدرت و پتانسیل من در این نکته خلاصه می شد که :چه خوب شد آن گاو مرد.
پائولوکوئیلو |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 6:15 توسط احمد
|
|
||
|
|
|
|
|
چرا مردها داراي وجدان پاکي هستند؟
به اين دليل که هيچ گاه از آن استفاده نمي کنند.
اگر يک مرد و يک زن با هم از يک ساختمان 10 طبقه به پايين بيفتند کداميک زودتر به زمين ميرسد؟ خانم، چرا که آقا راه را گم مي کند. چرا مردها هميشه خوشحالند؟
چون آدم هاي بي خيال فقط مي خندند. چرا روانکاوي مردها خيلي سريع تر نسبت به خانم ها انجام مي پذيرد؟
زيرا هنگاميکه زمان بازگشت به دوران کودکي فرا مي رسد، مردها همان جا قرار دارند شباهت آقايون با آگهي هاي بازرگاني چيست؟ شما نمي توانيد يک کلمه از حرف هاي آنها را باور کنيد و هيچ چيز براي زماني بيش از 60 ثانيه دوام نمي آورد.
ورزش کنار درياي آقايون چيست؟ هر موقع خانمي را مي بينند شکم هايشان را تو مي دهند . فرق بين نرخ اوراق بهادار با مردها در چيست؟ نرخ اوراق بهادار رشد مي کند. خدا بعد از خلق مرد ها چه گفت؟ من مي تونم کارمو بهتر از اين انجام بدم. دليلي که مردها به مسائل کاري خود فکر نمي کنند ؟ 1- فکري ندارند 2- کاري ندارند
آقايون لباس هايشان را چگونه دسته بندي مي کنند؟ ''کثيف'' و '' کثيف اما قابل پوشيدن '' چه کسی مي تواند يک ماشين ارزان قيمت 2 ميليون توماني بخرد و يک سيستم صوتي 4 ميليون توماني بر روي آن نصب کند ؟ تنها يک مرد .
يک خانم 35 ساله به بچه دار شدن فکر مي کند، يک مرد 35 ساله به چيزي فکر مي کند؟ به قرار گذاشتن با بچه ها . شما به مردي که همه چيز دارد چه ميدهيد؟ زني که به او نشان دهد چگونه مي تواند از آنها استفاده کند. فرق يک شوهر جديد با يک هاپوي جديد در چيست؟ بعد از يک سال هاپو هنوز هم از ديدن شما به هيجان مي آيد. نازکترين کتاب دنيا چه نام دارد؟ چيزهايي که مردان در مورد زنان مي دانند . |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 21:23 توسط احمد
|
|
||
|
|
|
|
|
ترانه علیدوستی بیوگرافی + عکسهای توپ
ترانه عليدوستي دي ماه سال 1362 در تهران متولد شد. در دوره ي راهنمايي، دو سال در هنرستان موسيقي تحصيل كرد كه كلارينت و پيانو مي زد. در دوره ي دبيرستان مشغول تحصيل در رشته ي علوم تجربي بود كه در كلاس هاي بازيگري آقاي امين تارخ ثبت نام كرد. سال 1379 از طريق همين كلاس ها براي بازي نقش «ترانه پرنيان» در فيلم (من ترانه 15 سال دارم) انتخاب شد و با بازي در اين فيلم وقفه اي در تحصيلاتش افتاد كه سرانجام در رشته ي كامپيوتر ديپلم گرفت. او براي بازي در فيلم (من ترانه ...) جايزه ي سيمرغ بلورين بيستمين جشنواره ي فيلم فجر، جايزه ي نخل زرين از سومين جشنواره ي اجتماعي آبادان، جايزه ي منتقدين و نويسندگان سينماي ايران و همچنين جايزه بهترين بازيگر زن از پنجاه و پنجمين جشنواره ي فيلم لوكارنو (سوئيس) را دريافت كرد. سال 1380-1379 يك دوره ي فيلمنامه نويسي در كلاس هاي حوزه هنري گذراند. او تا سال 1382 در فيلمي حضور نداشته و بيشتر به علايق ديگرش مثل نوشتن و موسيقي مي پردازد و سعي دارد وارد دانشگاه بشود. فیلم شناسی : ۱ - ترديد (۱۳۸۶)
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 12:57 توسط احمد
|
|
||
|
|
|
|
|
به موازات جريان قاچاق دختران كشورهاي فقير آسيايي و آفريقايي و استثمار آنان براي مردان اروپايي، هماكنون پيردختران اروپايي نيز به پايتختايدز ميآيند تا به معاشرت(!) با جوانان سياه و تنومند كنيايي بپردازند.
