تبليغاتX
مطالب علمی و احساسی
ا لفباي فا رسي : حروف هجا  كه به  فارسي (( ا لفبا ))
 
                       نا ميده مي شوند  بر عكس تصور همگا ن كه مي گويند
 
                       32 حرف ا ست, 24 حرف ا ست و عبا رت ا ست ا ز:
 
   ا -  ب- پ- ت- ج- چ- خ- د- ذ- ر- ز- ژ- س- ش- غ
 
    ف- ك- گ- ل- م- ن- و- ه- ي .    بوا سطه  ا ستعما ل
 
   كلما ت عربي و تركي ,هشت حرف ديگر هم به ا لفباي
 
    فارسي ا فزوده شده ا ست كه عبا رتند ا ز ,(( ث ? ح-
 
    ص- ض- ط- ظ- ع- ق ))  ا ين هشت حرف در زبا ن
 
    فا رسي سره  وجود  ندا رد  و هر كلمه اي  كه ا ز ا ين
 
    حروف در آ ن باشد فا رسي  نيست 4 حرف  پ- چ- ژ
 
    گ هم  در عربي وجود  ندا رد  و هر كلمه ا ي كه ا ين
 
4  حرف را  دا را   با شد عربي  نيست .
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 14:5  توسط احمد  | 

...همیشه ازین شعر خوشم میومد:
 
کاش می دانستید زندگی با همه ی وسعت خویش
محفل ساکت غم خوردن نیست
حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نیست
زندگی خوردن و خوابیدن نیست .
*
*
*
زندگی حس جاری شدن است
زندگی کوشش و راهی شدن است .
از تماشاگر آغاز حیات
تا به جایی که خدا میداند
 
 
 
...داریم این مسیر رو طی میکنیم
در حال رفتنیم . هم خودمون...هم عمرمون...
داشتم فکر میکردم که راه های نرفته زیاد داریم : طی کردن راه تحصیلی و کنکور , رشته ها ,شغل , گرفتن مدرک , زندگی آینده , پیشرفت های علمی و بهتر کردن وضع جامعه و انجام وظایف دینی  : همه و همه باید درست به پایان برسه  تا با خیال راهت راهی اون دنیا شیم...
آخه ما فقط یک بار به دنیا می آییم , یک بارهم از این جا میریم
پس چه بهتر که وقت عزیزمونو صرف کارای بیهوده که هیچ سود دنیوی و اخروی توش نیست نکنیم...
 
***************************
 
 
- زندگی هدیه ای بزرگ است که به ما می دهند ،از آن خوب استفاده کن
 
- برای نفوذ کردن به دل دشمن ، اول خوب به حرفهاش گوش کن
 
- گذشته را نه پنهان کن و نه در آن زندگی کن
 
- هر چه را داریم به ما داده اند
 
- هیچ کاری را به تنهایی نمی کنیم
 
- روح ، جسم و ذهن هر سه با هم اند
 
- حرف حق ،زخم نمی زند
 
-حرفهای خودت را بشنو
 
-نتیجه کار، آموزگار بزرگی است
 
-به حقوق حریفت احترام بگذار
 
-ابتدا راهت را بشناس
 
-سکوت را فقط با آوازی دل نشین بشکن
 
-نور از درون می تابد
 
-خدا را خوب بشناس و شاکرش باش.
 
-دوست توقعات نادرست نباش.
 
-کمک خواستن قدرت می خواهد
 
-زندگی هدیه ای غیر قابل تصور است
 
-ایمان مضطرب نمی شود
 
-همواره به قلبت رجوع کن
 
-هرگز فراموش نکن چرا به وجود امده ای
 
-بد بختی همواره به دنبال نادان می گردد
-هیچ چیز را به خطر نینداز و این پاداش تو خواهد بود

من هنوز خواب می بینم
که دوره دوره ی وفاست
که اعتبار عشق به جاست
دنیا به کام آدماست
من هنوزم خواب می بینم

من هنوز خواب می بینم
که این خودش غنیمته
برای دیگرون یه خواب
برای من حقیقته
من هنوزم خواب می بینم

سوته دلان یکی یکی تموم شدن
سوته دلی نمونده غیر از خود من
کسی که عشق و غم و فریاد بزنه
حقیقت آدمو فریاد بزنه

هنوز تو قصه های من
رنگ و ریا جا نداره
دروغ نمی گن آدما
دشمنی معنا نداره

هنوز تو قصه های من
هیچ کسی تنها نمیشه
کسی به جرم عاشقی
خسته وتنها نمی شه

هنوز تو ی دنیای من
هر آدمی یه عالمه
گل و نمی فروشن به هم
گل مثل قلب آدمه

سوته دلان یکی یکی تموم شدن
سوته دلی نمونده غیر از خود من
کسی که عشق و غم و فریاد بزنه
حقیقت آدمو فریاد بزنه

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 14:5  توسط احمد  | 

 

مرا عمري به دنبالت کشاندي
سرانجامم به خاکستر نشاندي

ربودي دفتر دل را و افسوس
که سطري هم از اين دفتر نخواندي
 
گرفتم. عاقبت دل بر منت سوخت
پس از مرگم سرشکي هم فشاندي !

گذشت از من ،ولي آخر نگفتي
که بعد از من به اميد که ماندي ؟
 
 
 
 
Listen to my heart when it speaks.
Don't criticize my physique.
 
Talk to me about your day.
Surprise me sometimes with a bouquet.
Speak softly in my ear.
Tell me what I want to hear.
Surprise me with a special date.
Tell me I'm your soulmate.
Confide in me what you believe.
Promise me you'll never leave.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 14:2  توسط احمد  | 

دوازده گام برای ترقی و ترفیع در کار_12

بالا رفتن از نردبان شغلی نیازمند سخت کوشی، وقت شناسی، و کمی خوش شانسی است. خیلی خوب می شد اگر مدرک دانشگاهی، مهارت های شغلی و بازده کاری به طور خارق العاده ای درهای آرزوهایتان را به رویتان باز می کرد، اما زندگی اینگونه نیست. شما باید خودتان برنامه ریزی کرده و برنامه هایتان را اجرا کنید.

در این قسمت نکاتی وجود دارد که می تواند پیشرفت و ترقی را برایتان به ارمغان بیاورد.
1- در شغل فعلی تان مهارت کامل بدست آورید
حتی اگر هیچ گونه علاقه ای به انجام دادن شغل فعلی تان ندارید، سعی کنید آنرا به بهترین نحو انجام دهید. راههایی پیدا کنید، تا از آن طریق بتوانید خلاقیت خود را افزایش دهید. از روش هایی استفاده کنید تا هزینه ها را تا حد ممکن کاهش دهید. انتقادهای سازنده را بپذیرید. همواره آماده رویارویی با موقعیت های پیش بینی نشده باشید تا شکست نخورده، دیگران را سرزنش نکنید و وجهه شغلی تان را به خطر نیندازید.
2- به طور داوطلبانه اضافه کاری کنید
استراتژی های شغلی خود را معین کنید. گاهی انجام چند کار کوچک در کنار وظایف اصلی بهتر از به عهده گرفتن پروژه های بزرگ است. در حالیکه دیگران برای بدست آوردن مسئولیت های چشمگیر با هم رقابت می کنند شما می توانید به راحتی از طریق انجام کارهای کوچک اما مفید ارزش و اعتبار خود را افزایش دهید.
3- در چشم کارفرما خوب جلوه کنید
اگر به طور باطنی هیچ علاقه ای به کارفرمای فعلی خود ندارید، باز باید سعی کنید که در نظر او فرد کارآمدی جلوه کنید. زمانی که او ترفیع رتبه می گیرد باید کسی باشد تا جای او را پر کند، و چه کسی بهتر از شما؟ هنگامیکه خود را باهوش، کاردان و علاقمند به کار نشان دهید آنگاه استحقاق ارتقای شغلی را نیز دارید. البته باید مراقب باشید که بیش از اندازه چاپلوسی نکنید و بیش از حد به رئیستان نچسبید. شما که دوست ندارید اگر احیانا او را از روی ناشایستگی اخراج کردند، شما نیز از طرف شرکت مقصر شناخته شوید. 4- با اداره روابط عمومی در ارتباط باشید
برقراری ارتباط با پرسنل این بخش به شما کمک می کند تا خیلی سریع از پروژه های آینده با خبر شوید. همچنین افراد این بخش می توانند تاریخ و زمان برگزاری کلاس های آموزشی جدید را نیز در اختیارتان قرار دهند. اجازه دهید تا همه متوجه شوند که شما اهداف دراز مدتی را در مورد کمپانی دنبال می کنید. بنابراین اگر شرکت برای گسترش و پیشرفت برنامه ریزی کند، آنگاه نام شما را در لیست خود ثبت خواهد کرد. 5- ارتباط مناسبی با همکاران داشته باشید
قرار نیست که همه را دوست بدارید اما در عین حال لازم نیست کسی از این موضوع اطلاع پیدا کند. سعی کنید همیشه مودب، محتاط و با ملاحظه باشید. در کارهای گروهی به طور برجسته ظاهر شوید. با قدردانی از زحمات خدمه به راحتی می توانید در بین آنها محبوبیت و مقبولیت پیدا کنید. و باید مراقب شهرت خود نیز باشید. مسائل خصوصی زندگی را برای خودتان نگاه دارید و کاری در اداره، دفتر و یا سفر شغلی انجام ندهید که بعدها موجبات پشیمانی شما را فراهم سازد. 6- بگذارید مهارت های مدیریتیتان بدرخشند
بالارفتن از هر یک از پله های نردبان شغلی نیازمند این است که شما توانایی ذاتی مدیریت داشته باشید. برای سایرین قوت قلب باشید، موفقیت های مختلف را شناسایی کنید و هر چند وقت یکبار کارها را سازماندهی کنید. دعوت کردن دوستان به صرف نوشیدنی پس از اتمام ساعات کاری گزینه مناسبی برای افزایش روحیه کار گروهی به شمار می رود. 7- برای خود جانشین تعیین کنید
حدس بزنید که اگر شما تنها کسی باشید که می تواند شغل فعلیتان را انجام دهد، چه می شود؟ مجبور می شوید تا ابد خودتان آنرا انجام دهید. سعی کنید اطلاعات و مهارت هایتان را در اختیار دیگران بگذارید. زمانی که به مسافرت می روید از دیگران درخواست کنید که وظایف شما را به عهده گرفته و طریقه انجام آنرا نیز به آنها آموزش دهید. 8- مربی بگیرید
کسی که به او اعتماد دارید: به عنوان مثال یک مقام ارشد و یا مدیر موفق را انتخاب کنید و از او درس بگیرید. با او در مورد اهداف شغلی تان مشورت کنید و تاکتیک های نهایی را با او معین کنید. شاید گاهی لازم باشد که برای دست یافتن به موقعیت های بالاتر از جاهای پست تر شروع به کار و تلاش کنید.
9- در دوره ها آموزشی اضافی شرکت کنید
با توجه به هر آنچه که مدارک تحصیلی به شما عرضه می کند، باز هم می توانید چیزهای جدید بیاموزید. در مورد چگونگی برگزاری دوره های شبانه، سمینار ها، کارگاه های عملی از مربی و کارفرمای خود سوال کنید و ببینید که می توانند چه فایده ای در ارتقای سطح دانش فعلی شما داشته باشند.
کتاب ها و مقالات مربوط به کار و تجارت را مطالعه کنید. برای گرفتن اخبار اینترنتی ثبت نام کنید و سعی کنید اطلاعات به روزی، هم در زمین شغلی و هم در زمینه صنعتی داشته باشید. 10- همیشه شیک پوش باشید
خیلی تعجب می کنید اگر یک روز ببینید که رییس هیئت مدیره لباس مناسب بر تن نکرده. اگر مقررات اداره، شما را ملزم به پوشیدن لباس فرم می کند، سعی کنید همواره مرتب و تمیز باشید. یک کت مناسب در اختیار داشته باشید تا اگر یک روز به دفتر مدیریت فراخوانده شدید بتوانید از آن استفاده کنید. موهایتان را مرتب کنید و کفش ها را نیز واکس بزنید. 11- اثری از خود بر جای بگذارید
هیچ گاه نمی دانید که شانس از کجا وارد می شود. زمانی که مدیران ارشد کارخانه های دیگر را ملاقات می کنید همیشه از خود جای سوال برای آنها باقی بگذارید. زمانی که تجارت الکترونیکی می کنید و یا رو در رو با مشتری ها ارتباط دارید کاری کنید که در ذهن آنها باقی بمانید. لاف نزنید، بیش از اندازه به خود نبالید و زیادی مصر نباشید. جاه طلبی و بلند پروازی تا جایی مقبول است که تبدیل به خود پسندی نشود.
12- با زمانبندی پیش بروید
بهتر است که هیچ گاه خودتان درخواست ترفیع رتبه نکنید. زمانی که مدیرتان تحت فشار است و کم کم در حال نزدیک شدن به مهلت های نهایی هستید از او چنین تقاظایی نکنید. زمان مناسب را با دقت کامل انتخاب کنید و طوری رفتار کنید تا آنها متوجه شوند که شما قابلیت انجام کارهای بیشتر را دارید. کاری نکنید که تصور شود شما برای ترفیع رتبه و گرفتن عنوان جدید عجله دارید. پیشرفت اتفاقی نیست
نباید تنها با اتکا به شایستگی ها، استعدادهای بالقوه، و حس برتری انتظار پیشرفت داشته باشید. گاهی اتفاق می افتد که سمت های بالاتر به افراد نالایق واگذار میشود. در این حال رفتار کودکانه از خود بروز ندهید چراکه آنوقت معلوم خواهد شد که شما فرد مناسبی برای آن سمت بخصوص نبوده اید. با پیروی از نکات ذکر شده به تلاش و کوشش ادامه دهید. شاید یک سمت بهتر برای شما به وجود آمد و یا جانشین تازه کار، نالایق از آب در امد و شما با افتخار جایگزین او شدید.
بر روی اهداف شغلی دراز مدت خود تمرکز کنید. صداقت و اطمینان خود را حفظ کنید و از تلاش کردن دست نکشید، آنگاه می بینید که چیزی جز پیشرفت از آنتان نخواهد شد.
تارنمای مردمان

من همیشه دوست دارم و داشتم که برای شما جوانهایی مثل خودم تا جایی که می توانم
کاری بکنم
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 14:0  توسط احمد  | 

 
برایم نامه منویس، نمی دانی چقدر افسرده ام و چسان آرزوی نیستی می کنم. تابستان های زیبا بی تو برایم چون چراغ بی نورند. حالا دیگر بازوان خویش را فرو بسته ام، زیرا نتوانستم تو را در این بازوان بفشارم امروز اگر دست به دلم زنی چنانست که دست به گوری سرد و خاموش زده باشی. برایم نامه منویس.
برایم نامه منویس بگذار من و تو جز مرگ دل خبری به هم ندهیم. اگر می خواهی بدانی چقدر دوستت داشتم از خدا و از خودت بپرس. اگر در خاموشی دل خویش صدایی را بشنوی که از عشق سخن می گوید چنانست که بی آنکه به آسمان رفته باشی ندای آسمان را بشنوی.
برایم نامه منویس، من از نامه ی تو می ترسم. از خیال خویش نیز می ترسم. زیرا یاد صدای تو چنان در دلم مانده است که گاه و بیگاه آوای تو را در کنار خود می شنوم. برای خدا آب زلال را به تشنه ای که حق نوشیدن ندارد نشان مده. برایم نامه منویس زیرا نوشته ی محبوب تصویر زنده ی اوست. برایم نامه منویس زیرا چنین می پندارم که بوسه ای سوزان از دو لب تو این دو کلام را بر لوح دلم نقش می زند. برایم نامه منویس.
(مارسلین دوبردوالمور)
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 13:59  توسط احمد  | 

 
باران ببارد دلم مي گيرد .نبارد دست و دلم !
گفتيم تقسيم هر چيز غير خاك!
هر جا خواستيم پرواز مي زنيم
خيابان هاي خيس بي درخت را
كه از كنار جوي ها مي گذزند و مي پيچد به كوچه هاي آن سر دنيا
من اين تكه را بيشتر دوست دارم با مردمش
اين ثانيه ها هستند كه سر زير خاك مي كنند
دوباره نمي آيي....
حرفت را بزن!!!!!!!!
............
خوابم مي ايد!
خوابم مي آيد اما
بايد دوباره تمام كتاب كواكب را دوره كنم!
بي گلايه و گريه كه نمي توان به ديدار دور رؤيا رفت!
بايد به ركعت سكوت و صداي كبوتر فرو شوم!
بايد به پنجره باز و پرواز پوك پر بينديشم!
به جريمه هاي نا نوشته كودكي
به گلوي گرفته و گيتار!
بايد به حقارت ابرها بينديشم به بيم بارش بارن!
به سرود ساكت اشك.....
خوابم مي آيد اما....
بايد به اندازه گريه ئي كوتاه هم كه شده
به تو بينديشم!
شايد نگاه گرم تو
در لابه لاي اين همه رؤيا
يا در خيال اين همه خميازه گم شده باشد!
چه كنم؟ زيباي من!
بايد بيابمت
به اين گريه هاي گاه به گاه بالش و بستر خو كرده ام ديگر!
.....................
رنگين كمان حق كساني ست كه تا آخر زير باران مي مانند........
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 13:57  توسط احمد  | 

 
سخناني در مورد انديشه و تفکر از بزرگان
-+-+-+-+-+-
وسعت دنياي هر کس به اندازه وسعت انديشه اوست.نيچه )
-+-+-+-+-+-
 انديشيدن دشوارترين کار زندگي است و به همين دليل، تنها عده قليلي مي انديشند. ( فورد )
-+-+-+-+-+-
به ندرت به آنچه که داريم مي انديشيم، در حالي که پيوسته در انديشه چيزهايي هستيم که نداريم. ( شوپنهاور )
-+-+-+-+-+-
فکر کردن چه آسان است و عمل کردن چه دشوار. هيچ چيز در زندگي مشکل تر از اين نيست که انسان افکار خود را به عرصه عمل بگذارد. ( گوته )
-+-+-+-+-+-
شما باید پیش از آنکه در مورد هر مطلب مهمی تصمیم بگیرید در سکوت به مراقبه بپردازید، و از خداوند طلب دعای خیر کنید. در چنین حالتی قدرت خداوند در نهان قدرت شما است. در نهان ذهن شما ذهن حضرت حق است، و در پس اراده شما اراده او در عمل است. شری شری پراماهانسا یوگاناندا
-+-+-+-
سعي کن زيبايي در نگاه تو باشد نه در چيزي که به آن مي‌نگري

