|
|
|
|||
|
||||
|
+
نوشته شده در جمعه نوزدهم اسفند 1384ساعت 23:9 توسط احمد
|
|
||||
|
|
|
|
|
يك سخن
ممكن است بعضي ها بپرسند اين «تو» كيست
كه در همه نوشته ها در تمام كتاب هاي شعر
خود را نشان مي دهد ولي خودش را معرفي نمي كند
هميشه گم است مخفي است گاهي يك ساقي كمر باريك است
با كمند گيسو كمان ابرو و لبان همچون گلي
تازه شكفته راستش من هم نمي دانم همانطور كه نمي دانم
«تو» حافظ كي بود خدا بود؟ كسي بود مثل تو
«تو» سعدي كي بود ميداني؟ من نمي دانم
«تو» مولوي كي بود؟ شمس بود؟ خدا بود و «تو» رودكي
صايب، انوري جامي... «تو» فروغ...شاملو نصرت رحماني
مشيري؟ آتشي عزيز «تو» اين ها كي بودند فقط مي دانم
كه سال هاست دربدر تو هستم . از حافظ سر سفره هفت سين كه
مي نشينم وقتي بهار درب اطاق را تلنگر مي زند مي پرسم
چون او مي داند كه «تو» من كجاست كي هست
كي ميايد؟ اگر بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم
مي دانستم كه تو آنجايي من نديدمت تو آنجا بودي
مي دانم ..با كمند گيسويت با كمان ابرويت با ناوك مژگانت
با خنده هايت تو بودي ...تو توكلي
حيدر بابا دنيا يالان دنيادي
راست گفته شهريار عزيز دنيا دنياي دروغيست
نمي دونم يادت هست من زمستان بدنيا آمده ام
برف مي آمد خودم را رساندم بقالي نزديك ميدون
آقا مصطفي صاحب بقالي هم ريش من است يادم رفته بود
براي خريد چه چيزي رفته بودم حواسم به درخت روبروي
بقالي بود كه داشت جوونه مي زد ناكس فهميده تا چند روز ديگه
بهار مياد آقا مصطفي با خنده پرسيد چي شده مشدي؟
به چي خيره شدي؟ نكنه عاشق شدي؟ بعد با خنده خوند
مشدي جان عشق پيري گر بجنبد سر به رسوايي زند بگو چي ميخواي؟
گفتم آقا مصطفي همين روزها عشق را سرنگون بايد كرد بر سرِ چار سوي رسوايي
آره آقا مصطفي بهار كه بياد عشق هم باهاش مياد رسواش خواهم كرد
خدا هم در آينه خودش را ديد عاشق شد بعد رسوا شد آنقدر رسوا كه همه
عالميان شناختنش آره آقا مصطفي خدا هم عاشق و رسواي عالمه .
نمي دانم اين تو بودي كه با بهار آمدي يا بهار بود كه با تو آمد...راه زيادي است از زمستان تا بهار اما من خسته نخواهم شد مي دوم تا بهار
مي دوم تا روز تولد تو مي دوم تا شكوفه هاي لبخندت
مي دوم...تو بدان كه خسته نخواهم شد بايد...بايد...با تو سبز شوم
بايد شكوفه كنم بايد گل كنم عطر تورا بگيرم ... توكلي
( تو بودي و هستي )
بر گشته بودم كودكي ام را مرور كنم
چكمه هاي لاستيكيِ سوراخ شده ام
كنار درِ اطاق
روي هم افتاده بود
برف مي باريد
روز تولدم را
برف مي پوشاند
بوي ذغال
بوي غذا روي چراغ ِ سه فتيله اي
گوشه اطاق
عطر نان
كرسي گرم
و مجمعه مسي بزرگ
و چراغ گرد سوز ي كه پت پت مي كرد
نخودچي و كشمش و تيله هاي رنگارنگ
و صداي مادر كه مي گفت
چكمه هايت روي هم افتاده
كفش هاي عيدت را پا كن
بند كفش هايت را ببند
سفري داري تا سبز بهار
تا پراكندگي عطر گل ارديبهشت
بر گشته بودم كودكي ام را مرور كنم
حرفي كنار گوشم زمزمه شد
تو بودي آيا؟
تو كجا بودي؟
چقدر تا بزرگ شدن دويدم
مادرم گفت كه تو
حادثه اي سبز هستي
وه چه دير فهميدم
آري...آري
تو حادثه اي سبز بودي
مي دويدم تا زمستان سفيد گيسو
مي دويدم تا آينه ي بخت سفيد
پايم به گوشه لبخندت گرفت
چيزي درونِ من تلو تلو خورد افتاد
روز تولدم را آورده بودم
دست هايم يخ زده بودند
دست هايت را به من دادي
بگذار بند كفش هايم را ببندم و بيايم
از پشت ديوارِ بي قراري
نگاه مي كردم
شايد اشاره ابرويي
اما فقط كماني بود كه
دل مي زد پر پر
بگذار بند كفش هايم را ببندم و نفسي تازه كنم
تو زبان گنجشك ها را مي داني
و من تعبير خواب زمستانيِ درختان را
و اما تو ارديبهشتي
تعبير سبز منِ زمستاني
بگذار رازي را فاش كنم
گوش هايت را بده به من
من زبان زمستان را مي دانم
گوش هايت را بده
صداي شكستن چيزي را
نمي شنوي؟؟؟؟؟؟؟؟ توكلي
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه نوزدهم اسفند 1384ساعت 13:35 توسط احمد
|
|
||
|
|
|
||
|
! پیروزی زنان ایران در مسابقات بانوان قطر
***
من میگم به این نماینده احمق یکی بگه برو جلو زن دختره خودت رو بگیر اول بعد بیا نظر بده |
|||
|
+
نوشته شده در جمعه نوزدهم اسفند 1384ساعت 13:31 توسط احمد
|
|
|||
|
|
|
|
|
زن درتبليغات«»
هم می شوره-هم آب می کشه-هم خشک می کنه
• مي شوره: زن در حال شستن لباس ها در تشت آب و کف
• آب مي کشه: زن در حال چلاندن لباس ها
• خشک مي کنه: زن در حال پهن کردن لباس ها بر بند
• تکرار مکرر و سريع تر تصاوير و ... مي شوره / آب مي کشه / خشک مي کنه ...
• و ناگهان:
تصوير ماشين لباس شويي «حاير»
(سازنده تيزر ماشين لباسشويي دوقلوي حاير و ماشين لباسشويي ضد چروك حاير: كاوه ابراهيمپور)
اين تيزر تبليغاتي که چند هفته است از صدا و سيما در حال پخش شدن است، به طرز شرم آوري با استفاده از به تصوير کشيدن زن در نقشي کليشه اي قصد دارد که کالايي را با اتصال به جايگاهِ «کالايي» زن در جامعه ی نابرابر به فروش برساند.
از صاحبان صنايع و سرمايه که انتظاري نيست، چرا که آنان در پي سود بيشتر به هر طريق ممکن هستند؛ از صدا و سيما هم که نهادي کاملا مردسالار است و هيچ وقت از ترويج کليشه هاي « ضد زن » کوتاهي ننموده نيز نمي توان بيش از اين انتظار داشت. اما شايد، شايد، شايد بتوان با نخريدن ماشين لباسشويي «حاير» شروع کرد.
به آشنايان خود بگوييد:
« محصولات حاير را ديگر نخريد»
نشریه دانشجوئی "نسل سوم |
||
|
+
نوشته شده در جمعه نوزدهم اسفند 1384ساعت 13:23 توسط احمد
|
|
||
|
|
|
|
|
جمع آوری و دستگیری معتادان
در طرح "نجات معتادان ایران"
سردار طلائی فرمانده انتظامي تهران بزرگ درجمع خبرنگاران گفت:
در اولين روزاجراي طرح «نجات معتادان» جمعآوري معتادان، داروهاي تقلبي و فاسد از مناطق «فرحزاد» و «ناصرخسرو» آغاز شد و يكصد تن از معتادان رها شده جمعآوري و آلونكهاي محل تجمع آنها در منطقه «فرحزاد» نيز تخريب شد. البته عرضه قرصها و آمپولهاي روانگردان با عناوين خارجي در حال افزايش است.
درمورد زنان تن فروش فرمانده نیروی انتظامی تهران گفت:
جمعآوري زنان خياباني به صورت خياباني انجام نميشود، بلكه اين افراد از پيش شناسايي شده و سوابقي در اين زمينه دارند و بر اين اساس از سوي كارشناسان متخصص جمعآوري ميشوند.
ضمنا با توجه به هماهنگيهاي انجام شده با مقامات قضايي مقرر شده است، به زندانيان در ايام عيد نوروز مرخصي داده نشود.
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم اسفند 1384ساعت 8:34 توسط احمد
|
|
||
|
|
|
||||||||||||
|
|||||||||||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم اسفند 1384ساعت 8:33 توسط احمد
|
|
|||||||||||||
|
|
|
|||||||
|
||||||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم اسفند 1384ساعت 8:31 توسط احمد
|
|
||||||||
|
|
|
|
|
فرسايش سرمايه اجتماعی و کاهش انصاف اجتماعی در ايران
• فرسايش سرمايه اجتماعی منجر به اختلال در روابط ميشود. منظور از اختلال رابطهيی عبارت است از پايين بودن ميزان چگالی روابط اجتماعی و همچنين قرينگی و تعدد و شدت روابط اجتماعی و تنوع هويتها در روابط اجتماعی. در شرايط اختلال رابطهيی احترام متقابل اجتماعی و انصاف اجتماعی كاهش میيابد. اين اختلال استحكام اجتماع را خدشهدار میكند و آسيبپذيری فرد را افزايش میدهد
داوود نادمی
تعريف مفهومی سرمايه اجتماعي
دغدغه تنزل روابط اجتماعی از موضوعاتی است كه به كرات در جامعهشناسی كلاسيك و معاصر به چشم ميخورد. شايد بتوان گفت كه تولد جامعهشناسی معلول نگرانی مربوط به روند رو به تنزل روابط اجتماعی در نتيجه صنعتی شدن و آغاز مدرنيت است. به نظر جورج زيمل، فرآيندهايی نظير تقسيم كار فزاينده، عقلانيت مفرط، سلطه روزافزون و... سبب پيدايش دلزدگی و احتياط در روابط اجتماعی موجود در كلانشهرها شده است. در حالت دلزدگی كه ميگوييم، فرد قادر به درك تفاوتها نيست. برای چنين فردی همه انسانها در يك سطح و بدون تمايز ظاهر ميشوند، در اين شرايط اهميت زندگی از ميان ميرود، تمام امور و فعاليتها يكنواخت ميشوند و رضايت از زندگی كاهش مييابد. احتياط هم از ديگر ويژگيهای روابط اجتماعی در زندگی كلانشهری است. به موازات افزايش افراد و تراكم فيزيكي، روابط چهره به چهره كاركرد خود را از دست داده و جای خود را به روابط ديگری ميدهند.
به اعتقاد زيمل، نتيجه چنين شرايطی ناپايداری روابط و كاهش اعتماد اجتماعی است. اين ايده تنزل روابط اجتماعی نخستين، همچنان در كانون توجه جامعهشناسان قرار دارد. جامعهشناسان معاصر برای بررسی كميت و كيفيت روابط اجتماعی در جامعه از مفهوم سرمايه اجتماعی بهره جستهاند. اما اينك ببينيم كه سرمايه اجتماعی چيست? منظور از سرمايه اجتماعي، سرمايه و منابعی است كه افراد و گروهها از طريق پيوند و ارتباطات با يكديگر ميتوانند به دست آورند.
اين مفهوم توسط دو تن از جامعهشناسان و علمای علوم اجتماعی يعنی «يپير بورديو و جيمز كلمن» مطرح شده است. بر اساس تعريف بورديو، سرمايه اجتماعی حاصل جمع منابع بالقوه و بالفعلی است كه نتيجه مالكيت شبكه با دوامی از روابط نهادی شده بين افراد يا ساده بگوييم، عضويت در يك گروه است. البته سرمايه اجتماعی مستلزم شرايطی به مراتب بيش از وجود صرف شبكه پيوندها است، در واقع پيوندهای شبكهيی ميبايست از نوع خاصی باشند يعنی مثبت و مبتنی بر اعتماد.
از ديدگاه جيمز كلمن، مفهوم سرمايه اجتماعی نشاندهنده آن است كه چگونه ساختار اجتماعی يك گروه ميتواند به عنوان منبعی برای افراد آن گروه عمل كند. كلمن وجود سرمايه اجتماعی را در اعتماد، اطلاعرسانی و ضمانت اجراهای كارآمد، روابط اقتدار و ميزان تكاليف در گروه ميداند. از ديدگاه «زتومكا» سرمايه اجتماعی گزينههای رابطهيی است در ابعاد سياسي، اجتماعي، فرهنگی و اقتصادی برای يك موضع و پايگاه اجتماعی در شبكه تعاملی جامعه. برای هر موضوع اجتماعی بالقوه چهار نوع گزينه رابطهيی قابل تصور است: روابط اجتماعي، روابط اجباري، روابط گفتمانی و روابط مبادلهيي. برای اشغال كننده يك موضع اجتماعی گزينههای رابطهيی آن موضع ميتوانند سرمايه بالقوهيی باشند كه در روبط اجتماعی تبديل به ذخاير قدرت، ؤروت، نفوذ و معرفت شوند.
بررسی اجزای سرمايه اجتماعي
با بررسی ادبيات مربوط به سرمايه اجتماعی مشخا ميشود كه اين سرمايه دارای دو جز است:
الف( پيوندهای عينی بين افراد: نوعی ساختار شبكهيی عينی ميبايست برقرار كننده ارتباط بين افراد باشد. اين بخش از سرمايه اجتماعی حكايت از آن دارد كه افراد در فضای اجتماعی با يكديگر پيوند دارند.
ب( پيوند ذهنی بين افراد: پيوندهای بين افراد ميبايست دارای ماهيت متقابل، مبتنی بر اعتماد و دارای هيجانات مثبت باشد. لذا ميتوان گفت كه سرمايه اجتماعی دارای دو جزء اعتماد و پيوند است. اين اجزا معرف تقسيمبندی سنتی موجود در نظريههای اجتماعی بين ساختار و محتوا است. از بعد ديگر ميتوان گفت كه اين دو جزء بيانگر جنبههای كيفی و كمی در سرمايه اجتماعی هستند.
بررسی اولين جزء سرمايه اجتماعي: اعتماد
اولين جزء سرمايه اجتماعی به نوع ارتباط بين افراد مربوط ميشود. تاكيد بر اعتماد در مقايسه با ديگر انواع ارتباط در ادبيات موضوع، نقش برجستهيی دارد، به علاوه سنجش هيجانات مثبت يا ميزان ارتباط متقابل در سطح ملی كاری بس دشوار است. بخش عمدهيی از نظريه مربوط به سرمايه اجتماعی مبتنی بر بحث اعتماد است و اعتماد ارتباط تنگاتنگی با ارتباط متقابل تعميم يافته دارد و بطور كلی شاخا مناسبی برای پيوندهای مثبت و متقابل است. نظريهپردازانی مانند آنتونی گيدنز بين دو نوع اعتماد تمايز قايل ميشوند: اعتماد به افراد خاص و اعتماد به افراد يا نظامهای انتزاعي.
اعتماد انتزاعی در برگيرنده آگاهی از مخاطره و فرد مورد اعتماد است. لذا در حالی كه كنشگر ميتواند براحتی در مورد ميزان ارزش اعتماد به افراد خاص قضاوت كند )بر اساس اطلاعات مربوط به تاريخچه آن فرد، انگيزهها و شايستگيهای او(، ميتواند درباره ميزان ارزش اعتماد نسبت به ديگران تعميم يافته نيز دارای ايدهها و باورهايی باشد. افراد نيز ميتوانند درباره ميزان ارزش اعتماد نسبت به نظامهای انتزاعی نظير نهادها نيز دارای باورهايی باشند از اين فرآيند ميتوان تحت عنوان سطح نهادی اعتماد نام برد. برای ارزيابی سرمايه اجتماعی در سطح ملی سنجش اعتماد به نهادهای گوناگون اجتماعی ضرورت دارد. در حالی كه اعتماد به افراد خاص ميتواند در سطح خرد سرمايه اجتماعی مهمی باشد ولی اعتماد انتزاعی برای سرمايه اجتماعی در سطح ملی ويژگی مهمتری محسوب ميشود.
در فرآيند توسعه اجتماعی ميزان عضويت اعضای جامعه در گروهها، سازمانها و انجمنهای گوناگون افزايش مييابد و آمادگی فرد برای برقراری ارتباط بيشتر ميشود و اعتماد اجتماعی متقابل تعميم ميپذيرد. به همين جهت «آيزنشتات» معتقد است كه مهمترين مساله نظم اجتماعی برای بنيانگذاران جامعهشناسي، اعتماد و همبستگی اجتماعی است يعنی بدون انسجام و نوعی اعتماد پايداری نظم اجتماعی غيرممكن است.
بررسی دومين جز سرمايه اجتماعي: پيوند
دومين جز سرمايه اجتماعی بيانگر پيوندهای عينی بين افراد و به عبارت ديگر ارتباطات آنها با يكديگر است. اين پيوندها بين افراد ميتواند از دو نوع باشد:
الف( افراد ميتوانند به شيوه غيررسمی از طريق انتخاب دوستيها و ديگر انواع پيوندهای شبكهيی با يكديگر در ارتباط باشند. به عبارت ديگر هر فردی داری يك شبكه اجتماعی است كه اين شبكه ميتواند حاوی انواع روابط باشد نظير دوستی يا پيوندهای عاطفي، نزديكی در فضا مانند همسايگی يا مجاورت مكانی در اداره، روابط خويشاوندی و نظاير آن. هر يك از اين پيوندها دلالتهايی بر كل ذخاير سرمايه اجتماعی فرد دارد.
