تبليغاتX
مطالب علمی و احساسی

 

 

يه سوال برام پيش اومده، شبا كه ميگن: "بگير بخواب" چي رو بايد بگيريم؟؟؟

بيخيال حالا، بگير بخواب!!

 

************ **

اين اس ام اس فقط براي دويدن شما به سوي موبايل بوده و هيچ خاصيت ديگه نداره .

************ **

سلام اين اس ام اس صرفآ جهت يادآوري به شما براي مسواک زدن است

 

و ارزش قانوني ديگه اي ندارد . شب بخير .

************ **

همه جا امن و امانه! تو راحت بگير بخواب!

************ **

پا شو سرت از رو متکا افتاده پايين!

 

************ **

مشترك گرامي اين اس ام اس به منظور بيدار كردن شما مي باشد لطفا لبخند بزنيد!

 

************ **

الله اكبر

 

الله اكبر

.

.

.

.

بيدار شو وقت نمازه

 

************ **

 

ميگم پاشو يه چند تا اس ام اس بفرستيم اينور اونور مردمو بيدار كنيم . خيلي حال ميده.

 

************ **

 

هر وقت به هوش اومدي به من زنگ بزن!

 

************ **

 

چند تا اس ام اس جدید اومده زنگ بزن برات بخونم ، هزینه ام زیاد نشه

 

************ **

 

ببين عزيز دلم پاشو............ ..اگه پا نشي قهر ميکنما............ .....خب دلم برات تنگ شده.........جون من پاشو............ .پاشدي............ ..افرين عزيزم............ ...حالا که پاشدي ماچم کن بگير بکپ

************ **

سلام. ببخشيد بد موقع مزاحم شدم!، راستش را بخواهيد يه سوالي داشتم خيلي وقت بود ذهنم را مشغول كرده بود، مي خواستم بپرسم... مي خواستم... اصلا ولش كن. بزار براي بعد، خب؟

 

سلام .... تو رو خدا ببخش .... نمي‌خواستم اين موقع شب بيدارت كنم ..... واقعاً ببخش.... سعي كن دركم كني .... من موبايلم گم شده زنگ بزن به گوشيم تا ببينم كجاست .شرمنده!!!

 

************ **

 

خيلي ببخشيد..مثل اينکه موقع بدي مزاحم شدم..خواستم بپرسم آب خوردي آفتابه رو کجا گذاشتي

 

************ **

 

سلام.اصلا نمي خواستم بيدارت کنم ولي مجبورم.من ميخوام برم wc ولي تاريکه مي ترسم تو رو خدا تو هم بيا

 

************ **

 

مي خواستم ببينم شبا که مي خواي بخوابي گوشيتو خاموش مي کني که سره کارت نزارن...

 

************ **

 

خوش حالم که خوابي عزيزم

 

چون اگه بيدار بودي و مي دونستي از دلتنگي تو خوابم نمي بره حتما خوابت نمي برد

 

************ **

 

به اشتياق اولين دانه برف، به تحمل آخرين برگ پاييز، به گرماي تن خورشيد و به

 

زيبايي آسمان شب قسم مي خورم كه سر كاري

 

************ **

 

ببين الان ساعت 12شبه. 1 ساعته ديگه قراره که منگولا برن پيش خدا و شفا بگيرن .حواست باشه يادت نره ها ، خواب نموني يه وقت!!!

 

************ **

 

هه هه هه گول خوردي من اس ام اس نبيدم وجدان مبايلت بيدم فقط وخاستم منو از جيبت در وياري تا كمي هوا وخورم جيگر.

 

************ **

 

اين اس ام اس رو فرستادم فقط براي اينکه مشغول باشي و دست تو دماغت نکني !!!

 

************ **

 

خواص گوسفند :

 

بو میدهد

 

سبزی میخورد

 

گاهی می خوابد

 

پرواز نمیکند

 

عقل دارد اما اس ام اس های سر کاری را تا آخر می خواند...!!!

 

************ **

 

جوادترين اس ام اس لاو 2007: لاستيك دلمو را با ميخ نگاهت پنچر نكن!

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 12:33  توسط احمد  | 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

حدیث فولادوند متولد 20 دیماه 1356-تهران-دانشجوی انصرافی رشته ی معماری فعاليت هنری را از کودکی آغاز کرد ؛ زير نظر گلاب آدينه آموزش ديد و در نمايش « گل های دوستی » روی صحنه رفت.

 وی برای اولین بار نقش کوتاهی را در فیلم سینمایی دست های آلوده به کارگردانی سیروس الوند بازی کرد وبدین ترتیب اولین حضورش را در سینما در سال 1378اعلام نمود.