به گزارش سرويس بينالملل «تابناك»، بتان 56 ساله درست مانند دوستش آلي 64 ساله در جنوب انگليس زندگي ميكند. آنان براي نخستين بار در تعطيلات به كنيا آمدهاند؛ كشوري كه از نظر آنان پر از «پسرهاي جوان و تنومندي است كه پيردختران را دوست دارند». ب ه گزارش رويترز از «مومباسا»، ارايه آمار دقيق در اين باره چندان ممكن نيست، اما مردم محلي ساكن سواحل اين كشور، برآورد ميكنند كه بيش از يك نفر از هر پنج زن مجردي كه از كشورهاي ثروتمند وارد كنيا ميشود، به دنبال اهداف ويژه! هستند.«آلي» و «بتان» كه هر دو نخواستند نام كاملشان فاش شود، ميگويند، ميخواهند يك ماه كامل در سواحل كنيا بگذرانند و در اين مدت از برخورد با مسئولان توريسم در كنيا هم خودداري ميكنند. «جيك گريوز كوك»، رئيس سازمان توريسم كنيا درباره روند اخير سفر زنان پر سن و سال ثروتمند به كشورش براي رابطه با مردان جوان كنيايي ميگويد: «اين يك كار شيطاني نيست، اما ما از اين كار ناراحتيم.» در اين ميان، خطرات بهداشتي در كشوري كه ميزان ابتلا به ايدز در آن، 6/9 درصد است، غوغا ميكند. «جوليا ديويدسون» از متخصصان دانشگاه ناتينگهام كه در زمينه سكس توريسم تحقيق ميكند، ميگويد: هرچند احتمال استفاده از وسايل پيشگيري، ممكن است، اما من در جريان تحقيقاتم با زناني روبهرو شدم كه به شدت از استفاده از وسايل پيشگيري به خاطر هوسرانيهاي خود دوري ميكردند. سواحل سفيد اقيانوس هند، در حالي پذيراي آلي و بتان است كه اين دو در حال قدم زدن روي اين ساحل، دست در دست دو مرد آفريقايي هستند. مرد 23 ساله تنومند آفريقايي، عينك آفتابي به چشم زده است كه هديهاي از جانب دوست جديدش است. آلي ميگويد: «ما هر دو چيزي را كه ميخواهيم به دست ميآوريم؛ چه چيز منفي در اين ميان وجود دارد»؟ «گريوز كوك» و بسياري از مديران هتلها ميگويند كه همه تلاش خود را براي ترويج نيافتن اين روند به كار ميبرند و بر اين باورند كه نميخواهند مشوق اين سبك از توريسم در اين كشور شرق آفريقا باشند. گريوز كوك ميگويد: «رئيس انجمن هتلداران به من گفت كه آنها تدابيري را مانند رد درخواست تعويض اتاق تك تخته با اتاق دوتخته به اجرا درآوردهاند. ما 100 درصد با اين اقدامات غيرقانوني مانند فاحشگي مخالفيم، اما اين كار تا حدي متفاوت است.» اين سواحل در جذب دستهاي ديگر از توريستها نيز داراي شهرت هستند؛ آنهايي كه قصد رابطه جنسي با كودكان را دارند. تحقيقات مشترك دولت كنيا و يونيسف در سال گذشته، نشان داد كه حدود پانزده هزار دختر در چهار منطقه ساحلي اين كشور كه حدود يك سوم آنها بين دوازده تا هجده سال داشتهاند، مداوم به تن فروشي در ازاي پول ميپردازند. حدود سه هزار دختر و پسر ديگر نيز به طور تمام وقت به اين كار