بطور خلاصه دوستيهای غيررسمی فرد با همكلاسيهای قديمي، همكاران يا دوست يك دوست ميتواند به واسطه تامين ارتباطات، تراوش اطلاعات و حمايت اجتماعي، تقويت كننده سرمايه اجتماعی آن فرد باشد.
ب( جدا از پيوندهای غيررسمی با ديگران، فرد می تواند از طريق عضويت رسمی در انجمنها و گروههای داوطلبانه با ديگران در ارتباط باشد. در مورد فرق پيوندهای رسمی و شبكههای غيررسمی ميتوان گفت كه شبكه دوستی غيررسمی برحسب پيوند بين افراد تعريف ميشود ولی ادامه حيات پيوندهای رسمی فراتر از شبكه اجتماعی درونی است.
پيوند بين گروهها برای افزايش سرمايه اجتماعی در جامعه ضروری است. وقتی اعتماد بين گروهها اندك ولی اعتماد درونگروهی بالا باشد انتظار ميرود كه سرمايه اجتماعی در جامعه پايين بوده و اين امر تاؤير منفی بر اجتماع دارد. سرمايه اجتماعی در سطح جامعه زمانی بالا خواهد بود كه بين افراد در گروههای گوناگون پيوندهای مثبت و مبتنی بر اعتماد وجود داشته باشد.
بررسی كاركردهای سرمايه اجتماعي
سرمايه اجتماعی يك ويژگی فطری ژنتيكی نيست بلكه پديدهيی برخاسته از تجارب تاريخی مردم است و لذا همواره در معرض تغيير قرار دارد. شناسايی ميزان و روند سرمايه اجتماعی در ميان مردم يك كشور ميتواند به شناسايی روند تحولات فرهنگی و اجتماعی آن جامعه كمك زيادی بكند. در مورد رابطه سرمايه اجتماعی با ساير متغيرها بايد گفت كه مشاركت سياسی و عضويت داوطلبانه در سازمانهای غير دولتی و انجمنهای داوطلبانه از جمله پيامدهايی هستند كه ميتوان انتظار داشت در شرايط وجود سرمايه اجتماعی بالا، زمينه مناسبتری برای تحقق پيدا كنند. انجمنهايداوطلبانه انواع گوناگون دارند و ميتوانند در ابعاد اجتماعی و سياسي، اقتصادی و فرهنگی دارای كاركرد باشند. عضويت در اين انجمنها آزادانه و شيوه تنظيم روابط در آنها عمدتا بر اقناع و تعهد استوار است و نه بر تحريك و اجبار. برخی ويژگيهای خاص انجمنهای داوطلبانه كه آنها را از ساير گروهبنديهای اجتماعی جدا ميسازد، عبارتند از:
1 ارادی بودن عضويت و داوطلبانه بودن فعاليت در آنها.
2 وجود نوعی گرمی و صميميت در روابط آنها.
3 غيرانتفاعی بودن.
4 اقناع به عنوان اصل محوری در تنظيم روابط.
5 رعايت اصل سازماندهی رسمي.
انجمنهای داوطلبانه بر سطوح متفاوت جامعه آؤار گوناگونی دارند. برخی آؤار خرد اين انجمنها عبارتند از:
1 ارايه فرصت اجتماعی به افراد جهت عضويت در گروههای اجتماعی بيشتر 2 ارايه فرصت اجتماعی جهت بسط روابط اجتماعی و شبكه شخصی افراد. 3 ارايه فرصت اجتماعی برای تفكر و تدوين مسائل در عرصه عمومی بر اساس شيوه اقناع 4 ارايه فرصت اجتماعی برای ابراز عقيده و پيشنهاد راهحل در عرصه عمومی بر اساس شيوه اقناع. اين فرصتها، مشاركت ذهنی و اشتغالفكری فرد را در امور اجتماعی افزايش داده و به او اجازه ميدهند تا نقش يك شهروند مسوول را به صورت منطقی و آزادانه ايفا كنند 5 ارايه فرصت اجتماعی برای شركت در تصميمگيری های گروهی بر اساس اقناع 6 ارايه فرصت اجتماعی برای رايگيري، انتخاب شدن و انتخاب كردن در عرصه عمومی 7 ارايه فرصت اجتماعی جهت افزايش تحمل اجتماعی در برخورد با سلايق، مسائل و نظرات متفاوت.
اين فرصتها به فرد اجازه ميدهند تا در جريان تصميمهای گروهي، حاضر و عامل باشد و در مواجهه با امور متفاوت، تساهل و تسامح خود را افزايش دهد. فرصتهای مورد اشاره همزمان به تكوين و رشد شخصيت فرد كمك ميكنند و به او توانايی و قدرت عامليت ميبخشند. تاؤير انجمنهای داوطلبانه فقط به سطح خرد محدود نميشود، برخی از آؤار كلان آنها عبارتند از: 1 تقويت و تعميم همبستگی اجتماعی 2 گسترش و تقويت مشاركت فعالانه و داوطلبانه اكثريت مردم در امور گوناگون اجتماعی 3 تقويت ارزش شيوه اقناع در سطح كلان 4 كاهش تراكم قدرت در جامعه 5 تسهيل در نقل و انتقال اطلاعات و كمك به پويايی جامعه.
بدين ترتيب سرمايه اجتماعی از طريق تركيب روابط ابزاری و اظهاری در قالب انجمنهای داوطلبانه، پايه عاطفی نظم اجتماعی كلان را فراهم ميسازد. تعميم تعهد و اعتماد همان چيزی است كه «آنتونی گيدنز» آن را نظام انتزاعی مينامد. به علاوه تحقيقات تجربی حكايت از آن دارند كه سرمايه اجتماعی پيوند مستقيمی با حفظ و بقای دموكراسی در جامعه دارد. عضويت داوطلبانه افراد در انجمن و سازمانهای غيررسمی منجر به تقويت مشاركت سياسی ميشود.
در همين راستا تحقيقات نشان ميدهد كه پيوند افراد با جامعهمشاركت سياسی آنها را افزايش ميدهد. پوتنام نيز در تحقيقات خود در ايتاليا به اين نتيجه رسيد كه ارتباط زيادی بين سرمايه اجتماعی و عملكرد دموكراتيك نهادهای حكومتی وجود دارد. حتی زمانی كه از لحاظ آماري، متغير سطح توسعه اقتصادی تحت كنترل قرار گرفت. تحقيق پكستون نيز حاكی از همبستگی مثبت دموكراسی و سرمايه اجتماعی در 45 كشور گوناگون بوده است. رونالد اينگلهارت، پيش نيازهای اقتصادی و فرهنگی دموكراسی با ؤبات را به اين شروح ذكر ميكند: توسعه اقتصادي، درصد نيروی كار در بخش سوم، سالهای تداوم دموكراسی و فرهنگ سياسی يا مدني. او ويژگيهای اين فرهنگ را با سه شاخصه نشان ميدهد: اعتماد به يكديگر، رضايت از زندگی و حمايت از دگرگونيهای انقلابي. مطالعات رونالد اينگلهارت حكايت از آن دارد كه اعتماد به يكديگر هم مانند رضايت از زندگی و خوشبختی همبستگی زيادی با توسعه اقتصادی دارد. خلاصه كلام در بخش كاركردهای سرمايه اجتماعی اينكه، بامطالعه علمی و شناخت دقيق سرمايه اجتماعی در ميان اقشار گوناگون جامعه ميتوان از اين مفهوم در تحليل مسائل اجتماعی فرهنگی به عنوان متغير پيشبينی كنند
ه بهره گرفت. از جمله اين مسائل ميتوان موارد زير را ذكر كرد: انسجام اجتماعي، نظم اجتماعي، مشاركت سياسي، تقويت نهادهای مدنی و... به علاوه تداوم چنين مطالعهيی در بعد زمان ميتواند روند تغييرات سرمايه اجتماعی را در سطح ملی آشكار سازد. آگاهی از اين روند ميتواند به برنامهريزان فرهنگی و اجتماعی در انتخاب سياستهای مناسب كمك شايانی بنمايد.
بررسی سرمايه اجتماعی در ايران
طی چند دهه گذشته، فرسايش شديدی در سرمايه اجتماعی موجود برای جوانان، هم در درون خانواده و هم در بيرون آن، روی داده است. در خانواده، رشد سرمايه انسانی بسيار زياد شده بطوری كه سطح تحصيلات دايماص در حال افزايش است، ولی به موازات رشد سرمايه انساني، سرمايه اجتماعی كه شاخا برجسته آن حضور بزرگسالان در خانه و ميزان گفتوگو در مورد موضوعات اجتماعي، فرهنگي، علمي، اقتصادي، سياسی بين والدين و فرزندان است، كاهش يافته است. در اجتماع، ميزان فرسايش و نابودی سرمايه اجتماعی به مراتب بيشتر بوده است.
غيبت پدر از خانواده و محيط همسايگی در طول روز و اخيراص غيبت مادر از خانواده و ورود او به بازار كار مترادف با كاهش مشاركت والدين در سازمانهای محلی نظير انجمن اوليا و مربيان و نظاير آن بوده است. به علاوه جامعه شديداص در معرض تهاجم فردگرايی قرار گرفته كه براساس آن منافع فردی برمصالح جمعی تقدم يافته است. به اعتقاد برخی محققان نظير كلمن، توجه وافر افراد به سلامت فردی خويش و اهميت دادن به قيافه ظاهری خود از جمله شاخاهای اين فرآيند محسوب ميشوند. از «پژوهش بررسی آگاهيها، رفتارهای اجتماعی و فرهنگی در ايران» كه در سال 1374 توسط دكتر منوچهر محسنی )استاد جامعهشناسی در دانشگاه تربيت مدرس تهران( انجام شده است، برای بررسی برخی از شاخاهای سرمايه اجتماعی در ايران استفاده ميشود. بطور مشخا دو متغير: روابط اجتماعی و ميزان اعتماد هموطنان مورد توجه است.
در پژوهش دكتر منوچهر محسنی سطح تحصيلات به عنوان عامل اصلی و تعيين كننده تفاوت ميان نخبگان و توده مردم تلقی شده است. البته يكی از دلايل وجود عدم اعتماد در جامعه را فقدان امنيت و عدم توانايی جامعه در تامين حقوق افراد ميدانند. قدر مسلم قضاوت در مورد ميزان سرمايه اجتماعی و شناسايی روند آن نياز به مطالعات نظری و تجربی بيشتر بخصوص با استفاده از طرحهای تحقيق طولی دارد. چنين نيازی در كشور ما با توجه به تحولات اجتماعی و سياسی موجود بسيار محسوس است.
نتيجهگيري
فرسايش سرمايه اجتماعی منجر به اختلال در روابط ميشود. منظور از اختلال رابطهيی عبارت است از پايين بودن ميزان چگالی روابط اجتماعی و همچنين قرينگی و تعدد و شدت روابط اجتماعی و تنوع هويتها در روابط اجتماعي. در شرايط اختلال رابطهيی احترام متقابل اجتماعی و انصاف اجتماعی كاهش مييابد. اين اختلال استحكام اجتماع را خدشهدار ميكند و آسيبپذيری فرد را افزايش ميدهد. اختلال رابطهيی ميتواند به انزوای اجتماعي، ياس، احساس عجز و انفعالگرايی منجر بشود.
باتوجه به اهميت وافر سرمايه اجتماعی برای فرد و جامعه لازم است سرمايهگذاريهای جديدی برای تامين سرمايه اجتماعی جهت نسل آتی صورت بپذيرد.
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم اسفند 1384ساعت 8:28 توسط احمد
|
|
||
|
|
|
|
|
اميدوارم كه براي همه شما مفيد باشد. از شما خواننده گرامی خواهش میکنم که قبل از اینکه قضاوت کنید این متن را تا اخر بخوانید
من این مطالب رو از سایت" گلبرگ" استفاده کردم
فقط خانمها بخوانند
به مردان قدرت دهيد ، تا صميميت فوران كند . مرد موجودي عاشق قدرت است . مرد از اينككه قدرتمند باشد حظ ميكند . در آشمان اوج ميگيرد و شما را نيز همراه خود بالا ميبرد. از اينكه توانا باشد يا احساس توانايي كند لذت ميبرد. تا وقتي كه مشغول كشتن اين احساس در مردان هستيد بدانيد كه تنها ميتوانيد خواب خوشبختي را ببينيد. اگر قدرت مرد را ناديده بگيريد يا از آن انتقاذ كنيد بدانيد كه ديگر پري روياهايش نخواهيد بود.او دنبال كسي است كه به قدرتهايش ايمان داشته باشد. و حتي ضعفهايش را در جهت تقويت تواناييهايش مثبت جلوه دهد.پس بدانيد كه:
1- اگر خودتان داراي درآمد هستيد ،هرگز درآمد و پولتان را به رخ همسرتان نكشيد.حتي اگر درامد بيشتري داريدهرگز به روي خودتان هم نياوريد.بگذاريد همسرتان فكر كند كه همه چيز در دست اوست.و اداره امور خانه به دست قدرتنمد او اداره ميشود.
2- مطلقا او را با كسي مقايسه نكنيد.شوهر خواهرم دو تا خانه داردفلاني اينقدر درامد دارد و تو مثل گداها هستي.اگر واقعا به بهبود اوضاع مالي فكر ميكنيد او را براي تلاش بيشتر تشويق كنيد.انتقاد دشمن صميميت است.
3- تو بي عرضه اي ، فاتحه خواندن بر صميميت است. تو بي عرضه اي يعني فرو ريختن مرد. يعني به دست خود خانه را خراب كردن. هر مفهوم مشابه " تو بي عرضهاي " فاتحه اي بر صميميت و عشق متقابل مرد است.
4- شوهر خود را حلال مشكلات بدانيد. مشكل را به او بگوييد و از او بخواهيد آن را حل كند.و تاييد كنيد كه تنها او قادر به حل اين مسئله است.
5- به مردان اندرز ندهيد.مردان دوست دارند كه مشكلات را به تنهايي حل كنند.و اگر به شما چيزي نميگوينديعني به تنهايي قادر است موضوع را حل كند.و در صورت لزوم با شما در ميان ميگذارند.با نصيحت نكردن زندگي خود را عاشقانه كنيد.
6- سكوت مردان را نشكنيداين اشتباه خانمهاست كه وقتي مرد ساكت است مدام به سمت آنها ميروند و با آنها حرف ميزنند.اگر او ساكت است به سكوت نيازمند است.و احترام به اين سكوت يعني صميميت بيشتر. سكوت طولاني در زنان ممكن است به معني آزرده خاطر بودن باشد اما در مردها اين طور نيست.
7- به مردان فضا بدهيد گاهي او را رها كنيدتا با خود خلوت كندبا دوستان به ورزش برود و به خانواده خود تنها سر بزند.مدام دنبال او نباشد. فضاي رها شدن! اين چيزي است كه مردان گاهي به آن نياز دارند. اگر به انها اين فضا را هديه بدهيد. انها نيز به شما عشق ميورزند.
8- مرد دوست دارد كه از او قدر داني شود. تشكر به مرد قدرت پرواز ميدهد.از هر كار كوچكي كه براي شما انجام ميدهدتشكر و قدر داني كنيد.تا او نيز بي حساب به شما عشق بورزد.
9- مرد بايد تاييد شود.تواناييهاي مرد را تاييد كنيدو تاكيد كنيد او صاحب بهترين تواناييها و شايسته ترين همسر( شوهر) است.
10- بايد مورد اطمينان باشد. به او اعتماد كنيدبا اطمينان خاط از اينكه او ميتواند ، شما ميتوانيد به راحتي بسياري از كارها را به بسپاريد.
11- مردها را تشويق كنيدمرد عاشق تشويق است.كف زدن ها را فراموش نميكند.. مرد، افرين شما را تا عمر دارد به خاطر ميسپارد.
نکاتی که در بالا ذکر شد شاید در نگاه اول بسیار ساده و سطحی و بی اهمیت جلوه کند ولی باور کنید که با رعایت همین نکات ساده ( و البته بی هزینه ) بسیاری از مشکلات مربوط به نبود صمیمیت بین همسران حل میشود.
موارد بالا برای خانمها است . به همین صورت نکاتی هم وجود دارد که اقايان باید رعایت کنند که با رعایت انها از سوی اقايان و رعایت نکات بالا از سوی خانمها قطعا" صمیمیت در زندگی پر رنگ تر خواهد شد .آری صمیمیتی که اگر در خانه حاکم باشد همه مشکلات کم رنگ میشوند و حاضر نخواهید بود که انرا با دنیا عوض کنید.
مگر ما از زندگی چیزی جز صمیمیت و یکدلی و فضایی با عشق و محبت میخواهیم؟ مگر نه اینست که حتی ان کسی که بدنبال کسب ثروت است هدفش رسیدن به آرامش است؟
فقط آقایان بخوانند:
نکاتی که در زیر میخوانید نکاتی بسیار ساده و سطحی هستند که اثر بسیار زیادی در ایجاد صمیمیت بین زن و مرد و در نهایت ارامش روحی دارد. از شما خواننده گرامی خواهش میکنم که قبل از اینکه قضاوت کنید این متن را تا اخر بخوانید :
زنها را درک کنید تا صمیمیت زیاد شود.تنها حسی که این موجود آسمانی را هراسان میکند . عدم درک متقابل از سوی همسرش میباشد.همانقدر که مردان از عدم شایستگی میهراسند.زنان از اینکه احساسات و عواطفشان درک نشود بیمناکند.
