تبليغاتX
مطالب علمی و احساسی
 
                         حالا ديگه مي خواي چت بازي كني ؟
 
نخير آقاي دكتر ... مثل اينكه تو آدم بشو نيستي ، حالا ديگه سفارش كامپيوتر ميدي كه چت بازي كني ، آره ؟ بايد يه فكر اساسي تر برات بكنم . اصلا" عجب غلطي كردم گفتم منشي من نمي تونه هر روز بياد ، برو واسه خودت منشي پيدا كن . چه مي دونستم اينجوري مي شه . مثلا" مي خواستم نذارم منشي خودم كه دختر خوشگل و ( انصافا" ) متيني يه هر روز بياد و منم هر لحظه دلم شور رفتارهاي جنابعالي رو بزنه . فكر مي كردم فقط چشمت دنبال دختر هاي خوشگله ، چه مي دونستم حتي اگه يه دختر چشم وزغي ترشيده هم منشي ات بشه ، تو چشمش رو در مي آري ؟ اصلا" من موندم تو با اين همه مريضي كه داري چه طور وقت براي چشم چروني داري ؟ بيچاره اون مريض هايي كه مي آن پيش تو . حتما" موقع معاينه شون هم يه چشمت به منشي است و يه چشمت به اونا . اونوقت اسم ما خانوم هاي بيچاره بد در رفته . هر كي مي خواد بره دكتر ، مي گرده دنبال دكتر مرد كه مبادا دكتر خانوم حالش رو بدتر كنه . غافل از اينكه مردها ده برابر زنها حواسشون پرته . همين كارها رو مي كني كه در ماه نصف من هم مريض نداري . واي به حال مريضي كه يه بار گذرش به مطب تو بيفته ، حتما" بار دوم حتي اگه كلاهش هم بيفته تو مطب تو ، نمي آد برش داره .آخه يه ذره هم به فكر مريض هات باش . به جاي اينكه صبح تا شب تو اون مطب خراب شده با اون دختره دل بديد و قلوه بگيريد ، يه كم معلوماتت رو ببر بالا . اگر هم مي خواي كامپيوتر بخري حداقل درست ازش استفاده كن . آخه سني ازت گذشته ، تو رو چه به چت بازي ؟ اونم با منشي ات ؟؟ واقعا" خجالت آوره . فكر كردي من بچه ام ، آره ؟ " مي خوام پرونده بيمارانم رو كامپيوتري كنم " آره ارواح عمه ات ! منم باورم شد . من اگه بعد از اين همه سال هنوز تو رو نشناخته باشم كه به درد لاي جرز مي خورم . فكر كردي نمي دونم چي تو اون كله اتم ي گذره ؟ مي خواي كامپيوتر بخري كه تو بشيني اينور تو دفترت ، اون دختره چشم وزغي هم بشينه پشت ميز و صبح تا شب با هم چت كنين ؟ ولي كور خوندي آقاي دكتر ، من مي دونم چه جوري بايد ادبت كنم ، اگه من گذاشتم تو به نقشه هات برسي ... حالا مي بيني .           سميه

 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385ساعت 21:16  توسط احمد  | 

 
  برف بازي
آهاي ... دختر خوشگل محل، عسل خانوم به اون دوستت كه هميشه موهاش را پخش مي كنه پشتش بگو شما دخترا چرا اينجوري هستيد؟ ميثم بچه محل من است
با هم همكلاسي هستيم اگه تو صنم خانوم با ميثم بازي كردي و برف به هم انداختيد به مامان دكتر من چه مربوط...هان؟اگه حرفي داري به ميثم بگي به من بگو نه اين كه ايميل به مامان دكتر من بزني و از بازي كردنت با ميثم تعريف كني؟ به من مربوط نيست كه ميثم وقتي تو رو مي بينه زانوهاش مي لرزه .... خب من هم وقتي عسل جون رو مي بينم زانوهام مي لرزه . به بابا دكترم هم مربوط نيست كه من هر دختر خوشگلِ محل را كه مي بينم خر كيف مي شم . اگه حرفي داري وقتي شب ها كه با هم گرگم بهوا بازي مي كنيم به خود ميثم بگو نه به مامان دكتر من . ميثم رايانه دارد خب باهاش چت كن همان طور كه من با عسل جون چت مي كنم اگه با ديدن ميثم تو هم زانوهات مي لرزه به خودش بگو نه به مامان دكتر من اگه خجالت مي كشي به عسل جون بگو عسل جون هم به من ميگه من هم به ميثم مي گم فهميدي صنم خانم؟؟ چيه حسوديت ميشه عسل جون هميشه گرگ ميشه رو سينه من چشم ميذاره؟ خب وقتي تو هم گرگ شدي رو سينه ميثم چشم بذار مگه چيه؟؟ ديگه نبينم به مامان دكتر من ايميل بفرستي و از بازي كردنت با ميثم براش تعريف كني؟.
 خب وقتي زمستون اومد هر چقدر مي خواي با ميثم برف بازي كن...به من چه من هم با عسل جون بازي مي كنم...باشه؟؟؟؟
امضا پسر بابا دكترم دوست ميثم
 
 
 
 
              ------
كوچه باغا        يادته؟
آواز خسته مستا         يادته؟
ديواراي كوچه باغا
بوي تند كا ه گلا
بوي علف ها          يادته؟
تك چراغ خسته و پير
تو درازاي شبا
سو  سو زدن ها        يادته؟
بوي ياس   بوي اقاقي
بوي تنهايي و ترس ها        يادته؟
خنكاي ديوارا
گرمي دست ها             يادته؟
بازي قايم باشك
قايم شدن  پشت درخت ها         يادته؟
قصه ي جن و پري گفتن تو شب ها
ترسيدن ها       يادته؟
توي اون ترسيدن ها
گرمي تن ها           يادته؟
كندن يادگاري    دل ها و تير ها
رو درخت ها            يادته؟
توي جمع بچه ها
اون نگاه ها        زل زدن ها         
سرخ شدن ها                 يادته؟
خنده ها   از همه چي گفتنا
توي گوش همديگه
پچ پچ كردن ها           يادته؟
يادته عاشق شدن ها
توي طول كوچه باغا
گم شدن ها               يادته؟
رفتن تو يادمه     اما تو
جا موندن دل ها رو درخت ها      يادته
 
 
                                  توكلي
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385ساعت 21:15  توسط احمد  | 

 
از رژيم های لاغری چه تجربه ای داريد؟
 
نظر شما درباره گسترش انواع رژيم های لاغری چيست؟
دانشمندان می گويند به راز عدم موفقيت بيشتر رژيم های لاغری (در دراز مدت) پی برده اند. گروهی از محققان آمريکايی می گويند اگر هورمون لپتين بدن، که اشتها را کنترل می کند، کم ترشح شود، وزنی که طی رژيم لاغری کم شده است، بار ديگر باز می گردد.
نتيجه اين تحقيق، که توسط محققين دانشگاه کلمبيای آمريکا صورت گرفته، در مجله "تحقيقات بالينی" Journal of Clinical Investigation، منتشر شده است.
 