مشغولند كه بر پايه اين گزارش، عدهاي نيز در ازاي دريافت پول حاضر به انجام كارهاي غير عادي و وحشتناكي هستند. در كنار اين بازار سياه كه در بارها و سواحل با فرود خورشيد كاملا واضح است؛ بايد به هزاران زن پر سن و سال سفيدپوستي اشاره كرد كه به اميد مردان جوان كنيايي به اين كشور ميآيند. شام در رستورانهاي خوب و رقص و اتاق هتلهاي گرانقيمت در كنار سواحل در انتظار آنان است. مدير يكي از اين هتلهاي ساحلي ميگويد: «يك دسته از توريستها هميشه به دنبال بقيه بودهاند. توريستهاي سفيدپوست پر سن و سال به دنبال دختران و پسران جوان و با شناخت كامل از فقر اين عده به اينجا ميآيند. اين زنان مسن هم به تازگي همين كار را ميكنند؛ آنان هيچگاه رعايت سن قانوني را نميكنند و تنها به فكر لذت بردن از چيزي هستند كه در كشور خود نمييابند. «ديويدسون استد»، دانشگاه ناتينگهام ميگويد: «اين چيزي است كه شركتهاي توريستي به توريستها ميفروشند؛ بازگشت به دوران استثمار كه عدهاي سياهپوست، خدمتكار زنان سفيد بودند.» جوزف 22 ساله با هيكلي مانند بسكتباليستهاي المپيك، يكي از مردان مورد علاقه است كه ميگويد با بيش از صد زن سفيدپوست كه بيشترشان بيش از سي سال از او بزرگتر بودهاند، رابطه داشته است.وي ميگويد: من هم دوست دارم ثروتمند باشم و هماكنون ديگر تنها براي يافتن چنين زناني كه تعدادشان نيز كم نيست، به بارها و كافهها ميروم. بتان در پايان ميگويد: «مطمئنا عشقي در كار نيست. من به اينجا نيامدهام كه شوهر كنم. اين يك قرارداد اجتماعي است. من براي او لباس خوبي ميخرم و بعد براي خوردن شام ميرويم. تا زماني كه او با من است، نيازي نيست پولي خرج كند و من هم به چيزي كه ميخواهم ميرسم». |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 12:49 توسط احمد
|
|
||
|
|
|
|
|
پروفسور فلسفه با بسته سنگینی وارد کلاس درس فلسفه شد و بار سنگین خود را روبروی دانشجویان خود روی میز گذاشت. وقتی کلاس شروع شد، بدون هیچ کلمه ای، یک شیشه بسیار بزرگ از داخل بسته برداشت و شروع به پر کردن آن با چند توپ گلف کرد. سپس از شاگردان خود پرسید که، آیا این ظرف پر است؟ و همه دانشجویان موافقت کردند. سپس پروفسور ظرفی از سنگریزه برداشت و آنها رو به داخل شیشه ریخت و شیشه رو به آرامی تکان داد. سنگریزه ها در بین مناطق باز بین توپ های گلف قرار گرفتند؛ سپس دوباره از دانشجویان پرسید که آیا ظرف پر است؟ و باز همگی موافقت کردند. بعد دوباره پروفسور ظرفی از ماسه را برداشت و داخل شیشه ریخت؛ و خوب البته، ماسه ها همه جاهای خالی رو پر کردند. او یکبار دیگرپرسید که آیا ظرف پر است و دانشجویان یکصدا گفتند: "بله". بعد پروفسور دو فنجان پر از قهوه از زیر میز برداشت و روی همه محتویات داخل شیشه خالی کرد. "در حقیقت دارم جاهای خالی بین ماسه ها رو پر می کنم!" همه دانشجویان خندیدند. در حالی که صدای خنده فرو می نشست، پروفسور گفت: " حالا من می خوام که متوجه این مطلب بشین که این شیشه نمایی از زندگی شماست، توپهای گلف مهمترین چیزها در زندگی شما هستند – خدایتان، خانواده تان، فرزندانتان، سلامتیتان ، دوستانتان و مهمترین علایقتان- چیزهایی که اگر همه چیزهای دیگر از بین بروند ولی اینها باقی بمانند، باز زندگیتان پای برجا خواهد بود. اما سنگریزه ها سایر چیزهای قابل اهمیت هستند مثل کارتان، خانه تان و ماشي نتان. ماسه ها هم سایر چیزها هستند- مسایل خیلی ساده." پروفسور ادامه داد: "اگر اول ماسه ها رو در ظرف قرار بدید، دیگر جایی برای سنگریزه ها و توپهای گلف باقی نمی مونه، درست عین زندگیتان. اگر شما همه زمان و انرژیتان را روی چیزهای ساده و پیش پا افتاده صرف کنین، دیگر جایی و زمانی برای مسایلی که برایتان اهمیت داره باقی نمی مونه. به چیزهایی که برای شاد بودنتان اهمیت داره توجه زیادی کنین، با فرزندانتان بازی کنین، زمانی رو برای چک آپ پزشکی بذارین. با دوستان و اطرافیانتان به بیرون بروید و با اونها خوش بگذرونین. همیشه زمان برای تمیز کردن خانه و تعمیر خرابیها هست. همیشه در دسترس باشین. ..... اول مواظب توپ های گلف باشین، چیزهایی که واقعاً برایتان اهمیت دارند، موارد دارای اهمیت رو مشخص کنین. بقیه چیزها همون ماسه ها هستند." یکی از دانشجویان دستش را بلند کرد و پرسید: پس دو فنجان قهوه چه معنی داشتند؟ پروفسور لبخند زد و گفت: " خوشحالم که پرسیدی. این فقط برای این بود که به شما نشون بدم که مهم نیست که زندگیتان چقدر شلوغ و پر مشغله ست، همیشه در زندگي شلوغ هم ، جائي برای صرف دو فنجان قهوه با یک دوست هست! " حالا با من یک قهوه میخوری؟ |
||
|
+
نوشته شده در جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 11:4 توسط احمد
|
|
||
|
|
|
|
|
به نقل از : 19 بهمن ، نشریه سیاسی - خبری چريکهای فدايي خلق ايران
شماره 60 - آبان ماه 1386
تشدید تحریم و شبح جنگ!
اعلام تشدید تحریمهای یکجانبه دولت آمریکا بر علیه ایران، مخالفت آشکار برخی قدرتهای امپریالیستی نظیر آلمان، چین و روسیه با این اقدام و متعاقب آن حرکت ناوگان پنجم نیروی دریایی این کشور دربحرين برای برگزاری یک مانور نظامی در خلیج فارس در ماه نوامبرکه با هدف «آمادگی برای مقابله سريع با بحران های احتمالی»، صورت می گيرد، جلوه ای از تشدید تضادهای امپریالیستی در مورد پرونده هسته ای جمهوری اسلامی را به نمایش گذارده، و در همان حال به موجی از نگرانی و وحشت از گسترش شبح شوم جنگ در میان توده های تحت ستم ما دامن زده است.
