تبليغاتX
مطالب علمی و احساسی
 

در کنگره سراسری خانواده ها و مشکلات جنسی مطرح شد

مشکلات جنسی ۵۰ درصد علت طلاق در کشور است

 

شنبه ۵ آذر ۱۳۸۴
نتيجه اين شد: مردم بايد از آن حرف بزنند، مسئولان برای آن سياستگزاری و برنامه ريزی کنند و جوانان در مورد آن آموزش ببينند. مشکلات جنسی بخش تاريک زندگی های زناشويی در جامعه ما است. از مشکلات جنسی حرفی زده نمی شود؛ نه مسئولان و نه زنان و نه مردان. در حالی که ۵۰ درصد متقاضيان طلاق در کشور چه بگويند که به علت مشکلات جنسی می خواهند طلاق بگيرند و چه با وجود مشکلات جنسی علت طلاق را چيز ديگری عنوان کنند به دليل مشکلات جنسی طلاق می گيرند. تا امروز مشکلات جنسی نه در سياستگزاری ها و برنامه ريزی ها ديده شده است و نه مراکز تخصصی و مورد اعتمادی برای مراجعه مردم وجود داشته. وقتی کارشناسان اعلام می کنند ۱۰ درصد مردان دچار ناتوانی جنسی اند و ۴۰ درصد زنان در زندگی زناشويی از اختلالات جنسی رنج می برند به اين معنی است که درد مرموزی در خانواده ها وجود دارد. اين درد گاهی آن قدر می ماند تا بالاخره از جای ديگری بيرون می زند و تازه آن موقع هم خودش را به شکل افسردگی و اضطراب و هزارويک درد جسمی و روانی ديگر نشان می دهد. وقتی نياز جنسی که از غرايز طبيعی انسانی است به درستی و با هدايت منطقی ارضا نشود نتيجه اش يا طلاق يا ارضای آن در خارج از خانواده و يا وجود همسرانی است که از زندگی زناشويی شان لذت نمی برند در حالی که خود آنها تربيت کنندگان کودکان و نوجوانان اين جامعه هستند. اين مهم که موضوع دومين کنگره سراسری خانواده ها و مشکلات جنسی بود چهارشنبه هفته گذشته با استقبال فراوان اساتيد و دانشجويان و ارائه مقالات و حضور پرجمعيت شرکت کنندگان روبه رو شد. اکبر هاشمی رفسنجانی رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام نيز پيامی برای اين کنگره فرستاد که مضمون آن رفع موانع بر سر راه آموزش مسائل مورد نياز جامعه بالاخص برای جوانان با رعايت عفت، اخلاق و سياستگزاری شورای عالی انقلاب فرهنگی و راه اندازی مراکز تخصصی مشاوره و درمان اختلالات و توجه عالمانه به حوائج طبيعی روانی و جسمانی انسان بود. پيام کنگره: تا فرصت از دست نرفته و جامعه بيش از اين در معرض حوادث جدی تر قرار نگرفته بياييم به دور از هرگونه تحجر بينديشيم چه بايد کرد. مخاطبان اين کنگره نخبگان، مسئولان و دست اندرکاران نظام بودند. دکتر سيدکاظم فروتن دبير علمی کنگره در بخشی از سخنرانی خود گفت: «هشدار می دهيم مسئولان برای مقابله با خطرات فوق الذکر چه سياست تعريف شده و منسجمی را مدنظر قرار داده اند و تا کی بايد مسائل سياسی و اقتصادی و نظاير آن ما را از توجه و برنامه ريزی در جهت رفع مخاطراتی که به طور خزنده نهاد مقدس خانواده را ويران می کند باز دارد.» وی با تاکيد بر بزرگی خطر ضعف و آسيب پذيری خانواده ها گفت: «نگاهی کوتاه به وضعيت شيوع اختلالات جنسی در جامعه ما را بايد از خواب غفلت بيدار کند. به عنوان مثال بيماری ديابت که در سطح ملی برای آن برنامه ريزی می شود و تشکيلات دولتی و غيردولتی نظارت بر آن را برعهده دارند و هزينه های هنگفتی را در نظر می گيرند فقط ۷ درصد افراد جامعه را در بر می گيرد در حالی که برای ناتوانی جنسی که ۸/۹ درصد مردان جامعه از آن رنج می برند برنامه ای نداريم و از طرف ديگر ۳۰ تا ۵۰ درصد افراد مبتلا به ديابت و ۶۰ درصد افرادی که دچار سکته قلبی می شوند و ۵۵ تا ۶۵ درصد مردانی که مبتلا به نارسايی مزمن تنفسی هستند دچار اين مشکل هستند.» در اولين کنگره مشکلات جنسی و خانواده که مهر سال ۸۲ برگزار شد تنها ۳۰ درصد کار تحقيقاتی ارائه شد اما امسال در دومين کنگره از بين ۶۰۰ مقاله که ۵۰ درصد آنها تحقيقی و پژوهشی بودند ۱۵۰ مقاله در جلسات متعدد و همه جانبه کنگره ارائه شد. با توجه به اينکه مشکلات جنسی از مسائلی است که برای حل آن نياز به توجه چندجانبه دارد در اين کنگره به طور همزمان جلسات متعددی درباره مشکلات جنسی از زوايای روانشناسی و روانپزشکی، زنان و مامايی، طب مکمل، پرستاری و توانبخشی، علوم تربيتی، حقوق و فقه، ادبيات و هنر و رسانه های گروهی و کارگاه های تربيت جنسی کودکان و نوجوانان برگزار شد.

• نگاه زيبايی شناختی به جای نگاه تنی
مشکلات جنسی متاثر از باورهای غلط فرهنگی و ضعف های فرهنگی هستند. در واقع مشکلات جنسی آن قدر که به متن اجتماعی، باورها و آموزه های رفتاری و روانی فرد در جامعه اش مربوط است به مشکلات اندام جنسی يا فيزيکی او مربوط نمی شود. دکتر پرويز آزادفلاح عضو هيات علمی دانشگاه تربيت مدرس در اين باره می گويد: «ما شاهديم که هر ساله براساس گزارشات سازمان ثبت احوال نرخ طلاق بالا می رود و گرايش های جوانان به ازدواج پائين می آيد. از طرفی مسائل و مشکلات در خانواده ها حاکی از اين است که زندگی ها استحکام جدی ندارند، به نظر می رسد باورها و نگرش ها و به طور کلی فرهنگ نادرستی راجع به رفتار جنسی و ازدواج و مسائل زناشويی وجود دارد و تا فرهنگ مورد پالايش قرار نگيرد و باورهای نادرست حذف نشود شاهد چنين آماری خواهيم بود. در حال حاضر در طرح مسئله ازدواج اصلی ترين مسائل، مسائل مادی مثل خانه، پول و شغل در نظر گرفته می شود، بدون اينکه بخواهيم منکر اين مسائل شويم بايد بگوييم اينها تنها نکات مطرح برای يک ازدواج موفق نيست. متاسفانه در فرهنگی که در مفهوم ازدواج مالکيت وجود دارد چگونه انتظار داريم يک رفتار جنسی توام با لذت متعالی در اين زندگی وجود داشته باشد. با داشتن نگاه مالکيتی در ازدواج رفتار جنسی در حد بسيار فرومايه ای ايجاد می شود که مشکلات عديده ای را رقم می زند.» دکتر آزادفلاح درباره نحوه مداخلات می گويد: «بسياری از مشکلات و رفتارهای جنسی که شاهد آن هستيم با يک مداخله کوچک روانشناسی در دنيا مورد هدف قرار می گيرد و برطرف می شود. منتها مداخلاتی که در اينجا صورت می گيرد بيشتر در جهت رفع مشکلات ارگان يا اندام جنسی فرد است در حالی که ما هرگز نيامديم ريشه يابی کنيم که چه فرهنگ و باور غلطی در خانواده يا ذهن اين دو جوان شکل گرفته که باعث تجلی اين مشکلات شده است.» وی درباره آموزش جنسی قبل از ازدواج می گويد: «اگر آموزش جنسی به شکل درست و از سوی افراد متخصص صورت گيرد بسيار ضروری است اما من نگران آموزش نديدن جوان ها نيستم از اين نگرانم که بسياری از کسانی که آموزش جنسی می دهند تعبير درستی از رفتار جنسی ندارند.پنهان کردن اين قضيه نشان از نگاه حيوانی و زيستی ما به اين موضوع دارد و به ندرت شاهد آن بوديم که نگاه زيبايی شناختی و نگاه متعالی از عشق و روابط جنسی در آموزه های ما دخيل باشد.ما دوره های آموزشی برای زوج های جوان در کلينيک برگزار کرديم با اين هدف که نگاه ديگر را با تصحيح باورهای غلط به آنها ياد بدهيم که نتايج مثبتی ديديم و زوج ها احساس توانمندی می کنند. آموزش رفتار جنسی درست دشواری ندارد و با هيچ يک از چارچوب های ما مغاير نيست.وی معتقد است: «اگر نتوانيم ارتباط جنسی را در خانواده فراهم کنيم بايد منتظر بی بند و باری جنسی و انحرافات جنسی باشيم. اگر چارچوب های فرهنگی اصلاح نشود گرايش به تشکيل خانواده کاهش می يابد. ترديد ندارم بخشی از علت بالا رفتن سن ازدواج دگرگونی در شرايط اجتماعی است اما بخشی از آن به علت باور های نادرست و قضايای فرهنگی است در حالی که متاسفانه آموزش های روان شناختی که از رسانه های مختلف در جرايد و صداوسيما پخش می شود بعضاً اثر سوء دارند چون تخصص لازم را ندارند نسخه هايی برای مردم تجويز می کنند که آنها را دچار مشکلات عديده ای می کند، در حالی که محدوديت ايجاد شده برای طرح صحيح آموزش های جنسی خود عاملی برای انتقال نادرست آن است.»در حال حاضر تنها مرکز سلامت خانواده در دانشگاه شاهد قرار دارد. طبق تحقيقی که توسط دکتر منصور قوام متخصص روانپزشکی و درمان اختلال جنسی در ۹ ماهه آخر سال ۸۳ از مراجعان به کلينيک سلامت صورت داده است به اين نتايج دست يافته است که سن شيوع اختلالات در ۵/۲۲ درصد افراد مراجعه کننده بين ۲۹-۲۵ سال است. از نظر جنسيت ۷۰ درصد مراجعان مرد و ۳۱ درصد را زنان تشکيل می دهند. از نظر تاهل ۹۲ درصد مراجعان متاهل و ۵/۸ درصد مجرد بوده اند.شايع ترين مشکلات جنسی در مردان ۳۱ درصد اختلال نعوذ و ۳/۱۱ درصد انزال سريع و در زنان ۶/۱۲ درصد اختلال ارضا نشدن جسمی و ۵/۸ درصد درد جنسی بوده است. ۵۵ درصد بين خود و همسرانشان تنش و اختلافات داشتند. ۹/۴۰ درصد از مراجعان بيماری های جسمی و يا روانی همزمان با اختلال جنسی داشته اند که شايع ترين آن افسردگی با ۱۵ درصد بوده است. ۳۰ درصد مراجعان از رفتار درمانی و ۶/۲۲ درصد به دليل داشتن انتظارات درمانی سريع از دارو برای درمان اختلال جنسی خود استفاده کردند. ۶۸ درصد مراجعان يک بار مراجعه کردند اما ۳۲ درصد به دفعات مراجعه کرده اند که نتايج رضايت آميز از درمان جنسی خود گرفته بودند.

• پيشگيری به جای درمان
دکتر رسول روشن استاد دانشگاه شاهد با اشاره به اين نکته که نياز جنسی مثل ديگر نيازهای انسان اگر به خوبی هدايت نشود منجر به اختلالات می شود درباره انواع اختلالات جنسی می گويد: «اختلالات جنسی انواعی دارند که برخی از آن نپذيرفتن هويت جنسی، اختلال در کارکرد های جنسی در زمينه ميل جنسی، ارضای ميل جنسی (ارگاسم) و زود انزالی و درد جنسی در زنان هستند.» وی با تاکيد بر پيشگيری به جای درمان می گويد: «بهتر است به جای اينکه به درمان اختلال جنسی بپردازيم پيشگيری کنيم که لازمه آن آموزش جنسی است. برای تربيت جنسی از زمان کودکی و زمان شيرخواری دستورات دينی فراوانی داريم. در ازدواج در جامعه ما ضعفی است ما دست دو جوان را در دست هم می گذاريم بدون اينکه به آنها آموزش داده باشيم. جامعه ما جامعه بازی نيست و محدوديت هايی دارد که در بعضی جاها افراط آميز است. بايد به جوان بياموزيم که ارتباط بيش از آنکه جنبه جسمی داشته باشد جنبه روانی و عاطفی دارد. بايد به جوانان ويژگی های زنان و مردان آموزش داده شود. گاهی بحث آگاهی را که مطرح می کنيم بعضی تصورشان اين است که می خواهيم اشاعه فساد کنيم اما منظور از آگاهی دادن، اطلاعات در زمينه رفتار و اخلاق جنسی، ويژگی های عاطفی و روانشناختی زن به مرد و بالعکس و اينکه چگونه می توان تضادها را به وحدت و يک انسجام عاطفی تبديل کرده است.»دکتر روشن معتقد است بسياری باورهای ما پيش از اينکه دينی و علمی باشد عرفی و مطابق با باورهای ساخته و پرداخته و به نوعی خرافات است. اينها را بايد از هم جدا کنيم. انديشمندان و مسئولان بايد پاسخگوی نيازهای طبيعی و فطری انسان ها باشند و اين پاسخگويی بايد در دو مرحله صورت گيرد يکی اينکه جنبه های تئوريک و نظری اين معضل را بشکافند و در کنار آن به جامعه برنامه ارائه دهند. در حال حاضر ما تنها يک برنامه داريم. نقص و نه اثبات. الان می گوييم که توجه جوانان را به کارهای علمی، اوقات فراغت و ورزش و... جلب کنيم اما راهی که بتواند مسائل جنسی را حل کند ارائه داده نشده است. در حال حاضر بسياری از خانواده ها برای مشکلات جنسی به مراکز مراجعه نمی کنند و اصلاً از آن حرفی نمی زنند و بنابراين مشکلات جنسی پوشيده است و نمی توان از آن آمار دقيقی ارائه داد.در بررسی ميزان رقابت جنسی در کارکنان زن دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه در سال ۸۴ که توسط کتايون اسماعيلی انجام شد مشخص گرديد ميانگين سن افراد ۷/۳۷ سال بوده است. ۹۱ درصد کارشناس و بقيه کاردان يا کارشناسی ارشد بودند. ۲۳ درصد از کاندوم استفاده می کردند، ۵۴ درصد همسران افراد دارای مدرک کارشناسی بوده اند، ۳/۹۷ درصد افراد دارای اتاق خواب جداگانه بودند و ۷۸ درصد زنان و ۸۰ درصد مردان در کلاس های آموزش قبل از ازدواج شرکت نکرده بودند، ۶۰ درصد زنان جهت رابطه جنسی پيشقدم نمی شدند و رضايت جنسی زنان در پژوهش انجام شده در حد متوسط بوده است.از اين نقطه نظر رفتار جنسی افراد با متن زيستی که در آن زندگی می کنند بسيار مرتبط است. اين نکته در پژوهش دکتر اکرم خمسه در بررسی ارتباط ميان رفتار جنسی و طرحواره های نقش جنسيتی در دو گروه از دانشجويان متاهل مشخص شده است. در اين پژوهش آمده است رفتار جنسی جنبه مهمی از کيفيت زندگی زناشويی است که ترکيبی از مفاهيم و نگرش ها، احساسات و فعاليت ها است و زنانگی و مردانگی را مجموعه ای از باورهای فرهنگی تعريف می کند. از لحاظ جنسی بين زنان و مردان بيشتر شباهت است تا تفاوت اما از لحاظ ارضای جنسی مردان با ۹۰ درصد بيشتر از زنان رضايت جنسی دارند و زنان به ميزان ۶۰ درصد نسبت به مردان آزردگی و رنجش از رابطه جنسی شان بيشتر است. در همين رابطه زنانی که الگوهای کليشه ای زنانه مثل (عاطفی بودن، ملايم بودن و حساس بودن) را دارند نارضايتمندی آنها از رفتارهای جنسی در خانواده ها بيشتر است برعکس آنها که از الگوهای انعطاف پذير زنانه و مردانه استفاده می کردند رضايتمندی بيشتری داشتند.دکتر خمسه تاکيد می کند بايد بر آموزش های قبل از ازدواج و با نگاه ويژه بر رفع بر کليشه های جنسيتی کار کنيم. وی معتقد است يک رابطه جنسی خوب با يک برنامه ريزی، يادگيری و گفت وگو توام است و اينکه رابطه جنسی بايد به طور ذاتی با مهارت و خبرگی توام باشد غلط است.

• گفتن از بايدها به جای نبايدها
واقعيت قضيه: «در حال حاضر در جامعه افراد مختلف ديدگاه های متفاوت دارند همه معتقدند مشکل وجود دارد ولی وقتی می خواهند آن را مطرح کنند فرهنگ ما جلو می آيد و باعث می شود به عنوان مسئله زشت از طرح آن عقب نشينی کنند. ما در حالت تضاد درونی هستيم.»دکتر سيدکاظم فروتن، دبير کنگره علمی مشکلات جنسی و خانواده و متخصص کليه در ادامه تعريف واقعيت قضيه می گويد: «متاسفانه در دانشگاه ها هم خيلی کمرنگ به بحث مشکلات جنسی پرداخته می شود خيلی وقت ها در کلاس درس سريع از آن رد می شوند چون نه استاد آمادگی صحبت از آن را دارد و نه دانشجو آمادگی پذيرش اين مطالب را.»مطابق با نتايج يک تحقيق مشاهده شده مرگ و مير افراد دارای نارسايی قلبی که سلامت جنسی آنها برقرار است ۵ برابر کمتر از افراد دارای نارسايی قلبی است که سلامت جنسی ندارند.به علت نبود مراکز درمانی تخصصی در کشور برای درمان اختلالات جنسی آئين نامه ای با همکاری مسئولان معاونت سلامت وزارت بهداشت و درمان و اساتيد دانشگاه ها تنظيم شده و در حال حاضر در مرحله انتظار برای امضای وزير بهداشت و درمان است. اين آئين نامه در زمينه راه اندازی کلينيک های تخصصی بهداشت و سلامت خانواده زيرنظر دانشگاه علوم پزشکی کشور است.در حالی که در اکثر کشورهای دنيا آموزش جنسی را در مدارس از مقطع راهنمايی آغاز می کنند در کشور ما در آخرين سال دبيرستان اين آموزش داده می شود و پس از اولين کنگره مشکلات جنسی وزارت بهداشت اقدام به برگزاری دوره های آموزش قبل از ازدواج در مراکز بهداشتی و درمانی کرده است.دکتر فرهاد جعفری متخصص پزشکی اجتماعی که بررسی را در مراکز درمانی داشته است می گويد: «کيفيت کلاس های آموزشی در مراکز بهداشتی درمانی بسيار پايين است و آموزش ها بسيار سطحی و ابتدايی است و زوج ها هم تنها برای اينکه آزمايش های قبل از ازدواج را انجام بدهند و زودتر کارشان به انجام برسد دوره ای را می گذرانند و می روند. ما هنوز برای طرح برخی مسائل مشکل داريم مثلاً من در جلسه ای که برای عده ای معلم صحبت می کردم متوجه شدم هنوز ظرفيت لازم وجود ندارد. کاندوم انگار کلمه ای است که اسم آن را نبايد گفت. در حالی که الان دنيا با آنومی ايدز روبه رو است و دنيا تنها برايش يک دو راه پيدا کرده است، آموزش بهداشت و کاندوم. ما می توانيم به درستی از آن حرف بزنيم.»دکتر فروتن معتقد است: «ما هميشه روی نبايدها کار کرديم و چيزی به نام بايد جايش نگذاشتيم. بالطبع جوان ما ممکن است نياز طبيعی اش را ناسالم اشباع کند. پس به جای حل مشکلات به طور طبيعی آنها را ريشه يابی کنيم.»

• دانشگاه شاهد و تنها دانشگاه شاهد
متولی برگزاری کنگره مشکلات جنسی و خانواده ها مثل بار قبل تنها دانشگاه شاهد بود. دکتر جعفری دراين باره می گويد: «به تصور زدن اتهام هيچ کس دنبال اين موضوعات نرفته و نمی رود. اين يک موضوع حساس است و ممکن است برچسب هايی به افراد زده شود. همين باعث شد دانشگاه شاهد متولی برگزاری کنگره باشد. شايد اگر دانشگاه شاهد سراغ اين موضوع نمی رفت هيچ کس تا ۲۰ سال ديگر هم اين موضوع را مطرح نمی کرد. در حال حاضر در سطح بالا همه حمايت می کنند اما موضوع اين است که چگونه اين موضوعات را به سطح جامعه ببريم تا گاردی ايجاد نشود و حساسيتی در مردم به وجود نيايد.»


 
 
***
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1384ساعت 13:57  توسط احمد  | 

 
 
document.getElementById('picGalleryNoScript_9').style.display = 'none';
لحظه اصابت سر چلسی ديويس ورزشکار آمريکايی، در جريان جام جهانی ورزشهای آبی در ماه ژوئيه که منجر به شکستگی سرش شد. اين عکس از سوی روزنامه تايمز انگلستان به عنوان يکی از عکسهای ورزشی برتر سال انتخاب شده است.
document.getElementById('picGalleryNoScript_1').style.display = 'none';
در ماه ژوئيه، ونوس ويليامز تنيس باز آمريکايی، پس از مدتها ناکامی موفق شد با قهرمانی در مسابقات انفرادی زنان در جام ويمبلدون بار ديگر به جمع برترين تنيس بازان جهان باز گردد.
document.getElementById('picGalleryNoScript_2').style.display = 'none';
قهرمانی باشگاه فوتبال ليورپول انگلستان در جام باشگاه اروپا از مهمترين رويدادهای ورزشی سال بريتانيا بود. اين تيم با پنج بار قهرمانی در اين رقابتها همچنان پر افتخارترين تيم انگليسی در اروپاست. حضور استيون جرارد، کاپيتان ليورپول در بازيها، تاثير بسزايی در پيروزی اين تيم داشت.
document.getElementById('picGalleryNoScript_3').style.display = 'none';
ماريا شاراپوا، قهرمان تنيس انفرادی زنان ويمبلدون در سال 2004، با اينکه نتوانست موفقيت سال گذشته خود را تکرار کند، اما به دليل حضور موفقش در ديگر ميدانهای جهانی به عنوان 'برترين ورزشکار سال روسيه' برگزيده شد.
document.getElementById('picGalleryNoScript_4').style.display = 'none';
علی دايی، مهاجم تيم ملی فوتبال ايران با به ثمر رساندن چند گل ديگر در جريان رقابتهای مقدماتی جام جهانی آلمان توانست فاصله خود را به عنوان تنها بازيکن تاريخ فوتبال جهان که بيش از يکصد گل ملی زده با ديگر رقيبانش افزايش دهد.
document.getElementById('picGalleryNoScript_5').style.display = 'none';
حسين رضازاده نيز ديگر ورزشکار ايرانی بود که رکورد جهانی اش را کسی نتوانست تغيير دهد. رضا زاده بار ديگر در مسابقات وزنه برداری جهان در دوحه در ماه نوامبر به مقام قهرمانی دست يافت.
document.getElementById('picGalleryNoScript_6').style.display = 'none';
جورج بست، بازيکن سابق تيم ملی فوتبال ايرلند شمالی و باشگاه منچستر يونايتد انگلستان، روز جمعه 25 نوامبر پس از يک دوره طولانی بيماری در بيمارستانی در لندن در سن 59 سالگی درگذشت.
document.getElementById('picGalleryNoScript_7').style.display = 'none';
فرناندو آلونسو راننده اسپانيايی تيم رنو با کسب عنوان قهرمانی مسابقات اتومبيلرانی فرمول يک در فصل گذشته در صدر فهرست رانندگان فرمول يک در سال 2005 قرار گرفت. آلونسوی 24 ساله جوانترين راننده ای است که به مقام
document.getElementById('picGalleryNoScript_8').style.display = 'none';
ژوزه مورينيو، مربی پرتغالی تيم فوتبال چلسی انگلستان، در نخستين فصل حضورش به عنوان مربی اين تيم توانست چلسی را پس از سالها به قهرمانی ليگ برتر انگلستان برساند.قهرمانی جهانی دست يافته است.
ده چهره خبرساز جهان ورزش در سال 2005
 
document.getElementById('picGalleryNoScript_0').style.display = 'none';
رونالدینیو ستاره فوتبال برزیل و تیم بارسلون اسپانیا، در ماه دسامبر برای دومین سال پیاپی از سوی فيفا به عنوان بهترین بازیكن فوتبال جهان انتخاب شد. فرانک لمپارد انگلیسی نیز، با مجموع 306 رای در جای دوم و اتوئو مهاجم كامرونی بارسلون با 190 رای در مكان سوم قرار گرفتند.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1384ساعت 13:56  توسط احمد  | 

 
فشار زن بر زهدان 'تاثير کمی بر طول مدت زايمان دارد'
 
زن باردار
ترغيب زن به فشار زهدان برای تسريع وضع حمل ممکن است بی تاثير باشد
محققان می گويند ترغيب زن به فشار آوردن بر زهدان هنگام وضع حمل باعث تفاوت چندانی در سرعت زايمان نمی شود و می تواند مشکلاتی بيافريند.
پزشکان دانشگاه تگزاس دريافتند که فشار زن بر زهدان، زمان وضع حمل را تنها کمی کاهش می دهد.
به علاوه نظارت بر وضع سلامتی اين گروه از زنان پس از زايمان نشان داد که احتمال بروز ناراحتی های مثانه در آنها افزايش می يابد.
با اين حال اين مطالعه که نتايج آن در نشريه تخصصی زنان و زايمان آمريکا (Journal of Obstetrics and Gynaecology) منتشر شد زنان را برای تنها سه ماه زير نظر گرفت.
کاهش ظرفيت مثانه
پژوهشگران دانشگاه "مرکز پزشکی جنوب غربی تگزاس" 320 زن را که برای نخستين بار زايمان می کردند و در دوره حاملگی با مشکلی مواجه نشده بودند و به علاوه هنگام زايمان به بيهوشی موضعی نياز پيدا نکردند، مورد مطالعه قرار دادند.
آنها بر طول دومين مرحله وضع حمل، زمانی که گردن رحم کاملا گشوده شده و بچه خروج را آغاز می کند، تمرکز کردند.
نيمی از زنان به طور تصادفی انتخاب شدند و از آنها خواسته شد در جريان درد زايمان برای ده ثانيه به زهدان خود فشار آورند، درحالی که از باقی زنان خواسته شد "فقط آنچه را برايشان طبيعی است انجام دهند".
برای نخستين گروه، دومين مرحله وضع حمل به طور متوسط به 46 دقيقه کاهش يافت، درحالی که برای گروه دوم اين زمان 59 دقيقه بود.
از 320 زنی که در اين مطالعه شرکت داشتند، 128 نفر سه ماه بعد برای آزمايش بازگشتند.
گنجايش مثانه کسانی که هنگام وضع حمل از آنها خواسته شده بود به زهدان خود فشار آورند کمتر از زنان گروه ديگر بود و اضطرار بيشتری برای تخليه ادرار احساس می کردند.
با اين حال، محققان تاکيد می کنند که عملکرد مثانه می تواند در طول زمان به حالت عادی بازگردد بنابراين اين وضع ممکن است دائمی نبوده باشد.
دکتر استيون بلوم، متخصص زنان و زايمان که اين تحقيقات را سرپرستی کرده است گفت: "در اغلب موارد، بهترين کار برای بيمار اين است که آنچه را برايش راحت تر است انجام دهد."
پروفسور کنت لونو، که او نيز در اين مطالعه شرکت داشته است، افزود: "من هنوز آمادگی ندارم بگويم که آيا تغييرات (مثانه) دارای تبعات دراز مدت است يا خير."
"ما نمی خواهيم بيماران را در اين باره نگران کنيم."
دکتر مگی بلات، متخصص زايمان در درمانگاه "رويال ويکتوريا" در نيوکاسل به بی بی سی گفت: "مردم می پنداشتند که تشويق زنان به فشار زائد بر زهدان هنگام وضع حمل کار درستی است."
"اما ما اکنون در حال دور شدن از اين شيوه هستيم تا به زنان اجازه دهيم هر کاری برايشان طبيعی است انجام دهند."
"ما سعی داريم مرحله دوم وضع حمل منفعل باشد و اجازه دهيم سر بچه خود به خود پايين بيايد و بعد زن را تشويق کنيم به خود فشار آورد."
او افزود: "فشار بيش از حد و زودهنگام باعث می شود مادر خسته شود که احتمالا نياز او به کمک برای زايمان را افزايش می دهد."
"همچنين می تواند باعث خستگی بچه شود که آن نيز خطر بروز مشکلات در جريان تولد را بالا می برد."

