تبليغاتX
مطالب علمی و احساسی



find a guy who calls you beautiful instead of hot
 
یا لطیف
 
رازهای عشق
گفتار های دونالد والترز خیلی کوتاه است گاهی به یک خط هم نميرسد.
اما اگر هر يک از آنها را برای چند بار در روز بخوانيد اثر عميقي در روح شما خواهد داشت.
 
1. راز  عشق در تواضع است .
این صفت به هیچ وجه نشانه تظاهر نیست.
بلکه نشان دهنده احساس و تفکری قوی است.
میان دو نفری که یکدیگر را دوست دارند،
تواضع مانند جویبار آرامی است که چشمه محبت
آنها را تازه و با طراوت نگه میدارد.
  
2. راز عشق در احترام متقابل است.
احساسات متغیر اند، اما احترام دو طرف ثابت می ماند .
اگر عقاید شریک زندگی ات با عقاید تو متفاوت است ،
 با احترام به نظریاتش گوش کن .
احترام باعث می شود که او بتواند خودش باشد .
 
3. راز عشق در این است که
 به یکدیگر سخت نگیرید .
عشقی که آزادانه هدیه نشود اسارت است .
 
4. راز عشق در این است که
 هر روز کاری کنی که شریک زندگی ات را
خوشحال کند ،
کاری مثل دادن هدیه ای کوچک ،تحسین ،
 لبخندی از روی محبت .
نگذار که جویبار محبت از کمی باران ، بخشکد.
 
5. راز عشق در این است که
 رابطه تان را مانند یک باغ ، با محبت تزئین کنید .
بذر علاقه ها و عقیده های تازه را
 بکار که زیبایی بروید .
ضمنا فراموش نکن که باغ را باید هرس کرد ، مبادا
 غنچه های گل پوشیده از علف های هرز عادت شود .
برای اینکه عشق همواره با طراوت بماند فباید به آن
 مثل هنر خلاقانه نگاه کرد .
 
 6. راز عشق در خوش مشربی است .
شوخی با دیگران را فراموش نکن ، در ضمن
 مراقب شوخی هایت هم باش .
شوخی نا پسند نکن . شوخی باید از روی حسن
 نیت باشد ،نه نیشدار .
 
7. راز عشق در این است که
 حقیقت اصلی عشق ، یعنی تفکر را از یاد نبری .
آیا یک رابطه دراز مدت ، مهم تر از اختلافات
کوچک و زود گذر نیست ؟
 
8. راز عشق در این است که
 مانع بروز هیجانات منفی در وجودت شوی ،
 و صبر کنی تا خون سردی را دوباره به دست آوری .
با این که احساس جلوه الهام است ، اما شخص
عصبانی نمی تواند چیز ها را با وضوح درک کند .
قلبت را آرام کن .
تنها به این وسیله است که می توانی چیز ها
 را آنگونه که هستند ، در یابی .
 
10. راز عشق در این است که
 طرف مقابلت را تحسین کنی .
هر گز با فرض این که خودش این چیز ها را
 می داند ،از تحسین غافل نشو .
مشکلی پیش نخواهد آمد اگر بار ها با خلوص نیت
 بگویی : دوستت دارم .
گر چه احساسات بشری به قدمت نسل بشر
 است ، اما کلمات همواره تازه و جوان خواهند ماند .
 
11. راز عشق در این است که
 در سکوت دست یکدیگر را بگیرید .
کم کم یاد می گیرید که بدون کلام رابطه برقرار کنید .
 
12. راز عشق در توجه کردن به لحن صدا است
برای تقویت گیرایی صدا ، باید آنرا از قلب برآورید ،
 سپس رهایش کنید تا بلند بشود وبه سمت پیشانی برود
 تار های صوتی را آرام و رها نگه دار .
اگر احساسات قلبی ات را به وسیله صدا بیان کنی ، آن
 صدا باعث ایجاد شادی در دیگری خواهد شد .
 
13. راز عشق در این است که بیشتر با نگاه حرف بزنی ،
 زیرا چشم ها پنجره های روح هستند .
اگر هنگام صحبت کردن از نگاه استفاده کنی ،
مثل آن است که
 پنجره ها را با پرده های زیبایی بیارایی
و به خانه گرما و جذابیت ببخشی.
 
14. راز عشق دراین است که
 از یکدیگر انتظارات  بیجا نداشته باشید ،
زیرانقص همواره جزء لا ینفک انسان است
ذهنت را بر ارزشهایی متمرکز کن
که شما را به یکدیگر نزدیک تر میکند
 نه بر مسائلی که بین شما فاصله می اندازد .
 
15. راز عشق در این است که
 حس تملک را از خود دور کنی .
در حقیقت هیچ کس نمی تواند مال کسی شود .
شریک زندگی ات را با طناب نیاز مبند .
گیاه هنگامی رشد میکند که آزادانه از هوا و نور  آفتاب
 استفاده کند.
 
17. راز عشق در این است که
 شریک زدگی ات را در چار چوبی که خودت می پسندی
 حبس نکنی .عیبجویی باعث تباهی می شود .
همه چیز را همان طور که هست بپذیر ،
تا هر دو شاد باشید .قانون طلایی این است :
 نقاط قوت را تقویت کن ،
و ضعف ها را نه تقویت کن نه تقبیح .
هرگز سعی نکن با سوزاندن ،
جلوی خونریزی زخم را بگیری .
 
19. راز عشق در این است که
 هنگام سوء تفاهم ، فقط به این فکر نکنی که
طرف مقابل چگونه ناراحتت کرده است .
در عوض به راه حلی فکر کنی که در آینده
از بروز چنین سوء تفاهم هایی جلو گیری کنی .
 
20. راز عشق در این است که
 وقتی پیشنهادی به ذهنت می رسد ، به نیاز خودت
برای بیان آن فکر نکنی ،
بلکه به علاقه دیگری به شنیدن آن فکر کنی .
اگر لازم بود ، حتی ماه ها صبر کن
 تا آمادگی شنیدن آنچه را میخواهی بگویی پیدا کند .
 
21. راز عشق در آرامش است ، زیرا
 آرامش باعث تکامل عشق می شود .
عشق ، هوای نفس و احساست شدید نیست .
عشق انسان ها نسبت به یکدیگر بازتابی از عشق ازلی
 است خداوندگار آرامش کامل است
 
22. راز عشق در این است که
 در وجود یکدیگر عاشق خدا باشید ،
تا همواره علی رغم همه اشتباهات ،
تشنه رسیدن به کمال باشید ،
 چرا که بشر همواره علی رغم موانع فراوان ،
سعی میکند به سمت آرمان های جاودانه حرکت کند .
  
23. راز عشق در این است که
 محبت تان را بسط دهید تا تبدیل به عشق واقعی
میان دو انسان شود
سپس آن عشق را که دست پرورده پروردگار است
بسط دهید تا بشریت و کل مخلوقات را در بر گیرد .
 
24. راز عشق در این است که
 به دیگری لذت ببخشی ، و لی عشق را برای لذت
 نخواهی .زیرا عشق حقیقی هوا و هوس نیست .
هر چه نفس قوی تر باشد ، تقاضاهایش بیشتر می شود
 و هر چه تقاضا های نفس قوی تر باشد ،
خودپرستی را در تو بیشتر و بیشتر تقویت میکند .
عشق چهره واقعی خود را در ملایمت و مهربانی آشکار
 میکند ،نه در لذت جویی .
 
25. راز عشق در مراعات حال دیگری است .
هر قدر که  ملاحظه حال دیگران را می کنی ،
کسی را که دوست داری بیشتر ملاحظه کن .
 
26. راز عشق در این است که
 جاذبه های خود را با دیگری قسمت کنی .
جاذبه نیرویی لطیف و نافذ است که
 از دیگری دریافت می کنی .
این نیرو تنها با بخشش رشد میکند .
 
27. راز عشق در ایجاد تنوع در زندگی است .
نگذار که روزمرگی ها
مثل سیم های کوک نشده ساز ،
نغمه زندگی عاشقانه تان را
به نوایی غم انگیز تبدیل کند .
 
28. راز عشق در این است که
 در هر فر صتی در کنار هم آرام بگیرید ،با هم تنها
 باشید ، و افکارتان را با یکدیگر در میان بگذارید .
لازم نیست برای سرگرم شدن حتما
از محرکات خارجی استفاده کنید .
قرار بگذارید که بیشتر با هم تنها باشید
 تا بتوانید خودتان باشید .
 
29. راز عشق در این است که با زمانه کنار بیایید .
مایع عشقتان را طوری نگه دارید
 که بتوانید گودالهایی
 را که زندگی پیش پایتان میگذارد ،پر کنی.
 
30. راز عشق در این است که
 به محبوبتان قدرت و آرامش بدهید
و از او قدرت و آرامش دریافت کنید ، اما نه با اصرار .
 
31. راز عشق در استواری است .
در فصول مختلف زندگی ،
 عشقتان را مانند کوه بلندی استوار ،
مانند خاک حاصلخیزی پر ثمر
و مانند آفتاب چنان در مرکزیت نگه دارید ،
که همه ستارگان گسترده زمان و فضا به دور
آن گردش کنند.
 
 
 
با تشکر از دوست خوبم آقای محمدرضا جراح زاده که وقت زیادی گذاشتند تا مطالبی رو یاد بگیرم. این کار رو مدیون آموزش ایشون هستم. همیشه خوش و خرم باشید
 
اگر در کهکشانی دور
 دلی یک لحظه در صد سال یاد من کند
بی شک
دل من در تمام لحظه های عمر
به یادش می تپد پر شور
 


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385ساعت 9:51  توسط احمد  | 


دکترین شما چیست؟
ابراهیم نبوی
e.nabavi@roozonline.com
۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۵
به نظر من چند دکترین اساسی وجود دارد که مدیران دولت موجود تمام کارهای شان را با توجه به آن دکترین ها انجام می دهد. منتهی مشکل در اینجاست که در تمام دنیا اول یک تئوری شکل می گیرد و براساس آن تئوری یک دکترین ساخته می شود، اما در ایران اول یک کارهایی همینجوری انجام می گیرد و بعد الکی الکی تبدیل به یک دکترین می شود. این دکترین ها بی انتهاست، من چند تای آنها را برای استفاده حضار نوشتم.
دکترین عقاب و هویج
در این روش مسوولان امور تصمیم می گیرند که برای شکار کردن عقاب از هویج استفاده کنند تا وقتی عقاب بر زمین نشست، با چماق توی سرش بزنند، اما وقتی هویج را بیرون می آورند، به جای اینکه عقاب ها روی زمین بنشینند، خرگوش ها دور آنها جمع می شوند، بعد خرگوش ها را دستگیر کرده و خرگوش دستگیر شده را وادار می کنند اعتراف کند که عقاب است. بعد از اعتراف مذکور خرگوش را رها کرده و مورد حمله عقاب قرار می گیرند.
اشتباه ارزیابی: اشتباه صورت گرفته این است که اصولا عقاب به هویج علاقه ندارد.
نمونه مورد ذکر: دستگیری رامین جهانبگلو که قرار است در زندان اعتراف کند که دونالد رامسفلد بوده است.
دکترین چسان فسان(chossan fessan)
در این دکترین مسوولان جمهوری اسلامی یک سگ وحشی را که جلوی شان قرار گرفته است چنان نشان می دهند انگار که سوسک است، بعد دمپایی شان را برمی دارند و به مردم می گویند« اگه بزنم له می شه، اگه بزنم تیکه تیکه می شه» اما بعد از این تهدید باز هم همان سگ وحشی که به ملت حمله کرده به کارش ادامه می دهد، ولی آنها باز هم به تهدید ادامه می دهند و بازهم همان سگ مذکور حمله می کند.
اشتباه ارزیابی
وقتی چیزی را کوچک نشان می دهیم آن چیز واقعا کوچک نمی شود.
نمونه مورد ذکر
سخنگوی دولت گفت: « کشتن مردم بیگناه در جاده ها هیچ ارزش فنی و عملیاتی ندارد و مساله ای وجود ندارد که نیروی انتظامی از عهده آن برنیاید.» نیروی انتظامی نیز خاطرنشان کرد که این نیرو فقط زمانی می تواند جلوی ترورهای تروریست ها را بگیرد که تروریست ها با برنامه ریزی و فکر و قدرت و اسلحه و استفاده از امکانات فوق الکترونیکی اقدام به ترور کنند، وگرنه اگر تروریست ها بدون هیچ برنامه ای هر روز 20 نفر از ملت را هم بکشند این نیرو نمی تواند کاری برای دستگیری آنان انجام دهد. آگاهان به سخنگوی دولت تذکر دادند که اتفاقا به همین دلیل که کار تروریستها ارزش فنی و عملیاتی ندارد، نیروی انتظامی باید آنها را زودتر دستگیر کند.
دکترین گنجشک هیجان زده
در این روش، شخص فوق الذکر مثل گنجشکی که هر لحظه روی یک شاخه می نشیند و یک لحظه بعد روی یک شاخه دیگر اطراق می کند، دائما از این شاخه به آن شاخه می پرد، و هر لحظه هم چنان روی شاخه می نشیند انگار که قرار است یک ماه آنجا باشد ولی بازهم می پرد روی یک شاخه دیگر.
اشتباه ارزیابی: مسوولان مملکت فکر می کنند همه ملت آلزایمر دارند و اگر هر بار یک موضوع هیجان انگیز جدید اعلام شود یادشان می رود که موضوع قبلی رها شده است.
نمونه مورد ذکر
این دکترین ویژه شخص رئیس جمهورم.ش.نگ( منتخب شورای نگهبان) است. وی یک روز علیه هولوکاست حرف می زند و تمام مملکت مشغول تحقیق روی هولوکاست می شوند. یک روز تمام مشکل کشور می شود کاریکاتوریست های دانمارکی، ولی یک هفته بعد موضوع کاریکاتور فراموش می شود. یک هفته بعد تمام مشکل کشور می شود سفرهای استانی هیات دولت، بعد از دوماه رئیس دولت فراموش می کند که هفته ای یک بار می خواست سفر استانی برود. بعد مشکل کشور می شود رفتن بانوان به ورزشگاهها و رئیس جمهور در نقش زورو(واحد خواهران) ظاهر می شود. یک هفته بعد رئیس جمهور در نقش پیامبر ظاهر می شود و برای هرچی کسری انوشیروان و نجاشی در دنیا می شناسد، نامه های انذار و بشارت صادر می کند. یک هفته بعد رئیس جمهور در نقش روبرتو باجو ظاهر می شود و با یک من ریش و پشم در لباسی که شش برابر هیکلش است، به دروازه بان تیم ملی گل می زند، هفته بعد فوتبال بکلی فراموش می شود و رئیس جمهور یک دفعه می شود محمود انشتین و تولید کیک زرد در ایران جشن گرفته می شود و چنان سرور و شادمانی براه می افتد که فکر می کنی قرار است یک سال جشن برقرار باشد، اما یک هفته بعد کل موضوع زندگی سیاسی کشور می شود یک چیز دیگر.
دکترین گودزیلای گنده
در این دکترین یک مارمولک که تخصص اش بالارفتن از دیوار راست است، چنان حرف می زند که انگار گودزیلاست و اگر از جایش حرکت کند تمام دنیا به هم می ریزد. مسوولان مملکت دائما در اظهارات شان گودزیلای های گنده را ول می کنند، بعد هم خودشان در اثر پیچیدن گودزیلای مذکور معلوم نمی شود که اول پیچیدند و بعد گودزیلا آمد یا در حال پیچیدن بود که گودزیلا آمد یا وقتی گودزیلا آمد پیچیدند و سایرحالات قابل تصور.
اشتباه ارزیابی
هر مارمولکی می تواند فرض کند که گودزیلاست، اما این فرض تغییری در اندازه واقعی او به وجود نمی آورد.
نمونه مورد ذکر
مسوولان مملکت بلد نیستند برای یک هفته امنیت جانی مردم عادی را حفظ کنند، اما از نبودن امنیت در آمریکا انتقاد می کنند. بلد نیستند با بودجه ای دوبرابر پنج سال قبل کشور را مثل چهل سال قبل اداره کنند، اما قصد دارند اداره جهان را برعهده بگیرند. بلد نیستند جلوی فحشاء و مواد مخدر را در کشور بگیرند، اما قصد دارند با فساد اخلاقی در تمام جهان مبارزه کنند. بلد نیستند همین چهار تا دانشجوی موجود در کشور را نگه دارند، اما می خواهند قله های علمی جهان را فتح کنند.
دکترین شب بیا توی باغ منتظرم
در این روش مسوولان مربوطه وعده می دهند که تا زمان مشخصی مثلا تا همین امشب اتفاقی خواهد افتاد، در حالی که مطمئن هستند که تا شب هیچ اتفاقی نخواهد افتاد، با وجود این مسوولان مربوطه یک روز بعد اعلام می کنند که همان اتفاقی که قرار بود دیشب افتاده باشد، فرداشب خواهد افتاد، در حالی که مطمئن هستند که فردا شب هم آن اتفاق نخواهد افتاد.
اشتباه ارزیابی
اشتباه مسوولان این است که نمی دانند امشب حتما تا ساعاتی پس از امروز می رسد.
نمونه مورد ذکر
وزیر کشور دو روز قبل اعلام کرد که «بقیه تروریست ها تا امشب دستگیر می شوند.» در حالی که 12 ساعت بعد از زمانی که قرار بود بنا به گفته وزیر کشور بقیه تروریست ها دستگیر شده باشند، مسوولان امنیتی استان کرمان اعلام کردند که هنوز هیچ کدام از تروریست ها دستگیر نشده اند. وزیر کشور نیز 12 ساعت بعد از زمانی که باید بقیه تروریست ها دستگیر می شدند، اعلام کرد که« عوامل این جریانات از نظر روحی و فکری بسیار در سطح پائین هستند.» وزیر کشور امیدوار بود که همه این تروریست ها مثل رامین جهانبگلو یا هاشم آقاجری یا محسن کدیور دکترا داشته باشند که بتواند اوچ ثانیه آنها را دستگیر کند و به زندان بیاندازد. البته آگاهان نیز خاطرنشان کردند که چون همه نیروهای انتظامی کشور، فارغ التحصیلان رشته های انرژی هسته ای و نجوم و مهندسی مواد و بیوشیمی هستند، هر کاری می کنند نمی توانند این افراد سطحی و بی فکر را دستگیر کنند. یکی از مشاورین وزیر کشور اظهار امیدواری کرد که بعد از دستگیری این تروریست ها مورد آموزش دانشگاهی قرار می گیرند که دیگر از نظر فکری و روحی سطحی نباشند و نیروی انتظامی بتواند آنان را دستگیر کند.
دکترین اسکارلت اوهارا
در این روش مسوولان مربوطه فرض را بر این می گذارند که حتما تا فردا یک اتفاق خوبی خواهد افتاد که همه مشکلات را حل خواهد کرد، اما وقتی فردا می رسد مشکل قبلی نه تنها حل نمی شود بلکه یک مشکل بزرگ دیگر به وجود می آید که بزرگتر از مشکل قبلی است.
اشتباه ارزیابی
وقتی با وجود یک مشکل حل نشده می خوابیم، فردا هم با وجود همان مشکل از خواب بیدار خواهیم شد.
نمونه قابل ذکر
دولت تصمیم گرفت به جای مذاکره با اروپا با کشورهای دنیای شرق مانند هند مذاکره کند، اما به دلیل اینکه نتوانست با هندی ها کنار بیاید تصمیم گرفت با چین و روسیه مذاکره کند، اما به دلیل اینکه با چین و روسیه به توافق نرسید تصمیم گرفت مستقیما با آمریکا مذاکره کند، اما چون قصد مذاکره با آمریکا را ندارد، تصمیم گرفته است با کوبا و بولیوی مذاکره کند، اما چون کوبا و بولیوی طرف مذاکره نیستند تصمیم گرفته است دوباره با روسیه مذاکره کند، اما .... مشکل همچنان ادامه دارد.
یک درخواست ساده: از کلیه خوانندگان طنزهای روزانه من در روزآنلاین درخواست می کنم که هر انتقاد سازنده و غیرسازنده ای که دارند، به هر زبانی که دوست دارند، بنویسند و برای من مستقیما ای میل کنند. خواهشمندم فقط موارد منفی و مورد انتقاد و بخصوص چیزهایی که نویسنده را ممکن است ناراحت و عصبانی کند بنویسید و از هرگونه انتقاداتی که شبیه تعریف و تمجید است، خودداری کنید. ضمنا با توجه به اینکه ای میل من تغییر کرده است نوشته های تان را به آدرس زیر بفرستید.
manebrahimnabavihastam@yahoo.com
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385ساعت 9:46  توسط احمد  | 