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 13:56  توسط احمد  | 

 
سلام بر خوبان روزگار فریبای خوب نما
متن امروز احتیاج به هیچ توضیح و درد دل و مقدمه چینی نداره ، اما دلم نمیاد این دوبیتی رو ننویسم :
سردفتر عالم معانی "عشق" است
                             خورشید سپهر بی زوالی "عشق" است
"عشق" آن نبود که همچو بلبل نالی
                               آن گه که بمیری و ننالی "عشق" است
                                                       (جونم ! جونم ! جونم به اینهمه معرفت) 
*****
  روزی فرا خواهد رسید که جسم من آنجا زیر ملافه سفید پاکیزه ای که چهار طرفش زیر تشک تخت بیمارستان رفته است ، قرار میگیرد و آدمهائی که سخت مشغول زنده ها و مرده ها هستند از کنارم می گذرند. آن لحظه فرا خواهد رسید که دکتر بگوید مغز من از کار افتاده است و به هزار علت دانسته و ندانسته زندگیم به پایان رسیده است.
  در چنین روزی تلاش نکنید به شکل مصنوعی و با استفاده از دستگاه ، زندگیم را به من برگردانید و این را بستر مرگ من ندانید. بگذارید آنرا بستر زندگی بنامم و بگذارید جسمم به دیگران کمک کند تا به حیات خود ادامه دهند.
  چشمهایم را به کسی هدیه کنید که هرگز طلوع آفتاب ، چهره یک نوزاد و شکوه عشق را در چشمهای یک زن ندیده است.
  قلبم را به کسی بدهید که از قلب جز خاطره دردهائی پیاپی و آزاردهنده چیزی بیاد ندارد.
  خونم را به نوجوانی بدهید که اورا از تصادف ماشین بیرون کشیده اند و کمکش کنید تا زنده بماند تا نوه هایش را ببیند.
  کلیه هایم را به کسی دهید که زندگیش به به ماشینی بستگی دارد که هر هفته خون او را تصفیه میکند.
  استخوانهایم ، عضلاتم ، تک تک سلولهایم و اعصابم را بردارید و راهی پیدا کنید که آنها را به پاهای یک کودک فلج پیوند زنید.
  هرگوشه از مغز مرا بکاوید ، سلولهایم را اگر لازم شد بردارید و بگذارید به رشد خود ادامه دهند تا با کمک آنها پسرک لالی بتواند با صدای دورگه فریاد بزند و دخترک ناشنوائی زمزمه باران را روی شیشه اتاقش بشنود.
 آنچه را که ازمن باقی میماند بسوزانید و خاکسترم را بدست باد بسپارید تا گلها بشکفند.
 اگر قرار است چیزی از وجود مرا دفن کنید بگذارید خطاهایم ، ضعفهایم و تعصباتم نسبت به همنوعانم دفن شوند.
 گناهانم را به شیطان و روحم را بدست خدا بسپارید و اگر گاهی دوست داشتید یادم کنید ؛ عمل خیری انجام دهید یا به کسی که نیازمند شماست کلام محبت آمیزی بگوئید.
 اگر آنچه را که گفتم انجام دهید ؛
                                       همیشه زنده خواهم ماند. 
*****
همه انسانها میبایست کشف کنند که "عشق" نیز همانند جاذبه زمین واقعی است و اینکه هر روز و هر ساعت و هر دقیقه و هر لحظه عاشق شدن ، خیالی شاعرانه نیست ! بلکه حالتی طبیعی است.
*****
امتحان نهائی دین ، دینداری نیست ، "محبت" است. در زندگی به عقب که مینگرید ، میبینید لحظه هائیکه به راستی زندگی کرده اید ، لحظه هائی هستند که با عشق و محبت دست به کاری زده اید.
*****
عشق را نثار کسانی کنید که با شما در تعارض و تخاصمند. عشق ورزیدن به کسانی که شیرین و نازنین و دوست داشتنی اند کار آسانی نیست . برای اینکه عمق عشق را در قلب خود تجربه کنید ، ببینید که چقدر آنان را که تحملشان برایتان دشوار است دوست دارید !!!
"دوست داشتن" ، یعنی علاقه به مردم بیش از استحقاق آنها.
 *****
- درختان ، میوه خود را نمی خورند ،
   ابرها ، باران را نمی بلعند ،
   رودها ، آب خود را نمی خورند ،
   چیزی که بزرگان دارند ، همیشه به نفع دیگران است .                                      
 ***** 
 "عشق" ؛ چیزی ست که تورا زنده نگه میدارد ،
                                                  حتی پس از مرگ ،
                                                                "عشق" چگونه زنده ماندن است.
*****
و حالا "عشق" یعنی ؛
                          سکوت ، درک با درد ، احساس با همه ذرات ناکام روح و جسم !!!
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 13:54  توسط احمد  | 

نظريات مختلف در مورد امتحان
 
فقط سوپ كلم است كه حال آدم را بيشتر از امتحان بهم ميزند --- آلبرت انيشتين
امتحان مسخره ترين كار دنياست ---- جرج برنارد شاو
امتحان بدون تقلب مثل كريسمس بدون درخت است ---- كي اس اليت
امتحان بخشي از زندگي است ،نه زندگي امتحانست --- پائولو كويئلو
امتحان در صورت عدم حذف پزشكي ، اولين گام در جهت شروع چاپلوسي پيش استاد براي نمره ي ده گرفتن است ---- كامي نيك صالحي
چي گفتيد امتحان؟ اصلا معني اش را نمي دانم ---- جرج اورول
امتحان فقط يه بازيه ... يه بازيه مسخره ---- از ديالوگهاي فيلم نيش
هر كس را ميخواهي از خودت متنفر كني ،امتحانش كن ---- يك ضرب المثل برمه اي
توي مدرسه هر سوالي را كه در امتحانهايم درست جواب ميدادم ، بعدا مي فهميدم كه كاملا غلط بوده اين اتفاق بعدها در زندگيم هم ادامه يافت . هر وقت فكر كردم درست رفتار كرده ام ،ديدم يك جاي كار اشتباه بود ----- ارنست همينگوي



+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 10:55  توسط احمد  | 

اعتراف
 
در سرزمين من
زن بودن جنايت است
و من - کتمان نمي کنم
جرمم اين است
که با يک جاني از عشق سخن رانده ام
در سرزمين من
زن نيمه نا تمام من است
و من - کتمان نمي کنم
جرمم اين است
که با نيمه ناتمام خود
به برابري تمام سخن گفته ام
در سرزمين من
عاشق بودن گناه کبيره است
و زنان - کتمان نمي کنند
گناهکارترين عاشقان سرزمين منند
در سرزمين من
حوا
به خاطر يک سيب
روزي هزار بار
سنگسار مي شود
آنسان که شيطان - کتمان نمي کند
از تمامي اديان بر مي خيزد
تا به خدا شکواييه اي ببرد
در سرزمين من
لبها بوسه را در نگاهها مي جويند
و دستها عطر نوازش را در تاريکي ها
و من - کتمان نمي کنم
آخرين جرمم اينست
که از پيوند دستها و بو سه ها
به عرياني تمام سخن گفته ام
در سرزمين من
اتهام يعني جرم
و آنها - کتمان نمي کنم
که از همان ابتدا مرا سزاوار مرگ دانسته اند
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 10:51  توسط احمد  | 

دل من برايت تنگ است
 
اين جمله امروز چقدر خالي ست ! روزي اين جمله تمام حال مرا بازگو مي كرد .واژه واژه اش بوي تنهايي مرا تمام و كمال مي پراكند . امروز اما ، دل تنگ بودن معنايي ندارد ! حس امروز من دلتنگي نيست. انسان براي آنچه كه اكنون ندارد ، اما ديروز داشته است و فردا شايد داشته باشد دل تنگ مي شود . من امروز تو را ندارم ، درست ! اما ديروز و ديروز و صدها ديروز ديگر هم نداشته ام و براي داشتنت هيچ فردايي متصور نيست ! داشتنت خاطره ايست آن چنان كه ديگر به افسانه هاي هزار و يكشب مي ماند و از سوي ديگر محالواره ايست براي فردايي كه به جادوي هيچ غول چراغي ، هرگز نخواهد آمد !! به من حق بده كه دلتنگ نيستم . من اصلا هيچ نيستم ! هيچ ندارم ! احساسم تكه تكه شده و تصاوير معوج اين آينه تكه تكه به هيچ چيز شباهت ندارد . ما به يك گم شدن نياز داشتيم ، بدون فكر كردن ! در لا به لاي برفهاي تقدير كه بر سرمان مي باريد . ما بايد به هم فرصت حرف زدن مي داديم .بايد شجاعت شنيدن را حفظ مي كرديم ،چنان كه شجاعت گفتن را ! اما ما چه كرديم ؟! از هم فرار كرديم ! يا به عبارت بهتر از خودمان گريختيم ! منطق دودوتا چهارتاي مان را به كار گرفتيم و دل بيچاره تعطيل شد !! خواستيم متهمي پيدا كنيم .زمين و آسمان در پيش چشمان ما به شكل «مظنونيني هميشگي» درآمدند كه دستهاشان ، خائنانه ، دستهاي ما را از يكديگر جدا كرده بود !بعد هم وقتي ديديم دستمان به جايي بند نيست ، بند كرديم به خودمان . نازنين روزهاي خوش علاقه ! تمام قصه همين بود ! ما خيلي به هم بدهكاريم . ما به خودمان هم خيلي بدهكاريم ! هزار بهانه جور كرديم تاديگر بهانه هم نباشيم ! غافل از اينكه گريه هاي بي بهانه ، بر خاك مي ريزند و گريه هاي بهانه دار بر شانه ! و اين تفاوت زمين است و آسمان !! آرزوي ديروز فراموش ناشدني ! تو ديگر آرزوي من نيستي !! هيچگاه دلم پايش را از گليم خودش درازتر نكرده است ! آرزوي محال داشتن مثل اميد بستن به سراب ست كه تنها عطش را مي افزايد .آرزوي امروز شايد گريستني باشد بر دامان پرمهرت آن چنان كه سخن را مجالي نباشد و تنها اشك باشد و اشك و بس ! مي بيني كه ! اين هم كم محال نيست !! شهدخت قصر غزلهاي غاشقانه ام ! غزلواره زندگي ما دو سه بيت كم آورد ! سيلاب فاجعه آن چنان مرگبار بود كه طومار عاشقانگي پيچيده شد ، نا تمام ! ما بايد آن را با هم تمام مي كرديم . همان طور كه با هم آغاز كرديم و ادامه داديم . چه اين غزل ، غزل من نبود ، غزل تو هم نبود ، غزل ما بود ! اما ما نه خواستيم و نه توانستيم « به سرايش اين شعر نا تمام » دست زنيم . چه ديگر دست مشتركي باقي نمانده بود !هجوم طوفان دستهاي ما را از هم جدا كرده بود …. چقدر ترانه يغما (1) زيباست : گريه كردم گريه كردم ، اما دردمو نگفتم تكيه كردم به غرورم ، تا ديگه از پا نيقتم چه ترانه بي اثر بود ، مثه مشت زدن به ديوار اولين فصل شكستن ، آخرين خدانگهدار ! من به قله مي رسيدم ، اگه هم ترانه بودي صد تا سد رو مي شكستم ، اگه تو بهانه بودي …اگه تو ترانه بودي …اگه تو بهانه بودي … اما ما نخواستيم هم ترانه بمانيم ، ما بهانه مان را گم كرديم و پشت سد و پاي كوه آخرين خدا نگهدار را هم از يكديگر دريغ كرديم ! بانوي منطقي ! اين همه دليل براي نداشتنت بس نيست ؟!!
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 10:51  توسط احمد  | 

دوست من
 
اي دوست من ، من آن نيستم که مي نمايم. نمود پيراهني که به تن دارم - پيراهني بافته ز جان که مرا از پرسش هاي تو و تو را از فراموشي من در امان ميدارد
آن « من » ي که در من است، اي دوست ،در خانه خاموشي ساکن است و تا ابد همان جا مي ماند ، نا شناس و در نيافتني
من نمي خواهم هر چه مي گويم باور کني و هر چه مي کنم بپذيري - زيرا سخنان من چيزي جز صداي انديشه هاي تو و کارهاي من چيزي جز عمل آرزوهاي تو نيستند
هنگامي که تو ميگويي « باد به مشرق مي وزد |، » من مي گويم آري به مشرق مي وزد، زيرا نمي خواهم تو بداني که انديشه من در بند باد نيست ، بلکه در بند درياست
تو نمي تواني انديشه هاي دريايي مرا در يابي، من هم نمي خواهم که تو در يابي. مي خواهم در دريا تنها باشم
دوست من ، وقتي که نزد تو روز است، نزد من شب است. با اين همه من از رقص روشناي نيمروز بر ق بر فراز تپه ها سخن مي گويم ، و از سايه بنفشي که دزدانه از دره مي گذرد زيرا که تو ترانه هاي تاريکي مرا نمي شنوي و سايش بال هاي مرا بر ستارگان نمي بيني - و من گويي نمي خواهم تو ببيني يا بشنويمي خواهم با شب تنها باشم
هنگامي که تو به آسمان خودت فرا مي شوي من به دوزخ خودم فرو مي روم - حتي در آن هنگام تو از آن سوي مغاک بي گذر مرا آواز مي دهي « همراه من ، رفيق من» و من در پاسخ تو را آواز مي دهم « رفيق من ، همراه من» - زيرا من نمي خواهم تو دوزخ مرا ببيني
شراره اش چشمت را مي سوزاند و دودش مشامت را مي آزارد. و من دوزخم را بيش از آن دوست مي دارم که بخواهم تو به آنجا بيايي. مي خواهم در دوزخ تنها باشم
تو به راستي زيبايي و درستي مهر مي ورزي، و من از براي خاطر تو مي گويم که مهر ورزيدن به اين ها خوب و زيبنده است
ولي در دل خودم به مهر تو مي خندم. گر چه نمي خواهم تو خنده ام را ببيني . مي خواهم تنها بخندم
دوست من، تو خوب و هشيار و دانا هستي؛ يا نه، تو عين کمالي - و من هم با تو از روي دانايي و هشياري سخن مي گويم. گر چه من ديوانه ام. ولي ديوانگي ام را مي پوشانم. مي خواهم تنها ديوانه باشم
دوست من، تو دوست من نيستي ، ولي من چه گونه اين را به تو بفهمانم؟ راه من راه تو نيست ، گر چه با هم راه مي رويم ، دست در دست
 
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 10:48  توسط احمد  | 

زن
 
قلب زن پرتگاهي است هولناک که عمق آن را نمي توان حدس زد - لامارتين
زن ها جنگ ها را شروع مي کنند و مردها آن ها را ادامه مي دهند - ارنست همينگوي
لبخند زن دردو موقع آسماني و فرشته مانند است . يکي هنگامي که براي اولين بار با لبخند به معشوق مي گويد دوستت دارم وديگر هنگامي که براي اولين بار به روي نوزادش لبخند مي زند - ويکتور هوگو
عقل در دست نفس چنان گرفتار است که مرد در دست زن گريز راي - سعدي
زن تنها حريفي است که پس از شکست مطالبه خسارت و غرامت ميکند - ناشناس
دو زن هرگز با يکديگر دوستي و محبت نمي ورزند مگر به خاطر توطئه بر عليه زن سوم - آلفونس کار
در آغاز هر کار مهم پاي زن وجود دارد - لامارتين
زن زشت در دنيا وجود ندارد، فقط برخي از زنان هستند که نمي توانند خود را زيبا جلوه دهند - برنارد شاو
زن زيباترين و با ارشترين تحوه آسماني است - ميلتون
بهتر است برده شيطان باشيد تا غلام زن - شللي
هر چيزي که در زندگي من يافت مي شود نتيجه همکاري و صيميت زن من است - کنفسيوس
با زني ازدواج کنيد که اگر مرد مي بود بهترين دوست شما مي شد - ناشناس
مردها را شجاعت به جلو مي راند و زنها را حسادت - برنارد شاو
همسرم من را به سوي موفقيت رهبري کرد - چارلي چاپلين
زنها ما را جستجو مي کنند که آنها را درک کنيم نه آنکه آنها را دوست بداريم - اسکار وايلد
در زندگيم دو بار زانو زدم يک بار براي آفريدگارم و يک بار براي محبوبم - شللي
يک زن قشنگ و نيکو صورت در نظر زيباست ، ولي يک زن خوب و نيکو سيرت در قلب انسان جاي دارد ناپلئون
وقتي زني از زيبايي زن ديگر تعريف مي کند ، حتما در زشتي او شک ندارد - ويتوريو ديسکا
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 10:46  توسط احمد  | 

غوغای ولنتاین بیگانه در برابر کهن آیین مهرورزی سپندار مذگان در 29 بهمن

 

غوغای ولنتاین بیگانه در برابر کهن آیین مهرورزی
چند صباحی است که در این دیار با وجود داشتن روز عشق ایرانی با پشتوانه ای
بسیار غنی تر و کهن تر از ولنتاین، برای ابراز عشق خود، رسمی از بیگانگان به
عاریت گرفته شده است. گسترش مراسمی از این قبیل که چندان سنخیتی با
فرهنگ جامعه ما ندارد و همچون دیگر رسم ها و مدهای وارداتی، اغلب مردم بدون
اطلاع از ریشه و فلسفه آن، تنها اجراکننده محض آن هستند، به عنوان یک مسأله
اجتماعی _ فرهنگی مطرح است.