روز 3 آبان، دولت آمریکا با تکرار اتهامات خود بر علیه جمهوری اسلامی، مبنی بر "پیگیری برنامه هسته ای" و "صدور تروریسم" به اعمال یک سری تحریمهای یک جانبه جدید بر علیه سپاه پاسداران و تعدادی از بانکها و دست اندرکاران رژیم دست زد و در همان حال دستگاه های تبلیغاتی دولت آمریکا با آب و تاب تمام به پخش اخطار بوش نسبت به سایر دولتهای معترض رقیب پرداختند که در آن از احتمال وقوع "جنگ جهانی سوم" در صورت عدم انجام اقدامات پیشگیرانه برای ممانعت از دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح های هسته ای سخن گفت. اقدامات یکجانبه دولت بوش با عصبانیت و مخالفت برخی دیگر از دولتهای امپریالیستی و از جمله آلمان و روسیه و چین روبرو شد اين دولت ها، بویژه با توجه به تجارب عینی خویش در افغانستان و عراق، به خاطر اين که مبادا منافع غارتگرانه شان در منطقه و در ایران به نفع امریکا از دست برود، دولت بوش را از اقدام نظامی بر علیه ایران منع کرده و زیر لوای دادن فرصت به "راه حل های سیاسی"، امپریالیسم آمریکا را از دست زدن به هر اقدامی بدون مذاکره و توافق با خودشان منع می کنند. در این حال بدنبال اقدام یکجانبه دولت آمریکا، روز 12 آبان ماه مقامات 5 عضو دائم شورای امنیت به اضافه آلمان (معروف به نشست کشورهای 5+1) نیز طی نشستی در لندن توافق کردند که "قطعنامه جدیدی" را بر علیه جمهوری اسلامی برای طرح و تصویب در سازمان ملل تدوین کنند. گرچه با اصرار روسیه و چین در این توافق آمده است که تصویب گام دیگری بر علیه ایران، منوط به انتشار گزارش جدیدی از سوی آژانس بین المللی اتمی در ارتباط با میزان همکاری جمهوری اسلامی با این آژانس می باشد، اما برغم تمام این باصطلاح توافقها، نماینده آمریکا، نیکلاس برنز در مذاکرات لندن، پس از این نشست با صراحت اعلام داشت که "گزارش آژانس" به تنهایی برای جلوگیری از تصویب "تحریمهای بیشتر" برعلیه جمهوری اسلامی "کافی" نیست. از سوی دیگر، اعلام تحریمهای جدید توسط دولت آمریکا بر علیه برخی نهادها و مقامات حکومت و در همان حال تهدید قدرتهای رقیب جهانی در مورد احتمال وقوع "جنگ جهانی سوم"، با واکنشهای شدید برخی از این رقبا روبرو شده است. در همین رابطه اشتاینمایر وزیر امور خارجه آلمان در رابطه با عملیات نظامی آمریکا بر علیه ایران "هشدار" داد و اضافه کرد که "ماجراجوییهای نظامی کمکی به حل مناقشه هستهای ایران نمیکنند، بلکه برعکس گزافهگوییهای هرروزه در این مورد تلاشهای مستمر ما و دیگران را برای رسیدن به توافق با ایران دشوار میکنند". (رادیو دویچه وله آلمان). همچنین روپرشت پولنتس رییس کمیسیون سیاست خارجی مجلس نمایندگان آلمان نیز با هشداری دیگر به آمریکا در ارتباط با نوع "زبان" مقامات این کشور در مورد "وقوع جنگ جهانی سوم" آمریکا را در ارتباط با ایران متهم به رفتار دوگانه کرد. پولنتس با تکرار این واقعیت که واشنگتن خواهان تشدید تحریمها علیه ایران است و از موتلفان خود نیز انتظار دارد که این سیاست را پی بگیرند، اضافه نمود که اما "شرکتهای آمریکایی از طریق موسسات کوچکتر زیرمجموعه خود و یا دلالها، کماکان در حال معامله با ایران هستند." مقامات روسیه و چین نیز در هر فرصتی تاکید می کنند که از نظر آنها هنوز زمان برای "راه حلهای دیپلماتیک و سیاسی" پایان نیافته و به این ترتیب می کوشند مخالفت خود را با تصميمات يک جانبه امريکا نشان می دهند. به این اعتبار رویدادهای اخیر در مورد بحران هسته ای جمهوری اسلامی، بستری ست که در آن می توان بار دیگر چهره بازیگران اصلی و منافع واقعی ای جاری در ورای مساله پرونده هسته ای جمهوری اسلامی- یعنی قدرتهای ضد خلقی امپریالیستی و کشاکش آنها برای کسب مواضع اقتصادی سیاسی بیشتر- را بخوبی مشاهده نمود. واقعیت این است که در سالهای اخیر به دنبال "بحران هسته ای" جمهوری اسلامی و بالا گرفتن احتمال حمله امريکا و متحدينش به ايران، اين امر به یکی از مسایل مهم توده های تحت ستم در ایران و در سطح منطقه تبديل گرديده است.