 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1384ساعت 13:54  توسط احمد  | 

 

 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1384ساعت 13:52  توسط احمد  | 

 
 
اولين تحقيق دانشمندان درباره رابطه لباس و باسن زنان
 
خياط
نتايج اولين مرحله از اين تحقيق که درباره تاثير سبکهای مختلف شلوار بر شکل باسن زنان است در ماه مه منتشر خواهد شد
محققان اسکاتلندی قصد دارند
 پاسخ سوالی را بيابند که ذهن بسياری از زنان را هنگام خريد
 لباس آزار می دهد: "باسنم را بزرگ نشان می دهد؟"
دانشکده نساجی و طراحی دانشگاه هريوت وات پژوهشی را آغاز کرده
 که گمان می رود اولين تحقيق جهانی درباره تاثيرگذاری
پوشاک بر شکل باسن باشد.
محققان می خواهند تاثير طراحی، رنگ، طرح و الياف لباس
را روی برداشت فرد بررسی کنند. دانشمندان عقيده دارند
 اين مطالعه می تواند اثرات قابل ملاحظه ای روی فروش پوشاک داشته باشد.
آنها از چهار زن مدل با کفلهای متفاوت خواهند خواست انواع
 لباسها را بپوشند. با هر لباس، عکسی از مدلها گرفته خواهد شد.
سپس از شرکت کنندگان خواسته خواهد شد به تصاوير نگاه کنند
تا بزرگی يا کوچکی باسن مدلها را ارزيابی کنند.
دکتر ليزا مک اينتاير، سرپرست اين گروه از محققان، می گويد
چهار زن مدل انتخاب شده اند که انواع باسنهای زنانه را نمايندگی می کنند.
يکی از آنها باسن "استاندارد" زنانه دارد و ديگری باسنی برجسته تر،
 مانند زنان تابلوهای نقاشی سبک "پيش از رافائل".
اين محقق به بی بی سی گفته است مدل سوم اندامی باريک دارد و نفر آخر باسنی با انحنای بيشتر، مانند جنيفر لوپز، خواننده و هنرپيشه معروف.
دکتر مک اينتاير، ۳۳ ساله، افزوده است: "در رسانه ها بحثهای
 زيادی درباره سبکهای لباس که بدن را زيباتر نشان می دهد،
ديده می شود و عموم کارشناسان پذيرفته اند که تقويت تصوير
 فرد از بدنش می تواند اعتماد و عزت به نفس را بهبود بخشد.
اما عوامل اين مساله هرگز به طور کامل و علمی مورد
 تحقيق قرار نگرفته است."
وی ادامه داده است: "طراحان و مصرف کنندگان در حال حاضر به
اطلاعات تاييد شده ای که آنها را قادر سازد لباسی انتخاب کنند
 که اندازه و شکل بدنشان را بهبود می بخشد، دسترسی ندارند.
اين تحقيق برای اولين بار اطلاعات مفصل و مفيدی را فراهم خواهد آورد
 که به طراحان لباس امکان می دهد پوشاکی را بدوزند که به زنان کمک
 می کند بيشترين بهره را از دارايی های طبيعی شان ببرند."
نتايج اولين مرحله از اين تحقيق که درباره تاثير سبکهای مختلف شلوار
 بر شکل باسن زنان است در ماه مه منتشر خواهد شد.
دکتر مک اينتاير که مدرک دکترای خود را در رشته پانسمان
 زخمهای سوختگی گرفته است، می خواهد برای گسترش دامنه
 اين تحقيق از دولت بريتانيا کمک مالی بگيرد.
 جنفر لوپز
 در رسانه ها بحثهای زيادی درباره سبکهای لباس که
بدن را زيباتر نشان می دهد، ديده می شود و عموم کارشناسان پذيرفته اند
 که تقويت تصوير فرد از بدنش می تواند اعتماد و عزت به نفس را بهبود بخشد
 
دکتر ليزا مک اينتاير، سرپرست محققان

 
 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1384ساعت 13:50  توسط احمد  | 

 
 
نگاهی به رويدادهایی سينمايی جهان در سال ۲۰۰۵
 

 
 
سينمای جهان

در حالی که بيشتر تهيه کنندگان و صاحبان سينما در سال گذشته از عدم استقبال تماشاگران از فيلم هايشان به دليل گسترش صنعت دی وی دی و خانه نشين شدن تماشاگران سينما می ناليدند، فيلم های عظيم و پرفروشی چون هری پاتر و جام آتش، جنگ دنياها، جنگ ستارگان: اپيزود سوم و کينگ کنگ نشان داد که هنوز مردم دوست دارند فيلم های عظيم و پرخرج را در سالن های بزرگ و تاريک سينما تماشا کنند و لذت ببرند.
خلق دوباره افسانه ها
کينگ کنگ، بازسازی نسخه ای است که در سال 1933 ساخته شده بود
در سال گذشته فيلمسازان بسياری سراغ افسانه ها و شخصيت های سينمايی تخيلی قديمی رفتند چرا که احساس کردند هنوز می توان در ميان هياهوها و جنجال های سياسی روز و جنگ ها و ترورها و قتل عام های دسته جمعی به افسانه و فانتزی فکر کرد و با پناه بردن به آنها از واقعيت های تلخ واضطراب آور جهان معاصر فاصله گرفت.
کينگ کنگ، زورو و جنگ دنياها دوباره سازی شدند اما با تفاوت هايی بارز و شگفت انگيز. ديگر کسی از ديدن دکورهای مقوايی کينگ کنگ يا حقه های سينمايی نخ نما شده زورو خنده اش نمی گيرد.
پيتر جکسون، خالق ارباب حلقه ها با نسخه جديد کينگ کنگ آرزوی ديرين کودکی اش را تحقق بخشيد. کسی که از ۹ سالگی بعد از ديدن نسخه اوليه کينگ کنگ تصميم گرفت فيلمساز شود و خود کينگ کنگ را بسازد و حال بعد از گذشت ۳۵ سال به آرزوی خود رسيد.
اينک او به مدد نرم افزارهای کامپيوتری و ديجيتال، گوريل عظيم الجثه ای را خلق کرده است که بيش از تمام کينگ کنگ هايی که تاکنون در سينما ديده شده، باورپذيرتر و واقعی تر است و می تواند عليرغم ظاهر درنده و هولناکش، با قلب مهربان و عاشقش اشک بر چشمان تماشاگران بياورد.
آنتونيو باندراس نيز بار ديگر نقاب بر چهره زد و در جلد قهرمان محبوب سينمای کلاسيک آمريکا، زورو فرو رفت. قهرمانی که حامی مردم مظلوم است و عليه بی عدالتی و ستم می جنگد.
مارتين کمپبل در افسانه زورو، حس نوستالژيک تماشاگران قديمی سينما را نسبت به سينمای کلاسيک و قهرمانان آن زنده کرد. فيلمی که به اعتقاد باندراس با عرق و خون ساخته شد و مردم از ديدن آن لذت می برند.
هاليوود سياسی می شود
شب بخير و موفق باشی
پس از جنگ ويتنام و ماجرای رسوايی واترگيت، به نظر می رسد که هاليوود دوباره به سياست رو کرده و فيلمسازان آمريکايی به شدت درگير ساختن فيلمهايی با مضامين سياسی انتقادی و راديکال شده اند. شهر نقره ای، هتل رواندا و شب بخير و موفق باشی، نمونه هايی از گرايش های جديد سياسی در ميان سينماگران هاليوودی است.
جورج کلونی، بازيگر مشهور فيلم آه برادر کجايی، روی يکی از سياه ترين و رسواترين پرونده های تاريخ سينما و روشنفکری آمريکا انگشت گذاشت و با فيلم شب بخير و موفق باشی، فضای پر از سوء ظن و وحشت دهه پنجاه را که سناتور مک کارتی با دستگاه تفتيش عقايد خود، سينماگران و روشنفکران آمريکايی را به دليل گرايش های چپ گرايانه شان به ستوه آورد، بازآفرينی کرد.
وی با به تصوير کشيدن زندگی روزنامه نگار جسوری به نام اد مارو که نقش او را ديويد استراتون بازی می کند به بررسی نقاط تاريک اين دوره سياه تاريخ معاصر آمريکا پرداخت.
روزنامه نگاری که به فضای رعب و وحشتی که مک کارتی بر جامعه روشنفکری و سينمايی آمريکا تحميل کرد تن نداد و در برابر آن ايستاد. در واقع جورج کلونی با انتخاب اين موضوع، به طور غير مستقيم به فضای تيره و پرسوء ظن پس از حوادث يازده سپتامبر پرداخته است.
اندرو نيکول( سازنده نمايش ترومن) نيز در سالار جنگ، قاچاق بين المللی سلاح های جنگی را دستمايه قرارداد و نيکلاس کيج را در نقش يوری اورلف دلال اسلحه اوکراينی الاصل به بازی گرفت.
برگمن و سينمای ديجيتال
سال ۲۰۰۵ سال خداحافظی اينگمار برگمن سينماگر سوئدی با سينما بود
سال ۲۰۰۵ سال خداحافظی اينگمار برگمن سينماگر سوئدی با سينما بود. ساراباند آخرين ساخته برگمن را درواقع وصيت نامه اين سينماگر سالخورده دانست که به صورت ديجيتال ساخته شده است.
اين فيلم در واقع ادامه ماجرای فيلم شش صحنه از يک ازدواج است که برگمن آن را با همان بازيگران قبلی يعنی ليو اولمن و ارلاند يوزفسون ساخته است. ماريان( ليو اولمن) در پايان فيلم قبلی، شوهرش را ترک می کند و اينک بعد از سی سال دوباره به ديدار همسر سابق اش می آيد.
ژان لوک گدار، کارگردان فرانسوی نيز در آخرين ساخته اش يعنی موسيقی ما (Notre Music) دوباره دست به يک تجربه متفاوت و منحصر به فرد سينمايی زد. وی با دستمايه قراردادن کمدی الهی دانته، اثری متفکرانه، پيچيده و تاويل پذير ساخت.
وودی آلن نيز با مليندا و مليندا به سبک و فضای طنز و کمدی هميشگی اش بازگشت ودغدغه ها و انديشه های فلسفی اش را در باره زندگی و ماهيت دوگانه تراژيک و کمدی آن در چند اپيزود به نمايش گذاشت.
 
 
اقتباس از ادبيات
در سال گذشته بازار اقتباس از رمان ها و داستان های مشهور کلاسيک مثل اليور تويست و غرور و تعصب داغ بود.
رومن پولانسکی که در سالهای اخير با فيلم ضد فاشيستی نوازنده پيانو دوباره مطرح شد، به سراغ چارلز ديکنز رفت و در اقتباس خود از رمان مشهور اليور تويست، سرگذشت اليور پسر يتيم ده ساله را که در کوچه ها و خيابان های لندن قرن نوزدهم جيب بری می کند، با تجربه های فردی دوران کودکی مشقت بارش در لهستان زمان اشغال نازی ها پيوند زد.
ريچل وايز و ری فاينس در باغبان وفادار
جو رايت فيلمساز جوان انگليسی در نخستين تجربه بلند سينمايی اش، رمان عاشقانه جين آستين يعنی غرور و تعصب را بعد از ۶۵ سال در سينما بازسازی کرد. در اين فيلم کايرا نايتلی در نقش اليزابت بنت و متيو مک موداين در نقش دارسی ظاهر شدند. ۶۵ سال قبل، اين نقش ها را گرير گارسن و لارنس اليويه بر پرده سينما آفريدند.
بنت ميلر کارگردان آمريکايی نيز در نخستين فيلم سينمايی خود، کاپوتی، به بازسازی شش سال از زندگی ترومن کاپوتی نويسنده مشهور آمريکايی و خالق رمان هايی چون در کمال خونسردی و صبحانه در تيفانی پرداخت.
بازی سيمور هافمن در نقش کاپوتی، تحسين بسياری از منتقدان را برانگيخت و به عقيده بسياری از کارشناسان وی استحقاق دريافت جايزه اسکار بهترين بازيگر را در سالی که در پيش است، دارد.
تری گيليام سازنده برزيل و دوازده ميمون نيز پس از پروژه ناموفق و ناتمام مردی از لامانچا (دن کيشوت)، به سراغ برادران گريم، از مشهورترين چهره های ادبيات فولکلوريک آلمان و گردآورنده قصه های عاميانه مشهوری چون شنل قرمزی و جک و لوبيای سحرآميز رفت و آنها را در فضايی کاملا تخيلی و فانتزی قرار داد.
راب مارشال نيز بر اساس رمان محبوب و پرفروش آرتور گلدن، خاطرات يک گيشا را ساخت که در آن يک دختر ژاپنی معمولی به يک گيشای معروف تبديل می شود. اين فيلم در آخرين روزهای سال ۲۰۰۵ به نمايش درآمد.
فرناندو مريليش، فيلمساز نوظهور برزيلی که در سال های گذشته با فيلم جسورانه شهر خدا درخشيد، در سال گذشته فيلم باغبان وفادار را بر اساس رمان پرفروش جان لوکاره نويسنده معروف رمان های جاسوسی با بازی ریف فاينس و ريچل وايز ساخت.
تريلری عاشقانه با بازی های قدرتمند و پرداختی زيبا و هوشمندانه که به اعتقاد بسياری يکی از بهترين فيلم های به نمايش درآمده در سال ۲۰۰۵ بود.
 
سينمای هنری و مستقل
شارليز ترون بازيگر فيلم کشور شمالی
کشور شمالی ساخته نيکی کارو با بازی شارليز ترون (برنده اسکار بهترين بازيگر زن دو سال قبل به خاطر فيلم هيولا) بازسازی زندگی واقعی لوئيس جنسن يکی از چهره های مهم تاريخ مبارزات فمينيستی و جنبش زنان در قرن بيستم بود که در ۱۹۸۴ عليه آزار جنسی کارفرمايش به دادگاه شکايت کرد.
اين فيلم تصوير دقيقی از زندگی زنان کارگر و بهره کشی ازآنان در جامعه سرمايه داری آمريکا در قرن بيستم ارائه می دهد.
تاريخچه خشونت ساخته ديويد کراننبرگ يکی از بهترين فيلمهای او در باره سير تاريخی خشونت در جهان است. يک تريلر روانکاوانه ساده و به دور از پيچيدگی ها و رمز و رازهای متعارف فيلم های کراننبرگ که همانند فيلم قبلی اش عنکبوت با مضمون هويت سر و کار دارد.
ميراندا جولی فيلمساز مستقل آمريکايی با کمدی رمانتيک من و تو و هر کسی که می شناسيم، جوايز متعددی را در جشنواره های ساندنس و کن ربود و مورد استقبال منتقدان و مردم قرار گرفت.
جيم جارموش نيز بعد از قهوه و سيگار در فيلم جديدش گل های پژمرده بار ديگر بيل موری کمدين خونسرد آمريکايی را به بازی گرفت. گل های پژمرده يک فيلم جاده ای با تمام ظرافت ها و جذابيت های سينمايی آثار جارموش و شخصيت های جذاب و دوست داشتنی اوست.
لارس فون تريه، سينماگر تجربه گرای دانمارکی و ابداع گر سبک سينمايی دگما، دومين قسمت از سه گانه خود را در باره آمريکا با عنوان مندرلی ساخت.
نخستين قسمت اين سه گانه، فيلم داگ ويل بود که نيکول کيدمن در آن نقش اصلی را ايفا می کرد و در قسمت جديد برايس دالاس هاوارد جايگزين او شده است.
اتوم اگويان فيلمساز ارمنی تبار کانادايی نيز در فيلم جايی که حقيقت پنهان است، سعی کرد با نگاهی مدرن به دنيای نوآر و آدمهای تنهايش نزديک شود اما نتيجه آن کسی را راضی نکرد.
همينطور والتر سالس فيلمساز جوان مکزيکی و سازنده خاطرات موتورسيکلت(چه گوارا)نتوانست اقتباس خوبی از نسخه ژاپنی فيلم ترسناک آب سياه ارائه دهد.
مستند های پرفروش
نمايی از راهپيمايی پنگوئن ها
سينمای مستند اينک می رود که پا به پای سينمای داستانی برای خود گيشه های ميليونی پيدا کند و آغازگر اين راه مايکل مور مستند ساز راديکال آمريکايی بود که در سالهای گذشته پرفروش ترين مستند های تاريخ سينما را ساخت.
در سال 2005 فيلم مستند راهپيمايی پنگوئن ها ساخته لوک ژاکه فيلمساز فرانسوی توانست با فروش بيش از ۷۰ ميليون دلار، مقام دومين مستند پرفروش تاريخ سينما را بعد از فارنهايت ۱۱/۹ ساخته مايکل مور کسب کند.
اين فيلم که با حمايت موسسه نشنال جئوگرافی ساخته شده، درباره راه پيمايی طولانی پنگوئن ها در طول زمستان است که مورد استقبال شديد تماشاگران آمريکايی قرار گرفته است.
بولينگ برای کلمباين ساخته ديگر مايکل مور با فروش ۲۲ ميليون دلار تا کنون مقام سوم را در ميان مستند های پرفروش تاريخ سينما کسب کرده است.
پرفروش ترين فيلم های سال
فيلم هری پاتر و جام آتش ساخته مايک نيوول که به اعتقاد بسياری از منتقدان بهترين قسمت اين مجموعه است و هنوز مدت زيادی از اکران عمومی آن نمی گذرد، توانسته تا کنون با فروش بيش از ۴۰۰ ميليون دلار عنوان يکی از پرفروش ترين فيلمهای سال ۲۰۰۵ را کسب کند.
پس از آن جنگ ستارگان: انتقام سيث، ،جنگ دنياها،سرآغاز بتمن،چارلی و کارخانه شکلات سازی، ماداگاسکار و آقا و خانم اسميت به ترتيب پرفروش ترين فيلم های سال گذشته بوده اند.
پيش بينی می شود فيلم کينگ کنگ که در آخرين روزهای سال گذشته اکران شده است، رکورد فروش فيلم ها را بشکند. کينگ کنگ تا کنون بيش از ۱۰۰ ميليون دلار فروخته است.
 
مهمترين رويدادهای سينمايی سال
هيث لجر و جيک گيلنهال در نمايی از فيلم کوه بروکبک
تام هنکس به عنوان نايب رئيس آکادمی علوم و هنرهای تصويری آمريکا (اسکار) برگزيده شد.
کوهستان بروکبک ساخته انگ لی فيلمساز تايوانی الاصل که در باره عشق دو گاوچران همجنسگرا است، پس از بدست آوردن شير طلايی ونيز با نامزد شدن در ۷ رشته از جمله بهترين فيلم در صدر فهرست نامزد های جوايز گلدن گلوب قرار گرفت.
نخل طلای جشنواره کن سال گذشته به برادران داردن( لوک و ژان پی ير) از بلژيک به خاطر فيلم کودک رسيد.
جيم جارموش نيز به خاطر فيلم گل های پژمرده جايزه بزرگ جشنواره کن را بدست آورد.
عباس کيارستمی دوربين طلايی جشنواره کن را به طور مشترک به فيلم های سرزمين متروک ساخته جاباسوندرا از سريلانکا و من و تو و هر کسی که می شناسيم ساخته ميراندا جولی از آمريکا اهدا کرد.
روزنامه ديلی تلگراف انگلستان فيلم ۲۰۴۶ ساخته وونگ کاروای فيلمساز چينی را به عنوان بهترين فيلم سال ۲۰۰۵ برگزيد.
شون پن بازيگر مشهور سينما، با ديدار غير منتظره اش از ايران و حضور در نماز جمعه تهران و ملاقات با اکبر هاشمی رفسنجانی شايد خبرسازترين چهره هاليوودی برای ايرانيان بود. وی نخستين بازيگر هاليوود است که پس از انقلاب اسلامی به ايران سفر کرده است.
دانيل کريک، ششمين مامور 007
مايکل وينترباتم فيلمساز جوان انگليسی و سازنده فيلمهای پرسروصدايی چون در اين دنيا، به سارايوو خوش آمديد، و ۹ترانه برای فيلمبرداری فيلم تازه خود به نام جاده ای به گوانتانامو، بی سرو صدا به ايران سفر کرد و بخش های مهمی از فيلم خود را در ايران ساخت.
دانيل کريگ به عنوان جيمز باند جديد سينما جايگزين پيرس برازنان شد تا در بيست و يکمين فيلم جيمز باندی سينما، نقش مامور ۰۰۷ را در فيلم کازينو رويال ساخته مارتين کمپبل بازی کند.
بيژن مير باقری با فيلم ما همه خوبيم برنده جايزه يوزپلنگ نقره ای جشنواره فيلم لوکارنو شد. جايزه يوزپلنگ طلايی اين جشنواره به رودريگو گارسيا به خاطر فيلم 9 داستان زندگی رسيد.
سيدنی لومت جايزه اسکار افتخاری هفتاد و هفتمين دوره جوايز آکادمی اسکار را در سن ۸۰ سالگی بدست آورد. وی خالق فيلم هایی چون سرپيکو، شبکه و بعد ازظهر سگی است.
فيلم خيلی دور خيلی نزديک ساخته رضا مير کريمی به عنوان نماينده سينمای ايران به برای رقابت در بخش بهترين فيلم خارجی به آکادمی اسکار معرفی شد تا به رقابت با ۵۸ فيلم ديگر اين بخش بپردازد.

 
 