ولنتاین را همه می شناسند. چرا که چند سالی است این رسم بیگانه در دیار ما
حضور یافته و با نزدیک شدن به دهه آخر بهمن ماه در روزنامه ها، مجلات و سایت
های اینترنتی به شکل مقاله و نوشتار، در پشت ویترین ها به شکل هدایا و کارت
پستال های منسوب به ولنتاین و بر سر زبانها با جمله «ولنتاین مبارک» این حضور را
به اثبات رسانیده است. برای باور این گفته، کافی است وارد اینترنت شوید و کلمه
«
ولنتاین» یا «ولنتین» را برای جست وجو وارد کنید، آنگاه به طور حیرت آوری با
لیست بی انتهایی از وبلاگهای جوانان ایرانی مواجه خواهید شد که مطالبی در
خصوص این روز همراه با تبریکات متعدد و متنوع آورده شده است! یا در همان
روزها، نگاهی در سطح شهر _ بخصوص مرکز و مناطق بالای شهر _ بیندازید، حتماً
متوجه تفاوت آن با روزهای دیگر خواهید شد. شهر و مغازه ها با هدایا، عروسکها و
کارت پستال های رنگارنگ ولنتاینی! رنگ وبوی خاصی به خود می گیرند؛ جنب و
جوشی همچون روز مادر و عید نوروز در بین مردم بخصوص جوانان به چشم می
خورد؛ همه چیز شاد به نظر می رسد. دیگر کمتر کسی است که اگر به دنبال بهانه
ای برای ابراز عشق و علاقه به کسی می گردد؛ در این روز، با تهیه هدایا و کارت
پستال های مخصوص این روز که کاملاً رنگ و بوی سرزمین و فرهنگ اصلی شان را
دارند، خود را به قافله عاشقان روز ولنتاین، این رسم آشنای بیگانه نرساند. چند
صباحی است که در این دیار با وجود داشتن روز عشق ایرانی با پشتوانه ای بسیار
غنی تر و کهن تر از ولنتاین، برای ابراز عشق خود، رسمی از بیگانگان به عاریت
گرفته شده است. گسترش مراسمی از این قبیل که چندان سنخیتی با فرهنگ
جامعه ما ندارد و همچون دیگر رسم ها و مدهای وارداتی، اغلب مردم بدون اطلاع از
ریشه و فلسفه آن، تنها اجراکننده محض آن هستند، به عنوان یک مسأله اجتماعی
_
فرهنگی مطرح است. البته این مسأله تنها خاص ولنتاین نیست و به قول معروف
«
تا بوده همین بوده!» و همیشه داشتن رنگ و بوی فرنگی امور مختلف زندگی مان
را نشان بر متمدن و به روز بودن و باکلاسی دانسته ایم و عدم پیروی از آن را نشان
بر عقب ماندگی! «و آنقدر جذب آیین و رسوم و مناسبات زندگی غربیان شده ایم که
گاه در پی افراط در این تقلید کورکورانه و ظاهری، به نسخه ای به مراتب غربی تر از
خود غربیان بدل شده ایم.» در حالی که نسبت به فراموشی آداب و رسوم و آیین
های ملی و مذهبی خود هیچ واهمه ای نداریم و این بار نوبت، نوبت ولنتاین است
که غافل از آیین های کهن مهرورزی خود، آن را بهتر از صاحبان اصلی اش اجرا کنیم.
شاید کمتر ایرانی از وجود روز عشق در ایران باستان و برگزاری جشنی برای

بزرگداشت این موهبت، آن هم نه با قدمت سه قرن پیش از میلاد رومیان، بلکه از
بیست قرن پیش از میلاد! اطلاع داشته باشد؛ شاید کمتر ایرانی بداند که بیست و
نهم بهمن ماه(۱) و طبق گاهشماری ایران باستان روز اسفند از ماه اسفند (پنجم
اسفندماه) با نام «سپندارمذگان» یا «اسفندارمذگان»، روز عشق ایرانیان است.(۲)
یعنی دقیقاً ۳ روز بعد از روز ولنتاین و زمانی که شهر پس از پشت سر گذاشتن
چندین روز متفاوت، تقریباً به روال عادی برگشته است و مردم، بی خبر و بی تفاوت،
فارغ از تب و تاب روز عشق فرنگی! آن را عادی تر از روزهای دیگر سپری می کنند.
نه دیگر از هدایای مخصوص ابراز عشق و محبت خبر است و نه تکاپوی مردم برای
ابراز عشق. غافل از اینکه این روزها، همان روزی است که احساس نیاز به آن و جای
خالی اش، آنها را سخت مجذوب جشن ولنتاین نموده است.
بی اطلاع از این روز نیز همچون روز ولنتاین برای پاسداشت عشق و دوستی بنا

نهاده شده است تا ابراز محبت و مهرورزی به بوته فراموشی سپرده نشود! با این
تفاوت و برتری که از آن خودمان و متناسب با فرهنگ و روحیات خودمان است. در
فرهنگ ایران باستان، این روز به عنوان روز زمین، روز مادر، روز زن و به طور کلی روز
عشق نامیده شده است (چرا که همه اینها در یک یا چند ویژگی و مشخصه به هم
ربط پیدا می کنند). مطابق عقاید و اصول مذهبی زرتشتیان، زمین گستراننده،
مقدس، فروتن و نماد عشق است. چرا که با فروتنی، تواضع و گذشت به همه
عشق می ورزد و زشت و زیبا را به یک چشم می نگرد و همه را چون مادری در
دامان پرمهر خود امان می دهد. زمین نماد عشق و همانند زن، زاینده و آفریننده
است.» در اسطوره ها، این روز به ایزدبانوی نگهبان زمین ، یعنی «اسپندارمد» (
اسفندارمد، سپندارمد، سپنته ارمئیتی)(۳) تعلق دارد. سپنته آرمئیتی با نمادی
زنانه، دختر اهورامزدا، چهارمین امشاسپند و همچنین چهارمین مرحله از راه
عرفان(۴) است. وی در عالم معنوی، مظهر عشق، تواضع و فروتنی و در عالم
مادی، نگهبان زمین و زنهای درستکار و عفیف و شوهردوست است و تمام خوشی
های دنیا در دست اوست. وی موظف است زمین را خرم، آباد و بارور نگاه دارد. به
این جهت، هر کس به کشت و کار و آبادانی بپردازد، خشنودی سپندارمذ را فراهم
می کند.(۵)

در کتاب ابوریحان بیرونی در خصوص این روز آمده است که «این جشن ویژه زنان و
روز ارج گذاشتن به زنان نیکوکار بوده که در آن از شوهران خویش پیشکش دریافت
می کرده اند، از این رو آن را جشن مزدگیران نیز می خوانده اند.» شادی، تفریح،
عشق ورزی، قدردانی، هدیه و پیشکش دادن و یاری رساندن، به خصوص در مورد
زنان، به دوش گرفتن وظایف زنان توسط مردان و استراحت کامل آنان از کار و تلاش
به پاس تلاش یک سالشان از مهمترین مشخصه های این جشن است.
سپندارمذ تنها نمونه ای از شکوه و زیبایی پشتوانه های فرهنگی ایران است که به
فراموشی سپرده شده است. ولی این مختصر داشته غربیان است که با این
سرعت و وسعت جهان را سیر نموده و چهره ای جهانی به خود گرفته و توانسته
بی هیچ چالشی مانند بسیاری از سنت های فکری و رفتاری آن دیار، آرام و بی صدا
وارد زندگی و فرهنگ جوامع مختلف شود و همه را هم صدای خود کند. دلیل این امر
چه می تواند باشد؟ توان اقتصادی و سیطره صاحبان ولنتاین به فناوری معاصر
ارتباطات و وسایل ارتباط جمعی و قوی تر عمل کردن آنها به واسطه این امکانات،
نبود خودباوری ما و عدم تلاش برای شناخت و ماندگاری گنجینه های فرهنگی خود
یا در وجود نداشتن شرایط و زمینه گسترش جشن ها و مناسبات نشاط آور، جذاب و
منطبق با روحیات، نیازها و سلایق مردم.
بسیاری از صاحبنظران با قائل شدن کارکرد برای پدیده های فرهنگی و اجتماعی

مانند ولنتاین، بر این باورند که جشن ولنتاین پاسخی است به یک نیاز: نیاز به شادی
و یکی از اصلی ترین دلایل رواج گسترده این جشن را در جامعه محدود بودن روزها و
مناسبت های شادی می دانند. به عقیده داور شیخاوندی (جامعه شناس): «اگرچه
این رسم برگرفته از یک سنت اروپایی، آمریکایی است، اما در کشور ما به دلیل
اینکه روزهای شاد بسیار کم است، جوانان روز ولنتاین را جشن می گیرند» و به
دنبال این نیاز، برگزاری ولنتاین و بزرگداشت مهر و محبت را ابتکار خود جوانان می
دانند.

در تأیید این مسأله، دکتر سیدحسن حسینی، جامعه شناس و استاد دانشگاه نیز در
مورد علت گرایش جوانان به چنین مراسمی، با اشاره به «قرار گرفتن در یک
وضعیت جهانی» معتقد است: «اگر مراسم سرور محدود شود، نمی توان توقع
داشت که چنین جامعه ای به دنبال جشنها و اعیاد سایر جوامع نرود». و اظهار می
دارد که مطمئناً در آینده نزدیک ، بسیاری از جشنهای مسیحی (غربی) وارد جامعه
ما می شود.

به خاطر اینکه ما نه تنها چنین مراسمی را ایجاد نکرده ایم، بلکه مراسمی را که
برای ابراز شادمانی داشتیم، نیز ، محدود کرده ایم. این موضوع نه تنها تبعات
نامطلوب اجتماعی و افسردگی را به دنبال دارد، بلکه باعث می شود عوامل
سرورآور فرهنگهای دیگر ، مثل مد و ... وارد جامعه شود.
دکتر علم الهدی با اشاره به اینکه تأثیر الگوبرداری از روزهایی مثل روز ولنتاین در
جامعه همچون تأثیر قرص های نیروزا، نشاط کاذب می آورد؛ یادآور می شود که «
ما باید فضای مناسب نشاط آور ، منطبق با ظرفیتها و نیازهای فطری داشته باشیم.
ما نباید جوانانمان را در فضایی غمگین قرار دهیم. اگر نیازهای روحی جوان در
جامعه تأمین نشود ، به سایر فرهنگها روی خواهد آورد
محمدعلی الستی نیز می گوید: «به دلیل اینکه ما نتوانسته ایم عناصر فرهنگی خود را برای جوانان به روز و جذاب کنیم، جوانان به این فرهنگها روی آورده اند.» وی تصریح می کند: «ترویج الگوهای بیگانه با ضرورتهای کشور ما سازگار نیست ولی در صورتی که فرهنگی جذابیت داشته و قابلیت گسترش در کشورهای دیگر را داشته باشد، رواج می یابند؛ در غیراین صورت در کشور خود نیز به دست فراموشی سپرده می شوند». این جامعه شناس تأکید می کند:«اگر فرهنگی با روحیات نسل جوان سازگار باشد ، مورد اقبال قرار خواهد گرفت».
در پی این مباحث ، به نظر می رسد نیاز به شادی و عدم توجه و پاسخگویی به این نیاز در جامعه محوری ترین دلیل برای رواج جشنی بیگانه در کشوری است که فرهنگ آن ریشه در جشن و شادی و مهرورزی دارد. کشوری که به قول ابوریحان بیرونی در کتاب آثارالباقیه، شمردن شمار جشن های آن همانند شمار کردن آبگذرهای یک سیلاب غیرممکن است. آری ، واقعیت فراموش شده هم همین است که فرهنگ اصیل ایرانی فرهنگ شادزیستی، شادباشی، شادگویی و شادخوری است ؛ و در یک کلام، فرهنگ جشن و شادمانی است. جشن های ۱۲گانه ، آیین های نوروزی، جشن سده، گاهنبارهای (جشن های ) ششگانه به یمن شش آفرینش بزرگ جهان، جشن تولد خورشید (یلدا) و هزاران مراسم دیگر ، خود، مؤید پیوند عمیق و دیرینه فرهنگ این مرز و بوم با جشن وشادی است. قدرخانی در مقاله ای دراین خصوص می نویسد: «ایرانیان تنها مردمی هستند که در تمام افسانه ها، اساطیر و داستانهای ملموس و غیرملموس دور یا نزدیک، شادمان ترین مردم شناخته شده اند. ایرانیان قدیم برای تولد هرماه و روز و هفته خود جشنی داشتند که همه به یکدیگر مهر می ورزیدند. شاید به همین دلیل ایران کشور آیین مهرورزی نام گرفته است». با این همه مناسبت و بهانه برای شادبودن و مهرورزی، که همگی نشان از فرهنگ، نحوه زندگی، خلق و خوی ، فلسفه حیات و کلاً جهان بینی ایرانیان باستان دارد، باز ، ولنتاین را برای شادبودن و عشق ورزی برمی گزینیم!
ولی علاوه براین کارکرد که بسیاری بر ولنتاین قائل هستند، باید به کارکرد مهم تر آن نیز اعتراف نمود چرا که شاید، اگر ولنتاینی نمی آمد، دلیلی نیز، برای شناختن و شناساندن داشته های خودمان احساس نمی شد. همیشه به همین منوال بوده؛ بی خیال، دست روی دست می گذاریم تا مشکلی همچون تلنگری ما را به خود آورد. آنگاه به تکاپو می افتیم و «کاسه چه کنم چه کنم به دست می گیریم!» و چون علاج واقعه پس از وقوع کرده ایم، در حل آن مستأصل شده و تازه به خود می آییم که ای داد، گذشتگان چه بجا گفته اند که «پیشگیری به از درمان!» ولی این ، فقط علم به حضور معضل است که به تنهایی مشکلی را حل نخواهد کرد چرا که یافتن و اعمال روش های مؤثر درمان، خود بحثی است به مراتب پیچیده تر از کشف معضل دلیل گسترش آن. ولی در پی تجربه، دیگر همه دانسته ایم که در رابطه با اینگونه مسائل فرهنگی و اجتماعی ، بهترین راهکارها از نوع فرهنگی و اجتماعی است و استفاده از زور و فشار، اگر تأثیری هم داشته باشد مقطعی و زودگذر خواهد بود . همانگونه که در سالهای گذشته ، در پی اخطار به مراکز فروشی که ولنتاین را با ارائه کالاها و هدایای این روز، ترویج می دادند، برای مدتی نام ولنتاین از سردرمغازه ها پایین کشیده شد؛ ولی با این وجود، همچنان شاهد حضور هدایا و کارت پستالهای بیشتر و متنوع تر ولنتاینی به عنوان صدرنشین ویترین مغازه ها و افزایش طالبان آنها هستیم و باید توجه داشت که ولنتاین نیز همچون دیگر پدیده های فرهنگی ، اجتماعی تا زمانی به حیات خود ادامه می دهد که بتواند نیازی را پاسخگو باشد و کارکردی را ایفا نماید. همانگونه که محمدعلی الستی معتقد است انسان دارای یک سری نیازهاست و هر فرهنگی که بهتر به این نیازها پاسخ دهد، فراگیرتر خواهد شد. ولی با این وجود براین نکته نیز باید تأکید داشت که اگر الگوهایی ارائه شود که در راستای پاسخ به نیازها و سازگار با سلایق، نیازها و ضرورتهای جامعه باشد، در آن صورت می توان به پذیرش و کشش جوانان به فرهنگ خودی امیدوار بود. هرچند به دلیل جاافتادن ولنتاین در افکار و عادات مردم، جایگزینی الگوی ایرانی آن کمی مشکل به نظر می رسد، ولی به قول قدیمی ها که پیامشان ، همواره نشر امید و تکاپو است :«ماهی را هروقت از آب بگیریم تازه است !» پس بهتر است هرچه زودتر برای گرفتن ماهی دست به کار شویم و «جلوی ضرر را زودتر بگیریم که هر زمان باشد ، منفعت است»!

پی نوشت:
۱- به علت شش ماه سی و یک روزه در سالنمای کنونی ایران، این روز با تفاوت ۶ روز از ۵ اسفندماه به ۲۹ بهمن منتقل شده است.
۲ - مبنای این جشن به عنوان یکی از جشنهای دوازده گانه ایران باستان به این صورت است که در ایران باستان ، همه ماههای سال سی روزه بود. این ماهها اسامی امروزی را داشتند و علاوه برآن، هریک از روزهای ماه نیز نامی داشتند. وجود نام این ۱۲ ماه در میان اسامی روزهای ماه سی روزه مبنای جشن های دوازده گانه ایران باستان بود. بدین ترتیب که یک روز همنام در هرماه وجود داشت و هرگاه آن روز فرا می رسید مردم جشن می گرفتند. این جشن ها عبارت بودند از : فروردینگان (۱۹ فروردین ماه)، اردیبهشتگان (۱۳ اردیبهشت ماه)، خوردادگان (۶ خردادماه) ،تیرگان (۱۳تیرماه )، امردادگان (۱۷ مردادماه)، شهریورگان (۳شهریورماه) ، مهرگان (۱۶مهرماه)، آبانگان (۱۰آبان ماه)، آذرگان (۹ آذر )، دیگانه (۸ ، ۱۵ و ۲۳ دی ماه) ، بهمنگان (۲ بهمن ماه) و سپندارمذگان
(
۵ اسفندماه) (ر.ک به آیین ها و جشن های کهن در ایران امروز ، تألیف دکتر روح الامینی )
۳ - سپندارمذ یا سپنته آرمئیتی از دو جزء سپنته - پاک ورجاوند و آرمئیتی یا آرمیتی - اندیشه ، فداکاری ، بردباری، سازگاری ، فروتنی ، مهر و عشق تشکیل شده است.
۴ - در فرهنگ زرتشتی شش فروزه و صفت بین انسان و خداوند مشترک است. به گونه ای که انسان می تواند با بهره مندی و به کارگیری هریک از این صفت ها به اهورامزدا نزدیکتر شود. در بین این ویژگیها چهارمین فروزه و صفت سپنته آرمئیتی نام دارد . این واژه که فروتنی و بردباری معنی می دهد، یکی از فروزه های اهورایی است که انسان نیز می تواند آن را در خود پرورش دهد.
۵ - به همین منظور ایرانیان، در ماه اسفند اقدام به امور اجتماعی و عمرانی عام المنفعه می کردند و به حفر قنوات و خشکانیدن مردابها و باتلاق ها و آبادکردن زمین های بایر به وسیله سدبندی رودخانه ها و کشت و زرع و نشاندن درخت می پرداخته اند و اجرای این امور را جزو فرایض دینی خود به حساب آورده و ایمان داشتند که اگر کسی چنین کارهای نیکو کند، پس از مرگش در بهشت جاویدان خداوند، منزل خواهدگرفت

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 14:16  توسط احمد  | 

 
 
عضویت در ایران عشقعضویت در ایران عشق
اپراتور اول تلفن‌همراه طي سال‌هاي گذشته فقط به ارائه سرويس SMS به مشتركان خود پرداخته است در حالي كه ارائه سرويس‌هاي ارزش افزوده به مشتركان موبايل موجب درآمد بالايي براي دولت مي‌شود. به گفته يكي از مسوولان شركت مخابرات پيش‌بيني مي‌شود 8 ميليارد پيام كوتاه توسط مشتركان تلفن‌همراه تا پايان امسال ارسال شود كه 112 ميليارد تومان براي دولت درآمدزايي خواهد كرد. اپراتور دولتي تلفن‌همراه بيشتر از هر چيز به ثبت‌نام سيم‌كارت و افزايش ميزان مشتركان خود توجه دارد و در اين ميان كاربران موبايل نيز از دريافت سرويس‌هاي ديگر قابل استفاده روي موبايل‌هاي خود محروم مانده‌اند.
 