همانطور که اغلب افراد فربه تائيد می کنند کم کردن وزن کار آسانی نيست اما به گفته بسياری از آنها پايين نگاه داشتن وزن کاری بس دشوارتر است. برای بسياری از افراد فربه لاغر کردن و لاغر ماندن به دغدغه ای پايان نيافتنی تبديل شده است.
چرا لاغری مهم است؟
گرچه هشدارهای پزشکی در مورد ارتباط اضافه وزن و انواع مختلف بيماری ها باعث شده که از چند دهه قبل، افراد نسبت به تغيير وزن خود توجه بيشتری کنند، تغيير معيار زيبايی در هر جامعه هم در تعيين وزن و اندام ايده آل بی تاثير نبوده است.
در حالی که تعداد کمی از جوامع، فربه بودن را همچنان نشانه زيبايی و حتی تمول می دانند، امروزه بسياری از مردم لاغری را از جمله مشخصه های اصلی جذابيت و زيبايی می دانند: انتشار هزاران مقاله و کتاب مرتبط با رژيم های غذايی در کشورهای غربی و شرقی شاهد بر اين مدعاست.
در ايران هم مدت هاست که بسياری از زنان و دختران - و با درصد کمتری مردان - درگير رژيم های لاغری بوده اند و از توصيه تازه ترين روش ها به يکديگر دريغ نمی کنند.
در ميان گروهی ديگر مراجعه به متخصص تغذيه هم باب شده است. اکنون بيش از هر زمان ديگر خانواده ها نه فقط به تجويز پزشک و برای درمان يک بيماری با متخصص تغذيه مشورت می کنند، بلکه همچنين برای مطلع شدن از "بهترين و سريع ترين" روش لاغری به اين گروه از متخصصان مراجعه می کنند.
البته هميشه گروهی هم هستند که برای دست يافتن به اندام "باب روز" بدون نظارت يک متخصص و صرفا با نخوردن و گرسنگی کشيدن، سعی می کنند وزن خود را کم کنند.
لاغری اندام را تا چه حد مهم می دانيد؟ تجربه شما از رژيم های لاغری چه بوده است؟
لطفا نظرات خود را برای ما بفرستيد. لطفا به زبان و خط فارسی بنويسيد!
برخی نظرات شما
با قد ۱۷۸ سانتی متر ۱۱۵ کيلو وزن داشتم که با کمک پزشک متخصص تغذيه در مدت ۱۴ ماه ۵۱ کيلو کم کردم و وزنم به ۶۴ کيلو رسيد. رژيم گرفتن برايم سخت نبود و به هيچ وجه احساس گرسنگی نمی کردم ولی يک سال بعد از ترک رژيم اکنون ۹۰ کيلو وزن دارم و دوباره در رژيم هستم. در مسئله وزن تاثير ژنتيک بسياز زياد است. پدر و برادر من هر دو با اينکه خوب غذا می خورند کاملا لاغر هستند. البته لاغر بودن به معنای داشتن تغذيه صحيح نيست. تنها راه برای افرادی مثل من اينست که هميشه سعی کنيم تغذيه صحيحی داشته باشيم. اميد - مشهد
تجربه من از رژيم لاغری بدين ترتيب است ۱- صبحانه مقداری پنير ونان ۲-ناهار به اندازه متوسط که حداقل سر معده خالی باشد ۳- بعدار ظهر يک پياله ماست وکمی نان برشته۴- شام ترجيحا ميوه ياغذای بسيار سبک .نسرين - اراک
من چند بار يک روش ساده رو انجام دادم خيلی هم نتيجه خوبی گرفتم ولی بعد تنبلی کردم رها کردم. بهترين عامل برای رژيم گرفتن اراده ی قوی است و اينکه هميشه نيمه غذا خوردن و سير کامل نشدن اين بهترين و عالی ترين روش است همه چی خورده شود ولی نيمه و نصفه و بدن رو هميشه به کم خوردن عادت دادن و روزانه حداقل ۲۰ دقيقه تند راه رفتن. خاطره صبوری - آبادان
بنده نيز از اضافه وزن رنج می برم و پس از ازدواج وزنم ۱۰ کيلو زياد شده قبل ازدواج هم ۴ کيلو اضافه وزدن داشتم. به دکتر تغذيه مراجعه کردم و حدود ۱ کيلو در هفته کم می کردم، ولی خوب کاش آدم استعداد نداشته باشه چون وقتی بفکر کاهش وزن و خوش اندامی باشی بايد از بزرگترين سرگرمی و لذت يعنی خوردن بگذری و اين برای من قابل تحمل نيست. فرانک - تهران
من ۳۵سال دارم و دوبار زايمان کرده ام با قد۱۶۰ دارای وزن ۶۳کيلو هستم. با تحقيقاتی که کردم و مشاوره با متخصص تغذيه متوجه شدم حدود۱۰ کيلواضافه وزن دارم اگر چه جزو افراد چاق نيستم. من اين اضافه وزن رابا تغذيه صحيح (درست غذا خوردن نه گرسنگی کشيدن) و ورزش روزانه کم می کنم و تا به حال موفق بوده ام. وبازگشت وزن هم نداشته ام. در ضمن توانسته ام با ورزش تناسب اندام هم به دست بياورم که از نظر من مهمتر از وزن کم کردن است. هستی - کرمان
اضافه وزن معمولا بدليل عادات نادرست زندگی بوجود می آيد و اصلاح آن هم در گرو اصلاح عادات نادرست تغذيه و تحرک است . من بعد از مدتی بررسی چندين عادت نادرست در خودم پيدا کردم که يکی از آنها خوردن مقادير زيادی شکر بصورت نوشابه و چای شيرين و شيرينی در روز بود با تغيير اين عادت ها بدون اينکه نيازی به رژيم های عجيب و غريب باشد در حال کاهش وزن تدريجی ولی پايدار هستم. رامين - کرج
رژيمهای غذايی بايد بومی شود و مطابق با فرهنگ محلی و عادات غذايی رايج و اصول علمی رژيمهای جديدی را طراحی کرد من به هزينه خودم چنين رژيمهايی را طراحی کردم. به عنوان مثال فرهنگ سازی خوردن غذا کاری فرهنگی است. از سوی ديگر اغلب غذاهای بومی و محلی بصورت تجربی و در طول سالها با وضعيت افراد مطابق شده اند و نبايد همه آنها را کنار گذاشت. من به اين روش بومی سازی رژيم غذايی ميگويم. بعد از اين مرحله بايد به شخصی سازی رزيم غذايی فکر کرد که جنبه های روانشناسی در آن خيلی موثر است . رضا قهستانی - قائن
سال گذشته پس از اينکه وزنم به ۹۵ کيلو رسيد علاوه بر قناسی اندام و بد خوابيدنها و خرخر کردنهای آزارنده برای همه اطرافيان به طور اتفاقی روی اينترنت به يک کتاب الکترونيکی برخورد کردم که ادعا می کرد راز وزن کم کردن را دارد. در مدت ۱۲ ماه گذشته با شيوه پيشنهادی اين کتاب ۱۵ کيلو وزن کم کردم و حالا زندگی بسياز زيباتری دارم. خرخر نمی کنم، بهتر می خوابم و از همه مهمتر از شکم مايه شرمندگی هم خبری نيست. به اين باور رسيدم که با رژيم غذايی نمی شود وزن کم کرد. راز رسيدن به وزن مناسب تغيير شيوه زيستن است. رژيم غذايی مناسب از همه گروههای غذايی (سبزيجات، ميده، گوشت، کربوهيدرات و لبنيات) هرم تغذيه، ورزش مناسب ولو بسيار کم کليد رهايی از وزن اضافه است. در واقع بر اين باورم که وزن هرکس نماينده شيوه زندگی و عادات فردی هر کسی است. علی رضا - کويت
شما اين بررسی را برای کی گرد آوری مينمائيد؟ در کشورهای فقير و عمدتا آسيايی مسئله پر کرن شکم و مبارزه با گرسنگی در دستور روز قرار دارند نه اينکه در غم وزن کم کردن. لاغری اندام برای آنها مهم است که فربه اند در اينجا از مردم از گرسنگی واقعی لاغرند و دنبال لقمه نانی ميگردند تا گوشت و استخوان وجودش از هم فرق گردند! خيبر ـ کابل
از سن ۱۵ سالگی يکدفعه چاق شدم طوری که ۱۰ کيلو اضافه وزن داشتم. ولی بعد فقط با ورزش تمام وزن اضافه را از دست دادم ولی اين موضوع فقط تا سن ۲۵ سالگی ادامه داشت. بعد از آن يواش يواش ورزش را کنار گذاشتم و الان که ۳۰ سالم هست ۱۵ کيلو اضافه وزن دارم و حدود يک سال چند رژيم مختلف از جمله اتکينز Atkins را امتحان کردم ولی به محض قطع رژيم وزن کم شده مجددا اضافه می شد. تصميم گرفتم دوباره ورزش را شروع کنم. فرزين پ. - تهران
تا سال ۱۳۷۹وزنم ۹۵ کيلوگرم و قدم ۱۷۸ سانتيمتر بود. با مراجعه به متخصص تغذيه در شيراز طی يک برنامه خاص و البته استفاده از قرص در طول ۳ ماه ۱۵ کيلو وزن کم کردم. اکنون که ۵ سال از آن تاريخ می گذرد وزنم به ۸۶ کيلوگرم افزايش يافته. پيمان - شيراز
اگرچه من از لاغری مفرط رنج می برم و با ۱۸۲ سانت قد تنها ۵۴ کيلو وزن دارم، اما به شدت از چاقی بيزارم و ترجيح می دهم همين طور مردنی باشم تا اينکه از چاقی نفسم به شماره بيفتد. به ويژه اينکه الان هرچيزی دلم بخواهد می خورم و با وجود اشتهای کم و محدودم دغدغه پرچرب و چاق کننده غذاها را ندارم. فرشاد - تهران
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385ساعت 21:14  توسط احمد  | 

آرزو دارم شبي عاشق شوي. آرزو دارم بفهمي درد را. تلخي برخوردهاي سرد
را. مي رسد روزي که بي من لحظه ها را سر کني. مي رسد روزي که مرگ عشق را
باور کني. مي رسد روزي که شبها در کنار عکس من نامه هاي کهنه ام را مو به
مو از بر
khoshbakhti emroz ast na farda
emroz khoshbakht bashim va farda bad bakht bejaye inke emroz bad bakht
bashim ke shayad farda khoshbakh
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385ساعت 9:27  توسط احمد  | 

خورشيد

 
 
چشمه خشكيده را
به نظر بازي نشسته خورشيد
و خورشيد
تيله فرداي تست
اگر بتواني
***
رامشگران امروز
خاموشان ديروزند
به ديروزت
نقبي بزن
به كودكيت گريزي
اگر بتواني
***
جلادان امروز
كودكان ديروزند
به خوش باوري نشسته
از بند كودكي گسسته
از كودكيت اگر بجا مانده چيزي
چيزي بگو
اگر بتواني
***
خاموشان امروز
رامشگران ديروزند
به تا ر اين شب
زخمه اي بزن
اگر بتواني
***
سياره هاي سرد اين منظومه
ستاره هاي فروزان ديشبند
خورشيد را
به نظر زدن بنشين
اگر
بتواني
***
پنجره را
اگر مي شود به دستي بگشا
كه شبان امروز
سپيده دمان ديروزند
دل چركين از غرابت خورشيد
و خورشيد
تيله فرداي تست
اگر بتوانی
 
فروردين ۷۲
 
پا نويس : ۱۳ سال پيش با خانواده به شهر بازی رفته بوديم . مردی فرزند سه ساله اش را کول کرده بود. اين کودک در زيبائی تجسم يک فرشته بود . طوری که بی اختيار دوست داشتی گل بوسه ای بر گونه اش بکاری . تخيلم مرا به ۲۵ سال بعد پرد . آيا در سال ۱۳۹۷ اين کودک زيبا و پاک تبديل به انسانی مفيد برای جامعه شده يا  به يک معتاد يا جانی مبدل شده است و حاصل آن تخيل اين شعر شد . بهمين دليل هميشه  توصييه می کنم که بايد بخشی از صفات کودکی مان را حفظ کنيم چرا که تضمين کننده معصوميت و پاکی روان ما خواهد بود . نمی دانم خاطرتان می آيد گروه کرکسها که چند سال پيش اعدام شدند و يکی از آنها فوق العاده چهره ی زيبائی داشت . ياد داشتی نوشتم « کبوتر بچه ای که کرکس شد » که نيمه کاره ماند و جائی درج نشد...
 