***
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1384ساعت 13:47  توسط احمد  | 

يكى بود، يكى نبود ،  مادرى در خيابان خوابيده بود
 
 
يكى بود يكى نبود. يك زن بود كه شبى از توى يك خيابان شلوغ سوارش كردند و بردند. سوار يك مينى بوس. زن نه مى ترسيد نه خوشحال بود، نه تلاشى مى كرد. فقط زل زده بود به عكس خودش كه توى تاريكى شب در شيشه مينى بوس افتاده بود. خيابانهاى شهر يكى يكى مى گذشتند و زن گاهى در گوشه اى مردهايى را مثل خودش مى ديد. مردهايى كه روى تكه اى كارتن خوابيده يا مچاله شده بودند. مينى بوس هر شب خالى مى آمد و پر برمى گشت. زنها و مردهاى بى سروسامان را جمع مى كرد و به جايى مى برد كه مى گفتند «انتهاى دنياست» خيلى دور. از كشتزارهاى خشكيده تا خارزارها .
زن و زنهاى ديگر توى حياطى بزرگ پياده شدند. هاج و واج . پليس منتظرشان بود يا نگهبان يا...؟
بعد با لبخند مهربان زنى روبرو شدند. لباسهاى قديمى شان همه سوزانده شد. سرشان از ته تراشيده. تميز شدند و بعد نوبت پزشك بود. اكثريت اين زنها بيمار بودند. بيمار روانى يا جسمى. گال، شپش، سل و... هر بيمارى اى كه فكر نمى كردى در كنار دستت در همين شهر بزرگ پيدا شود .
بعد پرونده شان رفت زير دست قاضى و بالاخره مهر «سامان» بر آن خورد. زنها پس از مدتها تختخواب راحت پيدا كردند كه شب را بى دغدغه بگذرانند .
دكتر «داهى» مدير مركز ساماندهى بى سامانان كه از راهى بسيار دور هر روز به اين مركز مى آيد، مى گويد: بيش از ۸۰ درصد كسانى كه مى آوريم مشكلات ارتوپدى و خيلى از آنها بيمارى مزمن دارند و ما تمام آنها را با مخارجى كه هيچ حمايت كننده اى ندارد براى درمان اعزام مى كنيم. اكثرشان پروتز لازم دارند و آن هم از شركتهايى كه هزينه زيادى دارد .
بيشتر اعزام شده ها درمان مى شوند و با همان مينى بوسى كه آمده اند به خانه برمى گردند .
اينجا مردان و زنان ۱۸ تا ۹۴ ساله را نگهدارى مى كنند. بعضى ها خانوادگى از سطح شهر جمع آورى مى شوند و بعد از تحويل، بچه ها به بهزيستى مى روند و بزرگترها سير درمان را طى مى كنند .
اينها را دكتر داهى مى گويد. او انگيزه ماندن در اين «انتهاى دنيا» را ديدن نمونه هايى مى داند كه هيچ وقت در هيچ بيمارستانى يافت نمى شوند و همچنين اينكه وقتى انسانى درمانده، بيمار، شكسته و ژوليده را به فردى سالم تبديل كرده به خانواده اش مى سپارند، او روحيه اش زنده مى شود و احساس رضايت مى كند .
دكتر داهى در خوابگاه زنان را باز مى كند. بوى شديد گاودارى امان آدم را مى برد. فضا پر از مگس است. صف زنانى كه اكثراً چاقند و منتظر دارو توجه را جلب مى كند. يكى داد مى زند روسريت را سرت كن مرد آمده. زنها دسته دسته در حياط ولو هستند. زنى در حياطى كوچك با صورتى آفتاب سوخته نشسته. از آن دور صدا مى كند: خانم كى مرا آزاد مى كنيد؟ نزديكتر كه مى شوى مى گويد: برام يك خانه مى خرى؟
و بعد حاضر مى شود درباره خودش بگويد: ۷۰ _ ۶۰ ساله است. يك دختر و يك نوه دارد. مى خواهد زودتر برود. مدام مى گويد: مرا از اينجا ببريد. او تنها كسى است كه در گفت وگو مى گفت: خانه خودش را دوست دارد. پرستار مى گويد: خودش را نجس مى كرده... پيرزن خودش نمى داند كى در خيابان پيدايش كرده اند و نمى داند كسى منتظرش نيست. فقط مى خواهد برود ولى ...
زنها جمع مى شوند. همه بلوز شلوار به تن كرده اند. معلوم است خوشند، دكتر مى گويد: در اينجا مردها لاغرند، اما زنها چاق، چون آنها اصلاً تن به كار نمى دهند. برايشان ميله بافتنى و كاموا گرفتيم، همه را انداختند روى پشت بام. موادغذايى داديم كه سرخ كنند، از ۹۰ كيلو، فقط ۱۰ كيلو برگشت، همه را توى حياط انداخته بودند يا روى سر و صورت هم مى زدند... فقط كارشان اين است كه بعدازظهرها دور هم جمع شوند و شادى كنند .
زنى اصرار دارد فال آدم را بگيرد. مى گويد: قبلاً در آرايشگاهها فال مى گرفتم. شوهرم دوست نداشت .
چادر سر مى كردى؟
گاهى بله، گاهى نه .
حرفش را گوش نمى دادم .
چطور تو را در خيابان پيدا كردند؟
رفته بودم كفش بخرم كه حالم به هم خورد، وقتى به خودم آمدم در مينى بوس بودم و بعد هم به اينجا آمدم .
ديگر شوهرت سراغى از تو نگرفت؟ مى داند اينجا هستى؟
بله مى داند. گفت چون حرفم را گوش نكردى ديگر دنبالت نمى آيم. من ناراحتى اعصاب داشتم. قرص مى خوردم .
چند تا بچه دارى؟
چهار تا _ سه دختر و يك پسر. بچه هايم درس مى خوانند. پارسال ديدمشان .
شوهرم زن گرفته. سه تا بچه هم از آن زنش دارد. اگر هوويم را ببينم كتكش مى زنم. دخترم پريسا دو هفته پيش عروسى اش بود .
عروسى نرفتى؟
نه، نگفتم مرا ببريد .
گريه هم مى كنى؟
نه .
بچه هايت الآن كجا زندگى مى كنند؟
با هوويم هستند. دو دسته بچه ها همديگر را دوست دارند .
اما من اگر هوويم را ببينم كتكش مى زنم .
***
زنها در اينجا بى رنگ و رويند. گاهى يك كاپشن كهنه ورزشى قرمز رنگى به آنها مى دهند. بيشترشان چاق و نامرتبند. صورتها اكثراً آفتاب سوخته است. بعضى ها مى خندند و بعضى فقط به زمين و يا به نقطه نامعلومى نگاه مى كنند. نه مى شود گفت ناراحتند و نه غمگين. بلكه در يك زندگى نباتى بى سر و ته دست و پا مى زنند .
فاطمه محمدى»، روانشناس مى گويد: وقتى انگيزه حيات از آدم گرفته شود معلوم است به زندگى نباتى تن مى دهد. اين افراد از زندگى فرار كردند. از تمام نمادهاى زندگى خانوادگى ولى اگر به آنها احترام بگذاريم، آنها هم به خودشان احترام مى گذارند .
او معتقد است: «زنها» از اينكه كارشان ارزشگذارى نشود متنفرند. وقتى زنى مرتب در خانه كار مى كند بدون آنكه كسى به كارش ارزش دهد، از اين زندگى مى گريزد و ما اگر مى خواهيم چنين زنى انگيزه حيات پيدا كند بايد ديگر كارى را به او بسپاريم كه دوست دارد. مثلاً «بسته بندى»، كفش چسباندن و يا كارهاى كارگاهى به او بدهيم و دستمزدش را با دفترچه اى برايش ذخيره كنيم و بگوييم در ازاى اين تعداد كار مى توانى اينقدر خريد كنى يا لباسى را كه دوست دارى بپوشى .
دكتر نصرت الله داهى مى گويد: اينجا يكى از سوله هاى باقيمانده از زمان جنگ بوده كه بازسازى شده و ما در نيم فصل دوم هر سال از ساعت ۱۰ شب تا چهار صبح با دو مينى بوس كارتن خوابها را از همه جاى شهر تهران جمع آورى مى كنيم و مى آوريم .
هزينه دارو و درمان آنها وحشتناك بالاست. ۹۹درصد اين افراد نه دفترچه بيمه و نه شناسنامه هيچ يك را ندارند. براى بيش از ۸۰ درصد آنها تقاضاى پروتز داده مى شود و اكثراً شكستگى هاى مزمن دارند. عمل هاى جراحى آنها هزينه هاى خيلى زيادى دارد و ما همه پروتزها را آزاد خريدارى مى كنيم. همين كه پذيرش شروع مى شود آمار اعمال جراحى پرهزينه هم بالا مى رود .
حمايت كننده مالى ما گروهى خير هستند كه بزرگترين ايشان آقاى احمد طاهباز است. در حال حاضر ۱۰۲ زن و ۲۶۳ مرد در اينجا نگهدارى مى كنيم كه از ميان زنان ۸۳ نفر روسپى هستند و هيچ جايى براى زندگى در كشور ندارند. براى اين افراد در ماه تنها ۷۰ هزار تومان يارانه داده مى شود كه مخارج، خيلى بيشتر از اين مقدار است. ما در عين حال داروساز هم نداريم و به همين دليل داروها را تماماً آزاد خريدارى مى كنيم .
مدير سراى احسان مى افزايد: اين مركز در حال حاضر ۵۹ كارمند دارد كه بعضى از آنها با ليسانس مامايى فقط به حقوق و سمت بهيارى راضى هستند و در اينجا ماندگار شده اند .
مؤسسه خيريه حمايت از آسيب ديدگان اجتماعى كه سراى احسان يكى از شعبه هاى آن است در نظر دارد مجتمعى در رودهن احداث كند كه زنان، متكديان و كودكان را حمايت كند .
***
اين زنان از همه جاى شهر مى آيند. از دروازه غار، ميرداماد و تجريش. بعضى ها پولدارند و ۱ / ۵ ميليون تومان پول همراه دارند. بعضى ها تصميم مى گيرند از اين سرا هم فرار كنند. بعضى ها هنوز زمان را به ياد نمى آورند و گاهى زنى باردار است و با حمايت از اين سرا زايمان مى كند و بچه اش را خانواده اى براى سرپرستى مى گيرند. بعضى از زنها هم با بچه هايشان مى آيند و تنها در اين سرا مى مانند .
زنى روسرى اش را حسابى جلو كشيده و بلوز سبزى بر تن دارد. هوو دارد و از سال ۷۱ كه طلاق گرفته ديگر آواره شده. مى گويد توهم داشتم و براى همين پدر و برادرم تصميم گرفتند مرا تحويل بهزيستى دهند اما ...
زن نمى تواند رابطه اى بين بهزيستى و كارتن خوابى و آمدن به سراى احسان پيدا كند .
شش تا بچه دارد و مى خواهد با همسرش آشتى كند و آرزويش اين است كه پسرش بيايد و او را به خانه خود ببرد .
زن ديگرى از روى پله اى بلند مى شود و مى آيد تا داستانش را بگويد: از سالى كه مادرم مرد خانه دايى ام يا جاهاى ديگر زندگى مى كردم تا پسرعموى مادرم اينجا را پيدا كرد و مرا آورد .
چرا شوهرت تو را پناه نمى دهد؟
طلاق گرفتم .
چرا؟
برادرم پسر هفت ساله ام را زير گرفت. از وقتى پسرم كشته شد شوهرم با من بد شد و گفت: بايد از اين خانه بروى .
مگر تو مادر نبودى؟ مگر تو ناراحت نبودى؟
چرا، ولى شوهرم گناه را به گردن من انداخت و مجبور شدم طلاق بگيرم. حالا هم دخترى دارم كه بزرگ شده و من هر طور باشد نمى گذارم زود شوهرش دهند چون خودم زود شوهر كردم .
***
غذا را مى آورند و زنها مى روند تا ناهار بخورند. مى گويند كارى نداريم. فقط مى خوريم و مى خوابيم. زنى را نشان مى دهند كه از پيرزن هاى اتاقش نگهدارى مى كند، زيرشان را تميز كرده و خود آنها را مى شويد. زن راضى به نظر مى آيد، اما او هم مثل ديگران بى رنگ و روست. با بلوز و شلوارى بر تن. از زنى مى پرسى چه غذايى دوست دارى؟
مى گويد: غذاى روح بهتر از غذاى جسم است. غذاى روح تلويزيون، موسيقى و پرسنل خوب هستند. او قبلاً سپاه دانش بوده و حالا فقط قرآن مى خواند و تسبيح مى گرداند .
زن، دخترى داشته كه با سرطان از دنيا رفته و پس از مرگ او معتاد شده و حالا كارش به اينجا رسيده است. زن مى داند كه تا پارسال مادرش زنده بوده و حالا خبرى از او ندارد! او فقط دوست دارد با پسرعمويش صحبت كند .
زنها مى روند كه غذاى ظهر را بخورند و آفتاب هم روى خوابگاهى مى تابد كه در همسايگى يك گاودارى است و هم بر دلهايى كه فقط دوست دارند آدمى را به زندگى برگردانند .

 
 
***
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1384ساعت 13:42  توسط احمد  | 

 
 
 
دختر دانشجويي‌ كه‌ بيوه‌ سياه‌بخت‌ شد
از بچگي‌ آرزو داشتم‌ زندگي‌ خوبي‌ داشته‌ باشم‌، يك‌ آپارتمان‌ شيك‌، شوهر و زندگي‌ عالي‌ و...
اين‌ حرف‌هاي‌ زن‌ 20 ساله‌يي‌ است‌ كه‌ ديروز به‌ دادگاه‌ خانواده‌ مراجعه‌ كرده‌ بود تا درخواست‌ طلاق‌ از شوهر 58 ساله‌اش‌ را تسليم‌ قاضي‌ كند.
اين‌ زن‌ به‌ قاضي‌ دادگاه‌ خانواده‌ 2 تهران‌ گفت‌: پدرم‌ يك‌ كارمند ساده‌ بود و ما هم‌ در يك‌ خانه‌ اجاره‌يي‌ زندگي‌ مي‌كرديم‌. صاحبخانه‌ها بي‌رحم‌ بودند و كرايه‌ هم‌ سرسام‌آور بود. خب‌ به‌ قول‌ مادرم‌ سرنوشتمان‌ اين‌ بودأ آوارگي‌.
هميشه‌ آرزو داشتم‌ كه‌ درس‌ بخوانم‌ و وضع‌ مالي‌ام‌ خوب‌ شود كه‌ بتوانم‌ به‌ پدر و مادرم‌ كمك‌ كنم‌ تا راحت‌ زندگي‌ كنند، اما اصلاص فكر نمي‌كردم‌ كه‌ به‌ آرزويم‌ نرسم‌. درس‌ خواندم‌ و در دانشگاه‌ قبول‌ شدم‌. وقتي‌ اسمم‌ را در روزنامه‌ ديدم‌ خوشحال‌ شدم‌. چون‌ مي‌توانستم‌ با درس‌خواندن‌ و كاركردن‌ مشكلات‌ مالي‌ خانواده‌ام‌ را حل‌ كنم‌. اما چطور?! مشكل‌ پدرم‌ شد دو تا! حالا بايد خرج‌ و مخارج‌ درس‌ و دانشگاه‌ مرا هم‌ تهيه‌ مي‌كرد. پدر بيچاره‌ام‌ از شدت‌ مشكلات‌ و سختي‌ كمرش‌ خم‌ شده‌ بود.
اما با اين‌ حال‌ پدر دلسوزم‌ قول‌ داده‌ بود كه‌ مخارج‌ مرا فراهم‌ مي‌كند، ولي‌ از كجا? وقتي‌ پدرم‌ با شرمندگي‌ مقابلم‌ نشست‌ و اظهار ناتواني‌ كرد دنيا دور سرم‌ چرخيد. دو روز به‌ ثبت‌ نام‌ دانشگاه‌ مانده‌ بود كه‌ مادرم‌ با خوشحالي‌ گفت‌ كه‌ پول‌ دانشگاه‌ و ثبت‌ نام‌ جور شده‌ است‌. تعجب‌ كردم‌. امكان‌ نداشت‌! وقتي‌ پرسيدم‌ اين‌ پول‌ از كجا آمده‌? مادرم‌ توضيح‌ داد كه‌ صاحبخانه‌ قول‌ داده‌ تا هزينه‌هاي‌ دانشگاه‌ را بپردازد. اما اين‌ مساله‌ باعث‌ نگراني‌ من‌ شد. چطور مرد غريبه‌ قبول‌ مي‌كند كه‌ هزينه‌هاي‌ سرسام‌آور دانشگاه‌ من‌ را بپردازد؟ مادرم‌ گفت‌ كه‌ ابراهيم‌ (مردصاحبخانه) كه‌ 58 سال‌ دارد، انسان‌ خيري‌ است‌ و به‌ نيازمندان‌ كمك‌ مي‌كند.
خوشحال‌ شدم‌ اما اين‌ خوشحالي‌ زياد طولي‌ نكشيد، چون‌ هنوز ترم‌ دوم‌ دانشگاه‌ بودم‌ كه‌ پدرم‌ در تصادف‌ فوت‌ شد و اين‌ مساله‌ باعث‌ شد كه‌ از درس‌ و دانشگاه‌ بيفتم‌. هرچه‌ پس‌انداز كرده‌ بوديم‌، خرج‌ دفن‌ و كفن‌ پدرم‌ شد و بالاخره‌ بلاي‌ بزرگ‌ بر سرمان‌ فرود آمد. ابراهيم‌ آقا پول‌ خود را طلب‌ كرده‌ بود و ما هيچ‌ نداشتيم‌.
با هزار التماس‌ و خواهش‌ قبول‌ كرد كه‌ دو ماه‌ ديگر در آن‌ خانه‌ بمانيم‌ تا مكاني‌ براي‌ زندگي‌ پيدا كنيم‌ و بعد پولش‌ را هم‌ بپردازيم‌، اما هرچه‌ با مادرم‌ اين‌ در و آن‌ در زديم‌ بي‌نتيجه‌ بود. بعد از مرگ‌ پدرم‌ وضعمان‌ از بد هم‌ بدترشده‌ بود.
سرانجام‌ ابراهيم‌ آقا يك‌ شب‌ به‌ منزل‌ ما آمد و گفت‌ اگر مي‌خواهيد مي‌توانيد اينجا زندگي‌ كنيد. ولي‌ دخترتان‌ بايد همسر من‌ شود. مادرم‌ گيج‌ شده‌ بود، نمي‌دانست‌ چه‌ كند داشت‌ از غصه‌ دق‌ مي‌كرد. آخر من‌ يك‌ دختر 19 ساله‌ بودم‌ و او يك‌ مرد 58 ساله‌! پس‌ از كلي‌ فكر كردن‌ به‌ اين‌ نتيجه‌ رسيدم‌ كه‌ برخلاف‌ ميل‌ باطني‌ام‌ با ابراهيم‌ ازدواج‌ كنم‌. در واقع‌ بخاطر خانواده‌ام‌ خود را فنا كردم‌ تا حداقل‌ مادرم‌ را از دست‌ ندهم‌.
اين‌ زن‌ 20 ساله‌ ادامه‌ داد: روز اول‌ ازدواج‌ با ابراهيم‌، اول‌ بدبختي‌ من‌ بود، همسر ابراهيم‌ چند سال‌ پيش‌ فوت‌ شده‌ بود. او چهار فرزند داشت‌ كه‌ كوچكترين‌ آنها از من‌ بزرگتر بود. سه‌ دخترش‌ به‌ چشم‌ دشمن‌ به‌ من‌ نگاه‌ مي‌كردند و فكر مي‌كردند كه‌ مي‌خواهم‌ اموال‌ پدرشان‌ را بالا بكشم‌. رفتارشان‌ آزارم‌ مي‌داد. يك‌ لحظه‌ آرامش‌ نداشتم‌. گاهي‌ پدرشان‌ را به‌ جان‌ من‌ مي‌انداختند و ابراهيم‌ هم‌ بخاطر مسائل‌ جزيي‌ مرا به‌ باد كتك‌ مي‌گرفت‌. از همه‌ بدتر رفتار پسركوچك‌ ابراهيم‌ بود كه‌ هميشه‌ به‌ من‌ حرف‌هاي‌ زشت‌ مي‌زد و اذيتم‌ مي‌كرد. پسر كوچك‌ ابراهيم‌ دو سال‌ از من‌ بزرگتر بود و گاهي‌ از من‌ مي‌خواست‌ كه‌ به‌ خواسته‌هاي‌ نامشروع‌ او تن‌ بدهم‌. ديگر تحمل‌ اين‌ زندگي‌ برايم‌ مشكل‌ بود.
يك‌ روز پسر ابراهيم‌ از من‌ خواست‌ كه‌ با او ارتباط‌ برقرار كنم‌ اما من‌ جواب‌ رد دادم‌. بخاطر همين‌ او براي‌ انتقام‌جويي‌ به‌ من‌ تهمت‌ زد كه‌ طلاهاي‌ خواهر بزرگش‌ گم‌ شده‌ و من‌ دزديده‌ام‌. زندگي‌ برايم‌ جهنم‌ شده‌ بود. با شكايت‌ ابراهيم‌ و دخترانش‌، پاي‌ من‌ به‌ كلانتري‌ و دادسرا كشيده‌ شد، اما خوشبختانه‌ آنها نتوانستند ثابت‌ كنند كه‌ من‌ سارق‌ هستم‌، بخاطر همين‌ قاضي‌ مرا تبرئه‌ كرد.
بعد از اين‌ موضوع‌ به‌ خانه‌ مادرم‌ رفتم‌ و درخواست‌ طلاق‌ دادم‌. همچنين‌ مهريه‌ام‌ كه‌ 40 سكه‌ طلا است‌ را به‌ اجرا گذاشته‌ام‌. اين‌ پول‌ مي‌تواند زندگي‌ من‌ و خانواده‌ام‌ را تكاني‌ بدهد. ديگر از اين‌ بدبختي‌ خسته‌ شده‌ام‌. بعد از اينكه‌ ابراهيم‌ متوجه‌ شد درخواست‌ طلاق‌ داده‌ام‌ مادرم‌ را از خانه‌اش‌ بيرون‌ كرد و مادر بيچاره‌ام‌ به‌ همراه‌ خواهر و برادر كوچكم‌ به‌ يك‌ خانه‌ خرابه‌ و كوچك‌ رفتند. اميدوارم‌ ابراهيم‌ تمام‌ مهريه‌ام‌ را بپردازد تا بتوانم‌ خوشبخت‌ باشم‌ و اين‌ آرزو را به‌ گور نبرم‌.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1384ساعت 13:40  توسط احمد  | 

 
 
 
دختر دانشجويي‌ كه‌ بيوه‌ سياه‌بخت‌ شد
از بچگي‌ آرزو داشتم‌ زندگي‌ خوبي‌ داشته‌ باشم‌، يك‌ آپارتمان‌ شيك‌، شوهر و زندگي‌ عالي‌ و...
اين‌ حرف‌هاي‌ زن‌ 20 ساله‌يي‌ است‌ كه‌ ديروز به‌ دادگاه‌ خانواده‌ مراجعه‌ كرده‌ بود تا درخواست‌ طلاق‌ از شوهر 58 ساله‌اش‌ را تسليم‌ قاضي‌ كند.
اين‌ زن‌ به‌ قاضي‌ دادگاه‌ خانواده‌ 2 تهران‌ گفت‌: پدرم‌ يك‌ كارمند ساده‌ بود و ما هم‌ در يك‌ خانه‌ اجاره‌يي‌ زندگي‌ مي‌كرديم‌. صاحبخانه‌ها بي‌رحم‌ بودند و كرايه‌ هم‌ سرسام‌آور بود. خب‌ به‌ قول‌ مادرم‌ سرنوشتمان‌ اين‌ بودأ آوارگي‌.
هميشه‌ آرزو داشتم‌ كه‌ درس‌ بخوانم‌ و وضع‌ مالي‌ام‌ خوب‌ شود كه‌ بتوانم‌ به‌ پدر و مادرم‌ كمك‌ كنم‌ تا راحت‌ زندگي‌ كنند، اما اصلاص فكر نمي‌كردم‌ كه‌ به‌ آرزويم‌ نرسم‌. درس‌ خواندم‌ و در دانشگاه‌ قبول‌ شدم‌. وقتي‌ اسمم‌ را در روزنامه‌ ديدم‌ خوشحال‌ شدم‌. چون‌ مي‌توانستم‌ با درس‌خواندن‌ و كاركردن‌ مشكلات‌ مالي‌ خانواده‌ام‌ را حل‌ كنم‌. اما چطور?! مشكل‌ پدرم‌ شد دو تا! حالا بايد خرج‌ و مخارج‌ درس‌ و دانشگاه‌ مرا هم‌ تهيه‌ مي‌كرد. پدر بيچاره‌ام‌ از شدت‌ مشكلات‌ و سختي‌ كمرش‌ خم‌ شده‌ بود.
اما با اين‌ حال‌ پدر دلسوزم‌ قول‌ داده‌ بود كه‌ مخارج‌ مرا فراهم‌ مي‌كند، ولي‌ از كجا? وقتي‌ پدرم‌ با شرمندگي‌ مقابلم‌ نشست‌ و اظهار ناتواني‌ كرد دنيا دور سرم‌ چرخيد. دو روز به‌ ثبت‌ نام‌ دانشگاه‌ مانده‌ بود كه‌ مادرم‌ با خوشحالي‌ گفت‌ كه‌ پول‌ دانشگاه‌ و ثبت‌ نام‌ جور شده‌ است‌. تعجب‌ كردم‌. امكان‌ نداشت‌! وقتي‌ پرسيدم‌ اين‌ پول‌ از كجا آمده‌? مادرم‌ توضيح‌ داد كه‌ صاحبخانه‌ قول‌ داده‌ تا هزينه‌هاي‌ دانشگاه‌ را بپردازد. اما اين‌ مساله‌ باعث‌ نگراني‌ من‌ شد. چطور مرد غريبه‌ قبول‌ مي‌كند كه‌ هزينه‌هاي‌ سرسام‌آور دانشگاه‌ من‌ را بپردازد؟ مادرم‌ گفت‌ كه‌ ابراهيم‌ (مردصاحبخانه) كه‌ 58 سال‌ دارد، انسان‌ خيري‌ است‌ و به‌ نيازمندان‌ كمك‌ مي‌كند.
خوشحال‌ شدم‌ اما اين‌ خوشحالي‌ زياد طولي‌ نكشيد، چون‌ هنوز ترم‌ دوم‌ دانشگاه‌ بودم‌ كه‌ پدرم‌ در تصادف‌ فوت‌ شد و اين‌ مساله‌ باعث‌ شد كه‌ از درس‌ و دانشگاه‌ بيفتم‌. هرچه‌ پس‌انداز كرده‌ بوديم‌، خرج‌ دفن‌ و كفن‌ پدرم‌ شد و بالاخره‌ بلاي‌ بزرگ‌ بر سرمان‌ فرود آمد. ابراهيم‌ آقا پول‌ خود را طلب‌ كرده‌ بود و ما هيچ‌ نداشتيم‌.
با هزار التماس‌ و خواهش‌ قبول‌ كرد كه‌ دو ماه‌ ديگر در آن‌ خانه‌ بمانيم‌ تا مكاني‌ براي‌ زندگي‌ پيدا كنيم‌ و بعد پولش‌ را هم‌ بپردازيم‌، اما هرچه‌ با مادرم‌ اين‌ در و آن‌ در زديم‌ بي‌نتيجه‌ بود. بعد از مرگ‌ پدرم‌ وضعمان‌ از بد هم‌ بدترشده‌ بود.
سرانجام‌ ابراهيم‌ آقا يك‌ شب‌ به‌ منزل‌ ما آمد و گفت‌ اگر مي‌خواهيد مي‌توانيد اينجا زندگي‌ كنيد. ولي‌ دخترتان‌ بايد همسر من‌ شود. مادرم‌ گيج‌ شده‌ بود، نمي‌دانست‌ چه‌ كند داشت‌ از غصه‌ دق‌ مي‌كرد. آخر من‌ يك‌ دختر 19 ساله‌ بودم‌ و او يك‌ مرد 58 ساله‌! پس‌ از كلي‌ فكر كردن‌ به‌ اين‌ نتيجه‌ رسيدم‌ كه‌ برخلاف‌ ميل‌ باطني‌ام‌ با ابراهيم‌ ازدواج‌ كنم‌. در واقع‌ بخاطر خانواده‌ام‌ خود را فنا كردم‌ تا حداقل‌ مادرم‌ را از دست‌ ندهم‌.
اين‌ زن‌ 20 ساله‌ ادامه‌ داد: روز اول‌ ازدواج‌ با ابراهيم‌، اول‌ بدبختي‌ من‌ بود، همسر ابراهيم‌ چند سال‌ پيش‌ فوت‌ شده‌ بود. او چهار فرزند داشت‌ كه‌ كوچكترين‌ آنها از من‌ بزرگتر بود. سه‌ دخترش‌ به‌ چشم‌ دشمن‌ به‌ من‌ نگاه‌ مي‌كردند و فكر مي‌كردند كه‌ مي‌خواهم‌ اموال‌ پدرشان‌ را بالا بكشم‌. رفتارشان‌ آزارم‌ مي‌داد. يك‌ لحظه‌ آرامش‌ نداشتم‌. گاهي‌ پدرشان‌ را به‌ جان‌ من‌ مي‌انداختند و ابراهيم‌ هم‌ بخاطر مسائل‌ جزيي‌ مرا به‌ باد كتك‌ مي‌گرفت‌. از همه‌ بدتر رفتار پسركوچك‌ ابراهيم‌ بود كه‌ هميشه‌ به‌ من‌ حرف‌هاي‌ زشت‌ مي‌زد و اذيتم‌ مي‌كرد. پسر كوچك‌ ابراهيم‌ دو سال‌ از من‌ بزرگتر بود و گاهي‌ از من‌ مي‌خواست‌ كه‌ به‌ خواسته‌هاي‌ نامشروع‌ او تن‌ بدهم‌. ديگر تحمل‌ اين‌ زندگي‌ برايم‌ مشكل‌ بود.
يك‌ روز پسر ابراهيم‌ از من‌ خواست‌ كه‌ با او ارتباط‌ برقرار كنم‌ اما من‌ جواب‌ رد دادم‌. بخاطر همين‌ او براي‌ انتقام‌جويي‌ به‌ من‌ تهمت‌ زد كه‌ طلاهاي‌ خواهر بزرگش‌ گم‌ شده‌ و من‌ دزديده‌ام‌. زندگي‌ برايم‌ جهنم‌ شده‌ بود. با شكايت‌ ابراهيم‌ و دخترانش‌، پاي‌ من‌ به‌ كلانتري‌ و دادسرا كشيده‌ شد، اما خوشبختانه‌ آنها نتوانستند ثابت‌ كنند كه‌ من‌ سارق‌ هستم‌، بخاطر همين‌ قاضي‌ مرا تبرئه‌ كرد.
بعد از اين‌ موضوع‌ به‌ خانه‌ مادرم‌ رفتم‌ و درخواست‌ طلاق‌ دادم‌. همچنين‌ مهريه‌ام‌ كه‌ 40 سكه‌ طلا است‌ را به‌ اجرا گذاشته‌ام‌. اين‌ پول‌ مي‌تواند زندگي‌ من‌ و خانواده‌ام‌ را تكاني‌ بدهد. ديگر از اين‌ بدبختي‌ خسته‌ شده‌ام‌. بعد از اينكه‌ ابراهيم‌ متوجه‌ شد درخواست‌ طلاق‌ داده‌ام‌ مادرم‌ را از خانه‌اش‌ بيرون‌ كرد و مادر بيچاره‌ام‌ به‌ همراه‌ خواهر و برادر كوچكم‌ به‌ يك‌ خانه‌ خرابه‌ و كوچك‌ رفتند. اميدوارم‌ ابراهيم‌ تمام‌ مهريه‌ام‌ را بپردازد تا بتوانم‌ خوشبخت‌ باشم‌ و اين‌ آرزو را به‌ گور نبرم‌.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1384ساعت 13:40  توسط احمد  | 

شيوع‌ اعتياد در ميان‌ دانش‌آموزان

در گذشته‌ استعمال‌ مواد مخدر تنها مختص به‌ افراد بالای‌ ٥٠ سال‌ بود. طی‌ دو دهه‌ گذشته‌ سن‌ اعتياد به‌ بيست‌ سالگی‌ رسيد و امروزه‌ سن‌ گرايش‌ به‌ مواد مخدر و استعمال‌ آن‌ به‌ دوره‌ نوجوانی‌ يا به‌ عبارت‌ ديگر ١٤ - ١٣ سالگی‌ رسيده‌ است‌. امروزه‌ ضريب‌ گرايش‌ به‌ اعتياد در ميان‌ نوجوانان‌ مقاطع‌ تحصيلی‌ راهنمايی‌ و دبيرستان‌ بيش‌ از ساير گروه‌های‌ سنی‌ است... راهكار حل‌ اين‌ مشكلات‌ تقويت‌ ادبيات‌، هنر، سينما، ترويج‌ روحيه‌ نقدپذيری‌، رواج‌ آزادی‌، تصحيح‌ بروكراسی‌ و تغيير مشكلات‌ بنيادی‌ اجتماعی‌ و اقتصادی‌ است‌.