اگر میخواهید مردی نمونه باشید باید بدانید که:
1- زنان باید درک شوند.نیازها و عواطف و حضور او را درک کنید.شما باید شادی و ناراحتی و سر زندگی و کسالت و همه حالات او را درک کنید .
2- زن با صحبت کردن آرام میشود.همین که شروع به تعریف کردن میکند انگار که مسایلش به بهترین صورت حل میشود.هرگز او را از تعریف کردن و صحبت کردن باز ندارید.
3- گوش کنید. فراوان و فراوان به حرفهایش گوش کنید. وانمود نکنید که دارید به حرف هایش گوش میکنید بلکه واقعا به حرفهای او دقت کنید.گوش کردن به صحبتهای زن بذر صمیمیت را در دل شکننده او میکارد.هنگامیکه صحبت میکند صمیمانه و با مهر و محبت نگاهش کنید و به حرفهایش دقت کنید.
4- راه حل ندهید.سریع پیشنهاد و راه حل ندهید.زن نمیگوید که شما مشکل را حل کنید.او میگوید چون فقط میخواهد که گفته شود.و نه اینکه به سرعت مسئله حل شود.اگر میگوید سرم درد میکند نگویید برو دکتر.بگذارید به صحبتش ادامه دهد.
5- زن به توجه شما نیاز دارد .به او توجه کنید.به نیازهایش . به لباسهایش. به صورتش. به آرایش جدیدش.به ....به فعالیتهای روزانه اش و به صبوری و اخلاق نیکویش. به تبسم و اخم او به همه چیز ...
6- به مهمانی که میروید بین مردم غرق نشوید و هر از گاهی به دنبال او نیز بگردید . هم توجه کنید و هم به او فضا بدهید.او کفشی جدید خریده و از شما نظر میخواهد شما به او میگویید کفش خوبی است . او میداند که کفش خوبی خریده او میخواهد بشنود که " فوق العاده است"
7- زن مرد را مقتدر دوست دارد .مرد نباید ابراز ضعف نماید حتی اگر ضعیف باشد.دست کم نشان دهید که مقتدر هستید.با شخصیت و محترم باشید.ورزش کنید و خرابی های خانه را به سرعت اصلاح کنید.مسوولیت پذیر باشید.
8- زن دوست دارد که به او احترام بگذارید.به او احترام بگذارید.تنها خدا میداند که احترام گذاشتن به او چقدر برایش لذتبخش است. مرد و زن در جلوی در ایستاده است . زن واقعا" لذت میبرد اگر شما به او بگویید اول شما بفرمایید. آری به همین سادگی . هرگز زن را در برابر دیگران سرزنش نکنید حتی اگر اشتباه مسلمی مرتکب شده باشد.
9- زن به اعتبار نیاز دارد.زن را یکی از معتبرترین فرد خانواده معرفی کنید.البته بدون لطمه زدن به شخصیت خودتان.
10- به همسرتان قوت قلب بدهید.به او اطمینان دهید که دوستش دارید.به زبان بیاورید و بگویید دوستت دارم . عزیزم دوستت دارم. اری همین جمله را به زبان بیاورید . نگویید این کلمه لوس است.به او بگویید خانه بدون او روح ندارد. این جملات به زن قوت قلب میدهد که او در کانون عشق و محبت همسرش واقع شده است.
چند نکته به اقایان برای حمایت عاطفی از همسرانشان
اگر میخواهید که همسرتان همواره زنی با طراوت و سرزنده و مادری سنجیده و مهربان برای فرزندتان باشد تصور نکنید که مجبورید بهای سنگینی برای حصول به این نتیجه بپردازید.فقط کافیست دقایقی را دقیقا" به حرفهای او گوش دهید.
1- وقتی احساس میکنید همسرتان ناراحت است منتظر حرف زدن او نمانید.اگر شما آغاز گر صحبت باشید 50 درصد ناراحتی اش را از بین برده اید.نگذارید سکوت طرفین فضای سنگینی بر خانه حاکم کند
2- وقتی به او اجازه صحبت میدهید بدانید ناراحت شدن از اینکه او چرا ناراحت است کمکی به حل مسئله نمیکند.
3- از قطع کردن صحبت او جلوگیری نکنید
4- وقتی نمیدانید چه بگویید حرفی نزنید.اگر نمیتوانید حرف مثبتی بزنید و اگر به هر دلیلی نمیتوانید جانب احتیاط را نگه دارید بهتر است ساکت بمانید
5- اگر همسرتان قصد صحبت نداشت با طرح سوال او را به صحبت وادار نمایید.
6- احساسات او را اصلاح نکنکید . و در مقام داوری بر نیایید
7- تا حد امکان ارامش خود را حفظ کنید .واکنش نشان ندهید. چرا که اگر برای لحظه ای کنترل خود را از دست بدهید قطعا" شما بازنده خواهید بود و البته پشیمان!
نکاتی که در بالا ذکر شد شاید در نگاه اول بسیار ساده و سطحی و بی اهمیت جلوه کند ولی باور کنید که با رعایت همین نکات ساده ( و البته بی هزینه ) بسیاری از مشکلات مربوط به نبود صمیمیت بین همسران حل میشود.
موارد بالا برای آقایان است . به همین صورت نکاتی هم وجود دارد که خانمها باید رعایت کنند که به رعایت انها از سوی خانمها و رعایت نکات بالا از سوی آقایان قطعا" صمیمیت در زندگی پر رنگ تر خواهد شد .آری صمیمیتی که اگر در خانه حاکم باشد همه مشکلات کم رنگ میشوند و حاضر نخواهید بود که انرا با دنیا عوض کنید.
مگر ما از زندگی چیزی جز صمیمیت و یکدلی و فضایی با عشق و محبت میخواهیم؟ مگر نه اینست که حتی ان کسی که بدنبال کسب ثروت است هدفش رسیدن به آرامش است؟
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم اسفند 1384ساعت 8:27 توسط احمد
|
|
||
|
|
|
|
|
سکوت دوستي است که هرگز خيانت نمي کند
بهتر زندگي كنيم
راز زندگی ، زیستن در آن است.
زندگی ما از میلیونها لحظه تشکیل شده است، که این لحظات در راه های مختلفی صرف میشوند.
بخشی از آن ، صرف جست و جوی عشق، صلح وهماهنگی و مابقی آن صرف زنده ماندن ما می شود .
اما هیچ لحظه ای بزرگتر و بهتر از زمانی نیست که زندگی را با همه شادیها و غمهایش کشف کنیم.
هر روز یک امکان جدید است، و زندگی کردن یک روز در یک زمان، ما را قادر میسازد که کاملا از زندگی لذت ببریم و آن را به طور کامل زندگی کنیم .
من ديديم ، عابري دعا ميخريد
و ثروت ميفروخت !من ديديم قلبي عشق گدايي ميكرد شايد گلي پژمرده باشد ...شايد لذتي بود در تبسم لذتي بود در استشمام بهار لذتي بود در لمس گلبرگ بنفشه لذتي بود در نگاهي ، ژرف ، ژرفتر از ايمان به آسمان لذتي بود در درك سياهي شب لذتي بود در هم صحبتي شقايق لذتي هست ... آري ، لذتي عابرهاي خيابان متروكه دل را صدا كنيد ، آرام بگوييد دلم تنگ شده بگوييد ، دلم براي يك لبخند ، براي يك صدا ، تنگ شده بگوييد دلم براي ناله ي ساز ، عشوه رز ، لبخند بهار نارنج براي استواري سپيدار ، براي آواز رود دلم براي زندگي تنگ شده بگوييد ، بگوييد آرزوي عابران خيابان دل ، تن تقدير را ميلرزاند بگوييدشان كسي در شب ، صدايشان ميكرد بگوييد
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم اسفند 1384ساعت 8:23 توسط احمد
|
|
||
|
|
|
|
|
قيامت عشق
درب حياط را باز ميكنم عصايم را مي گذارم روي پله اول آرام پاي چپم را مي گذارم
روي پله بايد مواظب باشم لنگه درب را بادست چپ مي گيرم نايلكس خريدم را انداخته ام روي شست دست چپ چيزي نيست چند بسته سيگار با پنير و كبريت به حياط نگاهي مي اندازم بعد از اينهمه سال هنوز نمي دانم چند متر است پنج متر....شش متر....ده متر
راستش نمي دانم حواس ندارم بهار داره مياد همين نزديكي هاست تا چند روز ديگه بوي بهار مياد لگد به زمين مي زنم آهاي زمين كي نفس مي كشي..هان؟ نفس تازه كن بايد بدوي تا دوازده ماه ديگه . دو تا درخت گيلاس نزديك هم هر دو نزديك پنجره اطاق يكيش به اسم مادر يكيش به اسم من... آهان اين جا هستيد مادر جان پدر جان . مي دانم
داريد به من مي خنديد ميدونم مادر جون حتما به بابا مي گي نيگا كن مرد ببين اين پير مرد نمي خواد بزرگ بشه ... آره مادر جون هزار سال هم داشته باشم مادر برام هميشه مادر ميمونه پدر هميشه برام پدر ميمونه آخ خدا پس چي شد اين كليدِ خونه حواس ندارم
...آهان تو جيب جليقه ام گذاشتم خوبه پيش ساعت جيبي يادگار باباست ببينم
ساعت چنده خوبه هنوز ظهر نشده برم داخل سماور را روشن كنم هوا سرد شده چاي با سيگار سيگار با چاي داغ مي چسبه... خوبه اين هم اطاق من . بايد فرصت كنم
شيشه هاي پنجره را تميز كنم تا چند وقت ديگه بهار مياد فصل قيامت عشق درخت هاي گيلاس بار مياورند گنجشك ها خواهند آمد به گيلاس ها نوك خواهند زد راستي يادت هست گيلاس هاي دم چسبيده را مي كندم مي آويختم به گوش هايت چه ذوقي مي كردي يادت هست؟
خوب اين هم اطاق . مبل هاي كهنه و قديمي بايد فرصت كنم روكششان را عوض كنم
هيچ صدايي نيست خداي من اقلا تو حرفي بزن چيزي بگو تو كه هميشه اينجايي
پيش من توي اين خونه توي اين اطاق...تولدت بهار بود يادم مونده يه روز در اطاق را باز كردم اون موقع اين مبل ها نبود مادر چادر شب را پهن كرده بود روي فرش خرسك رنگ و رو رفته آينه يادگار مادرش را گذاشته بود روبروي تو داشت با شونه چوبي موهاي بلندت را شانه مي زد پرسيد چي مي خواي پسر؟ از تو آينه به صورتت نگاه كردم تو هم نگاهم كردي خنديدي راستش يادم نيست موهات چه رنگي بودند خرمايي؟ سياه؟ حواس ندارم پير شدم اما رنگ چشمهات يادم هست سياه مثل شباي تنهايي من گفتم مامان يك قرونم رو بده مي خوام چغاله بادوم بخرم تو خنديدي هنوز خنده هات توي اون آينه جا مونده آينه روي طاقچه داره صدام مي كنه برش مي دارم مي گذارم روي ميز وسط مبل ها چه صدايي دارند اين مبل ها ي كهنه مي خواستم اين آينه را به تو بدم از مادر برام يادگاري مونده حواس ندارم نمي دونم چرا ندادم يادم رفت يا تو نبودي؟
يك قرون از كيف مادر برداشتم دهشاهي چغاله بادام دهشاهي گوجه سبز خريدم
چغاله هارو دادم به تو گوجه ها رو دادم مادر جون بندازه تو آش... مادرت با مادرم كنار درب اطاق ايستاده بودند من و تو داشتيم نون بيار كباب ببر بازي مي كرديم يادم نيست حواس ندارم نمي دونم مادر تو بود يا مادر من كه گفت نيگا كن خواهر اين دو تا چه بهم ميان؟
چادر سر كردند ما هم دنبالشان رفتيم بستني فروشي سر كوچه هوا گرم بود يادت هست؟
مادرامون بستني خواستند با ليموناد نوشابه خارجي تازه اومده بود تو خواستي يادم نيست پا به زمين كوبيدي و خواستي يا نه... مادرت يه شيشه نوشابه سينالكو كه خارجي بود را خريد داد دست من گفت با هم شريكي بخوريد يه قلپ خوردم شيشه رو دادم به تو قلپ قلپ داشتي مي خوردي نگاهم كردي خنديدي سرت را خم كردي رو شونه راستت موهات ريخت رو شونه... بقيه اش مال من باشه؟ مگه مي تونستم بگم نه نه...نه
نمي تونستم يه روز پرسيدي دوسم داري؟ نمي تونستم بگم نه روم نمي شد بگم آره سرم رو تكون دادم گفتي بگو بخدا...
گفتم هم بخدا هم اندازه خدا.... حالا به آينه نگاه مي كنم مادر... پدر مي دونم شاهد هستند
پس كجاي آينه خنده هات قايم شدند هميشه توي اين آينه بودند خنده هات هميشه هر وقت به اين آينه نگاه مي كردم تو بودي كه مي خنديدي...تو بودي كه داشتي موهات رو شونه مي زدي پس حالا كجايي؟ بلند مي شوم بطرف گرامافون مي روم هنوز صفحه قمر روش هست سوزن گرامافون را مي گذارم اول صفحه با گردش صفحه...آره اين صداي
قمر است كه مي خواند درست مثل همون روز تو بستني فروشي كه راديو داشت صداي قمر را پخش مي كرد .
ديگه به من نخند به اين روزگار بخند بهار همين روزها مياد واي چه قيامتي خواهد شد
بازهم عاشق خواهم شد گيلاس هاي دم چسبيده را نگه مي دارم براي گوش هاي تو
ميدونم دوست داري به دختراي محل با گوشواره هايت پز بدي بعضي وقتا به ديدار مادر و پدر مي روم راه دور است اما من مي روم به كمك اين عصا تو هم اگر روزي شنيدي من هم مردم و رفتم پيش مادر به همه به همه عالم بگو (دق كرد مرد ) ميدونم توي همين آينه دق خواهم كرد
خواهي ديد...يا نه خواهي شنيد.... توكلي
اين بخت آينه است
شريك تنهايي و سر گشتگي
در پسِ نقره ايِ دلباختگي
قسم به شب دو چشم تو
من راز افتادن هيچ ستاره اي را
براي هيچ آينه اي نگشوده ام
اين همه انتظار
و اين همه پنجره
قسم به تمام گريه ها و
لب گزيدن ها
نامت اگر در تنه ي درختي نمانده است
در ذهن آينه اطاق من
موهاي پريشانت جاريست
با دو خطِ خشك
از دو قطره اشگ
قسم به تمام درهاي باز
كه تمام درها را
تو زدي و رفتي
توكلي
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم اسفند 1384ساعت 8:6 توسط احمد
|
|
||
|
|
|
|
|
شکیرا
![]() شکیرا ایزابل مبارک ریپل(shakira Isabel mebarak Ripoll) در دوم فوریه 1977 در روز چهارشنبه (Barranquilla) در کلمبیا به دنیا امده است.پدرش ویلیام مبارک(William Mebarak) یک امریکایی لبنانی تبار است ومادرش نیدیا ریپل(Nidia Ripoll)یک کلمبیایی است. شکیرا در یک خانواده فقیر متولد شده، پدرش جواهر ساز و نویسنده است، در دوران مدرسه عضو گروه کر مدرسه بوده و به خاطر اینکه خیلی بلند وقوی می خونده (مثل حالاش) از گروه اخراج شده. اون با آلبوم Magia که در 13سالگی خونده بود تونست برای فستیوال OTI اسپانیا انتخاب بشه، اما به دلیل سن کمش، بهش اجازه شرکت در فستیوال رو ندادند، که بعد از اون با آلبوم Peligro تونست انتقام سختی ازشون بگیره (دمش گرم) یکبار هم توسط دولت کلمبیا مورد تقدیر قرار گرفته و تونسته مجوز ملاقات رسمی با پاپ رو در واتیکان به دست بیاره. معنی اسمش رو هم که حتماً خودتون اطلاع دارید، شکیرا (بر وزن فعیلا) در زبان عربی به معنی "زیبا و خوش اندام". در ضمن من شنیدم اون علاوه بر زبان مادریش یعنی لاتین،به زبان های اسپانیایی و انگلیسی کاملاً مسلطه و با زبانهای عربی- ایتالیایی و حتی فارسی!!! آشنایی داره. شکیرا ازهمان دوران بچگی به موسیقی و سرودن شعر علاقه زیادی داشت به طوری که در هشت سالگی اولین شعرخود را سرود ودر یازده سالگی گیتار نواخت. در سیزده سالگی برای انتشار البوم جادو (magia) که شامل ترانه هایی بود که او در سنین هشت تا سیزده سالگی سروده بود قرار دادی با شرکت (sony musik Colombia) امضاء کرد. او پس از فارغ التحصیل شدن از دبیرستان تصمیم گرفت زندگی خود را وقف موسیقی کند به این ترتیب چندی بعد البوم دوم خود (peligro) یاهمان خطر(danger) را ضبط کرد. پس از این البوم(pies descalzos)یاهمان پاهای برهنه (bare feet) را به بازار عرضه کرد. این البوم نقطه عطفی در زندگی هنری شکیرا بود. به جرات می توان گفت که این البوم با فروش چهار میلیون کپی درهشت کشور جهان نام شکیرا را به عنوان یک خواننده و اهنگساز توانای (pop-rock)بر سر زبان ها انداخت و بدین ترتیب بود که البوم بعدی او (donde estan los ladrones) به بازار های امریکا راه یافت. شکیرا در جایی درباره نوع موسیقی خود می گوید من اگر چه یک کلمبیایی بودم ولی به گروه هایی نظیرled zeppelin the care---the police---the beatles وnirvana علاقه داشتم و با وجود این علاقه زیادی به موسیقی rock داشتم به علت اینکه اصلیتی لبنانی دارم به موسیقی عربی نیز علاقه پیدا کردم و در واقع اهنگ هایی که من می سازم ترکیبی از موسیقی(pop-rock وعربی) است. اولین البوم شکیرا به زبان انگلیسی(laundry service) سرویس لباسشویی است که در سال 2001 به بازار امد.در ابتدا او خود علاقه زیادی به خواندن به زبان انگلیسی را نداشت اگر چه به اندازه کافی به این زبان تسلط داشت اما ترجیح می داد تا اسپانیایی بخواند.تا زمانی که او با امیلیو وگلوریا استفان همکاری می کرد این دو نفر او را قانع کردند تا به زبان انگلیسی نیز بخواند. و از این رو او اولین اهنگ خود را به زبان انگلیسی نوشت که این ترانه با نام اعتراض (objectron) در البوم سرویس لباسشویی جای گرفت. جدید ترین البوم شکیرا که به بازار امده است وقرار است به بازار راه یابد در سال 2005با نام های (fijacion oral vol 1)به زبان اسپانیایی است که به بازار امده است والبوم(oral fixation 2)که به زبان انگلیسی است وقرار است به زودی به بازار راه یابد.البوم (fijacion oral vol 1)در سه هفته اول به فروش 1800000رسید که من امید وارم که البوم (oral fixation 2) به زبان انگلیسی که قرار است(November 28 and 29 یا همان 8و7ماه اذر)به بازار راه یابد و به فروشی چند برابر نصبت به البوم اسپانیایی برسد در هفته های اول ورکورد جهان را ارتقاء دهد البته فکر نمی کنم رکورد فروش البوم در هفته های اول بالای پنج میلیون باشد. اگر بخواهیم راجع به موسیقی شکیرا و خود او تعریفی کامل و مختصر ارائه دهیم بدون شک تعریف نویسنده توانای کلمبیایی برنده جایزه نوبل ادبی گابریل گارسیا مارکز بهترین تعریف است:{موسیقی او ویژگی هایی دارد که موسیقی هیچ کس دیگراین ویژگی ها را ندارد.هیچ کس نمی تواند مانند او بخواند وبرقصد}.که من با نظر ایشان صد درصد موافقم که اگر کسی که کنسرتهای شکیرا که تمامی(live) یا همان زنده خودمان است را دیده باشد و کلیپ هایش رانگاه کرده باشد با نظر ایشان موافقت می کند |
||
|
+
نوشته شده در جمعه دوازدهم اسفند 1384ساعت 13:45 توسط احمد
|
|
||
|
|
|
|
|
نامه مسيح علينژاد به محمود احمدينژاد
آقای احمدی نژاد
انتخاب 30 میلیون ایرانی نیستید
اما رئیس جمهور70 ایرانی هستید!