 
ايا مي دانيد در ويندوز نمي توانيد فولدري
 با نام   CON  ايجاد كنيد ؟
 
***********
آبگینه ای به دست  
 
آبگینه ای به دست دارم
برای ریختن آب گونه هایم
مثل اینکه بخواهی
خاطره ای را روانه کنی
کنار خاطرات دیگر
برای نگهداشتن
در صندوقی فیروزه ای
یا کوزه ای بلورین
***
گفتم مثل اینکه ...
گفتم خاطره ....
آه ....
مثل اینکه خودم هم دارم خاطره می شوم
امشب نه
فردا هم نه
پس فردا اما شاید
.....
***
نمی دانم کدام خدای ظالم
مرا
به این گوشه از زمان
پرتاب کرد
که رنج
لذت است
که شادی
در گریستن است
که به عمر نوح
نوحه باید سرداد
***
 
 
وقتی تمام جهان
لبریز از دروغ وخودخواهی و  پلیدی است
وقتی فقط
پژواک دوستتان دارم گفتن تو
تردید است و نه گفتن است و نفرت
شنیدن یک « نعم » از آن سوی آقیانوس های بزرگ
نعمتی ست سترگ
و آنوقت خدای ظالم
مهربان می شود
و آب گونه هایت خشک می شود
تا آبگینه را به کناری بگذاری
برای ملالی دیگر
***
آی کسانی که نمی بینمتان
ولی بار ها با شما به گفتگو نشسته ام
ابرهای کدورت کنار رفته اند
و ملالی نیست
جز دوری دیدارتان
 
ج. شريفيان
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385ساعت 9:11  توسط احمد  | 

بيل گيتس»، رئيس «مايکروسافت»، در يک سخنراني در يکي از دبيرستان‌هاي آمريکا، خطاب به دانش‌آموزان گفت: «در دبيرستان خيلي چيزها را به دانش‌آموزان نمي‌آموزند». او هفت اصل مهم را که دانش‌آموزان در دبيرستان فرا نمي‌گيرند، بيان كرد.

به گزارش ايسنا، اصول بيل گيتس به اين شرح است:
اصل اول: در زندگي، همه چيز عادلانه نيست، بهتر است با اين حقيقت کنار بياييد.
اصل دوم: دنيا براي عزت نفس شما اهميتي قايل نيست. در اين دنيا از شما انتظار مي‌رود که قبل از آن‌که نسبت به خودتان احساس خوبي داشته باشيد، کار مثبتي انجام دهيد.

اصل سوم: پس از فارغ‌التحصيل شدن از دبيرستان و استخدام، کسي به شما رقم فوق‌العاده زيادي پرداخت نخواهد کرد. به همين ترتيب قبل از آن‌که بتوانيد به مقام معاون ارشد، با خودرو مجهز و تلفن همراه برسيد، بايد براي مقام و مزايايش زحمت بکشيد.

اصل چهارم: اگر فکر مي‌کنيد، آموزگارتان سختگير است، سخت در اشتباه هستيد. پس از استخدام شدن متوجه خواهيد شد که رئيس شما خيلي سختگيرتر از آموزگارتان است، چون امنيت شغلي آموزگارتان را ندارد.

اصل پنجم: آشپزي در رستوران‌ها با غرور و شأن شما تضاد ندارد. پدر بزرگ‌هاي ما براي اين کار اصطلاح ديگري داشتند، از نظر آنها اين کار «يک فرصت» بود.

اصل ششم: اگر در کارتان موفق نيستيد، والدين خود را ملامت نکنيد، از ناليدن دست بکشيد و از اشتباهات خود درس بگيريد.

اصل هفتم: قبل از آنکه شما متولد بشويد، والدين شما هم جوانان پرشوري بودند و به قدري که اکنون به نظر شما مي‌رسد، ملال‌آور نبودند.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم شهریور 1385ساعت 0:9  توسط احمد  | 

دوستی دختر و پسر
 
 
مقدمه :
 
زندگی زیباست,انسان زیباست,ارتباطات انسانی و عشق ورزی زیباست.صمیمیت و محبت زیباست.ولی در این راه آرزوها و خواسته ها و کمبود ها و
 
عقده ها سنت ها و بی مهری ها ظلم ها و هر چیز که به گذشته و آینده وابسته است, مانع بزرگی هستند و ما را دچار حالت مستی و خواب
 
سنگینی می کند.پدیده های زندگی نباید ما را از یاد خود غافل کنند.زندگی و تمام پدیده های خوب و بدش، نباید ما را از عشق و انسانیت و پاکی
 
غافل کنند.تمام پدیده ها بهانه اند.وسیله اند.به عشق فکر کنید.با عشق روح خود را پاک تر و پاک تر کنید.وجودتان مهم ترین است.زندگی و ارتباطاتتان
 
و مسائل جانبی اهمیت زیادی ندارند.راستی را از یاد مبرید.زندگی و تمام پدیده های آن را به چشم وسیله ببینید.وسیله ای برای به دست آوردن
 
معصومیت از دست رفته.برای درک هر چه بیشتر عشق و رهایی و زندگی در آغوش عشق...رسیدن به شادی ی ملکوتی و جاویدان...
 
 
 
 
 
- این روزها روابط بین دخترها و پسرها بسیار زیاد شده،بسیاری از این روابط راضی نیستند،دوستی ها مقطعی و بسیار سطحی و زودگذر شده، با این
 
حال،هنوز بسیاری از دخترها و پسرهای ایرانی دوستی با جنس مخالف را تجربه نکرده اند.و برخی از این بابت ناراحتند.بخصوص پسرها.
 
پسرها برای ارتباط با دخترها به هر شیوه ای متوسل می شوند.البته نیاز جنسی هم دخیل است،ولی برای کسی که رابطه را تجربه نکرده نیاز روحی
 
اول را می زند.
 
 
- پسرها و دختر ها در ارتباطاتشان نباید آداب معاشرت درست را فراموش کنند.همه ما جوانان باید آداب معاشرت درست را از بزرگتر ها و کتابهایی که
 
در این زمینه نوشته شده یاد بگیریم،اینگونه روابط باید باعث پیشرفت روحی و اجتماعی ما شوند،نه اینکه  مشکلی بر مشکات زندگی ما بیافزایند.
__._,_.___
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم شهریور 1385ساعت 0:7  توسط احمد  | 

 
 
 
کرو جانش رابرای دیدن فرزندش به خطرانداخت

راسل کرو برنده جایزه اسکار هنگامی که به ملاقات دانیا همسرش و تنیسون پسر تازه تولد یافته اش به بیمارستان می رفت با مرسدش تصادف سختی کرد.
این هنرپیشه که غرق فکر کردن به همسر و فرزندش بود در حین ترک پارکینگ بیمارستان نرس پرایوت یک لحظه کنترل اتومبیل را از دست می دهد و هزاران دلار ضرر می کند.

کرو که مایل نبود این تصادف همسرش را مضطرب کند فردای آن روز بلافاصله ماشین خود را عوض می کند و پورشه 4WD خریداری میکند تا همسر هنرپیشه و خواننده اش را به خانه بیارد.
تنیسون روز سه شنبه در بیمارستانی در سیدنی متولد شد. او دومین فرزند این خانواده می باشد.

پاریس هیلتون پوزه نیکول ریتچی را .......

 پاریس هیلتون هنرپیشه پر آوازه هالیوود به نیکول ریتچی هنرپیشه نقش مقابل و رقیب خود حمله کرد و گفت شهرت، او را به آدم از خود متشکر تبدیل کرده است.
هیلتون از مدت ها قبل تصمیم داشت به دشمنی خود با ریتچی پایان دهد اما چهره ای که از این هنرپیشه 24 ساله در اذهان مردم ساخته شده مانع این امر می شود.
هیلتون 25 ساله و صاحب هتل های زنجیره ای گفت :" شهرت انسان ها را به طریق های متفاوت عوض میکند . من همواره کوشیدم تا اجازه ندهم شهرت هویتم را از من بگیرد اما نیکول ریتچی در برابر آن خود را باخت و عوض شد.
" من فکر می کنم آنچه نیکول به آن می اندیشد تنها شهرت است. او تنها با انسان های مشهور هم کاسه می شود و به تحقیر دیگران می پردازد. من نمی دانم چه اتفاقی برای او افتاده . او دیگر آن دختر محبوب و دوست داشتنی که من می شناختم نیست!
" تنها از خدا می خواهم که او دوباره به شخصیت واقعیش برگردد. رفتار نابخردانه او قلب من را شکسته است."
هیلتون در گفتگوی خود گفت در صورتیکه ریتچی از او عذر خواهی کند آن ها با هم آشتی خواهند کرد. او گفت :" ریتچی باید از این که بی دلیل با من دشمن شده اظهار تاسف کند . من امیدوارم که این دشمنی روزی به دوستی تبدیل شود."