به گفته داوود زارعيان، مديركل روابط عمومي شركت مخابرات آمارها نشان مي‌دهد كه تعداد پيام‌هاي كوتاه ارسالي مشتركان تلفن‌همراه تا پايان سال‌جاري به رقم 8ميليارد خواهد رسيد.وي افزود: بسياري از پيام‌هاي ارسالي مشتركان داراي محتواي خبري، كاري، لطيفه و تبليغات هستند كه پيش‌بيني مي‌شود تا پايان سال 112ميليارد تومان براي دولت درآمدزايي كند.به گزارش فارس زارعيان گفت: شركت مخابرات ايران در حال حاضر با سه شركت قرارداد همكاري براي ارسال پيام‌هاي تبليغاتي دارد. در طول سال‌جاري 150 تا 200ميليون پيام تبليغاتي توسط اين شركت‌ها ارسال شده است.مشتركان شبكه تلفن‌همراه دولتي كشور (MCI) در روز عيد غدير خم (18 دي‌ماه) با ارسال 72ميليون پيام، ركورد ترافيك روزانه تبادل SMS در كشور را شكستند.با تبادل اين حجم پيام در طول يك روز SMS Centerهاي كشور به طور متوسط در هر ثانيه بيش از 830 پايم را به مقصد رسانده و به طور متوسط هر مشترك حدود 6 پيام ارسال كرده است.
ركورد قبلي تبادل SMS
در كشور را از روز قبل از عيد غدير خم (17 دي‌ماه) با 71ميليون بار ارسال پيام كوتاه بود. همچنين ركورد پيشين ترافيك روزانه تبادل SMS در كشور با 58ميليون پيام در روز 30 آذر‌ماه (شب يلدا) ثبت شده بود.شبكه تلفن‌همراه دولتي كشور (MCI) در حال حاضر از طريق شش مركز SMS Center امام خميني، الغدير، اروميه، شهر كرد، مشهد و شيراز به بيش از 13 و نيم‌ميليون مشترك خود در 1016 شهر كشور سرويس‌دهي مي‌كند.
 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 14:13  توسط احمد  | 

يکي بود يکي نبود .
غير از خداي مهربون هيچ کس نبود .
يه روز مادر شنل قرمزي رو به دخترش کرد و گفت :
عزيزم چند روزه مادربزرگت موبايلش و جواب نميده هرچي
 SMS
هم براش ميزنم باز جواب نميده،
 online
هم نشده چند روزه ، نگرانشم .
چندتا پيتزا بخر با يه اکانت ماهانه براش ببر،ببين حالش چطوره .
شنل قرمزي گفت : مامي امروز نميتونم قراره با پسر شجاع و دوست دخترش خانوم کوچولو و خرس مهربون بريم ديزين اسکي .
مادرش گفت : يا با زبون خوش ميري ، يا ميدمت دست داداشت گوريل انگوري لهت کنه .
شنل قرمزي گفت : حيف که بهشت زير پاتونه ، باشه ميرم فقظ خواستين برين بهشت کفش پاشنه بلند نپوشين .
مادرش گفت : زود برگرد . قراره خانواده دکتر ارنست بيان، مي خوان ازت خاستگاري کنن واسه پسرشون .
شنل قرمزي گفت : من که گفتم از اين پسر لوس دکتر خوشم نمياد ، يا رابين هود يا هيچ کس . فقط اون و مي خوام .
شنل قرمزي با پژوي ??? آلبالوئي که تازه خريده از خونه خارج ميشه .
بين راه حنا دختري در مزرعه رو ميبينه .
شنل‌: حنا کجا ميري ؟؟؟
حنا : وقت آرايشگاه دارم . امشب يوگي و دوستان پارتي دعوتم کردن .
شنل : اي نا کس حالا تنها ميپري ديگه !!
حنا : تو پارتي قبلي که بچه هاي مدرسه آلپ گرفته بودن امل بازي درآوردي بهت گفتن شب بمون گفتي مامانم نگران ميشه . بچه ها شاکي شدن دعوتت نکردن .
شنل : حتما اون دختره ايکبري سيندرلا هم هست ؟؟؟
حنا : آره با لوک خوش شانس ميان .
شنل : برو دختره ....
( به علت به کار بردن الفاظ رکيک غير قابل پخش بود )
شنل قرمزي يه
Take Off
ميکنه و به راهش ادامه ميده .
پشت چراغ قرمز چشمش به نل مي خوره !!!!!
ماشينا جلوش نگه ميداشتن اما به توافق نمي رسيدن و مي رفتن ،ميره جلو سوارش ميکنه .
شنل : تو که دختر خوبي بودي نل !!!!!
نل : اي خواهر . دست رو دلم نذار که خونه با اون مرتيکه ...... راه افتاديم دنبال ننه فلان فلان شدمون .
شنل : اون که هاج زنبور عسل بود .
نل : حالا گير نده . وسط راه بابا بزرگمون چشمش خورد به مادر پرين رفت گرفتش .
اين دختره پرين هم با ما نساخت ما رو از خونه انداختن بيرون زندگي هم که خرج داره . نميشه گشنه موند .
شنل قرمزي : نگاه کن اون رابين هود نيست ؟؟؟؟ کيف اون زن رو قاپيد .
نل : آره خودشه . مگه خبر نداشتي ؟ چند ساله زده تو کاره کيف قاپي .
جان کوچولو و بقيه بچه ها هم قالپاق و ضبط بلند ميکنن .
شنل قرمزي : عجب !!!!!!!!!!!! !!
نل : اون دوتا رو هم ببين پت و مت هستن . سر چها راه دارن شيشه ماشين پاک مي کنن .
دخترک کبريت فروش هم چهار راه پائيني داره آدامس ميفروشه .
شنل قرمزي : چرا بچه ها به اين حال و روز افتادن ‌؟؟؟؟
نل : به خودت نگاه نکن . مادرت رفت زن آقاي پتيول شد .بچه مايه دار شدي . بقيه همه بد بخت شدن .بچه هاي اين دوره و زمونه نمي فهمن کارتون چيه .شخصيتهاي محبوبشون شدن ديجيمون ها ديگه با حنا و نل و يوگي و ....خانواده دکتر ارنست حال نمي کنن .
ما هم مجبوريم واسه گذران زندگي اين کارا رو بکنيم اخه اين چه زندگي شده
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 14:12  توسط احمد  | 

از خدا خواستم عادت‌هاي زشت را تركم بدهد
خدا فرمود:خودت بايد آنها را رها كني

از او درخواست كردم قلب شکسته ام را شفا دهد
فرمود: لازم نيست، روحش سالم است؛ جسم هم كه موقت است

از او خواستم لااقل به من صبر عطا كند
فرمود: صبر، حاصل سختي و رنج است. عطاكردني نيست، آموختني است

گفتم: مرا خوشبخت كن
فرمود: نعمت از من خوشبخت شدن از تو

از او خواستم مرا گرفتار درد و عذاب نكند
فرمود: رنج از دلبستگي‌هاي دنيايي جدا و به من نزديك‌ترت مي‌كند

از او خواستم روحم را رشد دهد
فرمود: نه تو خودت بايد رشد كني. من فقط شاخ و برگ اضافي‌ات را هرس مي‌كنم تا بارور شوي

از خدا خواستم كاري كند كه از زندگي لذت كامل ببرم
فرمود: براي اين كار من به تو زندگي داده‌ام.

از خدا خواستم كمكم كند همان‌قدر كه او مرا دوست دارد، من هم ديگران را دوست بدارم
خدا فرمود: آها، بالاخره اصل مطلب دستگيرت شد
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 14:1  توسط احمد  | 

 

اتفاقات جالب در برنامه کودک

برنامه کودک با اجرای عمو پورنگ
يه صداي دخترونه از پشت تلفن
-
الو ؟
-
الو ؟
-
سلام
-
سلام
-
خوبي
-
مرسي . عمو پورنگ ؟
-
جانم ؟
-
من خيلي دوستتون دارم
-
منم خيلي دوستت دارم عزيزم . اسمت چيه ؟
-
كتايون
-
كتايون ؟ خوبي ؟
-
بله
-
كتايون ؟ من ازت سوال مي پرسم . تو بگو كتايون . باشه ؟
-
باشه
-
كي از همه بهتره ؟
-
كتايون
-
كي تو كارا به مامان كمك مي كنه ؟
-
كتايون
-
كيه كه مامان دوستش داره ؟
-
كتايون
-
كيه كه بابا وقتي از در مياد ماچش مي كنه ؟
-
مامان !

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم بهمن 1385ساعت 15:26  توسط احمد  | 

Image hosting by TinyPic
 
 
 
پولاد کیمیایی، مهناز افشار در فیلم « رئیس » ساخته مسعود کیمیایی و بهرام رادان در فیلم « ستوری » ساخته داریوش مهرجویی
 
پخش‌کننده فیلم‌های سینمایی « سنتوری » و « رئیس » در نظر دارد یکی از این دو اثر را در فهرست فیلم‌های اکران نوروز 86 قرار دهد.
فیلم های سینمایی « سنتوری » به کارگردانی داریوش مهرجویی، « رئیس » ساخته مسعود کیمیایی  و « در شهر خبری نیست، هست » کاری از مهرداد خطیبی از جمله فیلم هایی است که پخش آن بر عهده هدایت فیلم است. این فیلم ها در نوبت اکران نوروزی قرار دارند و پس از گرفتن مجوز نمایش در نوروز اکران می شوند.
فیلم سینمایی « سنتوری » که در بخش مسابقه جشنواره فیلم فجر امسال حضور دارد، داستان زندگی جوانی علاقمند به هنر موسیقی است که با مخالفت خانواده برای ادامه فعالیت هنری مواجه می شود. این جوان بعد از ازدواج با وجود عشق و علاقه زیاد به هنر موسیقی و شهرتی که به دست می آورد، بر اثر مشکلات به دام اعتیاد می افتد. بهرام رادان، گلشیفته فراهانی، مسعود رایگان، رویا تیموریان، نادر سلیمانی و مائده طهماسبی بازیگران اصلی فیلم هستند.
فیلم سینمایی « رئیس » داستان زندگی جوانی به نام سیامک است که باید بر اساس فهرست 25 نفری که در جیب دارد به مشتری های خود مواد مخدر برساند. از طرف دیگر پدر سیامک که هنوز هم یک فراری است به کشور برمی گردد تا وظیفه پدری اش را انجام دهد. یک دوست قدیمی به کمک رضا می آید. فرامرز قریبیان، لعیا زنگنه، امین تارخ، پولاد کیمیایی، مهناز افشار، اکبر معززی و خسرو شکیبایی در این فیلم بازی می کنند.
داستان فیلم سینمایی « در شهر خبری نیست، هست » درباره دوستی یک کله پز و یک راننده تاکسی است که به شکلی ناخواسته درگیر یک واقعه عجیب می شوند. این موضوع چهره واقعی هر کدام از آنها را نشان می دهد. محمدرضا شریفی نیا، فرهاد آئیش، افسانه بایگان، مرتضی ترابی، سعید پیردوست، حسین عابدینی و کیانوش گرامی بازیگران اصلی فیلم هستند
 
 

Image hosting by TinyPic

 حمید لولایی در فیلم « اگه می تونی منو بکش » ساخته شاهد احمدلو
 
فیلم سینمایی « اگه می‌تونی منو بگیر » به کارگردانی شاهد احمدلو اردیبهشت 86 در سینماها به نمایش عمومی درمی‌آید.
حسن توکل نیا تهیه کننده « اگه می تونی منو بگیر » با بیان مطلب فوق افزود: « این فیلم مدتی است پروانه نمایش دریافت کرده، اما به دلیل نزدیکی به زمان برگزاری جشنواره فیلم فجر از اکران عمومی آن خودداری کردیم. به همین دلیل فیلم « اگه می تونی منو بگیر » اردیبهشت 86 در گروه سینمایی قدس اکران می شود. »

در خلاصه داستان این فیلم آمده است: بزرگ خاندان ولاقوز هنگام مرگ به پسر خود وصیت می کند زن بگیرد، ولی طبق سنت خانواده ...
در این فیلم حمید لولایی، سحر ذکریا، سحر ولدبیگی، نیلوفر خوش خلق، محمود بهرامی، اسدالله یکتا و علی صادقی به ایفای نقش می پردازند.
از دیگر عوامل تولید فیلم می توان عوامل زیر اشاره کرد:
نویسنده: محسن طنابنده
مدیر فیلمبرداری: علی اللهیاری
طراح صحنه: کیوان مقدم
آهنگساز: ناصر چشم

شاهد احمدلو هم اکنون مشغول ساخت فیلم تلویزیونی « همیشه مادر » به تهیه کنندگی علیرضا رئیسیان به سفارش گروه فیلم و سریال شبکه اول سیماست. این فیلم داستان یک دختر دورگه انگلیسی ـ ایرانی را روایت می کند که پس از 25 سال برای یافتن مادرش به ایران می آید، اما با قرار گرفتن در شرایط جدید و رو به رو شدن با مردم ایران دچار تحول می شود.
 
 

Image hosting by TinyPic

نمایی از فیلم « زمستان است » ساخته رفیع پیتز
 
فيلم سينمايي «زمستان است» به كارگرداني رفيع پيتز در چهار سينماي تهران به نمايش عمومي درآمد.
اين فيلم در سينماهاي فرهنگ1 ، سپيده1 ، جي و شاهد، نمايش خود را از چهارشنبه 20 دي ماه آغاز كرده است.
حميد مدرسي پخش‌كننده صحرا فيلم در گفت‌وگويي با ايسنا گفت: در برنامه‌ي نمايش گروه خاص با ترافيك زيادي مواجه هستيم، بنابراين هرموقعه كه فرصت فراهم شود بايد فيلم را اكران كرد، بنابراين «زمستان است» نيز قرار شد در اين فرصت به نمايش درآيد، فرصتي كه نزديك به جشنواره‌ي فيلم فجر است.

وي معتقد است: فيلم خوب اگر در دو سينما هم به نمايش درآيد مخاطب دارد.
مدرسي در پايان از اضافه‌شدن چند سالن ديگر طي روزهاي آينده همچون سينما فلسطين به جمع سالنهاي نمايش‌دهنده‌ي اين فيلم خبر داد.

« زمستان است » كه حضور بين‌المللي موفقي طي ماههاي گذشته داشته است، تاكنون جايزه خوشه نقره‌اي پنجاه و يكمين دوره‌ي جشنواره‌ي وايادوليد اسپانيا و محمد داودي فيلمبردار نيز به خاطره فيلمبرداري اين فيلم جايزه بهترين فيلمبردار را از اين جشنواره دريافت كرد و در جشنواره‌ي فيلم پاريس، جايزه‌ي اول بخش « سينماي آينده » اين جشنواره را دريافت كرد.

« زمستان است » آخرين ساخته سينمايي رفيع پيتز بعد از فيلم‌هايي چون فصل پنجم، صنم ساخته شده است.
اين فيلم بنا به گفته‌ي كارگردان برداشتي آزاد از « سفر » محمود دولت آبادي است و نام فيلم كه « زمستان است » برگرفته از اشعار مهدی اخوان ثالث است. داستانى كه دولت آبادى در سال 1319 نوشته و در 1352بازنويسى كرده و در سال 83 برداشتى از آن توسط رفيع پيتز انجام شد.

محمد مهدي دادگو نيز همزمان با فيلمبرداري درگفت‌وگويي درباره تفاوت‌هاي فيلمنامه و داستان گفته‌ بود: تغيير ماهوي نكرده است. خط قصه پي‌گرفته شده است، اما با توجه به اينكه ويژگي اصلي سينما اين است كه ديالوگ نسبت به ادبيات كمتر باشد در اين زمينه تغييرات داشته است.
در بخشي از داستان سفر محمود دولت آبادي، آمده است: امشب سيزدهمين شبي بود كه «مختار» از غروب - وقتي كه هوا گرگ و ميش مي‌شد - روي خط آهن مي‌آمد، چوبهاي زير بغلش را كنار دستش مي‌گذاشت، دستهايش را زير بغل فرو مي‌برد، چانه‌اش را ميان يقه‌اش جا مي‌داد و به پنجره كوچك خانه‌اش، كه در ته شب مثل چشم بيماري كور سو مي‌زد، چشم مي‌دوزد.
در « زمستان است » ميترا حجار، عليرضا نيك صولت، سعيد اوركني و اوستا عزيز شاتير به ايفاي نقش مي‌پردازند.
ملك جهان خزاعي طراح صحنه و لباس مدير فيلمبرداري: محمد داودي، صدابرداران: يدالله نجفي،‌ ناصر شكوهي نيا، مجري طرح: فرشته طائرپور و تهيه كننده: محمد مهدي دادگو.
 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم بهمن 1385ساعت 1:51  توسط احمد  | 

بازاروکیل
از بازارهاي شيراز است كه در زمان كريم خان زند (1172 - 1193 ه.ق) در شرق شيراز در محله درب شاهزاده، در كنار مسجد وكيل و در شرق ميدان شهدا احداث شده است.
معماري اين بنا بر گرفته از بازار قيصريه لار و همچون بازارچه بلند اصفهان ساخته شاه عباس كبير است اما عرض بازار وكيل بيش از ساير بازارهاست. همچنين 74 دهانه طاق ضربي بازار با ارتفاع بيش از 11 متر مرتفع تر از طاق ساير بازارهاست كه البته هم اينك به علت خاكريزي كف بازار، ارتفاع طاق ها به ده متر تقليل يافته است.
اين بازار كه از نظرمعماري داراي سه فضاي عبور و مرور (فضايي براي گذر مشتريان)، حريم مغازه (به ارتفاع تقريبي 2 پله بالاتر از سطح زمين)، فضاي مغازه (محل فروش) است. داراي پنج در بزرگ است كه در چهار سوي آن قرار گرفته است. هم چنين شامل دو رشته شمالي - جنوبي و شرقي - غربي است كه چون صليبي يكديگر را قطع كرده اند. در تقاطع اين دو رشته چهار سوق قرار گرفته است كه بر روي يك هشتي قرار دارد. اين چهار سوق داراي طاق بزرگ ضربي محكمي است و در پاي طاق نيز چند ترنج آجركاري شده است.
در هشتي نيز مغازه هايي چهارگوش در دو طبقه وجود دارد.
ضلع شمالي - جنوبي بازار از دروازه اصفهان شروع مي شود و تا كوچه جنوبي سراي مشير ادامه مي يابد. در دو طرف اين راسته هر قسمت 41 جفت (82 باب) مغازه وجود دارد كه در جلو هر يك سكويي از قطعات سنگي بزرگ كه بر روي آن، ترنج هايي برجسته حجاري شده است. در اين بازار براي مصونيت از رطوبت، مغازه ها را در حدود يك متر فراتر از سطح زمين ساخته اند. مغازه ها اغلب داراي پستو بوده و در دو طبقه طراحي شده اند.
در شمال شرقي اين راسته، چند كاروانسراي قديمي به نام هاي روغني، گمرك و احمدي ساخته شده است كه در ورودي آنها در درون بازار است. هر يك از اين كاروانسراها داراي چندين حجره مي باشند.
راسته شمالي - جنوبي را بازار بزازان نيز ناميده اند. در سال 1315 به علت گسترش خيابان زند 11 حجره از حجره هاي اين ضلع از بين رفته است.
ضلع شرقي - غربي نيز داراي دو بخش است:
1. قسمت شرقي چهار سوق كه آن را بازار علاقه بندان مي نامند. اين بخش داراي 19 جفت مغازه است كه هم اينك مركز فرش است و مغازه هاي عطاري نيز در اين قسمت يافت مي شود.
2. قسمت غربي چهارسوق كه آن را بازار تركش دوزها مي نامند و داراي 10 جفت مغازه است كه هم اينك مركز فروش فرش هاي ايراني است.
در ضلع جنوبي چهارسوق در موازات با بازار تركش دوزها، بازار ديگري قرار دارد كه مدخل آن در جلو سر در مسجد وكيل است و به بازار شمشيرگرها معروف است. اين بازار نيز داراي 11 جفت مغازه است.
در زير چهار سوق، حوض بزرگي از سنگ مرمر قرار داشته كه آب آن از مجرايي كه از زير بازار تركش دوزها مي گذشته، تأمين مي شده است. اين مجرا به صورت طاق ضربي است و از آجر و ساروج ساخته شده است و هم اينك نيز وجود دارد اما حوض مريري به علت بالا آمدن كف بازار، از بين رفته است.
سيستم تهويه هوا به علت ارتفاع زياد سقف طاق و تويزه اي بازار كامل بوده. اين امر به وسيله بادگيرهايي ساده انجام مي گرفته هم چنين دريچه ها و روزنه هايي به نام جامخانه يا هورنور در زير سقف تعبيه شده بوده كه هوا و نور كافي را به بازار مي رسانند اما هم اينك پس از مرمت، اين روزنه ها بسته شده اند. هم اينك در بالاي مغازه ها مشبك هايي جهت تهويه هوا و روشنايي وجود دارد.
در ورودي جنوب اين بازار در سال 1368 از جانب ميراث فرهنگي، اندكي پي بندي شده است. سيم كشي جديد برق مغازه ها از يك طرف بازار به ديگر سو، چهره قديمي بازار را مخدوش نموده است.
سازمان ميراث فرهنگي، بازار وكيل را در تيرماه 1315 با شماره 924 به ثبت رسانده است.
 