 
شيمون پرز: ايران هم می تواند ويران شود
 
شيمون پرز
شيمون پرز گفت يک سلاح کشتار جمعی در عمق زمين در حال آماده شدن است که اسرائيل را تهديد می کند
شيمون پرز سياستمدار کهنه کار اسرائيل و معاون کنونی نخست وزير اين کشور به ايران هشدار داده است که اگر به تهديدات خود عليه دولت يهود ادامه دهد می تواند ويران شود.
آقای پرز گفت که
محمود احمدی نژاد رئيس جمهوری ايران
 که خواستار محو اسرائيل از نقشه منطقه
شده است
 بايد به ياد داشته باشد که کشور خودش
هم می تواند
 ويران شود.
معاون نخست وزير اسرائيل همچنين
از چين و روسيه خواست که به تلاشهايی
بپيوندند که به رهبری آمريکا
در جريان است تا تحريمهايی را عليه ايران
 به دليل برنامه هسته ای اش اعمال کند.
به گفته آقای پرز نشان دان وحدت جهانی
می تواند از هر نوع تهديدی جلوگيری کند.
شيمون پرز هفته پيش ضمن هشدار مشابهی
به ايران گفت که کشورش دست صلح
 به سوی ايران دراز کرده است.
به گزارش خبرگزاری فرانسه وی
گفت: "در عمق زمين يک سلاح کشتار
 جمعی به طور مخفيانه در حال آماده
شدن است که دنيا و اسرائيل را تهديد می کند."
آقای پرز که پدر برنامه هسته ای اسرائيل
خوانده می شود افزود: "ما از مقامات
 هسته ای ايران خواهان صلح هستيم و
 آنان را ترغيب می کنيم که از تحريکات
 هسته ای خود دست بردارند."
وی در عين حال هشدار داد: "به ياد داشته
 باشيد که اسرائيل قدرتمند است و می داند
 چگونه از خود دفاع کند."
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385ساعت 18:18  توسط احمد  | 

 
خبرهای کوتاه
آمریکا اعلام کرد هرنوع مذاکره با حکومت ایران به توقف کامل غنی سازی اورانیوم موکول می شود
در واکنش به نامه محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری اسلامی، اسکات مکللن، سخنگوی کاخ سفید گفت تعلیق غنی سازی اورانیوم پیش شرط اصلی هرگونه مذاکره احتمالی با ایران است.
سردبیر و خبرنگار روزنامه توقیف شده تمدن هرمزگان محاکمه شدند
به گزارش روزنامه اعتماد، دادگاه محاکمه الهام افروتن و محسن درستکار، خبرنگار و سردبیر روزنامه توقیف شده تمدن هرمزگان، به مدیر مسئولی علی دیرباز، نماینده بندرعباس در مجلس شورای اسلامی، روز دوشنبه در شعبه 26 دادگاه انقلاب برگزار شد. الهام افروتن و محسن درستکار در بهمن ماه سال 84 با شکایت دادستان بندرعباس و به اتهام توهین به رهبری و نظام دستگیر و زندانی شدند. روزنامه تمدن هرمزگان مطلبی با عنوان ایدز سیاسی به چاپ رسانده بود، که در ان آیت الله خمینی به ویروس بیماری ایدز تشبیه شده بود. علی دیرباز مدیرمسئول تمدن هرمزگان پیشتر توسط شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد.
دور نخست انتخابات ریاست جمهوری ایتالیا در پارلمان این کشور بدون نتیجه پایان یافت
رای محرمانه بیش از یکهزار عضو پارلمان و نمایندگان محلی ایتالیا، روز دوشنبه، اکثریت لازم آراء برای انتخاب رئیس جمهوری جدید این کشور را بدست نداد.
روز سه شنبه دور دوم و در صورت نیاز دور سوم انتخابات ریاست جمهوری در پارلمان ایتالیا برگزار خواهد شد. در صورتیکه در هیچیک از سه دوره انتخابات ریاست جمهوری ایتالیا اکثریت لازم آراء بدست نیاید، روز چهارشنبه نتیجه انتخابات ریاست جمهوری، بر حسب کسب آراء بیشتر تعیین خواهد شد. ائتلاف چپ میانه ایتالیا به رهبری رومانو پرودی، نخست وزیر سناتور دائمی و کمونیست پیشین، جُرجیو ناپولیتانو را نامزد مقام ریاست جمهوری ایتالیا کرده است.
کاخ سفید اعلام کرد نامه رئیس جمهوری اسلامی تغییری در نگرانی ها نسبت به برنامه هسته ای ایران بوجود نمی آورد
کاخ سفید اعلام کرد نامه رئیس جمهوری اسلامی به ایالات متحده آمریکا تغییری در نگرانی جامعه بین المللی نسبت به برنامه هسته ای ایران بوجود نمی آورد. اسکات مک کللن سخنگوی کاخ سفید روز دوشنبه ضمن تایید دریافت نامه محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری اسلامی به جرج بوش گفت نگرانی جامعه بین المللی درباره برنامه هسته ای ایران همچنان باقیست. روز دوشنبه مقامهای آمریکایی، تعلیق غنی سازی اورانیوم را پیش شرط اصلی هرگونه مذاکره احتمالی با ایران ذکر کردند.
4 ستیزه جوی طالبان در حمله هوایی نیروهای آمریکایی در افغانستان کشته شدند
به گزارش ارتش آمریکا در افغانستان، حمله هوایی جنگنده های آمریکایی در روز دوشنبه به مواضع طالبان در کوهستانهای مرزی افغانستان، منجر به کشته شدن 4 عضو احتمالی این گروه تندروی افغان شد. اطلاعیه ارتش آمریکا حاکیست در این حمله یک کامیون حامل راکت طالبان نیز منهدم شد.
درگیری شبه نظامیان حماس و جنبش فتح در نوار غزه 3 کشته برجای گذاشت
در پی درگیری مسلحانه اعضای حماس و جنبش فتح در روز دوشنبه، اسماعیل هنیه، نخست وزیر فلسطینی هر دو طرف را به خودداری دعوت کرد، هر چند دو گروه یکدیگر را به پرتاب تیر اول متهم می کنند و تنش همچنان ادامه دارد.
یک نماینده زن افغان، در پارلمان این کشور مورد ضرب و شتم قرار گرفت
ملاله جویا، عضو پارلمان افغانستان روز دوشنبه پس از آنکه بعضی از قانونگذاران افغانستان را رهبران جنایتکار مجاهدین خواند، مورد ضرب و شتم شماری از نمایندگان زن افغان قرار گرفت. خانم جویا به آسوشیتدپرس گفت در جلسه روز دوشنبه پارلمان گفته است در افغانستان 2 نوع مجاهدین وجود دارد. یکی آنها که برای استقلال مبارزه می کنند و قابل احترامند و دیگر گروهی که 60 هزار نفر را کشته اند و مملکت را نابود کرده اند.
جان نگروپونته: احتمال دارد هدف از ارسال نامه به جرج بوش تاثیر گذاری بر شورای امنیت درباره جاه طلبی های اتمی ایران باشد
جان نگروپونته مدیر سازمان اطلاعات ملی آمریکا روز دوشنبه درباره نامه احمدی نژاد به جرج بوش به خبرنگاران گفت با توجه به اینکه موضوع ایران هم اکنون در سازمان ملل متحد مطرح است، احتمال دارد هدف از ارسال نامه در این دوره تاثیر گذاری بر شورای امنیت درباره جاه طلبی های اتمی ایران باشد.
آمریکا پیش شرط اصلی هرگونه دیپلماسی با ایران را توقف فعالیتهای غنی سازی اعلام کرد
با انتشار خبر ارسال نامه محمود احمدی نژاد به جرج بوش، مقامهای آمریکایی پیش شرط اصلی هرگونه دیپلماسی با ایران را توقف فعالیتهای غنی سازی ذکر کردند. استِفِن هَدلی، مشاور امنیت ملی کاخ سفید، روز دوشنبه در گفتگو با شبکه تلویزیونی NBC، ضمن اظهار بی اطلاعی از نامه محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری اسلامی به جرج بوش، تاکید کرد جامعه بین المللی روشن ساخته که به منظور حل بحران هسته ای ایران از طریق دیپلماسی، این کشور باید نخست فعالیتهای غنی سازی اورانیوم را به حال تعلیق در آورد.
عربهای اسرائیلی صدها تُن مواد غذایی به سرزمینهای فلسطینی ارسال کردند
یک گروه عرب-اسرائیلی به نمایندگی از سوی اقلیت عربهای اسرائیلی، روز دوشنبه 250 تن شکر، برنج، روغن و آرد را که در طول 2 هفته اخیر جمع آوری کرده یود، به مناطق فلسطینی ارسال کرد. در همین حال، بانک جهانی روز دوشنبه با انتشار گزارشی بحران مالی دولت فلسطینی به رهبری حماس را بدتر از حد تصور ذکر کرد و درباره احتمال وقوع یک بحران انسانی در سرزمینهای فلسطینی هشدار داد.
آمریکا، 225 میلیون دلار مواد غذایی به دارفور سودان ارسال می کند
جرج بوش رئیس جمهوری آمریکا روز دوشنبه وضعیت منطقه دارفور سودان را یک وضعیت اضطراری جدی خواند و از کنگره این کشور خواست هرچه زودتر مجوز ارسال 225 میلیون دلار غذا به دارفور را به تصویب برسانند. روز جمعه دولت سودان و بزرگترین گروه ستیزه جوی مخالف دولت در سودان، قرارداد صلح امضا کردند. آقای بوش گفت کاندولیزا رایس، وزیر امور خارجه آمریکا، روز سه شنبه از شورای امنیت سازمان ملل متحد خواهان تسریع در استقرار نیروهای پاسدار صلح این سازمان، در منطقه دارفور خواهد شد.
در جریان بازدید فرستاده سازمان ملل متحد، یک مترجم در پی آشوب در اردوگاه آوارگان دارفور سودان گشته شد
آشوب در یک اردوگاه آوارگان در جریان بازدید فرستاده سازمان ملل متحد در دارفور سودان، سبب مرگ یک مترجم شد. به گفته امدادگران، روز دوشنبه ساکنان خشمگین اردوگاه کالما در دارفور، با پرتاب سنگ کاروان حامل جان ایگلَند، فرستاده سازمان ملل متحد به سودان را مورد حمله قرار دادند. آقای ایگلند و همراهانش ناگزیر به ترک اردوگاه شدند اما در این آشوب،یک مترجم کشته شد. به گفته آگاهان، آوارگان این اردوگاه، خواهان استقرار هر چه سریعتر نیروهای پاسدار صلح سازمان ملل متحد در منطقه دارفور هستند.
فعالان زن ایرانی نسبت به ضرب و شتم در روز جهانی زن، به دادسرای تهران شکایت کردند
گروهی از فعالان زن ایرانی نسبت به ضرب و شتم در روز جهانی زن، به دادسرای تهران شکایت کردند. نسرین ستوده، وکیل مدافع گروهی از فعالان زن ایرانی که در مراسم بزرگداشت روز جهانی زن در مقابل پارک دانشجوی تهران مورد ضرب و شتم قرار گرفتند، از طرح شکایت این گروه در شعبه دوم دادسرای ناحیه 11 عمومی و انقلاب تهران خبر داد. قرار است روز شنبه با حضور شاکیان، شهود و بازپرس پرونده به این شکایت رسیدگی شود. شیرین عبادی و محمد سیف زاده از دیگر وکلای شاکیان این پرونده هستند.
بر اثر انفجار 2 بمب در کرمانشاه، شماری مجروح شدند
بر اثر انفجار 2 بمب در کرمانشاه، شماری مجروح شدند. به گزارش خبر گزاری فارس، روز دوشنبه در فرمانداری کرمانشاه و اداره کل بازرگانی این شهر، 2 انفجار خفیف رخ داد. بر اثر این انفجارها 6 نفر مجروح شدند. هنوز فرد یا گروهی مسئولیت این انفجارها را بر عهده نگرفته است.
کارگران شرکت لاستیک البرز دست به حرکت اعتراضی زدند
خبرگزاری ایلنا به نقل از یک مقام کارگری اسلامشهر از تجمع حدود 400 کارگر شرکت لاستیک البرز در روز دوشنبه در اعتراض به پایمال شدن حقوق خود در سال جاری خبر داد. به گزارش ایلنا، مدیریت شرکت لاستیک البرز از پرداخت وام قرض الحسنه که حق کارگران است، خودداری میکند، در صورتیکه به گفته ایلنا، مدیریت شرکت یک بودجه یک میلیارد تومانی برای این منظور در اختیار دارد. کارگران شرکت لاستیک البرز در گذشته نیز نسبت به عملکرد مدیریت این شرکت دشت به اعتراض زده اند.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385ساعت 18:17  توسط احمد  | 


ميدونم که همه مثل هم نيستن و بين هر دو جنس چه مرد و چه زن خوب و بد هست.نکاتی که ميخوام بهشون اشاره کنم قانون خدا نيست و معنيش اين نيست که درباره همه پسرها صدق ميکنه اما ميشه گفت تا حد زيادی عموميت داره.پيشاپيش از آقايون با جنبه اي که انتقادپذيرن و من رو مورد بد و بيراه های خودشون قرار نميدن تشکر ميکنم!!!! ممنون
 
1-همه خانومها در يه سنی شکست عشقی رو تجربه ميکنن،اما اصل مهم تکرار نکردن اشتباهاته.ما خانومها اگه 1000 بار هم بد ببينيم و شکست بخوريم، باز به نفر بعد که برسيم ميگيم نه اين استثنا است! پس اصل اول اينه:خوانوم گرامی استصنا وجود خارجی نداره.خوشبينی همونقدر مضره که بدبينی،پس از اشتباهات گذشته درس بگير و محتاط باش!
 
2-هيچ لزومی نداره که اگه با يک نفر ارتباط برقرار کردين،بشينين و همه گذشتتون رو براش رو کنين،همه اسرار خانوادگيتون رو و چيز هايی که واقعا لزومی نداره طرف بدونه براش فاش کنين.اولا هيچکس نميدونه آخر ارتباط حتی اگه ازدواج هم باشه ممکنه يک روز طرفتون گذشته تون رو به رختون بکشه و اونوقت.... مورد بعدی هم اينه که مطمئن باشين پسرها از دخترهای مرموز بيشتر خوشّون مياد تا کسی که خيلی رو بازی ميکنه!
 
3- از نه گفتن نترسيد!!حتی اگه از يکی خيلی خوشتون مياد و طرف مياد سراغتون،اصلا نترسيد که بهش نه بگيد!اين کار اون رو مشتاقتر ميکنه،اگه هم رفت و پشت سرش رو نگاه نکرد،يکی به نفع شما که اگه کسی با يه نه راهش رو کشيد و رفت به درد ارتباط نميخوره
 
4-هرگز و تحت هيچ شرايطی به همجنس خودتون خيانت نکنيد! باور کنيد اگه همه زنها در دنيا اين اصل رو رعايت کنن هيچ ظلمی به زنی نميشه.اگه دوستی دارين که ميدونين به پسری علاقه داره،شما نرين رو مخ پسره و از اون بدتر،اگه ميدونين مردی زن،نامزد و دوست دختر داره تحت هيچ شرايطی راضی به رابطه باهاش نشين.يادتون باشه دنيا خودش يه جور دادگاه عدالته.مردی که به زن يا نامزد خودش خيانت ميکنه و به طرف شما مياد هيچ ضمانتی نيست که به شما خيانت نکنه
 
5-زياد از حد از خود گذشته نباشيد.اين حرفها مال 100 سال پيشه که زن بايد نيم من باشه و ... گذشت و فداکاری برای کسی که دوسش داری خيلی خوب و قشنگه اما هر چيز بيش از حدش خوب نيست!خيلی وقتها پسرها شروع به بهانه گيری ميکنن تا دختری رو از سر خودشون باز کنن و متاسفانه در اين موقعيت خيلی از دخترها به جای اينکه خودشون رو بکشن کنار به خاطر احساسی که دارن با همه بهانه گيريهای پسر کنار ميان و غرورشون رو ميشکنن.اين دسته از دخترها اونهايی هستن که اگه رابطه به هم بخوره خيلی از نظر روحی صدمه ميخورن.
 
6-هر لحظه که احساس کردين طرفتون سرد شده و احساس خطر کرديد که ميخواد رابطتون رو به هم بزن شما پيش دستی کنيد و اين کار رو بکنيد.چرا؟چون مهم نيست شما چقدر دوسش داريد،اون اين کار رو ميکنه و با شما به هم ميزنه و اين احساس که شما از طرف اون سرخورده شدين،اين درد رو زيادتر ميکنه.اما اگه شما پيشدستی کنين،اين احساس سرخوردگی برميگرده به اون و درد شکست کمتر ميشه.
 
7-اين مهمترين اصله،يه ضرب المثل ميگه همه تخم مرغها رو تو يه سبد نذار چون اگه اون سبد بيفته اونوقت همه تخم مرغها شکسته!هميشه در رابطه با آقايون يک يدکی داشته باشيد.لازم نيست طرف شما از اون يکی چيزی بدونه اما اگه به هر احتمالی رابطتون به هم خورد،شما بازنده کامل نيستين چون کسی هست که خيلی زود ميتونه جيگزين بشه.
 
 اميدوارم همه زندگی موفق و شادی داشته باشيد
نویسنده:عسل مهتابی
 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385ساعت 18:15  توسط احمد  | 

من از خانم فرشته در خواست میکنم که آدرس ایمیلشون رو اگر میشود به من بدهند در مورد نظرهای شما که همیشه به من لطف دارید کمال تشکر را دارم. 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385ساعت 22:20  توسط احمد  | 

 
 
اردشير زاهدی: بايد از راه نظامی برای حل مساله اتمی پرهيز شود
 
پرچم های ايران و آمريکا
 
اردشير زاهدی، به جمع کسانی پيوسته است
 که راه حل بحران جاری بر سر برنامه اتمی
 ايران را در گفتگوی مستقيم ايران و آمريکا می داند.
آقای زاهدی، وزير امور خارجه سابق ايران
و آخرين سفير حکومت محمد رضا شاه پهلوی در آمريکا
، در مصاحبه ای با بخش فارسی بی بی سی اظهار داشت
 که رويکرد نظامی راه حل مشکل مربوط
به برنامه اتمی ايران نيست.
آقای زاهدی معتقد است که درگيری نظامی،
 چنانچه به گفته وی در حمله آمريکا و بريتانيا بدون مجوز
 سازمان ملل به عراق شاهد بوديم،
نتيجه مطلوبی به بار نخواهد آورد.
وی گفت برخورداری از تکنولوژی
هسته ای برای مقاصد مسالمت آميز
 حق همه کشورهای امضاکننده
پيمان عدم اشاعه تسليحات هسته ای (ان پی تی)
از جمله ايران است و اشاره کرد که ايران
 جزو اولين کشورهايی بود که آن را امضا کرد.
 