حدیث فولادوند:نصف بیشتر این مصاحبه ها جعلی و کاذب است
قصه بازیگری تان از کجا شروع شد؟
اولین بار 10 ساله بودم که خانم گلاب آدینه مرا برای بازی در یک نمایش مدرسه ای انتخاب کردند و همین انتخاب باعث شد تا من در مدرسه(سال های چهارم و پنجم دبستان)در زمینه تئاتر فعال بشوم.اما این فعالیت بعد از این دوره قطع و محدود به دیدار های تصادفی با خانم آدینه در مکان های مختلف شد.ایشان مرا تشویق به حضور در کلاس های بازیگریشان کردند.به هر حال علی رغم علاقه باطنی ام به بازیگری , از این هنر کم کم دور شدم, چرا که مادرم معتقد بود که درس از هر چیزی برایم واجب تر است کم کم به سال پایانی دبیرستان و گرفتن دیپلم نزدیک می شدم که روزی از طرف منوچهر پور احمد پیشنهاد شد که برای یک مجموعه تلویزیونی تست بدهم.
پس از آن که ماجرا را با مادرم مطرح کردم او بی درنگ نپذیرفت و گفت من باید در آن موقعیت زمانی فقط به گرفتن دیپلم و کنکور فکر کنم بعد از اخذ دیپلم و قبولی دانشگاه(رشته معماری)بار دیگر این بار از طریق یکی از دوستانم که طراح صحنه بود به آقای سیروس الوند در فیلم دست های آلوده معرفی شدم که همین معرفی منجر به ورود من به دنیای بازیگری در سینما شد.
یک آدم دیگری هم هست که د زندگی شما حضوری پررنگ دارد؟
پرستو صالحی,دوست صمیمی من است.البته من دوستان صمیمی دیگری هم دارم.حال این که از میان دوستانم تنها این یکی برجسته شده, شاید به این دلیل باشد که او بازیگر است و مردم می شناسندش,اما دیگر دوستانم نه.
اما شما علاوه بر هم حرفه بودن , همسایه هم هستید؟
خب بله اما همه این ها اتفاقی رخ داد.
سرانجام تحصیلاتتان با توجه به سختگیری مادرتان؟
 در سال دوم دانشگاه رهایش کردم.
رشته مورد علاقه ای که در آینده ادامه خواهید داد؟
قصد دارم رشته باریگری را ادامه دهم آن هم در خارج از کشور نه در ایران.
در آن ایام که هنوز بازیگر نشده بودید چقدر سینما می رفتید؟
خیلی اصلا عشقم سینما بود.فیلمی نبود که اکران بشود و من آن را نبینم گاهی هم پیش می آمد فیلمی را که دوست داشتم چندین بار می دیدم.
مثلا چه فیلمی را؟
مثلا کلاه قرمزی که بیش از 5 بار آن را دیده ام و هر بار پس از دیدن آن گریه می کردم.
چرا گریه؟
آخر دلم خیلی برای کلاه قرمزی می سوخت.
چه چیز کار بازیگری را دوست داشتید شهرتش را؟
نه, خود سینما یا بهتر بگویم کلیت سینما را دوست دارم و الا سینما از منظر شهرتش دیگر چندان برایم جذاب و دلچسب نیست.
از بین بازیگران مختلف بازی کدام را بیشتر دوست دارید؟
شاید بهتر باشد اسمی نبرم.از هریک از بازیگران شاخص تاریخ سینمای ایران و جهان در دوره ای از زندگی ام که به تماشای آثارشان نشستم تاثیر خاصی را بر من می گذاشتند.
مثلا کدام بازیگر؟
ویویان لی در بر باد رفته.
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 13:44  توسط احمد  | 

سلام به همه
 

من براي سال ها مينويسم ......
سال ها بعد كه چشمان تو عاشق ميشوند.......
افسوس كه قصه ي مادربزرگ درست بود......
هميشه يكي بود يكي نبود
 
 
پادشاه قلبم , با تو من خوشبخت ترین پرنسس روی زمینم....اما بی تو همون سیندرلای کفش کتونی می مونم
 
بارون نميشم که نگي با چه منتي خودشو به شيشه مي کوبه تا نيم نگاهي بيندازم ابر ميشم که از نگراني يه روز باروني هر لحظه پنجره رو بگشايي و من رو تو آسمون نگاه کني
 
از همه چيز گذشتن و به همه چيز رسيدن مهم نيست . مهم از چه گذشتن و به چه رسيدن است.
 
 
دلا ياران سه قسم اند گر بداني زباني اند و ناني انـد و جـاني به نـاني نان بده از در برانـش تو نيـکي کن يه ياران زبـاني وليـکن يـار جـاني را نگهدار به پـايش جـان بده تا مي تواني.
 
 
فقط کسي معني دل تنگي را درک مي کند که طعم وابستگي را چشيده باشد پس هيچوقت به کسي وابسته نشو که سر انجام آن وابستگي
دلتنگيست.
 