اعتماد / مهرنوش‌ حيدری‌
شيوع‌ گسترده‌ مواد مخدر در جامعه‌ و به‌ تبع‌ آن‌ معتاد شدن‌ عده‌ زيادی‌ از افراد بويژه‌ جوانان‌ و نوجوانان‌ امروزه‌ به‌ صورت‌ يكی‌ از معضلات‌ تقريبا غيرقابل‌ حل‌ در ايران‌ در آمده‌ است‌.
گسترش‌ انواع‌ مواد مخدر ودر دسترس‌ بودن‌ و تغيير الگوی‌ شيوه‌های‌ مصرف‌ سبب‌ شده‌ كه‌ عده‌ زيادی‌ از جوانان‌ و نوجوانان‌ به‌ استعمال‌ اين‌ مواد گرايش‌ پيدا كرده‌ و زمينه‌ساز بروز مشكلات‌ فراوان‌ برای‌ خود، خانواده‌ و جامعه‌ شوند.
در گذشته‌ استعمال‌ مواد مخدر تنها مختص به‌ افراد بالای‌ ٥٠ سال‌ بود كه‌ علت‌ عمده‌ مصرف‌ آن‌ را مربوط‌ به‌ بالا رفتن‌ سن‌ و ابتلا به‌ انواع‌ و اقسام‌ بيماری‌‌ها می‌دانستند. طی‌ دو دهه‌ گذشته‌ سن‌ اعتياد به‌ بيست‌ سالگی‌ رسيد و امروزه‌ نيز با سير نزولی‌، سن‌ گرايش‌ به‌ مواد مخدر و استعمال‌ آن‌ به‌ دوره‌ نوجوانی‌ يا به‌ عبارت‌ ديگر ١٤ - ١٣ سالگی‌ رسيده‌ است‌.
يكی‌ از مسائلی‌ كه‌ طی‌ دهه‌ اخير مسوولان‌ مربوطه‌ را با چالش‌های‌ فراوانی‌ روبرو ساخته‌ و آنان‌ را به‌ ارايه‌ راهكارهای‌ پيشگيرانه‌ و بازدارنده‌ واداشته‌ بود، مساله‌ شيوع‌ مواد مخدر و گسترش‌ اعتياد در دانشگاه‌ها بود كه‌ خوشبختانه‌ با پيگيری‌های‌ مستمر اين‌ مساله‌ تا حدودی‌ كنترل‌ شد اما هيچ‌ گاه‌ از بين‌ نرفت‌.
امروزه‌ مسوولان‌ با مساله‌يی‌ جديد روبرو شده‌اند كه‌ همان‌ راهيابی‌ انواع‌ مواد مخدر سنتی‌ و شيميايی‌ به‌ مدارس‌ بخصوص‌ در مقاطع‌ تحصيلی‌ راهنمايی‌ و دبيرستان‌ است‌. شايد بتوان‌ مدعی‌ شد كه‌ يكی‌ از علت‌های‌ رواج‌ اين‌ معضل‌ قابل‌ دسترس‌ بودن‌ انواع‌ مواد مخدر است‌. مواد مخدر به‌ قدری‌ فراوان‌ است‌ كه‌ هر كسی‌ می‌تواند با صرف‌ مدت‌ زمان‌ اندكی‌ در هر نقطه‌ از شهر نسبت‌ به‌ تهيه‌ و خريد اين‌ مواد اقدام‌ كند.
نكته‌ قبل‌ توجه‌ كه‌ نمی‌توان‌ آن‌ را ناديده‌ گرفت‌ انكار مسوولان‌ مربوطه‌ در امور آموزش‌ و پرورش‌ است‌ كه‌ همانند مسوولان‌ سال‌های‌ پيش‌ دانشگاه‌ها به‌ جای‌ حل‌ صورت‌ مساله‌ به‌ پاك‌ كردن‌ آن‌ می‌پردازند و حتی‌ منكر شيوع‌ اعتياد در ميان‌ دانش‌آموزان‌ می‌شوند.
دكتر «عليرضا شايان‌ مهر» جامعه‌شناس‌ درباره‌ پايين‌ آمدن‌ سن‌ اعتياد در كشور می‌گويد: ايران‌ در زمينه‌ اعتياد به‌ نسبت‌ جمعيت‌ و اعتياد از نوع‌ تزريقی‌ رتبه‌ اول‌ را در جهان‌ دارد. اين‌ مساله‌ به‌ گونه‌يی‌ است‌ كه‌ امروزه‌ شاهد پايين‌ آمدن‌ سن‌ اعتياد و راهيابی‌ آن‌ به‌ مدارس‌ مقاطع‌ راهنمايی‌ و دبيرستان‌ هستيم‌. بطوری‌ كه‌ اين‌ مساله‌ به‌ عنوان‌ يك‌ پديده‌ اجتماعی‌ و مهم‌ مطرح‌ است‌ و بايد به‌ ابعاد اجتماعی‌ آن‌ بيش‌ از يك‌ مساله‌ روانشناختی‌ توجه‌ كرد.
وی‌ می‌افزايد نوع‌ اعتياد و سن‌ گرايش‌ به‌ آن‌ تغيير كرده‌ است‌. در ٣٠ سال‌ پيش‌ بيشترين‌ گرايش‌ افراد به‌ ماده‌ مخدر ترياك‌ بود كه‌ از نظر سنی‌ نيز در گروه‌های‌ ويژه‌ بالای‌ ٥٠ سال‌ شيوع‌ داشت‌. البته‌ اين‌ گروه‌ نيز از دو طبقه‌ اجتماعی‌ مختلف‌ نظير طبقه‌ دهقانان‌ و افراد ضعيف‌ جامعه‌ كه‌ عمدتا در روستاها بودند و يك‌ عده‌ متمول‌ و اشراف‌زاده‌ تشكيل‌ می‌شد. اما امروزه‌ علاوه‌ بر پايين‌ آمدن‌ سن‌ اعتياد، نوع‌ مواد مخدر مصرفی‌ نيز تغيير كرده‌ است‌.

تبعات‌ گرايش‌ به‌ اعتياد
گرايش‌ به‌ سوی‌ مواد مخدر و استعمال‌ آن‌ تبعات‌ مختلف‌ و جبران‌ناپذيری‌ به‌ دنبال‌ دارد كه‌ می‌توان‌ به‌ ترك‌ تحصيل‌،گرايش‌ به‌ سمت‌ دوستان‌ ناباب‌، سرقت‌، نزاع‌های‌ خيابانی‌ و خانوادگی‌ و... اشاره‌ كرد.
دكتر شايان‌ مهر در اين‌ رابطه‌ معتقد است‌: از مهمترين‌ تبعات‌ پايين‌ آمدن‌ سن‌ اعتياد می‌توان‌ به‌ امكان‌ سرايت‌ سريع‌ آن‌ به‌ ساير افراد خانواده‌ اشاره‌ كرد. زيرا امروزه‌ اعتياد با سرعتی‌ همه‌گير می‌تواند يك‌ خانواده‌ را درگير كند. برای‌ نمونه‌ يك‌ جوان‌ ١٩١٨ ساله‌ معتاد در خانواده‌ دارای‌ پدر و مادر، خواهر و برادر است‌ كه‌ پس‌ از گرايش‌ به‌ اعتياد بطور ميانگين‌ می‌تواند در مناطق‌ شهری‌ ٧/٤ نفر را به‌ سمت‌ استعمال‌ موادمخدر سوق‌ دهد. زيرا سن‌ اعتياد در گذشته‌ مختا بالاترين‌ سن‌ در خانواده‌ بود كه‌ خود آنها ساير افراد را از اين‌ كار باز می‌داشتند.
اين‌ در حالی‌ است‌ كه‌ با پايين‌ آمدن‌ سن‌ اعتياد، احتمال‌ دسترسی‌ به‌ مواد مخدر ٥ برابر افزايش‌ يافته‌ است‌.
مولف‌ دايره‌'المعارف‌ تطبيقی‌ علوم‌ اجتماعی‌ در ادامه‌ تصريح‌ می‌كند: امروزه‌ ضريب‌ گرايش‌ به‌ اعتياد در ميان‌ نوجوانان‌ مقاطع‌ تحصيلی‌ راهنمايی‌ و دبيرستان‌ بيش‌ از ساير گروه‌های‌ سنی‌ است‌ كه‌ اين‌ كاهش‌ سن‌، تبعات‌ زيادی‌ را به‌ دنبال‌ دارد كه‌ می‌توان‌ به‌ سرقت‌، قتل‌، درگيری‌، روابط‌ نامشروع‌ برای‌ تامين‌ هزينه‌ خريد مواد مخدر اشاره‌ كرد. پس‌ از اين‌ موارد می‌توان‌ از انواع‌ جرم‌های‌ اجتماعی‌ نظير سرقت‌ كودكان‌ و كشيدن‌ چك‌های‌ بی‌ محل‌ كه‌ مرتبط‌ با گرايش‌ به‌ اعتياد است‌، نام‌ برد.
به‌ عبارت‌ ديگر در نتيجه‌ اين‌ موارد در جامعه‌ شاهد نابسامانی‌ در حوزه‌ اقتدار و هويت‌ اجتماعی‌ هستيم‌.

تاثير گروه‌ همسالان‌
عده‌يی‌ از كارشناسان‌ يكی‌ از دلايل‌ گرايش‌ نوجوانان‌ و بخصوص‌ دانش‌آموزان‌ به‌ استعمال‌ موادمخدر را مربوط‌ به‌ تاثير گروه‌ همسالان‌ و دوستان‌ می‌دانند. به‌ گفته‌ اين‌ عده‌ گروه‌ همسالان‌ در گرايش‌ به‌ اعتياد دانش‌آموزان‌ مقاطع‌ راهنمايی‌ و دبيرستان‌ نقش‌ بسزايی‌ دارند. طبق‌ تاكيد كارشناسان‌ آنان‌ الگوپذيری‌ و تاثيرپذيری‌ بيشتری‌ از گروه‌ همسالان‌ و دوستان‌ خود نسبت‌ به‌ والدينشان‌ دارند. اين‌ مساله‌ حتی‌ در نحوه‌ لباس‌ پوشيدن‌، صحبت‌ كردن‌، تفريحات‌ و سرگرمی‌ها و... نوجوانان‌ مشهود است‌.
اين‌ در حالی‌ است‌ كه‌ متاسفانه‌ تاكنون‌ مسوولان‌ و كادر آموزشی‌ از مساله‌ مهمتری‌ غافل‌ بوده‌اند. آنچه‌ متاسفانه‌ تاكنون‌ مورد توجه‌ قرار نگرفته‌ نحوه‌ آموزش‌ دانش‌آموزان‌ در مقطع‌ ابتدايی‌ بوده‌ است‌. در اينجا اين‌ سوال‌ مطرح‌ می‌شود كه‌ مسوولان‌ و كادر آموزش‌ مدارس‌ در مقطع‌ ابتدايی‌ برای‌ پيشگيری‌ از گرايش‌ به‌ اعتياد در ميان‌ دانش‌آموزان‌ چه‌ اقداماتی‌ انجام‌ داده‌اند؟ شرايط‌ خانوادگی‌ و نحوه‌ تربيت‌ دانش‌آموزان‌ چگونه‌ بوده‌ است؟ اينها سوالاتی‌ است‌ كه‌ بايد توسط‌ كارشناسان‌ و مسوولان‌ پاسخ‌ داده‌ شوند.

نقش‌ معلمان‌ و مربيان‌
بسياری‌ از دانش‌آموزان‌ نه‌ تنها اندكی‌ تاثيرپذيری‌ از والدين‌ نداشته‌ بلكه‌ از معلمان‌ و مربيان‌ آموزشی‌ و تربيتی‌ مدارس‌ نيز به‌ دليل‌ عدم‌ وجود رابطه‌يی‌ صميمی‌ و دو سويه‌ الگوبرداری‌ نكرده‌ و تقريباص نسبت‌ به‌ صحبت‌ها و رفتار مربيان‌ خود بی‌ تفاوت‌ هستند. دليل‌ اين‌ مساله‌ را نمی‌توان‌ تنها بی‌توجهی‌ دانش‌آموزان‌ دانست‌ بلكه‌ متاسفانه‌ معلمان‌ و دبيران‌ مدارس‌ نيز به‌ دليل‌ عدم‌ آموزش‌های‌ مناسب‌ نمی‌توانند با دانش‌آموزان‌ ارتباط‌ برقرار كرده‌ و ترجيح‌ می‌دهند كه‌ فقط‌ مشكلات‌ درسی‌ دانش‌آموزان‌ را حل‌ كنند و رفع‌ مشكلات‌ و كمبودهای‌ روحی‌، روانی‌ و عاطفی‌ دانش‌آموزان‌ را به‌ خانواده‌ و بيرون‌ از مدرسه‌ ارجاع‌ می‌دهند.
دكتر «شايان‌ مهر» در اين‌ رابطه‌ می‌گويد: در ٣٠ سال‌ سابقه‌ تدريس‌ رابطه‌يی‌ عاشقانه‌ توام‌ با احترام‌ و علاقه‌ با شاگردانم‌ داشته‌ام‌ و همواره‌ حس‌ انسانی‌ عميقی‌ بين‌ ما وجود داشته‌ است‌. اما متاسفانه‌ امروزه‌ كمتر شاهد چنين‌ روابطی‌ ميان‌ معلمان‌ و دانش‌آموزان‌ هستيم‌ زيرا امروزه‌ عمده‌ اهداف‌ مربيان‌، استادان‌ و معلمان‌ اقتصادی‌ شده‌ و كمتر به‌ اهداف‌ آموزشی‌ توجه‌ می‌كنند. البته‌ اين‌ عملكرد معلمان‌ غيرطبيعی‌ و غيرمسوولانه‌ نيست‌ زيرا آنان‌ به‌ عنوان‌ عضوی‌ از اين‌ جامعه‌ با مشكلات‌ فراوانی‌ دست‌ به‌ گريبان‌ هستند.
اين‌ استاد دانشگاه‌ تاكيد می‌كند: راهكار حل‌ اين‌ مشكلات‌ تقويت‌ ادبيات‌، هنر، سينما، ترويج‌ روحيه‌ نقدپذيری‌، رواج‌ آزادی‌، تصحيح‌ بروكراسی‌ و تغيير مشكلات‌ بنيادی‌ اجتماعی‌ و اقتصادی‌ است‌.

توصيه‌های‌ انتظامی‌
سردار «مهدی‌ ابويی‌» رييس‌ مركز مبارزه‌ با مواد مخدر نيروی‌ انتظامی‌ درباره‌ گرايش‌ نوجوانان‌ به‌ اعتياد مواد مخدر تاكيد می‌كند: مهمترين‌ قشر جامعه‌ از لحاظ‌ سنی‌ كه‌ در معرض‌ خطر گرايش‌ به‌ اعتياد قرار دارد، قشر جوان‌ و نوجوان‌ است‌. اين‌ مساله‌ در حالی‌ است‌ كه‌ نمی‌توان‌ صرفا به‌ مراقبت‌ همه‌ جانبه‌ و همراه‌ با آموزش‌، توجيه‌ و اطلاع‌رسانی‌ و ارايه‌ هشدار از سوی‌ معلمان‌ و خانواده‌ اكتفا كرد. زيرا متاسفانه‌ به‌ علت‌ نارسا بودن‌ نحوه‌ بيان‌ هشدارها، حس‌ كنجكاوی‌ جوان‌ و نوجوان‌ تحريك‌ شده‌ و به‌ سوی‌ استعمال‌ مواد مخدر گام‌ بر می‌دارد. ارايه‌ هشدار به‌ علت‌ نارسا بودن‌ در نحوه‌ بيان‌ جملات‌ و محتوای‌ گفتار معمولا نتيجه‌ عكس‌ دارد. بنابراين‌ در اولويت‌ اين‌ مساله‌، آموزشی‌ توجيهی‌ همراه‌ با اطلاع‌رسانی‌ مفيد از سوی‌ معلمان‌ و خانواده‌ها به‌ نوجوانان‌ و جوانان‌ است‌. بدين‌ منظور بهتر است‌ معلمان‌ و خانواده‌ها اطلاعات‌ عمومی‌ از اعتياد و مواد مخدر داشته‌ باشند. آنها می‌توانند اين‌ اطلاعات‌ را از طريق‌ سی‌دی‌های‌ آموزشی‌ و بروشورهای‌ اطلاع‌رسانی‌ منتشر شده‌ از سوی‌ نيروی‌ انتظامی‌ و وزارت‌ بهداشت‌، درمان‌ و آموزش‌ پزشكی‌ دريافت‌ كنند و بر اساس‌ اين‌ اطلاعات‌ فرزندان‌ خود را نسبت‌ به‌ مساله‌ اعتياد توجيه‌ كنند.
وی‌ می‌افزايد: در مدارس‌ نيز بايد حداقل‌ ٢ بار در طول‌ هفته‌ از سوی‌ معلمان‌ و مديران‌ پيرامون‌ مصرف‌ مواد مخدر و آثار جانبی‌ آن‌ اطلاعات‌ آموزشی‌ و هشداری‌ به‌ دانش‌آموزان‌ داده‌ شود. اين‌ مساله‌ حركتی‌ مستمر است‌ و نبايد به‌ هشدار سالی‌ يك‌ بار بسنده‌ كرد.
رييس‌ مركز مبارزه‌ با مواد مخدر نيروی‌ انتظامی‌ خطاب‌ به‌ نوجوانان‌ و جوانان‌ می‌گويد: همواره‌ بايد توجه‌ داشت‌ كه‌ خطر در كمين‌ جوانان‌ و نوجوانان‌ است‌. اين‌ افراد نبايد هر پيشنهادی‌ را كه‌ از سوی‌ دوستان‌ ارايه‌ می‌شود، قبول‌ كنند. بايد به‌ نوجوانان‌ و جوانان‌ آموزش‌ داد كه‌ توانايی‌، مهارت‌، قدرت‌ و جسارت‌ در «نه‌» گفتن‌ را داشته‌ باشند و در صورت‌ مواجهه‌ با افرادی‌ كه‌ با ارايه‌ پيشنهادهای‌ مختلف‌ قصد فريب‌ آنان‌ را دارند، برخورد كرده‌ و در صورت‌ ادامه‌ پيشنهاد قطع‌ ارتباط‌ كنند.
وی‌ همچنين‌ از جوانان‌ و نوجوانان‌ خواست‌ كه‌ به‌ عوامل‌ فريبنده‌ در اطراف‌ مدارس‌ و مسيرهای‌ منتهی‌ به‌ آن‌ توجه‌ نكنند و خود را در معرض‌ خطر اعتياد قرار ندهند.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1384ساعت 13:37  توسط احمد  | 

I LOVE YOU
 
When U Were Only 5 Yrs Old, I Said I Love U..
U Asked Me: "What Is It?"
 
When U Were 15 Yrs Old, I Said I Love U..
U Blushed.. U Look Down And Smile..
 
When U Were 20 Yrs Old, I Said I Love U..
U Put Ur Head On My Shoulder And
Hold My Hand.. Afraid That I Might Dissapear..
 
When U Were 25 Yrs Old, I Said I Love U..
U Prepare Breakfast And Serve It In
Front Of Me, And Kiss My Forhead N
Said : "U Better Be Quick, Is's Gonna Be Late.."
 
When U Were 30 Yrs Old, I Said I Love U..
U Said: "If U Really Love Me, Please
Come Back Early After Work.."
 
When U Were 40 Yrs Old, I Said I Love U..
U Were Cleaning The Dining Table And
Said: "Ok Dear, But It's Time For U To Help Our Child With His/Her
Revision.."
 
When U Were 50 Yrs Old, I Said I Love U..
U Were Knitting And U Laugh At Me..
 
When U Were 60 Yrs Old, I Said I Love U..
U Smile At Me..
 
When U Were 70 Yrs Old. I Said I Love U..
We Sitting On The Rocking Chair With Our Glasses On.. I'm Reading  Your
Love Letter That U Sent To Me  50 Yrs Ago..
With Our Hand Crossing Together..
 
When U Were 80 Yrs Old, U Said U Love Me!
I Didn't Say Anything But Cried..
 
That Day Must Be The Happiest Day Of My Life! Because U Said U Love
Me!!!
 
Please Appreciate Your Loved Ones.. Say "I Love You" To Them When U
Have The Chance Now!!!
 
 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1384ساعت 13:23  توسط احمد  | 

 
 
شناسنامه تهران
قتل، جيب بری، كيف قاپی
تجاوز، دخترربائی، سرقت
 
 
 
 
 
سردار طلائی فرمانده انتظامی تهران بزرگ اعلام كرد:
 طی 9 ماهه نخست سال جاری، 160 قتل در تهران رخ داده است. در همين مدت 112 سرقت مسلحانه درتهران روی داده است. همچنين 10 سرقت مسلحانه از بانك‌های تهران داشته ايم، كه 3 فقره كمتر از گذشته است!
بنابر اعتراف فرمانده نيروی انتظامی، اين تمام كارنامه جنائی تهران نيست. او در همين مصاحبه اضافه كرد:
هزار و 462 سرقت به عنف، 3 هزار و 360  كيف قاپی، 3 هزار و 963  سرقت از منزل و 889 سرقت از مغازه طی 9 ماهه سال جاری ثبت شده است!
اين پرونده دراينجا بسته نمی شود. از قول فرمانده نيروی انتظامی ادامه دارد:
3هزار و 524 اتومبيل و 4هزار و 567 موتورسيكلت از ابتدای امسال تاكنون سرقت شده است.
اين سرقت آخر خرده ريزهای ديگری هم داشته است:
طی 9 ماهه گذشته 25 هزار و 615 قطعه از اتومبيل‌های مردم به سرقت رفته است.
ادامه ماجرا: هزار و 534 فقره جيب بری در همين مدت. يعنی 9 ماهه سال جاری.

 
 
***
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1384ساعت 12:45  توسط احمد  | 

 
خطر قتل برای چهارمين زن
فرضيه تازه اى در پرونده قتل هاى سريالى زنان مطرح شد
 
 
دوشنبه ١۹ دی ١٣٨۴ – ۹ ژانويه ٢٠٠۶

روزنامه ايران: سرنوشت تنها زنى كه قاتل سريالى زنان خانه دار را مى شناسد و در همه جنايات همراه وى بوده است، به مرحله خطرزايى رسيده است.
پليس در فرضيه اى قوى، احتمال مى دهد قاتل با توجه به اقدامات ماهرانه اش براى از بين بردن تنها شاهد جناياتش و برجاى نگذاشتن رد پايى از خود، اين زن را نيز قربانى نقشه شوم خود كند.

نخستين مظنون گيرى
نخستين مظنون گيرى در پرونده قتل سريالى زنان خانه دار تهران در حالى انجام گرفت كه هنوز پليس به انگيزه و مخفيگاه عامل جنايت دست نيافته است.
متهم بازداشت شده در اين ماجراى هولناك، پسر جوانى است كه مغازه سوپر ماركتى در منطقه تهرانپارس دارد. وى هنگامى كه براى نقد كردن يك فقره تراول چك ۵۰ هزار تومانى به بانك مراجعه كرده بود، با هماهنگى كارمندان بانك از سوى پليس آگاهى بازداشت شد.
اين پسر جوان كه به همراه پدرش در سوپر ماركت كار مى كند، در جريان بازجويى هاى پليسى مدعى شده است تراول چك را از مرد جوانى دريافت كرده كه براى خريد لوازم مورد نيازش به مغازه او مراجعه كرده بود.
نكته مبهم در اظهارات اين جوان، نوشته نشدن مشخصات كسى است كه تراول چك را به صاحب سوپر ماركت داده است. در حالى كه معمولاً صاحبان مغازه ها در اين موارد نشانى و مشخصات مشترى خود را مى گيرند، مگر در صورتى كه طرف مقابل از افراد آشنا و مورد اعتماد باشد.
اما خرج كردن تراول چك هاى سرقتى از محل جنايت تنها به همان سوپر ماركت محدود نشده، بلكه تراول دوم نيز در يكى از شعبات بانك تجارت خيابان آفريقا دقيقاً همانند تراول اولى بدون آنكه پشت نويسى و احراز هويتى از سوى كارمند بانك صورت گيرد، وصول شده است.
تنها سرنخ موجود در اين مورد نامى است كه كارمند بانك در قسمتى از پشت تراول چك يادداشت كرده است و اين نكته بيانگر آشنا بودن وصول كننده تراول چك با كارمند بانك است. اين كارمند جوان نيز پس از بازداشت و بازجويى از سوى پليس، اظهارات متناقضى را مطرح كرده است.
وى در اين باره گفته است كه در لحظه مراجعه آورنده تراول چك برق شعبه قطع شده بود و امكان اينكه قبل از پرداخت وجه تراول آن را مورد بررسى قرار دهيم، نبود. بنابراين در اين موارد ما به افرادى كه آشنا هستند، پول را مى پردازيم ولى بعداً نام و مشخصات آنها را در شبكه بانكى وارد مى كنيم. بر اساس اطلاعاتى كه اين كارمند بانك مطرح كرده است، نام دو مرد بازنشسته مطرح شده كه از مشتريان دائمى بانك بوده اند، ولى هنوز درباره اينكه كداميك از آنها روز مورد نظر تراول چك را به بانك برده و نقد كرده، نيازمند تحقيقات و بررسى هاى حساب بانكى آنها و عمليات انجام شده بانكى در آن روز است. در همين راستا بازپرس رسيدگى كننده به پرونده بر اين باور است كه عامل جنايت با فرستادن تراول چك ها به نوعى سعى در گمراه كردن مسير تحقيقات پليس دارد. چرا كه باور اين نكته كه قاتلانى با آن همه وسواس به هنگام قتل بدون اينكه رد پايى از خود برجاى بگذارند، وارد محل جنايت شده و پس از عملى كردن نقشه جنايتكارانه خود به راحتى آنجا را ترك كرده و حالا به اين سادگى بخواهند ردى از خود به جا بگذارند، كمى غيرمنطقى به نظر مى رسد. از سوى ديگر، اين موضوع كه تراول ها چگونه در دو منطقه از تهران كه فاصله زيادى با هم دارند وصول شده اند، بدون آنكه مشخصاتى از وصول كننده بر جاى مانده باشد، از سوى پليس مورد توجه قرار گرفته است.
به نظر مى رسد عامل جنايت قصد دارد با ارائه رد پاهايى كمرنگ، در رابطه با شناسايى انگيزه خود از سوى پليس موانعى ايجاد كند و اين يعنى اينكه كليد رديابى جانيان در شناسايى انگيزه آنها از قتل نهفته است. در همين راستا پليس با مطابقت سه چهره نگارى موجود از عاملان جنايت به شباهت هاى ۹۰ درصدى از آنها رسيده است، به طورى كه به طور تقريبى توانسته به چهره واقعى آنها نزديك شود. بازپرس «هنرمند» بر اين باور است كه عاملان جنايت با ارائه تراول ها به بانك از طريق افرادى كه شايد خود از نقشه آنها بى اطلاع هستند، سعى كرده اند به نوعى انگيزه قتل ها را سرقت نشان دهند. در حالى كه اگر اينگونه بود، آنها وسايل باارزش و كم حجم بسيارى را مى توانستند با خود ببرند. پس آنها از اين اقدام قصد فريب ما و انحراف در مسير تحقيقات را دارند. در همين راستا، به دستور بازپرس پرونده رديابى تلفن هايى كه در ساعات قبل از وقوع جنايت ها با خانه قربانيان حادثه انجام گرفته در دستور كار پليس قرار گرفته است. به طورى كه مأموران سعى دارند با رسم كردن خط فرضى محل هاى تماس به نوعى موقعيت جغرافيايى عامل جنايت را به دست آورند.
به اعتقاد بازپرس «حسينى» از شعبه هفتم دادسراى جنايى تهران نيز مهمترين سرنخ پليس از عاملان جنايت ها همان توجه به شخصيت آنها است. آنها افرادى با روحيه خشونت گرا و داراى نظم و انضباط در كار و سرعت عمل بالا هستند و اين موضوع در صورت دستگيرى چندين مظنون كار انتخاب عامل اصلى از ميان آنها را راحت مى كند.
تاكنون عاملان جنايت در ۵ اقدام تبهكارانه خود سه زن خانه دار را در مناطق شهرك غرب، ميرداماد و سه راه ضرابخانه از پاى درآورده اند و در دو اقدام خود در مناطق خيابان سرباز و منطقه زعفرانيه ناكام مانده و مجبور شده اند قبل از تمام كردن كارشان، قتلگاه را ترك كنند.