جناب آقاي محمود احمدينژاد
رييسجمهوري اسلامي ايران!
با سلام و احترام
اعتراف ميكنم نخستين بار است كه دوست دارم نام شما را به عنوان رييسجمهور خطاب كنم، چون اكنون واقفم كه فقط بار سنگين اجراي قانون اساسي و سوگندي كه براي اجراي كامل آن خوردهايد، كافي است تا كوه هم از زير بار چنين مسؤوليتي شانه خالي كند، توش و توان و تحمل برايتان آرزومندم.
جناب آقاي رييسجمهور!
چه اهميتي دارد كه مانند بسياري از دوستان روزنامهنگارم در ايام انتخابات در مقابل عكسهاي شما بيتفاوت شانه بالا انداختم و پس از انتخاب شما نيز سخت گريستم و گريستيم. مهم اين است كه مسلمانيد و بايد در دولت به نام شما با دوستان مروت و با دشمنان مدارا شود.
سخن دراز نكنم كه ميترسم درازاي سخنم موجب ابطال رسالتم گردد و مرگ دختر جواني را به نظاره بنشينم كه شرح حالش بر آنم داشت تا قلم گيرم و با توكل بر خدا به شما نامهاي بنويسم كه "حركت كردن بهتر از ماندن است".
جناب رييسجمهور!
مجبورم تا از شخصي ياد كنم كه شايد باري از دوش روزنامهنگاران برنداشت اما در تاريخ خواهد ماند كه" سنگ صبور اين جماعت بود"، خاتمي را ميگويم كه شما اكنون برجايش تكيه زدهايد با قدرت بيشتر و امكانات افزونتر.
انتخاب من در سوم تير شما نبوديد اما ترديد ندارم كه براي دختر بيگناهي كه از بدحادثه روزنامهنگار شده- و من مطمئن هستم كه اگر دينار و درمي داشت، هيچگاه دست به اين خطر خطير نميزد تا كوس رسوايياش عالم و آدم را بردارد- كاري بكنيد.
جناب احمدينژاد!
الهام افروتن را نميشناسم اما ترديد ندارم كه نه از سياست سر درميآورد، نه قانون مطبوعات ميداند و نه درك درستي از پذيرش مسؤوليت در رسانه داشت كه اگر چنين بود، به راحتي پشتش خالي نميشد تا به عنوان مديرمسؤول پاسخگو باشد و مسؤول روزنامه....،.
ميدانم 21 ساله است، از سوم بهمن در زندان به سر ميبرد. به اتهام انتشار طنزي كه تاريخ ورود بيماري ايدز در ايران را سال 1357 اعلام كرده بود. اين مقاله پيش از اين بر روي سايت هاي اينترنتي انتشار يافته بود و دست اندركاران نشريه "تمدن هرمزگان" به اشتباه مطلب را در صفحه بهداشت شماره58 نشريه صفحه بندي كرده بودند.
كار روزنامهنگاري و رسانهاي طاقتفرساست و شايد طاقت افروتن در مسيري كه ما هرروز لمسش ميكنيم، طاق شده و فرسوده گشته كه مرتكب چنين اشتباهي شده است، اشتباهي كه ميدانم قابل توجيه نيست، نه براي او و نه براي مديرمسؤولي كه اين گونه مواقع بايد با جسارت مسؤوليت اشتباه رخ داده را برعهده بگيرد و پوزش بطلبد.
الهام افروتن، از جنس مرفهين بيدرد نيست، از دار و دسته كوخنشيناني است كه تار مويشان بر كاخنشينان برتري دارد و اينك متهم به توهين به شخصيتي .او جوان است ، با هزاران آرزو، آرزوهايي كه جنسشان را حتما در سفرتان به اين استان ديده و لمس كردهايد.
آقاي احمدينژاد!
از شما به عنوان مسؤول اجراي قانون اساسي بخواهم، تلاش كنيد بر خطاي الهام افروتن هم به ديده اغماض نگريسته شود تا مبادا تنها نظارهگر غريبنوازي شما باشيم و خود سالها بر اين خانه غريب افتاده باشيم.
آقاي رييسجمهور!
من فقط به مادر پيرش ميانديشم كه چه كشيده و ميكشد، وقتي سايه پدر هم بالاي سر آن خانواده نباشد. صداي من، فرياد دادخواهي اوست و اكنون چشم انتظار اقدام از سوي شما كه مهرورزي را آيين گفتوگو قرار دادهايد.
اينك كه خيليها كمر همت بستهاند تا چهرهاي خشن از مسلمانان نشان دهند، نگذاريم كه "ابليس پيروز مست سور عزاي ما را به سفره نشيند."
اين روزها خبرهاي خوبي از الهام افروتن نميرسد، و حتي خبر خودكشي او را نيز كسي تكذيب نميكند، الهام افروتن فرزند همين نظام است و چشم انتظار مهرورزي، حتي اگر مستحق اين مهرورزي نباشد.
مسيح علينژاد
.تاریخ:۲۹/۱۱/۸۴
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم اسفند 1384ساعت 15:44 توسط احمد
|
|
||
|
|
|
|
|
لئوناردو داوينچي موقع كشيدن تابلو "شام آخر" دچار مشكل بزرگي شد: مي بايست "نيكي" را به شكل عيسي" و "بدي" را به شكل "يهودا" يكي از ياران عيسي كه هنگام شام تصميم گرفت به او خيانت كند، تصوير مي كرد.كار را نيمه تمام رها كرد تا مدل ها ي آرماني اش را پيدا كند.
روزي دريك مراسم همسرايي, تصوير كامل مسيح را در چهرة يكي از جوانان همسرا يافت. جوان را به كارگاهش دعوت كرد و از چهره اش اتودها و طرح هايي برداشت. سه سال گذشت. تابلو شام آخر تقريباً تمام شده بود ؛ اما داوينچي هنوز بري يهودا مدل مناسبي پيدا نكرده بود.
كاردينال مسئول كليسا كم كم به او فشار مي آورد كه نقاشي ديواري را زودتر تمام كند. نقاش پس از روزها جست و جو , جوان شكسته و ژنده پوش مستي را در جوي آبي يافت. به زحمت از دستيارانش خواست او را تا كليسا بياورند , چون ديگر فرصتي بري طرح برداشتن از او نداشت. گدا را كه درست نمي فهميد چه خبر است به كليسا آوردند، دستياران سرپا نگه اش داشتند و در همان وضع داوينچي از خطوط بي تقوايي، گناه و خودپرستي كه به خوبي بر آن چهره نقش بسته بودند، نسخه برداري كرد.
وقتي كارش تمام شد گدا، كه ديگر مستي كمي از سرش پريده بود، چشمهايش را باز كرد و نقاشي پيش رويش را ديد، و با آميزه اي از شگفتي و اندوه گفت: "من اين تابلو را قبلاً ديده ام!" داوينچي شگفت زده پرسيد: كي؟! گدا گفت: سه سال قبل، پيش از آنكه همه چيزم را از دست بدهم. موقعي كه در يك گروه همسرايي آواز مي خواندم , زندگي پراز روًيايي داشتم، هنرمندي از من دعوت كرد تا مدل نقاشي چهرة عيسي بشوم!
"مي توان گفت: نيكي و بدي يك چهره دارند ؛ همه چيز به اين بسته است كه هر كدام كي سر راه انسان قرار بگيرند." -پائولو كوئيلو |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دهم اسفند 1384ساعت 14:37 توسط احمد
|
|
||
|
|
|
|||
|
|
||||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دهم اسفند 1384ساعت 14:35 توسط احمد
|
|
||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دهم اسفند 1384ساعت 14:26 توسط احمد
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
به ياد دانشمند ايرانی ناسا، پرفسور مظفر پرتو ماه باور به آزادی و شرم در بيان • "پرفسور مظفر پرتو ماه در گذشت" خبری کوتاه که در دنيای خبرها شايد چند ثانيه ای بود و آنگاه ناپديد شد و حتی خبرگزاری های ايران تا عصر پنجشنبه که با ايسنا تماس گرفتم، خبری از ماجرا نداشتند و برايشان خواندم!
دکتر عرفان قانعی فرد
دوشنبه اول اسفند ١٣٨۴ – ٢٠ فوريه ٢٠٠۶
"پرفسور مظفر پرتو ماه در گذشت" خبری کوتاه که در دنيای خبرها شايد چند ثانيه ای بود و آنگاه ناپديد شد و حتی خبرگزاری های ايران تا عصر پنجشنبه که با ايسنا تماس گرفتم، خبری از ماجرا نداشتند و برايشان خواندم!
البته در لابلای شهر و در ميان کوچه و پس کوچه ها، چه بسياراند نام هايی که غروب شان، سرزمين فرهنگ و هنر را به ماتم می نشانند...
و هنوز مشخص نيست که آيا جنازه اش را در غربت دفن می کنند و يا مام ميهن بر می گردانند...
پس از شنيدن خبر تاسف انگيز در گذشت او ذکر يادش را خالی از لطف نديدم:
او را يک بار در لندن ديده بودم. در منزل هنرمندی موسيقی دان و ان شب يادم هست که به ساحت اين شخصيت دو نفر چه تهمت هايی که روا نداشتند و او خونسرد چای می نوشيد و فقط با چشمان خسته اش – اما مهربان – شرم حضور داشت و تبسمی می کرد.... چون پاسخ دادن، زيبنده مقام علمی او نبود...
نهايت آزادی در گستاخی را برای آن دو همشهری هم زبانش قايل بود و اين نشان از روحيه نقد پذيری او داشت و اعتقادش به چند صدايي... تا که شايد در ميان صداها، فکری نو فرصت رشد يابد و گرنه غوغاها دفن می شود... زنجير وابستگی می پوسد... بند و دام فريب هم می درد...
با صراحت و ادب؛ آرمان و اعتقادش را باز می گفت و آنچه را که سره و سالم می دانست و در خط فکری اش همچنان مانده بود؛ و آن باورش به دين و شريعت آزاديخواه بود نه دين سنتی بازار...
جدای از مساله ايدئولوژی و تفکر سياسی اش که شايد با ان سخت مخالف باشم اما او فيزيک دانی عارف بود... دانشمندی دين دار و اهل مرام و ايمان... و اين آزادی حق اوست که در مرام اش و باورش صوفی يا عارف باشد و از اين نظر کم شباهت به مرحوم مهندس بازرگان نبود...
در آخرين ديدار، هنوز يادم هست با چه تواضعی از ترجمه قران به زبان کردی سخن می گفت؛ رنج و زحمتی که برای اعتقادش در دنيای خلوت کشيده بود...
به دور از هر غل و غشی سالها در کنج آرامش نشست و به دور از هر هياهو تنها با معشوقه انديشه اش ذکر و ثنا می گفت....
هر سال – درست يا غلط - به مانند موجی ناآرام که به ساحل می خروشد و اما "ساحل نمی گيردش دست، پس می زند موج" به کعبه می رفت، طواف می کرد، قران می خواند؛ و می گريست... و به معنی واقعی کلمه اهل عرفان بود...
اما شايد کسی را توان درک عرفان او نبود ... چون در عالم مماشات و ريا همه چيز رنگ می بازد و ستون و پايه خشک باوری می شود... اما گريه او از سوز عشق بود از نوعی اعتقاد، از آرمان، از باور... نه که در پی معيشت. کسب نام و نان و محراب گردانی بود؛ بلکه تغيير و رشد و اعتلا را در آرمانش می ديد... داعيه مصلحی هم نداشت اهل مراد و مريد پروری نبود، زير تابلوی کسی هم نرفت... درست يا غلط، بخواهيم و نخواهيم، او با شعور و تفکر آزاد اين راه را برگزيده بود و انگار رهی ديگر نمی دانست...
چون "رسم عاشق کشی و شيوه شهر آشوبی / جامه ای بود که بر قامت او دوخته بود"... و ای کاش هيچگاه اين مقام علمی به سياست دست نمی زد تا که او را هر مدعی سياستی آزرده نمی کردند!...
در کنار فعاليت علمی و تخصصی اش و شرکت در مباحث بنيادی رشته تحصيلی اش؛ تنها دغدغه و خواست و نيازش در حوزه تفکر و انديشه اسلامی بود... و هر چند بودن در صحنه قدرت و مسئوليت و مقام و حرکت در بازار سياست و... جامه ای نبود که بر قامت او دوخته باشند... زيرا گويی که توان حرکت در اين باره را نداشت!.. در تاريکخانه افکار سنتی، انحطاط، خشونت، شک و بی باوری؛ جايگاهی برای ماندن را به مصلح نمی ديد... اما متاسفانه گاه جامه به اين باده بيالود!...
برخلاف همگان که می گويند "محافظه کار بود و کاری برای مردمش نکرد!" من می گويم که ملاحظه کاری با شعور و اهل تفکر بود و می دانست بجز ماندن بر راه نو جستن و بسط آزادی و ارتباط و تعامل با همديگر و انصاف، به ضرب و زور و ابزار ريا و تزريق موهومات و عوام فريبی نتوان راهی در جامعه بشری به پيش برد... و لااقل آنکه نوعی انحراف در مسير رشد ايجاد نکرد، جای آفرين دارد!...
به هيچ وجه يک خودنمای مدعی نبود... آرام سر بر بالين آرامش و آسايش می گذاشت.. و تنها يک صوفی اهل سماع بود... يک دانشمند اهل دل.. و نه سياست مداری موفق! و تنها جهان بينی دينی او جهان شمول و جهان وطنی بود و کل بشريت و هستی را در بر می گرفت و ای کاش تفکر سياسی اش نيز چنين بود!..
هر سال از آمريکا به زادگاهش – سنندج – باز می گشت، آرام و بی سر و صدا، در منزل خواهر سالخورده اش می نشست و تنها دوستانش می دانستند که در گوشه شهر پر هياهو چه کسی عاشقانه در محراب عشق به نماز ايستاده و در آغوش آبيدر صوفيانه سماع می کند...
گاه همانند مردم کوی و برزن به مسجد می رفت اما شبی در مسجدی از شهر بعضی از بی باوران بی انصاف به آن پير مرد سپيد موی ثنا خوان تاختند و باختند...!