اگه خدا تا لب پرتگاه بردت بدون يا از پشت گرفتتت .. يا همون لحظه پرواز رو يادت مي ده
 
 
هرگز حسرتي در هيچ کجاي دنيا اين چنين يکجا جمع نمي شود که در همين سه واژه کوتاه : او دوستم ندارد ...
 
 
انسان همچون رودخانه است . هر چه عميق تر باشد ، آرام تر و متواضع تر است.
 
 
برو تو ميکروسکوپ نگاه کن
نگاه کن
سر کاری نيست،
نگاه کن
.
خوب دقت کن ¤ ديديش،اون دل منه که برات يه ذره شده!!
 
 
يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم وقت پر پر شدنش سوز و نوايي نکنيم...
يادمان باشد سر سجاده عشق جز براي دل محبوب دعايي نکنيم...
يادمان باشد از امروز خطايي نکنيم گرچه در خود شکستيم صدايي نکنيم...
يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بي سر و پايي نکنيم.
 
 
به اين غروب غريبم بخند حرفي نيست طلسم اشک مرا با فريب دزديدند تو هم براي فريبم بخند حرفي نيست.
 
 
كاش گناهي كنم كه مجازاتش تبعيد به قلب تو باشد.
 
 
وقتي دلت گرفت بشين به اندازه تمام دلتنگيات گريه کن . براي اينکه کسي اشکاتو نبينه ماهي کوچيکي شو و به ته دريا برو . ديگه نه کسي صداتو مي شنوه نه کسي اشکاتو مي بينه . حالا فهميدي چرا اب دريا شووره؟
 
 
نا کرده گنه در این جهان کیست بگو آنکس که گنه نکرد و چون زیست بگو من بد کنم و تو بد مکافات دهی پس فرق میان من و تو چیست بگو.
 
 
خنده بر لب ميزنم تا كس نداند راز من....ورنه اين دنيا كه ما ديديم خنديدن نداشت.
 
 
دونفر نشسته بودن قاشق قاشق ماست توي رود خونه مي ريختن. غضنفر رد مي
شه مي پرسه چيکار مي کنيد؟ مي گن داريم دوغ درست مي کينيم. غضنفرميگه
 خاک بر سرتون... خوب همين کارا را مي کنيد که همه ميگن خرين...آخه اين
همه دوغ رو کي مي خوره ؟
 
 
يکي درو پنجره مي ساخته مامانش ميره خواستگاري مي پرسن پسرت چکاره است؟مي گه:ويندوز نصب مي کنه
 
 
ديشب يه خوابي ديدم واست...
خواب ديدم داري پله هاي ترقي رو يکي
 يکي
يکي.
..
.....
...........
..................
......................
..........................
..................................
طي ميکشي
 
 
به حساب بانکي شما مليونها بوسه عشق واريز کردم شما مي توانيد بطور شبانه روزي از طريق مهر کارت برداشت نمائيد
 
 
عشق با غرور زيباست ولي اگر عشق را به قيمت فرو ريختن ديوار غرور گدايي كني... آن وقت است كه ديگر عشق نيست... صدقه است
 
 
باز خبر رسيده که دلت شکسته عزيزم
بازم از دست زمونه شدي خسته غزيزم؟؟؟؟
امتحانت مي کنه خداي مهربونمون
خودتم خوب مي دوني غصه نخور ، تنها نمون
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 18:28  توسط احمد  | 

زن كامل
ملا نصرالدين با دوستي صحبت ميكرد.
-         "خوب ملا، هيچ وقت به فكر ازدواج افتادهاي؟"
ملا نصرالدين پاسخ داد: " فكر كرده ام. جوان كه بودم، تصميم گرفتم زن كاملي پيدا كنم. از صحرا گذشتم و به دمشق رفتم و با زن پر حرارت و زيبايي آشنا شدم اما او از دنيا بيخبر بود. بعد به اصفهان رفتم؛ آن جا هم با زني آشنا شدم كه معلومات زيادي درباره ي آسمان داشت، اما زيبا نبود. بعد به قاهره رفتم و نزديك بود با دختر زيبا با ايمان و تحصيل كرده اي ازدواج كنم."
-         "پس چرا با او ازدواج نكردي؟"
-         "آه، رفيق! متاسفانه او هم دنبال مرد كاملي ميگشت!"