خطر براى چهارمين زن
چهارمين زنى كه مى تواند قربانى جنايات سريالى شود كيست؟ يك كارشناس جنايى در اين خصوص به خبرنگار ما گفت: «با توجه به اينكه راز چگونگى قتل هاى سريالى در سطح گسترده اى فاش شده است، قاتل آگاهى كاملى از پيگيرى هاى پليسى دارد و مى داند كه شيوه اش ديگر پنهانى نيست و نمى تواند با روش قبلى و با برداشت از آگهى هاى فروش خانه در روزنامه ها به شكار زنان خانه دار برود. وى افزود: «اينكه جنايات اين قاتل ادامه بيابد با توجه به حرفه اى عمل كردن وى در هاله اى از ابهام است و در حال حاضر خطر اصلى قتل زنى را تهديد مى كند كه در قتل ها همراه قاتل سريالى بوده است و او را كاملاً مى شناسد.»
اين كارشناس گفت: «اين زن و ديده هايش، شايد بهترين رد پا از قاتل سريالى باشد و به خاطر همين شايد قاتل براى از بين بردن هرگونه رد پايى، وى را به قتل برساند و با تك رو بودن نقشه جنايات ديگرى را طراحى كند.»
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1384ساعت 12:42  توسط احمد  | 

 
 
هواپيما چگونه فرود مي آيد؟
 آيــــــا تا به حال به نشستن هواپيما در روی باند فرودگاه دقّت کرده ايد؟  اگر جواب شما مثبت است، حتما" ديده ايد، که به طور معمول هواپيما هنگام فرود يک مسير قوسي کوچک طي ميکند، و بعد روی باند مي نشيند. چرا؟
 
هـــــــواپيما به مقصد نزديک شده است، خلبان با انجام يک مانور، هواپيما را در يک مسير منحني فرود مي آورد. البته اين مسير خيلي کوتاه است، اگر اين مانور کوچک انجام نگيرد و هواپيما در يک مسير اريب و مستقيم در فرودگاه بنشيند، تصادم آن قدر شديد ميشود که باند کنده ميشود و چرخهای هواپيما نيز مي شکنند. به اين دليل است که وقتي هواپيما بالای فرودگاه مي رسد، و ارتفاع آن از سطح باند بيش از 5 الي 10 متر نميشود، خلبان هواپيما را وادار به طي کردن اين مسير قوسي ميکند که دقيقا" به شکل نيمدايره ای عمود بر سطح زمين است
 
 
اينها را درباره زنبور عسل ميدانستيد؟
 عسل يك واژه عربي است كه در فارسي آن را انگبين مي‌گويند و عبارت است از شهد گل‌ها كه زنبور عسل توسط خرطوم كوچك خود آن را مكيده و از راه دهان به كيسه بسيار كوچك خود موسوم به كيسه عسلي وارد مي‌كند. وقتي ميزان شهد جمع‌آوري شده به حدود ۴۰ ميلي‌گرم رسيد، گل‌ها را رها كرده و به سمت كندو پرواز مي‌كند. جالب اينكه براي تهيه يك كيلو عسل، زنبور بايد شهد ۲۰ ميليون گل را جمع و به كندو حمل كند. جالب‌تر اين است كه زنبور عسل خاصيت ثابت گلي دارد، يعني تا وقتي كه مشغول جمع آوري شهد يك گل است، روي ساير گل‌ها نمي‌نشيند
 
زنبور عسل پيش از رسيدن به كندو در بين راه مقداري از آب شهد را جذب مي‌كند و چون شهد گل‌ها حاوي ۵۰ تا ۸۰ درصد آب است،‌ با اين عمل ميزان رطوبت عسل را به حدود ۱۷ تا حداكثر۲۵ درصد مي‌رساند، يعني حدودا" از هر سه گرم شهدي كه زنبور عسل به كندو مي‌آورد، يك گرم عسل به دست مي‌آيد. البته عسل مناطق شمالي كشور به علت بالا بودن رطوبت هوا از آب بيشتري برخوردار است و لذا آبكي مي‌باشد، ولي عسل مناطق كوهستاني از آب كمتري برخوردار مي‌باشد
 
بيشترين ترور روی چه کسي انجام گرفته است؟
 آيا تا بحال به اين فکر کرديد که چه شخصيت سياسي در جهان بيشترين سوءقصد رويش انجام شده است؟  رئيس جمهور اسبق فرانسه مارشال دوگل در طي بيست و دو سال حکومتش ، سي و يك مرتبه مورد سوءقصد قرار گرفت كه هر بار جان سالم بدر برد! البته بعضي از سوءقصدها قبل از انجام نقش بر آب ميشد
 
 
آيا ايدز ميتواند از طريق پشه سرايت کند؟
شايد خيلي ها اين را شنيدن و يا بهش فکر کردند که آيا ميتواند ويروس ايدز از طريق پشه که يک شخص مبتلا به ايدز را نيش زده به شخص ديگری انتقال دهد؟ بايستي بگويم که طبق دو دليل محکم، نخـيــــــر! اول اينکه ويروس ايدز طبق آزمايشات فراوان نمي تواند در بدن حشرات رشد و زنده بماند و دومين دليل اين است که پشه فقط ميتواند خون را از بدن ميزبان بمکد و هرگز نمي تواند خوني را به بدن ميزبان تزريق کند
 
جنگ در دنيا چقدر خرج دارد؟
همانطور که ميدانيد ميلياردها دلار سالانه صرف جنگ ميشود. سال ۱۹۵۴ ميلادی بارنس يکي از علمای اقتصاد، برای اينکه زيان جبران ناپذير جنگ را در نظر ملتها مجسم کند، گفته اگر آن هزينه های جنگي که فقط موجب خرابي ميشده صرف کارهای مفيد ميکردند ، ميتوانستند رفاه اجتماعي به مانند مثالهای زير به مردم جهان به ارمغان بياورند. فراموش نکنيد که اين تحيل 51 سال پيش بوده و حال همه ميدانيم که در جهان صدها برابر بيشتر هزينه جنگ ميشود
 
خريد يک خانه ۲۵۰۰ دلاری با ۱۰۰۰ دلار وسايل لازم برای هر خانواده در انگلستان ، فرانسه، بلژيک ، آلمان ، روسيه ، کانادا و استراليا
 
تاسيس يک کتابخانه به قيمت ۵ ميليون دلار و يک دانشگاه به قيمت ۱۰ ميليون دلار برای هر کدام از شهرهای همان کشورهای نامبرده در بالا ، که در حدود ۲۰۰ هزار نفر جمعيت داشته باشد
 
تامين سرمايه ای با ۵% بهره که در سال برای ۱۲۵ هزار آموزگار و ۱۲۵ هزار پرستار که برای هر کدام آنها در هر ماه ۱۰۰۰ دلار حقوق پرداخت کند
 
خريد کليه املاک و دارائي افراد ملت فرانسه و بلژيک با مبالغ باقيمانده از هزينه های بالا
 
اولين فانوس دريايي در کجا ساخته شد؟
فانوس در اسكندريه مصر، اولين فانوس دريايي و يكي از عجايب هفت‌گانه جهان باستان‌ بود. اين برج سنگي سفيد كه ۱۲۰ متر ارتفاع دارد در حدود ۲۸۰ سال قبل از ميلاد ساخته شد. مشعل‌هايي كه در پنجره‌هاي رو به دريا روشن مي‌شد كشتي‌ها را به طرف لنگرگاه هدايت مي‌كرد. مدت ۱۴۰۰ سال از همين طرح براي فانوس‌هاي دريايي استفاده مي‌شد. براي نگهداري يك فانوس دريايي سه مرد براي مدتي طولاني بايد در محلي دور از ديگران با هم زندگي مي‌كردند. البته امروزه بيشتر فانوس‌هاي دريايي بدون حضور نگهبان از طريق كامپيوترهاي مستقر در سرزمين اصلي اداره مي‌شوند
 
 
تعداد اتومبيل ها در سال 1306 در ايران چقدر بود؟
آمار جالبي در مورد تعداد اتومبيلها در کل کشورمان ايران در سال 1306 شمسي بدستمان رسيده که خالي از لطف نيست که نظری به آنها بياندازيد
 
اتومبيل شخصي 487 دستگاه
اتومبيل کرايه 660 دستگاه
درشکه های کرايه 367 دستگاه
 
حال مقايسه بفرماييد وضع موجود را با آن زمان
 
راستي وحشتناکترين قاتل دنيا چه کسي هست؟
وحشتناکترين قاتل در تاريخ بشريت زني به نام اليزابت باتوری بود که در اوايل سالهای 1600 ميلادی مي زيسته. او به قتل 600 دختر و زن جوان محکوم شد
 
اليزابت باتوری به طريق وحشتناکي قربانيان خود را مي کشت و سپس خون قربانيان خود را مي نوشيد و با آنها حمّام ميکرد تا به اين طريق جواني خود را تا ابد حفظ کند. اليزابت باتوری که از خانواده شاهنشاهي مجارستان بود، بعد از آشکار شدن جنايتهايش در سال 1610 ميلادی در قصرش زنداني و بعد از4 سال به مرگ طبيعي در گذشت.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1384ساعت 11:28  توسط احمد  | 


 
My Heart is Missing You!!!
 
When you are gone
I feel so alone
I miss you dear
when you are not here

You make my day
Like when the sun shines in May
I need to see your smile
and I wish I could see it more then just once in a while

You are such delight
and add joy to my nights
I want you to know what you mean to me
and oh.. I hope that you can see

My heart is missing you
and I wonder... do you miss me to?
I hope that you do
because I know I miss you!!

I always hope you are ok, and nothing is wrong
When will I see you again.. oh I hope it won't be long!
I need to know that you care
and that no matter what you will always be there

Remember this is for you, my friend
and to you I will send
So keep it close to you heart
and if you do, we will never part.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1384ساعت 11:22  توسط احمد  | 

 
در پى توهين روزنامه هاى چاپ برخى از كشورهاى اروپائى به ساحت پيامبراسلا‌م )ص ( وزير بازرگانى از قطع روابط تجارى ايران با دانمارك خبر داد
 
به گزارش خبرگزارى اقتصادى ايران ، "ميركاظمى "وزير بازرگانى با اعلام اين خبر گفت : امضا هرگونه قرارداد جديد , ثبت سفارش كالا‌هاى دانماركى , پهلوگيرى كشتى هاى اين كشور دربنادر ايرانى و ورود هرگونه هيئت اقتصادى اين كشور به تهران از امروز ممنوع است .

به گفته وى موضوع قطع ارتباط تجارى با برخى ديگر از كشورهاى اروپائى هم درحال بررسى است .
 
 
 
دانشجویان خشمگین ایرانی وارد سفارت دانمارک شدند
ده ها نفر از دانشجویان خشمگین ایرانی که از دقایقی پیش در مقابل سفارت دانمارک تجمع کرده بودند، وارد این سفارتخانه شدند.
به گزارش خبرنگار سیاسی "مهر"، در عین حال که از سفارت دانمارک به وسیله سیم خاردار و جداره های فلزی حفاظت می شد، اما با استمرار فشارهای جمعیت، تعدادی از دانشجویان خشمگین از لحظاتی پیش وارد سفارت دانمارک شدند.
پس از این اقدام دانشجویان که با فریادهای "یا حسین" نفر به نفر وارد سفارت دانمارک می شدند، به وسیله گاز اشک آور نیروی انتظامی که به یک باره و به صورت گسترده در محوطه مقابل سفارت دانمارک مورد استفاده قرار گرفت، برای لحظاتی متفرق شدند و در مناطق اطراف سفارت برای محو اثر گاز اشک آور آتش روشن کرده اند و قصد دارند که مجددا خود را به این سفارتخانه نزدیک کنند.
به گزارش خبرنگار ما، تقریبا می توان گفت در داخل حیاط سفارت و محوطه مقابل آن هیچ تجهیزاتی سالم باقی نمانده است.
این تجمع در عین حال که برای لحظاتی متوقف شد، اما مجددا در حال اوج گرفتن است و دانشجویان می گویند تا این سفارتخانه را اشغال نکنند و دانمارکی های هتاک را از ایران بیرون نرانند عقب نشینی نخواهند کرد.
 
 
 
 
دانشجویان تجمع کننده در مقابل سفارت دانمارک در پایان تجمع خود در مقابل سفارت دانمارک بیانیه‌ ای صادر کردند.
در این بیانیه آمده است: اهانت ‌های شرم آور کشورهای غربی به ساحت مقدس حضرت رسول اکرم(ص) یک بار دیگر عمق کینه و مقاصد ضد اسلامی غرب را به نمایش گذاشت. این جنایت عظما در حالی صورت می‌گیرد که غرب مستاصل از جنبش رو به اوج بیداری اسلامی و پیروزی ‌های پی در پی اسلام در ایران، عراق، لبنان، افغانستان، فلسطین، مصر و دیگر کشورهای اسلامی ، به حربه تمسخر و توهین متوسل شده ‌است. 

شایان ذکر است که این اهانت ‌ها با توجیه حمایت از آزادی بیان از سوی دولت‌ های اروپایی مورد حمایت قرار گرفته است. این درحالی است که در همین کشورهای به ظاهر آزاد سخن گفتن از حقایق جنگ جهانی دوم و بررسی محققانه در مورد موضوعاتی چون هولوکاست نه تنها آزاد شمرده نمی ‌شود، بلکه شدیدترین مجازات‌ها و جریمه‌ های مالی و محاکمه و زندان را به دنبال دارد. 

در پشت پرده این جنایت دست یهود و کینه ‌های خیبری آنان به وضوح آشکار است و خاطره جنگ‌های صلیبی و جنایات پشت پرده آنان در تحریک مسیحیان صلیبی برای حمله به اسلام یک بار دیگر از طریق مشمئز کننده ترین اهانت‌ها به ساحت پاک برترین مخلوق خدای سبحان تکرار شده است. غافل از آنکه این بار نیز موج بیداری اسلامی طومار یهود عنود و مسحیان صلیبی را درهم خواهد پیچید. 

هدف اصلی این دشمنان و نوک اصلی این پیکان جمهوری اسلامی و آن اسلام ناب محمدی است که امام راحل ما هدایت گر بسوی آن بود و رهبر معظم انقلاب اسلامی هم اکنون خلف صالح و پاسدار شایسته آن است.

دانشجویان در بیانیه خود یادآور شده اند: ما تجمع‌ کنندگان اعلام می‌داریم که این دشمنان همانند گذشته دچار خطا شده و از یاد برده‌اند که چگونه موسی زمان خمینی کبیر، در حکم ارتداد سلمان رشدی سند فضاحت آنها را امضاء نمود.اکنون نیز فرزندان خمینی و راهروان راه او نشان خواهند داد که ساکت نخواهند نشست و اهانت به مقدسات اسلامی را هرگز تحمل نخواهند نمود و همانند سید و سالار شهیدان که تکلیف همه ما را در برابر فرعونیان زمان معین نموده است حاضر به همه گونه جانفشانی در راه حمایت و حفاظت از اسلام هستند.

تجمع ‌کنندگان در این بیانیه خواسته های خود را به شرح زیر اعلام کردند:

1- اخراج سفیر دانمارک و تعطیلی سفارت این کشور در جمهوری اسلامی
2- قطع کامل روابط اقتصادی با دانمارک
3- معذرت خواهی و اعلام ندامت مسئولان کشور دانمارک
4- معذرت خواهی اتحادیه اروپایی از همه مسلمین جهان
5- تصویب قوانینی در مجامع بین ‌المللی برای ممنوعیت اهانت به مقدسات ادیان ابراهیمی
6- تحویل مجرمین این جنایت به جمهوری اسلامی برای محاکمه و مجازات
7- تشکیل دادگاه غیبی از سوی مسئولین ذیربط برای محاکمه مجرمان این پرونده
8- طرح شکایت از دانمارک در مجامع بین ‌المللی
9- در نهایت تجمع کنندگان از همه مسئولان و نهادهای کشور اسلامی می‌خواهند که تمام توان خود را برای مقابله عملی با این جنایات در جهت جلوگیری از تکرار آن به کار گیرند.
 
 
va inyeki az hame jaleb tare:
 
در نامه‌اي به وزارت بازرگاني پيشنهاد شد كه نام شيريني دانماركي به شيريني «گل‌محمدي» تغيير نام يابد.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) يكي از آزادگان هشت سال دفاع مقدس در نامه‌اي به وزارت بازرگاني پيشنهاد كرده است كه براي مقابله با اهانت‌هاي مطبوعات برخي كشورهاي غربي به‌ويژه دانمارك به پيامبر بزرگ اسلام و به منظور ترويج نام و فرهنگ ناب محمدي، طي ابلاغيه‌اي به اتحاديه قنادان، نام شيريني دانماركي را به نام شيريني «گل‌محمدي» تغيير دهند.
بر اساس اين گزارش اين نامه از سوي مسوولان وزارت بازرگاني امروز در حاشيه‌ نشست مطبوعاتي وزير بازرگاني كه در خصوص همين موضوع برگزار شده بود در بين خبرنگاران توزيع شد.


+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1384ساعت 11:0  توسط احمد  | 

 
پنجره
در بیمارستانی، دو بیمار در یک اتاق بستری بودند، یکی از بیماران اجازه داشت که هر روز بعد از ظهر یک ساعت روی تختش که کنار تنها پنجره اتاق بود، بنشیند ولی بیمار دیگر مجبور بود هیچ تکانی نخورد و همیشه پشت به هم اتاقیش روی تخت بخوابد، آنها ساعتها با هم صحبت می کردند ، از همسر خانواده ، خانه، سربازی یا تعطیلاتشان با هم حرف می زدند و هر روز بعد از ظهر بیماری که تختش کنار پنجره بود ، می نشست و تمام چیزهائی که بیرون از پنجره می دید برای هم اتاقیش توصیف می کرد. پنجره رو به یک پارک بود که دریاچه زیبائی داشت . مرغابی ها و قوها در دریاچه شنا می کردند و کودکان باقایقهای تفریحیشان در آب سرگرم بوده اند. درختان کهن به منظره بیرون زیبائی خاصی بخشیده بود و تصویری زیبا از شهر در افق دور دست دیده می شد.
همان طور که مرد کنار پنجره این جزئیات را توصیف می کرد، هم اتاقیش چشمانش را می بست و این مناظر را در ذهن خود مجسم می کرد و روحی تازه می گرفت. روزها و هفته ها سپری شد تا اینکه روزی مرد کنار پنجره از دنیا رفت و مستخدمان بیمارستان جسد او را از اتاق بیرون بردند. مرد دیگر که بسیار ناراحت بود تقاضا کرد که تختش را به کنار پنجره منتقل کنند. پرستار این کار را با رضایت انجام داد . مرد به آرامی و با درد بسیار خود را به سمت پنجره کشاند تا اولین نگاهش را به دنیای بیرون از پنجره بیندازد. بالاخره می توانست آن منظره زیبا را با چشمان خودش ببیند ولی در کمال تعجب با یک دیوار بلند مواجه شد.
مرد متعجب به پرستار گفت که هم اتاقیش همیشه مناظر دل انگیزی را از پشت پنجره
برای او توصیف می کرده است ، پرستار پاسخ داد: ولی آن مرد کاملاً نابینا بود!

از کتاب داستانها من

 
 
***
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1384ساعت 10:58  توسط احمد  | 

 
همزمان با شروع کار شبکه ماهواره ای صبا
وزارت ارشاد: شبکه های ماهواره ای بايد مجوز داشته باشند
• به دليل توقيف سه ساعته ی اولين فيلم ضبط شده ی شبکه ی ماهواره ای صبا توسط ماموران امنيت پرواز در فرودگاه دوبی، اين شبکه نتوانست همزمان با شب يلدا آغاز به کار کند
• مدير كل مطبوعات و رسانه‌‏های خارجی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی: شبكه ی صبا هنوز برای فعاليتش در داخل كشور مجوزی دريافت نكرده است
• سخنگوی حزب اعتماد ملی: ما در خارج از كشور مجوز قانونی داريم و برنامه‌ها را هم بر پايه و مواضع نظام جمهوری اسلامی و اسلام قرار داده‌ايم چرا كه هدفمان تقويت پايه‌های نظام است
 
 
پنجشنبه اول دی ١٣٨۴ – ٢٢ دسامبر ٢٠٠۵

مدير شبكه ماهواره‌‏ای صبا، گفت: مأموران امنيت پرواز در فرودگاه دبی از انتقال اولين فيلم ضبط شده شبكه ماهواره‌‏ای "صبا" برای خروج از هواپيما، جلوگيری كردند.
بهروز افخمی در گفت‌‏وگو با خبرنگار "ايلنا"، با اعلام اين خبر، تصريح كرد: دليل عدم بخش اولين برنامه ماهواره‌‏ای شبكه صبا در شب يلدا، جلوگيری مأموران امنيت پرواز فرودگاه دبي، برای خروج فيلم توليدی بود.
وی گفت: آقای رياحي؛ معاون توليد شبكه در حالی كه مأموريت انتقال فيلم توليدی برنامه اوليه شبكه صبا به دبی را داشت، در فرودگاه دبی مأموران امنيت پرواز از وی خواستار تحويل فيلم شده بودند.
افخمی ادامه داد: آقای رياحی طی تماس تلفني، آقای كروبی را در جريان اين اقدام قرار داد كه وی نيز به ايشان گفت؛ شما مأمور و امانتدار بنده هستيد و لذا حق تحويل دادن فيلم را نداريد.
مدير شبكه ماهواره‌‏ای صبا، گفت: كروبی اعلام كرده بود كه در صورت عدم اجازه خروج فيلم شبكه صبا از فرودگاه دوبي، فيلم بايد به ايران برگردانده شود.
وی تصريح كرد: با پافشاری كروبي، در نهايت مأموران امنيت پرواز، به معاون توليد شبكه صبا اجازه خروج فيلم را دادند اما اين اتفاقات موجب شد تا فيلم تهيه شده برای پخش در زمان تعيين شده نرسد.
افخمی گفت: بر اين اساس پخش برنامه آزمايشی ماهواره‌‏ای صبا به ساعت بيست و يک امشب موكول شده است.
مدير شبكه ماهواره‌‏ای صبا، همچنين از مصوبه شورای عالی امنيت ملی و همچنين مصوبه اخير وزارت ارشاد مبنی بر منع رسانه‌‏های داخلی برای درج اخبار مربوط به شبكه ماهواره‌‏ای صبا، خبر داد و گفت: مديران اين شبكه طی جلسه‌‏ مشتركی با آقای كروبي، امشب اين موضوع را بررسی ‏كرده و تصميمات نهايی را اعلام مي‌‏كنند.

شبكه ماهواره‌ای صبا از ساعت سیزده امروز شروع به كار كرد
سخنگوی حزب اعتماد ملی از آغاز به كار شبكه ماهواره‌ای صبا از ساعت سيزده امروز خبر داد.
اسماعيل گرامي‌مقدم، با اشاره به عدم پخش برنامه‌های شبكه ماهواره‌ای صبا كه قرار بود اولين برنامه‌ی خود را شب يلدا به طور آزمايشی شروع كند، به خبرنگار پارلمانی خبرگزاری دانشجويان ايران(ايسنا)، گفت: كارهای توليدشده‌ی تلويزيون صبا ديروز به وسيله‌ی هواپيما به كشور امارات حمل شد تا در سايت مركزی شبكه يعنی كشور دوبی پخش شود، اما متاسفانه در يك حركت غيرقانونی توسط مامورين مراقبت پرواز و تاخير سه‌ ساعته‌ای كه صورت گرفت، برنامه صبا پخش نشد.
وی خاطرنشان كرد: مامورين مراقبت پرواز به لحاظ قانونی تنها وظيفه امنيتی و حفظ جان سرنشينان هواپيما را دارند، اما اقدام آن‌ها اين تعجب را ايجاد كرد كه اگر قرار به ممنوعيتی بود؛ پس چرا قبل از آن برای رفع ابهامات با مدير شبكه صبا و مسوولين ديگر در ايران تماس گرفته نشد تا منجر به متوقف كردن مسافر و كارمند شبكه‌ی توليدی صبا نشود.
گرامي‌مقدم اين اقدام مامورين مراقبت پرواز در دوبی را خلاف قانون دانست و گفت: اين اقدام خلاف قانون است، مگر اينكه مسائل امنيتی در ميان باشد.
سخنگوی حزب اعتماد ملی با اشاره به اطلاعيه شورای عالی امنيت ملی در خصوص عدم تبليغ شبكه‌های تلويزيونی اظهار داشت: بهتر بود قبل از چنين اطلاعيه‌ای برنامه‌ها و خطوط قرمز شبكه‌ی صبا را كه تنها بر پايه اسلام و نظام جمهوری اسلامی است را مورد ارزيابی قرار مي‌دادند تا اگر خطا و انحرافی وجود داشت، اقدام مي‌كردند.
وی افزود: شبكه‌ی ماهواره‌ای صبا در مقايسه با شبكه‌هايی كه بسياری از مسائل و موازين شريعت اسلام را رعايت نمي‌كنند؛ شبكه‌ای كاملا منطبق بر خواست هموطنان ايرانی خارج مرزهاست، زيرا بسياری مسائل را دقيق‌تر از شبكه‌های ديگر رعايت مي‌كند.
گرامي‌مقدم تاكيد كرد: حاضريم تا با دستگاههای مرتبط كه تصور مي‌كنند كار دچار اشكال است و يا مجوز قانونی اخذ نشده، مذاكراتی داشته باشيم.
وی افزود: ما در خارج از كشور مجوز قانونی داريم و برنامه‌ها را هم بر پايه و مواضع نظام جمهوری اسلامی و اسلام قرار داده‌ايم. چرا كه هدفمان تقويت پايه‌های نظام است.
وی در ادامه يادآور شد: در خارج از كشور بيش از بيست شبكه‌ی تلويزيونی به زبان فارسی مشغول به فعاليت هستند كه به لحاظ مسائل فرهنگی و سياسي، اهداف و آرمان‌های نظام را خصمانه نشانه رفته‌اند و در عين حال با ابزارهای فرهنگی از آن استفاده مي‌كنند. در داخل هم عده‌ای مصرند تا مردم در خارج از كشور هر آنچه كه كاناليزه مي‌شود و يا از فيلترهای لازم و بسيار محدود عبور مي‌كند را بدانند. اما تلويزيون صبا در نظر دارد تا برای مخاطبين خارج از كشور تحليلی ارائه دهد كه نشان از واقعيت‌ها و تكثر افكار در نظام و هم‌چنين باز بودن فضای نظام جمهوری اسلامی باشد.
سخنگوی حزب اعتماد ملی ادامه داد: روح اسلام‌خواهی و نظام‌خواهی در برنامه‌های شبكه صبا مورد عنايت است و به موجب قانون اساسی هم هيچ‌گونه مانعی وجود ندارد. بنابراين حزبی كه مي‌خواهد نظام جمهوری اسلامی را تقويت كند، بايد مورد تشويق قرار گيرد.
وی با تاكيد براينكه شبكه صبا آماده است تا با همه‌ی مسوولينی كه نگرانی و دغدغه‌ای دارند به مذاكره بنشيند، افزود: اگر پيشنهاداتی هم از جانب مسوولين طرح شود، ما در برنامه‌های خود لحاظ مي‌كنيم.
وی يادآور شد كه امشب، هم مجموعه‌ی فنی تلويزيون كروبی و همچنين برخی از اعضاء موسس حزب اعتماد ملی جلسه‌ای خواهند داشت تا در خصوص روند كار و تغييراتی كه ممكن است ايجاد شود و يا در خصوص نحوه‌ی مذاكره با مسوولين بحث كنند.