آقای زاهدی که به عنوان نماينده ايران
 آن معاهده را امضا کرده است در پاسخ
به اين سوال که آيا هدف ايران از پيوستن
 به آن چه بود گفت که محمد رضا پهلوی و حکومت وی
 معتقد بود که نفت ماده ای ارزشمند است
 که بايد در استفاده از آن محتاط بود و
استفاده از انرژی هسته ای از لحاظ اقتصادی
 به نفع ايران خواهد بود.
برنامه اتمی ايران که سابقه توسعه آن به پيش
 از انقلاب اسلامی سال 1979 بازمی گردد اکنون
در شورای امنيت سازمان ملل متحد تحت بررسی است.
آمريکا، بريتانيا و فرانسه، اعضای دائم شورای
امنيت، در پی بی توجهی ايران به بيانيه قبلی شورا
که طی مهلتی 30 روز در ماه آوريل
 خواستار تعليق کامل کليه
 برنامه های غنی سازی اورانيوم شده بود
 اکنون پيش نويس قطعنامه الزام آوری را
در سازمان ملل پيش نهاده اند که به فصل
 هفت منشور سازمان ملل متوسل می شود.
استفاده از فصل هفتم می تواند راه را بر تحريم های
 تجاری و حتی اقدام نظامی، در صورت شناسايی
برنامه اتمی ايران به عنوان تهديدی برای صلح و ثبات
جهانی، باز کند.
البته تصويب چنين قطعنامه ای به دليل مخالفت های
 کنونی روسيه و چين، ديگر اعضای دائم شورای امنيت،
به هيچ وجه تضمين شده نيست.
اردشير زاهدی در اين مورد به قوت اظهار
عقيده کرد که "يک ديپلماسی بی طرفانه،
آرام و شرافتمندانه" می تواند گره فعلی را بگشايد.
وی گفت: اين کشورها بايد رو در رو
با يکديگر صحت کنند... اگر آنها واقعا
 بخواهند مشکل را شرافتمندانه حل کنند
 من ترديدی ندارم که بدون توسل به
 خشونت و کشتار و نابودی، موضوع حل خواهد شد.
وی افزود: "به نظر من تا اين مقطع همه
 طرفين اشتباه کرده اند. چه غرب و چه ايران."
آقای زاهدی در پايان اين مصاحبه گفت که
اگر از برخورد نظامی پرهيز نشود دود ماجرا
به چشم همه خواهد رفت و حتی به
 آمريکا و اسرائيل هم لطمه خواهد زد.
اخيرا چندين سياستمدار برجسته آمريکايی
 نيز به نفع گفتگوی مستقيم ميان ايران و آمريکا
 بر سر مساله اتمی سخن به ميان آورده اند.
ريچارد آرميتاژ، که در دور نخست رياست
جمهوری جورج بوش معاون وزارت خارجه
 آمريکا بود، روز چهارشنبه در مصاحبه ای
با بی بی سی گفت: "ديپلماسی يعنی بايد
 علاوه بر دوستانتان با دشمنان خود حرف بزنيد،
 بنابراين البته که ما بايد مستقيما با آنها (ايران)
گفتگو کنيم."
برخی تحليلگران می گويند گفتگوی مستقيم ميان
 ايران و واشنگتن می تواند تنها راه برای شکستن
 بن بست موجود بر سر برنامه اتمی ايران باشد.
آنها اشاره می کنند که آمريکا تنها کشوری است
که می تواند آن نوع مشوق هايی - از جمله ضمانت های
 امنيتی - را به ايران پيشنهاد کند که اين کشور
 ممکن است حاضر باشد در ازای محدود کردن
فعاليت های اتمی اش مورد بررسی قرار دهد.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385ساعت 22:15  توسط احمد  | 

 
 
گزارش‌هاي ايران
جرج بوش و آقای احمدی نژاد ناظران می گویند رئیس جمهوری اسلامی در نامه به بوش احتمالا پیشنهاد کرد آمریکا در غنی سازی اورانیوم با ایران همکاری کند
در پی ارسال نامه از سوی رئیس جمهوری اسلامی به جرج بوش، یک تحلیلگر در تهران گفت محمود احمدی نژاد با این اقدام می خواهد به دنیا نشان دهد که در برنامه هسته ای حکومت ایران به دنبال رویارویی با غرب یا بالا گرفتن بحران نیست. کارشناسان گمان زدند که نامه حاوی پیشنهاد همکاری با آمریکا برای غنی سازی اورانیوم باشد. یک مقام سازمان ملل در تهران گفت: در واکنش به فراخوان دبیرکل سازمان ملل برای مذاکره مستقیم میان جمهوری اسلامی و آمریکا، آقای احمدی نژاد گام نخست را برداشته است تا خوشایند افکار عمومی قرارگیرد. ناظران این اقدام را تلاشی از سوی حکومت ایران برای کاستن از تنش دانستند. نخستین تاثیر آن در مقیاس بین المللی کاهش بهای نفت بود، که به کمتر از 70 دلار در هر بشکه رسید.

نیوشا بقراطی (رادیو فردا): در چند ماه گذشته این چندمین باری است که محمود احمدی نژاد همگان را شگفت زده می کند.
یک تحلیلگر مسائل سیاسی در تهران که نخواسته نامش فاش شود به خبرگزاری رسمی آلمان گفت که مقوله نگارش نامه توسط محمود احمدی نژاد اقدامی هوشمندانه است. به گفته وی «با این اقدام وی می خواهد به دنیا نشان دهد که در برنامه هسته ایش به دنبال رویارویی با غرب یا بالا گرفتن بحران نیست و حتی حاضر است با شخص جرج بوش نیز که ایران را بدترین دشمن خود به شمار می آورد تماس برقرار کند.»
یکی از مقامات سازمان ملل در تهران نیز در این خصوص می گوید: «پس از آنکه بسیاری از مقامات اتحادیه اروپا و کوفی عنان دبیر کل سازمان ملل از آمریکا خواستند که با جمهوری اسلامی بر سر برنامه هسته ایش به گفتگوی مستقیم بپردازد، اکنون محمود احمدی نژاد خود ابتکار به خرج داده گام نخست را برداشته است.» مساله ای که به مذاق اکثر ناظران بین الملل خوش خواهد نشست.
بسیاری از ناظران معتقدند که اقدام بی سابقه آقای احمدی نژاد تصمیمی نبوده که به تنهایی اتخاذ شده باشد و نشان از یک اجماع سیاسی در میان رهبران جمهوری اسلامی برای کاهش تنش های موجود بر سر برنامه اتمی دارد. خصوصأ با در نظر گرفتن اینکه پس از آمریکا دیگر کاسه صبر اتحادیه اروپا نیز رفته رفته از بی توجهی ایران به خواست جامعه جهانی لبریز شده.
چنانکه عباس سلیمی نمین مسئول دفتر مطالعات تاریخ معاصر به خبرگزاری ایسنا گفته است این نامه نه تنها خطاب به آقای بوش بلکه به افکار عمومی تمامی دنیاست.
در همین حال به عقیده بسیاری از روزنامه نگاران ایرانی این نامه به احتمال زیاد بار دیگر بر صلح آمیز بودن مقاصد فعالیت های اتمی تاکید می کند و این نکته را یادآور می شود که ایران طی 3 دهه گذشته به هیچ کشوری حمله نظامی نکرده است.
بر اساس همین گمانه زنی ها نامه مذکور همچنین حاوی پیشنهاد همکاری آمریکا با ایران در غنی سازی اورانیوم خواهد بود. مساله بازگشت نیروهای آمریکایی از عراق و ارائه تعریفی از تروریسم دیگر نکاتی است که به اعتقاد ناظران سیاسی در این نامه گنجانده خواهد شد.
به هر تقدیر اما محتویات این نامه هرچه باشد نخستین تاثیر آن در مقیاس بین المللی در بهای نفت قابل مشاهده است که تنها در پی اعلام خبر اخیر به میزان 5 دلار در هر بشکه کاهش یافته و به کمتر از 70 دلار در هر بشکه رسیده است.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385ساعت 22:12  توسط احمد  | 

 
ستارخان، قهرمان قهرمانان

دکتر پرویز داورپناه

ستارخان صد سال پیش راه صحیح مبارزه مسلحانه در برابر استبداد محمد علیشاهی را به مبارزان و مجاهدان انقلاب مشروطه نشان داد، راهی که هر زمان، اگر همه راههای مسالمت آمیز و دموکراتیک مردم در برابرمستبدین مسدود گردد، هنوز هم برای سرنگونی دیکـتاتورها معتبر است ...

 
يکشنبه  ۱۷ ارديبهشت ۱٣٨۵ -  ۷ می ۲۰۰۶

کوی و بازار تو میدان سپاه دشمن
شیهه ی اسب و هیاهوی سوارانت کو ؟
شفیعی کدکنی ( م . سرشک )
 
انقلاب مشروطیت یکی از درخشان ترین صفحات تاریخ مبارزات ملت ایران است
صدمین سالگرد مشروطیت باردیگر به ما فرصت می دهد که خاطره فداکاریها و قهرمانیهای مبارزان و مجاهدان خود را گرامی بداریم و از آزادی و آزاداندیشی آنان تجلیل بعمل آوریم.
تاریخ کهنسال میهن ما مشحون از جنبش و کوشش محروم ترین مردم و چهره های درخشانی از آنان علیه جباران و ستمگران و در راًس این جنبش ها است.
کاوه آهنگر ، یعقوب رویگر و نادر پوستین دوز که علیه ظلم و ستم داخلی و خارجی قـد برافراشته ، دست به اسلحه برده و مبارزه را تا سرحد پیروزی رسانیده اند ، در تاریخ میهن ما فراوانند.
صرف نظر از جنبه داخلی ، مبارزه علیه استعمار نیز از اواسط حکومت خاندان قاجار در دستور کار انقلابیون ایران قرار می گیرد. جنگهای ایران و روس ایرانیان را متوجه استعمار روسیه میکند و پس از جنگهای هرات استعمار انگلیس بعنوان یک خطر جدی ملت ایران را تهدید میکند .
کشتن ناصرالدین شاه به دست میرزا رضا کرمانی ، مردی که از میان مردم برخاسته بود و بخاطر مردم دست به این کار زده بودو با همان لحن مردم کوچه و بازار از آن دفاع کرد و بدون آن که گرفتار حقه بازی و لفاظی سیاسی شود ، مرد و مردانه و مانند همه مردم حقیقت بین کوچه و بازار به مظفرالدین گفته بود " بله بقصد کشتن شاه بابا وارد حرم شدم و قلب شاه بابا را بهمین منظور هدف قرار دادم." نشانه روحیه انقلابی و جهت گرفتن آن در مسیر توسل به آخرین علاج یعنی قیام مسلحانه بر ضد ظلم و جور و زور است.
امّـا در میان همه فرازهای این فرایند ، جنبش انقلابی ی مشروطه خواهی جائی دیگر و در میان همه چهره های آن سیمای ستارخان جلائی دیگر دارد .
ستارخان سررشته نبرد اصلی و قاطعانه با استبداد محمد علیشاهی   یعنی نبرد مسلحانه علیه آنرا به کف گرفت و تا بساط جابرانه او را در هم نپیچید ، آرام نگرفت و برجای ننشست.
رهبر بی رقیب نهضت انقلابی مشروطیت و نیروهای انقلابی مردم در این زمان از بین پائین ترین اقشار ملت ایران برخاسته ، متجلی به خصائص و صفات ایشان بود. پافشاری ، مردانگی و از خود گذشتگی ستارخان و وفاداریش نسبت به منافع مردم در راه مبارزه علیه سلطه ظلم و استبداد و تجاوز خارجیان و صحت نظرش در انتخاب راه مبارزه مسلحانه در برابر خشونت و جبر استبداد و مقاومتی که از خود در این راه نشان داد به او مقامی شامخ در بین چهره های درخشان تاریخ ایران داده است.
این خصائل و صفات به ستارخان اجازه داد که از مرحله ساده ترین مجاهد متناسب با پیشرفت مبارزه و   تشدید آن به مرتبه رهبری و پیشوائی مبارزه نائل آید.
ستارخان ، قهرمان درخشان ستاره انقلاب مشروطیت وسردار ملی ایران در بیست و هشتم مهرماه   ۱۲۴۵ شمسی در سرزمین سرسبز قره داغ و در یک خانواده روستایی چشم به جهان گشود.
ستارخان پس از کوچ خانواده اش به تبریز در جوانی با نشان دادن دلاوریها در مبارزه با ستم و خودکامگی، نامش بر سر زبانها افتاد.ستارخان چنانچه از تصاویربه جای مانده ، آشکار است ، مردی بلند قامت و قوی هیکل باچشمانی روشن و نافذ بود که سوار بر اسب در   کوچه های   تبریزبا رشادت در برابر نیروهای دولتی مقاومت می کرد.  
ستارخان با شروع نهضت مشروطه در راس مجاهدان آذربایجان قرار گرفت و چنان درایت و نبوغ نظامی از خود نشان داد که به یک چهره جهانی تبدیل شد و از سوی ملت ایران به سردار ملی ملقـب شد.
  در روزگاران سخت قیام تبریز و در ایامی که تعداد مجاهدین که در مقابل هزاران سپاه خونخوار استبداد مقاومت می کردند از تعداد انگشتان دست تجاوز نمی کرد، ستارخان با شجاعت و رشادت بی پایان خود ، نهضت را به بهترین وجه رهبری نموده ، آن را از ظلمات دوران سختی گذرانده به سمت پیروزیهای بعدی و عقب راندن نیروهای دولتی از تبریز و فتح تهران رهنمون ساخت. سردار ملی در پیکارهای رهایی بخش مردم آذربایجان ، خدمات گرانقدری به انقلاب و آزادی کشور کرد . در این زمان در ایران کوچکترین نشانه ای از آزادی نبود  
ستارخان با وجود این که از نعمت سواد بی بهره بود ، نسبت به مسائل نهضت آگاهی کامل داشته و با دقت و امعان نظر خاص در مورد آنها تصمیم می گرفت.تصمیماتی که بکرات صحت آنان در برابر تردید ، دو دلی و تزلزل تحصیل کردگان   زمان ثابت و مسلم شد.
هنگامیکه تقی زاده های محقق !!   (که به راه خیانت به نهضت پیوستند) میدان را خالی گذارده و فرار کرده بودند ، ستارخان مردانه مقاومت کرده ، راه صحیح مقابله با دژخیمان محمد عـلیشاه را انتخاب نمود و صدای شلیک تفنگهای او و یارانش ، ولوله ی سیاست بازانی را که در صدد تحکیم پایه های استبداد بودند ، محو کرد.
ستارخان همیشه پیشاپیش سربازان خود و در مرکز خطر جنگید و هر گز خیال تسلیم و شکست بخود راه نداد.
داستان عمل قهرمانانه اش در سرنگون کردن پرچمهای سفید تسلیم در برابر استبداد بر سر در خانه ها در بعض محلات تبریز در سخت ترین لحظات مبارزه در ایامی که بیش از سی هزار سرباز و اجیر دولتی ، عده ی قلیل او را در محله امیرخیز محاصره کرده بودند ، سرمشقی از مقاومت و پایداری در لحظات سخت نبرد می باشد. پس از سرنگونی بیرق های سفید بود که شهر یک پارچه از جای جنید و تا سراسر ایران را به جنبش نیاورد ، از پای ننشست.
در چنین شرایطی بود که ستارخان قدعلم کرد ، ورق را برگرداند و با این شاهکار خود جانی تازه در کالبد مردم دلمرده داد. مردمی که شراره های انقلاب را خاموش شده می پنداشتند تا دیدند هنوز اخگری از خطه ای از کشور برخاست ، به سوی آن رو آورده و دلهای خود را با نور آن روشنی دادند.
ستار خان شجاعت را با فروتنی   ، رزمندگی را با جوانمردی ، سپاهیگری را با درایت ، و صداقت را با مردم دوستی توام داشت.این قهرمان آزادی با این ویژگی های برجسته در یک لحظه حساس و تاریخی به پا خاست که دموکراسی نوپای ایران با کودتای محمد علی شاه از بین رفته و ظلمت استبداد ، سراسر کشور را فرا گرفته بود.  
جواب دندانشکن این " اسب فروش بیسواد " به کنسول روس در تبریز که می خواست به هر حیله او را از جنگ بازداشته و وادار به تسلیم کند و باو پیشنهاد کرده بود که پرچم تزار روس را بر بالای خانه خود نصب کند تا از حمله
دولتیان در امان باشد ، در روزگاری که وکیل با سواد تبریز ، تقی زاده در سفارت انگلیس پنهان شده بود ، بهترین دلیل بر احساسات عالی میهن پرستانه وی و مقاومت و مبارزه آگاهانه اش دربرابر دخالت خارجیان در امور مملکت بود.
ستار خان در جواب کنسول روس گفته بود " ژنرال کنسول ، من میخواهم هفت دولت به زیر بیرق ایران بیاید . من زیر بیرق بیگانه نروم."
ستارخان به صحت   راه مبارزه مسلحانه   برای نبرد با استبداد   پی برده بود و در این راه مردانه پایداری کرد. وی با وجود خیانت هائی که سیاست بازان حرفه ای ( آنانکه تا قبل از پیروزی مجدد مشروطه   ، میدان مبارزه را خالی گذارده و یا به ثناگوئی از محمد علیشاه مشغول بودند) در حق او کردند و با ایجاد تفرقه و نفاق بین مجاهدین او را علیل و خانه نشین کردند ، هر گز بدنبال جاه طلبی و ارضای هوس شخصی نرفت و در خدمت به مردم وفادار ماند و با زبان ساده و عامیانه میگفت " من سگ توده هستم و میخواهم پاسبان این توده باشم."
مقاومت و پایمردی مردم تبریز به فرماندهی ستارخان در آن روزهای خطرناک و پیروزی درخشان آنها بر دشمن بی رحم و سرتاپا مسلح نه تنها ملت ایران بلکه جهانیان را به شگفتی واداشت.
در این زمان، نام ستارخان، سردار ملی که در آن موقع نماد قهرمانیهای تبریزیان و مبارزات ملت ایران شناخته می شد  
در صفحه اول جراید دنیا ، چاپ شده از سوی نشریات " بوکاچف" و " گاریبالدی" لقب گرفت.
  بر اثر جانبازیهای مجاهدان آذربایجان به سرکردگی ستارخان بود که استبداد صغیر سقوط کرده و فاتحین تهران دست به تشکیل دولت زدند. در واقع تحقیری که بر اثر بمباران مجلس و استیلای استبداد صغیربه کشور تحمیل شده بود با دلاوری و از خود گذشتگی مردم تبریز و در پیشاپیش آنان ، ستارخان شسته شد.
فاجعه پارک اتابک که در آن ستارخان به دست دشمنان ملت زخمی شد ، نقطه شومی در تاریخ مشروطه شد و پس از آن حادثه ناگوار که درتاریخ چهاردهم مرداد ۱۲٨۹ یعنی در چهارمین سالروز صدور فرمان مشروطه که نیروهای مسلح دولتی پارک اتابک را محاصره کرده و سردار ملی را از پا زخمی کردند ، مسیر نهضت مردمی و ضد امپریالیستی مشروطه را منحرف کرده   و در کانال خواست های استعمارگران و ایادی آنها یعنی همان کهنه درباریان و ضد انقلابیون انداخت. ستارخان بعد از نبرد باغ اتابک زمینگیر شد و معالجات پزشکان حاذق تهران برای مداوای پای او به جائی نرسید و چهار سال و اندی پس از این رویداد جانگداز در تهران زندگی کرد ، تا اینکه در تاریخ ۲۵ آبان ماه ۱۲۹٣ شمسی برابر ۱۶نوامبر ۱۹۱۴ میلادی در یک خانه اجاره ای در تهران در حالی که ۴٨ سال بیشتر نداشت ، چشم از جهان نامردمی ها فرو بست.
مزار این گرد دلاور که آزادیخواهی صادق بود ، در باغ طوطی شهر ری می باشد.
از پشت بام باغ اتابک / تا کوچه باغهای امیرخیز / یک جاده خون / یک کاروان شهید را / همپای شبگریزی این فوجهای بی سردار / همراه می برد/ تا آستانه   " ستار " /   " ستار " / بر کوهه دریده زین / ـ را نشکافته / با آن گلوی خونین چه تلخ می خواند. /   آواز این قبیله چه زیباست. / .../ باد از هراس شب / در زیر چتر خونی باران / پر می کشد به کوه / تا خفـیه گاه ایمن خورشید / و از ستیغ سربی البرز/ این صبح سربلند/ ـ که می روید / آواز تازه عاشق هاست / آواز این قبیله چه زیباست. (   ایرج جنتی عطایی )
ستارخان صد سال پیش راه صحیح مبارزه مسلحانه در برابر استبداد محمد علیشاهی را به مبارزان و مجاهدان انقلاب مشروطه نشان داد، راهی که هر زمان، اگر همه راههای مسالمت آمیز و دموکراتیک مردم در برابرمستبدین مسدود گردد، هنوز هم برای سرنگونی دیکـتاتورها معتبر است.
درآئین برگزاری صدمین سالگرد انقلاب مشروطیت در تجلیل و بزرگداشت همه مبارزان و مجاهدان و سردارملی ،   ستارخان ، این قهرمان قهرمانان مشروطیت بکوشیم.
 
منابع :
۱ ـ قیام آذربایجان و ستارخان/ اسماعیل امیرخیزی ـ نشر کتابفروشی تهران. ۲   ـ پدرم ستارخان/ نادعلی همدانی ـ سازمان انتشارات اشرفی. ٣ـ دیدار همرزم ستارخان/ نصراله فتحی ( آتشباک ) ـ انتشارات گوتنبرگ.۴ ـ   ستارخان / آلما قوانلو ـ برنامه مستند رادیو تصویری یاران ۱٣٨۴ لس آنجلس ۵ ـ   رهبران مشروطه / صفایی ـ   انتشارات جاویدان. ۶ ـ تاریخ مشروطه ایران/ احمد کسروی ـ انتشارات امیرکبیر.۷ ـ   تاریخ هجده ساله آذربایجان/ احمد کسروی ـ انتشارات امیر کبیر. ٨ ـ   مشروطه سازان / محمد علی صفـری ـ نشر علم. ۹ ـ تاریخ بیداری ایرانیان / ناظم الاسلام کرمانی ـ انتشارات امیرکبیر.