باران رو به جلو
جنگ بر عليه مسائل خاصي كه با گذر زمان حل ميشود، فقط نيروي شما را به هدر ميدهد. يك داستان چيني بسيار كوتاه، اين موضوع را به تصوير ميكشد:
ناگهان در ميان دشتي، باران گرفت. مردم به دنبال سرپناه ميدويدند، به جز مردي كه همان طور آرام به راهخود ادامه ميداد.
كسي پرسيد: "چرا نميدوي؟"
مرد پاسخ داد: "چون جلو من هم باران ميبارد
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 13:31  توسط احمد  | 

 
من براي سال ها مينويسم ......
سال ها بعد كه چشمان تو عاشق ميشوند.......
افسوس كه قصه ي مادربزرگ درست بود......
هميشه يكي بود يكي نبود
 
پادشاه قلبم , با تو من خوشبخت ترین پرنسس روی زمینم....اما بی تو همون سیندرلای کفش کتونی می مونم
 
رتبه اول کنکور نمی خوام جی افه خوشگل و پولدار نمی خوام . دوست دارم چتیدنو ولی جز تو از هیچ کسی پی ام نمی خوام . بی تو من یاهو مسنجر نمی خوام . تو که نیستی سیستمم رو نمی خوام . یکی پرسید اگه ایدیت هک بشه؟ حتی این خیال زشت رو نمی خوام. من تو رو می خوام تو رو می خوام اونارو نمی خوام
 
زنها علاقه زیادی به ریاضیات دارند زیرا انها سن خود را تقسیم بر دو می کنند قیمت لباسهایشان را ضربدر دو و حقوق شوهرانشان را ضربدر سه و پنجاه سال هم به سن دوستان خود می افزایند
 
ای قشنگ تر از پریا ...شبها تو چت نری ها......اگه رفتی تو روم نری ها........اگه رفتی پی ام ندی ها...........اگه دادی ا اس ال ندی ها..........اگه دادی........اصلا به جهنم هر غلطی می خوای بکن
 
هرگز حسرتي در هيچ کجاي دنيا اين چنين يکجا جمع نمي شود که در همين سه واژه کوتاه : او دوستم ندارد
 
برو تو ميکروسکوپ نگاه کن
نگاه کن
سر کاری نيست،
نگاه کن
.
خوب دقت کن ¤ ديديش،اون دل منه که برات يه ذره شده!!
 
بزرگراهّاي مهندسی ساز ما را به هم نميرسانند. عشق با قوانين بيگانه است ،از بيراهها بيا براي ديدن کسی که عمريست دوست دارد.
 
يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم وقت پر پر شدنش سوز و نوايي نکنيم...
يادمان باشد سر سجاده عشق جز براي دل محبوب دعايي نکنيم...
يادمان باشد از امروز خطايي نکنيم گرچه در خود شکستيم صدايي نکنيم...
يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بي سر و پايي نکنيم.
 
به اين غروب غريبم بخند حرفي نيست طلسم اشک مرا با فريب دزديدند تو هم براي فريبم بخند حرفي نيست.
 
ای که دور از من و یاد منی
با خبر باش که دنیای منی
شادیت شادی من
غصه ات غصه ی من
قلب من خانه تو
خانه ات قبله ی من
 
یارو می ره الکتریکی میگه: گلاب به روتون لامپ دارید؟ یارو می گه: داریم ولی چرا گلاب به رومون؟ یارو می گه: اخه واسه توالت می خوام
 
وای وای وای وای وای وای وای دیدی چی شد؟ وای وای وای وای وای وای وای بگم؟ نه نمی گم خیلی بده................وای وای وای وای وای وای وای وای وای ...............تو رو خدا بگو .نه جون تو نمی شه خیلی ضایع ست اخه نمی شه اصلا وای وای وای وای وای وای وای وای وای وای باشه چون اصرار کردی می گم ................ولی قول بده به کسی نگی چقدر بد اسگول شدی
 
کبوتره دوپینگ میکنه به جای نامه ایمیل میبره!!!
 
دل غمگین منو باز تو کمی آروم می کنی
می شکنه طلسم غم آخه جادوم می کنی
 
گوشي رو برمي داري و چند وقت يه بار زنگ مي زني چند وقت يه بار به آرزوم به روياها رنگ مي زني بعدش ميگي شايد بايد از همديگه دور بمونيم ميگي بايد سعي بكنيم سخته ولي ما مي تونيم.
 
باران را دوست نداشت
هميشه باران وقتي مي باريد كه او پر از گريه بود
گريه را دوست نداشت
هميشه هنگامي گريه مي آمد كه دلش شكسته بود
دلش را هم دوست نداشت
هميشه زماني دلش مي شكست كه، او را مي ديد
اما او را دوست داشت و هميشه از او و دلش و گريه مي گذشت
اما از باران نه تمام مشكل همين جا بود او باران را دوست نداشت.