آری آن عارف و زاهد نشسته در مسجد؛ همان دانشمند ايرانی و فيزيک دان ناسا بود، فقط به جرم همشهری و همزبان بودن و سابقه ای از سياست داشتن، رفتار زشت آن جزم باوران خشک انديش و بی انصاف را شنيد، اما اشک چشمانش خبر از حال نهانش می داد... در همان غروب سرد پاييز؛ آرام و بی صدا در ميان مردم خيابان و شهر عبور کرد و به خانه باز گشت... بسان غريبه ای ناآّشنا... که انگار کسی در زادگاهش او را نمی شناسد و مام ميهن هم از بودن اين فرزند در آغوشش بی خبر است!... نمی دانم، اما شايد هنگام باز گشت به آمريکا اين شعر حافظ را زير لب زمزمه می کرد که
"زاهد ظاهر پرست از حال ما آگاه نيست / در حق ما هر چه گويد جای هيچ اکراه نيست
در طريقت هر چه پيش سالک آيد خير اوست / در صراط مستقيم ای دل کسی گمراه نيست"
از آن پذيرايی سرد و بی باوری آن شب همشهريانش، مدتی نگذشته بود که ديروز وقت مردنش مسجد شهر را برايش قرق کردند و گلاب پاشيدند... در وقت زنده بودنش کسی شاخه ای پر خار به رايگانش نمی داد و اما امروز تاج گل بی خار بر سر قبرش می گذارند!... و شايد هم چند نفری که او را نمی شناسند درباره اش سخنرانی می کنند! و يا افرادی مکتب نديده، زندگی اين دانشمند را نقد می فرمايند! که البته "هر چه هست از قامت ناساز بی اندام ماست" و حاکی از همان رسم و سنت غلط مرده پرستی ما...
هر چند او ديگر پس از مردن، مانند زيستن ش نيازی به تعريف و تمجيد يا ذمّ و نفرين ندارد و با غرور در اوج پرواز بلندش به لقّاء معشوقه اش رفت
" بنده پير خراباتم که لطف ش دايم است / ور نه لطف شيخ و زاهد گاه هست و گاه نيست"
با اميد به آنکه صدها نوباوه ديگر از اين آب و خاک چنين رشد يابند و ترقی کنند.
يادش گرامی و راهش پر رهرو...
5 شنبه – 27 بهمن 1384
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دهم اسفند 1384ساعت 14:25 توسط احمد
|
|
||
|
|
|
||
|
سردار داوود
|
|||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دهم اسفند 1384ساعت 14:24 توسط احمد
|
|
|||
|
|
|
|
|
چرا بايد به ايران افتخار كنيم ؟
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه سيستم اگو يا فاضلاب را جهت تخليه آب شهري به بيرون از شهر اختراع كرد ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه اسب را به جهان هديه كردند ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه حيوانات خانگي را تربيت كردند و جهت بهره مندي از آنان استفاده كردند ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه مس را كشف كردند ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه آتش را در جهان كشف كردند ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه ذوب فلزات را آغاز كردند ايرانيان بودند در شهر سيلك در اطراف كاشان . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه كشاورزي را جهت كاشت و برداشت كشف كردند ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه نخ را كشف كردند و موفق به ريسيدن آن شدند ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه سکه را در جهان ضرب كردند ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه عطر را براي خوشبو شدن بدن ساختند ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه كشتي يا زورق را ساختند ايرانيان بودند به فرمان يكي از پادشاهان زن ايراني. آيا ميدانيد : اولين ارتش سواره نظام در دنيا توسط سام ايراني اختراع شد با 115 سرباز . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه حروف الفبا را ساختند در 7000 سال پيش در جنوب ايران ، ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه شيشه را كشف كردند و از آن براي منازل استفاده كردند ايراينان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه زغال سنگ را كشف كردند ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه مقياس سنجش اجسام را كشف كردند ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه به كرويت زمين پي بردند ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه قاره آمريكا را كشف كردند ايراينان بودند و كريستف كلب و واسكودوگاما بر اثر خواندن كتابهاي ايراني كه در كتابخانه واتيكان بوده به فكر قاره پيمايي افتادند . آيا ميدانيد : كلمه شاهراه از راهي كه كورش کبير بين سارد پايتخت كارون و پاسارگاد احداث كرد گرفته شده است . آيا ميدانيد : كورش كبير در شوروي سابق شهري ساخت به نام كورپوليس كه خجند امروزي نام دارد . آيا ميدانيد : كورش پس از فتح بابل به معبد مردوك رفت و براي ابراز محبت به بابلي ها به خداي آنان احترام گذاشت و در همان معبد كه بيش از 1000 متر بلندي داشت براي اثبات حسن نيت خود به آنان تاج گذاري كرد . آيا ميدانيد : اولين هنرستان فني و حرفه اي در ايران توسط كورش كبير در شوش جهت تعليم فن و هنر ساخته شد . آيا ميدانيد : ديوار چين با بهره گيري از ديواري كه كورش در شمال ايران در سال 544 قبل از ميلاد براي جلوگيري از تهاجم اقوام شمالي ساخت ، ساخته شد . آيا ميدانيد : اولين سيستم استخدام دولتي به صورت لشگري و كشوري به مدت 40 سال خدمت و سپس بازنشستگي و گرفتن مستمري دائم را كورش كبير در ايران پايه گذاري كرد . آيا ميدانيد : كمبوجبه فرزند كورش بدليل كشته شدن 12 ايراني در مصر و اينکه فرعون مصر به جاي عذر خواهي از ايرانيان به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود ، با 250 هزار سرباز ايراني در روز 42 از آغاز بهار 525 قبل از ميلاد به مصر حمله كرد و كل مصر را تصرف كرد و بدليل آمدن قحطي در مصر مقداري بسيار زيادي غله وارد مصر كرد . اكنون در مصر يك نقاشي ديواري وجود دارد كه كمبوجيه را در حال احترام به خدايان مصر نشان ميدهد . او به هيچ وجه دين ايران را به آنان تحميل نكرد و بي احترامي به آنان ننمود . آيا ميدانيد : داريوش کبير با شور و مشورت تمام بزرگان ايالتهاي ايران كه در پاسارگاد جمع شده بودند به پادشاهي برگزيده شد و در بهار 520 قبل از ميلاد تاج شاهنشاهي ايران رابر سر تهاد و براي همين مناسبت 2 نوع سكه طرح دار با نام داريك ( طلا ) و سيكو ( نقره ) را در اختيار مردم قرار داد كه بعدها رايج ترين پولهاي جهان شد . آيا ميدانيد : داريوش كبير طرح تعلميات عمومي و سوادآموزي را اجباري و به صورت كاملا رايگان بنيان گذاشت كه به موجب آن همه مردم مي بايست خواندن و نوشتن بدانند كه به همين مناسبت خط آرامي يا فنيقي را جايگزين خط ميخي كرد كه بعدها خط پهلوي نام گرفت . ( داريوش به حق متعلق به زمان خود نبود و 2000 سال جلو تر از خود مي انديشيد . ) آيا ميدانيد : داريوش در پايئز و زمستان 518 - 519 قبل از ميلاد نقشه ساخت پرسپوليس را طراحي كرد و با الهام گرفتن از اهرام مصر نقشه آن را با كمك چندين تن از معماران مصري بروي كاغد آورد . آيا ميدانيد : داريوش بعد از تصرف بابل 25 هزار يهودي برده را كه در آن شهر بر زير يوق بردگي شاه بابل بودند آزاد كرد .. آيا ميدانيد : داريوش در سال دهم پادشاهي خود شاهراه بزرگ كورش را به اتمام رساند و جاده سراسري آسيا را احداث كرد كه از خراسان به مغرب چين ميرفت كه بعدها جاده ابريشم نام گرفت . آيا ميدانيد : اولين بار پرسپوليس به دستور داريوش كبير به صورت ماكت ساخته شد تا از بزرگترين كاخ آسيا شبيه سازي شده باشد كه فقط ماكت كاخ پرسپوليس 3 سال طول كشيد و کل ساخت کاخ ?? سال به طول انجاميد . آيا ميدانيد : داريوش براي ساخت كاخ پرسپوليس كه نمايشگاه هنر آسيا بوده 25 هزار كارگر به صورت 10 ساعت در تابستان و 8 ساعت در زمستان به كار گماشته بود و به هر استادكار هر 5 روز يكبار يك سكه طلا ( داريك ) مي داده و به هر خانواده از كارگران به غير از مزد آنها روزانه 250 گرم گوشت همراه با روغن - كره - عسل و پنير ميداده است و هر 10 روز يكبار استراحت داشتند . آيا ميدانيد : داريوش در هر سال براي ساخت كاخ به كارگران بيش از نيم ميليون طلا مزد مي داده است كه به گفته مورخان گران ترين كاخ دنيا محسوب ميشده . اين در حالي است كه در همان زمان در مصر كارگران به بيگاري مشغول بوده اند بدون پرداخت مزد كه با شلاق نيز همراه بوده است . آيا ميدانيد : تقويم كنوني ( ماه 30 روز ) به دستور داريوش پايه گذاري شد و او هياتي را براي اصلاح تقويم ايران به رياست دانشمند بابلي "دني تون" بسيج كرده بود . بر طبق تقويم جديد داريوش روز اول و پانزدهم ماه تعطيل بوده و در طول سال داراي 5 عيد مذهبي و 31 روز تعطيلي رسمي كه يكي از آنها نوروز و ديگري سوگ سياوش بوده است . آيا ميدانيد : داريوش پادگان و نظام وظيفه را در ايران پايه گزاري كرد و به مناسبت آن تمام جوانان چه فرزند شاه و چه فرزند وزير بايد به خدمت بروند و تعليمات نظامي ببينند تا بتوانند از سرزمين پارس دفاع كنند . آيا ميدانيد : داريوش براي اولين بار در ايران وزارت راه - وزارت آب - سازمان املاك -سازمان اطلاعات - سازمان پست و تلگراف ( چاپارخانه ) را بنيان نهاد . آيا ميدانيد : اولين راه شوسه و زير سازي شده در جهان توسط داريوش ساخته شد . آيا ميدانيد : داريوش براي جلوگيري از قحطي آب در هندوستان كه جزوي از امپراطوري ايران بوده سدي عظيم بروي رود سند بنا نهاد . آيا ميدانيد : فيثاغورث كه بدلايل مذهبي از كشور خود گريخته بود و به ايران پناه آورده بود توسط داريوش كبير داراي يك زندگي خوب همراه با مستمري دائم شد . آيا ميدانيد : در طول سلطنت داريوش كبير 242 حكمران بر عليه او شورش كرده بودند و او پادشاهي بوده كه با 242 مورد شورش مقابله كرد و همه را بر جاي خود نشاند و عدالت را در سرتاسر ايران بسط داد . او در سال آخر پادشاهي به اندازه 10 ميليون ليره انگلستان ذخيره مالي در خزانه دولتي بر جاي گذاشت . *** داريوش در سال 521 قبل از ميلاد فرمان داد : من عدالت را دوست دارم ، از گناه متنفرم و از ظلم طبقات بالا به طبقات پايين اجتماع خشنود نيستم .. ***a ياد آنان گرامي . شايد ما ذره اي ميهن پرستي را از آنان بياموزيم. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دهم اسفند 1384ساعت 14:19 توسط احمد
|
|
||
|
|
|
|
|
آيا شما خدا هستيد؟
در تعطيلات كريسمس، در يك بعد از ظهر سرد زمستاني، پسر شش هفت سالهاي جلوي ويترين مغازهاي ايستاده بود. او كفش به پا نداشت و لباسهايش پاره پوره بودند. زن جواني از آنجا ميگذشت. همين كه چشمش به پسرك افتاد، آرزو و اشتياق را در چشمهاي آبي او خواند. دست كودك را گرفت و داخل مغازه برد و برايش كفش و يك دست لباس گرمكن خريد.
آنها بيرون آمدند و زن جوان به پسرك گفت:
«حالا به خانه برگرد. انشالله كه تعطيلات شاد و خوبي داشته باشي.»
پسرك سرش را بالا آورد، نگاهي به او كرد و پرسيد: «خانم! شما خدا هستيد؟»
زن جوان لبخندي زد و گفت: «نه پسرم. من فقط يكي از بندگان او هستم.»
پسرك گفت: «مطمئن بودم با او نسبتي داريد.»
از دان كلارك
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دهم اسفند 1384ساعت 14:16 توسط احمد
|
|
||
|
|
|
|
|
ولادیمیرژیرنیوفسکی:
هفته اول فروردین ماه
ایران بمباران خواهد شد
جنجال کاریکاتورهای محمد کار امریکائی ها بود
مسکو تایمز:ولادیمیرژیرینوفسکی رهبر حزب اولترا دست راستی لیبرال دمکرات و نماینده ناسیونالیست پارلمان روسیه درمصاحبه با رادیو اخومرسکوتی گفت که به اعتقاد وی حمله آمریکا به ایران اجتناب نا پذیرمی باشد.
وی دراین مورد گفت: " جنگ اجتناب نا پذیراست چرا که آمریکائیها خواهان این جنگ هستند. هرکشوری که موقعیت رهبری را دردنیا داشته باشد ازجنگ حمایت می کند، درغیراینصورت قادرنخواهد بود موقعیت رهبری خود را حفظ کند، تاریخ حمله ازحالا مشخص شده است. این تاریخ درزمان برگزاری انتخابات دراسرائیل است ) 28 مارس(. ازحالا مشخص هم شده است که این جنگ چقدرهزینه دربرخواهد داشت."
ژیرنیوفسکی اظهارداشت که " انتشارکارتون حضرت محمد درمطبوعات اروپائی کارآمریکائیها بود. هدف آمریکا ازاین طرح، تحریک اروپائیها برای مقابله با دنیای اسلام می باشد. ازاینطریق اروپائیها ضمن تشکر از آمریکا، حاضرخواهند بود دراین مبارزه پول وسربازدراختیارآمریکا قرار دهند."
ژیرنیوفسکی سپس چنین ادامه داد: " روسیه باید موضعی بیطرف دراین مورد اتخاذ کند وهمبستگی با دنیای اسلام را درحد اقل نشان دهد."
ازسوی دیگر، ماکسیم شوچنکو، رئیس مرکزمطالعات استراتژیک مذاهب و سیاستهای دنیای جدید نیزمعتقد است که گرچه بنظرمی رسد ایالات متحده به ایران حمله خواهد کرد، اما وی پیش شرطی برای چنین حمله ای نمی بیند. وی دراینمورد می گوید: " ایران هیچ کشوری را تهدید نمی کند وهیچ کشوری را برای حمله موشکی درنظرندارد. هیچیک ازرهبران ایران تا بحال ایالات متحده را مورد تهدید حمله نظامی قرارنداده اند. بنابراین تدارک حمله به ایران بنظرمی رسد که عملی تحریک آمیزدرسطح جهانی باشد."
به عقیده شوچنکو، دلیل واقعی " علاقه به راه اندازی جنگ دردنیا بخاطر مناقشات موجود جهان غرب ودنیای اسلام نیست، بلکه دلیل اصلی برسر کسب قدرت درجهان میان ایالات متحده ونخبگان اروپائی می باشد."
شوچنکو سپس نتیجه می گیرد که سرنوشت بشری درقدرت نمایی آمریکا در برابراروپای بظاهردمکراتیک رقم خواهد خورد.
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه نهم اسفند 1384ساعت 14:20 توسط احمد
|
|
||
|
|
|
|
|
جاده وجود كوله پشتياش را برداشت و راه افتاد. رفت كه دنبال خدا بگردد؛ و گفت: تا كولهام از خدا پر نشود برنخواهم گشت.نهالي رنجور و كوچك كنار راه ايستاده بود.مسافر با خندهاي رو به درخت گفت: چه تلخ است كنار جاده بودن و نرفتن؛ و درخت زير لب گفت: ولي تلخ تر آن است كه بروي و بي رهاورد برگردي.
كاش ميدانستي آنچه در جستوجوي آني، همينجاست. مسافر رفت و گفت: يك درخت از راه چه ميداند، پاهايش در گِل است، او هيچگاه لذت جستوجو را نخواهد يافت. و نشنيد كه درخت گفت: اما من جستوجو را از خود آغاز كردهام و سفرم را كسي نخواهد ديد؛ جز آن كه بايد. مسافر رفت و كولهاش سنگين بود. هزار سال گذشت، هزار سالِ پر خم و پيچ، هزار سالِ بالا و پست. مسافر بازگشت. رنجور و نااميد. خدا را نيافته بود، اما غرورش را گم كرده بود. به ابتداي جاده رسيد. جادهاي كه روزي از آن آغاز كرده بود. درختي هزار ساله، بالا بلند و سبز كنار جاده بود. زير سايهاش نشست تا لختي بياسايد. مسافر درخت را به ياد نياورد. اما درخت او را ميشناخت. درخت گفت: سلام مسافر، در كولهات چه داري، مرا هم میهمان كن. مسافر گفت: بالا بلند تنومندم، شرمندهام، كولهام خالي است و هيچ چيز ندارم. درخت گفت: چه خوب، وقتي هيچ چيز نداري، همه چيز داري. اما آن روز كه ميرفتي، در كولهات همه چيز داشتي، غرور كمترينش بود، جاده آن را از تو گرفت. حالا در كولهات جا براي خدا هست. و قدري از حقيقت را در كوله مسافر ريخت. دستهاي مسافر از اشراق پر شد و چشمهايش از حيرت درخشيد و گفت: هزار سال رفتم و پيدا نكردم و تو نرفتهاي، اين همه يافتي! درخت گفت: زيرا تو در جاده رفتي و من در خودم. و پيمودن خود، دشوارتر از پيمودن جادههاست.!!