کیدمن هنرپیشه برنده اسکار با لباس هایی که در این ماه عسل به تن کرده بود به همه نشان داد که باردار نمی باشد و شایعه حاملگی او خبر کذبی بیش نیست.

نیکول کیدمن و کیت اربان تازه عروس و داماد هالیوود بعد از گذراندن ماه عسل خود در بورا بورا روز گذشته به خانه خود در نشویل بازگشتند.
این زوج که در 25 ژوئن ازدواج خود را جشن گرفتند قبل از رفتن به ماه عسل 4 شب را در خانه ای ییلاقی مدرنی گذراندند.
آن ها سپس یک روز دیگر را در این کلبه ماندند تا از دست عکاسان مزاحم خلاص شوند و وقتی که هوا تاریک شد با هواپیمای خود به بورا بورا پرواز کردند.
این سفر آن ها در حدود 45 دقیقه به طول انجامید و هنگامی که آن ها به مقصد خود رسیدند هواپیمای جت شخصیشان برای منحرف کردن ذهن خبرنگاران به سمت آمریکا پرواز کرد.
کیدمن هنرپیشه برنده اسکار با لباس هایی که در این ماه عسل به تن کرده بود به همه نشان داد که باردار نمی باشد و شایعه حاملگی او خبر کذبی بیش نیست.
کیدمن به زودی ضبط فیلم جدید خود با عنوان " دختری از شانگ های " را آغاز خواهد کرد.

 
این زوج از مهمانان عروسی خود نیز خواسته بودند هدایای خود را به این بیمارستان بدهند اما گویی هیچکس حاضر نبوده به کیدمن هدیه ای بدهد چون هیچ پولی به حساب این بیمارستان نه واریز شده و نه نقدا پرداخت شده است.
نیکول کیدمن و کین اربان قصد داشتند یکی از عکس های عروسی خود در تاریخ 25 ژوئن را برای اهداف عام المنفعه به فروش برسانند اما هیچ کس حاضر نشد پول خوبی برای آن پرداخت کند.
این زوج هنرمند این عکس را درست چند ساعت پس از اتمام مراسم کلیسا به بیرون دادند تا از این طریق کار عکاسان را بی رونق کنند و از دستشان راحت شوند.
کیدمن و اربان این عکس را به مطبوعات نفروختند و اجازه چاپ آن را تنها در صورتی دادند که مطبوعات از این عکس برای جمع آوری پول برای کودکان بیمارستانی در سیدنی استفاده کنند.
با توجه به رقمی که حسابداری بیمارستان اعلام کرده مردم در کل تنها 550 دلار استرالیا برای این عکس پرداخت کرده اند که این امر شوک عظیمی به کیدمن وارد کرده است.
این زوج از مهمانان عروسی خود نیز خواسته بودند هدایای خود را به این بیمارستان بدهند اما گویی هیچکس حاضر نبوده به کیدمن هدیه ای بدهد چون هیچ پولی به حساب این بیمارستان نه واریز شده و نه نقدا پرداخت شده است.

 
او گفت :" من زندگی پدرم را دیده و اثرات تلخ آن را با گوشت و خون لمس کرده ام. من دیده ام که او چگونه به جان خانواده می افتاد و زندگی همه را به آتش می کشید. اگر من شاهد چنین صحنه هایی نبودم شاید به اعتیاد گرایش پیدا می کردم اما تاکنون تصمیم دارم راه دیگری را انتخاب کنم.
لیندسی لوهان هنرپیشه فیلم " دختران شرور " از این که پدر غیر واجد صلاحیتش باعث شده او به سمت اعتیاد کشیده نشود بسیار خوشحال است.
این هنرپیشه و خواننده 20 ساله به خبرنگاران گفت که تا به حال حشیش مصرف کرده اما آن را برای همیشه کنار گذاشته زیرا با چشمان خود دیده که اعتیاد پدرش و زندان های طولانی مدت او چه بلایی بر سر خانواده آورده است.
لوهان معتقد است روی آوردن به سمت اعتیاد، آینده شغلی او را با مخاطره رو به رو خواهد کرد و او نمی تواند نقش های محبوب خود را به دست بیاورد.
او گفت :" من زندگی پدرم را دیده و اثرات تلخ آن را با گوشت و خون لمس کرده ام. من دیده ام که او چگونه به جان خانواده می افتاد و زندگی همه را به آتش می کشید. اگر من شاهد چنین صحنه هایی نبودم شاید به اعتیاد گرایش پیدا می کردم اما تاکنون تصمیم دارم راه دیگری را انتخاب کنم.
" من هنرپیشه با استعدادی هستم و اجازه نمی دهم اعتیاد موفقیت را از من بدزد."

 
ستاره دزدان دریای کارایب گفت :" من دوست دارم فرزندان زیادی داشته باشم و وانسا و بچه ها دوست دارند فرزند دیگری به آن ها ملحق شود."

جانی دپ قصد دارد از وانسا پارادایز نامزد چند ساله خود صاحب فرزندان بیشتری گردد.
این هنرپیشه تصدیق کرد که عاشق پدر بودن است و او و نامزد هنرپیشه – خواننده فرانسویش قصد دارند فرزند سومشان را به خانواده اضافه کنند.
ستاره دزدان دریای کارایب گفت :" من دوست دارم فرزندان زیادی داشته باشم و وانسا و بچه ها دوست دارند فرزند دیگری به آن ها ملحق شود."
این زوج دختری 7 ساله به نام لیلی و جک ، پسری چهارساله دارند.

كمپاني «Canongate Books» واقع در ادينبورگ اعلام كرد كه امتيازهاي مربوط به اين كتاب را به منظور ساخت فيلم خريداري كرده است.

شون كانري، بازيگر مشهور نقش جيمزباند، در حال نوشتن كتابي درباره زندگي شخصي خود و زادگاهش اسكاتلند است كه بزودي منتشر خواهد شد.
ناشران «شون كانري» بازيگر هاليوودي اعلام كردند: «شون كانري» كه همواره گفته، تا اسكاتلند مستقل نشود به زادگاه خود بازنخواهد گشت، هم‌اكنون مشغول نوشتن كتابي درباره اسكاتلند و برخي از جزئيات مربوط به زندگي خود است.
كمپاني «Canongate Books» واقع در ادينبورگ اعلام كرد كه امتيازهاي مربوط به اين كتاب را به منظور ساخت فيلم خريداري كرده است.
اين كتاب «اسكاتلند كانري» نام داشته و قرار است تا به زبان انگليسي منتشر شود.
«كانري» نيز طي بيانيه‌اي اعلام كرد: هدف ما ارائه كتابي بسيار جذاب و خواندني است آنچنانكه خواننده بتواند ضمن خواندن كشفيات شخصي من تاريخ اسكاتلند را براي خود مجسم كند.
كانري 75 ساله كه بيش از همه براي بازي در نقش جيمزباند شهرت دارد، در ادينبورگ متولد شد، پدر او راننده يك كاميون باري بود. وي هم‌اكنون در باهاماس زندگي مي‌كند.
فيلم اقتباس شده از كتاب «كانري» را «موراي گريگور» كارگرداني مي‌كند و كانري خود نيز با وي همكاري مستقيم خواهد داشت.