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 19:2  توسط احمد  | 

آقاى جك، رفته بود استخدام بشود . صورتش را شش تيغه كرده بود و كراوات تازه اش را به گردنش بسته بود و لباس پلو خورى اش را پوشيده بود و حاضر شده بود تا به پرسش هاى مدير شركت جواب بدهد .
  آقاى مدير شركت، بجاى اينكه مثل نكير و منكر از آقاى جك سين جيم بكند، يك ورقه كاغذ گذاشت جلوش و از او خواست تنها به يك سئوال پاسخ بدهد . سئوال اين بود :
 "شما در يك شب بسيار سرد و طوفانى، در جاده اى خلوت رانندگى ميكنيد، ناگهان متوجه ميشويد كه سه نفر در ايستگاه اتوبوس، به انتظار رسيدن اتوبوس، اين پا و آن پا ميكنند و در آن باد و باران و طوفان چشم براه معجزه اى هستند .يكى از آنها پير زن بيمارى است كه اگر هر چه زود تر كمكى به او نشود ممكن است همانجا در ايستگاه اتوبوس غزل خداحافظى را بخواند . دومين نفر، صميمى ترين و قديمى ترين دوست شماست كه حتى يك بار شما را از مرگ نجات داده است . و نفر سوم، دختر خانم بسيار زيبايى است كه زن رويايى شماست و شما همواره آرزو داشته ايد او را در كنار خود داشته باشيد . اگر اتومبيل شما فقط يك جاى خالى داشته باشد، شما از ميان اين سه نفر كداميك را سوار ماشين تان مى كنيد؟؟ پيرزن بيمار؟؟ دوست قديمى؟؟ يا آن دختر زيبا را؟؟ جوابى كه آقاى جك به مدير شركت داد، سبب شد تا از ميان دويست نفر متقاضى، برنده شود و به استخدام شركت در آيد.
  راستى، ميدانيد آقاى جك چه جوابى داد ؟؟ اگر شما جاى او بوديد چه كار ميكرديد ؟؟


  و اما پاسخ آقاى جك :


  آقاى جك گفت : من سويچ ماشينم را ميدهم به آن دوست قديمى ام تا پير زن بيمار را به بيمارستان برساند، و خود من با آن دختر خانم زيبا در ايستگاه اتوبوس ميمانم تا اتوبوس از راه برسد و ما را سوار كند

+ نوشته شده در  شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 19:1  توسط احمد  | 

Kochiktarin ensan ha kasani hastand ke baraie be dast avardane digaran, khod ra ham aghide  va ham fekr ba an shakhs neshan midahand
 
 
Man az omram che fahmidam? Nafahmidam che fahmidam. Haman andaze fahmidam ke fahmidam nafahmidam. (Ghesmati az  daftar khaterate ye bande khodaee)
 
 
Dar in donya be andaze kafi ja baraye hame hast be jaye inke jaye digari ra begirid say konid jaye aslie khodetan ra peyda konid (charli chapin)
 
 
Mohabat mesle seke mimone ke agar biyofte to golake galb, nemishe daresh ovord agaram bekhay daresh biyari bayad galbo beshkani
 
 
 
Ye bande khodaee  radiologist mishe, be mariz mige: moteassefane too aksetetoon yeki az dande'hatoon shekaste bood, vali man ba photoshop dorostesh kardam
 
 
 
Divoone
oghdeie
sarbehawa
efadeie
tarsoo
damdami
asopas
razl
ashghal
mozhek
shoke shodi?
hala 8 harfe avale 8 kalame bala ro bekhon
 
 
Midoni falsafeh sor soreh baraie bache ha chie? Mikhan az bachegi yad begiran ke Sooud cheghadar sakhteh va Soghot cheghadar asone.
 
 
 
Zendegi 2 chiz be man amokht
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
Be to ham rabti nadare  ke chi amokht… zahmat nakesh kam bia pain
 
 
 
Jade eshgh ta etelae sanavi liz o laghzande mibashad az asheghani ke ghasde safar daran khod ra be zanjir mohabat va samimiat mojahaz konanad.
 
 
 
 
Har sokoti neshaneh tanhai ast va har labkhand neshaneh mehrabani va har SMS neshaneh deltangie man baraie to
 
 
 
 
Ye zarbolmasale lahestani mige: ghabl az raftan be safar ye bar doa kon…va ghabl az jang 2 bar..va ghabl az zan gereftan 3 bar
 
+ نوشته شده در  شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 18:58  توسط احمد  | 

 

سلام دوستان عزیز

امروز واسه شما دوستان خوبم ۷ عکس از تضاد طبقاتی در دنیای امروز رو گذاشتم که دلم می خواد یه کم بیشتر از قبل به این مسئله فکر کنیم و با خودمون بگیم که چرا باید در جهاني با اين همه ثروت  چنین وضعی وجود

داشته باشه ؟

 

 

 
 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت 13:38  توسط احمد  | 

یک وسیله خیلی جالب اومده
گفتم برای شما هم معرفی کنم
میدونم که به درد خیلی از شما ها میخوره
یه وسیله ای هست که میتونید 2 تا سیم کارت رو هم زمان در
گوشی داشته باشید
مثل شکل زیر
 
TinyPic image 
 
 
و به صورت زیر توی گوشی شما قرار میگیره
 
TinyPic image 
 
 
 
و اینکه میتونید هر 2 سیم کارت رو هم زمان روشن داشته باشید
و یا یکی روشن و دیگری خاموش
 
بعد از نصب این وسیله یک منو به گوشی شما
اضافه میشود که میتونید به راحتی ازش استفاده کنید
 
این وسیله روی همه گوشی ها قابل نسب هستش
میتونید به وسیله این دستگاه هر کدام از سیم کارت ها را
از دسترس خارج کنید
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت 13:32  توسط احمد  | 

لطفا درباره خودت کمی توضيح بده.
 