وزارت ارشاد: شبكه "صبا"هنوز مجوز برای فعاليت در ايران ندارد
در همين حال، مدير كل مطبوعات و رسانه‌‏های خارجی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، گفت: تاكنون از سوی مسوولين شبكه ماهواره‌‏ای "صبا" درخواستی مبنی بر فعاليت اين شبكه در تهران به اين اداره كل نيامده است و اين شبكه هنوز برای فعاليتش در داخل كشور مجوزی دريافت نكرده است.
محمدحسين خوشوقت در گفت‌‏وگوی اختصاصی با خبرنگار "ايلنا" با بيان اين‌‏كه اگر قرار باشد برای فعاليت شبكه‌‏های خارجی و ايرانی فعال در خارج از كشور در ايران مجوزی صادر شود، بر اساس شرايط و ضوابط، اداره كل رسانه‌‏های خارجی وزارت ارشاد بايد اين مجوز را بدهد، گفت: هنوز چنين مجوزی برای هيچ يك از شبكه‌‏های ماهواره‌‏ای ايرانی صادر نشده است.
خوشوقت با تأكيد بر اين‌‏كه شبكه‌‏های ايرانی خارج از كشور برای فعاليت در ايران نيازمند دريافت مجوز هستند، گفت: شبكه ماهواره‌‏ای "صبا" برای اين‌‏كه بتواند برای ضبط برنامه و جذب آگهی و ساير فعاليت‌‏های رسانه‌‏ای در ايران فعاليت كند، بايد مجوز وزارت ارشاد را داشته باشد.
وی با اشاره به اين‌‏كه از طرف شبكه ماهواره‌‏ای "صبا" هنوز درخواستی به اين اداره كل نيامده است، تأكيد كرد: اداره كل رسانه‌‏های خارجی وزارت ارشاد تنها متصدی صدور مجوز برای فعاليت اين شبكه در داخل كشور است.
مدير كل مطبوعات و رسانه‌‏های خارجی وزارت ارشاد با بيان اين‌‏كه اين اداره كل برای صدور مجوز از وزارت اطلاعات، وزارت خارجه و صدا و سيما نيز استعلام‌‏هايی را انجام مي‌‏دهد، گفت: ما از مبادی ذيربط نظرخواهی مي‌‏كنيم اما در نهايت تصميم نهايی با وزارت ارشاد خواهد بود.
وی در ادامه با بيان اين‌‏كه تاكنون هيچ شبكه ماهواره‌‏ای فارسی زبانی كه مركز آن در خارج باشد از سوی اين اداره كل مجوزی را برای فعاليت در ايران دريافت نكرده است به پيش‌‏نويس طرحی اشاره كرد كه برای اعطای مجوز به شبكه های فارسی زبان ماهواره‌‏ای از سوی اين اداره كل به شورای عالی امنيت ملی فرستاده شده است و در اين باره گفت: ما طرحی را برای اعطای مجوز به شبكه‌‏های فارسی زبان ماهواره‌‏ای جهت تاسيس دفتر نمايندگی در ايران تدوين كرده بوديم و آن را به شورای عالی امنيت ملی فرستاديم، قرار بود با تصويب اين طرح با شرايط و ضوابطی كه مشخص مي‌‏شود نسبت به صدور مجوز اقدام كنيم كه هنوز شورای عالی امنيت ملی اين طرح را مورد بررسی نهايی قرار نداده و در اين خصوص مصوبه‌‏ای صادر نشده است.
خوشوقت با بيان اين‌‏كه اين طرح به صورت اجمالی در شورای عالی امنيت ملی بررسی شده است ابراز اميدواری كرد كه هر چه زودتر اين اقدام صورت بگيرد و بررسی كلی و تصميم‌‏گيری نهايی انجام شود تا شبكه‌‏های ماهواره‌‏ای فارسی زبان از بلاتكليفی دربيايند.
به گفته ی گرامی مقدم شبکه ماهواره ای صبا برنامه ی خود را از ساعت 13 روز پنجشنبه در فرستنده های «هاتبرد 11747» و همچنين «27500» به مدت دو ساعت و به صورت آزمايشی شروع کرده است

 
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم بهمن 1384ساعت 9:32  توسط احمد  | 

 
گزارش تصویری/ آئینه شهر: تهران پارکینگ بزرگ خودرو -3
خیابانهای تهران همچنان قفل است! مسافران در حسرت رسیدن به مقصد!

 
 
***
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم بهمن 1384ساعت 9:28  توسط احمد  | 

عید اومده خونه تکونی کن دلتو
اب پاشی کن دورو برمنزلتو
گرد گیری کن عکس پدر مادرتو
ایرونی باش بالا نگه دار سرتو
                    
                     
ما اومدیم عشقو تو دنیا مد کنیم
هرکار سختی که نمیشه شد کنیم
نو بکنیم دوره سازندگی رو
به عشق هم نگا کنیم زندگی رو
وسط میدون ببریم هرچی داریم
تو سفره ها برکت و نعمت بکاریم
بوسه به خاک پاک اجدادی کنیم
شکر واسه نعمت خداداد ی کنیم
عید اومده خونه تکونی کن دلتو
اب پاشی کن دورو برمنزلتو
گرد گیری کن عکس پدر مادرتو
ایرونی باش بالا نگه دار سرتو

حال درو همساده هاتونو بپرس
نامه های عاشقونه بنداز تو پست
امروز ضیا داره میگه
فردا اگه نوبتی هم باشه دیگه نوبت توست
چوب حراجی بزنش دشمنی رو
اشتی بده هموطنای تنی رو
ما اومدیم از اون قدیم گل بکاریم
با همه قسمتت بکنیم هرچی داریم
عید اومده خونه تکونی کن دلتو
اب پاشی کن دورو برمنزلتو
گرد گیری کن عکس پدر مادرتو
ایرونی باش بالا نگه دار سرتو

عید اومده خونه تکونی کن دلتو
اب پاشی کن دورو برمنزلتو
گرد گیری کن عکس پدر مادرتو
ایرونی باش بالا نگه دار سرتو

حال درو همساده هاتونو بپرس
نامه های عاشقونه بنداز تو پست
امروز ضیا داره میگه
فردا اگه نوبتی هم باشه دیگه نوبت توست
چوب حراجی بزنش دشمنی رو
اشتی بده هموطنای تنی رو
ما اومدیم از اون قدیم گل بکاریم
با همه قسمتت بکنیم هرچی داریم
عید اومده خونه تکونی کن دلتو
اب پاشی کن دورو برمنزلتو
گرد گیری کن عکس پدر مادرتو
ایرونی باش بالا نگه دار سرتو

عید اومده خونه تکونی کن دلتو
اب پاشی کن دورو برمنزلتو
گرد گیری کن عکس پدر مادرتو
ایرونی باش بالا نگه دار سرتو
ایرونی باش بالا نگه دار سرتو

ایرونی ایرونی

                                                                 
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم بهمن 1384ساعت 9:27  توسط احمد  | 

 
اگر دختر یا پسري را دوست داشته باشیم، چگونه محبت خود را به او تفهيم کنیم که براي او سوء تفاهم نشود؟
    
 
صرف نظر از اين كه چگونه اين دوستي و محبت به وجود آمده و چرا شكل گرفته كه نقش زيادي در پاسخ به اين سؤال دارد و در جاي خود بايد به طور مفصل و مشروح به آن پرداخت، انگيزه اظهار و بروز اين محبت به طرف مقابل از اهميت زيادي برخوردار است و چگونگي پاسخ را معين مي كند و شايد بتوان گفت اهميت، هدف و انگيزة اظهار محبت باطني از اهميت چگونگي شكل گيري محبت قلبي بيشتر است . در هر صورت سوال پرسشگر آن است که محبت قلبي بوجود آمده را چگونه مي توان به ديگري تفهيم كرد و آيا اصولا صحيح و معقول و پسنديده است دوستي باطني خود را به طرف مقابل (كه از جنس مخالف است) تفهيم كنيم و آيا پي آمدها و عوارضي به دنبال نخواهد داشت؟
 
به هر حال دو انگيزه يا هدف براي چنين اظهار محبتي مي توان تصور كرد:
1.
اظهار محبت قلبي به طرف مقابل به منظور ايجاد روابط دوستانه و صميمانه و استمرار آن براي مدت زماني خاص در جهت پاسخ به احساس نياز رواني خود (يعني نياز به محبت ورزيدن و مورد محبت واقع شدن).
2.
اظهار محبت قلبي به طرف مقابل به منظور آشنايي با يكديگر و فراهم كردن مقدمات ازدواج.
البته مي توان انگيزه هاي ديگري را نيز براي ايجاد و اظهار محبت بين دو طرف فرض نمود ولي در چنين موقعيت هايي و اين گونه اظهار محبت ها معمولاً جوان به دنبال يكي از دو امر است يعني يا خود داشتن رابطه دوستانه و اظهار علاقه و محبت به ديگري هدف است و يا اظهار محبت و دوستي مقدمه جلب نظر طرف مقابل براي ازدواج و تشكيل زندگي مشترك.
حال بايد ديد كدام يك از دو صورت فوق را مي توان پذيرفت و بر آن مهر تأييد زد.

صورت اول:
     شكي نيست كه انسان داراي نيازهاي مختلف زيستي، اجتماعي، عاطفي و شناختي است. نياز به خوردن و آشاميدن دارد نيازمند ارتباط و تعامل با ديگران است، در پي پاسخ دادن به سؤال هاي شناختي خود است و بالاخره نيازمند محبت كردن و مورد محبت واقع شدن است. برخي روان شناسان با انواع نيازهاي مختلف انسان و سطح بندي آن، بر اهميت نيازهاي عاطفي در دوران نوجواني و جواني و لزوم تأمين آن توسط گروه همسالان تأكيد مي ورزند. و معتقدند اين نياز يكي از نيازهاي عالي انسان است و همسالان با ايجاد ارتباط مثبت عاطفي مي توانند به تأمين آن بپردازند. اما آن چه در ايجاد رابطه دوستي و اظهار محبت به ديگري از اهميت زيادي برخوردار است آن است كه به چه كسي و تا چه محدوده اي اين كار انجام گيرد كه هم آن نياز عاطفي پاسخ داده شود و هم عوارض و پيامدهاي منفي نداشته باشد و به عبارت ديگر به چه هزينه اي مي خواهيم اين نياز را تأمين و ارضاء كنيم. همان طور كه در تأمين ديگر نيازهاي زيستي، اجتماعي و شناختي به اين چگونگي توجه مي شود مثلا براي تأمين نيازهاي فيزيولوژيك و زيستي خود دست به هر اقدامي نمي زنيم و با هر چه جلوي ما قرار گرفت استفاده نمي كنيم بلكه سعي مي كنيم گزينش كرده آن هم گزينش عقلاني و طبق معيارهاي صحيح و آن چه تناسب بيشتري با وضعيت جسماني ما داشته باشد بهره مي گيريم با هر گونه احتمال ضرري در تصميم گيري خود تجديد نظر كرده و از لذت لحظه اي و كوتاه مدت آن مي گذريم.
    
بنابراين چه خوب و شايسته است همين مکانيزم را در مورد اين نياز همچون نيازهاي زيستي به كار ببريم يعني آنچه تناسب بهتر و بيشتري با كل شخصيت انسان دارد مورد توجه قرار داده و آن چه نامتناسب است يا متضاد و معارض با ويژگي اصلي انسان است و سلامت روحي و رواني انسان را تهديد مي كند به كناري گذاشته و از آن دوري كنيم. شكي نيست چنين گزينش عقلاني و مبتني بر نداي حقيقت ياب درون، نيازمند شناخت كافي و تحمل در برابر خواست هاي موقت بعد غير حقيقي انسان است. اكنون اين سؤال مطرح مي شود كه اظهار محبت به جنس مخالف چه پيامدهايي به دنبال دارد.

الف: زياده طلبي
     شايد بتوان گفت زياده خواهي انسان مورد اتفاق نظر دانشمندان علوم مختلف باشد. كمال طلبي انسان در هر بعدي از ابعاد جسماني و رواني زبان زد همگان است. اگر فردي در پي علم و دانشي باشد و آن را ارزش مطلق بداند، هيچ گاه دست از كنجكاوي و دانش جويي خود بر نخواهد داشت. چه بسا در واپسين لحظات زندگي بگويد دانستن بهتر از ندانستن است و در پي كشف مجهول خود خواهد بود. فرد ديگري كه در پي کسب قدرت و سلطه بر ديگران باشد اگر بر تمام كره خاكي سلطه يابد، آن را كم و اندك مي پندارد و حكومت بر ديگر كرات را خواهان است و همينطور كسي كه خواهان ثروت و ثروت اندوزي است، اگر گنج قارون و بيشتر از آن را داشته باشد باز هم در پي مال و ثروت بيشتر است و ... خلاصه در تمام زمينه ها اين كمال خواهي ظهور و بروز دارد و با اندك تأملي در رفتار خود و ديگران مي توان اين صفت را كشف و مشاهده كرد. مطلب فوق را با نقل حكايتي از قول استادم حضرت آيت الله سبحاني در كلاس درس پي مي گيرم. ايشان فرمودند: روزي در محضر استاد خود حضرت آيت الله العظمي بروجردي (ره) نشسته بوديم كه گفتند يكي از پزشكان تركيه خواستار ملاقات با مرجع جهان شيعه است. وي وارد اتاق شدند و عده اي از علما و شاگردان آيت الله بروجردي از جمله مرحوم علامه طباطبايي(ره) در جلسه حضور داشتند. آن پزشك هدف از ملاقات خود را تقاضاي مقاله اي علمي درباره علت و يا علل تحريم شراب از نظر فقه شيعه و ارائه آن در همايشي كه به همين منظور در تركيه برگزار مي شود، مطرح كرد. قرار شد مقاله اي در اين زمينه توسط علامه طباطبايي نوشته شود و براي آن همايش بين المللي ارسال گردد. نماينده همايش دوست داشت سؤالي را مطرح كرده و مستقيما حضرت آيت الله بروجردي پاسخ دهند. سؤال اين بود كه چرا اسلام نوشيدن شراب را حرام كرده است. آن مرجع بزرگ نكتة زيبا، دقيق و مهمي را در پاسخ به وي عنوان كردند و اظهار داشتند حقيقت انسان را عقل و قدرت انديشه و تفكر وي تشكيل مي دهد و اگر عقل انسان نبود با ديگر موجودات زنده چه تفاوتي داشت؟! پس در حفظ آن بايد كوشا بود و آن چه با اين بعد وجودي تعارض و تنافي دارد بايد به مقابله برخاست. يكي از اموري كه در تضاد شديد با قوه عقل انسان است نوشيدن شراب است. همان طور كه پزشكان نيز اين مطلب را تأييد كرده اند و بر آن صحه مي گذارند. و چه بسا با اندك دقتي بتوان اين تأثير مخرب را در برخي افراد بخصوص در بعضي جوامع به خوبي مشاهده كرد. بنابراين چون شراب عقل را از بين مي برد و حقيقت انسان به عقل اوست، اسلام آن را ممنوع كرده است. آن پزشك به دنبال اين پاسخ سؤال ديگري مطرح كرد كه بله درست است كه نوشيدن زياد شراب باعث از بين رفتن قوه تعقل انسان است و حقيقت انسان زير سؤال مي رود ولي اگر كسي به مقدار كمي از اين نوع مايعات بنوشد نمي توان گفت چنين تأثيري را دارد. چرا اسلام آن مقدار اندك را نيز ممنوع كرده و نوشيدن آن را غيرمجاز مي داند. در اين جا آيت الله بروجردي به نكته ظريف و بسيار دقيقي اشاره کردند و فرمودند چون انسان كمال طلب است و هرگز به مقدار كم قناعت نمي كند و اگر مجاز شمرده شود بر اساس كمال خواهي اش، روز به روز و به تدريج بر خواسته خود مي افزايد و چه بسا به جايي برسد كه خودش هم فكرش را نمي كرد. به همين جهت است كه از همان ابتدا حتي مقدار اندك را ممنوع كرده است. و به عنوان يك قانون قطعي و دقيق براي تمام افراد چه با اراده و چه كم اراده به اجزا گذاشته مي شود و چون اين ويژگي يعني كمال طلبي در ديگر ابعاد و زمينه ها جاري است ديگر قوانين ومقررات و دستورالعمل هاي صادره از طرف قانون گذار هستي چه بسا بر اساس همين نكته شكل گرفته و آنجا كه ممكن است زياده طلبي باعث حريم شكني شود و به تدريج در وادي هولناك و خطرات جاني و روحي قرار گيرد، با جديت و قاطعيت آن را نهي مي كند. اظهار محبت به جنس مخالف از جمله همين موارد است، با يك سلام و احوالپرسي ساده و مختصر آغاز مي شود و يا به انگيزه اهداف آموزشي و غيره شروع مي شود ولي به تدريج نوع رابطه و گفتگو تغيير پيدا كرده و به ميزان و كميت آن نيز افزوده مي شود و تا آنجا پيش مي رود كه تمام انرژي عاطفي خود را مي خواهد در همين گفتگوها و ارتباط ها هزينه كند و هرگز به همان حداقل كه در روزهاي اول داشته، اكتفا نمي كند و بر همين اساس است كه از همان آغاز بايد از ايجاد ارتباط عاطفي و مبتني بر احساسات اجتناب كرد.
    
بنابراين ما براي اظهار محبت به جنس مخالف (چه منشاء سوء تفاهم بشود و چه سوء تفاهمي را به دنبال نداشته باشد) دليل موجه و قابل قبولي را نمي شناسيم. در واقع اگر هم باعث سوء تفاهم نشود باعث سوء رفتار مي شود و به تدريج در گردونه اي وارد مي شوند كه چه بسا هيچ كدام خواستار آن نبودند. گردونه اي كه گاهي رهايي از آن مستلزم هزينه كردن تمام انرژي رواني، جسماني فرد و قرار گرفتن در بن بست شديد است. لازم به ذكر است اين سخن يك ادعاي صرف و بدون پشتوانه و دليل نيست اين مركز مشاوره كه دهها مركز مشاوره در سطح دانشگاه هاست روزي نيست كه نامه از جوانان عزيزي كه در چنين دامي قرار گرفته اند دريافت نكنيم. تأكيد مي شود جالب آن است که تقاضاي كمك و فريادرسي از افرادي است كه معمولاً در ابتداي كار به خود مطمئن بوده اند و تصميم جدي شان آن بوده كه وارد ارتباط احساسي و غير معقول و از نظر اخلاقي غير صحيح نشوند و صرفا مي خواستند در حد ارتباط عادي و يا به قول شما يك سلام و عليكم و يا اظهار محبت باطني به طرف مقابل و نه بيشتر انجام گيرد. چه خوب است عين جملاتي از چنين افرادي را برايتان بازگو كنيم:
    
«دختري 19 ساله ام ... تا قبل از ورود به دانشگاه با هيچ پسري ارتباط نداشته ام ... خودم در اقوام و فاميل از ماجراهاي دوست هاي خياباني كاملا خبر داشتم و هميشه مواظب بودم ... كم كم با بچه ها خو گرفتم و سلام و احوال پرسي با آنها برايم عادي شد آنها هم به ما سلام مي كردند ... مدتي بعد سلام كردن به پسرها هم شروع شد ... تا اين كه روزي يكي از آنها گفت: ببخشيد مدتي است شما را زير نظر دارم و از اخلاق شما خيلي خوشم آمده اگر لطف كنيد مدتي با هم دوست باشيم ... حالم خيلي خراب شد ... حدود 3 ساعت فقط گريه مي كردم و افسوس مي خورم كه ... ».
دانشجوي پسري هم براي ما چنين نوشته است:
    
«يك روز كه براي درس خواندن به پارك رفته بودم و قدم زدن هاي دختر و پسرهاي جوان دو به دو با هم توجه ام را جلب كرد و حواسم حسابي پرت شد. ناگهان تصميم گرفتم ... تصميم تازه اي گرفته بودم تصميمي كه از آن هراس داشتم و بيش تر از همه مي ترسيدم كه به خطا و گناه افتاده باشم ... چند هفته اي بود كه حتما يك كلمه هم درس نخوانده بودم، بي انگيزه و بي حوصله شده بودم ... تا اين كه تصميم خود را عملي كردم و اكنون چند ماهي است كه با دختري رابطه تلفني دارم ... شرايط بد گذشته ام جاي خود را به شرائط بدتر امروز داده، زندگي آرامش قبلي را ندارد و نمي دانم اين وضع تا كجا مي خواهد ادامه يابد ... اين دختر اكنون ظاهرا جاي خالي همه چيز و همه كس را برايم پر كرده اما چه فايده كه در زندگي بيرون و واقعي من هيچ جايي براي او نيست مي ترسم كه به آلودگي و ناپاكي بيشتر كشيده شوم و كم كم به سوي لجنزار گناه كشيده و غرق شوم».

ب. وابستگي
     با شكل گيري روابط عاطفي بين دختر و پسر و افزايش تدريجي آن، زمينه وابستگي آنها به يكديگر و تشديد آن فراهم مي شود. از آنجا كه نياز به محبت ورزيدن و مورد محبت واقع شدن در دوران جواني به اوج خود مي رسد و فضاي نسبتا مناسبي براي ارضاء اين نياز (هر چند به طور غير صحيح آن) در محيط آموزشي و دانشگاهي معمولاً وجود دارد، به شكل خودكار دختر و پسر در اين كانال قرار مي گيرند و هوشيارانه و در اكثر موارد به طور ناهوشيار و به عبارتي به طور غافلانه اي گرفتار چنين گردابي مي شوند و آن را با عنوان هاي عرف پسند و موجه پوشش مي دهند و باطن غير موجه آن را با پوشش هاي ظاهري نيكو و پسنديده جلوه گر مي نمايند.
    
علاقه ابتدايي شدت يافته و علي رغم تصميم اوليه دو طرف يا يكي از آنها، كم كم به وابستگي به يكديگر تبديل مي شود. اين وابستگي (در بسياري موارد اگر نگوئيم در تمام موارد) آفت بزرگي براي تمركز حواس، تحصيل و تفكر عميق در امور درسي آنها مي شود به گونه اي كه گاهي مطالعه و حضور در كلاس درس را غير ممكن مي سازد وهر كدام از آنها در تمام اوقات شبانه روز حتي در كلاس درس در فكر طرف مقابل است. اين سخن ادعاي بدون پشتوانه نيست و اگر به نوشته هاي چنين افرادي مراجعه كنيم مثنوي هفتاد من كاغذ مي شود.
    
علاوه بر اين وابستگي به وجود آمده مانع گزينش صحيح و دقيق براي شريك آينده زندگي مي شود و از آنجا كه به فردي خاص وابسته شده، تمام نيكي ها، خوبي ها، زيبايي ها و ... در فرد مورد علاقة خود مي بيند و ديگر توان مشاهده عيوب احتمالي طرف مقابل را ندارد زيرا از روي علاقه و از پشت عينك وابستگي به طرف مقابل نگاه مي كند نه با نگاه خريدار و نه با نگاه نقادانه و بررسي كننده اي كه تمام نقاط ضعف و قوت او را در ترازوي حقيقت بين مورد دقت و مشاهده قرار دهد.
    
از طرف ديگر اگر كسي بخواهد با فردي فقط براي مدتي دوست باشد و به اواظهار محبت كند (نه دراز مدت) مطمئنا با اين وابستگي به وجود آمده (پس از آن مدت كوتاه يا طولاني) امكان جدا شدن از يكديگر از نظر رواني بسيار سخت و مشكل آفرين است و معمولاً در چنين مواقعي بسياري از جوانان به افسردگي هاي شديد و در مواردي نااميدي كامل از جهان و ادامه هستي دچار مي شوند و احساس مي كنند نه راه پيش دارند و نه راه بازگشت زيرا از طرفي مي خواهند اين ارتباط دوستانه را كه به وابستگي شديد منجر شده، ادامه دهند و از طرف ديگر باور دارند نمي توانند همديگر را به عنوان شريك زندگي خود انتخاب كنند. اين امر گاهي به خاطر ويژگي هاي شخصي شان است و گاهي به خاطر عوامل خانوادگي ، اقتصادي و غيره مثل عدم توافق خانواده ها و نظير آن است و يا به هر دليل ديگر مطمئن مي شوند براي زندگي مشترك با همديگر تناسبي ندارند. اينجاست كه دچار تنش مي شوند و در يك بن بست سخت و شديد گرفتار مي شوند. شكي نيست اين نكته نيز از پشتوانه هاي عيني و تجربه هاي نوشته شده دانشجويان فراواني برخوردار است.

ج. احساس گناه
     شكي نيست كه ما در جامعه ديني زندگي مي كنيم و اكثريت مردم (اگر نگوئيم همه) از آموزه هاي ديني و اخلاقي متأثر هستند و به آنها احترام مي گذارند. گرچه ممكن است هر فردي سال هاي اول زندگي و نسبت به برخي از دستورالعمل هاي اطلاع دقيقي نداشته باشد ولي به طور ناخود آگاه و به تدريج به بسياري از هنجارهاي اخلاقي و اجتماعي جامعه ديني آگاهي پيدا مي كند (البته اگر نگوئيم قبلا به بسياري از آنها اشراف داريم ولي به خاطر غفلتي كه داريم يا تغافلي كه مي كنيم آنها را زير پا نهاده و به آنها كم توجهي يا بي توجهي مي كنيم) اظهار محبت و طرح رابطه دوستي با جنس مخالف از جمله رفتارهايي است كه جامعه ديني و ارزشي آن را نمي پسندد و به آن خرده مي گيرد و اگر اندك دقتي به متون ديني و فرمايشات رهبران ديني صورت گيرد روشن مي شود كه ارتباط با جنس مخالف از چارچوب و قوانيني خاص برخوردار است و آن چنان آزاد و بدون محدوديت (آن گونه كه در جوامع غير ديني شيوع دارد و به عنوان يك ارزش تلقي مي شود) نيست بلكه نگاه اسلام به اين گونه ارتباط ها منفي است و همه را (بخصوص جواناني كه در اوج غريزه جنسي هستند) را از ايجاد ارتباط عاطفي و احساسي با جنس مخالف باز داشته و نهي كرده است.
    