 

جيمز كامرون اولين پروژه بلند سينمايي خود را جلوي دوربين مي‌برد
پروژه سينمايي «آواتار» محصول كمپاني فيلمسازي «فوكس قرن بيستم» از ماه فوريه در لس‌آنجلس آغاز خواهد شد.
«جيمز كامرون» كارگردان مشهور سينماي هاليوود، به زودي اولين فيلم بلند سينمايي خود با نام «آواتار» را پس از گذشت 9 سال از ساخت فيلم «تايتانيك» جلوي دوربين مي‌برد.
پروژه سينمايي «آواتار» محصول كمپاني فيلمسازي «فوكس قرن بيستم» از ماه فوريه در لس‌آنجلس آغاز خواهد شد.بازيگران اين فيلم همگي نابازيگرند. «جيمز كامرون» كه كارگرداني اين فيلم را به عهده دارد، اميداوار است كه فيلم «آواتار» تا تابستان 2008 آماده اكران شود.
«آواتار» در مذهب بودا به معني تجسم خداوند در كالبد انسان يا حيواني است تا به منظور مبارزه با شيطان يا نيرويي اهريمني به زمين آمده و كره‌ خاكي را از وجود او پاك كند.
پروژه جديد «كامرون» كه تحت عنوان «پروژه 880» نيز از آن ياد مي‌شود در واقع يك پروژه كامپيوتري است. اين فيلم داستان يك سربازي نيمه فلج جنگ است كه به سياره‌ ديگري آورده مي‌شود كه صحنه رقابت‌ عده‌اي شبيه به انسان با ساكنين كره خاكي است.
كامرون گفت: چه باور بكنيد و چه باور نكنيد، بايد بدانيد كه فيلمبرداري گوشه كوچكي از اين پروژه است، اين فيلم يك پروژه خيلي بزرگ است كه فيلمبرداري آن تنها حدود يك ماه و نيم به طور مي‌انجامد ...و بيشتر صحنه‌هاي آن توسط كامپيوتر توليد مي‌شود و بخش اعظم آن را جلوه‌هاي ويژه سمعي بصري در بر مي‌گيرد. ما در اين پروژه از تكنيك‌ها متفاوتي استفاده مي‌كنيم.
وي افزود: ما هم اكنون به شدت مشغول انتخاب بازيگر هستيم. ما تنها به شخص خاصي نگاه نمي‌كنيم، ما همه را بررسي مي‌كنيم. در اين فيلم شخصيت‌هاي متعددي وجود دارد كه هيچكدام شناخته شده نيستند ولي اميدوارم كه اين ناشناس بودن تنها مختص به پيش از اكران فيلم باشد.
اين كارگردان آمريكايي گفت: من كشف استعدادهاي جديد را به شمارش ستاره‌هاي مشهوري كه نامشان ثبت شده ترجيح مي‌دهم.
 

هنرپیشگان " مرد مرده راه می رود " به این مخالفان جنگ عراق پیوستند و در حالی که روزه بودند به نیازمندان غذا دادند و دیگر اعتراض کنندگان به توضیح این عمل خود پرداختند.
سین پن و سوزان ساراندون هنرپیشه های سینما به جمع تظاهر کنندگان گرسنه در برابر کاخ سفید در روز استقلال آمریکا پیوستند.
هنرپیشگان " مرد مرده راه می رود " به این مخالفان جنگ عراق پیوستند و در حالی که روزه بودند به نیازمندان غذا دادند و دیگر اعتراض کنندگان به توضیح این عمل خود پرداختند.
این تظاهرات توسط کودپینک زن طرفدار صلح ترتیب داده شده بود. این تظاهرات تا 21 سپتامبر که روز صلح می باشد ادامه خواهد یافت . ترتیب دهندگان این تظاهرات امیدوارند توجه مردم را به از بین رفتن جان هزاران سرباز بی گناه عراقی جلب کنند.
پن و ساراندون در کنار ویلی نلسون و دانی گلاور به جمله این اعتراض کنندگان پیوستند و مخالفت خود را نسبت به این جنگ نشان دادند.
پن در سال 2002 و 2003 از عراق بازدید کرده و بیمارستانی برای کودکان را در آنجا تاسیس کرد.

 
بر خلاف عقل است که این دو بتوانند با این همه دوری رابطه خود را حفظ کنند با این وجود باسورس گفته است :" به طور قطع ما مشکلات فراوانی با هم داریم اما کدام رابطه بدون مشکل است.
رابطه کیت باسورس هنرپیشه " بازگشت سوپر من " و ارنلد بلوم نامزد وی بعد از جدایی مفتضحانه شان در سال گذشته بسیار قوی تر از قبل شده است.
علت جدایی این زوج و ایجاد دور بودن طولانی مدت آن ها از یکدیگر بوده است. باسورس در تمام سال گذشته برای ضبط فیلم خود در استرالیا به سر بد در حالیکه بلوم برای ضبط دزدان دریایی کارائیب حدود نیمی از جهان با وی فاصله داشت.
بر خلاف عقل است که این دو بتوانند با این همه دوری رابطه خود را حفظ کنند با این وجود باسورس گفته است :" به طور قطع ما مشکلات فراوانی با هم داریم اما کدام رابطه بدون مشکل است.
" سال گذشته زندگی درس خوبی به من داد . من یاد گرفتم که هر رابطه ای در کل بسیار مشکل است. " با این وجود همین سختی ها هستند که زندگی را شیرین می کنند."

 

كيت ريچاردز قطعا در قسمت بعدي دزدان دريايي كارائيب بازي مي‌‏كند و نقش او پدر يكي از دزدان است.
حضور " كيت ريچاردز" در فيلم سينمايي" دزدان دريايي كارائيب 3 " قطعي شد. جاني دپ "گفت :" كيت ريچاردز " قطعا در قسمت بعدي دزدان دريايي كارائيب بازي مي‌‏كند و نقش او پدر يكي از دزدان است.
" جري بروكهايمر"‌‏ تهيه كننده اين فيلم ، گفت :" ريچادرز" گيتاريست گروه" رولينگ استونز" در اين فيلم نقش پدر" جك اسپارو "را بازي مي‌‏كند ، نقش خود جك را هم جاني دپ ايفا مي‌‏كند ؛ فيلمبرداري اين فيلم نيزماه آينده در كاليفرنيا از سر گرفته مي‌‏شود.
دپ 43 ساله كه براي خلق شخصيت كاپيتان جك از ژست ها و رفتارهاي كيت ريچادرز الهام گرفته بود در كنفرانس مطبوعاتي لندن گفت: همه منتظريم كه ريچاردز دراين فيلم حضور يابد و ظاهرا همه چيز قطعي است اما با اين حال هيچ گاه نمي‌‏توان درباره قطعيت هاي او سخن گفت مگر اين كه پا پيش را به روي صحنه فيلم بگذارد، دوربين روشن شود و كارگردان كلمه اكشن را هم به زبان بياورد.
اين كنفرانس مطبوعاتي به مناسبت نمايش خصوصي اين فيلم برگزار شد و" اورلاندولوم" هم كه در آن حضور داشت گفت: به همين اندازه از حضور ريچاردز در فيلم هيجام زده است او نيز شرط سلامتي كامل ريچادرز را براي تخقق اميديهايشان مطرح كرد و گفت: اگر با پرت كردن از درخت نارگيل خودش را به كشتن ندهد حتما او را خواهيم ديد.
ريچاردز 62 سال دارد اواخر آوريل از درخت نارگيل در فيجي پرت شد و سرش آسيب ديد او كه در ميانه تور جهاني رولينگ استونز به چنين حادثه اي دچار شد تور آنها را هم به تاخير انداخته است.
 
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 12:51  توسط احمد  | 

 

سرزميني بود که همه ي مردمش دزد بودند.

شب ها هر کسي شاکليد و چراغ دستي دزدانش را بر مي داشت و مي رفت به دزدي خانه ي همسايه اش.
در سپيده ي سحر باز مي گشت، به اين انتظار که خانه ي خودش هم غارت شده باشد.

و چنين بود که رابطه ي همه با هم خوب بود و کسي هم از قاعده نافرماني نمي کرد. اين از آن مي دزديد و
آن از ديگري و همين طور تا آخر و آخري هم از اولي. خريد و فروش در آن سرزمين کلاهبرداري بود، هم فروشنده و هم خريدار سر هم کلاه مي گذاشتند. دولت، سازمان جنايتکاراني بود که مردم را غارت مي کرد و مردم هم فکري نداشتند جز کلاه گذاشتن سر دولت. چنين بود که زندگي بي هيچ کم و کاستي جريان داشت و غني و فقيري وجود نداشت.

ناگهان ـ کسي نمي داند چگونه ـ در آن سرزمين آدم درستي پيدا شد. شب ها به جاي برداشتن کيسه و چراغ دستي و بيرون زدن از خانه، در خانه مي ماند تا سيگار بکشد و رمان بخواند.

دزد ها مي آمدند و مي ديدند چراغ روشن است و راهشان را مي گرفتند و مي رفتند.

زماني گذشت. بايد براي او روشن مي شد که مختار است زندگي اش را بکند و چيزي ندزدد، اما اين دليل نمي شود چوب لاي چرخ ديگران بگذارد. به ازاي هر شبي که او در خانه مي ماند، خانواده اي در صبح فردا ناني بر سفره نداشت.

مرد خوب در برابر اين دليل، پاسخي نداشت. شب ها از خانه بيرون مي زد و سحر به خانه بر مي گشت، اما به دزدي نمي رفت. آدم درستي بود و کاريش نمي شد کرد. مي رفت و روي پُل مي ايستاد و بر گذر آب در زير آن مي نگريست. باز مي گشت
و مي ديد که خانه اش غارت شده است.

يک هفته نگذشت که مرد خوب در خانه ي خالي اش نشسته بود، بي غذا و پشيزي پول. اما اين را بگوئيم که گناه از خودش بود. رفتار او قواعد جامعه را به هم ريخته بود. مي گذاشت که از او بدزدند و خود چيزي نمي دزديد. در اين صورت هميشه کسي بود که سپيده ي سحر به خانه مي آمد و خانه اش را دست نخورده مي يافت.

خانه اي که مرد خوب بايد غارتش مي کرد. چنين شد که آناني که غارت نشده بودند، پس از زماني ثروت اندوختند و ديگر
حال و حوصله ي به دزدي رفتن را نداشتند و از سوي ديگر آناني که براي دزدي به خانه ي مرد خوب مي آمدند، چيزي نمي يافتند و فقير تر مي شدند. در اين زمان ثروتمند ها نيز عادت کردند که شبانه به روي پل بروند و گذر آب را در زير آن تماشا کنند. و اين کار جامعه را بي بند و بست تر کرد، زيرا خيلي ها غني و خيلي ها فقير شدند.