من تنها زندگی می کنم. با خانواده ام ارتباط نزديکی دارم. مادر و پدرم با از همه دنيا بيشتر دوست دارم. خوشبختانه دوستان خوبی هم دارم...
 
آيا آلبوم جدیدی که در دست تهیه دارید تفاوتی با آلبوم قبلی دارد؟
 
نمی توانم جزئیات زیادی بدهم. ولی یک دگرديسی يا شايد رشد باشد و می توانم بگويم که يک تحول اساسی در آن اتفاق افتاده است. اشعاری که در اين آلبوم استفاده شده به حال و هوای خودم برمی گردم که آدم عاشقی هستم. حال و هوای اشعار عاشقانه است با تفاوت بسيار زياد با کارهای قبلی.
 
روزهايت را چگونه می گذرانی؟
 
هر روز ورزش می کنم و تمرين پيانو و گيتار... بخشی از روز را به آهنگسازی برای خوانندگانی که احساس می کنم توانايی خواندن ملودی های مرا دارند می گذرانم و بخشی هم روی آلبوم خودم کار می کنم. روزی دو تا سه ساعت هم به خواندن کتاب يا مقاله مشغولم...
 
بهرام شبگرد از هرات پرسيده: شما با آلبوم 85 طرفداران زيادی در افغانستان پیدا کرده اید، آيا امکان دارد برنامه ای در افغانستان اجرا کنيد؟
 
من خودم علاقمندم که هر جا که آهنگ های مرا دوست داشته باشند که بصورت زنده گوش کنند بروم، ولی از نظر مهيا بودن شرايط بايد تهيه کننده برنامه (محسن رجب پور) پاسخ دهند.
 
کلا چند ترانه خوانده ای؟
 
بعد از آلبوم 85 که اولين آلبومم است، سه قطعه برای فيلم گرگ و ميش اجرا کردم. ترانه ديگری از من در بازار نيست.
 
ايمان از لس آنجلس: آيا فکر می کنيد که خواننده های پاپ داخل ايران بتوانند در لس آنجلس هم کنسرت داشته باشند؟
 
قطعا همينطور است و فکر می کنم برنامه ريزی هايی هم شده باشد.
 
علی از تبريز: تحصيلات شما چقدر است؟ آيا شما هم می خواهيد مثل شادمهر عقيلی به لس آنجلس برويد؟
 
اول بخش دوم سئوال را جواب می دهم. هيچ چيز بهتر از اين نيست که انسان در کنار کسانی باشد که زبانش را می فهمند، رفتارش را درک می کنند و احساسش را متوجه می شوند و هنرش را آنجا عرضه کند. من هم افتخار می کنم که در اين شهر و زير آسمان اين کشور برای مردم می خوانم.
من دو ديپلم دارم: ديپلم رياضی فيزيک و ديپلم انسانی. دانشجوی
کارشناسی ادبيات فارسی هم هستم.
 
آزيتا از نيويورک پرسيده: در کجا زندگی می کنيد؟
 
در تهران، محله ولنجک.
 
پوريا يگانه: آيا ازدواج کرده ايد؟ شعرهای شما برای چه کسی خوانده می شود؟
 
نه ازدواج نکرده ام. مجردم. شعرها را برای عشقم می خوانم.
 
پس يک عشق واقعی در کار هست؟
 
عشق فرضی حسی ايجاد نمی کند و انسان نمی تواند با آن حسش را به مخاطب منتقل کند.
 
علی از تهران: الگوی شما چه کسی است؟
 
الگوهای مختلفی برای انجام کارهای مختلف هست. به جز آسمانی ها که آدم های بی نقصی بودند، تمام آدم های ديگر هر چند که در زمينه های مختلف پيشرفت کرده باشند در بعضی زمينه های ديگر ممکن است نواقصی داشته باشند...
 
احتمالا منظور سئوال، الگویت در کار حرفه ای است؟
 
من تورج شعبانخانی را که در ايران هست خيلی دوست دارم. او از استادان قديمی موسيقی و از آهنگ سازان بزرگ پاپ است. حس او را خيلی می پسندم، هم در آهنگ سازی و هم در اجرای ترانه. در ميان خواننده های خارجی هم خوليو ايگلسياس را خيلی دوست دارم.
 
از هلند (آمستردام) پرسيده اند: آيا برای اجرای کنسرت به هلند می رويد؟
بله.
پس هلند هم جزو تور اروپايی شما در ماه آوريل است؟
 
بله.
 