همانطور که چریکهای فدایی خلق از ابتدای این بحران با تاکید بر ماهیت ضد خلقی امپریالیستها و جمهوری اسلامی اعلام کرده اند، مساله "پرونده هسته ای" جمهوری اسلامی و تبلیغات فریبکارانه جاری در این رابطه، تنها یک پوشش برای پیشبرد سیاست های سلطه جویانه بسیار عظیمی ست که دول امپریالیستی و در رأس آنها آمریکا برای توسعه سلطه خویش در سطح بین المللی و منطقه تعقیب می کنند. در این شکی نیست که دولت آمریکا از اوایل دهه 90 با موج جدیدی از بحرانهای اقتصادی درمان ناپذیر ذاتی نظام سرمایه داری مواجه شده که تاروپود نظام امپریالیستی در سطح جهان را درنوردیده و گلوی اقتصاد بیمار آمریکا را نیز بشدت می فشارد. ورشکستگی کارخانجات و مؤسسات مالی غول آسای اقتصادی، اخراجهای وسيع نیروی کار و بدنبال آن تشدید روز افزون فقر و بیکاری در آمریکا، تضعیف بی سابقه نقش دلار در مبادلات جهانی به نفع یورو و ... روند تضعیف و افول اقتصادی در این کشور را تشدید ساخته و بطور کلی هژمونی آن را در میان رقبا به زیر سوال برده است. این اوضاع باعث شده تا در سالهای اخیر و با روی کار آمدن نومحافظه کاران در هیات حاکمه آمریکا، طبقه حاکم جهت چاره جویی هر چه بيشتر بر طبل جنگ بکوبد. تاریخ نظام امپریالیستی نشان داده که یکی از ترفندهای سرمایه داران استثمارگر برای غلبه بر بحرانهای اقتصادی توسل به جنگ و دست یابی به بازارهای جدید می باشد. رویه ای که در سالهای اخیر امپریالیسم آمریکا بدان توسل جسته و دولتمردان این کشور با ایجاد فضای جنگی و لشکر کشی به افغانستان و عراق در صدد تحقق آن هستند.
این واقعیت کاملاً شناخته شده ای در طول سالهای اخیر است که امپریالیسم آمریکا با کوبیدن بر طبل جنگ می کوشد از راه های اتکا به قدرت نظامی غول آسای خود، حضور نظامی خویش در مناطق اقتصادی سیاسی استراتژیک دنیا را گسترش بخشیده و با کسب بازارهای هر چه بیشتر به ضرر رقبا، بر بحران اقتصادی خود غلبه کرده و کمبود های اقتصادی خویش نسبت به سایر قدرتهای امپریالیستی را جبران سازد.(1) "طرح خاورمیانه بزرگ" و لشکر کشی به افغانستان و عراق، سرنگونی رژیمهای تا مغز استخوان وابسته و خدمتگزار امپریالیستها در این کشورها و کشتار وحشیانه صد ها هزار تن از توده های تحت ستم منطقه به بهانه "مبارزه با تروریسم" و ممانعت از دستیابی "دولتهای شرور" به "سلاح کشتار جمعی" در اين راستا قرار دارد که با لفافه های رياکارانه جهت فریب توده ها تبليغ می شود. امری که بدون شک نمی تواند با افزایش تنش های مستقیم و غیر مستقیم سیاسی و اقتصادی و نظامی بین آمریکا و سایر قدرتهای جهانخوار همراه نباشد.
در چنین چارچوبی ست که ما شاهد تشدید اعمال جنگ طلبانه دولت آمریکا بر علیه جمهوری اسلامی و در نتیجه خشم و مخالفت سایر قدرتهای امپریالیستی با اقدامات اخیر آمریکا می باشیم. تقسیم دوباره بازار و کسب هر چه بیشترمنافع حاصل از غارت و چپاول منابع و ثروتهای ملی و مکیدن خون کارگران و توده های ستمدیده ایران؛ به نحوی که سهم بیشتری از این "کیک" به امپریالیسم آمریکا برسد و همچنين تحکيم موقعيت سرکردگی امريکا در جهان . این خواستی ست که دولت بوش در رابطه با "پرونده هسته ای" جمهوری اسلامی تعقیب می کند و می کوشد با تهدید رقبا و اقدامات یکجانبه بدان تحقق بخشد.