 
 
***
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385ساعت 22:9  توسط احمد  | 

 
متن کامل نامه احمدی نژاد به بوش
 
محمود احمدي نژاد، رييس جمهور ايران نامه‌اي را خطاب به جورج بوش، رييس جمهور آمريكا نوشت، كه به سرعت به اصلي‌ترين خبر رسانه‌هاي جهان تبديل شد.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) متن كامل اين نامه آنگونه كه روزنامه‌ي لوموند -چاپ فرانسه- نقل كرده است(متن اين نامه در اختيار رسانه‌هاي ايران گذاشته نشده)، به قرار زير است:
«آقاي جورج بوش
رييس‌جمهور ايالات متحده‌ي آمريكا
براي مدتي است كه من فكر مي‌كنم چگونه كسي مي‌تواند تناقضات غير قابل انكاري را توجيه كند كه در فضاي بين‌المللي وجود دارد كه هم‌چنان به طور مداوم درباره‌ي آنها به‌ويژه در گردهمايي‌هاي سياسي و در ميان دانشجويان دانشگاه‌ها بحث و تبادل نظر مي‌شود. بسياري از سوالات بي‌پاسخ مانده‌اند. اينها مرا وادار كرده است تا به بحث درباره‌ي برخي از تناقضات و سوالات با اين اميد كه بتواند فرصتي را براي اصلاح و جبران آنها فراهم كند بپردازم.
آيا كسي مي‌تواند پيرو عيسي مسيح (ع) پيامبر بزرگ خدا باشد،
احساس التزام به احترام به حقوق بشر كند،
ليبراليسم را به عنوان مدلي از تمدن ارايه كند،
مخالفت كسي را با اشاعه‌ي سلاح‌هاي هسته‌يي و سلاح‌هاي كشتارجمعي اعلام كند،
"جنگ با ترور" را شعار خود بسازد،
و در آخر،
به سوي استقرار جامعه‌ي بين‌المللي واحدي رود – جامعه‌اي كه مسيح و پارسايان زمين روزي بر آن فرمانروايي كنند – اما در عين حال، كشورهايي را مورد حمله قرار دهد؛ جان‌ها، شهرت و مايملك مردم را نابود كند و فرصت اندكي را ايجاد كند و اجازه دهد جنايتكاران، شهري كوچك يا براي مثال كل يك روستا يا شهر را به آتش بكشند،
يا به دليل احتمال وجود سلاح‌هاي كشتار جمعي در كشوري آن كشور اشغال شود، حدود يكصد هزار تن در آن كشته شوند، منابع آبي، كشاورزي و صنعتي‌اش نابود شوند، نزديك به 180 هزار نيروي خارجي در آن مستقر گردند، حرمت حريم‌هاي خانه‌ي شهروندان را بشكند و كشور را شايد 50 سال به عقب بازگرداند. به چه قيمتي؟ صدها ميليارد دلار از خزانه‌ي يك كشور و چندين كشور مشخص ديگر خرج مي‌شود و ده‌ها هزار تن از مردان و زنان جوان به عنوان نيروهاي اشغالگر در وضعيتي آسيب‌پذير دور از خانواده و عزيزانشان قرار مي‌گيرند، دستانشان به خون ديگران آلوده مي‌شود، مجبور هستند كه فشار رواني بسياري را تحمل كنند كه هر روزه برخي از آنها را به خودكشي وادار مي‌كند و برخي آنها را با افسردگي به خانه بازمي‌گرداند و آنها با انواع بيماري‌ها و ناراحتي‌ها دست و پنجه نرم مي‌كنند. در حالي كه برخي از آنها نيز كشته شده و اجسادشان به خانواده‌هايشان بازگردانده مي‌شود.
در چارچوب وجود سلاح‌هاي كشتارجمعي، اين تراژدي به غرق شدن ملت كشور اشغال شده و كشور اشغالگر مي‌انجامد. سپس مشخص مي‌شود كه هيچ سلاح كشتار جمعي وجود نداشته است كه بر اساس آن اقدام را آغاز كرد.
البته صدام يك ديكتاتور جنايتكار بود. اما جنگ براي سرنگون كردن او به راه انداخته نشد. هدف اعلام شده‌ي جنگ، يافتن و نابود كردن سلاح‌هاي كشتار جمعي بود. او در راستاي هدفي ديگر سرنگون شد. با اين حال مردم منطقه از اين بابت خوشحالند. اين را خاطرنشان مي‌كنم كه در خلال سال‌هاي بسيار جنگ عليه ايران، صدام از سوي غرب مورد حمايت قرار گرفت.
آقاي رييس‌جمهور،
احتمالا مي‌دانيد كه من يك آموزگارم. دانشجويان من از من مي‌پرسند كه اين دست اقدامات چگونه با ارزش‌هاي اعلام شده در ابتداي اين نامه و اداي وظيفه در قبال سنن عيسي مسيح (ع) پيامبر صلح و بخشش، تطبيق دارد.
زندانياني در خليج گوانتانامو وجود دارند كه محاكمه نشده‌اند، حقوق قانوني‌شان سلب شده، خانواده‌هايشان نمي‌توانند آنها را ببيند و آشكارا در سرزميني غريب خارج از كشور خودشان نگهداري مي‌شوند. هيچ نظارت بين‌المللي بر وضعيت و سرنوشت آنها وجود ندارد. كسي نمي‌داند كه آيا آنها زنداني، زنداني جنگي، متهم يا جاني هستند.
بازرسان اروپايي وجود زندان‌هاي مخفي را در اروپا تاييد كرده‌اند. من نمي‌توانم آدم‌ربايي شخصي و بردن آن مرد يا زن به زندان‌هاي مخفي را با اصول هيچ سيستم حقوقي ارتباط دهم. براي آن موضوع من نمي‌توانم درك كنم كه چگونه چنين اقداماتي مطابق با ارزش‌هاي مطرح شده در ابتداي اين نامه به طور مثال، آموزه‌هاي عيسي مسيح (ع)، حقوق بشر و ارزش‌هاي ليبرال مرتبط است؟
افراد جوان، دانشجويان دانشگاه‌ها و مردم عادي سوالات بسياري را درخصوص پديده‌ي اسراييل دارند. من مطمئنم كه با برخي از آنها آشنا هستيد.
در طول تاريخ بسياري از كشورها اشغال شده‌اند اما من فكر مي‌كنم استقرار كشوري جديد با مردمي جديد، پديده‌اي جديد است كه منحصر به زمانه‌ي ماست.
دانشجويان مي‌گويند كه 60 سال پيش چنين كشوري وجود نداشت. آنها نقشه‌ها و كره‌هاي قديمي را نشان مي‌دهند و مي‌گويند شما هم مانند ما تلاش كنيد. ما قادر نبوده‌ايم كشوري به نام اسراييل را بيابيم.
من به آنها مي‌گويم تاريخ جنگ جهاني اول و دوم را مطالعه كنيد. يكي از دانشجويانم به من گفت كه در جريان جنگ جهاني دوم كه بيش از ده‌ها ميليون نفر جان خود را از دست دادند، اخبار مربوط به جنگ به سرعت از سوي طرف‌هاي در حال جنگ منتشر مي‌شد. پس از جنگ آنها ادعا كردند كه شش ميليون يهودي كشته شده‌اند. شش ميليون انساني كه قطعا با دو ميليون خانواده وابستگي داشته‌اند.
دوباره اجازه دهيد، فرض كنيم كه اين رخدادها حقيقت دارد. آيا اين به صورت منطقي مي‌تواند تاسيس كشور اسراييل در خاورميانه يا حمايت از چنين كشوري را توجيه كند؟
آقاي رييس‌جمهور،
من مطمئن هستم كه شما مي‌دانيد چگونه – و به چه هزينه‌اي – اسراييل ايجاد شد:
- چندين هزار نفر در اين فرآيند كشته شدند؛
- ميليون‌ها تن از افراد بومي آواره گشتند؛
- صدها هزار هكتار از اراضي كشاورزي، باغات زيتون، شهرها و روستاها تخريب شدند.
اين تراژدي مختص به زمان استقرار اسراييل نيست و متاسفانه 60 سال است كه تاكنون جريان دارد.
رژيمي مستقر شده است كه هيچ رحمي را حتي براي كودكان قائل نيست، خانه‌ها را در حالي كه ساكنانش هنوز در آن هستند، نابود مي‌كند، فهرست پيش‌دستانه‌اش و طرح‌هاي خود را براي ترور شخصيت‌هاي فلسطيني اعلام مي‌كند و هزاران تن از فلسطينيان را در زندان نگه مي‌دارد. چنين پديده‌اي حتي در بعيدترين حالت ممكن در حافظه‌ي تاريخي كنوني نيز منحصر به فرد است.
سوال مهم ديگري كه مردم مي‌پرسند اين است كه چرا اين رژيم مورد حمايت قرار مي‌گيرد؟
آيا حمايت از اين رژيم با آموزه‌هاي عيسي مسيح (ع) يا موسي (ع) يا ارزش‌هاي ليبرال همخواني دارد؟
آيا ما اين‌گونه درك مي‌كنيم كه اجازه دادن به ساكنان اصلي اين سرزمين‌ها – داخل و خارج از فلسطين – چه مسيحي، مسلمان يا يهودي باشند، براي تعيين سرنوشتشان در تضاد با اصول دموكراسي، حقوق بشر و آموزه‌هاي پيامبران است؟ اگر نه، چرا چنين مخالفت گسترده‌اي با برگزاري همه‌پرسي انجام مي‌شود؟
دولت تازه انتخاب شده‌ي فلسطين اخيرا قدرت را در دست گرفته است. تمام ناظران مستقل تاييد كرده‌اند كه اين دولت برآمده از انتخابات است. به طور غير قابل باوري آنها دولت منتخب را زير فشار گذاشته‌اند و به آن توصيه كرده‌اند كه رژيم اسراييل را به رسميت بشناسد، از مقاومت دست بردارد و برنامه‌هاي دولت پيشين را دنبال كند.
اگر دولت فعلي فلسطين همان وضعيت سابق را در پيش مي‌گرفت، ملت فلسطين آن را انتخاب مي‌كرد؟ دوباره مي‌گويم آيا چنين موضعي در مخالفت با دولت فلسطين ربطي با ارزش‌هايي كه پيشتر مطرح شده است، دارد؟ مردم هم‌چنين مي‌گويند "چرا تمام قطعنامه‌هاي شوراي امنيت سازمان ملل در محكوميت اسراييل وتو مي‌شود؟"
آقاي رييس‌جمهور،
همان گونه كه شما به خوبي آگاه هستيد، من در ميان مردم زندگي مي‌كنم و در ارتباط مداوم با آنها هستم - بسياري از مردم خاورميانه نيز مي‌توانند با من تماس داشته باشند- آنها به سياست‌هاي دوگانه اعتمادي ندارند. اين مشخص است كه مردم منطقه به صورت فزاينده‌اي از چنين سياست‌هايي خشمگين هستند.
من قصد ندارم كه سوال‌هاي زيادي را مطرح كنم، اما نياز است كه چند نكته‌ي ديگري را نيز يادآور شوم.
چرا هرگونه دستاورد تكنولوژيك و علمي در منطقه‌ي خاورميانه به معناي تهديد عليه رژيم صهيونيستي تصوير و تعريف مي‌شود؟ آيا تحقيق و توسعه‌ي علمي يكي از حقوق بنيادين ملت‌ها نيست؟
شما با تاريخ آشنايي داريد. جداي از قرون وسطي در چه زمان ديگري از تاريخ پيشرفت علمي و فني جرم محسوب مي‌شده است؟ آيا احتمال اين‌كه دستاوردهاي علمي براي مقاصد نظامي مورد استفاده قرار گيرد، مي‌تواند دليلي كافي براي مخالفت با علم و فن‌آوري به صورت توامان باشد؟ اگر چنين پيش‌فرضي درست باشد بنابراين بايد با تمام قوانين علمي از جمله فيزيك، شيمي، رياضي، پزشكي، مهندسي و ... نيز مخالفت شود!
دروغ‌هايي درخصوص موضوع عراق مطرح شده است. نتيجه چه بود؟ شكي ندارم كه دروغ گفتن در تمام فرهنگ‌ها نكوهيده است و شما هم دوست نداريد كه دروغ بشنويد.
آقاي رييس‌جمهور،
آيا ساكنان آمريكاي لاتين حق ندارند كه بپرسند چرا دولت‌هاي منتخب‌شان مورد مخالفت قرار مي‌گيرند و رهبراني كه از طريق كودتا بر سر كار آمده‌اند، حمايت مي‌شوند؟ يا چرا آنها بايد به صورت مداوم مورد تهديد قرار بگيرند و در هراس به سر برند؟
مردم آفريقا، سختكوش، خلاق و مستعد هستند. آنها مي‌توانند نقشي مهم و ارزشمند را براي تامين نيازهاي بشريت ايفا كنند و پيشرفت مادي و معنوي آن را ارتقا بخشند. فقر و مشقت در بخش‌هاي عظيمي از آفريقا مانع از تحقق چنين امري مي‌شود. آيا آنها حق ندارند بپرسند چرا ثروت عظيم‌شان - از جمله منابع معدني – با وجود اين حقيقت كه آنها بيش از ديگران به آن نياز دارند چپاول مي‌شود؟
مجددا مي‌گويم آيا چنين اقداماتي برآورنده‌ي آموزه‌هاي مسيح (ع) و معتقدات حقوق بشر است؟
مردم شجاع و مومن ايران نيز سوالات و گلايه‌هاي بسياري دارند كه از آن جمله كودتاي 1332 و به تبع آن سرنگوني رژيم مشروع وقت، مخالفت با انقلاب اسلامي، تبديل سفارت به مقر حمايت از فعاليت‌هاي مخالفان جمهوري اسلامي (هزاران صفحه از اسناد بر اين ادعا صحه مي‌گذارند)، حمايت از صدام در جنگي كه عليه ايران به راه انداخت، مورد اصابت قرار دادن هواپيماي مسافربري ايراني، مسدود كردن دارايي‌هاي ملت ايران، افزايش تهديدات، خشم و نارضايتي و هم‌چنين مخالفت با پيشرفت علمي و هسته‌يي ملت ايران (درست زماني كه تمام ايراني‌ها خوشحال از پيشرفت كشورشان هستند) و بسياري از گلايه‌هايي ديگر كه من در اين نامه به آن اشاره نمي‌كنم.
آقاي رييس‌جمهور،
يازده سپتامبر واقعه‌ي فجيعي بود. كشتار بي‌گناهان در تمامي نقاط جهان اسفبار و وحشتناك است. دولت ما به سرعت انزجار خود را از ترتيب‌دهندگان اين واقعه ابراز كرد و ضمن ابراز تسليت با بازماندگان، با آنها ابراز همدردي كرد.
تمام دولت‌ها وظيفه دارند كه از جان، مال و شأن شهروندانشان محافظت كنند. گفته مي‌شود كه دولت شما سيستم‌هاي امنيتي، حفاظتي و اطلاعاتي گسترده‌اي را به خدمت گرفته است و حتي مخالفانش در خارج را نيز دستگير مي‌كند. يازده سپتامبر عمليات ساده‌اي نبود. آيا مي‌توانست بدون هماهنگي با سرويس‌هاي اطلاعاتي و امنيتي طرح‌ريزي و اجرا شود؟
البته اين يك حدس و گمان دانشگاهي است؛ چرا جنبه‌هاي اين حمله مخفيانه باقي مانده است؟ چرا چيزي در رابطه با آن‌كه چه كسي مسووليت اين حملات را بر عهده گرفته است، به ما گفته نمي‌شود؟ و چرا آنها كه مسوول و مقصر شناخته شدند، مورد محاكمه قرار نگرفتند؟
تمام دولت‌ها وظيفه دارند كه امنيت و آرامش ذهني را براي شهروندانشان فراهم كنند. چندين سال است مردم كشورتان و همسايگان نقاط دردسرخيز جهان آرامش ندارند. پس از يازده سپتامبر به جاي ترميم احساسات جريحه‌دار شده بازماندگان و مردم آمريكا - كه به طور گسترده‌اي متاثر از حملات بودند - برخي از رسانه‌هاي غربي صرفا به تشديد فضاي ترس و ناامني پرداختند؛ برخي به طور مداوم درباره‌ي احتمال حملات تروريستي جديدتر صحبت كردند و مردم را در وحشت نگه داشتند. آيا اين خدمتي به مردم آمريكاست؟ آيا امكان محاسبه‌ي خسارات ناشي از ترس و دلهره وجود دارد؟
شهروندان آمريكا در ترس مداوم از حملات تازه‌اي زندگي كردند كه مي‌توانست هر لحظه و در هر مكاني رخ دهد. آنها در خيابان‌ها، محل كارشان و خانه احساس ناامني داشتند. چه كسي از چنين وضعيتي خوشحال است؟ چرا رسانه‌ها به جاي انتقال احساس امنيت و فراهم كردن آرامش ذهني به افزايش احساس ناامني دامن زدند؟
برخي معتقدند اين جنجال‌سازي‌ها راه را براي حمله‌اي به افغانستان - و حتي توجيه آن - باز كرد.
دوباره بايد به نقش رسانه اشاره كنم. در منشور رسانه‌يي، انتشار اطلاعات صحيح و گزارش‌دهي صادقانه‌ي ماجرا از اصول اعتقادي است. من تاسف عميقم را از بي‌توجهي كه برخي رسانه‌هاي مشخص غربي نسبت به اين اصول نشان دادند ابراز مي‌كنم. بهانه‌ي اصلي براي حمله به عراق وجود سلاح‌هاي كشتار جمعي بود. اين به طور مداوم تكرار شد - و به افكار عمومي القا شد تا در نهايت باور كنند-– و زمينه براي حمله به عراق مهيا گشت.
آيا حقيقت در يك فضاي ساختگي و گمراه‌كننده گم نمي‌شود؟
مجددا اگر اجازه داده شود كه حقيقت گم شود، چگونه مي‌توان آن را با ارزش‌هاي فوق‌الذكر وفق داد؟ آيا حقيقت نزد قادر مطلق نيز قابل پنهان كردن است؟
آقاي رييس‌جمهور،
در كشورهاي اقصي‌ نقاط جهان شهروندان تامين‌كننده‌ي هزينه‌هاي دولت هستند تا دولتشان در مقابل قادر باشد به آنها خدمت كند.
سوال اين‌جاست كه "صدها ميليارد دلار پولي كه سالانه براي جنگ عراق هزينه شد چه حاصلي براي شهروندان داشت؟"
همان‌طور كه جنابعالي آگاهيد، در برخي از ايالت‌هاي كشور شما مردم در فقر به سر مي‌برند. چندين هزار بي‌خانمان و بيكار مشكلي عمده در كشورتان به شمار مي‌رود. البته اين مشكلات كمابيش در ساير كشورها نيز وجود دارد. با در نظر گرفتن اين شرايط آيا هزينه‌هاي سرسام‌آور جنگ كه از جيب ملت پرداخت مي‌شود مي‌تواند توجيه‌كننده و در راستاي اصول پيشتر مطرح شده باشد؟
آن‌چه ذكر آن رفت، برخي از گلايه‌هاي مردم سراسر جهان، منطقه ما و كشور شما است. اما قصد اصلي من - كه اميدوارم تا حدي با آن موافق باشيد – بدين شرح است:
آن‌ها كه در مسند قدرت قرار دارند براي زمان مشخصي بر سر كارند و نمي‌توانند به صورت نامحدود حكومت كنند اما نام آن‌ها در تاريخ ثبت مي‌شود و به طور مداوم در آينده نزديك و دور مورد قضاوت قرار مي‌گيرند.
مردم دوران رياست جمهوري ما را مورد ارزيابي قرار مي‌دهند.
آيا ما توانستيم صلح امنيت، سعادت را براي ملتمان به ارمغان بياوريم يا اين‌كه مسبب ناامني و بيكاري بوده‌ايم؟
آيا ما قصد استقرار عدالت را داشتيم يا اين‌كه صرفا در راستاي حمايت از منافع گروه‌هايي خاص گام برمي‌داشتيم، يا با اعمال زور بر بسياري از مردمي كه در فقر و مشقت زندگي ‌مي‌كنند قصد داشتيم عده قليلي را ثروتمند و قدرتمند كنيم- و در نتيجه تاييد مردم و قادر متعال را با منافع آنها معاوضه كنيم؟
آيا ما از حقوق مستضعفان دفاع مي‌كرديم يا آنها را ناديده مي‌گرفتيم؟
آيا ما از حقوق تمام انسان‌ها در سراسر جهان دفاع مي‌كرديم يا برايشان جنگ‌ بر مي‌افروختيم، به صورت غير قانوني در امور آن‌ها مداخله‌، زندانهاي جهنمي برايشان ايجاد و آنها را محبوس مي‌كرديم.
آيا ما صلح و امنيت را براي جهان به ارمغان آورديم يا طيفي از تهديد و ارعاب را برمي‌انگيختيم؟
آيا ما حقايق را به مردم‌مان و ساير مردم جهان مي‌گفتيم يا نسخه‌ي تحريف شده‌ي آن را در اختيارشان قرار مي‌داديم؟
آيا ما طرف ملت بوديم و يا اشغالگران و متجاوزان؟
آيا دولت ما رفتاري منطقي، عقلاني، اخلاق‌مدار، صلح‌جويانه، وظيفه‌مدار، عدالت‌محور، خدمت‌رسان به مردم را در پيش گرفت و عامل سعادت، پيشرفت و احترام‌گذار به عزت مردم بود و يا به نيروي اسلحه، ارعاب، ناامني، بي‌اعتنايي به انسان‌ها، تاخير در روند پيشرفت و تعالي ساير ملل و نقض حقوق ملت‌ها گرايش داشت و دست آخر آنها درباره‌ي ما اين‌گونه قضاوت خواهند كرد كه آيا ما صادق به سوگند خود در حين قرار گرفتن بر مسند كار مبني بر خدمت‌رساني به مردم كه وظيفه‌ي اصلي ما و سنت پيامبران است پايبند مانديم يا خير؟
آقاي رييس‌جمهور،
چه مدت ديگر جهان مي‌تواند چنين وضعيتي را تحمل كند؟
اين موج، جهان را به كدام سو هدايت خواهد كرد؟
چه مدت مردم جهان بايد هزينه‌ي تصميمات اشتباه برخي رهبران را پرداخت كنند؟
چه مدت ديگر طيف ناامني كه از جانب انبارهاي سلاح‌هاي كشتارجمعي ايجاد شده است مردم جهان را به خود مشغول خواهد كرد؟
چه مدت ديگر خون زنان، مردان و كودكان بي‌گناه در خيابان‌ها ريخته مي‌شود و منازل مردمان بر سرشان خراب مي‌شود؟ آيا شما از وضعيت موجود جهان رضايت داريد؟
آيا فكر مي‌كنيد سياست‌هاي فعلي موجود مي‌تواند ادامه يابد؟
اگر ميلياردها دلاري كه خرج امنيت، نبر‌د‌هاي نظامي و انتقالات نيرو‌ها شده است خرج سرمايه‌گذاري و ياري كشور‌هاي فقير، ارتقاي سلامت، مبارزه با امراض گوناگون، تحصيل و بهبود وضعيت ذهني و جسمي، ياري رساني به قربانيان بلاياي طبيعي، ايجاد فرصت‌هاي شغلي و توليدي، پروژه‌هاي توسعه‌اي و فقرزدايي، استقرار صلح، ميانجيگري در بين كشور‌هاي در حال مناقشه و خاموش كردن شعله‌هاي مناقشات نژادي، قومي و ساير مناقشات مي‌شد جهان مي‌توانست همان گونه كه امروز هست، باشد؟ آيا دولت شما و مردم شما به صورت توجيه‌پذيري از اين بابت به خود نمي‌باليدند؟ آيا وضعيت سياسي و اقتصادي دولت شما از وضعيت كنوني مستحكم‌تر نبود؟ و من بسيار متاسفم كه بايد بگويم آيا در اين صورت، نفرت فزاينده‌ي جهاني از دولت‌هاي آمريكايي باز هم وجود داشت؟
آقاي رييس‌جمهور،
قصد ندارم كه كسي را ناراحت كنم.
اگر ابراهيم، اسحاق، يعقوب، اسماعيل، يوسف يا عيسي مسيح (ع) امروز با ما بودند چگونه درباره‌ي چنين رفتاري قضاوت مي‌كردند؟ آيا به ما نقشي براي ايفاي آن در جهان موعود كه عدالت در آن جهاني خواهد شد و عيسي مسيح (ع) در آن حاضر خواهد شد داده مي‌شد؟ آيا اصولا آنها ما را قبول مي‌كردند؟
سوال بنيادين من اين است: آيا راه بهتري براي تعامل با ساير كشورهاي جهان وجود ندارد؟ امروز هزاران ميليون مسيحي، هزاران ميليون مسلمان و ميليون‌ها نفر از پيروان آموزه‌هاي موسي (ع) در جهان زندگي مي‌كنند. تمام اديان الهي به توحيد يا اعتقاد به خداي واحد و نه هيچ كس ديگر در جهان احترام مي‌گذارند.
قرآن كريم در اين لغت مشترك تاكيد مي‌كند و از پيروان اديان الهي مي‌خواهد و مي‌گويد (سوره 3 آيه 64): اي اهل كتاب! بياييد از آن كلمه‌ي حق كه ميان ما و شما يكسان است و برحق مي‌دانيم پيروي كنيم و آن كلمه اين است كه به‌جز خداي يكتا هيچ‌كس را نپرستيم و چيزي را شريك او قرار ندهيم و برخي را به جاي ربوبيت تعظيم نكنيم. اگر روي گرداندند بگوييد: كه ما تسليم فرمان خداونديم.
آقاي رييس جمهور،
بر اساس آيات الهي، همه‌ي ما به عبادت يك خدا و پيروي از آموزه‌هاي پيامبران الهي خوانده شده‌ايم.
"كه خداي واحدي را كه فراتر از همه‌ي قدرت‌هاي جهان است، عبادت كنيم و بتوانيم كارهايي را انجام دهيم كه وي خشنود شود."
"خدايي كه پيدا و پنهان ، گذشته و آينده را مي‌داند و مي‌داند كه در قلب بندگانش چه مي‌گذرد و كردار آنان را ثبت مي‌كند."
"خدايي كه مالك بهشت و زمين است و همه‌ي جهان محضر اوست."
"طرح جان به دستان او صورت گرفته و به بندگانش مژده‌ي رحمت و آمرزش گناهان را داده است."
"او همراه ستمديدگان و دشمن ستم گران است ."
"او رحمان و رحيم است، او يار مومنان است و آنها را از تاريكي به سوي نور رهنمون مي‌شود."
" او شاهد كارهاي بندگانش است و از آنها مي‌خواهد كه كارهاي خوب انجام دهند و در صراط مستقيم بمانند و پا برجاي باشند."
" او از بندگانش مي‌خواهد كه به پيام پيامبرانش توجه كنند و او شاهد كردار آنهاست."
"پايان بد صرفا از آن كساني است كه زندگي اين جهان را برگزيده‌اند، نافرماني كرده‌اند و به بندگان خدا ستم روا داشته اند."
"و بهشت خوب و جاودان از آن بندگاني است كه از عظمت او مي‌ترسند و از هواي نفس خود پيروي نمي‌كنند."
ما باور داريم كه بازگشت به آموزه‌هاي پيامبران الهي تنها راهي است كه به رستگاري منجر مي شود.
ما همچنين باور داريم كه عاليجناب از آموزه هاي عيسي (ع ) پيروي مي‌كنيد و به وعده‌ي الهي حكومت عدل بر روي زمين باور داريد.
ما نيز معتقديم كه عيسي مسيح (ع ) يكي از پيامبردان بزرگ قادر مطلق بود، نام او مكررا در قرآن مورد ستايش قرار گرفته است؛ به طور مثال در قرآن نقل شده است: مسلما الله خداي من و خداي توست، بنابراين بايد بندگي او را به جا بياوريد، ‌اين راه درست است.
خدمت رساني به قادر مطلق و اطاعت از او باور همه‌ي پيامبران آسماني است.
خداي همه‌ در اروپا، آفريقا، آمريكا، اقيانوسيه و بقيه‌ي جهان، يكتاست.
او خداي قادري است كه مي‌خواهد راهنمايي كند و به همه‌ي بندگانش بزرگي ببخشد.
او به انسانها عظمت بخشيده است.
افزون بر اين، ما در كتاب مقدس مي‌خوانيم "خداي قادر به پيامبرانش معجزه و نشانه‌هاي روشن داده تا مردم را راهنمايي كنند و براي آنها نشانه‌هاي آسماني بفرستند و آنها را از گناه و آلودگي تهذيب كنند و كتاب و ميزان را فرستاده تا مردم به عدالت روي آورده و از طغيان دوري كنند."
و آيات بالا را مي‌توان در همه‌ي كتاب‌هاي آسماني مشاهده كرد.
پيامبراي الهي وعده داده اند، روزي فرا خواهد رسيد كه انسانها در محضر قادر مطلق گرد مي‌آيند و در آنجا به كردارشان پرداخته خواهد شد.
درستكاران به مكاني امن رهنمون مي‌شوند و بدكاران با كيفر آسماني روبرو خواهند شد. هردوي ما به چنين روزي باور داريم،‌ اما ارزيابي اقدامات حكمرانان آسان نخواهد بود، زيرا ما بايد پاسخگوي ملتهايمان و همه‌ي آنها كه زندگي شان به طور مستقيم يا غير مستقيم تحت تاثير اقدامات ما قرار گرفته است، باشيم.
همه‌ي پيامبران،‌ از صلح و آسايش براي انسانها، ‌بر اساس توحيد، عدالت و احترام به مقام انساني سخن گفته اند.
آيا شما فكر نمي‌كنيد كه اگر همه‌ي ما به اين باور برسيم و از اين اصول پيروي كنيم كه توحيد، پرستش خدا، عدالت، احترام به شان انساني، باور به آخرت است، مي‌توانيم بر مشكلات كنوني جهان - كه محصول نافرماني از خداي قادر و آموزه هاي پيامبران است- غلبه كنيم و نقش خود را خوب بهبود بخشيم؟
آيا شما فكر نمي كنيد كه باور به اين اصول صلح، دوستي و عدالت را ارتقا مي‌دهد و آنها را تضمين مي كند؟
آيا شما فكر نمي كنيد كه اصول مذبور و ساير اصول نانوشته به صورت جهاني مورد احترام هستند؟
آيا شما اين دعوت را نخواهيد پذيرفت؟ كه بازگشتي حقيقي به آموزه‌هاي پيامبران است، براي توحيد و عدالت، براي حفظ شان انساني و اطاعت از قادر مطلق و پيامبرانش؟
آقاي رييس جمهور،
تاريخ به ما مي گويد كه حكومتهاي ظالم و ستمگر باقي نمي مانند. خدا سرنوشت انسانها را به خودشان سپرده است.
قادر مطلق جهان و انسان را به حال خود رها نكرده است. خيلي از چيزها بر خلاف خواستها و طرح‌هاي حكومتها رخ داده است. اين به ما مي گويد كه قدرتي بزرگتر در كار است و همه‌ي رخدادها توسط او تعيين شده است.
آيا كسي مي‌تواند نشانه‌هاي تغيير جهان امروز را انكار كند؟ آيا امروز اوضاع جهان با يك سال پيش قابل مقايسه است؟ تغييرات با سرعت و با گامي متلاطم رخ مي‌دهد.
مردم جهان از وضع موجود شادمان نيستند و به وعده ها و نظراتي كه توسط برخي از رهبران منفور جهان ارايه مي شود، توجهي نمي‌كنند.
بسياري از مردم سراسر جهان احساس ناامني مي كنند و با گسترش جنگ و ناامني مخالفند و سياستهاي مشكوك را نمي پذيرند و تاييد نمي كنند.
مردم به شكاف فزاينده ميان دارا و ندار و كشورهاي غني و فقير اعتراض مي كنند.
مردم از فساد فزاينده‌ بيزارند.
مردم بسياري از كشورها نسبت به حمله به بنياد فرهنگها و از هم پاشيدگي خانواده هايشان عصباني هستند. آنها همچنين از محو شفقت و پروا بيمناكند.
مردم جهان به سازمانهاي بين المللي ايمان ندارند، ‌زيرا توسط اين سازمان‌ها از حقوق آنها طرفداري نمي شود.
ليبراليسم و دموكراسي به سبك غربي قادر نبوده است كه به تشخيص آرمانهاي انساني كمك كند.
امروز اين مفاهيم شكست خورده است. افراد با بصيرت اكنون صداي فروپاشي و سقوط اين ايدوئولوژي و انديشه‌هاي نظام ليبرال دموكراسي را مي‌شنوند.
ما به طور فزاينده‌اي مردم جهان را مي بينيم كه به يك نقطه‌ي كانوني اصلي - كه قادر مطلق است در حال گرد آمدن هستند.
بدون شك، مردم از طريق ايمان به خدا و آموزه هاي پيامبران مي توانند بر مشكلاتشان فائق آيند.
سوال من از شما اين است: آيا شما مي خواهيد به آنها ملحق شويد؟
آقاي رييس جمهور،
چه ما خوشمان بيايد يا نه، دنيا در حال حركت به سوي ايمان به قادر متعال و عدالت است و خواست خداوند بر همه چيز غلبه پيدا خواهد كرد.
والسلام علي من التبع الهدي
محمود احمدي نژاد
رييس جمهور جمهوري اسلامي ايران»