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه نهم اسفند 1384ساعت 14:17 توسط احمد
|
|
||
|
|
|
|||
***
|
||||
|
+
نوشته شده در سه شنبه نهم اسفند 1384ساعت 14:16 توسط احمد
|
|
||||
|
|
|
||||||
|
|||||||
|
+
نوشته شده در سه شنبه نهم اسفند 1384ساعت 14:12 توسط احمد
|
|
|||||||
|
|
|
|
|
کانون نویسندگان
فراخوان
ضد سانسور
علیه استبداد
هوای ایران تاریکتر شده
گفتگو با سید علی صالحی
کانون نويسندگان ايران در آستانه ۲۸مين سالگرد انقلاب 57، فراخوانی برای مقابله با تشدید سانسور مطبوعات، تهاجم به نهادهاى مدنى - از جمله تشكلهاى كارگرى و دانشجويى- ، فيلترينگ سايتهاى اينترنتى و ديگر موارد تحديد آزادىهاى فردى و اجتماعى داد. دراین فراخوان از همه افراد، نهادها و سازمانهاى مستقل و آزاديخواه كه با اين فراخوان موافقند خواسته شده تا همبستگى خود را با آن اعلام دارند.
سید علی صالحی عضو کانون نویسندگان ایران در ارتباط با این فراخوان به رادیو آلمان گفت:
مجموعا بعد از گشايشهاى بعضا ظاهرى و گاهى هم واقعى در دوره معروف به اصلاحات، كه ما به صورت نسبى رسانههاى آزادترى داشتيم كه گاه ديدگاههاى روشنفكران مستقل و دگرانديشان را هم منعكس میكردند. اما در دولت جديد كه آقاى احمدىنژاد چهره جامعه را تا حدودى نظامى كرده، انسدادهاى عديدهای ديده مىشوند. مخصوصا در حيطهی صنعت چاپ و نشر و كتاب، آن هم علىالخصوص ادبيات امروز ايران و ادبيات مدرن. در حال حاضر نشر كتاب دچار ركود ويژهای شده كه سالهاى قبل ما از آن نشانهی آشكارى نمیديديم. هوا تاريكتر شده، حلقهها تنگتر شده و آثار ادبى ما به ويژه شعر، داستان و رمان، حتى ترجمه وقتى از سوى ناشر طبق قوانين جمهورى اسلامى به وزارت ارشاد داده میشود تا مجوز حاصل شود و سپس تكثير و منتشر شود، با دشوارىهاى بسيار سختى روبرو هستند، طورى كه الان توزيع كنندگان كتاب، مراكز پخش دچار مشكل شدهاند، چون كتاب تازهای منتشر نمیشود، از سوى ديگر ناشرين به شدت مايوس هستند و فعلا قناعت میكنند به تك فروشى همين آثارى كه در گذشته جاپ شدهاند. از دوستانمان خبر داريم كه آثار بسيارى اهل قلم به ارشاد رفته و همچنان در تنگه دستورهاى ويژه باقى مانده و مجوز نگرفتهاند. از سوى ديگر میبينيم كه يكى دو روزنامه ماندهاند كه گاه جسارت میكنند و آثار اهل قلم را منتشر میكنند، باز اينها زير فشار هستند. ما تعطيلى "كارنامه" را داشتيم و در پى آن نشريات دانشجويى هم در تهران و هم در استانهاى ديگر مجوزشان به دستورمسئولينى كه صاحب راى هستند، باطل شده است.
پس از انسدادهاى فرهنگى ما انسدادهاى سياسى را میبينيم. يورش به كارگران شركت اتوبوسرانى واحد و دستگيرى منصور اسانلو و هفتصد كارگر ديگر كه چند زن هم در ميان شان بوده، از جانب ديگر دستگيرىهاى دانشجويی در استانها و اقاليم ايران، همه اينها نشانهها و مصاديق عينى و اجتماعى است كه به ما میباوراند اين انسدادها و بن بستها، وسيعتر و عميقتر شدهاند.
تاريخ ثابت كرده كه میتوان ملتى را مايوس كرد، ملتى را سركوب كرد و به گوشهای رماند ولى اين استمرار نخواهد داشت. اميد ما و روياهاى ما كه قابل كنترل نيست. امروز و فردا میتوانند ما را كنترل و معدوم و منزوى كنند اما در نهايت با روياهاى ما چه خواهند كرد؟ كانون نويسنگان وقتى فراخوان مىدهد و از نهادهاى مستقل و شخصيتها دعوت میكند كه در برابر اين بحرانها و بن بستها ايستادگى كنند، در واقع يك حركت كاملا فرهنگى كه نتيجه سياسى دارد را دنبال میكند. در چنين شرايطى ملت ما ثابت كرده كه شكست نمیخورد و شادمانى و وحدتاش را هرچند محدود و در سايه حفظ خواهد كرد. البته اين را اذعان بكنم كه ما ديگر عادت كردهايم! اگر الفباى ويژهای براى كنترل ما دارند، ما هم الفباى ويژه خود را داريم تا ايستادگى كنيم و نگذاريم تاريكى گستردهتر شود.
حقيقت اينست كه نه تنها من، بلكه بسا كسانى در راس همين جامعه و حكومت هم نمیتوانستند باور كنند امروز پس از ۲۷ سال به چنين مقطعى برسند. چه كسى فكر میكرد كه فساد ادارى و اقتصادى جامعه را به چنين بن بستهايى برساند. ما و همه مردم فكر میكرديم از استبداد نجات پيدا میكنيم اما متاسفانه طعم قدرت و خصلت قدرت، بويژه قدرت سياسى و اقتصادى همواره فساد در پى دارد. فساد هم هر چند ملت را به زانو در خواهد آورد، اما هر نظامى را هم به زانو در میآورد. همه ديكتاتورىها و حكومتهاى استبدادى دشمن اصلىشان همان فسادى است كه خودشان موجباش بودهاند. ما متاسف هستيم! آرزو داشتيم، آرزويى ايدهآليستى كه میتوانيم به يك سعادت ملى و نسبى برسيم و حقوق اوليه مردم رعايت شود اما نشد. واقعيتى است كه خود سران حكومت هم به آن اذعان دارند. مسئله ديگر اين كه نبايد فراموش كرد كه پديدهای اجتماعى در منطقه و جهان هم يارى رساند براى تاريك شدن هوا و شرايط خاص اجتماعى سياسى در خاورميانه. ما میتوانستيم حتى اندك اندك به سوى يك نوع اصلاحات برويم و به جامعهای مدنى از نوع جهان سومى و شرقىاش نزديك شويم ولى درست در زمانى كه جامعه ما آماده میشد تا در برابر استبداد ديالوگ مناسبى برقرار كند و روبرويش بايستد، میبينيم كه حملات آمريكا به خاورميانه و خواب خاورميانه بزرگ تعبيرمیشود و در نتيجه اگر جامعه ايران يك چهره نظامى به خودش گرفته، بخشىاش به تهديدهاى خارجى برمیگردد و ما اميدوارهستيم كه جامعه ايران به آرامش برسد، واقعا نمیارزد كه بشر اين همه حريص و انسان گرك انسان باشد.
- براى آرمانهاى از دست رفته بايد مرثيهخوانى كرد؟
سيد على صالحى: من هرگز به مرثيه اعتقاد نداشتم. بهتراست با زبان گفتار بگويم آنچه بر سر ما آمده، از نوحه و مرثيه است. ما حتى در دل تاريكى از خورشيد سخن خواهيم گفت و در دل عزا شادمانى را فراموش نخواهيم كرد. ما چارهای جز پناهيدن به اميد، روشنايى و شادمانى نخواهيم داشت. مرثیه و بويژه آنچه كه میتواند نوميدى را منتشر كند، میتواند به خيانت جمعى منجر شود. نه! ما ايستادهايم و هرگز نوميد نخواهيم شد. اگر ما مقابله میكنيم با استبداد داخلى، يقينا به اين معنا هم نيست كه از جور و ستم و حضور خارجى هم استقبال میكنيم، بلكه جلوى آن هم خواهيم ايستاد.
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه نهم اسفند 1384ساعت 14:11 توسط احمد
|
|
||
|
|
|
|
|
شکست مذاکرات جمهوری اسلامی در اروپا
• خبرگزاری آسوشيتدپرس به نقل از خاوير سولانا گزارش داد گفتوگوی اتحاديهی اروپا با وزير امور خارجهی ايران در حل مسالهی هستهيی ميان غرب و ايران با شكست روبرو شد
• متكی وزير خارجه جمهوری اسلامی نيز در نشست خبری جداگانه با خبرنگاران پذيرفت كه ديدارش با سولانا در حصول پيشرفت شكست خورده است
• وزير امور خارجه روسيه بعد از پايان مذاکرات در مسکو: من نسبت به استفاده از عبارت شكست يا گامی به عقب در حالی كه اين مذاكرات انجام میگيرد، محتاط هستم
• وزارت امور خارجهی چين از ايران خواست غنی سازی اورانيوم را به حالت تعليق در آورد
سه شنبه ٢ اسفند ١٣٨۴ – ٢١ فوريه ٢٠٠۶
خبرگزاری آسوشيتدپرس به نقل از خاوير سولانا گزارش داد كه گفتوگوی اتحاديهی اروپا با وزير امور خارجهی ايران در حل مسالهی هستهيی ميان غرب و ايران با شكست روبرو شد.
به گزارش خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، اين خبرگزاری آمريكايی گزارش داد كه خاوير سولانا، رييس سياست خارجی اتحاديهی اروپا پس از نشست نود دقيقهای با منوچهر متكي، وزير امور خارجهی ايران گفت: موضع بنيادی ايران تغيير نكرده است؛ آن ها بايد سازندهتر باشند.
وی به خبرنگاران گفت كه به متكی گفته است اتحاديهی اروپا ميخواهد تا پيش از برگزاری نشست شش مارس (15 اسفند) در وين شاهد هرگونه پيشرفتی از سوی تهران در مذاكرات با روسيه دربارهی برنامهی غنيسازی اورانيوم باشد.
اين گزارش حاكی است، مذاكرات روسيه - ايران نيز در مسكو پايان يافت و وزير امور خارجهی روسيه محتاطانه ابراز اميدواری كرد كه مسالهی هستهيی ايران بتواند در اختيار آژانس بينالمللی انرژی اتمی باقی بماند. هيچ جزئيات ديگری در خصوص زمان، مكان و سطح مذاكرات بعدی به دست نيامده است و انتظار ميرود هيات ايرانی روز سهشنبه عازم تهران شود.
براساس اين گزارش، سولانا با ذكر اين كه "بسيار اميدواريم جنبشهايی از سوی طرف ايرانی تا پيش از آن تاريخ (6 مارس) انجام گيرد" و افزود كه متكی و هيات همراهش بحثهای موجود را مطرح كردهاند.
رييس سياست خارجی اتحاديهی اروپا گفت: تعداد گزارشات آژانس (بين المللی انرژی اتمي) بسيار واضح برخی ترديدها را نشان ميدهد كه يك برنامهی صلحآميز را تضعيف ميكند و بنابراين آنچه اكنون اساسی است معيارهای اعتمادساز است.
آسوشيتدپرس ادامه داد، متكی نيز در نشست خبری جداگانه با خبرنگاران پذيرفت كه ديدارش با سولانا در حصول پيشرفت شكست خورده است و افزود كه ايران انتظار داشته اروپا مقدمات ديپلماتيك جديدی را برای حل اين مساله مطرح كند.
وزير امور خارجهی جمهوری اسلامی گفت: گفتم كه ما برای هر گونه ايدهی جديد به منظور رسيدن به برخی مصالحات دربارهی اين مساله آمادگی داريم.
وی تصريح كرد: آنها از نوعی آپارتايد هستهيی حمايت ميكنند كه برای ما قابل پذيرش نيست.
براساس اين گزارش، ديپلماتهای اروپايی و ايرانی گفتهاند كه با وجود مشكلات به حل ديپلماتيك اين مساله تمايل دارند.
متكی به خبرنگاران گفت كه اقدامات دولتهای اتحاديهی اروپا و آمريكا برای فرستادن اين موضوع به شورای امنيت قابل توجيه و عادلانه نيست.
وی تاكيد كرد: سلاحهای هستهيی در دكترين دفاعی ايران جايی ندارد.
براساس گزارش آسوشيتدپرس، متكی از درخواستهای مسلمانان و رهبران جهانی برای پايان دادن به اعتراضات خشونتبار در خصوص تصاوير اهانتبار منتشر شده از پيامبر اسلام حمايت كرد و خواستار برقراری آرامش شد.
وی همچنين گفت كه در ديدارش با سولانا، گفتوگوی بهتر ميان جهان و غرب در خصوص احترام و شكيبايی را خواستار شده است.
به گزارش ايسنا، وی به خبرنگاران گفت: ما پذيرفتيم برای آرام كردن اوضاع، عدم توهين به ارزشها به ويژه ارزشهای مذهبی از يك سو و آزادی بيان از سوی ديگر همكاری كنيم تا نوعی تعادل ايجاد شود.
متكی ادامه داد: ما بايد برای آرام كردن اوضاع تلاش كنيم و نبايد از هر گونه خشونتی حمايت كنيم.
خبرگزاری رويتر نيز در گزارشی نوشت: وزير امور خارجهی ايران اين كه تهران بخواهد شاهد محو شدن اسراييل از روی نقشه باشد را رد كرد.
وی كه پس از حضور در پارلمان اروپا در كنفرانس خبری به زبان انگليسی صحبت ميكرد، گفت: هيچ كس نميتواند كشوری را از روی نقشه محو كند. اين درك غلط در اروپا نسبت به چيزی است كه رييسجمهور ما اشاره كرد.
متكی افزود: چه طور ممكن است كشوری را از روی نقشه پاك كرد؟ وی (رييس جمهور) دربارهی اين رژيم صحبت كرد؛ ما "مشروعيت" اين رژيم را به رسميت نميشناسيم.
متکی: مذاكرات هستهيی ايران ديگر در قالب سه كشور اروپايی ادامه نمیيابد
منوچهر متكی اعلام كرد، تماسها، ارتباطات و گفتوگوها، ديگر در قالب سه كشور اروپايی آلمان، فرانسه و انگليس نيست، بلكه به صورت جداگانه با اعضای اتحاديهی اروپا استمرار مييابد.
خبرگزاری فرانسه در بازتاب اظهارات وزير امور خارجهی جمهوری اسلامی كه امروز در دفتر مطالعات سياسی و بينالمللی و در حاشيهی اجلاس شورای وزيران اتحاديهی حاشيهی اقيانوس هند سخن گفته است، نوشت: تماسهای ما با اتحاديهی اروپا ديگر با سه كشور اتحاديهی اروپايی انجام نخواهد گرفت، بلكه با كشورهای مختلف اروپايی ادامه خواهد يافت.
خبرگزاری آلمان نيز در همين رابطه گزارش كرد، متكی گفته است كه ايران هيچ گامی را در برنامهی هستهيياش به عقب بر نخواهد داشت.
متكی دربارهی مذاكرات روز دوشنبه با مقامات پارلمان اروپا در بروكسل به خبرنگاران در تهران گفت: هيچ گامی به عقب و به گذشته در برنامههای هستهييمان برداشته نخواهد شد. از اين نقطه فقط به پيشروی خواهيم پرداخت.
متكی اعلام كرده است: اين بدان معناست كه اگر مذاكره ديگری به صورت رسمی با اتحاديهی اروپا نياز باشد، برای تكميل گفتوگوها با روسيه خواهد بود.
اين گزارش افزود: وزير امور خارجهی ايران با اين سخنان به فعاليت تحقيقات هستهيی در ايران كه ماه گذشته آغاز شد، از جمله غنيسازی اورانيوم در مقياس آزمايشگاهی اشاره داشت و گفت، ايران تمايل دارد مذاكرات دربارهی يافتن راهحل در خصوص مجادلهی هستهيی جاری را ادامه دهد، اما ضرورتا نه با سه كشور عضو اتحاديهی اروپا بلكه به صورت جداگانه و با كشورهای عضو اتحاديهی اروپا اين روند را خواهد پيمود.
وی افزود كه دور دوم مذاكرات دربارهی پيشنهاد هستهيی روسيه امروز در مسكو برای يافتن به فرمولی كه حقوق ايران را محفوظ بدارد، ادامه خواهد يافت.
متكی هم چنين اظهار داشت: ما همچنان به هدفمان برای رفع نگرانی غرب در خصوص انحراف برنامهی هستهييمان به سوی توليد جنگافزار اتمی و به طور همزمان متقاعد ساختن غرب به حق مصرح بينالمللی ايران برای در اختيارگيری فنآوری هستهيی صلحآميز پايبنديم.
مذاکرات در مسکو
خبرگزاری ايتارتاس گزارش كرد، مقامات ايران و روسيه روز دوم مذاكراتشان را در خصوص طرح پيشنهادی مسكو برای غنيسازی اورانيوم ايران از صبح سهشنبه آغاز كردند.
به گزارش خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، خبرگزاری ايتارتاس به نقل از بوريس مالاخوف، سخنگوی وزارت امور خارجهی روسيه گزارش كرد كه نشست سهشنبه در محل وزارت امور خارجهی اين كشور و با حضور كارشناسانی از سازمان انرژی اتمی روسيه در حال برگزاری است.
خبرگزاری آسوشيتدپرس در گزارشی نوشت، ايران و روسيه گفتوگو دربارهی پيشنهاد كرملين را مبنی بر غنيسازی اورانيوم ايران در روسيه از روز دوشنبه در مسكو آغاز كردند، اما روز اول مذاكرات بدون هيچ گونه پيشرفت ظاهری به پايان رسيد.