حال اگر به هر دليلي (عدم آگاهي، غفلت يا تغافل) در دوره جواني فردي مرتكب چنين رفتاري شد مدت زمان زيادي نمي گذرد كه جوان به خود مي آيد و به گذشته خود مي انديشد و رفتارهاي خود را با ملاك ها و معيارهاي اخلاقي و شرعي مقايسه كرده و آنها را محك مي زند و يا با قرار گرفتن در موقعيت ها و شرائط زماني و مكاني معنوي (كه كم هم رخ نمي دهد بلكه بسيار زياد است) دچار پشيماني شده و اگر نتواند به درستي از اين فضاي رواني خارج شود به احساس گناه منفي تبديل شده و اين احساس گناه منشأ بسياري از ناگواري هاي روحي و رواني مي شود. لازم به ذكر است تجديد نظر نسبت به اعمال غيرمعقول و غير مشروع گذشته و پشيمان شدن از آنها و تصميم بر ترك گرفتن امري مقبول و شايسته بلكه لازم و ضروري است و آن چه به عنوان يك پيامد منفي در اين جا از آن ياد مي شود آن احساس گناه شديد و منفي اي است که بر فضاي فكري فرد حاكم شده و توان خارج شدن از آن را در خود احساس نمي كند و همراه با يأس و نااميدي مطلق است و توان حركت به سوي اصلاح و تغيير رفتار و مسير زندگي را از دست مي دهد. نكته قابل توجه در پايان اين بخش آن است كه آسيب پذيري جواناني كه به ارزش هاي ديني و اخلاقي احترام مي گذارند و به آنها پاي بند هستند بيشتر است و به خاطر آشنايي بيشتري كه با دستورالعمل هاي ديني و اخلاقي دارند بيشتر در معرض احساس گناه شديد و پيامدهاي منفي آن قرار مي گيرند.

صورت دوم:
     آن چه بيان شد برخي پيامدها و عوارضي است كه به دنبال اظهار محبت به جنس مخالف به منظور داشتن رابطه دوستانه و صميمانه شكل مي گيرد اكنون به سراغ صورت دوم يعني اظهار محبت به جنس مخالف به منظور آشنايي و فراهم كردن مقدمات ازدواج انجام گيرد.
    
به نظر مي رسد يكي از پيش نيازهاي ضروري ازدواج آشنايي دو طرف از ويژگي هاي رفتاري، شخصيتي، اخلاقي و خانوادگي، اقتصادي، اجتماعي و ... يكديگر است و هر دو طرف با دقت و حساسيت زياد و با استفاده از راه هاي مختلف تحقيق و بررسي بايد به اطمينان دست يابند كه مي توانند با آغاز زندگي مشتركشان به آرامش رسيده و عامل رشد و بالندگي و كمال يكديگر مي شوند. به عبارت ديگر از طريق همين آگاهي هاي واقع بينانه؛ دو طرف در خواهند يافت كه آيا با يكديگر تناسبي دارند يا نه؟ و به قول معروف بي گدار به آب نمي زنند و از نقاط ضعف و قوت همديگر اطلاع پيدا مي كنند. ازدواج نقطه عطف زندگي هر فردي است كه بخش اعظم زندگي معمولاً از زمان پيمان زناشويي آغاز مي شود و پايه هاي زندگي مشترك را با اين عقد و پيمان پايه ريزي مي كنند و دورنماي زندگي مشترك و آينده طولاني ترسيم مي شود. به همين جهت است كه موفقيت و شكست در اين مرحله اگر نگوئيم مساوي با موفقيت و شكست در تمام طول عمر است حداقل مي توان گفت نقش حياتي و بسيار اساسي در آن دارد.
   
ولي نكته قابل توجه اين است كه چگونه و طبق چه مكانيزمي دو طرف به اين هدف دسترسي پيدا كنند و ايا مي توان با ايجاد رابطه عاطفي و به قول سؤال كننده با اظهار محبت به فرد مورد نظر به گونه اي كه سوء تفاهم هم نشود به اين هدف دست يافت و زمينه ارتباط دوستانه را فراهم نمود تا در اين ارتباط ها به روحيات و ويژگي هاي اخلاقي و خانوادگي و ... همديگر پي برد؟ ما بر اساس شواهد موجود و اطلاعات به دست آمده معتقديم بيشتر ارتباط هايي كه با همين قصد و نيت موجه و معقول شكل مي گيرد مبنايي و يا انگيزه ديگري غير از آن چه به زبان جاري مي كنند دارد(به خصوص اگر تقاضا کننده جنس مذکر باشد). در واقع تقاضاي آشنايي با يكديگر قبل از ازدواج. صرفا پوشش به ظاهر مقبولي است که فرد بدين وسيله مي خواهد دليل موجه و معقولانه اي براي ارتباط هاي عاطفي و اظهار محبت هاي غير مجازشان قرار دهد و توجيهي براي آن باشد. لازم به ذكر است برخي افراد با طراحي از قبل و از روي عمد و با چنين ترفندي و با مخفي كردن انگيزه هاي شيطاني خود، در پي صيد و به دام انداختن افراد ساده دل و خوش بين هستند و به دروغ اين انگيزه موجه را مطرح مي كنند تا نيازهاي جنسي خود را تأمين كنند و در واقع اين گونه افراد عالما و عامداً طرف مقابل را قرباني غريزه جنسي و خودخواهي هاي شهواني شان قرار مي دهند. شكي نيست عده اي ديگر نيز هستند كه به طور ناهشيار گرفتار چنين دامي مي شوند و هر چند واقعا هيچ كدام از دو طرف قصد سوء و يا سوء استفاده از سادگي و يا ناآگاهي طرف مقابل ندارد. ولي چون غريزه جنسي انسان بخصوص در دوران جواني بسيار قوي و شديد است و از طرف ديگر حيله هاي شيطاني نيز دراين مورد بسيار پيچيده ، مرموز و متعدد است با طرح انگيزه هاي معقول و موجه به طور ناهوشيار وارد چنين صحنه خطرناكي مي شود و به گمان اين كه هدف مقدس و معقولي دارند اين گونه ارتباط ها قبل از ازدواج مشكلي را ايجاد نمي كند و يا حداقل تا اين اندازه مجاز و گاهي لازم و ضروري است و خلاصه با توجه به ويژگي غفلت از راه غيرمعقول و خطرناكي مي خواهد به هدف پسنديده خود دست يابد.
با ايجاد چنين ارتباطي به هر شكل كه متصور است (مكاتبه اي، تلفني، حضوري و ... ) و شكل گيري علاقه اوليه بين دو طرف امكان تحقيق و بررسي واقع بينانه را به تدريج كاهش داده و بيشتر به دنبال نكات مثبت طرف مقابل است و از نقاط ضعف طرف مقابل غفلت كرده و تحقيقي که بايد واقع بينانه و دور از هر گونه سو گيري باشد دچار سوگيري و يا تعصب خواهد شد. و شما خوب مي دانيد که هر تحقيق علمي و واقع بينانه اي بايد از هرگونه تعصب و سوگيري به دور باشد تا درجه واقع نمايي آن بيشتر و ارزش علمي و عملي پيدا كند.
    
همان طور که گفته شد حب الشي يعمي و يصم يعني وقتي علاقه و محبت چيزي در قلب فرد جاي گرفت او را نسبت به واقعيات کور و کر مي کند و ديگر نمي تواند نقاط منفي و ضعف آن را ببيند و حتي بشنود و آنچه مي بيند و مي شنود به خوبي و نيکي ياد و ارزيابي مي کند حتي نقاط ضعف را نقاط قوت تلقي مي شود . خلاصه آنکه براي چنين امر مهم و حياتي بايد ابتدا به تحقيق و بررسي پرداخت و سپس در صورت داشتن قابليت ها و صلاحيت ها در فکر ايجاد علاقه بود نه آنکه با عينک محبت و علاقه به بررسي اوضاع و احوال ويژگي هاي وي اقدام نمود . بنابر اين بايد گفت آن عشق و علاقه اي باعث كمال و رشد و آرامش خانوادگي مي شود كه پس از پيمان زناشويي و تعهد به زندگي مشترك ايجاد شود که بايد به گسترش و تعميق آن پرداخته شود نه آن عشق و علاقه اي كه قبل از ازدواج به فردي كه هنوز آگاهي و آشنايي كافي نيست به آن پيدا نشده و کاملا ً سطحي است .
     بنا بر اين اميد است با دقت هرچه تمام تر در رشد و بالندگي اين دورة بسيار حساس و سرنوشت ساز _ دوره نوجواني که اوج تحرک و نيروهاي جسماني و رواني است _ تلاش کرد و از هر گونه کجروي و کج انديشي خود را حفظ کرد و سنگ بناي زندگي آينده را بر پايه هاي سست و مخرب قرار نداد.
 
 
***
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم بهمن 1384ساعت 9:22  توسط احمد  | 

پنچ عضو دايم شورای امنيت توافق کردند
پرونده اتمى ايران به شوراى امنيت فرستاده می شود
قدرتهاى داراى حق وتو در شوراى امنيت سازمان ملل متحد مى‌خواهند مورد برنامه اتمى ايران را در شوراى امنيت مطرح كنند. وزيران امور خارجه امريكا، چين، روسيه، فرانسه و انگليس در روز دوشنبه در لندن به طور غيرمنتظره بيانيه‌اى در اين زمينه امضا كردند.
مطابق بيانيه لندن کشورهای بزرگ توافق کرده اند در نشست فوق‌‏العاده شورای ‏حكام در هفته جاری، ‏آژانس بين‌‏المللی انرژی اتمی بايد تصميم خود را درباره اقدامات ضروری از سوی ايران به شورای ‏امنيت سازمان ‏ملل ‏متحد گزارش دهد و همچنين بايد همه قطعنامه‌‏ها و گزارش‌‏های آژانس بين‌‏المللی انرژی اتمی مربوط به اين مسأله را به شورای ‏امنيت سازمان ‏ملل ‏متحد گزارش كند
      
قدرتهاى داراى حق وتو در شوراى امنيت سازمان ملل متحد مى‌خواهند مورد برنامه اتمى ايران را در شوراى امنيت مطرح كنند. وزيران امور خارجه امريكا، چين، روسيه، فرانسه و انگليس در روز دوشنبه در لندن به طور غيرمنتظره بيانيه‌اى در اين زمينه امضا كردند.
به گزارش راديو آلمان، در اين بيانيه آمده است كه شوراى امنيت بايست پس از آنكه گزارش آژانس بين‌المللى انرژى اتمى در باره فعاليتهاى هسته‌اى ايران منتشر شد، در ماه مارس به اين موضوع بپردازد.
وزيران امور خارجه پنج قدرت داراى حق وتو در شوراى امنيت سازمان ملل متحد در خانه ميزبان انگليسى خود جك استراو با هم ديدار كردند و در باره شيوه عمل خود در برابر ايران به مشاوره پرداختند. در اين گفتگو  همچنين وزير امور خارجه آلمان و اتحاديه اروپا نيز شركت داشتند. در آستانه جلسه ويژه آژانس بين‌المللى انرژى اتمى در روز پنج‌شنبه دوم فوريه در وين، هدف وزيران امور خارجه از اين گفتگو يافتن راه و موضعى مشترك بود.
وزيران امور خارجه در اين مورد با هم به توافق رسيدند كه آژانس بين‌المللی انرژى اتمى بايست همه گزارشها و قطعنامه‌ها در رابطه با مناقشه اتمى ايران را به شوراى امنيت عرضه كند.
شوراى امنيت سازمان ملل متحد مى‌تواند تحريمهايى را عليه ايران مقرر دارد. اما هنوز روشن نيست  كه روسيه و چين با چنين تحريمهايى عليه ايران موافقت كنند. در محافل دولتى فرانسه گفته مى‌شود كه وزيران امور خارجه روسيه و چين در برابر پيشنهاد طرح مناقشه اتمى ايران در شوراى امنيت با احتياط عكس‌العمل نشان داده‌اند. اما ديگر اعضاى شوراى امنيت اين وزيران را نيز متقاعد كرده‌اند.
 
بی بی سی: پرونده هسته ای ايران 'به شورای امنيت می رود'
پنج کشور عضو دايم شورای امنيت سازمان ملل متحد در مورد ارجاع پرونده هسته ای ايران به اين شورا به توافق رسيده اند و رييس سازمان انرژی اتمی ايران ارسال پرونده را فاقد مبنای حقوقی دانسته است.
وزيران خارجه آمريکا، روسيه، بريتانيا، فرانسه و چين که همراه با وزير خارجه آلمان و نماينده اتحاديه اروپا در اجلاسی در لندن شرکت کرده بودند با صدور بيانيه ای در ساعات اوليه بامداد روز سه شنبه، 31 ژانويه، اعلام داشتند که مايلند اجلاس فوق العاده شورای حکام آژانس بين المللی در نشست خود در هفته جاری موضوع فعاليت هسته ای ايران را به منظور رسيدگی به شورای امنيت گزارش کند.
با اينهمه، به نظر می رسد شرکت کنندگان در اجلاس لندن در واکنش نسبت به خواست روسيه و چين برای نشان دادن نوعی نرمش و احتمالا تغيير موضع ايران مهلتی را برای اين کشور منظور داشته اند.
جک استرا، وزير خارجه بريتانيا، گفته است که وزيران خارجه شرکت کننده در اجلاس لندن توافق کردند که تصميم گيری در شورای امنيت تا ماه مارس سال جاری و پس از ارايه گزارش مديرکل آژانس به اجلاس عادی شورای حکام آژانس به تعويق افتد.
 
 زمانبندی ارجاع پرونده
اجلاس اضطراری شورای حکام در روزهای 2 و 3 فوريه احتمالا ارجاع پرونده هسته ای ايران را تصويب می کند اما وزيران پنج کشور تصميم گرفته اند طرح رسمی اين پرونده در شورای امنيت را تا بعد از اجلاس عادی شورای حکام در ماه مارس و دريافت گزارشی در تاييد خودداری ايران از اجرای تعهدات خود به تعويق بياندازند
گفته می شود که در اجلاس لندن، کشورهای غربی اصرار داشتند که پرونده ايران هرچه زودتر و با تصويب قطعنامه ای در اجلاس اضطراری شورای حکام در روزهای 2 و 3 فوريه به شورای امنيت ارجاع شود اما چين و روسيه درخواست کردند جهت کمک به يافتن راه حل احتمالی برای بحران کنونی به ايران مهلتی داده شود.
با اينهمه، حمايت روسيه و چين از ارجاع پرونده ايران به شورای امنيت به اين معنی است که اين دو کشور، که دارای حق وتو در شورا هستند، با تصميم گيری شورای امنيت در مورد ايران مخالفت نخواهند کرد و مانع از تصويب قطعنامه هايی در اين زمينه نخواهند شد.
 
از شورای حکام به شورای امنيت
در چنين صورتی، اعضای شورای حکام آژانس بين المللی می توانند اطمينان داشته باشند که ارجاع پرونده به شورای امنيت اقدامی بی حاصل نيست که به دليل وتوی اعضای دايم، از پيش محکوم به شکست نخواهد بود.
اجلاس اضطراری شورای حکام در هفته جاری در واکنش به تصميم ايران به از سر گيری فعاليت در مراکز تحقيقات غنی سازی اورانيوم و به درخواست کشورهای غربی برگزار می شود که خواستار آن بوده اند که جمهوری اسلامی از هرنوع فعاليتی در زمينه غنی سازی اورانيوم خودداری ورزد.
در صورت ارجاع پرونده ايران به شورای امنيت، اين نهاد سازمان ملل از حق صدور قطعنامه عليه چنين کشوری برخوردار است.
قطعنامه شورای امنيت می تواند دامنه ی اقدامات را در بر گيرد که از جمله شامل دادن هشدار، تکليف به اجرای خواست شورای امنيت، وضع محدوديت در تماس های سياسی و فرهنگی، منع سفر مقامات کشور مورد نظر و مسدود کردن دارايی های خارجی آنان، محدوديت های اقتصادی و تحريم روابط تجاری و در موارد حاد، مداخله نظامی باشد.
تصويب قطعنامه های شورای امنيت عليه يک کشور، هرچند در اکثر موارد تمامی مواد آن به طور موثر اجرا نمی شود، باعث انزوای بين المللی چنين کشوری می شود و راه را برای اقدامات شديدتر بعدی عليه آن هموار می سازد.
با وجود اينکه تصميم اجلاس لندن به طور کامل خواست کشورهای غربی در مورد ارجاع فوری پرونده ايران را برآورده نمی کند، يک ديپلمات آمريکايی از اتخاذ اين تصميم ابراز خرسندی کرد و گفت که اجلاس لندن پيامی بسيار نيرومند و صريح را به ايران ارسال داشته است.
وزيران خارجه شرکت کننده در اجلاس لندن از ايران خواستند در پی اقدام اخير در برداشتن مهر و موم آژانس بين المللی از مراکز تحقيقات غنی سازی "يک دوره ممتد حاوی تلاش برای اعتماد سازی" را آغاز کند.
 
پيام جورج بوش
همزمان، قرار است جورج بوش، رييس جمهوری آمريکا، در سخنرانی سالانه خود در باره وضعيت ايالات متحده، که اواخر روز سه شنبه در برابر اجلاس مشترک سنا و مجلس نمايندگان ايراد خواهد کرد، به بحران هسته ای ايران هم اشاره کند.
بر اساس بخشی از متن انتشار يافته اين سخنرانی، وی خواهد گفت که پيام های جداگانه ای را برای مردم و دولت ايران دارد.
در اين سخنرانی آمده است که "در سخنانم خطاب به مردم (ايران)، پيام من اين است: شما خوب می دانيد که ما نمی خواهيم به شما بگوييم چگونه زندگی کنيد، بلکه می خواهيم شما آزاد باشيد. اما به دولت (ايران) پيام ما اين است که اگر می خواهيد عضوی از خانواده ملل باشيد، بايد از بلندپروازی خود در زمينه تسليحات هسته ای دست برداريد."
وی در اين سخنرانی خواهد گفت که جامعه جهانی در هدف خود برای جلوگيری از دستيابی ايران به تسليحات هسته ای اتفاق نظر دارد و تلاش برای تدوين تاکتيک های ضروری برای ارايه جبهه ای واحد در اين زمينه ادامه می يابد.
يک ديپلمات آمريکايی از تصميم اجلاس لندن ابراز خرسندی کرده و آن را در راستای بر آورده شدن خواست ايران خوانده است.
 
متن كامل بيانيه مشترك نشست 5+1 در لندن
جك استراو" وزير امور خارجه انگليس، به نمايندگی از پنج كشور عضو دائم شوراي‌‏امنيت سازمان ‏ملل‌‏متحد به اضافه آلمان، متن كامل بيانيه نشست لندن درباره پرونده هسته‌‏ای ايران را صادر كرد. به گزارش ايلنا متن كامل اين بيانيه به اين شرح است:
 
« وزرای خارجه چين, فرانسه, آلمان, روسيه, انگليس و آمريكا و نمايندگان عالی اتحاديه‌‏اروپا سي‌‏ام ژانويه پس از برگزاری نشست مشترك، در مورد اين مسائل به توافق رسيدند:
1- آنها بر تعهدات خود در قبال پيمان منع گسترش تسليحات هسته‌‏ای و تصميم خود برای جلوگيری از گسترش تسليحات هسته‌‏ای تأكيد كردند.
2- آنها در نگراني‌‏های جدی درباره برنامه هسته‌‏ای ايران اشتراك‌‏نظر دارند و متفق هستند كه زمان زيادی برای اعتمادسازی از سوی ايران لازم است.
3- آنها خواستار توقف كامل فعاليت‌‏های مربوط به غني‌‏سازی اورانيوم در ايران از جمله برنامه تحقيقات و توسعه تحت نظارت آژانس بين‌‏المللی انرژی اتمی شدند.
4- توافق كردند كه در نشست فوق‌‏العاده شوراي‌‏حكام در هفته جاري، ‏آژانس بين‌‏المللی انرژی اتمی بايد تصميم خود را درباره اقدامات ضروری از سوی ايران به شوراي‌‏امنيت سازمان‌‏ملل‌‏متحد گزارش دهد و همچنين بايد همه قطعنامه‌‏ها و گزارش‌‏های آژانس بين‌‏المللی انرژی اتمی مربوط به اين مسأله را به شوراي‌‏امنيت سازمان‌‏ملل‌‏متحد گزارش كند.
5- توافق كردند شوراي ‏امنيت سازمان ‏ملل ‏متحد بايد پيش از تصميم‌‏گيری برای اقدام جهت تقويت اقتدار آژانس بين‌‏المللی انرژی اتمي، منتظر گزارش نشست مارس شورای ‏حكام آژانس بين‌‏المللی انرژی اتمی بماند كه شامل گزارش درباره اجرای قطعنامه نشست فوريه شورای ‏حكام و قطعنامه آتی نشست مارس است.
6- آنها بر تصميم خود برای ادامه فعاليت برای دستيابی به راه‌‏حل ديپلماتيك درباره مشكل ايران تأكيد كردند.
 
ايران عليه ارجاع به شورای امنيت هشدار داد
مقامات ايرانی توافق کشورهای عضو دايم شورای امنيت بر سر حمايت از ارجاع پرونده هسته ای ايران به اين شورا را فاقد مبنای قانونی دانسته و نسبت به پيامدهای آن هشدار داده اند.
به گزارش بی بی سی، بامداد روز سه شنبه، 31 ژانويه، گزارش شد که وزيران خارجه آمريکا، روسيه، چين، بريتانيا و فرانسه - اعضای دايم شورای امنيت سازمان ملل - و وزير خارجه آلمان و نماينده اتحاديه اروپا پس از مذاکراتی در لندن برگزار توافق کردند که از طرح موضوع فعاليت های هسته ای ايران در شورای امنيت حمايت کنند.
در پی اين توافق، انتظار می رود که شورای حکام آژانس بين المللی انرژی اتمی در جلسات اضطراری خود در روزهای 2 و 3 فوريه قطعنامه ای را به تصويب برسانند که در آن از دبيرکل آژانس خواسته خواهد شد با تدوين گزارشی در مورد فعاليت های هسته ای ايران، اين مساله را به منظور تصميم گيری به شورای امنيت ارجاع دهد.
در واکنش نسبت به توافق لندن، غلامرضا آقازاده، رييس سازمان انرژی اتمی ايران، گفته است که تصميم احتمالی شورای حکام در ارجاع پرونده ايران به شورای امنيت توجيه حقوقی ندارد و علی لاريجانی، دبير شورای عالی امنيت ملی و سرپرست مذاکرات هسته ای جمهوری اسلامی، هشدار داده است که گزارش برنامه های هسته ای ايران به شورای امنيت به تلاش های ديپلماتيک برای حل اين بحران خاتمه می دهد.
به گزارش خبرگزاری دولتی ايران - ايرنا - آقای لاريجانی در مورد بيانيه اجلاس لندن گفته است "در اين بيانيه مساله ارجاع مطرح نيست اما به نظرم اروپايی ها بايد در کار خود دقت بيشتری کنند."
وی گفت که جمهوری اسلامی تقاضای گفتگو با اروپاييان را مطرح کرده و افزود که اين اقدام نشان می دهد که ايران می خواهد همه راه های مسالمت آميز را برای رسيدن به فناوری صلح آميز هسته ای در چارچوب پيمان منع گسترش جنگ افزارهای هسته ای - ان پی تی - طی کند.
سرپرست مذاکرات هسته ای ايران ابراز عقيده کرد که هنوز می توان از راه مذاکره به راه حلی برای بحران کنونی دست يافت اما عليه اقدام غير مسالمت آميز اروپاييان هشدار داد.
وی گفت "اگر اروپايی ها شرايط را در مسير غير مسالمت آميز تعريف کنند ممکن است آنها آغاز کننده باشند اما معلوم نيست که پايان دهنده هم باشند و بنابراين، خيلی هم به نفع اروپاييان نخواهد بود."
پيش از آن، غلامرضا آقازاده، رييس سازمان انرژی اتمی ايران، گفته بود که کشورهای اروپايی نمی توانند مبنايی قانونی برای ارجاع پرونده هسته ای ايران به شورای امنيت بيابند.
آقای آقازاده نيز نسبت به يافتن راه حلی برای بحران کنونی از راه های ديپلماتيک ابراز اميدواری کرده و با اشاره به مذاکرات روز دوشنبه نمايندگان ايران و اروپا در بروکسل گفته بود که پس از انتقال نتايج گفتگو ها به مقامات عالی دو طرف، احتمالا نتيجه اين مذاکرات تا زمان تشکيل جلسه شورای حکام در روز 2 فوريه مشخص خواهد شد.
در عين حال، جواد وعيدی، سرپرست هيات مذاکره کنندگان اتمی ايران که در مذاکرات بروکسل شرکت داشت، در گفتگو با تلويزيون دولتی با اشاره به از سرگيری فعاليت مراکز تحقيقات غنی سازی اورانيوم، گفته بود که فعاليت های تحقيقاتی حق انکار ناپذير اين کشور است.
وی گفت که تصميم به از سرگيری تحقيقات غنی سازی ارتباطی با ادامه تعليق فعاليت تاسيسات غنی سازی ندارد.
آقای وعيدی تاکيد کرد که جمهوری اسلامی همچنان به همکاری های سازنده، جدی و مستمر و مذاکره در مورد برنامه های هسته ای خود متعهد است.
در همانحال، در ايران اخبار مربوط به توافق لندن با ابهام همراه بوده است.
خبرگزاری ايرنا گفته است که رسانه های غربی مدعی موافقت روسيه، چين و چهار کشور ديگر با ارجاع پرونده هسته ای ايران به شورای امنيت شدند و اين رسانه ها را به تشديد هجوم تبليغاتی عليه ايران در پی انتشار اخبار توافق لندن متهم کرده است.
 
خواستهای متعارض اروپا و ايران
در پی تصميم ايران به از سرگيری فعاليت مراکز تحقيقات غنی سازی اورانيوم در اوايل ماه ژانويه، کشورهای اروپايی خواستار برگزاری اجلاس اضطراری شورای حکام آژانس بين المللی انرژی اتمی شدند با اين هدف که در اين اجلاس، قطعنامه ای حاوی ارجاع پرونده هسته ای ايران به شورای امنيت را به تصويب برسانند.
در حاليکه مخالفت هريک از اعضای دايم شورای امنيت سازمان ملل با اقدامات پيشنهادی مانع از تصويب آنها می شود، توافق اجلاس لندن به معنی آن است که قطعنامه احتمالی شورای حکام برای ارجاع پرونده ايران به شورای امنيت اقدامی به دليل مخالفت اعضای دايم به اقدامی بی حاصل مبدل نخواهد شد.
 در پی توافق لندن انتظار می رود که شورای حکام آژانس بين المللی انرژی اتمی در جلسات اضطراری خود در روزهای 2 و 3 فوريه قطعنامه ای را به تصويب برسانند و از مديرکل آژانس بخواهد با تدوين گزارشی در مورد فعاليت های هسته ای ايران، اين مساله را به منظور تصميم گيری به شورای امنيت ارجاع دهد
کشورهای غربی از ايران خواسته اند که فعاليت های غنی سازی اورانيوم را به طور دايم متوقف کند و شورای حکام نيز در قطعنامه های اخير خود اين درخواست را مورد تاييد قرار داده بود.
کشورهای غربی گفته اند که سابقه فعاليت های هسته ای جمهوری اسلامی و آنچه که شفاف نبودن روند اطلاع رسانی به آژانس خوانده اند باعث سوء ظن نسبت به هدف های اين کشور شده و ايالات متحده مشخصا ايران را متهم کرده است که در پوشش فعاليت های صلح آميز هسته ای، در صدد توليد بمب اتمی است.
اين کشورها ابراز نگرانی کرده اند که ايران پس از دستيابی به فناوری غنی سازی اورانيوم از آن برای مقاصد نظامی بهره برداری کند.
ايران با رد اين اتهام گفته است که برنامه های هسته ای خود را برای مقاصد صلح آميز دنبال می کند و به همين دليل، اين فعاليت ها با محتوای پيمان منع گسترش جنگ افزارهای هسته ای - ان پی تی - مغايرتی ندارد و کاملا قانونی است.
طبق اين پيمان، آژانس بين المللی انرژی اتمی حق دارد کشوری را که از تعهدات خود در چارچوب اين پيمان تخلف کند برای رسيدگی و احتمالا وضع مجازات های بين المللی به شورای امنيت سازمان ملل متحد گزارش کند.