محمود احمدي نژاد به جرج بوش نامه نوشت
دوشنبه، 18 اردیبهشت 1385

141.jpg رسانه هاي داخلي و خارجي ساعتي قبل اعلام كردند كه محمود احمدي نزاد رييس جمهور ايران نامه مهمي را براي جورج بوش رييس جمهور امريكا از طريق سفارت سوييس ارسال كرده است.

غلامحسين الهام سخنگوي دولت در جلسه امروز خود با اعلام اين خبر گفته است : رييس‌‏جمهور تصميم دارد به مناسبت سال پيامبر اعظم(ص) نامه‌‏هايي را به سران مختلف جهان بنويسد كه بر اين اساس در اولين گام نامه مهمي را به جرج بوش نوشت كه از طريق سفارت سوئيس به وي ارايه خواهد شد.
وي تصريح كرد: در اين نامه ضمن تحليل وضعيت جهاني و ريشه‌‏يابي مشكلات، راه‌‏هاي جديدي براي برون‌‏رفت از شرايط فعلي جهان ارايه و معرفي شده است.

حميد رضا آصفي نيز اين خبر را تاييد كرده است و گفته است كه نامه سرگشاده نبوده اما محتواي آن پس از اعلام وصول آن از سوي كاخ سفيد، اعلام خواهد شد.

خبرگزاري فرانسه نيز با اشاره به اينكه پس از 26 سال رييس جمهور ايران به كاخ سفيد نامه نوشته است اين نامه را نقطه عطفي در تحولات هسته اي ايران دانست.

آمريکا نامه رئيس جمهور ايران را بی اثر خواند
 
رئيس جمهور ايران
وزير خارجه آمريکا: ما به دنبال راه حل سياسی هستيم
مقامات آمريکا می گويند نامه ای که محمود احمدی نژاد رئيس جمهور ايران به جورج بوش نوشته است، مناقشه هسته ای را حل نمی کند.
کوندوليزا رايس وزير خارجه آمريکا به خبرگزاری آسوشيتد پرس گفته است: اين نامه به يافتن راه حل سياسی برای مناقشه اتمی کمکی نکرده است.
اين نامه نخستين پيامی است که از زمان قطع روابط دو کشور پس از انقلاب سال ۱۹۷۹ از جانب يک رئيس جمهور ايرانی منتشر می شود.
نامه تنها چند ساعت قبل از گردهمايی شورای امنيت در نيويورک ارسال شده است.
وزرای خارجه کشورهای عضو شورای امنيت به اضافه آلمان دوشنبه شب درباره نحوه رويارويی با ايران ديدار و گفتگو می کنند.
آقای احمدی نژاد نامه خود را از طريق سفارت سويس در تهران ارسال کرده است.
به گفته مقامات ايرانی آقای احمدی نژاد در اين نامه "راه حل های تازه ای برای برون رفت از مسائل بين المللی و وضعيت نابسامان کنونی" پيشنهاد کرده است.
اما مقامات کاخ سفيد اهميت نامه را به سرعت انکار کردند.
سخنگوی کاخ سفيد به خبرنگاران گفت: "اين نامه به رفع نگرانی های بين المللی موجود هيچ کمکی نمی کند."
او توضيح نداد که آيا آقای بوش شخصا نامه را خوانده است، يا نه، و تنها به اين اکتفا کرد که کاخ سفيد نامه را دريافت کرده است.
محتوای نامه دقيقا روشن نيست، اما گفته می شود متن مفصلی است در ۱۷ - ۱۸ صفحه.
کاخ سفيد همچنين گفته است که نامه به دو موضوع اصلی پاسخ نداده است: نخست، نگرانی جامعه بين المللی نسبت به برنامه هسته ای ايران و ديگر، نگرانی آمريکا نسبت به نقض حقوق بشر توسط دولت ايران و کمک آن به تروريسم.
هنوز روشن نيست که در نامه راجع به برنامه هسته ای ايران، که مهمترين موضوع مورد نزاع است، چه گفته شده است.
احمدی
احمدی نژاد: انرژی هسته ای حق ماست
خانم رايس در مصاحبه با آسوشيتد پرس گفته است: "اين نامه در وضعيتی که سابقا داشتيم کمترين تغييری نداده است."
نگرانی چين از بروز جنگ
وانگ گوانگيا نماينده چين در سازمان ملل متحد در آستانه اجلاس شورای امنيت ابراز نگرانی کرده است که قطعنامه پيشنهادی درباره ايران، می تواند راه جنگ را هموار کند.
آقای وانگ از اينکه ايران در همکاری با سازمان ملل و آژانس بين المللی انرژی هسته ای پی گير نبوده است، اظهار تأسف کرد.
او از پيشنهاددهندگان قطعنامه عليه ايران، يعنی از کشورهای فرانسه و بريتانيا تقاضا کرد طرح پيشنهادی خود را پس بگيرند تا سازمان ملل متحد بتواند تصميم مقتضی را اتخاذ کند.

آيا با يک نامه تاريخ ورق خورده است؟
 
سفارت
دانشجويان انقلابی "پيرو خط امام" سفارت آمريکا را لانه جاسوسی خواندند
نامه محمود احمدی نژاد به جورج بوش رئيس جمهور آمريکا در شرايطی که دو کشور از ۲۷ سال پيش رابطه ای با هم ندارند، حيرت ناظران سياسی را برانگيخت.
به گفته فرانسيس هريسون خبرنگار بی بی سی در تهران، نامه هرچه باشد از اين نظر اهميت دارد که پس از نزديک سه دهه عدم ارتباط، عملا نوعی رابطه را ميان دو کشور آغاز کرده است.
به نظر خبرنگار بی بی سی اين اقدامی شجاعانه از جانب آقای احمدی نژاد بوده است، درست در شرايطی که کشورهای غربی تلاش دارند چين و شوروی را به اتخاذ اقدامی عليه ايران قانع سازند.
آقای احمدی نژاد نشان داده است که حاضر است برای جلوگيری از درگيری مستقيم به خاطر مناقشه هسته ای، به هر اقدامی دست بزند و با هر مقامی ديدار و گفتگو کند.
سابقه قطع روابط دو کشور
پس از پيروزی انقلاب اسلامی در ايران، هواداران انقلابی آيت الله خمينی آمريکا را حامی اصلی حکومت محمد رضا شاه پهلوی و دشمن شماره يک مردم ايران می دانستند.
چند ماه پس از انقلاب، دولت آمريکا به شاه ايران که بيمار بود، اجازه داد برای درمان به آن کشور برود. اين رويداد خشم انقلابيون ايرانی را برانگيخت.
عده ای از دانشجويان که خود را "دانشجويان پيرو خط امام" خواندند، در ۴ نوامبر ۱۹۷۹ از ديوار به سفارت ايالات متحده در تهران حمله بردند و سفارتخانه را اشغال کردند.
آنها ۶۶ کارمند سفارت را به گروگان گرفتند. چند روز بعد ۱۴ نفر را آزاد کردند اما ۵۲ کارمند سفارت را به مدت ۴۴۴ روز در اسارت نگاه داشتند.
اين اقدام که در عرف بين المللی غيرمقبول بود، در آمريکا به تضعيف دولت جيمی کارتر منجر شد و پيروزی رقيب او رونالد ريگان را در انتخابات رياست جمهوری تسهيل کرد.
دولت ايران در ۲۰ ژانويه سال ۱۹۸۱ تمام گروگانها را آزاد کرد.
در واکنش به گروگانگيری، دولت آمريکا ميلياردها دلار دارايی ايران در بانکهای آمريکايی را ضبط کرد و به رابطه دو کشور پايان داد.
از آن زمان دو کشور هيچگونه رابطه رسمی با هم نداشته اند و دولت سويس به عنوان رابط و حافظ منافع دو کشور عمل کرده است.
در زمان دولت اصلاح طلب محمد خاتمی از دو سو تلاش هايی برای برقراری روابط ديده شد، اما به نتيجه عملی منجر نشد.
از زمان رياست جمهوری محمود احمدی نژاد لحن ضدآمريکايی در سياست خارجی ايران شدت گرفته است.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385ساعت 22:7  توسط احمد  | 

 

درباره

ویکی‌پدیا:

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد.