وزارت امور خارجهی روسيه ظهر ساعاتی پيش اعلام كرد: مقامات روسيه و ايران بعدازظهر سهشنبه به مذاكرات دو روزهشان دربارهی پيشنهاد مسكو برای غنيسازی اورانيوم ايران پايان دادند.
به گزارش خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا) به نقل از خبرگزاری آسوشيتدپرس، سفارت ايران در مسكو در بيانيهای اعلام كرد كه هيات ايرانی پايتخت روسيه را ساعت 11 به وقت گرينويچ به قصد تهران ترك خواهد كرد.
اين گزارش افزود: سرگی لاوروف، وزير امور خارجهی روسيه از شكست ناميدن اين مذاكرات خودداری كرد.
خبرگزاری ايتارتاس به نقل از لاوروف نوشت: من نسبت به استفاده از عبارت شكست يا گامی به عقب در حالی كه اين مذاكرات انجام ميگيرد، محتاط هستم.
سرگئی كرينكو، رييس سازمان انرژی اتمی روسيه قرار است ظرف روزهای آينده به منظور انجام گفتوگوهای بيشتر به تهران سفر خواهد كرد.
انتظار ميرود مذاكرات قطعی به هنگام سفر سرگی كرينكو، رييس سازمان انرژی اتمی روسيه به تهران انجام بگيرد.
دفتر ايگور ايوانف، دبير شورای امنيت ملی روسيه روز گذشته پس از پايان نشست پشت درهای بستهی هياتهای ايرانی و روسيه در كاخ كرملين با صدور بيانيهای اعلام كرد كه مذاكرهكنندگان دو طرف توافق كردند كه گفتوگو را دربارهی پيشنهاد كرملين ادامه دهند.
در همين حال مايکل امرسون، كارشناس از مرکز تحقيقات سياسی اروپا در گفتوگو با خبرگزاری نووستی ابراز عقيده كرد که ايران از مذاکرات روز دوشنبه در مسکو دربارهی مسالهی تاسيس موسسهی مشترک غنيسازی اورانيوم در خاک روسيه برای اجرای اهداف تاکتيکياش استفاده ميکند.
چين تعليق تمامی فعاليتهای مربوط به غنی سازی در ايران را خواستار شد
در همين حال خبرگزاری رويتر گزارش داد: وزارت امور خارجهی چين از ايران خواست غنی سازی اورانيوم را به حالت تعليق در آورد.
ليو جياشائو، سخنگوی وزارت امور خارجه چين روز سهشنبه در كنفرانس خبری هفتگياش گفت: از مذاكرات هستهيی ايران و روسيه حمايت ميكنيم و اميدواريم اين مذاكرات بتواند نتايج مثبتی را حاصل كند.
وی افزود: با توجه به تحولات جاري، چين اميدوار است كه ايران تعليق تمامی فعاليتهای مربوط به غنی سازی اورانيوم را احيا كند و شرايطی را برای حل مناسب مساله هستهيی ايران از طريق مذاكرات مسالمت آميز ايجاد كند.
ايران و روسيه روز گذشته مذاكره دربارهی طرح پيشنهادی روسيه برای غنی سازی اورانيوم ايران را در مسكو آغاز كردند، اين مذاكرات امروز نيز ادامه دارد.
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه نهم اسفند 1384ساعت 14:9 توسط احمد
|
|
||
|
|
|
|
|
راز مشروط شدن با رتبه دو رقمی کنکور!
بازپرس شعبه هفتم دادسراي كاركنان دولت گفت: با صدور قرار مجرميت براي 27 نفر از دست اندركاران، آزمون دانشگاهها به اتهام فروش سوالات كنكور و اخلال در نظام اداري آموزشي به زودي شعبه 1008 دادگاه عمومي -جزايي تهران به اتهام اين متهمان رسيدگي مي كند.
قاضي خيرآبادي در گفت و گو با فارس افزود: اتهام اين افراد اخلال در نظام اداري- آموزشي دستگاههاي متولي برگزاري آزمون، خريد و فروش و افشاي سوالات كنكور به افراد، تحصيل مال نامشروع از محل فروش سوالات و فرستادن افراد غير به جاي داوطلبان به حوزه امتحاني است. وي افزود: قرار پرونده اين متهمان براي رسيدگي قضايي به شعبه 1008 دادگاه عمومي تهران ارجاع شده است. با شكايت سازمان سنجش آموزش كشور، حراست دانشگاه آزاد اسلامي، دانشگاه پيام نور و وزارت علوم، تحقيقات و فناوري، تعدادي از دبيران و متخلفان كه كليد سوالات آزمون را در جلسه امتحان به برخي افراد رسانده بودند و افرادي كه سوالات را از مخزن خارج كرده بودند، دستگير شدند. تعداد 45 نفر از اين سوالات استفاده كردهاند كه اكثر آنها به رغم كسب رتبههاي 2 و 3 رقمي، در ترم اول دانشگاه مشروط شدهاند بنابراين جرمشان محرز است و از طريق دانشگاه مربوطه از ادامه تحصيل آنها جلوگيري شده است. روزنامه اسرائيلی:مصر از ايران خطرناکتر است
برخي محافل صهيونيست برنامهاي را عليه مصر راه انداخته و اين كشور را بيش از ايران و سوريه، خطر واقعي آينده اين رژيم معرفي ميكنند. به نوشته روزنامه صهيونيستي "يديعوت آحرونوت" برخي محافل امنيتي اسرائيل اعلام كردند با وجود هشدارهاي بسيار مسوولان اسراييلي درباره خطر سوريه و ايران، مصر خطري واقعي براي آينده تلآويو است. اين منابع همچنين اعلام كردند، با اينكه مصر نقشي بسيار در توافقات غيرمكتوب ميان اسراييل و گروههاي فلسطيني داشته و براي برقراري آرامش نسبي در سرزمينهاي اشغالي ميانجيگري كرد و با وجود اينكه بيش از 25 سال از توافقنامه صلح اسراييل و مصر ميگذرد، قاهره در آينده خطري واقعي براي تلآويو خواهد بود. اين محافل معتقدند، مصريها مسلح ميشوند و در حال قوتگيري هستند و ارتشي بزرگ و نوين بنيان مينهند و در اسراييل عدهاي به اين عقيده رسيدهاند كه براي تلآويو هيچ دشمني مسلحتر از مصريها نيست. بنابر اعلام اين محافل، هر چند صحراي سينا، اسراييل را از مصر جدا كرده و در جنگهاي امروزي صحرا ميدان مبارزه هر نيرويي كه بخواهد عليه اسراييل اقدام كند، خواهد بود و درست است كه مصريها هواپيماهاي قديمي آمريكا را ميخرند، اما اسراييل اين هواپيماها را تعمير كرده و از آنها چيز ديگري ميسازد. اين محافل در استنادهاي خود آوردهاند، با اينكه دولت مصر طي 24 سال گذشته توافقات خود را با اسراييل حتي پس از حمله نيروهاي اسراييلي به جنوب لبنان و قلع و قمع فلسطينيان نقض نكرده، اما سياستهاي كشورهاي عربي تنها با شليك يك گلوله تغيير ميكند |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفتم اسفند 1384ساعت 8:42 توسط احمد
|
|
||
|
|
|
|
|
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
راهنماي همهآنچه بايد يك ايراني از بيماري ايدز بداند دراينترنت منتشر شد
تهران،خبرگزاري جمهوري اسلامي ۸۴/۰۹/۲۸ داخلي. علمي. جامعه اطلاعاتي. كتاب الكترونيكي "راهنماي كامل بيماري ايدز" شامل تمام راهنمايي ها ،نكات دانستني و ضروري، و صدها مطلب ديگر درباره اين بيماري، و علائم ، مراحل ، و راههاي پيشگيري از آن، و هم چنين مراكزي كه ميتوانيد جهت آزمايش ايدز به آن مراكز در سراسر ايران مراجعه كنيد، از سوي فردي بنام "آرمان كيواني" به زبان فارسي، گردآوري و بر روي اينترنت قرار گرفت. كتاب رايگان ايدز را در فرمت پيدي اف ميتوانيد دانلود كنيد و به دوستان خود نيز توصيه
كنيد.. http://Samipic.com/a۲xax/00۱/aids-booklet-pdf.zip واژه ايدز برگرفته از عبارت "ويروس تضعيفكننده قواي دفاعي بدن انسان "human immunodeficiency virus)است. اين ويروس سلولهاي اصلي "سي دي + ۴تي" راآلوده كرده كه قسمتي از سيستم دفاعي بدن بشمار ميروند.
زماني كه ويروس اچ آي وي وارد بدن شد سلولهاي "تي" توان خود را براي مقابله با بيماريهاي باكتري زا، ويروسي و ساير ميكربها از دست ميدهد.
البته عفوني شدن بدن به ويروس اچ آي وي به معناي ابتلا به بيماري ايدز نيست بلكه گاه ۱۰سال طول ميكشد تا فرد حامل ويروس به بيماري مبتلا شود.
ويروس اچ آي وي به سلولهايي از بدن صدمه ميرساند كه وظيفه دفاع از بدن در برابر بيماريهاي گوناگون را ، بر عهده دارند.
به اين ترتيب، بدن انسان ديگر نميتواند بطور موثر در مقابل باكتريها، ويروسها يا قارچهاي بيماري زا، به مقابله و مقاومت بپردازد.
به همين دليل، با نفوذ ويروس بيماري ايدز ، بدن انسان در برابر اين بيماري ها، ضعيف تر ميشود.
اين درحاليست كه بدن يك انسان سالم ، در حالت عادي ، قادر است با همين بيماريها و برخي از انواع ويژه بيماري سرطان ، به آساني مقابله كند.
از نشانههاي بروز اين بيماري ، ابتلاي پياپي به بيماريهاي باكتريايي ، قارچي و ويروسي است كه در افراد سالم بندرت رخ ميدهد.
بايد بدانيم زنان و دختران به دلايل جسمي، رواني و اجتماعي احتمال ابتلاي بيشتري به ايدز دارند و توانمندسازي آنان ميتواند در مهار همهگيري ايدز و ديگر معضلات فرهنگي و اجتماعي موثر باشد.
اما با وجود حساسيت زيست شناختي بيشتر زنان به سرايت ويروس ايدز، در بيشتر جوامع، تبعيضهاي قانوني، اجتماعي و انتقادي است كه به طور فزاينده- اي باعث آسيب پذيري آنها به ايدز ميشود.
بايد بدانيم دستگاه ايمني زنان ممكن است به نحوي متفاوت به ويروس ايدز HIVپاسخ دهد، زنان مثبت از لحاظ HIVميزان بيشتري از سرطان گردن رحم نسبت به زنان غيرآلوده دارند و همچنين هنگام درمان ضدويروس زنان ممكن است اثرات جانبي بيشتري را تجربه كنند.
شايعترين طريق آلوده شدن زنان به اين ويروس، مقاربت يا رابطه جنسي با يك فرد آلوده به ويروس اچاي وي است.
راههاي ديگر انتقال اين بيماري شامل تزريق خون يا پلاسماي حاوي اين ويروس و استفاده از سوزن يا سرنگهاي آلوده به آن است.
هر چند تلاش جهاني بر مبارزه با اين بيماري است اما بايد منتظر تلفات بيشتري بر اثر ابتلا به اين بيماري باشيم. سازمان جهاني بهداشت در همين رابطه اعلام كردهاست روند تلفات ايدز تا پايان اين دهه ادامه خواهد داشت، مگر آنكه دولتها سرمايه گذاريهاي زيادي در زمينه پيشگيري و درمان اين بيماري اختصاص دهند.
در همين حال برنامه ايدز سازمان ملل، متعهد شده است كه تا سال ۲۰۰۵ براي سه ميليون بيمار مبتلا به ايدز در كشورهاي در حال توسعه درمانهاي ضد ويروسي فراهم كند.
بايد بدانيم انتقال ايدز از طريق جنسي يك خطر بالقوه است و اين بيماري ممكن است از طريق شركاي جنسي افراد آلوده گسترش يابد.
در ايران نيز هرچند گزارشها حكايت از آن دارد كه ۷۵درصد جمعيت مبتلا به ايدز در كشور معتادان تزريقي هستند، اما بايد بدانيم روند حركت انتقال اين بيماري در حال حاضر از ميان معتادان، به انجامدهندگان رفتارهاي پرخطر جنسي سمت و سو گرفته است، كه در اين ميان زنان تا حدود زيادي قربانيان بدون دخالت در ابتلا به اين بيماري هستند.
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفتم اسفند 1384ساعت 8:40 توسط احمد
|
|
||
|
|
|
||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفتم اسفند 1384ساعت 8:19 توسط احمد
|
|
|||||||||||||||||
|
|
|
|
|
سلام ، امیدوارم هر جای این کره خاکی هستید در زمستان سرد با دلی بهاری زندگی کنید این مقاله را در یک مجله خواندم به نظرم اومد مطالب جالبی برای مجردان و گوشزد خوبی برای متاهلین می تونه باشه . امید است هیچ کس زندگی به سردی زمستان رو نداشته باشه .
بهاری باشید .... عاطفه
برای همسرتان جذاب شوید !!
احترام اکتسابی است و هرگز به کسی اهدا نمی شود مگر اینکه خود شخص به دنبالش برود و این احترام مسئله بسیار مهمی در روابط با همسران می باشد . ایجاد احترام در زندگی همسران لازم و ضروری است و سبب پیوند مستحکم تر و عاطفی تر خواهد شد . بعضی از افراد تصور می کنند اگر روابط صمیمی و نزدیک باشد جلوه احترام باید کمتر شود ، در صورتی که این عقیده کاملا اشتباه است . البته احترام درجه های مختلفی دارد . برای مثال احترام به رییس در محل کار با احترام به همسر خود زمین تا آسمان تفاوت دارد . احترام به همسر همراه با عشق و صمیمیت و مهربانی است. قصد داریم روش های ایجاد احترام میان زن و شوهر را به طور مختصر و طبقه بندی شده بیان کنیم :
در برابر همسرتان مودب باشید .
بی نزاکتی و بیان کلمات توهین آمیز حتی از روی شوخی سبب کاهش درصد احترام میان زن و شوهر می شود . رفتار شایسته توام با محبت و عشق نمایانگر خلوص و خلوص نمایانگر وقار است .
یک انسان با وقار دارای خصیصه هایی در خور احترام است . به یاد داشته باشید جملات تحقیر کننده به همسرتان سبب کاهش علاقه خواهد شد . به ویژه سعی کنید در میان یک جمع که با همسرتان حضور دارید از جملات احترام آمیز استفاده کنید و ارزش و منزلت همسرتان را بالا ببرید . با این عمل رابطه صمیمانه تری میان شما و همسرتان بر قرار خواهد شد .
به همسرتان دروغ نگویید .
دروغ گفتن برای تحت تاثیر قرار دادن و یا جلب احترام نتیجه معکوس خواهد داشت . هیچ راهی سریع تر از دروغ گویی برای از دست دادن احترام وجود ندارد . به خصوص زمانی که آن دروغ گویی با مکر و حیله همراه باشد . صداقت بهترین راه برای ایجاد پل ارتباطی میان شما و همسرتان است . سعی کنید دروغگویی را از خانه خود به دور بیندازید . شاید در وهله اول دروغ شما حقیقی جلوه کند اما مطمئن باشید ماه زیر ابر نمی ماند و سرانجام افشا خواهد شد . با هر دروغی که می گویید قدر و ارزش شما کاسته می شود و نظر همسرتان نسبت به شما بر می گردد و بدبینی که آفت زندگی گریبان گیریتان خواهد شد .
اشتباه همسرتان را به رخش نکشید .
انسان جائز الخطا است و هر فردی در زندگی اش مطمئنا خطاهایی دارد . شما به عنوان شریک زندگی همسرتان نباید اشتباهاتش را به رخ خود او بکشید و سرزنش کنید . البته تذکر و راهنمایی بخشی جداگانه دارد . تذکر دادن با بیانی ملایم و مملو از عشق تاثیر بیشتری خواهد داشت . اگر می خواهید خطای همسرتان را بر طرف کنید در محیطی خصوصی و بدور از دیگران به راهنمایی وی بپردازید تا به شخصیت او خدشه ای وارد نشود حتی در برابر فرزندتان نیز اشتباهات همسر خود را گوشزد نکنید . نصیحت و راهنمایی شما در صورتی تاثیر پذیر است که با بیانی محترمانه و بدور از زخم زبان و توهین باشد .
در برابر عصبانیت همسرتان سکوت کنید .
شاید برای همسرتان اتفاق ناخوشایندی در محل کار یا خیابان افتاده باشد . او نیز به هنگام ورود به خانه حالت عصبی و پرخاشگر دارد . شما در برابر این حالت واکنش نشان ندهید و سکوت اختیار کنید . در این زمان چیزی را که لازم است بگویید و حرفی به زبان نیاورید که سبب عصبانیت بیشتر وی می شود ، در واقع مطالبی را تا زمانی که مجبور نشده اید . بیان نکنید چرا که با صبوری می توان طرف نقابل را آرام کرد . اگر در هنگام عصبانیت با همسرتان به جر و بحث بپردازید ، نه تنها حرمت ها میان شما و او شکسته می شود بلکه مدت عصبانیت وی نیز ادامه پیدا خواهد کرد . البته باید متذکر شد که هر فردی برای ورود به خانه باید یک سری مسائل را رعایت کند . برای مثال بدخلقی ها و عصبانیت را پشت در بگذارید و با رویی گشاده وارد خانه شوید ، زیرا اعضای خانواده انتظار دارند وی را با شادی و نشاط مشاهده کنید .