نيما و رضا نصری از هند: با توجه به افزايش شهرت شما، توقع مردم هم از شما بيشتر می شود. چطور با اين توقع کنار می آييد؟
 
خيلی به آن فکر نمی کنم. چون استرس ناشی از توجه زياد مردم بيشتر دست و پای انسان را می بندند. تمام سعی ام را می کنم که اعتماد مردم را به شکل يک امانت نگهدارم و امانت دار خوبی شوم.
 
پرسيده اند به لندن هم می آييد؟
 
بله.
 
سارا پرسيده که آيا ويديو کليپ درست کرده ايد يا قرار است درست کنيد؟
 
اميدوارم که اتفاق نو و بديعی در ساخت کليپ بيفتد، چون نمی خواهيم کاری که همه انجام می دهند، باشد. می خواهيم کار جديدی باشد. خيلی هم دور نخواهد بود که مردم کارهای مرا بينند.
 
محمد جواد از تهران: به جز گيتار به چه ساز ديگری تسلط داريد؟
 
نزد يکی از اساتيد بزرگ در حال يادگيری پيانو هستم.
 
باز هم پرسيده اند که ضبط يک اثر چگونه است، آيا ابتدا موسيقی نوشته می شود و سپس اجرا می شود و پس از آن در صورت لزوم به آن افکت اضافه می شود؟
 
استانداردی برای ضبط و اجرای اثر هست که سعی می کنم آن را رعايت کنيم. ولی خط مشخصی وجود ندارد که به شکل يک کليشه باشد. ما کاری را که فکر می کنيم به نتيجه کارمان کمک کند انجام می دهيم و بعضی اوقات شايد اين استاندارد را هم بشکنيم.
محمد جواد باز هم پرسيده تهيه يک آلبوم چقدر هزينه داشته؟
 
خيلی مشخص نبوده. چون عوامل اصلی تهيه آلبوم من تيمی بوده اند که اگر قرار بود دستمزد واقعی شان را بگيرند نمی توانستم پرداخت بکنم. نمی توانم رقم دقيقی بگويم ولی دوستانم خيلی به من کمک کردند.
 
محمد همچنين پرسيده: تمايزی بنیامین با خواننده های دیگر این است که سبک کارش تقلیدی نبوده، اشعاری هم که روی آنها کار شده بود، قرار دادن ملودی روی آنها واقعا دشوار بود. می خواستم بدانم آیا موقع سرودن اشعار ملودی کار را درآوردن یا اینکه بعد از سروده شدن اشعار روی آنها کار شده؟
 
هر دو شکل آن در آلبوم من وجود داشته. مثلا شعری داشتيم که من روی آن ملودی گذاشتم يا اينکه من ملودی ای داشتم که فريد احمدی شعری روی آن سروده است. همه اينها هم زمان اتفاق می افتد، يعنی گاهی يک خط شعر از ملودی جلو بوده يا برعکس.
 
علی اکبر چراغی نوشته: از شما درخواستی دارم آن هم اینکه ترانه هایی که برای امام حسین می خوانید لطف کنید به سبک پاپ و به سبکهای آمریکایی نخوانید. امام حسین بیش از اینها ارزش دارد....
 
قطعاتی که با صدای من به آن مضامين شنيده شده، من آهنگ ساز آنها بودم، به سفارش يک بخش نيمه خصوصی که خواننده ديگری آنها را اجرا کرده است. چيزی که دوستان شنيدند اتودی بوده که من روی آنها خواندم و من چند سال پيش سفارشی را که از کسی ديگری گرفته ام اجرا کردم.
 
منظورت از اتود چيست؟
 
من آهنگ ساز آن قطعات بودم. به عنوان آهنگ ساز قبل از اينکه خواننده اصلی اثر شما را بخواند، خودتان به صورت آزمايشی می خوانيد تا به خواننده الگو بدهيد و خواننده هم روی آن تمريناتش را انجام دهد.
 
آيا تا به حال مشکلی در گرفتن مجوز برای کارهايتان داشته ايد؟
 
اين کار (گرفتن مجوز) انجام شده و فضای موسيقی پاپ در ايران خيلی اميدوارکننده است. در مورد جزئيات کار بايد از آقای رجب پور (تهيه کننده آلبوم) سئوال شود ولی من خودم مشکلی نداشته ام.