Jump to
ویکی‌پدیا دانش‌نامه‌ای است همگانی و آزاد، بدين معنی كه همگان می‌توانند به نوشتن و ويرايش نوشتارها بپردازند. اين نوشتارها و ويرايش‌ها می‌بايست بر پايه‌ی آيين‌نامه‌ی ويكی‌پديا باشد يعنی مطالب بی‌طرفانه و بدون پايمال كردن حق نشر ديگران نوشته شده باشد. مديريت بررسی نوشتارها توسط گروهى از گردانندگان صورت می‌گيرد.کسانی که در امر تکمیل این پروژه بی پایان مشارکت می کنند به هم زبانان خود یاری رسانده اند تا در امر گرد آوری دایره المعارف جهانی سهمی داشته باشند.
این نوشتار ناقص است. با گسترش آن به ویکی‌پدیا کمک کنی


از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد.

ویکی‌پدیا پروژه‌ای چندزبانه برای گردآوری دانشنامه‌ای جامع و با محتویات آزاد است. این پروژه (به زبان انگلیسی) از ژانویهٔ ۲۰۰۱ آغاز شده و اکنون ۱۱۶۹۹ مقاله به زبان فارسی دارد. شما هم می‌توانید مقالات را ویرایش کنید. برای فراگیری و تمرین این کار می‌توانید نخست به صفحهٔ راهنما رفته و سپس در گودال ماسه‌بازی آزمایش کنید.
بیشتر مقالات زیر هنوز وجود ندارند. امیدواریم با همکاری یکدیگر به‌تدریج مقالات متعددی بنویسیم. لطفاً اگر صفحه‌ای درست می‌کنید، پیوندی به آن را در فهرست مطالب قرار دهید. و اگر صفحه‌ای در مورد مسائل اجرایی ویکی‌پدیای فارسی می‌سازید، پیوندی به آن در فهرست مسائل اجرایی بگذارید.

دانشنامه
 
جامعهٔ ویکی‌پدیا

علوم ریاضی و طبیعی

هنرها و علوم کاربردی

علوم اجتماعی و فلسفه

فرهنگ و هنرهای زیبا

د.

 
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 14:23  توسط احمد  | 


نام :نگار فروزنده
تاریخ تولد : 1357
محل تولد: تهران
او با سریال دو پنجره معروف شد و نامی در میان بازیگران ایرانی پیدا کرد ،پس از مشهور شدن خیلی زود توانست به سینما و تلویزیون راه یابد.
دوران کودکی :
در سال 1357 در تهران به دنیا آمدم دوران کودکی  خوبی داشتم و همیشه سرم را گرم  می کردم. کلاسهای مختلف می رفتم تا همواره کسی هنر کنم . اگر بیکار هم بودم طبق معمول شیطانی می کردم و از دیوار راست بالا می رفتم و همیشه با دست و پای زخمی به خانه بر می گشتم و مادرم هم با چسب و باند به انتظارم می نشست. تا اگر اتفاقی برایم افتاد اولین کسی باشد که برای بهبودی ام اقدام کند . رشته  تحصیلی ام دیپلم انسانی است و به خاطر علاقه ی وافربه دنیای هنر دوران بازیگری ام را در آموزشگاه سمندریان گذراندم . فرزندان خانواده ی فروزنده را من و برادرم امیر احسان که 10 سال از من بزرگتر ومتاهل هم است . هم چنین پدر و مادری مهربان دارم که برای من زیباترین زیبایی ها دنیا هستند.
چگونه وارد عرصه هنر شدید !
یادم می آید که برای سریال چه باید کرد به دنبال بازیگر بودند و تست می گرفتند . اگر اشتباه نکنم سال 71 - 72 بود . به کارگردان سریال مراجعه کردم و پس از تست پذیرفته شدم . پس از آن علاقه ام به هنر بیشتر شد و به کلاسهای بازیگری رفتم و کم کم پله های ترقی را طی کردم و تا کنون در سریالهای بازی های پنهان ، کارگاه علوی ،افق ،گلهای آفتابگردان ،میکس ،دختر دایی ،گمشده  شک ،همسفر ،راه ظلمت ،چوان امروز ، من یک مستاجرم و ریحانه ایفای نقش کرده ام .
هنر و هنرمند
هنر یک زبان است برای بازگویی احساسات درونی هر انسان و به نوعی می توان گفت بیان دیدگاههای هر فرد . هم چنین انسان بدن در هر کاری ،چه شخصی و چه اجتماعی و با حتی خانوادگی . از خصلتهای خوب می باشد من سعی خودم را می کنم که یک هنرمند باشم اما جالب است بگویم که بازیگری پس از مدتی برای هنرمند یکنواخت می شود و تنوع روزهای اولیه ورود به این حرفه را ندارد. اما بازگو کردن آن برایم مشکل است ،من به شخصه خود را آلوده ی این حرفه می دانم.
به ورزش علاقه ای ندارم
شاید عجیب باشد اما می توانم بگویم علاقه زیادی به ورزش ندارم تنها به ورزش شنا علاقه دارم. آن هم فقط برای تفریح  در گذشته سوار کاری هم می کردم اما الان برای تفریح هم که شده وقت ورزش کردن ندارم.


+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 14:20  توسط احمد  | 


گفتگو با بازيگري‌ كه‌ سالهاست‌ در سينماي‌ ايران‌فعاليت‌ مي‌كند و شايد سالي‌ يك بار حاضر به‌ انجام ‌مصاحبه‌ مي‌شود كار چندان‌ ساده‌اي‌ نيست‌.بازيگري‌ كه‌ در انتخابهايش‌ سخت‌ گير به‌ نظرمي‌رسد در پاسخگويي‌ به‌ سوالات‌ ما هم‌،سخت‌گيري‌ مي‌كرد. مدتي‌ پيش‌ با(نيكي‌ كريمي‌)بازيگر و كارگردان‌ سينما، قرار مصاحبه‌اي‌گذاشتيم‌ كه‌ ماحصل‌ آن‌ از نظرتان‌ مي‌گذرد. او كه‌با فيلم‌(عروسي‌) به‌ شهرت‌ و محبوبيت‌ رسيدنزديك‌ به‌ هفده‌ سال‌ است‌ به‌ عنوان‌ بازيگر و اين‌اواخر، كارگردان‌، در عرصه‌ سينما حضور دارد وهمچنان‌ محبوب‌ و معتبر محسوب‌ مي‌شود. كمتربازيگري‌ مثل‌ او پس‌ از انقلاب‌، توانسته‌ سالهاي‌متمادي‌ همچنان‌ به‌ عنوان‌ يك‌ ستاره‌ محبوب‌ درهنر ايران‌ فعاليت‌ مداوم‌ داشته‌ باشد كه‌ اين‌ يكي‌از نكات‌ قابل‌ توجه‌ در خصوص‌(كريمي‌) است‌. اودر اوج‌ مشغله‌هاي‌ كاري‌ خود، در حاليكه‌ مي‌گفت‌به‌ هيچ‌ عنوان‌ قصد انجام‌ مصاحبه‌ ندارد، فقط وفقط به‌ خاطر پر مخاطب‌ بودن‌ خانواده‌ سبزدعوت‌ ما را پذيرفت‌ و حاضر به‌ گفتگو شد.گفتگويي‌ كه‌ سعي‌ كرديم‌ با ديگر مصاحبه‌ هايش‌متفاوت‌ باشد. او شخصيتي‌ دوست‌ داشتني‌ دارد وجداي‌ سخت‌ گيرهايش‌ بسيار مهربان‌ و خوش‌قلب‌ مي‌باشد. گرچه‌ بعضي‌ از سوالات‌ ما شايد اورا كمي‌ عصباني‌ مي‌كرد ولي‌ با پاسخهاي‌ مختصر، تاانتهاي‌ مصاحبه‌، همراهيمان‌ كرد كه‌ با هم‌مي‌خوانيم‌: ...
 - خانم‌ كريمي‌ در حال‌ حاضر مشغول‌ انجام‌ چه‌ كاري‌ هستيد؟
    كريمي‌: بازي‌ در فيلم‌(شام‌ عروسي‌) كه‌ به ‌كارگرداني‌ آقاي‌ ابراهيم‌ وحيد زاده‌ كه‌ با آقاي‌امين‌ حيايي‌ و چند نفر ديگر همبازي‌ هستم‌.
    
    - فيلمي‌ كه‌ ساختيد(يك‌ شب‌) در چه‌مرحله‌اي‌ قرار دارد و بفرماييد در چه‌ زماني‌ و درچه‌ جشنواره‌اي‌ به‌ نمايش‌ در خواهد آمد؟
    كريمي‌: فيلم‌ كه‌ خيلي‌ وقت‌ است‌ تمام‌ شده‌،ارديبهشت‌ ماه‌، همه‌ مراحل‌ فني‌ فيلم‌ را پشت‌ سرگذاشتيم‌ كه‌ در جشنواره‌(كن‌) به‌ نمايش‌ درآمد.از پانزدهم‌ مهرماه‌ هم‌ در چند جشنواره‌ خارجي‌شركت‌ خواهد كرد.
    
    - چه‌ زماني‌ به‌ اكران‌ سينماي‌ ايران‌ درمي‌آيد؟
    كريمي‌: فكر مي‌كنم‌ در اكران‌(آسمان‌ باز) بعداز فيلم‌هاي‌(يك‌ تكه‌ نان‌) و(گيلانه‌) به‌ نمايش‌ درخواهد آمد. البته‌ من‌ به‌ طور دقيق‌ نمي‌توانم‌زمان‌ اكرانش‌ را در سينماهاي‌ ايران‌ اعلام‌ كنم‌.
    
    - قرار نيست‌ فيلم‌ ديگري‌ را كارگرداني‌ كنيد؟
    كريمي‌: چرا، فيلم‌ نامه‌اي‌ جديد نوشتم‌ كه‌اميدوارم‌ بتوانم‌ امسال‌ آن‌ را جلوي‌ دوربين‌ببريم‌.
    
    - اسم‌ اين‌ فيلم‌ جديدتان‌ چيست‌؟
    كريمي‌:(گريز) كه‌ فعلا در حال‌ بازنويسي‌ قراردارد.
    
    - بسيار عالي‌! خانم‌ كريمي‌، شما به‌ طور معمول‌در نقش‌ هايتان‌، يك‌ كاراكتري‌ داشتيد كه‌جستجوگر بوده‌، زني‌ كه‌ به‌ دنبال‌ چيزي‌ مي‌گشت‌،
    علت‌ اين‌ نوع‌ انتخابهايتان‌ چه‌ بوده‌ است‌؟
    كريمي‌: علت‌ خاصي‌ به‌ آن‌ صورت‌ نداشت‌،مثل‌ اينكه‌ آدم‌ از يكسري‌ نقش‌ها خوشش‌ مي‌آيد.بنابراين‌ سعي‌ مي‌كند كه‌ انتخاب‌ كند.
    
    - يعني‌ مي‌خواهيد بگوييد به‌ نوعي‌ اتفاقي‌بوده‌ و نقش‌ هايي‌ را كه‌ شما دوست‌ داشتيد ناخود آگاه‌ نقاط مشترك‌ بيشتري‌ با هم‌ داشتند؟
    كريمي‌: نه‌، اتفاقي‌ نبوده‌، خودم‌ شخصاكاراكتراهايي‌ را انتخاب‌ مي‌كردم‌ كه‌ به‌ دنبال‌چيزي‌ باشند، در واقع‌ هدف‌ خاصي‌ را دنبال‌كنند.
    
    - روزي‌ كه‌ در سينما شروع‌ به‌ كار كرديد ووارد عرصه‌ بازيگري‌ شديد، بيشتر دنبال‌ چه‌ چيزي‌بوديد در واقع‌ چه‌ عامل‌ و انگيزه‌اي‌ شما را به‌سمت‌ بازيگري‌ كشاند؟
    كريمي‌: فكر مي‌كنم‌ احتمالا جذابيت‌ اين‌حرفه‌ مرابه‌ سوي‌ بازيگري‌ و سينما سوق‌ داد.
    
    - خوب‌ عوامل‌ زيادي‌ باعث‌ جذابيت‌ اين‌حرفه‌ مي‌شوند، مثل‌ شهرت‌ و محبوبيت‌، ارضاي‌احساسات‌ درون‌ فردي‌، ماديات‌ و... كدام‌ يك‌ ازاين‌ عوامل‌ براي‌ شما جذابيت‌ داشت‌؟
    كريمي‌: بخش‌ يادگيري‌ و همينطور تخيل ‌قدرتمندي‌ كه‌ در اين‌ حرفه‌ وجود دارد و آدم ‌مي‌تواند جاي‌ آدمهاي‌ مختلفي‌ قرار بگيرد و ازقالب‌ واقعي‌ و حقيقي‌ خود، جدا شود. اما ازآنجايي كه‌ سينما، به‌ نظر من‌ آموختني‌هاي‌ فراواني‌دارد و شخصا به‌ يادگيري‌ در عرصه‌هاي‌ مختلف‌ علاقه ‌مندم‌ و هميشه‌ عطش‌ آموختن‌ دارم‌، در سن‌19 سالگي‌ فعاليتم‌ را به‌ عنوان‌ بازيگري‌ آغازكردم‌.
    
    - امروز به‌ آن‌ چيزي‌ كه‌ مي‌خواستيد،رسيده‌ايد؟ يعني‌ آموختن‌ بسيار؟!
    كريمي‌: بله‌، تا حدود زيادي‌ رسيده‌ام‌.
    
    - اين‌ اواخر خيلي‌ كم‌ كار به‌ نظر مي‌رسيد،ماجرا چيست‌؟
    كريمي‌: نه‌، كم‌ كار نشده‌ام‌! من‌ سال‌ پيش‌ يك‌ فيلم‌ داشتم امسال‌ هم‌ دارد. يك‌ فيلم‌ هم‌ ساخته‌ام‌ فكرنمي‌كنم‌ در سال‌ گذشته‌، كسي‌ به‌ اندازه‌ من‌ كاركرده‌ باشد!
    
    - چقدر به‌ طراحي‌ لباس‌ و گريمتان‌ در بخش‌بازيگري‌ اهميت‌ و وسواس‌ به‌ خرج‌ مي‌دهيد؟
    كريمي‌: خيلي‌ برايم‌ مهم‌ است‌. نمي‌گذارم‌ هراتفاقي‌ در اين‌ زمينه‌ برايم‌ بيفتد و خودم‌ هم‌قدرت‌ اظهار نظر نداشته‌ باشم‌. خيلي‌ دقت‌ مي‌كنم‌و آگاهانه‌ رفتار مي‌كنم‌.
    
    - در واقع‌ در اين‌ مقوله‌ هم‌ در كار طراح‌ گريم‌و طراح‌ لباس‌ اظهار نظر مي‌كنيد!
    كريمي‌: بله‌، بالاخره‌ سينما، كار گروهي‌ است‌،نمي‌تواند يك‌ طرفه‌ پيش‌ برود.
    
    - تا به‌ حال‌ پيش‌ آمده‌ است‌ كه‌ پيشنهادي‌ ر انپذيريد و بعد، پشيمان‌ شويد؟
    كريمي‌: نه‌ خوشبختانه‌!
    - از بازي‌ در فيلمي‌ پشيمان‌ شديد؟
    كريمي‌: بله‌ پيش‌ آمده‌ چند مورد بوده‌ كه‌ واقعاباعث‌ كدورت‌ خاطر و پشيماني‌ام‌ شد، مثلا سناريورا خوانده‌ بودم‌، عوامل‌ حرفه‌اي‌ بودند و همه‌چيز قرار بود خوب‌ پيش‌ برود ولي‌ نتيجه‌ كارچيزي‌ ديگري‌ از آب‌ در آمد كه‌ به‌ ارزشهاي‌ كاري‌ من‌ و ديگران‌ لطمه‌ وارد كرد. اگر اجازه‌ بدهيد دراين‌ خصوص‌ توضيح‌ ديگري‌ نمي‌دهم‌.
    - قطعا اگر بازيگر نمي‌شديد مي‌توانستيد يك ‌مترجم‌ قدرتمند شويد. چطور شد كه‌ روي‌ بخش‌ ترجمه‌ متمركز نشديد؟
    كريمي‌: خودم‌ نخواستم‌ متمركز شوم‌، در همين‌حد برايم‌ رضايت‌ بخش‌ بود.
    
    - از چه‌ سني‌ به‌ سمت‌ ترجمه‌ رفتيد؟
    كريمي‌: از دوران‌ بچگي‌!
    
    - عجب‌! امسال‌ هم‌ در نمايشگاه‌ كتاب‌ حضورداشتيد ؟
    كريمي‌: بله‌!(به‌ نزديكي‌) به‌ چاپ‌ دوم‌ رسيد والان‌ هم‌ مشغول‌ ترجمه‌(هايكوي‌) ژاپني‌ هستم‌.

    
    - خيلي‌ها معتقدند كه‌ شما جزو معدود بازيگراني‌ هستيد كه‌ توانستيد بيش‌ از يك‌ دهه‌،يك‌ ستاره‌ ماندگار بمانيد و در عرصه‌ سينما فعاليت‌مداوم‌ داشته‌ باشيد، رمز ماندگاري‌ خودتان‌ را درچه‌ چيزي‌ مي‌بينيد!
    كريمي‌: نمي‌دانم‌ ماجرا اين‌ است‌ كه‌ به‌ نظر من‌هيچ‌ آدمي‌ نبايد فقط روي‌ يك‌ كار متمركز شود.هر آدمي‌ بايد وجوه‌ مختلف‌ شخصيت‌ خودش‌ راكشف‌ كند. به‌ نظرم‌ آدمها رنگهاي‌ مختلفي‌ دارندكه‌بايد روي‌ هر كدام‌ از اين‌ رنگها كار كنند.
    
    _ ولي‌ خيلي‌ از پيشكسوتان‌ هنر معتقدند كه‌هنرمند بايد روي‌ يك‌ شاخه‌ از هنر متمركز شود تاموفق‌ شوند!
    كريمي‌: خير، من‌ كاملا معتقدم‌ كه‌ همه‌ هنرها به‌هم‌ وابسته‌اند هنرمند بايد به‌ همه‌ علايقش‌ درزمينه‌هاي‌ مختلف‌ بپردازد و پيش‌ برود.
    