حالا براي غني ها روشن شده بود که اگر شب ها به روي پل بروند، فقير خواهند شد. فکري به سرشان زد: بگذار به فقير ها پول بدهيم تا براي ما به دزدي بروند. قرار داد ها تنظيم شد، دستمزد و درصد تعيين شد. و البته دزد ـ که هميشه دزد خواهد ماند ـ مي کوشد تا کلاهبرداري کند. اما مثل پيش غني ها غني تر و فقير ها فقير تر شدند.

بعضي از غني ها آنقدر غني شدند که ديگر نياز نداشتند دزدي کنند يا بگذارند کسي برايشان بدزدد تا ثروتمند باقي بمانند. اما همين که دست از دزدي بر مي داشتند، فقير مي شدند، زيرا فقيران از آنان مي دزديدند. بعد شروع کردند به پول دادن به فقير تر ها تا از ثروتشان در برابر فقير ها نگهباني کنند. پليس به وجود آمد و زندان را ساختند.

و چنين بود که چند سالي پس از ظهور مرد خوب، ديگر حرفي از دزديدن و دزديده شدن در ميان نبود، بلکه تنها از فقير و غني سخن گفته مي شد. در حاليکه همه شان هنوز دزد بودند.

مرد خوب، نمونه ي منحصر به فرد بود و خيلي زود از گرسنگي در گذشت.


ايتالو کالوينو

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 12:42  توسط احمد  | 

 
  كمك به علم
تا من و دكتر صالحي خواستيم كمكي به علم پزشكي كنيم و اولين نفراتي باشيم كه از زن هامون مشابه درست مي كنند . مثل اين كه بعضي ها هم بفكر افتاده
مي خواهند به علم كشاورزي كمك كرده و ميوه جديد به بازار روانه كنند . يك نفر كه توانسته با پيوند آلو زرد به زرد آلو يك
ميوه جديد درست كنه ...و حالايكي هم پيدا شده  خواسته ادامه بده كه بقول دكتر صالحي زردك را با مغز يكي از خانوم هاي باشگاه پيوند زده و ميوه اي بنام هويج كه بقول اين آقا ي فيمينيست براي تقويت مغز و ذهن خوبه به بازار برسونه
اميدوارم سود خوبي داشته باشه .
و اما شما خانوم دكتر خوشگله مثل اين كه نمي دوني خداوند هم خواست مشابه اي از بابا آدم درست كنه كه دستش لرزيد و موجودي شد بنام حوا كه از همون اول طرح دوستي با فرشته اي سابق المقرب ريخت و شدند خواهر خونده و شروع كردند به درد و دل كردن و اين درد دل كردن همان كه باعث شد خودش و بابا آدم  با تيپا از بهشت به زمين افتادند و لرزش دست خداوند در ساختن مشابه بابا آدم هم باعث شد مغز حوا كمي تاب بردارد كه تا حالا ادامه دارد . حالا تو ميخواي با خانوم هاي باشگاه مشابه ما پسرهاي بابا آدم را درست كنيد؟
احتمالا چيزي مي شوند مثل خودتان .
اوخ جون چي ميشه به جواد جون مي گم بياد بقول خودت دكتر خوشگله نيمه گمشده ما مردها دوباره كپي مي شه و من وجواد چه ديدي مي زنيم و خر كيف
مي شويم . پس به نصيحت هاي اين آقا  هم توجه كن روزي ده كيلو ميوه اي بنام هويج بخر ببر باشگاه شايد كمي از تابِ مغز خانوم ها درست بشه مواظب باش زردك نخري فرق داره با ميوه هويج
اگه تونستي حتما از اين منشي خوشگله هم يك مشابه بساز براي دست گرمي خوبه نگران نباش تو مطب جا براي هر دوشون هست فوقش يك كامپيوتر ديگه مي خرم .  امضا دكتر و شركا
 
 
        ------
من به سقوط هيچ پرنده اي
عادت نكرده ام
من سقوط هيچ درختي را
باور نمي كنم
من با پرواز پرنده ها
در عبور از سايه درختان
پير شده ام
                     توكلي

 
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 12:42  توسط احمد  | 

 
«اتوکردن پستان» برای حفظ نجابت دختران
 
در اکثر جوامع سنتی مسئولیت رابطه جنسی بطور عمده بر عهده زن است. در جامعه ‏سنتی باور عمومی بر این است که زن با زیبایی و جذابیت جنسی خود اشتهای جنسی ‏مرد را تحریک می‌کند و این زن است که باید "نجیب" بماند تا مرد تحریک نشود و به او ‏تعرض نکند. یکی از اصول نجابت برای زن و مبنای حفظ "نجابت" وی، پوشاندن برجستگی ‏اندام‌های زنانه است. در کشور ما برمبنای همین تفکر سنتی، اندام زنانه توسط چادر و ‏مانتو پوشیده می‌شود تا مردان تحریک نشوند، ولی در کشور افریقایی کامرون رسم ‏سنت بر این است که برجستگی پستان دختران نابود گردد!‏
به این منظور، دختران در سنین بلوغ تحت عمل خشونت‌آمیز «اتو کردن پستان» breast ironing توسط ‏مادرانشان قرار می‌گیرند تا توجه جنسی پسران و مردان را جلب نکنند. از آنجاییکه رشد ‏پستانها نشانه بلوغ جنسی است، صاف کردن پستانها به این منظور صورت می‌گیرد که ‏دختر کم سن و سال‌تر جلوه کند و جذابیت جنسی او کاهش یابد.‏
به گزارش بی‌بی‌سی، سنت اتوکردن پستان در کامرون رایج است بطوریکه ٢٦ درصد ‏دختران کامرونی در سنین بلوغ، یعنی حدود ٤ میلیون دختر، تحت خشونت «اتوکردن ‏پستان» قرار می‌گیرند. این کار عموما توسط مادر دختر انجام می‌گیرد. وسایلی که برای ‏اتوی پستان استفاده می‌شود، از جمله کفگیر، موز، گوشت‌کوب چوبی، و پوسته نارگیل ‏است که ابتدا روی آتش داغ می‌شود و سپس برای ضربه و مالش پستان مورد استفاده ‏قرار می‌گیرد. گرچه هنوز تحقیقات علمی درباره عوارض مشخص این عمل در دراز مدت ‏انجام نگرفته است، اما این روش که بسیار دردناک است به بافت پستان آسیب ‏می‌رساند.‏
اخیرا یک سازمان غیردولتی بنام «شبکه خاله‌ها» ‏Network of Aunties‏ پیکاری را برعلیه ‏سنت اتوکردن پستان دختران آغاز نموده و به کمک سازمان آلمانی ‏GTZ‏ که به توسعه ‏پایدار کشورهای درحال رشد کمک می‌کند، این پیکار کم کم به یک کارزار بین‌المللی علیه ‏اتوکردن پستان دختران در افریقا تبدیل شده است. مهمترین هدف این کارزار، رشد آگاهی ‏زنان و دختران و ترک این سنت‌ خشونت‌زا و زن ستیز است.‏
با آن که دولت کامرون این کار را جرم اعلام نموده و آن را قابل مجازات تا حداکثر سه سال ‏زندان می‌داند، اما منع قانونی باعث از بین رفتن این سنت نشده است. مادران از این ‏سنت دفاع کرده و آن را برای تامین آینده بهتر برای دخترانشان ضروری می‌دانند. گاه ‏حتی برخی از دختران خود به تحمل این شکنجه رضایت می‌دهند تا از ازدواج زودرس و ‏تجاوز در امان مانده و به تحصیل در مدرسه ادامه دهند.‏
تجربه نشان می‌دهد که اتوکردن پستان نه تنها مانع از رشد غریزه جنسی در دختران ‏نمی‌شود، بلکه حتی آنان را از بارداری زودرس و ابتلا به بیماری ایدز در امان نگاه ‏نمی‌دارد. نمونه‌ دخترانی که مورد این خشونت قرار گرفته‌ و پستان‌‌هایشان باصطلاح اتو و ‏صاف شده وجود دارند که پیش از ازدواج رابطه جنسی برقرار کرده و حامله شده‌اند. چنین ‏نمونه‌هایی به مادران نشان می‌دهند که از اعمال خشونت و اقدام به مثله کردن بدن ‏دخترانشان برای دورنگه داشتن آنان از رابطه جنسی بپرهیزند.‏
به نظر می‌رسد که دلیل اصلی اعمال این خشونت شاید "نجابت" بیش از حد مادران ‏باشد که مانع از گفتگوی صریح و بی‌پرده آنان با دخترانشان درباره رابطه جنسی ‏می‌شود. مادران از اینکه دخترانشان مورد تجاوز قرار گیرند، باردار شوند و یا مبتلا به ‏بیماری ایدز شوند بشدت وحشت دارند. اما در عین حال همین مادران آمادگی گفتگو و ‏صحبت درباره رابطه جنسی، شیوه‌‌های کنترل رابطه و روش‌های پیشگیری از بارداری و ‏ایدز را ندارند گرچه آمادگی اعمال خشونت شکنجه‌وار بر روی دختران نوجوان خود را دارند.‏
از این رو، یکی از راههای موثر کارزار مبارزه با اتوکردن پستان، دریدن پرده‌‌های شرم و ‏حیایی است که مانع گفتگو درباره رابطه جنسی، روش‌های پیشگیری و بهداشت ‏جنسی می‌گردد و اینکار از طریق آموزش گفتگو درباره رابطه جنسی به مادران صورت ‏می‌گیرد تا بتوانند به صراحت با دختران خویش درباره اینکه چگونه بر بدن خود کنترل ‏داشته باشند، گفتگو کنند. اما با توجه به فرهنگ سنتی این جامعه، خود مادران نیز ابتدا ‏باید بیاموزند که جذابیت جنسی زن جرم نیست و برجستگی اندام‌های زنانه هیچ زنی را ‏مسئول تعرض جنسی مرد نمی‌سازد.‏
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 12:15  توسط احمد  | 