مجموعه تصاوير قديم و جديد از بازار وکيل:
 
 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم بهمن 1385ساعت 1:50  توسط احمد  | 

آرامگاه خواجوی کرمانی
 
آرامگاه خواجو در شمال شيراز، در دامنه كوه صبوي و در ابتداي جاده شيراز - اصفهان، در تنگ الله اكبر قرار گرفته است. قبر وي مشرف بر دروازه قرآن مي باشد. آب چشمه معروف ركناباد نيز از كنار مقبره خواجو مي گذرد.
اين آرامگاه در سال 1315 شمسي با اعتبارات اداره فرهنگ فارس ساخته شد. محل آرامگاه در محوطه اي بدون سقف قرار دارد. در وسط صفه آن سنگ قبري است كه بالاي آن محدب و داراي برآمدگي است. روي اين سنگ كتيبه اي كه بيانگر قبر خواجو باشد وجود ندارد. فقط بالاي سنگ عبارت: كل من عليها فان و يبقي وجه ربك ذوالجلال و الاكرام به خط ثلث نوشته شده است.
در بالا و پايين قبر نيز دو ستون سنگي كوتاه قرار دارد كه طبق رسم آن زمان در بالا و پايين قبور عرفا و شعرا وجود داشته است. در سال 1337 شمسي اداره باستان شناسي فارس اقدام به ساخت يك اطاق در قسمت شمالي محوطه آرامگاه كرد. در پيشاني اين اطاق دو غزل از غزليات خواجو به خط نستعليق بر روي كاشي هاي آنجا نوشته شده است. با اين مطلع:
دوش مي كردم سؤال از جان كه آن جانانه كو؟                  گفت: بگذر زان بت پيمان شكن پيمانه كو؟ ...
و ديگر به مطلع
صبحدم دل را مقيم خلوت جان يافتم                                      از نسيم صبح بوي زلف جانان يافتم ...
كه هم اينك اين اتاق تبديل به فرهنگسراي خواجو گرديده است.
كمي بالاتر از مقبره خواجو 3 غار به چشم مي خورد. يكي از آنها غاري است كه محل عبادت و رياضت زهاد و مشايخ بوده و خواجو نيز مدتي در آن جا به عبادت مشغول بوده است.
غار ديگر كه در دهانه آن طاقي ضربي از نوع طاق كجاوه اي از سنگ و آجر زده شده محل قبر خواجه عمادالدين محمود، وزير معروف شاه شيخ ابواسحاق اينجو است.
در كنار اين غار نقش برجسته اي از جنگ رستم و شير ديده مي شود كه به دستور حسينعلي ميرزا فرمانفرماي فارس در سال 1218 ه.ق ساخته شده است. در كنار آن نيز نقش برجسته ناتمامي از فتحعلي شاه قاجار و دو تن از پسرانش به چشم مي خورد. در دو طرف اين نقش برجسته دو نيم ستون به سبك ستون هاي دوره زنديه در درون كوه كار شده است.
در سال 1370 به همت دانشكده ادبيات دانشگاه كرمان، كنگره بزرگداشت خواجو در كرمان برگزار شد و مراسم اختتاميه اين كنگره در شيراز انجام شد. با همين انگيزه به همت شهرداري شيراز و استانداري فارس، آرامگاه خواجو مرمت و بازسازي شده كه شامل بازسازي كف و بدنه و ايجاد يك سري ديواره هاي عمودي با مصالح سنگ است. هم چنين مجسمه اي از سر و صورت خواجه از سنگ تراشيده شده، در اين مكان قرار گرفته است. بناي آرامگاه خواجوي كرماني به شماره 916 در فهرست آثار تاريخي به ثبت رسيد.
 
مجموعه تصاوير از آرامگاه خواجو:

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم بهمن 1385ساعت 1:49  توسط احمد  | 

وارونه درمانی

 

شايد وارونه شدن هر چيزی را ديده باشيد الا وارونه شدن بيماران را برای درمان!

وارونه‌درمانی يا سر و ته ‌درمانی به 400 سال قبل از ميلاد مسيح برمی‌گردد. در آن زمان بقراط برای درمان پشت درد، بيمار را از پا به نردبانی آويزان می‌کرد تا پشت دردش خوب شود. يونانی‌ها نيز از اين روش برای درمان پشت درد استفاده می‌کردند. کسانی هم که يوگا کار می‌کنند شايد با اين تمرين آشنايي داشته باشند.
در دهة1960 هم يک متخصص بيماري‌های استخوان در آمريکا سيستمی را برای درمان بيمارانش معرفی کرد. او نيز اعتقاد داشت زمانی که بيمار به صورت سر و ته آويزان شود و ستون فقراتش عمود بر زمين باشد، نيروی جاذبه زمين روی فاصله ميان مهره‌ها و ديسک‌های تاثير گذاشته از فشاری که روی مهره‌ها قرار دارد کم می‌شود؛ بنابراين شخص احساس راحتی بيشتری کرده و درد کمتری خواهد داشت.
با اين نظريه هر كسي هم موافق نبود. مثلاً برخي پزشکان می‌گفتند با وارونه کردن بيمار فشار خونش بالا می‌رود و ممکن است به چشم‌هايش فشار زيادی وارد شود. جواب موافقان وارونه‌درمانی اين بود که همه بيماران را عمود بر زمين قرار نمی‌دهند و زاوية قرارگيری بيمار اگر کنترل شده باشد و درمان‌گر طبق اصولش اين کار را انجام دهد مشکلی پيش نمی‌آيد. به هر حال موافقان وارونه‌درمانی معتقدند اين روش برای درمان پشت‌درد، کاهش استرس، بهبود عملکرد غدد لنفاوی، افزايش اکسيژن رسانی به مغز، کاهش و تأخير در بروز اثرات پيری و مواردی ديگر که قهرمانان و ورزشکاران از آن استفاده می‌کنند مفيد واقع می‌شود. 
قابل ذكر است كه آخرين تحقيقات در زمينة وارونه‌درمانی، انجام چنين تمريناتی را برای عده‌ای بيماری‌زا و مشکل‌ساز معرفی کرده است. افرادی كه مشکلات بينايي يا شبکيه داشته باشند، سيگاری‌ها، و يا كساني‌که فشار خون بالايي دارند و دچار استرس يا تنش هستند، هم‌چنين آنهايي که اضافه وزن دارند و وزنش طبيعي نيست يا کلسترول دارند، به‌هيچ‌وجه نبايد به سمت وارنه‌درمانی بروند
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم بهمن 1385ساعت 1:44  توسط احمد  | 

اگه يه سيب بيفته روي سرت چه کار مي کني؟
يه روز يه سيب از روي درخت افتاد روي سر يه مرد و آن مرد جاذبه زمين را کشف کرد.
يه روز يه سيب از روي درخت افتاد روي سر يه مرد و آن مرد فکر کرد که چقدر بد شانس است و آنجا را براي هميشه ترک کرد.
يه روز يه سيب از روي درخت افتاد روي سر يه مرد و آن مرد گفت تو موهبت مطهر خداوندي تا دانه هاي تو در وجود ما حيات بخش وجودي پاک تر باشد.
يه روز يه سيب از روي درخت افتاد روي سر يه مرد و آن مرد آن سيب را نقاشي کرد.
يه روز يه سيب از روي درخت افتاد روي سر يه مرد و آن مرد مُرد.
يه روز يه سيب از روي درخت افتاد روي سر يه مرد و آن مرد سيب را با لذت خورد.
يه روز يه سيب از روي درخت افتاد روي سر يه مرد و آن مرد توشه اي از علم سيب بر ذهن گذاشت و عصاره اي شفا بخش ساخت براي اثبات توانگري خويش در آنچه مردم معجزه طب مي ناميدند.
يه روز يه سيب از روي درخت افتاد روي سر يه مرد و آن مرد گفت اين سيب توطئه خصمانه دشمنان من است و رفت تا انتقام بگيرد.
يه روز يه سيب از روي درخت افتاد روي سر يه مرد و آن مرد با تنها رمقي که از فرط گرسنگي در دستانش جاري بود، سيب را در جيب نهاد براي روز مبادا.
يه روز يه سيب از روي درخت افتاد روي سر يه مرد و آن مرد سفري کرد به دل ذرات نهان سيب تا فلسفه جهان را در آگاهي از پيوند ذرات آن بيابد.
يه روز يه سيب از روي درخت افتاد روي سر يه مرد و آن مرد رفت تا سخاوت درخت را با دوستانش تقسيم کند.
يه روز يه سيب از روي درخت افتاد روي سر يه مرد و آن مرد گفت توکمال مطلق يک دانه سيب هستي و دانه هاي آن را کاشت تا کمال ، تداعي گردد و خاک ، خواب دانه ها را تعبير کند.
يه روز يه سيب از روي درخت افتاد روي سر يه مرد و آن مرد گفت من هم مثل تو از ريشه و خانواده ام وا مانده ام و آن يگانه سيب همدم يک عصرگاه آن مرد تنها شد.
يه روز يه سيب از روي درخت افتاد روي سر يه مرد و آن مرد سيب را خاک کرد تا نگاه بدبينانه ديگران طراوت سيب را نپژمرد.
يه روز يه سيب از روي درخت افتاد روي سر يه مرد و آن مرد و او انديشيد که چه دنياي کينه توزي که حتي درخت را با جنگ با آدمي بر مي انگيزد و آن درخت را قطع کرد.
يه روز يه سيب از روي درخت افتاد روي سر يه مرد و آن مرد شعري درباره يک سيب نوشت: زندگي يک سيب است، گاز بايد زد با پوست ...
و واقعا چرا يه روز يه سيب از روي درخت روي سر يک مرد افتاد!!!
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم بهمن 1385ساعت 1:43  توسط احمد  | 

- ایران تنها کشوری است که در آن سیاستمداران کار اقتصادی می کنند، شرکتهای اقتصادی کار سیاسی می کنند و نیروهای نظامی کار تولیدی می کنند!؟!
- یکی از بزرگترین صادرکنندگان نفت و یکی از بزرگترین واردکنندگان بنزین هستیم.
- با اسرائیل دشمن هستیم ، اما نزدیکترین دوستمان رئیس جمهور ونزوئلا با چند میلیارد دلار قرار داد نظامی ، یکی از نزدیکترین دوستان اسرائیل به شمار می آید!؟
- برای مسلمانان لبنان خودمان را هلاک می کنیم ، پول می فرستیم و دعا می کنیم . اما هیچ خبری از مسلمانان چچن نمی گیریم.
- از هر 1000 مفسد اقتصادی یکی و از هر 1000 فعال سیاسی 999 نفر در زندان داریم!!
- توی همه جای دنیا آثار باستانی را از زیر آب در میارن ، توی ایران می برند زیر آب !؟
- در ایران دانشجوها توی کتابخانه آشنا می شن ، توی پارک درس می خونن، سر کلاس می خوابن!؟!
- اینجا همه خودشان را فوق العاده جدی می دانند اما همه همدیگر را مسخره می کنند
- در همه جای دنیا هر وقت سرو کله پلیس پیدا می شود ترافیک حل می شود ولی در ایران هر جا که پلیس هست ترافیک هم هست
- کشور عراق نزدیک 1000 میلیارد دلار بابت خسارتهای جنگ به ایران بدهکار است ولی کشور ایران یک میلیارد دلار به عراق کمک بلا عوض می کند!؟!
- همه جای دنیا در اداره ها کار می کنند در منازل استراحت و در خیابانها تفریح ولی در ایران مردم در ادارات استراحت, در منازل تفریح و در خیابانها کار می کنند
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم بهمن 1385ساعت 1:38  توسط احمد  | 


صندوق پست الکترونیک یاهو با پیغام رسان آن پکپارچه می شود
 
 
ظاهرآ یکبار دیگر یاهو، تفنگ خود را بسوی گوگل نشانه گرفته است! یکسال پیش گوگل قابلیت گفتگوی آنلاین (Chat) را به خدمات پست الکترونیک جی میل افزود اما یاهو می گوید مشترکان آنها در سیستم جدیدی که بزودی راه اندازی می شود تجربه ای جذاب تر را امتحان خواهند کرد.

طی ماه های آینده به ترتیب کاربران بیشتر و بیشتری خواهند توانست از درون ایمیل های یاهو خود خدمات گفتگوی آنلاین را تجربه نمایند و با دوستانشان در یاهو مسنجر (Yahoo Messenger) به گفتگو بپردازند.

به گفته ی یاهو، از اوائل ماه نوامبر این کمپانی تکنولوژی پیغام رسال آنلاین خود را با خدمات ایمیل یکپارچه خواهد کرد تا بدین ترتیب کاربران برای گفتگوی آنلاین با دوستانشان دیگر نیازی به نصب پیغام رسان یاهو نداشته باشند. جهت مشاهده آنچه قرار است به ایمیل یاهو اضافه شود تصویر زیر را مشاهده نمایید.
 
  
 
 
در کنفرانس بین المللی 3GSM واقع در بارسلونا، مدیر ارشد کمپانی نوکیا "Olli-Pekka Kallasvuo" خبر از همکاری شرکت مطبوع خود و سایت YouTube را اعلام کرد. طبق این همکاری دارندگان تلفن های همراه نوکیا از این پس قادر خواهند بود فایل های ویدیویی موجود در YouTube را از طریق شبکه های دیتا با سرعت بالا در موبایل خود دانلود و مشاهده نمایند.

از سوی دیگر سایت YouTube قصد دارد بزودی صفحه ی مخصوص تلفن های همراه را در سایت خود راه اندازی نماید. در این بخش جدید، فایل های ویدیویی با فرمت فشرده شده ی H.264 قرار داده می شود که فرمتی مناسب برای استفاده در موبایل ها است.

کمپانی نوکیا در حال آماده ساختن نرم افزاری با نام "Nokia Video Center" است که امکان مشاهده، جستجو و مدیریت فایل های ویدیویی را در موبایل های نوکیا سری N فراهم می سازد. جهت دریافت مستقیم فایل های YouTube موبایل شما نیازمند متصل بودن به یک شبکه بی سیم LAN و یا 3G می باشد. موبایل های جدید نوکیا N95 و N93i در این زمینه پیشگام می باشند.
 


ویندوز Vienna نسل بعد از ویستا میباشد
 
شرکت مایکروسافت در نظر دارد تا نگارش بعدی از سیستم عامل خود را در سال 2009 میلادی با نام Vienna منتشر سازد.

هنوز بسته های ویندوز ویستا در قفسه های محصولات جدید فروشگاه ها قرار دارند که کمپانی مایکروسافت خبر از نسخه بعدی از سیستم عامل خود می دهد. هنوز هیچ خبری مبنی بر امکانات این نسخه و دیگر جزئیات آن منتشر نشده است. شرکت مایکروسافت ویندوز ویستا را در حدود 5 سال بعد از انتشار ویندوز XP به بازار ارائه کرد و در طرح خود برنامه ریزی کرده است که نسخه بعدی از سیستم عامل خود با نام Vienna را در سال 2009 میلادی منتشر سازد.

بنابراین ویندوز Vienna تنها دو سال بعد از ویستا منتشر خواهد شد و در واقع مایکروسافت قصد دارد تا تاخیر انتشار ویستا را با منتشر کردن سریعتر Vienna جبران نماید.

مایکروسافت می گوید: "ما قصد داریم قطعه های تکمیل شده فناوری های گوناگون را مخلوط کنیم و احتمال می دهیم که فناوری جدیدی را معرفی کنیم. هنوز نمی دانیم بزرگترین تفاوت Vienna با Vista چه خواهد بود! شاید یک رابط کاربری جدیدتر! هنوز خیلی زود است تا در مورد ابزارهای آن صحبت کنیم ولی در ماه های آینده در این مورد بیشتر خواهید شنید."
 
 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم بهمن 1385ساعت 1:36  توسط احمد  | 

  
 

 

  در جزیرهای زیبا تمام حواس , زندگی می کردند: شادی,غم,غرور,عشق و......

  روزی خبر رسید که به زودی جزیره به زیر اب خواهد رفت.

  همه ی ساکنین جزیره قایق هایشان را اماده و جزیره را ترک کردند. اما عشق می خواست تا اخرین

  لحظه بماند,چون عاشق جزیره بود.

  وقتی جزیره به زیر اب فرو می رفت , عشق ازثروت که باقایقی با شکوه جزیره را ترک می کرد کمک

  خواست و به او گفت (ایا می توانم با تو همسفرشوم؟)

  ثروت گفت: نه , من مقدار زیادی طلا و نقره داخل قایقم هست و دیگر جایی برای تو وجود ندارد.)

  پس عشق از غرور که با یک کرجی زیبا راهی مکان امنی بود, کمک خواست.

  غرور گفت:( نه,نمی توانم تو را با خود ببرم چون تمام بدنت خیس و کثیف شده و قایق زیبای مرا کثیف

  خواهی کرد)

  غم در نزدیکی عشق بود . پس عشق به او گفت:(اجازه بده من با تو بیایم)

  غم با حزن گفت :(اه, عشق, من خیلی ناراحتم و احتیاج دارم تا تنها باشم .)

  عشق این بار سراغ شادی رفت و او را صدا زد. اما او انقدرغرق شادی و هیجان بود که حتی صدای عشق را هم نشنید.

  اب هر لحظه بالا و بالا تر می امد و عشق دیگر نا امید شده بود . که ناگهان صدایی سالخورده گفت:

  (بیا عشق من تو را خواهم برد)

  عشق انقدر خوشحال شده بود که حتی فراموش کرد نام پیرمرد را بپرسد و سریع خود را داخل قایق

  انداخت و جزیره را ترک کرد. وقتی به خشکی رسیدند, پیرمرد به راه خود رفت و عشق تازه متوجه

  شد کسی که جانش را نجات داده بود, چقدر بر گردنش حق دارد.

  عشق نزد علم که مشغول حل مساله ای روی شن های ساحل بود رفت و از او پرسید:(ان پیرمرد کی

  بود؟)

  علم پاسخ داد:( زمان)

  عشق با تعجب گفت:(زمان)؟ اما چرا او به من کمک کرد؟

  علم لبخندی خردمندانه زد و گفت:( زیرا تنها زمان قادر به درک عظمت عشق است.)