    - شما در ترجمه‌، بازيگري‌، كارگرداني‌ وبخشهاي‌ مختلف‌ هنر فعاليت‌ مي‌كنيد و موفق‌هستيد و مسئله‌ جالب‌ توجه‌ و قابل‌ بحث‌ دراينجاست‌ كه‌ با اين‌ گستردگي‌ فعاليتهايتان‌،خوشبختانه‌ هيچگاه‌ شخصيت‌ هنري‌ تان‌ موردسوال‌ قرار نگرفته‌ است‌!
    كريمي‌: من‌ اصلا به‌ اين‌ چيزها فكر نمي‌كنم‌ وبرايم‌ مهم‌ اين‌ است‌ كه‌ بتوانم‌ هر روز ياد بگيرم‌ وبتوانم‌ مفيد باشم‌. من‌ براي‌ خودم‌ كار مي‌كنم‌ وتوجهي‌ به‌ ديگر مسايل‌ و حرف‌ و حديث‌ ها ندارم‌؟
    - بزرگترين‌ آموخته‌ شما از هنر و مهم‌ترين‌تاثير آن‌ در زندگي‌ شخصي‌ تان‌ چه‌ بوده‌ است‌؟
    كريمي‌: من‌ فكر مي‌كنم‌ كه‌ كسي‌ كه‌ كار هنري‌مي‌كند هيچوقت‌ زندگي‌ عادي‌ ندارد. بنابراين‌خيلي‌ لذت‌ بخش‌ است‌ كه‌ هيچوقت‌، هيچ‌ چيزي‌كهنه‌ و تكراري‌ نمي‌شود. دائم‌ داريم‌ به‌ اين‌ قضايا فكر مي‌كنيم‌ كه‌ كار بعدي‌ چيست‌؟! يا اينكه‌ وقتي‌سر صحنه‌ فيلمبرداري‌ هستيم‌ دائم‌ در حال‌ يادگرفتن‌ هستيم‌ و هيچوقت‌ دچار كسالت‌ و بيهودگي‌نمي‌شويم‌. در دنياي‌ ديگري‌ زندگي‌ مي‌كنيم‌ وهمين‌ هاست‌ كه‌ زندگي‌ را لذت‌ بخش‌ مي‌كند.

    
    - شما وقتي‌ فيلمي‌ بازي‌ مي‌كنيد يا كاري‌ را كه‌انجام‌ مي‌دهيد، نظر مردم‌ چقدر برايتان‌ مهم‌ و درچه‌ درجه‌اي‌ از اولويت‌ قرار دارد؟
    كريمي‌: قطعا برايم‌ مهم‌ است‌ كه‌ مردم‌ چه‌فكري‌ مي‌كنند و به‌ نظرشان‌ اهميت‌ مي‌دهم‌ واحترام‌ مي‌گذارم‌!
    - بزرگترين‌ انتقادي‌ كه‌ از شما مي‌شودچيست‌؟
    كريمي‌: نمي‌دانم‌ ولي‌ خيلي‌ها مي‌گويند كه‌زود عصباني‌ مي‌شوم‌ يا اينكه‌ خيلي‌ سخت‌مي‌توانم‌ با كسي‌ در نزديك‌ ارتباط برقرار كنم‌ وصميمي‌ شوم‌، اما آدم‌ وفادار و با ارادهاي‌ هستم‌ وسعي‌ مي‌كنم‌ كارهايم‌ را به‌ نحو احسن‌ انجام‌ بدهم‌
    
    - كودكي‌ تان‌ چطور گذشت‌؟
    كريمي‌: من‌ معمولا به‌ اينگونه‌ سوالات‌ پاسخ‌نمي‌دهم‌!
    
    - به‌ آن‌ توفيقي‌ كه‌ فكرش‌ را مي‌كرديد،رسيديد؟
    كريمي‌: فكر مي‌كنم‌ هر كسي‌ اگر در راه‌ آگاهي‌حركت‌ كند به‌ موفقيت‌هاي‌ بزرگ‌ مي‌رسد.
    
    - بازيگري‌ چه‌ كمكي‌ در كارگرداني‌ به‌ شمامي‌كند؟
    كريمي‌: كمكهاي‌ زيادي‌ مي‌كند هر كس‌ كه‌تجربه‌اي‌ در سينما داشته‌ باشد و بخواهد در زمينه‌ديگري‌ از سينما تجربه‌ جديدي‌ پيدا كند، تجارب‌قبلي‌ بسيار مي‌تواند كار آمد و مفيد و موثر باشد!
    
    - تا چه‌ زماني‌ مي‌خواهيد به‌ بازيگري‌ ادامه‌دهيد؟
    كريمي‌: نمي‌دانم‌، فعلا كه‌ هر دو كار را(بازيگري‌ - كارگرداني‌) انجام‌ مي‌دهم‌ و مسئله‌اي‌
    در ميان‌ نيست‌ كه‌ بخواهيم‌ با سينما خداحافظي‌كنم‌!
    
    - اما خيلي‌ها مي‌گويند عمر بازيگري‌ نيكي‌كريمي‌ به‌ انتهاي‌ خود نزديك‌ است‌؟ خودتان‌چطور فكر مي‌كنيد؟

    كريمي‌: اهميتي‌ به‌ اينگونه‌ اظهار نظرهاي‌نمي‌دهم‌. اگر كسي‌ توانست‌ هم‌ سطح‌ و هم‌ شان‌من‌ حركت‌ كند و چنين‌ نظري‌ بدهد، آن هم‌ به‌ دوراز غرض‌ ورزي‌ قطعا جاي‌ تامل‌ دارد، من‌ براي‌خودم‌ كار مي‌كنم‌ و فقط به‌ نظر بزرگان‌ سينمااحترام‌ مي‌گذارم‌.
    
    - در نقش‌ هايتان‌، نقش‌ مادر را هم‌ ايفا كرده‌ايد، واقعا فكر مي‌كنيد در زندگي‌ شخصي‌تان‌ مي‌توانيد، مادر خوب‌ و كاملي‌ باشيد؟
    كريمي‌: بله‌! مطمئنم‌.
    
    - خيلي‌ها دوست‌ دارند بدانند بالاخره‌ چه‌زماني‌ ازدواج‌ خواهيد كرد؟
    كريمي‌: اين‌ سوالات‌، خصوصي‌ است‌ و به‌ دوراز نزاكت‌ است‌ كه‌ مطرح‌ شود!
    
    - اگر نظر شما اينطور است‌، بسيار خوب‌،پاسخي‌ نفرماييد. فيلمهاي‌ اخيرتان‌ چندان‌پرفروش‌ نبوده‌ مثل‌(باج‌ خور) و(نوك‌ برج‌)!
    كريمي‌: بله‌، چند روزي‌ است‌ كه‌ اكران‌ شده‌طبق‌ مشاهدات‌ بنده‌ و تعدادي‌ ديگر از مطلعين‌،چندان‌ مورد استقبال‌ قرار نگرفته‌ است‌، چون‌ اگرفيلمي‌ بخواهد بفروشد از همان‌ روزهاي‌ اول‌ اين‌اتفاق‌ برايش‌ مي‌افتد، خصوصا اينكه‌ فيلم‌ از حضوربازيگراني‌ معتبر و صاحب‌ نام‌ بهره‌ برده‌ باشد اينهادليل‌ نمي‌شود كه‌(نوك‌ برج‌)(فيلم‌ خوبي‌نبوده‌) هنوز خيلي‌ها نمي‌دانند نوك‌ برج‌ اكران‌شده‌ است‌.
    
    - قصدم‌ جسارت‌ نيست‌ اما چرا فيلم‌هاي‌ديگري‌ كه‌ همزمان‌ با(نوك‌ برج‌) به‌ اكران‌درآمدند مورد توجه‌ قرار گرفتند و مردم‌ متوجه‌اكران‌ آنها شدند؟
    كريمي‌: من‌ كاملا با شما مخالفم‌! بگذاريم‌ زمان ‌بگذرد تا خلاف‌ فرمايشات‌ شما ثابت‌ شود!
    
    - اما اين‌ قضيه‌ در مورد(باج‌ خور) هم‌ صدق‌مي‌كند باج‌ خور كه‌ اكران‌ شد مربوط به‌ سال‌گذشته‌ مي‌شود، آنهم‌ نفروخت‌ در اين‌ موردصحبت‌ كنيد تا به‌ نتيجه‌ برسيم‌.
    خانم‌ كريمي‌ هيچ‌ پاسخي‌ نمي‌دهد فقطمي‌گويد:
    معذرت‌ مي‌خواهم‌ ولي‌ فكر مي ‌كنم‌ همين‌ جا بايد به‌ مصاحبه‌ خاتمه‌ دهيم‌. خدانگهدار
 
 
من یکی از دوستانم یه عکس از این خانم داره که لخت تو بغل دوستمه و داره سکس میکنه
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 14:18  توسط احمد  | 


نام : نیکول کیدمن
تاریخ تولد : 20 ژوئن 1967
محل تولد : هاوایی، بزرگ شده استرالیا
خانم کیدمن می توانید خود را به صورت مختصر معرفی کنید ؟
نام من نیکول کیدمن است . متولد 20 ژوئن 1967 در هاوایی هستم اما در استرالیا بزرگ شده ام
در مورد زندگی حرفه ای خود توضیح بدهید ؟
در کودکی تمرین رقص می کردم و برای اولین بار هنرپیشگی را با کریسمس بوش در حالی که فقط 14 سال داشتم تجربه کردم. با بازی در فیلم های کوتاه سال 1985 به کسب جوائز زیادی نائل آمدم. در سال 1990 برای بازی در فیلم روزهای تندر به آمریکا آمدم. در این فیلم در مقابل نقش اصلی یعنی تام کروز بازی می کردم.
نام تام کروز را آوردید ممکن است کمی درباره ازدواجتان با او صحبت کنبد؟
...خوب ،24 دسامبر 1990 با او ازدواج کردم ،در آن سالها مصاحبه هایی که در مورد این ازداج با من می شد گفته بودم ما هر روز که زندگی می کینم تعهداتی داریم که باید به آن عمل کنیم . زندگی با یک نفر به درک زیادی نیاز دارد ولی من زندگی مشترک را خیلی دوست دارم . من خیلی خوشخالم که توانسته ام کسی را پیدا کنم که با او زندگی کنم و او را درک کنم من فکر نمی کردم که تام با من ازداج کند ولی خوشبختانه او این کار را کرد. وقتی در 8 آگوست 2001 از هم جدا شدیم در مصاحبه هایم می گفتم : حالا خوشحالم چون که می توانم کفش پاشنه بلند بپوشم ! چون او خیلی از من کوتاه تر بود!
مگر قد شما چقدر است ؟
175 سانتی متر و تام از من کوتاهتر بود.
خوب بد نیست بدانید درباره به موضوع قبلی باز گردیم در مورد دوران کودکی تان توضیح دهید.
.... من در هاوایی متولد شدم پدرم آنتونی کیدمن یک بیوشیمیدان و روان شناس و مادرم یک پرستار بازرس بود ،برای مطالعاتی که پدرم روی سرطان سینه انجام داد به واشنگتن دی سی مهاجرت کردیم و لی سه سال بعد به استرالیا به سرزمین مادری خانواده ام بازگشتیم.
مشوقتان برای ورود به عرصه بازیگری چه کسی بوده است؟
مشوق ؟ سوال خوبی کردید ،در دوران کودکی چون همکلاسی هایم مسخره ام می کردند ،پنهانی تمرین بازیگری می کردم ولی به طور مرتب در تمرینات یک نئاتر حاضر می شدم تا اینکه از طرف یک دانشجوی فیلم سازی نامه تشویق کنننده ای دریافت کردم . به دنبال این اتفاق از دبیرستان اخراج شدم تا به صورت تمام وقت به هنرپیشگی بپردازم،اولین فیلم را هم در همین زمان بازی کردم.
زندگی خانوادگی تان چگونه بود ؟
زندگی خانوادگی برای من همواره مهم بوده است . من در خانواده ای متولد شدم که از نظر اجتماعی بسیار فعال بودند. مادرم طرفدار حقوق زنان بود و پدرم طرفدار حزب کارگرو اما زندگی مشترک ،حاصل زندگی مشترکم با تام دو فرزند به نام ایزابلا (متولد 1993) و کونور (متولد 1995) است . علیرغم زندگی خوبمان در سال 2001 من و تام اعلام کردیم به دلیل مشکلات حرفه ای از هم جدا خواهیم شد.
خاطره جالبی از فیلم هایی که در آنها حضور داشته اید دارید ؟
در حین تمرین رقص برای فیلم مولن روژ در سال 2001 ،دچار شکستگی دنده شدم و فیلمبرداری تا زمان بهبودی من به تعویق افتاد.
اتفاق دیگری که به یاد می آورم 2 هفته بستری شدن پس از فیلمبرداری بورتره ای از یک زن بود ،پزشکان  علت را فشار عاطفی تشخیص داده اند !
چه چیز شما را واقعا می ترساند ؟
برای خودم عجیب است که من نه از عقرب می ترسم نه از مار ، ولی از مگس وحشت دارم یکی چیزی در مگس ها هست که مرا واقعا به ترس وا می دارد.
و آخرین سوال چرا در فیلم اتاق وحشت بازی نکردید ؟
من قرار بود به عنوان هنرپیشه نقش اول در این فیلم حاضر شوم . ولی به خاطر فیلم مولن روژ نتوانستم این کار را بکنم در عوض به جای جودی فاستر در این فیلم صحبت کرده ام
 


+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 14:14  توسط احمد  | 


شما چهل سالگی را پشت سر گذاشته اید آیا چیزی در وجود شما عوض شده ؟ آیا این موضوع باعث ناراحتی شما شده است؟
بله اما من نگرش خاصی دارم که به نوعی راز من محسوب می شود من همیشه و هر سال یک به سن خودم اضافه می کنم بنابراین برای جشن تولد بعدی ام همیشه آمادگی ذهنی دا رم وقتی 39 سال دا شتم به خودم می گفتم که چهل ساله ام و الان می گویم تو چهل و یک سال داری
آیا در این سن و سال هم آماده رویارویی و چالش با نقش ها هستید . مثل همان روزهای جوانی ؟
من در حاضر هم چنان خودم را یک شاگرد می دانم در این حرفه همیشه چیزی برای یاد گرفتن وجود دارد روبه رو شدن با یک چالش یعنی رشد کردن.
آیا ازدواج هم یکی دیگراز همین چالش ها بود؟
فقط می توانم بگویم که در این لحظه به شدت از زندگی ام راضی هستم  قطعا همین طور است عشق ورزیدن یه کسی مثل آلیس کیم توانست مرا با حقایق تازه آشنا کند.
آیا در زندگی واقعی مثل فیلم های رومانتیکی که بازی کرده ای ، آدم عاشق بیشه ای هستی ؟
فکر می کردم که این از صورتم می بارد !؟ بله من یک آدم عاشق بیشه هستم که هر روز خانواده ام را بیش از پیش دوس دارم.
آیا عاشق کتابهای کمیک هم هستی ؟
در جوانی آموختم که چطور کتابهای کمیک را بخوانم . البته از سوی دیگر عاشق آن حالت اسطوره ای هستم که همه قهرمانان کتابهای کمیک دارند چون از وقتی که کودک بودم و یادم هست همیشه و همیشه عاشق اسطوره های یونان بودم. همیشه فکر می کردم که آنها در فیلم ها موفق می شوند.
آیا خانواده ی فورد کاپولا برای موفقیت تو کاری کرده اند؟
تنها کاری که کرده اند این بود که آرزوی کنند که یک بازیگر بشوم ! اما نمی دانستند این دعاهای آنها نبود بلکه کوشش خودم بود که موثر شد فکر نمی کنم عده زیادی از این موضوع باخبر بوده باشند که من می خواستم گریمور یا نقاش بشوم ، در این کارها چیز جالبی است که شما به طور معجزه آسایی از آنها لذت می برید.
من از ماسکها و گریم های هالووین لذت می برم و البته یادم هست همیشه دوست داشتم کارگاه بشوم


+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 14:11  توسط احمد  | 

 
 
ما و آبروداری ما

 

کمتر کسی در بین ما یافت می شود که نگران حفظ آبروی خویش نباشد. در این نوشتار کوتاه سعی بر این می شود که به مفهوم و ریشه این کلمه و هم چنین کلمه "رودربایستی" که با آن در ارتباط مستقیم قرار داشته و به کرات مورد استفاده قرار می گیرد بپردازم ...


 ۲۰۰۶

 همانطور که می دانیم کمتر کسی در بین ما یافت می شود که نگران حفظ آبروی خویش نباشد. در این نوشتار کوتاه سعی بر این می شود که به مفهوم و ریشه این کلمه و هم چنین کلمه "رودربایستی" که با آن در ارتباط مستقیم قرار داشته و به کرات مورد استفاده قرار می گیرد   بپردازم. دو کلمه ای که تقریبا با تار و پود زندگی تمامی ما ایرانیان و مردمان کشورهایی با شرایط مشابه کشور ما، به نوعی تنیده است و در بسیاری از مواقع سلامت روح و روان ما را در مخاطره قرار می دهد، راه را بر عبور نسیم زندگی بر ما تنگ می سازد و مانع بزرگی بر سر راه پیشرفت ما قرار داده و می دهد.
در جوامع انسانی هر آنچه معیار ارزش باشد، واجدین آن مورد احترام و توجه بیشتری قرار می گیرند. این توجه و احترام باعث می شود که اکثریتی از مردم بدنبال بدست آوردن آن ارزشها بروند و یا اینکه تظاهر به داشتن آنها   بنمایند. ارزشهایی که کسب آنها گاه به قیمت از دست دادن آرامش و آسایش خود و اطرافیان و حتی به قیمت زیر پا گذاشتن اخلاق منجرمی شود.  
رودربایستی عبارت از احساس خجلت از فقدان آن ارزشها در مقابل کسانی که واجد آنها بوده و یا ما تصور می کنیم که واجد آن ارزشها هستند. طبیعتا اگر ثروت معیار آبرو باشد، ما از فقر خود در برابر ثروتمندان و اگر علم معیار ارزش باشد، از بی دانشی خویش نزد دانشمندان   شرمگین می شویم. هر چند به نظر می‏رسد ما کمتر از بی‏سوادی یا کم دانشی خود نزد دانشمندان خجالت می کشیم تا از بی‏پولی خود نزد ثروتمندان.
در جوامع فقیر، ناامن و نابرابر در بیشتر اوقات ثروت معیار شخصیت و احترام است و بنابراین آبرو تنها از طریق کتمان فقر و به موازات آن به نمایش گذاشتن دارائی ها حفظ می‏شود. متداول ترین نوع نمایش ثروت؛ یعنی آبرو داری در مهمانی ها و از طریق تعدد و تنوع پیش غذا، غذا و دسر و نوشابه صورت می گیرد. استفاده از سرویسهای مختلف غذا خوری، و وسایل خانه مانند مبل و میز و ماشین و حتی مصالحی که در ساختمان بکار می رود بیشتر در روند حفظ آبرو و کسب احترام است. دیده می شود که بعضی ها حتی حاضرند پول کلانی خرج شیک کردن روکار منزلشان بنمایند، اما حاضر نشوند یک دهم آن را خرج استحکام پایه‏های آن کنند و این در حالی است که می‏دانند شهرشان در معرض زلزله قرار دارد. بعبارت دیگر نیاز به کسب احترام که گاه همراه با   بر انگیختن حسرت در دیگران و بعبارت خودمانی تر کور کردن چشم آنان است اهمیتی بیش از جان پیدا می کند!  
با این ترتیب می توان دریافت که چرا ما تمیزترین مکان‏ها را در منزل به مهمان اختصاص می‏دهیم، از شیک‏ترین ظروف و بهترین مواد غذایی نیز هنگامی که مهمان داریم استفاده می‏کنیم و بهترین و زیباترین لباس‏هایمان را هنگامی بر تن می کنیم که به مهمانی می‏رویم و یا مهمان داریم. این اعمال آنقدر رایج است که وقتی کسی لباس مرتبی در خانه می پوشیده است از او می پرسیم کسی می آید یا جایی می خواهی بروی.
این پدیده یعنی آبرو داری یا بعبارت صادقانه تر ظاهر فریبی را نه فقط در سطح فردی و خانوادگی، بلکه در سایر سطوح نیز می‏توان دید، به‏عنوان مثال وقتی مقامی از پایتخت به شهرستانی می‏رود، مقامات آن شهرستان به تکاپو می‏افتند و همان نگرانی و وسواسی را از خود نشان می‏دهند که یک خانم خانه‏دار هنگامی که مهمان باصطلاح مهمی به منزلش می‏آید؛ مثلاً رئیس اداره‍ی همسرش یا خواستگار ثروتمند دخترش. کلی خرج ظواهر می‏شود تا مقامات از بسیاری از نابسامانی‏ها مطلع نشوند. هنگامی هم که مهمانان خارجی وارد کشور می‏شوند به‏همین نحو عمل می‏شود، یعنی از پلکان هواپیما تا تمامی خیابان‏های مسیر و تا محل اقامت آنان تغییر شکل یافته و به زیباترین وضع ممکن آراسته می‏شود. مناطق و آثاری را هم که به آنها نشان می‏دهند از بهترین‏های موجود در کشور است، برنامه‍ی مهمانان خارجی را نیز چنان تنظیم می‏کنند که هیچ یک از آنها موفق به دیدار مناطق پر ازدحام و نامرتب و آشفته یعنی هال و پستوی مملکت نشوند. این تظاهر یا آبرو داری حتی شخصیت و رفتار ما را از تاثیرات خود بی نصیب نگذاشته است بدین معنی که هر یک از ما یک پذیرایی داریم و آن برخورد خوب و دل‏پذیرمان با دیگران و با یکدیگر در حضور دیگران است، یک هال داریم و آن مقداری از ذهن و فکر و احساسمان است که به خودی‏ها نشان می‏دهیم و یک پستو داریم آشفته و در هم که جز خودمان هیچ کس را به آن‏جا راهی نیست!
 