 

مرد جواني در ارزوي ازدواج با دختر كشاورزي بود...   
كشاورز گفت برو در ان قطعه زمين بايست.من سه گاو نر را ازاد مي كنم اگر توانستي دم يكي از اين گاو نرها را بگيري من دخترم را بتو خواهم داد.
مرد قبول كرد.در طويله اولي كه بزرگترين بود باز شد . باور كردني نبود بزرگترين و   خشمگين ترين گاوي كه در تمام عمرش ديده بود. گاو با سم به زمين مي كوبيد و به طرف مرد جوان حمله برد. جوان خود را كنار كشيد تا گاو از مرتع گذشت.دومين در طويله كه كوچكتر بود باز شد.گاوي كوچكتر از قبلي كه با سرعت حركت كرد .جوان پيش خودش گفت : منطق مي گويد اين را ولش كنم چون گاو بعدي كوچكتر است و اين ارزش جنگيدن ندارد.
سومين در طويله هم باز شد و همانطور كه فكر ميكرد ضعيفترين و كوچكترين گاوي بود كه در تمام عمرش ديده بود.
پس لبخندي زد در موقع مناسب روي گاو پريد و دستش را دراز كرد تا دم گاو را بگيرد...
 
 اما.........گاو دم نداشت!!!!
 
 
زندگي پر از ارزشهاي دست يافتني است اما اگر به انها اجازه رد شدن بدهيم ممكن است كه ديگر هيچوقت نصيبمان نشود.براي همين سعي كن كه هميشه اولين شانس را دريابي.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 12:11  توسط احمد  | 

ازدواج  در ضرب‌المثل‌های جهان
١-هنگام ازدواج بيشتر با گوش هايت مشورت كن تا با چشم هايت.( ضرب المثل آلمانی)
٢ - مردی كه به خاطر " پول " زن می گيرد، به نوكری می رود. ( ضرب المثل فرانسوی )
۳- لياقت داماد ، به قدرت بازوی اوست . ( ضرب المثل چينی )
۴- زنی سعادتمند است كه مطيع " شوهر"  باشد. ( ضرب المثل يونانی )
٥- زن عاقل با داماد " بی پول " خوب می سازد. ( ضرب المثل انگليسی )
٦- زن مطيع فرمانروای قلب شوهر است. ( ضرب المثل انگليسی )
٧- زن و شوهر اگر يكديگر را بخواهند در كلبه ی خرابه هم زندگی می كنند. ( ضرب المثل آلمانی )
٨ - داماد زشت و با شخصيت به از داماد خوش صورت و بی لياقت . ( ضرب المثل لهستانی )
٩- دختر عاقل ، جوان فقير را به پيرمرد ثروتمند ترجيح می دهد. ( ضرب المثل ايتاليايی)
١٠ -داماد كه نشدی از يك شب شادمانی و عمری بداخلاقی محروم گشته ای .( ضرب المثل فرانسوی )
١١- دو نوع زن وجود دارد؛ با يكی ثروتمند می شوی و با ديگری فقير. ( ضرب المثل ايتاليايی )
١٢- در موقع خريد پارچه حاشيه آن را خوب نگاه كن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقيق كن . ( ضرب المثل آذربايجانی )
١٣- برا ی يافتن زن می ارزد كه يك كفش بيشتر پاره كنی . ( ضرب المثل چينی )
١٤- تاك را از خاك خوب و دختر را از مادر خوب و اصيل انتخاب كن . ( ضرب المثل چينی )
١٥- اگر خواستی اختيار شوهرت را در دست بگيری اختيار شكمش را در دست بگير. ( ضرب المثل اسپانيايی)
١٦- اگر زنی خواست كه تو به خاطر پول همسرش شوی با او ازدواج كن اما پولت را از او دور نگه دار . ( ضرب المثل تركی )
١٧- ازدواج مقدس ترين قراردادها محسوب می شود. (ماری آمپر) 
١٨- ازدواج مثل يك هندوانه است كه گاهی خوب می شود و گاهی هم بسيار بد. ( ضرب المثل اسپانيايی )
١٩- ازدواج ، زودش اشتباهی بزرگ و ديرش اشتباه بزرگتری است . ( ضرب المثل فرانسوی )
٢٠- ازدواج كردن وازدواج نكردن هر دو موجب پشيمانی است . ( سقراط )
٢١- ازدواج مثل اجرای يك نقشه جنگی است كه اگر در آن فقط يك اشتباه صورت بگيرد جبرانش غير ممكن خواهد بود. ( بورنز )
٢٢- ازدواجی كه به خاطر پول صورت گيرد، برای پول هم از بين می رود. ( رولاند )
٢٣- ازدواج هميشه به عشق پايان داده است . ( ناپلئون )
٢٤- اگر كسی در انتخاب همسرش دقت نكند، دو نفر را بدبخت كرده است . ( محمد حجازی)
٢٥- انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نيست ، ولی می توانيم مادر شوهر و مادر زنمان را خودمان انتخاب كنيم . ( خانم پرل باك )
٢٦- با زنی ازدواج كنيد كه اگر " مرد " بود ، بهترين دوست شما می شد . ( بردون)
٢٧- با همسر خود مثل يك كتاب رفتار كنيد و فصل های خسته كننده او را اصلاً نخوانيد . ( سونی اسمارت)
٢٨- برای يك زندگی سعادتمندانه ، مرد بايد " كر " باشد و  زن " لال " . ( سروانتس )
٢٩- ازدواج بيشتر از رفتن به جنگ " شجاعت " می خواهد. ( كريستين )
٣٠- تا يك سال بعد از ازدواج ، مرد و زن زشتی های يكديگر را نمی بينند. ( اسمايلز )
٣١- پيش از ازدواج چشم هايتان را باز كنيد و بعد از ازدواج آنها را روی هم بگذاريد. ( فرانكلين )
٣٢- خانه بدون زن ، گورستان است . ( بالزاك )
٣٣- تنها علاج عشق ، ازدواج است . ( آرت بوخوالد)
٣٤- ازدواج پيوندی است كه از درختی به درخت ديگر بزنند ، اگر خوب گرفت هر دو " زنده " می شوند و اگر " بد " شد هر دو می ميرند. ( سعيد نفيسی )
٣۵- ازدواج عبارتست از سه هفته آشنايی، سه ماه عاشقی ، سه سال جنگ و سی سال تحمل! ( تن )
٣٦- شوهر " مغز" خانه است و زن " قلب " آن . ( سيريوس)
٣٧- عشق ، سپيده دم ازدواج است و ازدواج شامگاه عشق . ( بالزاك )
٣٨- قبل از ازدواج درباره تربيت اطفال شش نظريه داشتم ، اما حالا شش فرزند دارم و دارای هيچ نظريه ای نيستم . ( لرد لوچستر)
٣٩- مردانی كه می كوشند زن ها را درك كنند ، فقط موفق می شوند با آنها ازدواج كنند. ( بن بيكر)
٤٠- با ازدواج ، مرد روی گذشته اش خط می كشد و زن روی آينده اش . ( سينكالويس)
٤١- خوشحالی های واقعی بعد از ازدواج به دست می آيد . ( پاستور )
٤٢- ازدواج كنيد، به هر وسيله ای كه می توانيد. زيرا اگر زن خوبی گيرتان آمد بسيار خوشبخت خواهيد شد و اگر گرفتار يك همسر بد شويد فيلسوف بزرگی می شويد. ( سقراط)
٤٣- قبل از رفتن به جنگ يكی دو بار و پيش از رفتن به خواستگاری سه بار برای خودت دعا كن . ( يكی از دانشمندان لهستانی )
٤٤- مطيع مرد باشيد تا او شما را بپرستد. ( كارول بيكر)
٤٥- من تنها با مردی ازدواج می كنم كه عتيقه شناس باشد تا هر چه پيرتر شدم، برای او عزيزتر باشم . ( آگاتا كريستی)
٤٦- هر چه متأهلان بيشتر شوند ، جنايت ها كمتر خواهد شد. ( ولتر)
٤٧- هيچ چيز غرور مرد را به اندازه ی شادی همسرش بالا نمی برد، چون هميشه آن را مربوط به خودش می داند . ( جانسون )
٤٨- زن ترجيح می دهد با مردی ازدواج كند كه زندگی خوبی نداشته باشد ، اما نمی تواند مردی را كه شنونده خوبی نيست ، تحمل كند. ( كينهابارد)
٤٩- اصل و نسب مرد وقتی مشخص می شود كه آنها بر سر مسائل كوچك با هم مشكل پيدا می كنند. ( شاو)
٥٠- وقتی برای عروسی ات خيلی هزينه كنی ، مهمان هايت را يك شب خوشحال می كنی و خودت را عمری ناراحت ! ( روزنامه نگار ايرلندی ) 
٥١ – هيچ زنی در راه رضای خدا با مرد ازدواج نمی كند. ( ضرب المثل اسكاتلندی)
٥٢ – با قرض اگر داماد شدی با خنده خداحافظی كن . ( ضرب المثل آلمانی )
٥٣ – تا ازدواج نكرده ای نمی توانی درباره ی آن اظهار نظر كنی . ( شارل بودلر )
٥٤ – دوام ازدواج يك قسمت روی محبت است و نُه قسمتش روی گذشت از خطا . ( ضرب المثل اسكاتلندی )
٥٥ –  ازدواج پديده ای است برای تكامل مرد. ( مثل سانسكريت )
٥٦ – زناشويی غصه های خيالی و موهوم را به غصه نقد و موجود تبديل می كند . (ضرب المثل آلمانی )
٥٧ – ازدواج قرارداد دو نفره ای است كه در همه دنيا اعتبار دارد. ( مارك تواين )
٥٨ – ازدواج مجموعه ای ازمزه هاست هم تلخی و شوری دارد. هم تندی و ترشی و شيرينی و بی مزگی . (ولتر )
٥٩ – تا ازدواج نكرده ای نمی توانی درباره آن اظهار نظر كنی. ( شارل بودلر )