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم بهمن 1385ساعت 1:30  توسط احمد  | 


مجادله درادبيات بر سر يک خال
 
حافظ
اگر آن ترک شيرازي بدست آرد دل ما را
به خال هندويش بخشم سمرقند بخارا را
صائب تبريزي
اگر آن ترک شيرازي بدست آرد دل ما را
بخال هندويش بخشم سر و دست و تن و پا را
هر آنکس چيز مي بخشد ز مال خويش مي بخشد
نه چون حافظ که مي بخشد سمرقند و بخارا را
شهريار
اگر آن ترک شيرازي بدست آرد دل ما را
بخال هندويش بخشم تمام روح اجزا را
هر آنکس چيز مي بخشد بسان مرد مي بخشد
نه چون صائب که مي بخشد سرو دست و تن و پا را
سر و دست و پا را به خاک گور مي بخشند
نه بر آن ترک شيرازي که برده جمله دلها

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم بهمن 1385ساعت 13:26  توسط احمد  | 

چند نکته براي دوست داشتن
 
اول : دوست داشتن زيادي ... حسودي مياره .... حسودي زيادي مشکل بوجود مياره ... مشکلات زيادي امراض زياد تري بوجود ميآورد پس سعي کن هرکي رو به اندازه دوست داشته باشي نه بيشتر
دوم:‌ اگر کسي رو آنقدر دوست داشتي که مجبور شدي بندازيش توي قفس ... واسش بهترين قفس رو تهيه کن . نه کمترينش رو
سوم: اگر کسي خيلي دوستت دارد و هر کاري کردي بد ديد ... و ديدش بجاي خوب به بدي کشيده شد فقط برايش دليل قانع کننده نيار برايش عشقت رو بيار تا با عشقت به يقيين برسه
مراقب افکارت باش آنها به گفتار تبديل مي‌شوند
مراقب گفتارت باش آنها به کردار تبديل مي‌شوند
مراقب کردارت باش آنها به عادات تبديل مي‌شوند
مراقب عاداتت باش آنها به شخصيت تبديل مي‌شوند
مراقب شخصيتت باش آن سرنوشتت خواهد ش

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم بهمن 1385ساعت 13:24  توسط احمد  | 

بعضي ها
 
بعضي‌ها شعرشان سپيد است، دلشان سياه
بعضي‌ها شعرشان كهنه است، فكرشان نو
بعضي‌ها شعرشان نو است، فكرشان كهنه
بعضي‌ها يك عمر زندگي مي‌كنند براي رسيدن به زندگي
بعضي‌ها زمين‌ها را از خدا مجاني مي‌گيرند و به بندگان خدا گران مي‌فروشند
بعضي‌ها حمال كتابند
بعضي‌ها بقال كتابند
بعضي‌ها انبارداركتابند
بعضي‌ها كلكسيونر كتابند
بعضي‌ها قيمتشان به لباسشان است، بعضي به كيفشان و بعضي به كارشان
بعضي‌ها اصلا‏ قيمتي ندارند
بعضي‌ها به درد آلبوم مي‌خورند
بعضي‌ها را بايد قاب گرفت
بعضي‌ها را بايد بايگاني كرد
بعضي‌ها را بايد به آب انداخت
بعضي‌ها هزار لايه دارند
بعضي‌ها ارزششان به حساب بانكي‌شان است
بعضي‌ها همرنگ جماعت مي‌شوند ولي همفكر جماعت نه
بعضي‌ها را هميشه در بانك‌ها مي‌بيني يا در بنگاه‌ها
بعضي‌ها در حسرت پول هميشه مريضند
بعضي‌ها براي حفظ پول هميشه بي‌خوابند
بعضي‌ها براي ديدن پول هميشه مي‌خوابند
بعضي‌ها براي پول همه كاره مي‌شوند
بعضي‌ها نان نامشان را مي‌خورند
بعضي‌ها نان جوانيشان را ميخورند
بعضي‌ها نان موي سفيدشان را ميخورند
بعضي‌ها نان پدرانشان را ميخورند
بعضي‌ها نان خشك و خالي ميخورند
بعضي‌ها اصلا نان نميخورند
بعضي‌ها با گلها صحبت مي‌كنند
بعضي‌ها با ستاره‌ها رابطه دارند
بعضي ها صداي آب را ترجمه مي‌كنند
بعضي ها صداي ملائك را مي‌شنوند
بعضي ها صداي دل خود را هم نمي‌شنوند
بعضي ها حتي زحمت فكركردن را به خود نمي‌دهند
بعضي ها در تلاشند كه بي‌تفاوت باشند
بعضي ها فكر مي‌كنند چون صدايشان از بقيه بلندتر است، حق با آنهاست
بعضي ها فكر ميكنند وقتي بلندتر حرف بزنند، حق با آنهاست
بعضي ها براي سيگار كشيدنشان همه جا را ملك خصوصي خود مي‌دانند
بعضي ها فكر ميكنند پول مغز مي‌آورد و بي پولي بي مغزي
بعضي ها براي رسيدن به زندگي راحت، عمري زجر مي‌كشند
بعضي ها ابتذال را با روشنفكري اشتباه مي‌گيرند
بعضي از شاعران براي ماندگار شدن چه زجرها كه نمي‌كشند
بعضي ها يك درجه تند زندگي مي‌كنند، بعضي‌ها يك درجه كند
هيچكس بي‌درجه نيست
بعضي ها حتي در تابستان هم سرما مي‌خورند
بعضي ها در تمام زندگي‌شان نقش بازي مي‌كنند
بعضي از آدمها فاصلة پيوندشان مانند پل است، بعضي مانند طناب و بعضي مانند نخ
بعضي ها دنيايشان به اندازه يك محله است، بعضي به اندازه يك شهر، بعضي به اندازه كرة زمين و بعضي به وسعت كل هستي
بعضي ها به پز ميگويند پرست
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم بهمن 1385ساعت 13:24  توسط احمد  | 

گر جهان يک دهکده 100 نفري بود
 
اگر مي شد جمعيت کره زمين را به جمعيت يک دهکده 100 نفره تقليل داد، با يکسان نگاه داشتن همه نسبتها و درصدها، حاصل ، چيزي شبيه زير مي شد
57 آسيايي، 21 اروپايي، 14 آمريکايي شمالي و جنوبي و 8 آفريقايي در اين دهکده زندگي مي کردند. از اين عده 52 تن زن و 48 نفر مرد بودند. 70 نفر آنها غير سفيد پوست و 30 نفر سفيد پوست، 70 تن غير مسيحي و 30 تن مسيحي مي بودند
6 نفر از اين عده 59 درصد کل ثروت جهان را در اختيار داشتند و هر 6 نفر آمريکايي بودند. 20 تن نيز 80 درصد منابع انرژي موجود را مصرف مي کردند و 80 نفر هم پايين تر ازسطح کنوني استاندارد مسکن زندگي مي کردند. 70 نفر قدرت خواندن نمي داشتند و 50 نفر از سو تغذيه رنج مي بردند. يک نفر تحصيلات دانشگاهي مي داشت و يک نفر هم مالک يک دستگاه کامپيوتر بود. وقتي جهان را از چنين چشم انداز فشرده اي مورد توجه قرار دهيم، نياز به پذيرش، درک و آموزش پر رنگ تر مي شود
مطالب زير هم جاي تامل دارد
اگر امروز با احساس تندرستي بيشتري از خواب بيدار شويد ... از ميليون ها نفري که تا پايان هفته نيز دوام نخواهند آورد سعادتمند تريد
اگر هرگز، تنهايي زندان، زجر شکنجه، يا گرسنگي را تحمل نکرده ايد از 500 ميليون نفر در اين دنيا پيش تريد
اگر بتوانيد بدون ترس از ارعاب، دستگيري،شکنجه يا مرگ مراسم مذهبي خود را انجام دهيد، از 3 ميليارد مردم اين جهان خوشبخت تريد
اگر غذايي در يخچال ، پوشاکي بر تن، سقفي بالاي سر و جايي براي خوابيدن داريد ... از 75 درصد مردم جهان ثروتمند تريد.
اگر در بانک يا کيف بغليتان پول داريد و جايي براي استراحت و تفريح در اختيار نيز داريد ، از جمله 7 درصد ثروتمندان جهان هستيد
اگر پدر و مادرتان هنوز در قيد حيات هستند و با هم زندگي مي کنند شما از جمله نوادر حتي در آمريکا و کانادا مي شويد.
اگر مي توانيد اين مطلب را بخوانيد، دو بار سعادتمند هستيد، يک بار به خاطر اينکه کسي به فکر شماست و دوم اينکه شما بيش از 4 ميليارد نفري که در اين دنيا بي سواد هستند، خوشبخت هستي
 
 
کره زمين در پايان سال 200۷
آمارهاى زير وضعيت کره زمين را در پايان سال 200۷ نشان می‌دهند. آمارهايى که حتماً براى شما هم جالب هستند:
 
 
جمعيت
57 ٪ آسيايي
21 ٪ اروپايى 14 ٪ آمريکايى (شمالى و جنوبي) 8 ٪ آفريقايى
 
 
 
 
جنسيت
52 ٪ زن
48 ٪ مرد
 
 
 
 
مردم‌شناسى
٧٠ ٪ رنگين پوست
٣٠ ٪ قفقازى ريخت
 
 
 
 
وضعيت جنسى
٨٩ ٪ ناهمجنس‌گرا
١١ ٪ همجنس‌گرا
 
 
 
 
در آمد
6٪ مردم صاحب 59 ٪ از تمام ثروت جهان هستند و همگى آن‌ها نيز آمريکايى هستند.

شرايط زندگى
80 ٪ در شرايط بدى زندگى می‌کنند

تحصيلات
70 ٪ بی‌سواد و کم‌سواد (تحصيل نکرده)
1 ٪ (تنها ١ ٪) با تحصيلات دانشگاهى

تغذيه
٥٠ ٪ دچار سوء تغذيه

زاد و ولد
١ ٪ در حال مرگ
٢ ٪ در حال متولد شدن

کامپيوتر
١ ٪ داراى کامپيوتر

وقتى از اين منظر به دنيا نگاه کنيد در می‌يابيد که ما واقعاً به همبستگى، درک متقابل، شکيبائى و آموزش، نياز جدّى داريم.

همچنين بد نيست به نکته‌هاى زير هم توجه کنيد:
اگر امروز صبح سالم از خواب برخاستيد، قدر سلامتى خود را بدانيد زيرا يک ميليون نفر تا يک هفته ديگر زنده نخواهند بود.
 
اگر تاکنون از آسيب‌هاى جنگ،
تنهايى در سلول زندان، عذاب شکنجه،
يا گرسنگى در امان بوده‌ايد،
وضعيت شما از وضعيت ٥٠٠ ميليون نفر در دنيا بهتر است.
 
اگر می‌توانيد بدون ترس از زندانى شدن يا مرگ، وارد مسجد (يا کليسا) شويد، وضع شما از ٣ ميليون نفر در دنيا بهتر است.
 
اگر در يخچال شما خوراکى و غذا وجود دارد،
اگر کفش و لباس داريد،
اگر تختخواب و سرپناهى داريد،
در اين صورت شما از ٧٥٪ مردم جهان ثروتمندتر هستيد.
اگر در بانکى حساب داريد، و اگر در جيب‌تان پول داريد،

شما به ٨٪ مردم دنيا که چنين شرايطى دارند تعلّق داريد.
اگر شما اين نوشته را می‌خوانيد، از سه خوشبختى بهره‌مند هستيد:
1- يک کسى به فکر شما بوده است.
2- شما به ٢٠٠ ميليون نفرى که قادر به خواندن نيستند تعلّق نداريد.
3- و ... شما جزو ١٪ از مردم دنيا هستيد که کامپيوتر دارند.
به قول يکنفر:
  • �طورى کار کنيد که انگار نيازى به پول نداريد،
  • طورى عشق بورزيد که انگار هرگز آرزده خاطر نشده‌ايد،
  • طورى برقصيد که انگار هيچکس شما را نمی‌بيند،
  • طورى آواز بخوانيد که انگار هيچکس صداى شما را نمی‌شنود،
  • و بالاخره طورى زندگى کنيد که انگار زمين، بهشت است

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم بهمن 1385ساعت 13:23  توسط احمد  | 

 
GoRbe Ro BayaD DaMe HeJLe KoShT?!
 
 
Image hosting by TinyPic
 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم بهمن 1385ساعت 12:34  توسط احمد  | 

نکات بهداشتی مهم در رابطه با پوست
از پوست خود در برابر سرماي زمستان محافظت كنيد
 
هواي خشك زمستان مي‌تواند باعث خشكي و خارش پوست شود اما راهكارهاي ساده‌اي براي حفاظت از پوست شما وجود داردتلاش و كنترل برخي از بخش‌هاي محيط زيست اطراف شما براي حفظ سلامت بدن امري ضروريست. هدف از ارايه اين بيانيه مربوط نگهداشتن پوست تا حد امكان براي جلوگيري از هر گونه ايجاد خارش، تحريك پذيري و قرمزي پوست است.
راهكارهاي براي خشکي پوست:
 
1_ از مرطوب كننده‌هاي هوا در كل فضاي خانه و يا حداقل در اتاق خواب استفاده كنيد.
 
2_ دستكش حفاظتي براي حداقل كردن تماس مولكول‌هاي هوا با پوست دست بپوشيد.
 
3_ زمان دوش گرفتن و حرارت آب را كاهش دهيد.
 
4_ به جاي صابون‌هاي معطر از صابون‌هاي نرم كننده براي شست‌وشوي بدن و از شامپوهاي مرطوب كننده براي شستن موهايي كه اغلب مجعد و سشوار كشيده هستند استفاده كنيد.
 
5_ پس از دوش گرفتن و قبل از خشك كردن بدن به طور كل پوست را با مرطوب كننده يا كرم‌هاي نرم كننده آغشته كنيد.
 
6_ افرادي كه درصد خشكي پوست آنها بسيار بالاست بايد از مرطوب كننده‌هاي غليظ‌ تر، چرب و پماد استفاده كرده و انگشتان پا و بند انگشت را كاملا به آن آغشته كنيد.
 
7_ براي حفاظت از لب‌ها از كرم‌هاي نرم كننده حاوي وازلين استفاده كنيد.
 
در صورتي كه با انجام اين دستورالعمل‌ها خشكي پوست شما افزايش پيدا كرد و محصولات بدون نياز به نسخه پزشك اثربخش نبود بايد با پزشك مشورت كنيد. همچنين براي افزايش نقطه‌هاي قرمز بر روي پوست، پوسته‌ پوسته شدن پوست و نيز ترك خوردگي پاشنه پا نيز حتما بايد به پزشك مراجعه كنيد.
 
نکات بهداشتی مهم در رابطه با مو
 
آناتومي مو
لايه بيروني پوست شما اپيدرم ناميده مي شود و پر از منفذ می باشد . منافذي در پوست شماست که داراي غدد عرقي و فوليکول هاي مو می باشد  که مو از آنها مي رويد. فوليکول ها به سمت پايين به داخل دِرم يا زير پوست حرکت مي کند(گسترش مي يابد) و از يک پياز با ريشه رشد مي کند.

فوليکول هاي مو اغلب در مجاورت  غده gland sebaceous  که چربي ترشح مي کند هستند تا ساقه مو را با نرم کردن و روغني کردن محافظت کنند . فوليکول در عين نگه داشتن ساقه مو به يک عضله کوچک نيز متصل مي شود که arrector pili muscle  ناميده مي شود. اين ماهيچه مي تواند قدرت استواري و راست کردن به مو ببخشد. همچنين اين ماهيچه باعث مي شود که در ناحيه رشد مو در پوست شما بنظر برسد که يک حفره يا گودال کوچک ايجاد شده است. و دراين حالت است که موی تن شما به طور غير ارادی سيخ می شود. حيوانات مي توانند اين ماهيچه را کنترل کنند.
يک ساقه مو از پروتئيني بنام کراتين ساخته مي شود (همان ماده اي که ناخن انگشتان شما از آن ساخته شده اند) و سه لايه دارد. پوست بيروني به نام کوتيکل (cuticle) از سلولهاي مرده اي ساخته مي شود که به ساقه مو استقامت و مقاومت مي بخشد. درون مو لايه اي بنام کورتکس(cortex) وجود دارد که به مو رنگ مي دهد و درون آن لايه مدولا (medulla) وجود دارد.
 
در انتهاي مو، زير پوست درون فوليکل، ريشه مو سلولها را توليد مي کند که بخش زنده مو را تشکيل ميدهند. تمام اين جزئيات درون پوست اتفاق مي افتد. رويش مو های جديد سلولهايي را که از قبل وجود داشته اند را به سمت بالا هل مي دهد  و از فولکيل بيرون مي کند. همانطور که مو به بيرون از پوست رانده مي شود ،موئی که روی سر مشاهده مي شود   DNAاش را  از دست داده و  تبديل به يک رشته پروتئين مي شود.
اين رشته پروتئين (که به آن شانه مي زنيد و برس مي کشيد) يک بافت زنده نيست تنها بخش زنده مو سلولهاي داخل فوليکل مو مي باشد که در زير پوست قرار دارد. رنگ مو محدود مي باشد، مانند پوست شما و بستگي به اين دارد که چه تعداد ملانين در کورتکس موي شما وجود دارد. ملانين يک نوع پروتئين است  و چند نوع از آن وجود دارد. يکي از آنها يک ماده رنگي است که داراي رنگ تيره مي باشد. موي سياه تعداد بسيار زيادي از ماده رنگي (pigment) را دارد. موي سفيد هيچ ماده رنگي (pigment) ندارد.
مويي که ما داريم در فرمهاي مختلف و در قسمت هاي گوناگون بدن  مي رويند. انواع مختلف موي بدن داراي طول و ميزان رشد  ساختمان و ترکيبات شيميايي متفاوت مي باشند. مثلا مويي که در صورت يک مرد مي رويد از جنس مويي که در صورت يک نوزاد و يا يک زن مي رويد بسيار متفاوت است.
نکات بهداشتی مهم در رابطه با ناخن
 
 
 مراقبت از ناخنها
 
ناخنها هنگاميكه در شرايط ايده آلي باشند بسيار جذاب ميباشند. همچنين ناخنها منعكس كننده عادات شخصي فـرد هستند: خوب يا بد. جدا از جاذبه آرايشي، ناخن هـا وظايف ديگري نيز بعهده دارند از جمله كمك به بـلند كردن اجسام با ايجاد تكيه گاه براي بافت انگشتان و يا دست كاري
اجسام و از همه مهمتر آن كه ناخن ها سلامت عمومي بدن را بازتاب مي كنند. ناخن از پروتئيني بنام كراتين تشكيل يافته كراتين در مو و پوست نيز وجود دارد و داراي بخشهاي مختلفي اسـت كه به آن ميپردازيم:
 
1_ "MATRIX" : ماتريكس قسمت پنهان ناخن مي بـاشد. در واقع ريشه ناخن بوده كه در آن رشد ناخن انجام ميگيرد.
 
2_ "NAIL PLATE" : قسمت قابل رؤيت ناخن است. همان چيزي كه ما از آن بنام ناخن ياد مي كنيم. از كراتين مرده تشكيل يافته و كمي محدب مي باشد. اساسا بي رنگ است اما بواسطه شبكه مويرگهاي خوني كه در زير آن واقع است صورتي بنظر مي آيد.
 NAIL BED: پوست زير ناخن ميباشد كه از بافت پيوندي تشكيل يافته و در آن عروق خوني و اعصاب وجود دارد و نقش تغذيه پليت ناخن را بعهده دارد.
 
4_ "LUNULA" : قسمتي از ماتريكس مي باشد. هـمان قسمت هلالي شكل سفيد رنگ كـه در ته ناخن قابل مشاهده است بيشتر در ناخن شست. عـلت سفيد بودنش آن است كه هنوز سلولهاي آن كراتينه نشده و به تكامل نرسيده اند.
 
5_ "CUTICLE" : ادامه پوس بستر ناخن(NAIL BED) بوده و بين پوست انگشتان و صفـحـه ناخن (NAIL PLATE) واقع بوده و اين دو بخش را به يكديگر متصل ميسازد.كوتيكول ناخن به عنـوان يك سد ضد آب عمل نموده و از ورود باكتري و ديگر عوامل بيماريزا به قسمت ماتريكس جلوگيري ميكند.
 
6_"NAIL FOLDS" : تاي ناخن : بعنوان چهارچوب و تكيه گاه ناخن در سه سمت چپ و راست و پايين ناخن آن را احاطه كرده است.
 