***
اما براستی چرا ما اینهمه تلاش در بنمایش گذاشتن و اثبات دارائی های خویش می کنیم؟ چرا هنگامی که مهمان داریم از چند روز قبل در منزل حکومت نظامی اعلام کرده و آرامش و گاهی خواب را بر خود و افراد خانواده خود حرام می کنیم؟ چرا آبروی ما بیش از همیشه موقعی در خطر قرار می گیرد که کسی بیاید و چیزی برای خوردن در خانه نداشته باشیم؟ چرا گفتگو و مجالست با دیگران که یکی از تقریبا رایج ترین سرگرمی ها در کشورهائی چون کشور ماست، تحت الشعاع تغذیه کردن مهمانان با غذاهای متنوع و دسرهای رنگین قرار می گیرد؟ چرا به آنها تعارف می کنیم و به زور به آنها می خورانیم؟ و بالاخره چرا ما بیشترین اصرار را در پرداخت پول غذای یکدیگر می کنیم؟ این رابطه غذا و آبرو از کجاست؟
همانگونه که گفته شد در جوامعی که به لحاظ مادی فقیرند، داشتن ثروت از بارزترین معیارهای ارزش و آبرومندی قلمداد می شود. اولین آثار دارندگی، خوردن غذای کافی است. این ارزش دادن به پول باین دلیل که زندگی امروزی همگی ما به نوعی به آن وابسته است کاملا منطقی به نظر می رسد. چرا که پول به دلیل برآوردن نیازهای اولیه‏ای چون غذا، مسکن و پوشاک به انسان استقلال می دهد، او را از وابستگی می رهاند و غرورش را که بزرگترین سرمایه هستی اوست حفظ می کند. فرد ثروتمند نه تنها محتاج دیگری و سربار جامعه نیست، اگر به خصایل انسانی چون غنای درون و سخاوتمندی و انسان دوستی آراسته باشد، این قدرت را دارد که باری نیز از روی دوش دیگران بردارد   و مهمتر از آن به جامعه‍ی خود و حتی دیگر جوامع نیازمند کمک نماید.   از آنجاییکه معمولا کار و تلاش به کسب ثروت، و تنبلی و بیکاری در اکثر موارد به فقر منجر می گردیده، تن پروری مذموم   و کار و تلاش مورد تحسین جامعه قرار می گرفته است. اما به‏تدریج معلول یعنی   (ثروت) جای خویش را با علت یعنی (کار و تلاش) عوض کرد. یعنی به جای این‏که احترام و آبروی فرد با میزان کار و تلاش او محک زده شود، در گرو میزان ثروت او قرار گرفت. بدین ترتیب است که امروزه مشاهده می شود به میزانی که به ثروت افراد افزوده می شود به ارزش و اعتبار آنان نیز افزوده می گردد و بدین ترتیب فرد بی پول نامحترم به حساب می آید. و این در حالی است که می دانیم تنبلی و تن‏پروری به‏خصوص در شرایط نابسامان و غیر قانونمندی که بر بسیاری از جوامع کنونی حاکم است، الزاماً منجر به فقر نمی‏شود؛ مثلا دلالی و قاچاقچی گری و دزدی نیاز به تلاش و کار چندانی ندارد اما منجر به حصول ثروت می‏گردد. و از طرف دیگر کار و تلاش نیز همیشه منجر به از بین رفتن فقر نمی‏شود؛ بعنوان مثال از زارعی می توان نام برد که تمام مدت سال در مزرعه کار کرده است، اما یک سرمای ناگهانی تمام محصول او را بر باد داده و ملموس تر از آن از کارگران و آموزگاران زحمتکش کشورمان و کلیه کسانی نام برد که علی رغم سخت کوشی شان دخلشان کفاف خرجشان را نیز نمی نماید.
در اینجا توجه خوانندگان هوشمند را به یک نکته کلیدی جلب می کنم و آن اینکه در بسیاری از موارد کارهایی را که ما برای حفظ آبروی خود یعنی از ترس قضاوت دیگران در مورد خود انجام می دهیم به حساب "احترام" می گذاریم، این جایگزینی ترس با احترام ما را در دایره بسته ای گرفتار می سازد که خروج از آن براحتی ممکن نیست. بعنوان مثال وقتی تعدد غذا و تکلفات بسیار و تعارف را نشان احترام دانستیم، عدم انجام آنها را بی احترامی نسبت به خود تلقی می کنیم و آزرده می شویم. کمتر کسی باین می اندیشد که اگر تمیز بودن خانه و مرتب بودن لباس و سرو و ضع ظاهری و تهیه غذاهای متنوع و تعارف کردن نشان احترام است، ما مرتبا نسبت به افراد خانواده و نزدیکان و کسانی که با آنان صمیمی هستیم بی احترامی می کنیم!
رابطه بین ثروت و آبرو در ذهن ما تا بدانجاست که بسیاری از مهاجران از بنمایش گذاشته شدن فیلمهای ایرانی که در آنها فقر جامعه به تصویر کشیده می شود، آبروی خود را در برابر همکاران خارجی خویش رفته می انگارند و جالب یا قابل تاسف اینجاست که بسیاری از همین عزیزان هیچ ارتباطی بین آبروی خود و کثیف کردن مکانهای عمومی، آبروی خود و   نپرداختن مالیات، آبروی خود و قانون شکنی در این کشورها نمی بینند.
 
از معیارهای دیگر آبرو و احترام در جوامع فقیر و به تبع آن عقب مانده به لحاظ فرهنگی (رجوع کنید به رابطه فقر و عقب ماندگی در بخش اجتماعی همین سایت)،   از داشتن مدارک دانشگاهی می توان نام برد. به خصوص مدارکی که عنوانهای مهندسی و دکتری با خود یدک می کشند. همین مسئله عادی و بظاهر بی اهمیت باعث می گردد که در این کشورها جوانان به تحصیل در رشته هایی روی آورند که آنها را صاحب عنوان کند. طبیعتا هنگامی که فرار از تحقیر، کسب آبرو و احترام، و در بسیاری از موارد تفاخر به دیگران انگیزه‍ی تحصیلات عالی گردد، نتیجه آن به‏وجود آمدن مدرک‏دارانی است بدون علم و متخصصینی بی‏علاقه که مدرک و عنوانشان بیشتر به درد همان احترام کاذب اجتماعی‏شان می‏خورد و کمتر به درد جامعه‏ای که در آن زندگی می‏کنند. با چنین انگیزه هایی کاملا روشن به نظر می رسد که اگر تمامی افراد یک کشور عقب مانده   نیز دکتر و مهندس شوند، آبی از آب تکان نخواهد خورد و تغییری در وضع جامعه حاصل نخواهد شد.
 
تبعیضی که جامعه ما در رفتار خود نسبت به ثروتمندان و مدرک داران می گذارد باعث شده است که بعضی از افراد ثروتمند و یا عنوان دار از رفتار خارجیان نسبت به خود مکدر شوند، چرا که غربیان آنان را دکتر و مهندس خطاب نمی کنند و برای ثروتشان نیز آنان را مشمول عنایت بیشتر خود قرار نمی دهند.
با تاسف بسیار باید گفت فراهم نبودن شرایط و امکانات برابر برای همگان در بدست آوردن ثروت و مدرک و عناوین در کشورهای توسعه نیافته نه تنها باعث می‏شود که عده‏ای از راه‏های نادرست و با فدا نمودن ارزش‏های انسانی به کسب آنها بپردازند، بلکه منجر به بوجود آمدن احساسات منفی چون حسرت، حسادت، کینه، نفرت، سرخوردگی، یأس و پوچی در صورت عدم موفقیت در کسب آنها در مردم شود.
بهتر است در خاطر داشته باشیم آنچه که ما بر خود، بر خانواده و بر دیگران در زیر پوشش آبروداری و احترام تحمیل می‏کنیم نه دیگر ربطی به سیستم حکومتی ما دارد و نه ردپای ابرقدرت‏ها را در آن می‏توان دید.
ما بدون شک به یک خانه تکانی فرهنگی در تمامی ابعاد نیاز داریم. بیاییم با یک حرکت آگاهانه خود را از تار و پود و غل و زنجیرهای که خود بر روح و روان یکدیگر بسته ایم نجات دهیم. همانگونه که می دانیم شکستن این حلقه باطل بگونه انفرادی به متهم شدن فرد به بی ادبی و بی آبرویی و نهایتا منزوی شدن او می انجامد و تحمل انزوا در توان همگان نیست. شاید بتوان این تحول فرهنگی را از حلقه دوستان آگاه و خانواده های نزدیک با توافق قبلی شروع نمود. باشد که روزی این حلقه ها بهم بپیوندند و کل جامعه را در برگیرند.
پدیده آبرو داری در ابعاد دیگر و اثرات سوء آن بر زندگی فردی و اجتماعی ما در کتاب "در اسارت فرهنگ" بقلم همین نویسنده آمده است. این کتاب در ایران در انتظار دریافت مجوز است.
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 14:9  توسط احمد  | 

چند کلمه درباره طلاق!

 

جامعه شناسان، طلاق را یکی از آسیب های اجتماعی می دانند و آن را در کنار سایر آسیب های اجتماعی مانند خودکشی، اعتیاد، دزدی، جنایت و غیره رده بندی می کنند. این که تصمیم به جدایی دو فرد از یک دیگر، که نه هم خوانی و هم زبانی با یک دیگر دارند و نه علاقه ای بین آنان موجود است، می بایست آسیب شمرده شود، قطعا دلایل زیادی دارد که می بایست در مجموعه خود و در تک تک موارد بررسی گردد ...

 

 جامعه شناسان، طلاق را یکی از آسیب های اجتماعی می دانند و آن را در کنار سایر آسیب های اجتماعی مانند خودکشی، اعتیاد، دزدی، جنایت و غیره رده بندی می کنند. این که تصمیم به جدایی دو فرد از یک دیگر، که نه هم خوانی و هم زبانی با یک دیگر دارند و نه علاقه ای بین آنان موجود است، می بایست آسیب شمرده شود، قطعا دلایل زیادی دارد که می بایست در مجموعه خود و در تک تک موارد بررسی گردد.
در جامعه ای که نه تنها هیچ گونه حمایتی از زن بعد از طلاق به عمل نمی آید، بلکه او را از خود دفع می کند و زن چه از نظر مالی، چه از نظر هویت اجتماعی، به سوی درماندگی و بی آیندگی سوق داده می شود، مسلم است که طلاق را باید یکی از آسیب های اجتماعی دانست و انجام آن را مذمت کرد.
  به همین دلیل است که زن، هر تحقیری را به جان می خرد و حاضر می شود زندگی مشترک را هم راه با کتک ها و فحاشی همسر، زخم زبان و بدگویی های خانواده همسر و سرافکندگی و خواری تحمل کند. اما چنین خانواده ای و چنین رفتاری با زن، جزو آسیب های اجتماعی شمرده نمی شود و در کنار قتل و دزدی و تقلب نشانده نمی گردد.
به همین دلیل است که زن، زندگی مشترک را می پذیرد و خود را از تحرک جامعه   و پیرامون خود کنار می کشد، گوشه گیری و عزلت را بر می گزیند، به افسردگی دچار می شود و در آخر یا دیوانه شمرده شده و به تیمارستان سپرده می شود و یا به خودکشی رانده می گردد. در جامعه ای که به زن بعد از جدایی از همسرش به عنوان یک زن فاحشه می نگرد، مسلم است که دیوانه شدن ارجحیت پیدا می کند و یا زن تلاش می کند تا با پارچه سفید از خانه همسر بیرون رود.
در جامعه ای که زن بعد از جدایی از همسرش، هیچ گونه حقی نسبت به فرزندان خود ندارد و گاها حتی حق ارتباط با آنان و دیدنشان را نیز ندارد، طبیعی است که حاضر است تا آخر عمر نقش خدمت کار خانه را به عهده گیرد و خود را از هرگونه زندگی پر از تفاهم و عشق محروم نماید.
از همه این ها گذشته، زنانی که در جامعه ای با نظام تربیتی مردسالارانه رشد یافته اند (البته جامعه غیر مردسالار هنوز یافت نشده است! تنها شدت و ضعف رسوخ این تربیت در جامعه متفاوت است) اولا خود نیز به شدت تحت تأثیر و القائات چنین تربیتی قرار دارند و بسیاری از ارزش های موجود در جامعه را به مثابه تابو پذیرفته اند و ثانیا، آن چنان که هدف جامعه مرد سالار است، از عدم اعتماد به نفس ریشه داری برخوردارند که حتی در بدترین شرایط خانوادگی نیز حاضر به جدایی و پذیرش طلاق نمی شوند. آن ها از بی آیندگی و بی سر و سامانی بعد از جدایی واهمه دارند و توصیه و راه نمایی های اطرافیان را در صبر و تحمل هر گونه تحقیر و بی حرمتی در خانه، به جان می پذیرند.
زنی که از همسر خود جدا می شود، نه تنها از طرف جامعه و خانواده مرد، مورد توهین و بدرفتاری و یا بی اعتنایی قرار می گیرد، بلکه از جانب خانواده خود هم لعنت شده و بی مصرف به حساب می آید و جای گاه، احترام و محبت سابق را در میان خانواده و فامیل خود از دست می دهد. جامعه و اطرافیان، این زن را مقصر می دانند که چرا شرایط زندگی خود را تحمل نمی کند و چرا سر به هوا و خودخواه است و دوری از فرزندانش را به زیستین با آنان ترجیح می دهد و چرا به دنبال امیال و هوس های خود حاضر به جدایی گشته است. قضاوت جامعه در مورد زنی که گزینه طلاق را اختیار می کند،   بسیار بی رحمانه است.
تشکیل خانواده در جامعه یک ارزش است. این که   خانواده چه مختصاتی دارد و چگونه به زیست خود ادامه می دهد، فرع قضیه است. خانواده تابوی جامعه سرمایه داری ست. جامعه سرمایه داری از تشکیل خانواده بیشترین استفاده را می برد. خانواده ای با مختصات معین: مرد کار بیرون از خانه می کند، زن، با کار در داخل خانه، نقش پشت جبهه را بازی کرده و بازدهی تولید و ارزش اضافه برای نظام سرمایه داری را تضمین    می کند. البته فراموش نشود که نظام سرمایه داری به زن در بیرون از خانه نیز نیاز دارد و به او دو وظیفه جدایی ناپذیر داده است. زن را با مزدی کم تر به استخدام خود در   می آورد، اما به او وقت و فرصت می دهد تا با   تولید مثل، نگه داری از فرزندان و همسر و به نظم درآوردن خانه، نقش اول خود را هم چنان ایفا کند. این یک خانواده ایده آل در جامعه سرمایه داری است. تشکیل خانواده ارزشی ست تابو در جامعه. کلیه ابزارهای جامعه در خدمت آن به کار می رود. از رسانه های عمومی گرفته تا تبلیغات، از سیاست های اجتماعی و اقتصادی تا موعظه ها و ارشادهای آموزشی و مذهبی.
به همین دلیل ازدواج در جامعه، یک ارزش زیبا شمرده می شود و پشت سر آن، بارداری این ازدواج را هدف مند و موفق می بیند، بنابراین حفظ آن نیز مقدس می باشد.
دختری که تن به ازدواج نمی دهد، ارزش واقعی نمی یابد و از زاویه دیگری در جامعه طرد شده و به انزوا کشانده می شود. و دختری که تنها به دلیل نرم های جامعه با مردی غریبه و بدون شناخت کافی از وی، تن به ازدواج می دهد، وقتی در طول سال های بعد از ازدواج متوجه می شود که هیچ گونه تشابه و تفاهمی چه به لحاظ احساسی و چه به لحاظ فرهنگی میانشان موجود نیست، چه باید بکند؟ روشن است: جامعه این زن را محکوم به زندگی ابد با همسرش می کند. حتی اگر این زن هیچ مشکل دیگری در زندگی، به جز عدم تفاهم و عشق نداشته باشد، آیا روا است که تا آخر عمر خود به زندگی با این مرد ادامه دهد؟ جامعه پاسخ می دهد: آری، طلاق فاجعه است!
جامعه به یک جدایی منطقی و با تفاهم شانسی نمی دهد. جدایی ای که نه منجر به جنگ دو انسان با یک دیگر شود و نه نفرت این دو به هم. چنین جدایی ای از جانب هیچ کس درک نمی شود و تا جدایی "خونین" نباشد، آن را نمی پذیرد و سپس آن را در ردیف سایر آسیب های اجتماعی لیست می کند.
صرف نظر از این که جدایی هم واره دردناک و غم انگیز شمرده می شود، اما در ضمن می تواند نتیجه ای مثبت و خلاق نیز داشته باشد. در جامعه ای که نظام مردسالاری در تاروپود آن رسوخ کرده و بر آن حکم فرماست،   انتظار نتیجه مثبت و خلاق بعد از جدایی، توهمی بیش نیست. در چنین جامعه ای، جدایی و طلاق با اراده یک ساختار مردسالارانه و یک حاکمیت ارتجاعی و واپس گرا، به ناچار در ردیف آسیب های اجتماعی نشانده می شود.
با تمام این ها،   میزان آمار طلاق روز به روز بالاتر می رود و هر بار افزایش آمار طلاق را نیز در کنار افزایش اعتیاد، افزایش بزه کاری و غیره می بینیم. افزایش طلاق مسلما دلایل متعددی دارد، و شاید خشونت در خانه یکی از مهم ترین دلایل آن شمرده   شود. اما   به یقین می توان اذعان داشت که اکثر خانواده هایی که در آن ها خشونت حاکم است، به جدایی منجر نمی شوند. تنها بخش اندکی از زنانی که اسیر خشونت همسر خود هستند، می توانند با حل مشکلات مالی، هویتی، شخصیتی و قانونی از همسر خود جدا شوند. بنابراین زنانی که دچار خشونت خانگی هستند، می بایست به یک آگاهی نسبی و توانایی کافی برسند تا دست به جدایی بزنند. چنین جدایی ای نه تنها نباید کنار آسیب های اجتماعی ثبت شود، بلکه می بایست یکی از راه حل های مقابله با آسیب ها شمرده شده و مورد پشتیبانی قرار گیرد
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 14:8  توسط احمد  | 

 
برای باغبان :
 
آن مرد آمد
آن مرد با مهر آمد
آن مرد در پاييز آمد
بابا نان داد ، آن مرد نور داد ............. او رفت، نور ماند.
................................
آن مرد باغبان است .
 باغبان داس دارد . آن مرد مداد دارد .
او با پاييز آمد ، با بهار رفت  . باغبان تابستان را نماند .
باغبان ميوهء درختانش را نديد .
.............................
آن مرد هر سال می آيد ،
و درختان ديگری را باغبان است ،
هر پاييز ميآيد و هر بهار ميرود ، همينکه شکوفه های درختانش را ميبيند ، بقچه اش را ـ بقچهء پر از خاطره اش را ـ ميبندد .باغهای ديگری در انتظار اويند. و چنين است که او هرگز به بار نشستن درختانش را نميبيند . و اگر ببيند نميشناسد : نهال کوچولوی آنروز حالا ديگر درخت تنومندی شده .
    باغبان اما... هميشه همراه آنهاست آرزويش برای به بار نشستن و سر برافراشتن درختانی که با آن زحمت و مرارت از سرمای زمستان گذرشان داده هميشه همراه آنهاست. 
................................

- در هر موفقيتشان او هم شاد است و سهيم است. 
هرکدام از آنها هرچه که بشوند برای او مايهء افتخار است چرا که او  ((‌ معلم )) ‌آنها بوده . و ار همان اول هم گفته بوده که اين ((‌آينده اش درخشان است )) .
                    معلم :‌ روزت مبارک
                                       خسته نباشی
                                                    خدا قوت
  هرکدام ، هرجا ، هرچه که باشيم ، زحمت ،‌تلاش ،‌و دلسوزی  تو را پاس ميداريم و فراموش نميکنيم.
                                  من علمنی حرفآ فقد صيرنی عبدآ .    امام علی

 
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 14:4  توسط احمد  |