بهداشت شخصی را رعایت کنید .
یک زوج در هر سنی که باشند باید از لحاظ لباس و بهداشت در برابر یکدیگر سبب جلب توجه یکدیگر شوند . به گفته روان شناسان دانشگاه برکلی داشتن بهداشت شخصی و پوشیدن لباس مناسب و نمیز و آراستن در برابر همسر نه تنها تاثیر مثبتی بر روحیه خود فرد می گذارد بلکه سبب تحکیم روابط میان آن دو می شود . همچنین فرد مقابل با مشاهده ظاهر آراسته شده همسرش احساس می کند که به او احترام گذاشته و ارزش قائل شده است . پس سعی کنید همیشه مرتب و آراسته باشید . با این روش توجه همسرتان را به خود جلب کرده و او را محترم بشمارید .
برای همسرتان هدیه تهیه کنید .
به مناسبت های مختلف مانند سالگرد ازدواج و یا تولد هدیه تهیه کنید ، هر چند این هدیه یک گل قرمز باشد . از این که او را فراموش نکرده اید و برایش ارزش قائل شده و احترام گذاشته اید ، او را خواشحال کنید . اگر فراموشکار هستید و مشغله کاری اجازه نمی دهید تا روز تولد و یا روز سالگرد ازدواج تان را به خاطر بسپارید ، در دفتر یادداشت روزانه و یا تقویم جیبی خود چنین روزیهای مهم و با ارزشی را علامت بزنید و یا تهیه هدیه همسرتان را غافلگیر کنید . چرا که برای بسیار مهم است .
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفتم اسفند 1384ساعت 8:15 توسط احمد
|
|
||
|
|
|
|
|
6 نیاز عاطفی یک زوج جوان
YYYYYYYYYYYYYYYYYYYYY
نیاز های عاطفی یک زن :
1 . زن نیاز به آن دارد که ببیند شوهرش به او اهمیت می دهد .
2 . زن مایل است مشاهده کند که شوهرش او را درک می کند .
3 . زن می خواهد مورد احترام مرد خود قرار گیرد .
4 . زن نیازمند آن است که مرد برایش ارزش قائل شود .
5 . زن مایل است که شوهرش خود را وقف او کند .
6 . زن نیاز به آن دارد که مکررا اطمینان باید شوهرش او را عاشقانه دوست دارد . |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفتم اسفند 1384ساعت 8:12 توسط احمد
|
|
||
|
|
|
|
تلويزيون، فراگيرترين و تأثيرگذارترين رسانه در دنياست و ضريب اين تأثيرگذاري در ايران اگر بيشتر از ميانگين جهاني نباشد، قطعا كمتر نيست. گذشته از اين، صداوسيما در ايران دولتي است و بودجه آن از جيب دولت و ملت پرداخت مي شود و همين مسئله، نحوه مديريت اين رسانه را اهميت فوقالعادهاي ميبخشد.
از ديگر سو، بحث دين و ماورا در جامعه ديني و مذهبي ايران، از اهميتي حياتي برخوردار است و كمترين سهلانگاري و بيدقتي در مهندسي افكار عمومي درخصوص مسائل ديني، ميتواند عواقب نامطلوب و حتي وخيمي داشته باشد. با اين مقدمه، ميتوان گفت ساخت برنامههاي ديني در رسانه ملي از مهمترين و حساسترين فعاليتها، نه تنها در اين سازمان بلكه در حد ملي به شمار ميروند. برنامه «سينما و ماورا» كه چندي است از شبكه چهارم سيما پخش ميشود نيز از مقوله چنان برنامههايي است. آنچنان كه از ظواهر امر برميآيد، مديريت شبكه 4 تصميم گرفته است با ساخت برنامه «سينما و ماورا» باورهاي ديني را از طريق پرداختن به هنر پرطرفدار هفتم تقويت كند. اما متأسفانه دستكم در مورد اين برنامه بايد گفت اين اهداف نه تنها تأمين نميشود، بلكه وجود برخي بدفهميها در كنار عدم درك شرايط جامعه از سوي دستاندركاران برنامه «سينما و ماورا» گاه باعث نقض غرض نيز شده است! بيشتر فيلمهاي پخششده در اين برنامه يا مثل «كنستانتن» بيش از آنكه بيانگر مفهومي متضاد و خاص باشند، هاليوودي و عامهپسند بوده و يا مانند «دهكده» محتوايي ضدديني داشتند. نقد و تفسيرهايي نيز كه پيش و پس از فيلمها پخش ميشود، نمايانگر آن است كه علاوه بر ضعفهاي تكنيكي در نوشتارها ـ كه معمولا پر از نازيباييهاي نوشتاري و گاه شبيه متون ادارياند تا متني براي يك برنامه هنري ـ انتخابكنندگان و منتقدان اين برنامه، فهم و تحليل درستي از پيامهاي پيدا و پنهان اين فيلمها ندارند. مضاف بر اين، درك شرايط عمومي جامعه و سنتهاي ديني و مذهبي رايج نيز از ديگر مؤلفههايي است كه به نظر ميرسد، سازندگان «سينما و ماورا» بهره كمي از آن بردهاند. «آهنگ برنادت» فيلمي است خوشساخت با بازيهايي درخشان كه به روايت زندگي دختري به نام «برنادت سوبيرو» فرانسوي ميپردازد. برنادت، در سن چهارده سالگي مدعي ديدن بانويي شبيه حضرت مريم شد و در داستانهاي مربوط به اين قديسه آمده است كه هجده بار اين رويت تكرار شده است. همچنين وي به راهنمايي آن بانو، چشمهاي يافت كه شفابخش بود و... . ![]() هر كس كه اندكي اخبار غيررسمي را دنبال كرده باشد، ميداند كه اكنون در دورهاي به سر ميبريم كه متأسفانه دكانهاي ارتباط با ماورا و ديدن ائمه و داشتن نيروهاي ماورائي، رواجي تازه يافته است. هفته و ماهي نيست كه كسي در گوشهاي از مملكت، با دعاي ديدن خواب، رويت معصوم، ارتباط با امام و... به طور مقطعي يا حتي مداوم در كار سوءاستفاده از باورهاي ديني و مذهبي خلق سادهدل نباشد. آنوقت در چنين شرايطي، فيلمي با ساختار تكنيكي قوي و تأثيرگذار پخش ميشود و در آن ادعاي دختري كه مدعي ارتباط با حضرت مريم(س) (يا به تعبير خودش، بانو) است، با جانبدارانهترين لحن به نمايش درميآيد. «برنادت روي تخته سنگي را مينگرد و تماشاچي نيز همزمان با او بانويي قدسي را ميبيند، اما هيچكدام از ديگر شخصيتها در فيلم «بانو» را نميبينند... سرانجام «معجزات» رو ميشوند و همگان ميفهمند كه برنادت، قديسهاي بوده است كه خداوند به وي نظر لطف داشته و... . حتي مقام قضائي شهر كه گويا تنها كسي است كه تا پايان ماجرا، داستان برنادت را باور نميكند، در انتهاي فيلم اعتراف ميكند كه آدمي بدبخت و جهنمي است». سواي از صحت و سقم ادعاهاي برنادت سوبيرو و طرفداران وي، جالب اينجاست كه در پخش اين فيلم، نه تنها شرايط كنوني جامعه مذهبي ايران و تأثيري كه اينگونه فيلمها ميتواند بر رواج و رونق بازارهاي خرافهپراكني موجود داشته باشد، ناديده انگاشته شده؛ بلكه در تحليل ابتدايي فيلم، گريزي هم به امام زمان(عج) زده ميشود (و البته با تصاوير اسب سفيد و يالهاي پريشان!) و هرچند قرار است به بينندگان و شنوندگان تحليل فيلم، يادآوري شود كه به چنين ادعاهايي در مورد امام زمان اعتنا نكنيد، اما آنچه عملا به دست ميآيد، تقريب ذهن بينندگان از ماجراي برنادت، به ماجراهاي دستساز داخلي(!) است. مگر جز اين است كه دختركي فقير و ساده توانسته است بارها و بارها حضرت مريم را ببيند؟ مگر نه اينكه به راحتي ميتوان زيارتگاه ساخت و كسب و كار شهري را تأمين كرد؟! پس چرا مدعيان وطني دروغگو باشند؟ اصلا چرا خودمان امامزاده و زيارتگاه و محل رويت امام و قدمگاه نسازيم؟!و نكته كوچك پاياني اينكه، آيا براي بزرگداشت ميلاد حضرت مسيح(ع) و تبريك به هموطنان مسيحي ما، فيلمي بهتر و جذابتر از فيلم تكراري «آهنگ برنادت»، وجود نداشت؟ راستي گردانندگان «سينما و ماورا» آيا ميدانستند كه بيشتر هموطنان مسيحي ما «ارتدوكس» هستند، اما اين فيلم شديدا «كاتوليكي» است؟ مذهبي كه «پاپ» آن ميتواند فرمان قديس بودن يك شخص را صادر كند! |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفتم اسفند 1384ساعت 8:5 توسط احمد
|
|
||
|
|
|
|
![]() ![]() ![]() ![]() This the song I play for you
My heart is sharing too Every note you hear a beat This melody for you ![]() In my heart the music plays It always is so bound I hear the music in my sleep The notes of love are found Close my eyes and there you are Like stars that glow at night Each twinkle gentle melody I've captured with delight Music now is in the air With composition shared Every beat within my soul With love for you prepared Melody on angel's wings That glide with so much grace Filling world with spectacle Of softness you embrace ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() When I play this special song Know that you are near Deep within my very soul Your love is what I hear. ![]() ![]() ![]() |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفتم اسفند 1384ساعت 8:5 توسط احمد
|
|
||
|
|
|
|
|
به دليل مخالفت با تخليه مركز بازپروری زنان آسيبديده اجتماعی مربی مرکز زنان را به درخت بستند و کتک زدند! • مركز بازپروری دختران و زنان آسيبديده اجتماعی «اميدوار» روز پنجشنبه توسط مأموران اجرای احكام دادگاه انقلاب و بنياد مستضعفان تخليه و زنان و دختران ساکن آن در خيابان ها رها شدند. مربی زن مركز «اميدوار» در پی ممانعت از ورود مامورين و بيرون كردن دختران و زنان آسيبديده، با زنجير به درخت بسته شد و مورد ضرب و شتم قرار گرفت
جمعه ٢٨ بهمن ١٣٨۴ – ١۷ فوريه ٢٠٠۶
به گزارش خبرنگار «اجتماعي» ايسنا، در سال 63 به دستور نخست وزير وقت، 8 قطعه زمين دارای ساختمان برای نگهداری افراد بيسرپرست و آسيبديده اجتماعی سازمان بهزيستی واگذار شد.
سالها بعد بنياد مستضعفان انقلاب اسلامی به استناد مصادرهای بودن برخی زمينها و اين كه اموال مصادرهای متعلق به بنياد است، به دادگاه انقلاب اسلامی شكايت و سازمان بهزيستی نيز در مقابل اين اقدام، شكايت خود را به دادگاه عمومی ارائه ميكند.
سرانجام سال گذشته بر اساس رای دادگاه انقلاب اسلامی حكم تخليه مركز نگهداری كودكان بيسرپرست «عمار» صادر و اين مركز به بنياد مستضعفان تحويل ميشود.
در سال جاری نيز حكم تخليه برای مركز بازپروری دختران و زنان آسيبديده «اميدوار» توسط بنياد اخذ و چند مرتبه اين مركز تهديد به تخليه ميشود كه با ارائه مستندات واگذاری مراكز به بهزيستی و پيگيری حقوقی و مقاومت مددجويان تخليه انجام نشد.
در نهايت روز پنجشنبه با حضور مأموران اجرای احكام دادگاه انقلاب و تخليه مركز بازپروری دختران و زنان آسيبديده «اميدوار»، حدود 25 دختر آسيبديده تحت درمان و توانبخشی بيسرپناه، بار ديگر سرپناه خود را از دست دادند.
به گزارش ايسنا بر اساس اظهارات مديركل بهزيستی استان تهران، مديران بهزيستی اين استان در اعتراض به برخورد غير تخصصی برای تخليه مركز نگهداری زنان آسيبديده «اميدوار» طی نامهای به رييس سازمان بهزيستی استعفای خود را اعلام كردند.
همچنين بر اساس اظهارات نفريه، مربی زن مركز «اميدوار» در پی ممانعت از ورود مامورين و بيرون كردن دختران و زنان آسيبديده، با زنجير به درخت بسته شده و مورد ضرب و شتم قرار گرفت كه پس از آن وی توسط بهزيستی برای انجام شكايت به پزشك قانونی منتقل شد.
دكتر نفريه، مديركل بهزيستی استان تهران كه در ساعات اوليه پس از وقوع اين حادثه در محل حاضر شده بود با اعتراض نسبت به اين اقدام بنياد مستضعفان در ادامهی سخنانش به خبرنگار ايسنا گفت: در حالی كه معاون اول رييسجمهوری طی نامهای خطاب به رياست بنياد مستضعفان دستور توقف اجرای تخليه و تشكيل جلسه برای توافق ميان دو دستگاه بر سر مركز «اميدوار» را صادر كرده بود، متاسفانه نمايندگان بنياد به همراه ماموران اجرای احكام دادگاه انقلاب در آخرين روز هفته و پايان وقت اداری نسبت به تخليه مركز اقدام كردند كه بهزيستی از پيگيری ماجرا ناتوان باشد.
وی تصريح كرد: با پيگيری مسؤولان بهزيستی در نهايت به دستور دادستان عمومی و انقلاب تهران، محدث، معاون دادستان به همراه مافي، فرماندار شميرانات و رييس كلانتری محل با حضور در ساختمان مركز «اميدوار»، نمايندگان بنياد را به منظور پلمپ ساختمان تا تعيين تكليف نهايی از داخل آن تخليه كردند.
نفريه افزود: تا ساعتها از محل انتقال دختران و زنان آسيبديده مركز «اميدوار» توسط مأموران اطلاع نداشتيم كه سرانجام تعدادی از آنها به محل بازگشتند و بر اساس اظهارت اين دختران، آنها در يكی از كوچههای اطراف مركز رها شده بودند.
وی تاكيد كرد: اين دختران حاضر به انتقال به مركز ديگری نبودند. چرا كه برخی از آنها سالهای بسيار طولانی در اين مركز ساكن بودند و اينجا را به عنوان «خانه خود» ميدانند. از سوی ديگر ساير مراكز نيز جای كافی برای اقامت آنها ندارد. اين در حاليست كه برخی از دختران و زنان آسيب ديده اين مركز نيز تا نيمههای شب به مركز بازنگشتند.
مديركل بهزيستی استان تهران در اين خصوص به خبرنگار ايسنا ميگويد: مركز «اميدوار» جزء مراكز سطح سه بهزيستی محسوب ميشود كه زنان دارای آسيبهای شديد در آنجا نگهداری ميشوند و حتی برخی از آنها مبتلاء به بعضی بيماريها هستند.
مديركل بهزيستی استان تهران ميپرسد: چه كسی پاسخگويی سرگردان شدن اين زنان در سطح خيابان و تبعات آن برای سايرين است؟
دخترانی كه به محل بازگشته بودند به طور موقت به مركز «هاجر» منتقل شدند.
بر اساس اظهارات مديركل بهزيستی استان تهران، بنياد مستضعفان انقلاب اسلامی علاوه بر مركز «اميدوار» ابلاغيهای از دادگاه مبنی بر تخليه مركز «هاني» در آصف اخذ كرده است.
به گفته دكتر نفريه، سالانه به طور متوسط 2 هزار دختر فراری و آسيبديده از سوی نيروی انتظامی و يا به صورت خود معرف به بهزيستی ارجاع ميشود كه بهزيستی پس از بررسی وضعيت آنها در مراكز مداخله در بحران زمينه بازگشت آنها را به خانواده فراهم ميكند. ولی در پارهای از موارد، نه خانواده و نه فرد تمايلی به بازگشت ندارند كه بر اساس سطح آسيب ديدگی به خانههای سلامت، مراكز بازتوانی و در نهايت افراد دارای آسيبهای شديد به مركز بازپروری ارجاع ميشوند.
وی با اشاره به طرح «جمع آوری آسيبديدگان» توسط نيروی انتظامی از سطح شهر، گفت: نيروی انتظامی تنها قادر به جمعآوری اين زنان است و قطعا برای نگهداري، مجددا به بهزيستی ارجاع ميشوند. اين در حاليست كه بهزيستی در شرايط كنونی نيز امكانات محدودی برای پذيرش و نگهداری افراد آسيبديده اجتماعی دارد و جالب آن كه همين مراكز نيز از بهزيستی پس گرفته ميشود.
تلاش خبرنگار ايسنا برای تمای با مسولان بنياد مستضعفان به جايی نرسيد و رحيمی مسؤول ارتباط با رسانههای اين بنياد نيز پاسخ را به هفتهی آينده در ايام غير تعطيل موكول كرد.
به نظر ميرسد وزارت رفاه به عنوان مدافع حقوق آسيبديدگان اجتماعی بايد نقش پررنگتری در مسايلی از اين دست داشته باشد، چرا كه مطمئنا ساماندهی و ايجاد سرپناه برای آسيبديدگان و افراد بيسرپرست كه غالبا به دليل فقر و شرايط نامطلوب اقتصادی | ||