سرعت رشد ناخن
 سرعت رشد ناخن بستگي به عوامل بسياري ازجمله سن، تغذيه، بيماريها، هورمونها و فصول سال دارد توجه كنيد:
 1_ ناخن بطور طبيعي 0.1 ميلي متر در روز و يا 3 ميلي متر در ماه رشد ميكند.
2_ سرعت رشد انگشتان دست از انگشتان پا بيشتر ميباشد.2 تا 3 برابر.
3_ سرعت رشد ناخنها در تابستان بيشتر از زمستان ميباشد.
4_ سرعت رشد ناخنها در افراد راست دست در دست راست و افراد چپ دست در دست چپشان بيشتر است.
5_ سرعت رشد ناخنهاي مردان از زنان بيشتر است.جز در زنان باردار و مسن
6_اگر ناخن به طـور كامل از جايش كنده شود براي ناخن هاي دست 3 الي 6 ماه طول مي كشد تا مجددا ناخن بطور كامل رشد كند اين زمان براي ناخنهاي پا 12 الي 18 ماه ميباشد.
 
اختلالات ناخن
 
1_ لكه هاي سفيد رنگ: علت آن ميتواند صدمه به ماتريكس و يا كمبود روي باشد اما زياد مهم نبوده و به مرور زمان ناپديد ميگردد.
 
2_ عفونتها: مي تـواند عامل آن باكتريها و يا قارچها باشند كـه در هـر دو صـورت بايد به پزشك مراجعه شود.
 
3_ شيار هاي روي ناخن: اين شيارها اغلب ارثي ميـباشند اما اگر يكباره روي ناخنها آشكار گردند علت آن ميتواند ضربه، پيري، روماتيسم و يا بيماري كليه باشد.
 
4_حفره روي ناخن: علت آن مي تواند اگزما و يا ضربه باشد.
 
5_ قاشقي شكل شدن ناخن: علت آن كم كاري تـيروئيد، كمبود آهن و كم خوني ميباشد.
 
6_ شكاف در لبه ناخن: علت آن فرو بردن انگشتان به مدت زياد در آب و همچنين لاك پاك كن ها ميباشند.
 
7_ تردي و شكنندگي ناخنها: علت آن ميـتواند فـرو بردن دست در آب داغ، اختـلال در جـريان خــون، كمبود ويتامينهاي A ،C ،B6 و نياسين، كمـبود آهن و كلسيم و كم كاري تيروئيد باشد. كم آبي بدن نيز بسيار مهم است بنابراين آب فراوان بنوشيد.
 
8_ ناخنهاي فرو رفته در گوشت: اين مشكل بيشتر در ناخنهاي پا مشـاهده ميگردد و علت آن كوتاه كردن نامناسب ناخنها و كفش تنگ ميباشد كه باعث مي گردد گوشه ناخن بدرون گوشت فرو رود.
 
9_ برخي بيماريها از روي ناخنها قابل تشخيص ميباشند: بستر نـاخـن رنگ پريده نشانه كم خوني - بستر ناخن قرمز نشانه بيماري قلبي - ناخـنهاي سفـيد رنگ نشانه بيماري كبدي - ناخن ضخيم و زرد رنگ نشانه بيماري ريوي - سرخـي مختصر در ته ناخن نشانه ديابت و ناخنهاي دو رنگ نيمي سفيد و نيمي صورتي نشانه بيماري كليه ميباشد.
 
نکات آرايشی مهم در رابطه با پوست
تاثير انواع ويتامين ها به روي پوست
1- ويتامين A  
بافت هاي محافظ پوست را تقويت کرده و به آنها استحکام مي بخشد و از بروز جوشها جلوگيري مي کند.
  • ميزان توصيه شده براي مقابله با جوش:  IU000/10  (واحد بين المللي) توليد چربي در غدد چربي را کاهش مي دهد.
  • ماده هايي ضروري و لازم براي ترميم و احياي بافتها که پوست نيز از آنها ساخته شده است.
  • آنتي اکسيداني قوي که راديکال هاي آزاد و سمومي را که باعث ايجاد چين و چروک در پوست شما مي شوند را از بدن شما پاک کرده و شستشو مي دهد.
2- ويتامين  B
  • به ترميم و احياي رنگ پوست شما کمک مي کند. همچنين در تسکين استرس و نگراني مفيد مي باشد.
  • با جوش ها مقابله مي کند.
  • براي سلامت پوست شما ضروري و لازم مي باشد چون باعث افزايش جريان خون و متابوليسم بدن شما مي شود و در فعال نمودن سيستم ايمني و افزايش توليد گلبولهاي سفيد بسيار اهميت دارد.
3- ويتامين C
  • به عنوان يک آنتي اکسيدان عمل مي کند و در درمان و شفاي زخم ها و جراحت ها لازم و ضروري مي باشد. زيرا ميزان کولاژن را در پوست شما تثبيت کرده و به حالت موازنه در مي آورد.
  • براي حفظ ظاهر شما لازم است چون به شما ظاهر طراوت و شادابي مي دهد.
  • اگر به مشکل موضعي بر روي پوست به کار برده شود مي تواند چين و چروک ها و خطوط ريزي که بر روي پوست بوجود آمده اند را کم کند. ممکن است که شدت آفتاب سوختگي ها را نيز بکاهد.
4- ويتامين E
  • يک آنتي اکسيدان ديگر که ممکن است تاثيرات ضدالتهابي نيز بر روي پوست شما داشته باشد.
  • وقتي به طور موضعي استفاده شود خاصيت مرطوب کنندگي و آب رساني از خود نشان مي دهد و به پوست نرمي و لطافت داده و همچنين در برابر تشعشعات مضر خورشيد نيز از پوست محافظت مي کند.
 
 
نکات آرايشی مهم در رابطه با مو
 
 
چرخه رنگ
اگر شما چرخه رنگ را بشناسيد رنگ کردن برايتان آسان تر خواهد شد . ممکن است به نظرتان عجيب برسد که موهاي شما ترکيبي از سه رنگ است: قرمز ، زرد ، آبي. اينها رنگ هاي اصلي هستند. رنگ هاي ثانويه ، نارنجي، سبز و بنفش هستند.
يکي از عناصر و عوامل مهم رنگ کردن مو تعيين رنگدانه زيرين موي شماست. وقتي که شما رنگي را انتخاب مي کنيد و بر روي موهايتان مي گذاريد امکان دارد به خاطر رنگدانه زيرين در موي شما، همان رنگ دلخواه بدست نيايد.
اگر شما نگاهي به چرخه در رنگ بياندازيد يک رنگ مخالف براي هر رنگ وجود دارد يعني اگر موي شما نارنجي باشد رنگ سبز باعث مي شود که موي شما قهوه اي شود يا اگر موي شما يک تون tone زرد دارد رنگ بنفش آن رنگ را از بين خواهد برد.
  • رنگ زيرين +رنگ مصنوعي = رنگ نهايي
مدل های آرایش مو
 
 
براشينگ صاف
 
 
براشينگ  فشني

 
 
براشينگ  شلوغ
 
 
نکات آرايشی مهم در رابطه با ناخن
 
مراحل مانيکور
چند نکته وجود دارد که ممکن است ميل داشته باشيد که در طي مراحل انجام مانيکور آنها را بدانيد و رعايت نماييد.
پاک کننده کوتيکل : اين محلول هاي آرايشي در نرم کردن ناخن کمک مي کنند و حاوي 2-5 درصد هيدروکسيد سديم يا هيدروکسيد پتاسيم و گليسيرين مي باشند. از اين محلول ها قبل از سوهان کشيدن بر روي ناخن خود بماليد و همچنين قبل از اينکه در کاسه مخصوص انگشتان (finger bowl) قرار دهيد.
پاک کننده هاي ناخن : معمولا يک نوع لايه بردار به شکل مايع هستند که به آب اضافه شده تا در تميز کردن ناخنها کمک کنند.
 لوسيون يا کرم کوتيکل : پوست و ناخن را نرم و مرطوب نگه مي دارد.
سفيد کننده هاي ناخن: اين مواد آرايشي حاوي هيدروکسيد هيدروژن يا اسيدهاي اورگانيک مي باشند که مي توانند هم بر روي ناخن و هم زير ناخن ماليده شوند تا لکه هاي ناخن پاک شوند.
پوشش پايه، انتخاب رنگ مينا و پوشش رويي
 خشک کننده هاي لاک : اين محصولات آرايشي مي توانند بر روي لايه رويي مينا(ناخن) اسپري شوند و براي خشک کردن سطح ناخن طراحي شده اند. حلال موجود در اين محصولات بايد بخار شوند تا لاک خشک شود. وقتي لاک بر روي ناخن زده مي شود حلال هاي سطح ناخن شروع به متساعد شدن کرده و حلال هاي روي لايه زيرين  شروع به حرکت به سمت بالا مي کنند و سطح رويي شروع به سخت شدن مي کند. اين حلال ها بايد بر سطح اين لايه خشک و سخت شده پاشيده شود و کم کم  هم بخار شدن کاهش مي يابد. خشک کننده هاي لاک ، اين لايه ضخيم را با کشيدن حلال ها به درون خود دفع مي کنند. اين عمل مانند فشار دادن يک اسفنج خيس است. لاک به طور کلي خشک نمي شود. تقريبا يک ساعت زمان احتياج داريد تا کاملا ميناي ناخن از اين حلال ها پاک شده و سخت شود .
روغن هاي خوشبو کننده: براي کم کردن استرس و ايجاد آرامش در شما.
لوسيون هاي پوست اندازي : براي لايه برداري از پوست خشک و زبر
موم پارافين: موم پارافين با باز کردن منافذ در رطوبت سازي و نرم کنندگي پوست کمک کرده و به روغن هاي خوشبو کننده اجازه مي دهد تا به لايه بيروني پوست نفوذ کند.
 حال وسايل مانيکور و سوهان و اسباب مورد نياز را تهيه و مرتب کنيد تا در صورت نياز در مراحل مانيکور به راحتي در دسترس باشند. بعد دستان خود را بشوييد . صابون يا مايع شوينده حتما ملايم باشد. دستان خود را خوب آبکشي و خشک کنيد.
 
 
 
 
 
 
ماسکهای گياهی مربوط به پوست
 
لايه بردارجو دو سر و شکرقهوه اي
 2قاشق سوپخوري دانه جو دو سر را (دانه جو دو سر را  با استفاده از آسياب به آرد نرمي تبديل کنيد) به اضافه 2 قاشق چايخوري شکر قهوه اي به اضافه روغن آلوورا "Aloe Vera" و 1 قاشق چايخوري آبليمو را با هم مخلوط نماييد تا زمانيکه يک خمير نرم به دست آوريد.
به آرامي آنرا به روي پوست خيس ماساژ دهيد تا پوستي فوق العاده نرم و لطيف داشته باشيد. اين دستورالعمل فاسد شدني است و بايد بلافاصله پس از درست کردن استفاده شود.  (آيا مي دانستيد که : عصاره "Aloe Vera"  درد را تسکين مي د هد و ژل به دست آمده از اين گياه توليد عفونت جلوگيري مي کند و زخمهاي سوختگي را ترميم مي کند. نوشيدن عصاره اين گياه اندازه سنگ کليه را کوچک مي کند. )
لايه بردار ماست و گردو
1 چهارم فنجان ماست بدون چربي و 1 چهارم فنجان گردو خرد شده را خوب مخلوط کنيد. صورتتان را خيس کرده سپس اين لايه بردار را روي پوست خود بماليد . سپس با آب گرم بشوييد.
 
آيا مي دانستيد که : گردو در قرون وسطي به عنوان يک دارو مورد استفاده قرار مي گرفته و  شربت حاوي برگ درخت گردو براي درمان دردهاي عضلاني مورد استفاده قرار مي گرفته و گردو براي تسکين و راحت تر کردن کار سيستم گوارشي استفاده مي شده. از آنجاييکه ظاهرا مغز گردو شبيه به مغز انسان است در قرون 16 و 17 که درمان هاي علفي نيز رسميت پيدا کرده بود براي درمان بيماري هاي سر، افزايش هوش و آرامش و تسکين ناراحتي هاي روحي استفاده مي شود.
حتي امروزه در فرهنگ آسيايي ، مغز گردو به عنوان غذاي مغز شناخته شده و در نظر گرفته مي شود . دانش آموزان قبل از امتحاناتشان به عنوان تنقلات استفاده مي کنند به اين اميد که نمرات بالايي بگيرند.
ماسکهای گياهی مربوط به مو
شامپو براي موهاي چرب
2 قاشق چايخوري پونه (نعنای صحرائی) را به اضافه 2 قاشق چايخوري نعناع خشک شده به اضافه  2 قاشق چايخوري مريم گلي خشک شده را در يک قابلمه با  يک فنجان آب مخلوط کرده و بگذاريد روي حرارت تا بجوشد .

پس از جوشيدن قابلمه را بگذاريد کنار و اجازه دهيد به مدت 20 دقيقه خيس بخورد. گياهان جوشيده را بيرون آوريد. 2 سوم فنجان شامپو بچه را با آب باقيمانده در قابلمه مخلوط نماييد. سپس محلول به دست آمده را درون يک بطري خالي شامپو بريزيد و استفاده نماييد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 12:42  توسط احمد  | 

در اكثر مقاله‌ها، مجله‌ها و فيلم‌ها گفته مي‌شود كه زن و مرد براي شاد بودن به زيستن در كنار يكديگر نياز دارند؛ اما گاهي اوقات افراد به‌دلايلي توانايي ازدواج را ندارند و به‌ناچار به زندگي مجردي مي‌پردازند. خبر خوب براي چنين اشخاصي اين است كه همان‌طور كه ازدواج داراي محاسن و فوايد بسياري است، مجرد بودن هم براي خود مزايايي دارد كه بيان آن‌ها خالي از لطف نيست.

 

 زندگي مجردي لبريز از آزادي‌هايي است كه تصورش ممكن است مشكل به نظر برسد. در اين بخش به 10 دليل اصلي براي مجرد بودن اشاره مي‌كنيم.


شماره‌ي 10 

مجبور نيستيد بداخلاقي‌ها، نق زدن‌ها و سرزنش‌ها را تحمل كنيد

 

آيا به خاطر مي‌آوريد چند هزار نفر را ديده‌ايد كه به‌خاطر دلايل غير قابل فهم و رفتارهاي تحمل‌ناپذير همسرشان سر به كوه و بيابان گذاشته‌اند؟ از اين‌كه قرباني خلق و خوي غير قابل فهم كسي نيستيد و از آرامشي كه حاصل عدم نق زدن‌ها است، لذت ببريد.


شماره‌ي 9

مي‌توانيد وزن خود را بدون نگراني افزايش دهيد

 

همان‌طور كه مي‌توانيد زمان بيش‌تري را در باشگاه ورزشي خود سپري كنيد، قادر خواهيد بود اندكي مسائل جسماني را راحت‌تر گرفته، زياد در قيد و بند ظاهرتان نباشيد. تا هنگامي كه نخواهيد به يك ميهماني مجلل برويد، ديگر نيازي نخواهيد داشت كه هر روز خودتان را شبيه آلن دلون يا جنيفر لوپز در بياوريد. راحت باشيد و به سراغ آن تي‌شرت و پيراهن نخ‌نما و مورد علاقه‌ي خود برويد و آن را بپوشيد. از اين‌كه مي‌توانيد گهگاهي ژوليده و نامرتب باشيد لذت ببريد. فقط زياده‌روي نكنيد تا زماني كه تصميم به ازدواج گرفتيد مجبور به كاهش يكباره‌ي وزن اضافه‌ي خود نگرديد.


شماره‌ي 8

مي‌توانيد استقلال و آزادي خود را مورد تقدير قرار دهيد

 

مي‌توانيد از وقت آزاد خود براي لذت بردن از تنهايي و خودسازي استفاده نماييد. مجرد بودن، شما را مجبور به انجام كارهايي مانند آشپزي، شستن لباس‌ها و مرتب كردن تخت‌خواب مي‌كند. مهارت يافتن در انجام كارهاي مختلف باعث تكامل و پختگي شما مي‌شود و هنگامي كه تصميم به وارد شدن به بازار مكاره‌ي «عاشقي» مي‌گيريد، برگ برنده‌اي در دستان شما محسوب خواهد شد.


شماره‌ي 7

مي‌توانيد دارايي‌هاي خود را كنترل کنيد

 

اگر ازدواج كرده باشيد مي‌دانيد كه دير يا زود مقدار قابل توجي از بودجه‌ي شما صرف هزينه‌هاي نگهداري از همسرتان مي‌گردد. دوران تجرد يك آزادي كامل مالي را به دنبال دارد و هرگز نگران پرداختن پول رستوران يا خريدن هدايا نخواهيد بود.

با اين حال توجه داشته باشيد كه اين به‌معناي پس‌انداز كردن پول تلقي نمي‌شود. خلاف اين موضوع نيز مي‌تواند صادق باشد؛ چون ممكن است شما حتا پول بيش‌تري را صرف خريدن لباس، وسايل تجملي و ديگر مسائل نماييد؛ اما حد اقل صاحب و ارباب ريال به ريالي هستيد كه پرداخت مي‌كنيد.


شماره‌ي 6

براي انجام فعاليت‌ها از وقت بيش‌تري برخورداريد

وقتي مجرد هستيد، دليلي براي يك گوشه نشستن و هيچ كاري انجام ندادن وجود نخواهد داشت. دوست داريد بدن‌سازي برويد؟ سازي بنوازيد؟ در مورد تماشاي فيلم «مرگ سخت» براي يازدهمين بار چه‌طور؟ چه كسي جلوي شما را مي‌گيريد؟

حتا مي‌توانيد به‌جاي وقت گذاشتن براي نامزد خود، با دوستان‌تان اوقات بسيار خوشي را در كوهستان بگذرانيد.


شماره‌ي 5

مجبور نيستيد عادات شخص ديگري را تحمل كنيد

 

عادت كرديد وقتي او از ماشين خودتراش شما براي زدن موهاي پايش استفاده مي‌كند، با فروتني هر چه تمام‌تر چشم‌پوشي كنيد؟ روشن كردن شمع‌هاي معطر در همه‌ي اتاق‌ها ديگر قابل تحمل نيست. مي‌توانيد با آرامش كامل بدون اين‌كه مجبور به تحمل خرخر كردن او باشيد بخوابيد و ديگر كسي نيست كه بدون اين‌كه كك‌اش بگزد همه‌ي پتو را روي خودش انداخته، شما را از آن محروم نمايد. بجز خود شما هيچ فرد ديگري وجود ندارد كه بخواهيد به دلش راه بيابيد. به بردباري و شكيبايي خود استراحتي سزاوار هديه نموده، در آرامش و راحتي زندگي كنيد.


شماره‌ي 4

مي‌توانيد هر كاري را در هر موقعي كه بخواهيد انجام دهيد

 

مجرد بودن، شما را از انجام كارهاي يكنواخت و حلقه‌ي محاصره‌ي عادات روزانه خارج مي‌كند. زماني كه توان‌اش را داريد، شهامت به خرج دهيد. با دوستان خود به ماهي‌گيري و سفرهاي هيجان‌انگيز برويد. همه‌ي اين كارها را بدون اين‌كه مجبور به جواب پس دادن به فرد ديگري باشيد، مي‌توانيد انجام دهيد. اين نهايت و اوج آزادي است.