در چنین چارچوبی، سران مزدور جمهوری اسلامی که در سالهای اخیر با مشاهده سیاستهای توسعه طلبانه جدید امپریالیسم آمریکا در سطح بین المللی، و تاکیدات دولت بوش بر پیشبرد طرح "خاورمیانه جدید"، با احتمال پیشروی مواضع طرفداران سیاست "تغییر رژیم" در ایران مواجه شده اند به شدت به دست و پا افتاده اند؛ چرا که موجودیت رژیم وابسته شان را در خطر می بینند. آنها از یک سو با سردادن شعارهای ضد آمریکایی و ضد صهیونیستی پوچ، برای سیاستهای جنگ طلبانه دارو دسته بوش در افکار عمومی مردم آمریکا جاده صاف می کنند؛ و درست در همان حال در جریان مذاکرات مخفی و آشکار خود با دولت بوش، با استیصال تمام از اربابان جهانی خود می خواهند تا در معادلات و کشمکشهای جاری بین امپریالیستها به آنها "تضمین امنیتی" داده شود تا جمهوری اسلامی قادر شود همچون 28 سال گذشته به خدمتگزاری برای تامین منافع غارتگرانه آنها و سرکوب جنبشهای ضد امپریالیستی کارگران و خلقهای تحت ستم ایران، ادامه داده و ایران را هر چه بیشتر به جولانگاهی برای انحصارات و سرمایه های خونخوار امپریالیستی بدل سازد. بدون شک آن چه از هم اکنون روشن است عبارت از این حقیقت می باشد که در پرونده هسته ای جمهوری اسلامی، این نه خواست و اراده سران مزدور این رژیم بلکه منافع استراتژیک امپریالیستهاست که تعیین کننده می باشد. سرنوشت رقت بار رژیم های پوشالین و وابسته طالبان و صدام حسین بخوبی نشان داده که مسأله بقا و یا سقوط رژیم وابسته جمهوری اسلامی در بحران کنونی دقيقاً تابعی از کشاکش های اربابان امپریالیست این حکومت خواهد بود.
............ ......... ......... ......... ......... ......... ......... ......... ......... ......... ......... ......... ......... .........
(1)در همین رابطه به عنوان یک نمونه کوچک بد نیست تا اشاره شود که بنا به گزارش خبر گزاریها، در پی بررسی های اقتصادی در سال جاری، اعلام شد که برای اولین بار در ظرف 80 سال اخیر ارزش بازارهای دولتهای اروپایی از بازارهای آمریکایی در سطح جهانی سبقت گرفته است. به گزارش فايننشال تايمز، ارزش جاری بازار 24 بورس كشورهاي اروپايي در ماه های اخیر به 15هزار و 720 ميليارد دلار رسيد و از ارزش 15هزار و 640ميليارد دلاری بازارهای سرمايه ايالات متحده فراتر رفت. مطابق همین گزارش اضافه شده که ارزش بورسهای اروپا از سال 2003 تاكنون 160 درصد افزايش يافته حال آنكه در همين مدت ارزش بورسهای آمريكا فقط 70 درصد رشد كرده است. در همين مدت، ارزش يورو در برابر دلار نيز 26درصد افزايش يافته است. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 20:13 توسط احمد
|
|
||
|
|
|
|
|
غذاي سالم براي سنين مختلف نوزادان بهتر است مادر، نوزاد خود را تا 2 سال شير دهد تا مواد غذايي لازم به بدن نوزاد به حد کافي برسد. مادران اين نکته را به ياد داشته باشند که به هيچ عنوان شکر به غذاي نوزاد خود اضافه نکنند و از همان ابتدا فرزند خود را به روش درست و سالم غذا خوردن، عادت دهند. اين نکته را نيز به ياد داشته باشند، که هر چه غذاي سالم به کودک بدهند، به همان اندازه سلامتي آينده کودک خود را رقم زده اند. کودکان و نوجوانان کودکان و نوجوانان به مقدار بسيار کم مي توانند از شکر و مواد شيرين کننده استفاده کنند. بدن آنها براي بهتر و سريع تر رشد کردن، به ورزش و تغذيه صحيح نياز دارد. چربي غذاي خود را کم کنيد در رژيم غذايي بزرگسالان بهتر است چربي هاي اشباع حذف شود. چربي هاي اشباع، همان چربي هايي است که از بدن جانوران به دست مي آيد. اين نوع چربي راحت تر از چربي هاي غير اشباع، به سلول هاي چربي مي رود و باعث عدم کارآيي اعمال بدن مي شود. اما چربي هاي غير اشباع اثرات مفيدي را بر روي بدن انجام مي دهد و باعث کاهش کلسترول و فشار خون مي شود. براي تامين انرژي رژيم غذايي، نياز به چربي نيز مهم است. بهترين رژيم غذايي آن است که چربي موجود در آن محدود باشد.