زن در ضرب‌المثل‌های جهان

زنان سوژه ضرب‌المثل‌های متعددی هستند و اين مطلب تنها مربوط به افغانستان نيست. نگاهی داريم به چند ضرب المثل درباره زنان از کشور‌های مختلف جهان:

انگليسی:
زن فقط يک چيز را پنهان نگاه می‌دارد آنهم چيزی است که نمی‌داند.


هلندی:
وقتی زن خوب در خانه باشد، خوشی از در و ديوار می ريزد.


استونی:
از خاندان ثروتمند اسب بخر و از خانواده فقير زن بگير.

فرانسوی:
آنچه را زن بخواهد، خدا خواسته است.

انتخاب زن و تربوز مشکل است.

بدون زن، مرد موجودی خشن و نخراشيده بود.


آلمانی:
کاری را که شيطان از عهده بر نيايد زن انجام می‌دهد.

وقتی زنی می‌ميرد يک فقته از دنيا کم می‌شود.

کسی که زن ثروتمند بگيرد آزادی خود را فروخته است.

آنکه را خدا زن داد، صبر همه داده.

گريه زن، دزدانه خنديدن است.


يونانی:
شرهاي سه‌گانه عبارتند از: آتش، طوفان، زن.

برای مردم مهم نيست که زن بگيرد يا نگيرد، زيرا در هر دو صورت پشيمان خواهد شد.


گرجی‌ها:
اسلحه زن اشک اوست.


ايتاليايی:
اگر زن گناه کرد، شوهرش معصوم نيست.

زناشويی را ستايش کن اما زن نگير.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 12:10  توسط احمد  | 

 
يک پسر خوب امضاء گواهي نامه اش خشک نشده به رانندگي خانمها گير نميدهد

يه پسر خوب کمتر با اين جمله مواجه ميشود
: مشتري گرامي دسترسي شما به اين سايت مقدور نمي باشد

يه پسر خوب بعد از تک زنگ سراغ تلفن نميره

يه پسر خوب عکس الکسندروگراهام بل رو قاب نميکنه بزنه تو اتاقش
 يك پسر خوب پشت چراغ قرمز با ديدن يه خانم رديف چشماش مثه چراغهاي فولکس نميزنه بيرون

يه پسر خوب روزي چند بار به سازندگان ياهو مسنجر لعنت ميفرسته

يه پسر خوب سر کلاس تا شعاع 3 متريِ هيچ خانمي نميشينه

يه پسر خوب وقت برگشتن به خونه ماشينش بوي ادکلن زنونه نميده

يه پسر خوب هيچ وقت پاي تلفن از اين کلمات استفاده نميکنه:"ساعت چند" "کي مياي" "کجا" "دير نکني يا

يه پسر خوب وقتي مياد خونه قرمزي رژ در هيچ نقطه از صورتش مشاهده نميشه

يک پسر خوب زماني که کسي ميخواهد از عرض خيابان عبور کند تعداد دنده را از 1 به 4 ارتقاء نداده و قصد جان عابر را نميکند

يک پسر خوب زماني که يک دختر خانم راننده ميبيند ذوق زده نشده و در صدد عقده اي بازي بر نمي آيد

يک پسر خوب که ژيان سوار ميشود روي بنز همسايه با سوئيچ ماشين نقاشي نميکشد

يک پسر خوب زماني که تصادف ميکند همانند قبائل زامبي وحشي بازي در نمي آورد

يک پسر خوب هر روز بعد از کلاس درس به نمايندگي از راهداري و شهرداري خيابانهاي شهر را متر نميکند

يک پسر خوب به محض ديدن يک دختر خانم متين با شلوار برمودا و مانتو تنگ کوتاه و شال باز دهانش به سان آبشار و چشمانش همانند چشمان وزغ نميشود

يک پسر خوب دکمه هاي پيراهنش را از يک متر زير ناف تا زير چانه کاملا بسته و با سنجاق قفلي محکم ميکند

يک پسر خوب به محض ديدن دختر همسايه رنگش لبوي شده و چشمش را به آسفالت ميدزود

يک پسر خوب روزي 10بارهوس بردن نذري به دم در خانه همسايه که تصادفا دختر دم بخت دارند را نميکند

يک پسر خوب بيشتر از 5 دقيقه در دستشوئي نميماند . (نکته کنکوري
(

يک پسر خوب 5
ساعت در حمام آهنگ جواد يساري نخوانده وبراي همسايگان آلودگي صوتي ايجاد نميکند

يک پسر خوب اگر درد عشق گرفت در کوي و برزن عرعر عشق نکرده و آبروي خانوادگي خود را نميبرد

يک پسر خوب با دوستاني که مشکوک به چت و لا ابالي گري هستند معاشرت نميکند

يک پسر خوب به جاي اينکه پول خود را در باشگاه بيليارد و گيم نت و غيره دور بريزد بهتر است حساب آتيه جوانان باز کند و به فکر 1000 سالگي خود باشد

يک پسر خوب همواره به اسم خود افتخار ميکند و به هر کس که ميرسد نميگويد که بجاي
قلي به او رامتين و آرش و ... بگويند

يک پسر خوب در اثر ديدن افراد غرب زده جو گير نشده و لحاف کرسيه قرمز خال خال يشمي را به پيراهن تبديل نکرده و سر زانو خود را جر نميدهد

يک پسر خوب سر سفره دست به چيزي نمي زند تا همه سيرو پر از سر سفره بلند شوند و بعد شروع به غذا خوردن مي نمايد

يک پسر خوب تقاضاي وسايل نا مربوطي از قبيل موبايل را از خانواده ندارد

يک پسر خوب در صورتي که با نامزد خود بيرون رفت و کسي به خانم متلک گفت فورا با پليس 110 تماس حاصل مي کند
 
يک پسر خوب براي احياي حقوق خود از زور بازو استفاده نکرده و کلمات رکيک مانند خر و الاغ به کار نميبرد

يک پسر خوب از معاشرت با دوستان بسيار خودماني که عادت به بيان شوخي هاي نا مربوط از قبيل حراج لفظي عمه و همچين خواهر مادر هستند امتناع ميکند

يک پسر خوب همانند خاله زنکها تلفن را قورت نداده و سالي به 12 ماه دهانش بوي تلفن نميدهد

يک پسر خوب هر صدايي از قبيل قار و قور شکم اهل خانه را با صداي تلفن اشتباه نگرفته و1 متر به بالا نميپرد

يک پسر خوب براي بيرون رفتن از خانه 1 ساعت جلوي آئينه نايستاده و بزک نميکند

يک پسر خوب در جشنهاي فاميلي جو گير نشده و نميرقصد تا ابروي کل خاندان رابر باد دهد
(مثل رقص نريمان در همايش روز جهاني زن!!)   

يک پسر خوب در مهماني هاي خانوادگي نوشدني هاي غير مجاز از قبيل ماءالشعير را تنها با رضايت نامه رسمي و کتبي پدر محترم استعمال ميکند

يک پسر خوب هر زمان که عشقش کشيد با زير شلواري کردي چين پيليسه دار و يا شرت مامان دوز و رکابي همانند قورباغه به وسط کوچه نميپرد

يک پسر خوب تنها براي رضاي خدا و کاهش بار سنگين ترافيک و حمل و نقل درون شهري و برون شهري هر کجا که دختر خانم يا خانمي را در رده سني 15 تا 25 سال ديد سوار کرده و به مقصد مي رساند
(مصطفي با پرايدش در اين زمينه دكترا داره....لول)
نتيجه گيري اخلاقي :
يک پسر خوب تا به حال مشاهده نشده
!!!
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 10:8  توسط احمد  |