شماره‌ي 3

مي‌توانيد توجه خود را معطوف به شغل‌تان گردانيد

 

زندگي همانند يك بازي تردستي است كه شما مجبوريد همه‌ي عوامل و عناصر را در هوا نگه دارید و در عين حال، به هر كدام از آن‌ها به‌طور يكسان توجه كنيد. اما اگر يكي از اين عناصر سقوط كرد و افتاد، بايد توان خود را معطوف به بقيه نماييد. در زمان تجرد، زمان زيادي براي اختصاص دادن به كار و حرفه‌ي خود خواهيد داشت. مي‌توانيد از اين زمان براي ارتقاي سطح شغلي و پيشرفت بيش‌تر استفاده نماييد، و دیگر لازم نيست نگران قرباني كردن زندگي عشقي‌تان باشيد، چرا كه مجرد و نيرومند هستيد.


شماره‌ي 2

مي‌توانيد ارباب خودتان باشيد

 

روابط عاشقانه مترادف با مصالحه و سازش است. در نهايت براي برقراري آرامش و مساوات مجبور به فدا نمودن چيزهايي كه دوست داريد خواهيد شد - يك مسابقه‌ي فوتبال يا پنير اضافي روي پيتزاي‌تان. از اوقات تجرد براي لذت بردن بيش‌تر از زندگي استفاده نماييد. در برخي معيارهاي كوچك، خودپسندي براي نفس مفيد است.

همچنين ارباب خود بودن به‌معناي اين است كه مجبور به پاسخ دادن به كسي نخواهيد بود. اين‌كه به‌خاطر همه‌ي مسائل و اتفاقات نياز به جواب دادن و استنطاق شدن داشته باشيد.


شماره‌ي 1

مي‌توانيد فرصتي براي پيدا كردن همسر ايدئال خود به دست آوريد

 

در ايام تجرد مي‌توانيد سعي و تلاش خود را براي يافتن محبوب و معشوق حقيقي خود به كار ببنديد. به‌عبارت ديگر با اين كار از ازدواج‌هاي عجولانه و نابخردانه كه ممكن است يك عمر شما را به دردسر انداخته، مشكلات غير قابل جبراني ايجاد كند، اجتناب خواهيد نمود.

متأسفانه برخي از افراد به‌دلايل نادرست زير ممكن است نسنجيده و بدون در نظر گرفتن فاكتورهاي اصلي، اقدام به ازدواج نمايند:

  • رسيدن به سني بخصوص،
  • ازدواج كردن همه‌ي دوستان ديگر،
  • ترس به‌خاطر از دست دادن نفر فعلي،
  • عدم موفقيت آن‌چناني در روابط پيشين و اين‌كه نفر فعلي اولين شخصي است كه علاقه نشان مي‌دهد.



با وقت گذاشتن و بررسي بيش‌تر در مورد عوامل و فاكتورهاي ازدواج موفق مي‌توانيد از دوران تجرد به‌عنوان تجربه‌اي ارزشمند براي شروع يك زندگي موفق و طولاني بهره ببريد.


روي درخشان تنهايي

 

هر چيزي دو رو دارد: خوب و بد. فقط كافي است بياموزيد كه چگونه مي‌توان آن جنبه‌ي خوب را تشخيص داد و شناسايي نمود. اجتماع اهميت زيادي براي يافتن همسر قائل است، چيزي كه هورمونهاي‌تان شما را سريعاً وادار به آن كار مي‌كنند. دفعه‌ي بعدي كه احساس نموديد نياز به همسر داريد، اما به‌دلايلي امكان ازدواج در شما وجود نداشت، اين 10 دليل را مرور كنید و از مجرد بودن خود لذت ببريد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 12:41  توسط احمد  | 

   مانع

 

  در زمان های قدیم, پادشاهی تخته سنگی رادر وسط جاده قرار داد وبرای اینکه عکس العمل مردم را ببیند,
  خودش را جایی مخفی کرد. بعضی از بازرگانان و ندیمان ثروتمند پادشاه بی تفاوت از کنار تخته سنگ
  می گذشتند.
   بسیاری هم غرولند می کردن که این چه شهری است که نظم ندارد. حاکم این شهر عجب مرد بی عرضه ای
   است و.... با وجود این هیچ کس تخته سنگ را از وسط راه بر نمی داشت.
  نزدیک غروب, یک روستایی که پشتش بارمیوه و سبزیجات بود, نزدیک سنگ شد. بارهایش را زمین گذاشت
 و با هر زحمتی بودتخته سنگ را از وسط جاده برداشت و ان را کناری قرار داد.
 
  ناگهان کیسه ای را دید که وسط جاده وزیر تخته سنگ قرار داده شده بود. کیسه  را باز کرد و داخل ان سکه
  های طلا و یک یاداشت پیدا کرد.
 پادشاه در ان یادداشت نوشته بود:(هر سد ومانعی می تواند یک شانس برای تغییر زندگی انسان باشد )
 
     
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 12:37  توسط احمد  | 

قصد دارم تا این بار یک ترفند فوق العاده را برای شما معرفی کنم. مطمئنأ برای شما نیز پیش آمده که دوست داشته باشید گاهی ناشناس بمانید. این ترفند روشی را به شما معرفی میکند که میتوانید پیام کوتاه متنی(SMS) را ارسال کنیدبه شکلی که شماره شما برای فرد مورد نظر نمایش پیدا نکند و کاملأ مخفی میمانید. این ترفند خصوصیاتی دارد که باید گوشی فرستنده و دریافت کننده آن را دارا باشد.
ابتدا به این نکات دقت کنید:
این ترفند تنها روی گوشی هایی قابل اجراست که قابلیتی به نام Email Gateway را دارا باشند. گوشی هایی که این قابلیت رو دارند اکثرأ سونی اریکسون هستند همانند : ... , W800 , W810 , W550 , K750 , K700 , S700 .برای استفاده از این ترفند باید هر دو گوشی فرستنده و دریافت کننده قابلیت Email Gateway را دارا باشند. پس پیش از هرکاری این موضوع رو یقین پیدا کنید.
 اکنون همانند دستورالعمل زیر مراحل را طی کنید(تنها ممکن است بسته به تنوع گوشی شما مقداری تغییرات وجود داشته باشد ):
ابتدا از منوی اصلی وارد قسمت Messaging شوید. .سپس به قسمت Settings رفته و به بخش Text Messageing واردشوید. در قسمت بعد به Email gateway رفته و شماره فردی که میخواهید SMS را برایش ارسال کنید را وارد کرده و  Add کنید.
حالا به عقب بازگردید ،پس از وارد شدن مجدد به بخش Massaging ,قسمت Write New را انتخاب کنید.Text Massage را انتخاب کنید ,متن مورد نظر را تایپ نمایید و Continue را انتخاب کنید ,اکنون گزینه اول یعنی Enter Email Address را انتخاب کرده و ایمیل     Arash.err000r@ yahoo.com را وارد نمایید ,در پایان پیام را ارسال کنید.
اکنون فرد مورد نظر به هنگام دریافت پیام به جای شماره شما آدرس ایمیلی که وارد کردید را مشاهده خواهد کرد.
نکته جالب اینجاست که طرف مقابل روی SMS شما هیچ ویرایشی نمیتواند بکند(...,Call,Forward, Reply).
پیشنهاد میکنیم این ترفند را حدأقل یکبار تست کنید تا نتیجه را ببینید.
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 8:21  توسط احمد  | 

دیروز به یاد تو و آن عشق دل انگیز
بر پیکر خود پیرهن سبز نمودم
در اینه بر صورت خود خیره شدم باز
بند از سر گیسویم آهسته گشودم
عطر آوردم بر سر و بر سینه فشاندم
چشمانم را ناز کنان سرمه کشاندم
افشان کردم زلفم را بر سر شانه
در کنج لبم خالی آهسته نشاندم
گفتم به خود آنگاه صد افسوس که او نیست
تا مات شود زین همه افسونگری و ناز
چون پیرهن سبز ببیند به تن من
با خنده بگوید که چه زیبا شده ای باز
او نیست که در مردمک چشم سیاهم
تا خیره شود عکس رخ خویش ببیند
این گیسوی افشان به چه کار ایدم امشب
کو پنجه او تا که در آن خانه گزیند
او نیست که بوید چو در آغوش من افتد
دیوانه صفت عطر دلآویز تنم را
ای اینه مردم من از حسرت و افسوس
اونیست که بر سینه فشارد بدنم را
من خیره به اینه و او گوش به من داشت
گفتم که چه سان حل کنی این مشکل ما را
بشکست و فغان کرد که از شرح غم خویش
ای زن چه بگویم که شکستی دل ما را
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 0:59  توسط احمد  | 

 
باگوان عزیز ، من از خودم خسته و كسل شده ام و نيرويي در خود احساس نمي كنم . تو مي گويي ما بايستي خودمان را آنطور كه هستيم بپذيريم . ولي من نمي توانم زندگي را ، در حالي كه مي دانم از لذت دروني محروم هستم ، بپذيرم . چه بايد بكنم ؟
مي گويي كه كسل و دلمرده شده اي.اين كشف بزرگي است .آدمهاي اندكي وجود دارند كه به اين نكته پي برده باشند كه كسل هستند ، و چنين آدمهايي واقعا كسل هستن . دانستن اين امر كه آدم كسل شده ، شروعي بزرگ محسوب مي شود ولي چند نكته هست كه بايد تفهيم شود.انسان تنها موجودي است كه احساس كسلي مي كند ، اين امتياز انحصاري و بخشي از شان و منزلت وجود انساني است. تا به حال بوفالو يا الاغي را كسل ديده ايد؟ آنها كسل نمي شوند . كسل شدن يعني اينكه راه و روش زندگيت غلط است . به همين دليل مي گويم كسل شدن اتفاقي در خور توجه است، يعني فهميدن اين نكته كه «من بايد كاري بكنم .يك دگرگوني لازم است» بنابراين فكر نكن كسل بودن چيز بدي است بلكه نشانهاي ميمون براي شروعي نو مي باشد ولي به همين بسنده نكن.آدمهايي كه ظاهر و باطنشان يكي است هيچ وقت كسل نمي شوند در مقابل آدمهاي متظاهر محكوم به كسلي هستن ، براي اينكه زندگي خود را به دو بخش تقسيم كرده اند. خود واقعي شان را سركوب مي كنند و تظاهر به زندگي اي مي كنند كه دروغين است . منشا كسلي ، همين زندگي دروغين است . اگر آدم كاري را انجام دهد كه از ته دل مي خواهد ، هيچ گاه كسل نمي شود. زماني كه خانه پدري ام را براي رفتن به دانشگاه ترك مي كردم ، والدينم و ديگر اعضاي خانواده همگي مي خواستند من دانشمند شوم – يا حداقل يك دكتر يا مهندس – تا اينكه آينده ام تامين باشد . من قاطعانه رد كردم و گفتم « من آن كاري را انجام خواهم داد كه دلم مي خواهد ، براي اينكه نمي خواهم زندگي كسل كننده اي داشته باشم. شايد بعنوان يك دانشمند ، موفقيت كسب كنم ، مورد احترام قرار گيرم ، ولي در درون خود ، كسل خواهم ماند ، چرا كه اين به هيچ وجه كاري نيست كه دلم مي خواهد .»آنها شوكه شده بودند ، براي اينكه هيچ آينده اي در تحصيل فلسفه نمي ديدند . ولي در نهايت با اكراه موافقت كردند ، با اين يقين كه من دارم آينده ام را تباه مي كنم ، ولي در نهايت متوجه شدند كه اشتباه كرده اند.مساله بر سر پول ، قدرت و موقعيت اجتماعي نيست، بلكه چيزي است كه واقعا دلت مي خواهد و ترا ارضا مي كند . اگر اين كار را بكني – بدون توجه به ثمره و ماحصل آن – كسلي از زندگي تو رخت بر مي بندد . انجام دادن كار صحيح از ديد ديگران ، سنگ بناي دلمردگي است .كل انسانيت دچار كسلي شده است . آنكه مي بايست عارف مي شد رياضيدان شده ، آنكه مي بايست رياضيدان شده به دنبال سياست رفته ، و آنكه بايستي شاعر مي شد تاجر شده . هيچ كس سر جاي خود نيست ، بلكه جايي ديگر است كه به آن تعلق ندارد. آدم در زندگي بايد ريسك كند . اگر آدم آماده ريسك كردن باشد ، كسلي و دلمردگي در يك لحظه ناپديد مي شود. مي گويي كه « از خودم خسته شده ام» از خودت خسته شده اي ، براي اينكه با خود روراست و صادق نبوده اي ، براي وجودت احترام قائل نبوده اي.مي گويي كه « نيرويي احساس نمي كنم» چطور توقع داري نيرو احساس كني ؟ نيرو هنگامي جريان پيدا مي كند كه تو آن كاري را انجام دهي كه دلت مي خواهد ، حالا هر چه كه مي خواهد باشد . «ونسان ونگوگ» از اينكه فقط نقاشي مي كرد بي اندازه شاد و خوشبخت بود. حتي يك عدد از تابلوهايش به فروش نمي رفت ، هيچكس از او قدرداني نمي كرد ، تا سر حد مرگ هم گرسنه بود ، زيرا پولي كه برادرش به او مي داد فقط براي خريد اندكي غذاي بخور و نمير كفاف مي داد . او چهار روز در هفته روزه مي گرفت و سه روز غذا مي خورد . اگر آن چهار روز را روزه نمي گرفت ، آنوقت با چه پولي بوم نقاشي و رنگ و قلم مو تهيه مي كرد ؟ ولي او بي اندازه خوشبخت و آكنده از نيرو بود.هنگامي كه مرد ، فقط سي و سه سال داشت .روزي كه به ديرينه ترين آرزويش كه نقاشي تابلوي « طلوع آفتاب» بود جامه عمل پوشاند ، نامه اي به اين مضمون نوشت «كار من انجام شد . من راضي و خرسند هستم . من اين دنيا را با رضايت خاطر كامل ترك مي كنم» او بطور تمام و كمال زندگي كرد . او شمع زندگي اش را از هر دو طرف با شدت و حدت تمام سوزاند .تو شايد صد سال زنده باشي ، ولي زندگيت همانند يك استخوان پوك باشد ، تنها يك حجم ، آن هم حجمي مرده .مي گويي من گفته ام «ما بايد خودمان را آنطور كه هستيم بپذيريم . ولي من نمي توانم زندگي را ، در حالي كه مي دانم از لذت دروني محروم هستم ، بپذيرم »وجود خويش را آنطور كه هست بپذير و بدان كه تو تنها در قبال خودت و خداي خودت مسئول هستي ، نه در مقابل افكار و عقايد كساني كه فكر مي كنند از تو بهتر مي دانند.منظور من از لغت «مسئول» در ارتباط با وظيفه و تعهد نيست ، بلكه منظورم برخورد با واقعيت و جوهر زندگي است.تو در قبال خودت زندگي غير مسئولانه اي داشته اي و فقط آنچه را انجام داده اي كه ديگران از تو انتظار داشته اند. براي همين كسل و دلمرده هستي و نيرويي در خود احساس نمي كني. آيا براي خلاص كردن خود از اين زندان ، دلايل بيشتري مي خواهي ؟ بپر بيرون و پشت سرت را هم نگاه نكن.آنها مي گويند « قبل از اينكه بپري ، خوب فكر كن» من مي گويم «اول بپر ، بعد تا دلت مي خواهد فكر كن»
(از سخنان اوشو) -----
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 0:58  توسط احمد  | 

 

قصه ی شهر سکوت

 روزی دل من که تهی بود و غریب
 از شهر سکوت به دیار تو رسید
 در شهر صدا که پر از زمزمه بود
تنها دل من قصه ی مهر تو شنید
چشم تو مرا به شب خاطره برد
در سینه دلم از تو و یاد تو تپید
در سینه ی سردم ، این شهر سکوت
دیوار سکوت به صدای تو شکست
 شد شهر هیاهو ، این سینه ی من
فریاد دلم به لبانم بنشست
 خورشید منی ،‌ منم آن بوته ی دشت
من زنده ام از نور تو ای چشمه ی نور
دریای منی ، منم آن قایق خرد
با خود تو مرا می بری تا ساحل دور
کنون تو مرا همه شوری و صدا
 کنون تو مرا همه نوری و امید
 در باغ دلم بنشین بار دگر
 ای پیکر تو ، چو گل یاس سپید
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 0:57  توسط احمد  | 

 
سلام وخسته نباشید به همه دوستان...
ا ين مصراع ( خوشا آ نا ن كه هر ا ز بر ندا نند ) متا سفا نه
 
در دها نها ا فتا ده ا ست  , كه طرف ه  رو ا ز ب  تشخيص
 
نمي دهد فلا ن ا دعا را دا رد , ا ين ا شتباه ا ست . هر يعني
 
گربه و بر يعني موش , منظور آ نها يي ا ست كه درهر چيز
 
بنگرند جز خدا نبينند و محبوب مي بينند . به عبا رت  ديگر
 
فرقي بين موش و گربه نمي گذا رند ديگرموسوي وعيسوي
 
.........   و غيره برا يشا ن فرق نمي كند .
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 0:57  توسط احمد  | 

مردان زمانيكه نسبت بچيزي يا كسي علاقه داشته باشند بصورت غير ارادي و ناخداگاه حركات جسماني بخصوصي از خود نشان ميدهند كه  نشانگر وجـود اشتياق نسبت به آن چيز يا فرد است. در اين قسمت برخي از اين علائم را يادآور ميشويم.
نزديك آمدن
اگر مردي علاقمند باشد، به شـما نزديـك مي شود، شكمكش را تو  و سينه اش را جلو ميدهد، صاف مي ايستد و سپس  ژست گرفتن شروع ميشود...!
ژست                                    
  • دستش را به طرف گلويش برده و كراوات خود را صاف    ميكند
  • يقه اش را ميزان ميكند
  • گرد و غبار فرضي روش شانه هايش را ميتكاند
  • آستين، پيراهن و لباسهاي ديگر خود را مرتب و صاف ميكند
  • موهايش را مرتب ميكند.
قلاب كردن شست در كمربند : اين عمل به معناي ابراز و بيان قدرت و صلابت مردانگي  بوده و فرد سعي در نشان دادن قدرت و توانگري خود ميكند.
 
حالت بدن    وضعيت بدن يك نشانه است، اگر او علاقمند باشد، به سمت شما قرار خواهد گرفت. اگر در حال نشستن پايش به سـمت     شما اشاره نمايد، اين يك علامت خوب خواهد بود.
 
خيره شدن   خيره شدن به شما حتي چند ثانيه بيشتر از حد لزوم، همراه    گشاد كردن چشم ها به معناي نشان دادن چراغ سبز است.                                  
 
نگاه معني دار  به حالت نظاره سه ضلعي او توجه كنيد:  
  - چشم در چشم   
-    سپس بسوي دهان و چانه     
 -      بسمت قسمت هاي ديگر بدن  
-           برگشت دوباره بسمت چشم ها بفرمي سه ضلعی
-
 
دست به كمر ايستادن  اين حالت ايستادن براي بزرگتر جلوه نمودن و ابراز آمادگي   براي گرفتاري و درگيري است!
 
نشانه هاي ديگر
  • بالا بردن ابروها
  • جدا شدن لب ها از يكديگر
  • تكان خوردن لبه هاي بيني
  • بازي كردن با جوراب و بالا كشيدن آن
  • برانداز كردن طرف مقابل
  • باز و بستن دكمه ژاكت
  • لمس نمودن صورت خود هنگام صحبت
  • فشردن دسته عينك
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 0:55  توسط احمد  |