رژيم
غذايي با چربي بسيار کم، براي نوزادان و کودکان زير 2 سال مناسب نيست،
زيرا که بسياري از ويتامين ها و املاح احتياج به چربي دارند و گذشته از آن
چربي خود يک ماده مغذي است و نبايد آن را به هيچ وجه حذف کرد. يک رژيم با
چربي کم ( مخصوصاً چربي هاي اشباع ) در موارد خاص براي کودکان بزرگ تر
توصيه مي شود.
نوزادان وکودکان بايد آب نيز بنوشند، تا بدن آنها بتواند عملکرد مناسبي داشته باشد. غذاهاي حاوي کلسيم و آهن بخوريد کلسيم يک ماده معدني است که بسيار براي نوزادان و دختران و زنان با اهميت است. کلسيم در غذاهاي زيادي وجود دارد، از قبيل: لبنيات، انجير، آلو، سبزيجات برگ سبز ، ماهي سالمون و غيره . آهن نيز يک ماده معدني است که براي دختران و زنان و ورزشکاران و گياهخواران داراي اهميت فوق العاده زياد مي باشد. آهن در گوشت ها، غلات، حبوبات، سبزيجات برگ سبز، کدو حلوايي، تخم مرغ، آجيل و غيره يافت مي شود. اجازه ندهيد کودکان صبحانه نخورند کودکان دبستاني غالباً صبحانه نمي خورند و به اين خاطر، وعده غذايي اصلي و مقوي خود را ازدست مي دهند. بايد والدين به اين بچه ها يک غذاي مقوي در وعده صبحانه بدهند و يا در مدرسه صبحانه خود را بخورند. کودکاني که صبحانه نمي خورند، از لحاظ تغذيه اي کمبود دارند. کمبود هاي آنان عبارت است از: کلسيم آهن فيبرهاي غذايي ويتامين ها ، مخصوصاً ويتامين هاي B3 و B12. نشان داده شده است که کودکاني که صبحانه مي خورند، يادگيري بيشتري دارند و به همان نسبت فعاليت آنان نيز بيشتر مي شود. چند پيشنهاد براي خوردن صبحانه سالم - ميوه تازه به همراه نان هاي سبوس دار و شير کم چرب. - نان به همراه پنير، گوجه فرنگي و شير کم چرب. - لوبياي پخته شده، نان و شير و يا چاي. اصول زير را همگان رعايت کنيد تا از زندگي خود لذت بريد - غذاي خود را کم نمک درست کنيد و از نمک در سر سفره جداً خودداري کنيد. - از تمام گروه هاي مواد غذايي استفاده کنيد از قبيل: لبنيات، سبزيجات، ميوه جات، گوشت ها و کربوهيدرات ها . - اصل تنوع و تعادل را در رژيم غذايي خود رعايت کنيد. - بهتر است نان هاي سبوس دار يا نان هاي سياه مصرف کنيد. - از مقدار کمي شکر و قند استفاده کنيد. مهمترين نکته، تعادل بين غذاي خورده شده و ورزش مي باشد. هر دوي اين موارد باعث ايجاد تعادل و تناسب اندام مي شود. بهتر است براي درست رژيم گرفتن نزد پزشک خود و يا متخصص تغذيه برويد تا مطمئن شويد که تمام مواد غذايي که بدنتان احتياج دارد، را دريافت کرده ايد
مريم سجادپور-متخصص تغذيه
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 9:57 توسط احمد
|
|
||