 
شرح حال بنيامين
 
بنیامین بهادری، خواننده مشهور موسیقی پاپ در ایران، مهمان صفحه صدای شماست.
بنيامين از ۱۶ سالگی به شعر و موسيقی روی آورده، در ۱۹ سالگی به فراگيری گيتار پرداخته و سپس به صورت حرفه‌ای آهنگ‌سازی را شروع کرده است. در این مدت در ساخت چند آهنگ و ترانه با خوانندگان دیگر موسیقی پاپ همکاری داشته و یک آلبوم به نام گلهای رنگین کمان برای کودکان ساخته است.
آلبوم "۸۵" بنیامین در موسیقی پاپ ایران با استقبال خوبی روبرو شد. ميليون ها نسخه از آلبوم های بنيامين تاکنون به فروش رسيده است. تهيه‌کننده‌ آلبوم "۸۵" محسن رجب ‌پور است که تهيه ‌کنندگی کنسرت‌ ها و آلبوم ‌های گروه آريان را نيز بر عهده دارد.
آقای رجب پور می گويد بنيامين درحال ضبط يک آلبوم جديد است و بزودی کنسرت هايی را در شهرهای اروپايی به همراه گروه آريان اجرا خواهد کرد.
بنیامین در سپتامبر 2006 در جشنواره‌ "Middle East Street" در سوئد تعدادی از کارهای خود را اجرا کرد. گفته می‌شود، نتيجه‌ يک نظر سنجی و محبوب بودن اين خواننده برای جوانان ايرانی، يکی از دلايل انتخاب بنيامين برای شرکت در این جشنواره‌ بوده است.
 
Ba tashakor az dooste aziz Arta ke
in ahango dar ekhtiyare man gharar dadan
 
 
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت 13:28  توسط احمد  | 

 
ديروز
 

TinyPic image

 

سنگ خارا
 
جاي آن دارد كه چندي هم ره صحرا بگيرم
سنگ خارا را گواه اين دل شيدا بگيرم
مو به مو دارم سخن‌ها نكته ها از انجمن‌ها
بشنو اي سنگ بيابان ، بشنويد اي باد و باران
با شما همرازم اكنون، با شما دمسازم اكنون
شمع خودسوزي چو من، در ميان انجمن
گاهي اگر آهي كشد دل‌ها بسوزد
يك چنين آتش‌به جان مصلحت باشد همان
با عشق خود تنها شود تنها بسوزد
من يكي مجنون ديگر در پي ليلاي خويشم
عاشق اين شور و حال عشق بي فرداي خويشم
تا به سويش رهسپارم سر ز مستي بر ندارم
من پريشان حال و دلخون با همين دنياي خويشم

 

 TinyPic image

یه شب یه روز

 
یه شب یه روز یه ماه یه سال
یه عمره که می گردم بدحال
چو کبوتر بی پر و بال میرم همه جا
یه روز دیدم گم شد جونم دور افتادم از آشیونه‌ام
 بی خونه مونم سرگردونم بی او به خدا
سلطان قلبم کجایی کجایی؟ رفتی که بر من به شادی گشایی،
 دروازه های بهشت طلایی، اما صد افسوس
رفتی و برد از کفم زندگانی عشق و امید مرا در جوانی
رفتی کجا ای که دردم ندانی، دردم ندانی
 
قربون میرم اون خدارو خدارو لطفش بهم می رسونه دلا رو
حل می کنه رحم اون مشکلا رو، شکرت خدایا!
گذشته دیگه گذشته، گذشته، این فتنه ها بازی سرنوشته
شکرت خدایا که حالا بهشته کاشونه‌ي ما
گذشته ها گذشت بیا بیا که بگیم شکر خدا
 که بهم رسوند دل ما را، شکرت خدایا!
اگه یه روزی آسمون با من و تو شد نامهربون
 نمونده امروز از غم نشون، شکرت خدایا!
 
 
امروز
 

TinyPic image

 

غريبه

 
يه غريبه اومد از راه، با من آشنا شد
با تموم خستگي‌هاش، با من هم‌صدا شد
خونه‌ي دل از محبت گرم و باصفا شد
به غرور گذشته رسيدم، به هواي گذشته پريدم
چي بگم......
ندونسته دلمو به غريبه سپردم
اون غريبه رو ساده شمردم
گول چشم سياهشو خوردم
رفت از اين شهر كه دلم رو به خون بنشونه
جون من رو به لب برسونه
جاي ديگه آتيش بسوزونه
ندونستم كه غريبه هرچي باشه يه غريبه است
ندونستم كه غريبه هرچي باشه يه غريبه است.
 

TinyPic image

 

چشمك

 
روبروی من و چشمات انتظار یه چراغه
زیر سقفی که نجیبه فرصت بوسه چه داغه
آینه های مهربونی تو به تو تا بی نهایت
شونه هامون جای قصه سرامون گرم رفاقت
روبروی من و چشمات اتفاقی پا به ماهه
چشمای تو سهم عشقه چشمایی که سرپناهه
بوی عطر پیرهن تو برده هوش از عطر شب بو
به نگاه تو حسوده چشمای قشنگ آهو
سمت و سوی وسعت تو سمت و سوی آسمونه
حرف بارون با تنت نیست حرف تو رنگین کمونه
داشتن تو یه قراره بین قلب من و دریا
شور شعر و شوق شعری دیدنت وقت تماشا
کاشکی چشمات مال من بود با یه رنگ عاشقونه
بغضمو بغل بگیری به یه چشمک یه بهونه
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 12:6  توسط احمد  |