 
 
***
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم بهمن 1384ساعت 9:15  توسط احمد  | 

 
 
Life is True
 
Don't say you're not important,
It simply isn't true,
The fact that you were born,
Is proof, God has a plan for you.
The path may seem unclear right now,
But one day you will see,
That all that came before,
Was truly meant to be,
God wrote the book that is Life,
That's all you need to know.
Each day that you are living,
Was written long ago.
God only writes best sellers,
So be proud of who you are,
Your character is important,
In this book, you are the 'Star'...
 Trust you all had .
 
Keep Smiling Always  and Have a nice and wonderful day  
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم بهمن 1384ساعت 9:11  توسط احمد  | 

 
گزارش فارس از وين 
متن كامل قطعنامه تصويب شده اروپا درباره ايران
خبرگزاري فارس: آلمان، فرانسه و انگليس امروز با ارايه قطعنامه‌اي درباره اجراي توافقات پادمان ان‌پي‌تي در جمهوري اسلامي ايران كه با 27 راي موافق، 3 راي مخالف و 5 ممتنع تصويب شد، خواستار گزارش اين برنامه به شوراي امنيت سازمان ملل شدند.
به گزارش خبرگزاري فارس از وين، متن كامل قطعنامه اروپا درباره ايران كه امروز به تصويب رسيد، و در آن بند مربوط به خاورميانه عاري از سلاح‌هاي هسته‌اي اضافه‌ شده ،(بند م ) به شرح زير است:

اجراي توافق‌هاي پادماني ان‌پي‌تي در جمهوري اسلامي ايران
قطعنامه تصويبي ارايه شده توسط آلمان، فرانسه و انگليس

شوراي حكام

الف) با يادآوري همه قطعنامه‌هاي تصويب‌شده توسط شوراي حكام درباره برنامه هسته‌اي ايران،
ب) با يادآوري گزارش‌هاي دبير كل،
ج) با يادآوري ماده چهارم پيمان منع گسترش تسليحات هسته‌اي كه تصريح مي‌كند هيچ چيز در اين پيمان نبايد طوري تعبير شود كه به حقوق غيرقابل انكار همه ‌طرف‌هاي امضاكننده اين پيمان براي توسعه تحقيقات، توليد و استفاده از انرژي هسته‌اي براي مقاصد صلح‌آميز بدون تبعيض و در تطابق با ماده‌هاي يك و دوي اين پيمان تاثير بگذارد،
د) با تقدير از دبير كل و دبيرخانه آژانس براي تلاش‌هاي حرفه‌اي و بي‌طرفانه خود براي اجراي توافق پادمان‌ها در ايران براي حل مسائل پادماني باقيمانده در ايران و راستي‌آزمايي اجراي تعليق از سوي ايران،
ه) با يادآوري اين كه توصيف مديركل از اين مساله به عنوان يك موضوع راستي‌آزمايي خاص شمرده مي‌شود؛
و) با اشاره به اين كه همانطور كه توسط مدير كل آژانس پس از حدود سه سال فعاليت راستي‌آزمايي فشرده گزارش شده، آژانس هنوز در موضعي نيست برخي مسائل مهم مربوط به برنامه هسته‌اي ايران را روشن يا نتيجه‌گيري كند هيچ ماده يا فعاليت هسته‌اي اعلام‌نشده‌اي در ايران وجود ندارد،
ز) با يادآوري بسياري از قصور و نقض‌هاي ايران درباره تعهدات خود براي تمكين به توافق پادمان ان‌پي‌تي و با توجه به سابقه ايران در پنهانكاري فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران به نبود اعتماد به اين كه برنامه هسته‌‌اي ايران صرفا براي اهداف صلح‌آميز منجر شده است و ماهيت همه اين فعاليت‌ها و ديگر مسايل ايجاد شده در راستي‌آزمايي آژانس و اظهارنامه ايران از سپتامبر 2002،
ح) با يادآوري اينكه مدير كل اعلام كرده شفافيت كامل ايران ضروري است و براي اينكه آژانس قادر به روشن كردن مسائل باقيمانده باشد، با تاخير بوده است (GOV/2005/67)،
ط) با يادآوري درخواست‌هاي آژانس براي همكاري ايران اشاره شده در گزارشهاي مربوط به تجهيزات، مواد و فعاليت‌هايي كه استفاده در بخش نظامي متعارف و در زمينه غيرنظامي در بخش هسته‌اي نظامي دارند (همانطور كه توسط مدير كل در GOV/2005/67 اشاره شده)،
ي) با يادآوري اين كه در نوامبر 2005 مدير كل گزارش داد GOV/2005/87 ايران سندي مربوط به ملزومات آيين‌نامه‌اي براي كوچك كردن UF6 به فلز و ريخته‌گري و شكل‌ دادن فلز اورانيوم تهي‌شده، طبيعي و غني‌شده به شكل‌هاي كره‌اي، در اختيار دارد؛
ك) با اعلام نگراني‌هاي جدي درباره برنامه هسته‌اي ايران و موافقت مبني بر اينكه يك دوره گسترده اعتمادسازي از سوي ايران لازم است،
ل) با تاكيد مجدد بر عزم شوراي حكام براي ادامه كار به منظور يافتن راه حلي ديپلماتيك براي مسائل مطرح شده در اين قطعنامه و قطعنامه‌هاي گذشته.
م) با اقرار بر اين كه راهكار مسئله ايران بايد با تلاش‌ها در راه عدم گسترش تسليحاتي در جهان و تحقق اهداف خاورميانه عاري از تسليحات كشتار جمعي و وسايل پرتاب آن همراه باشد،

1. بر اين نكته تاكيد مي‌كند كه مسائل باقيمانده مي‌تواند زماني بهتر حل ‌و فصل شود و اعتماد سازي به ماهيت برنامه هسته‌‌اي ايران صورت گيرد كه اين كشور به درخواست‌ها براي اجراي تدابير اعتمادساز مورد درخواستي شوراي حكام از ايران پاسخ مثبت دهد. در اين باره ايران بايد:

- تعليق همه فعاليت‌هاي مربوط به غني‌سازي اورانيوم از جمله تحقيق و توسعه را بار ديگر برقرار ساخته و ادامه دهد و اين امر مورد تاييد آژانس قرار گيرد؛
- در ساخت راكتور تحقيقات آب سنگين تجديد نظر كند؛
- بدون معطلي پروتكل الحاقي را تاييد و اجرا كند؛
- در طول مدت تصويب، به عمل به مفاد پروتكل الحاقي كه ايران آن را در 18 دسامبر 2003 به امضا رسانده، ادامه دهد؛
- تدابير شفاف‌ساز را به عنوان يكي از موارد درخواستي مديركل در GOV/2005/67 ادامه دهد كه البته اين امر خارج از حدود تعيين شده رسمي در توافق پادمان و پروتكل الحاقي است و شامل دسترسي به افراد، اسناد و ديگر وسايل، تجهيزات دو منظوره با كاربرد دوگانه، كارگاه‌‌هاي تحت تملك نيروهاي نظامي و مراكز تحقيق و توسعه است آن گونه كه ممكن است توسط آژانس به منظور حمايت و تاييد تحقيقات جاري درخواست شود.

2- از مدير كل مي‌‌خواهد تا درباره اقداماتي كه از سوي شوراي حكام از ايران خواسته شده به شوراي امنيت سازمان ملل گزارش دهد و همه گزارش‌ها و قطعنامه‌هاي مصوب در اين رابطه را به شوراي امنيت سازمان ملل گزارش دهد؛

3ـ ابراز نگراني جدي مي‌كند كه آژانس هنوز در موقعيتي نيست بتواند برخي از مسائل مهم مرتبط با برنامه اتمي را تاييد كند اعم از اين حقيقت كه ايران سندي در مورد توليد كره‌هاي فلزي اورانيوم در اختيار دارد. زيرا اين فرايند مرتبط با توليد قطعات تسليحات اتمي است و با اشاره به اينكه تصميم براي قرار دادن اين سند تحت مهر و موم آژانس يك گام مثبت است، از ايران مي‌خواهد تا اين سند را تحت اختيار آژانس درآورد و نسخه كاملي از آن را به آژانس ارائه كند.

4ـ عميقاً ابراز تاسف مي‌كند كه به رغم درخواست مكرر شوراي حكام براي حفظ تعليق همه فعاليت‌هاي مرتبط با غني‌سازي و بازفرآوري كه شوراي حكام براي بررسي مسائل مهم، لازم مي‌داند، ايران فعاليت‌هاي تبديل اورانيوم را در هشتم آگوست 2005 در تاسيسات اصفهان آغاز كرد و گام‌هايي را براي ازسرگيري فعاليت‌هاي غني‌سازي در دهم ژانويه 2006 برداشت؛

5ـ از ايران مي‌خواهد تا اين مسئله را درك كند كه شورا به نيت آن كشور براي توسعه توان توليد مواد شكافت پذير اعتماد ندارد و سابقه ايران در زمينه پادمان و مسائل باقيمانده كه در قطعنامه‌هاي قبلي قيد شده و همچنين مسائل حل‌نشده ديگر، موضع خود را هم در ارتباط با تدابير اعتماد ساز كه داوطلبانه و غيرالزام‌آور هستند، بازنگري كند و رويكرد سازنده‌اي را در ارتباط با مذاكراتي كه مي‌تواند به افزايش اعتماد بينجامد، اتخاذ كند؛

6ـ از ايران درخواست مي‌كند تا همكاري كامل و فوري با آژانس داشته باشد زيرا مدير كل آن را ضروري مي‌داند و معتقد است كه تاكنون عقب افتاده‌اند و بخصوص به آژانس كمك كند تا فعاليت‌هاي احتمالي را كه مي‌توانند ابعاد اتمي نظامي داشته باشند، تاييد كند.

7ـ بر اين مساله تاكيد مي‌كند كه كار آژانس در راستي‌آزمايي اظهارات ايران در حال انجام است و از مدير كل مي‌خواهد تا به تلاش خود براي اجراي توافق پادمان خود با ايران ادامه دهد، پروتكل الحاقي اين توافق را همزمان با اجرايي شدن آن اجرا كند با اين ديدگاه كه اعتماد كافي را درخصوص نبود مواد و فعاليت‌هاي اتمي اعلام نشده در ايران ايجاد كند و تدابير شفاف‌ساز اضافي لازم را براي آژانس فراهم آورد تا بتواند مسائل مهم را حل كند و تاريخ و ماهيت همه ابعاد فعاليت‌هاي اتمي گذشته ايران را بازسازي كند.

8- از مدير كل مي‌خواهد تا در نشست منظم بعدي شوراي حكام گزارشي را در مورد اجراي اين قطعنامه و قطعنامه‌هاي قبلي ارائه كند و اين گزارش را همراه با هر قطعنامه ديگر در نشست مارس به شوراي امنيت بدهد.

9- تصميم مي‌گيرد كه اين مسئله را همچنان پيگيري كند.

 
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم بهمن 1384ساعت 9:10  توسط احمد  | 

كودكان فقر در كرج
روياهای دست نيافتنی خود را در نان خشك می‌جويند
با تابيدن خورشيد بر تارك ارتفاعات عظيميه كرج، جمعی كودك و نوجوان نفس نفس زنان چرخ دستي‌ها را از سينه‌كش حسن‌آباد كرج به سوی بالا میرانند تا به نانی برسند كه از ته سفره‌ها باقی مانده است. اين كار هر روز تكرار میشود، آنان پس از رسيدن به ده حسن‌آباد خانه به خانه فرياد "نون خشكيه" را سر میدهند تا شايد پس از گشوده شدن دری، چند تكه نان خشك بر كيسه‌های روی گاريها افزوده شود
 
اخبار روز: www.iran-chabar.de
سه شنبه ٢۷ دی ١٣٨۴ – ١۷ ژانويه ٢٠٠۶
 
ايرنا: با تابيدن خورشيد بر تارك ارتفاعات عظيميه كرج، جمعی كودك و نوجوان نفس نفس زنان چرخ دستي‌ها را از سينه‌كش حسن‌آباد كرج به سوی بالا مي‌رانند تا به نانی برسند كه از ته سفره‌ها باقی مانده است.
اين كار هر روز تكرار مي‌شود، آنان پس از رسيدن به ده حسن‌آباد خانه به خانه فرياد"نون خشكيه" را سرمي‌دهند تا شايد پس از گشوده شدن دري، چند تكه نان خشك بر كيسه‌های روی گاريها افزوده شود.
چهره‌های آفتاب سوخته، لباسهای كهنه، قامتهای نحيف و دستهای ترك خورده وجه مشترك ظاهر آنهاست كه بين شش تا 18 سال سن دارند.
اغلب آنان اعضای چند خانواده، فاميل يا همسايه بوده كه بصورت دسته جمعی به اين كار روی آورده‌اند.
با شنيدن صدای زنی كه مي‌گويد "آی نان خشكي، كيلويی چند مي‌خري؟" كودك بلافاصله چرخ دستی را متوقف مي‌كند و به سمت در منزل مي‌رود.
او با زبانی كودكانه جواب مي‌دهد خانم نون خشكاتو بيار، هر جوری باشه مي‌خريم، بعد هم چهار كيلو نان خشك تحويل مي‌گيرد.
زن اما با مهربانی توام با ترحم خطاب به كودك گفت: مادرت چطور راضی به كار كردن تو شده؟ تو الان بايد در خانه يا مدرسه باشی نه با اين هوای سرد دنبال نون خشك؟
دستان كودك از شدت سرما مي‌لرزيد و سرفه، عطسه و ريزش آب بينی امانش نمي‌داد، او در مقابل صحبتهای زن سكوت كرد و به كار خود ادامه داد، گويا مي‌خواست بگويد كه تو ازاوضاع ما بي‌خبري.
سر صحبت را با كودك باز مي‌كنم، نامش محمود است و 9 سال سن دارد و با دستش مجيد برادر 12 ساله‌اش را كه كمی آن طرف‌تر گاری ديگری را حمل مي‌كرد نشان داد.
او در هل دادن گاری در جاهای ناهموار و جمع‌آوری نان خشك از در خانه‌ها به دو برادر ديگر خود كمك مي‌كند.
محمود، مجيد، موسی ، خداداد، رحيم ، سالم و نورسعيد به عنوان اعضای كاروان گاريها مي‌گويند: فاميل هستيم و خانواده‌هايمان چند سالی است كه از مناطق شرقی كشور به كرج مهاجرت كرده‌اند.
بيكاري، بيماری پدر، فقر مالی خانواده و نداشتن سرپناه، واژگانی است كه بر زبان تك تك آنان جاری مي‌شود.
يكی از آنان مي‌گفت، مدرسه را ول كردم، ديگری از الفبای خواندن و نوشتن اظهار بي‌اطلاعی مي‌كرد و بعدی با پوزخند، مدرسه به چه دردمي‌خوره؟ اينجا پول برای سير شدن شكمها، خريد لباس و داشتن سرپناه مهمه.
رحيم، گاری كش نوجوان پس از شنيدن سووال خبرنگار ايرنا درباره رفتن به مدرسه اظهارداشت: آقا چگونه بايد درس بخوانم، پدرم كارگر ساختمان است و هشت نفر اعضای خانواده كه شش نفر آنان دختر هستند به نان و آب نيازدارند، آن وقت شما از مدرسه و درس و كتاب حرف مي‌زني؟
او ادامه داد: گاهی شكم خود را با نان خشكه سير مي‌كنم و برای حفظ آبروی خانواده بويژه خواهرانم بيش از حد انتظار كار مي‌كنم تا شايد بتوانم خانواده‌ام را از اين زندگی سخت نجات دهم.
رحيم گفت: در يك خانه محقر استيجاری در اسلام‌آباد كرج (مرادآب) زندگی مي‌كنيم و فقط بعضی شبها مي‌توانيم همديگر را ببينيم.
من به همراه ديگر دوستانم با جمع‌آوری نان خشك، آنها را به مراكز خريد در شهر كرج مي‌فروشيم و ازاين طريق روزانه بين دو تا چهار هزار تومان درآمد داريم.
اين نوجوان 15 ساله، آرزو مي‌كرد كه بتواند درس بخواند، معمار ساختمان شود و به پول زيادی برسد و با آن خانه‌ای برای خانواده‌اش بسازد هرچند كه خودش مي‌گفت، "اين يك روياست".
معاون امور اجتماعی بهزيستی كرج در گفت وگو با خبرنگار ايرنا اظهار داشت: اصولا كودكان آسيب ديده اجتماعی به دو دسته كودكان خيابانی و كودكان كار تقسيم مي‌شوند.
ناصر زمانی تصريح كرد: كودكان خيابانی بيشتر به سمت بزهكاری مي‌روند و كودكان كار در كارهای سخت مشغول فعاليت مي‌شوند.
وی گفت: بخشی از اين كودكان در واقع فرزندان طلاق هستند يا پدر خانواده معتاد بوده و در زندان بسر مي‌برد.
زمانی افزود: بخش ديگری از اين كودكان متعلق به خانواده‌های پرجمعيت و ناتوان مالی هستند كه بناچار برای تامين معاش به كارهای سخت روی مي‌آورند.
وی گفت: طبق قانون،سازمان بهزيستی مسئوليت شناسايي،جمع‌آوری و ساماندهی اين كودكان را برعهده دارد.
معاون امور اجتماعی بهزيستی كرج خاطرنشان كرد: به رغم گستردگی آسيبهای اجتماعی منطقه، اين اداره امكانات، اعتبارات و نيروی انسانی لازم برای جمع‌آوری و ساماندهی آسيب ديدگان اجتماعی را ندارد.
زمانی اضافه كرد: ستاد جمع‌آوری و ساماندهی آسيب ديدگان اجتماعی با همكاری بهزيستي، نيروی انتظامی و شهرداری در فرمانداری كرج تشكيل شده و ماهانه حدود 30 تن از اين افراد كه تعدادی از آنان كودك هستند، جمع‌آوری مي‌شوند.
وی گفت: تعدادی از اين كودكان به مراكز نگهداری كودكان خيابانی در تهران انتقال مي‌يابند.
معاون امور اجتماعی بهزيستی كرج افزود: به رغم اينكه اين اداره نيرو و تيم سيار برای جمع‌آوری كودكان آسيب ديده اجتماعی ندارد، اما آماده است در صورت دريافت اطلاعات لازم ازطريق شهروندان به اين گونه افراد كمك كند.
وی تاكيد كرد: اختصاص امكانات و اعتبارات لازم برای تحقيق، شناسايی و جمع‌آوری كودكان و افراد آسيب ديده اجتماعی در شهرستان كرج ضروری است.
زمانی افزود: هر چند آمار دقيق از كودكان ونوجوانان آسيب ديده اجتماعی در شهرستان كرج وجود ندارد، اما شواهد حكايت از بالا بودن تعداد آنان در منطقه دارد.
 

 
 
***
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم بهمن 1384ساعت 9:6  توسط احمد  | 

 
بوش: ايران در گروگان يک گروه کوچک آخوندی است

01/02/2006


 
President Bush gestures while delivering his State of the Union address; Vice President Dick Cheney is at leftپرزيدنت بوش در بخشی از گزارش وضعيت عمومی آمريکا به کنگره و مردم اين کشور، ضمن تشريح نقش سياست خارجی آمريکا در پيشبرد و تعميم دموکراسی در جهان گفت اکنون نيمی از مردم جهان در کشورهای دموکراتيک زندگی ميکنند و آمريکا نيم ديگر را، که در کشورهائی نظير سوريه، برمه، زيمبابوه، کره شمالی و ايران هستند فراموش نکرده است، زيرا عدالت و صلح در جهان آزادی آنها را نيز تجويز و ضروری ميداند.
 پرزيدنت بوش گفت ايران کشوری است که اکنون توسط يک گروه کوچک آخوندی ، که کشور را منزوی و مردم آن را سرکوب ميکند، به گروگان گرفته شده است. رژيم ايران حامی تروريست ها در مناطق فلسطينی و لبنان است و اين بايد متوقف شود.
پرزيدنت بوش گفت دولت ايران با جاه طلبی های اتمی خود به جهان بی اعتنائی ميکند و کشورهای جهان نبايد بگذارند رژيم ايران به تسليحات اتمی دست يابد. آمريکا به تلاش های خود برای متحد ساختن جهان عليه اين تهديد ها ادامه خواهد داد.
پرزيدنت بوش آنگاه خطاب به مردم ايران گفت آمريکا به شما احترام ميگذارد و ما برای کشور شما احترام قائليم. ما به حق شما برای انتخاب آينده خود و رسيدن به آزادی خود احترام ميگذاريم. کشور ما اميدوار است روزی نزديک ترين دوست يک ايران آزاد و دموکراتيک باشد.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم بهمن 1384ساعت 9:5  توسط احمد  | 

خدا گفت : ليلي يك ماجراست ، ماجرايي آكنده از من ، ماجرايي كه بايد بسازيش
شيطان گفت : يك اتفاق است ، بنشين تا بيفتد . آنان كه حرف شيطان را باور كردند . نشستند و ليلي هيچ‌گاه اتفاق نيفتاد . مجنون اما بلند شد، رفت تا ليلي را بسازد .
خدا گفت : ليلي درد است ، درد زادني نو ، تولدي به دست خويشتن .
شيطان گفت : آسودگي است ، خيالي‌ست خوش .
خدا گفت : ليلي رفتن است . عبور است و رد شدن .
شيطان گفت : ماندن است ، فرو رفتنِ در خود .
خدا گفت : ليلي جست‌وجو است ، ليلي نرسيدن است . نداشتن و بخشيدن .
شيطان گفت : خواستن است ، گرفتن و تملك .
خدا گفت : ليلي سخت است ، دير است و دور از دست .
شيطان گفت : ساده است ، همين‌‌ جايي و دم دست . و دنيا پر شد از ليلي‌هاي زود ، ليلي‌هاي ساده اين‌جايي ، ليلي‌هاي نزديك لحظه‌اي .
خدا گفت : ليلي زندگي‌ست . زيستني از نوعي ديگر . ليلي جاودانگي شد و شيطان ديگر نبود .
مجنون زيستني از نوعي ديگر را برگزيد و مي‌دانست كه ليلي تا ابد طول مي‌كشد ...
 
 

 
 
***
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384ساعت 14:24  توسط احمد  | 

 
 
Salam khedmate hamegi
Jadidan ye Mailayi ba id haye shenakhte shode be Bulk va mail e shoma miad ke
ba onvanhaye Reply Forwad va Attach hast ( Re , Fwd , ba uni ke alam hast kenaresh ) in mail ha
HAVIEEEEEEEEEEEEEEEEEEEE VIRUSEEEEEEEEEEEEEEEEEEEEEEEEE
bazeshun nakonin hamunja Delete konin , ya Attach filesho baz nakonin.
 pas age be in surat baratun umad bedunin ke Virus dare
Inam tavajoh dashte bashin ke doostanetoon ya man  in virusa ro nafrestadan.doostan in nahveye enteshare virus az
kheili vaght pish boode ke ba ID yeki
az afrade ashna be soorate Reply , FW va
ya attach file baratoon ersal mishe ke
be tazegi tedadesham kheili bishtar shode
In maila ro 100% delete konid agaram
bazeshoon kardid file attach file ro download
nakonid chon virus hast.
Mamoolan in masael ta 1 modat vojood
dare va baad kamtar mishe va momkene
1 modele jadid baraye enteshare virus
biad ke khob virusi boodane in mail ha
baad az 1 modati kamelan ashkar mishe.Moteassefane Kheyli Az Bacheha Be Eshtebah Attachmente In E-Mailaro Be Havaye Inke E-Maile ashna Hast Download Mikonan & Nemidoonan Che Viruse Khatarnaki Ro Varede Dastgaheshoon Mikonan...!
 
Baraye Shenasaeeiye In E-Maila 2 Rah Behetoon Migam Ke Motmaen Beshid In Daste Az E-Maila Virus Hastan :
 
1. In E-Maila Hamegi Daraye Attachment Hastan
(Hamegi Midoonid Ke E-Mailaye Grouhe Va-Ama-Eshgh Hamegi Bedoone Attachment Be Group Ersal Mishe)
 
2. Hajme In E-Maila 179 KB Ya 181 KB Hastan
 
Barkhi Az In E-Maila Dar Subject Tori Tanzim Shodan Ke Gooya Az ashna Be Shoma Ersal Shode...
 
Pas Havasetoon Kamelan Jam Bashe E-Mailaye Attachment Dar Ba Hajme 179 Ya 181 KB Ro Be Hich Vajh Baz Nakonid Ta Computere Shoma Az Virus Dar Aman Bashe....
 dige mozahemetun nemisham
Pas dige mailayi o ke injoorye va be Bulk e tun miad o baz nakonin .
Mamnun
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384ساعت 14:23  توسط احمد  | 

 
نيکول کيدمن سفير حسن نيت سازمان ملل در امور زنان شد
 
 نيکول کيدمن
نيکول کيدمن از سال 1994 سفير حسن نيت صندوق حمايت از کودکان سازمان ملل بوده است
نيکول کيدمن بازيگر استراليايی سينما، به عنوان سفير حسن نيت صندوق توسعه سازمان ملل برای زنان (يونيفم)، برای کمک به دستيابی زنان به حقوق اجتماعی شان منصوب شد.
به گفته يونيفم تمرکز خانم کيدمن در شغل متفاوت او نسبت به بازيگری، بر روی مسائلی چون تلاش برای خاتمه خشونت عليه زنان و تساوی حقوق زنان با مردان خواهد بود.
او روز پنجشنبه 26 ژانويه از سوی نولين هيزر، مديرکل يونيفم، در مراسم سی امين سالگرد تاسيس اين صندوق به اين سمت برگزيده شد.
بنا به گزارشی از وب سايت يونيفم، خانم هيزر از نيکول کيدمن به عنوان "هنرمندی قوی و جذاب" ياد کرد که می تواند به دليل شهرتش مخاطبان بسياری برای يونفيم جذب کند.
بنا بر همين گزارش خانم کيدمن گفته که قصد دارد در زمينه حقوق زنان آموزش بيشتری ببيند و برای تقويت اطلاعات خود در اين زمينه همراه با مدير کل اين نهاد برای ديدن زنان و رويارويی با مشکلات آنان به کشورهايی چون کنگو، سودان، ليبريا، کامبوج و افغانستان سفر کند.
نيکول کيدمن، سال گذشته در فيلمی با عنوان مترجم نقش مترجم همزمان سازمان ملل را بازی کرد
او همچنين از سال 1994 سفير حسن نيت صندوق حمايت از کودکان سازمان ملل بوده است.
نيکول کيدمن، سال گذشته در فيلمی با عنوان مترجم ساخته سيدنی پولاک نقش مترجم همزمان سازمان ملل را بازی کرد.
همزمان با اين انتصاب، اين بازيگر 38 ساله از سوی دولت استراليا برای فعاليت هايش در زمينه خيريه و دستاوردهای هنری اش به نشان درجه دو اين کشور دست يافت. اين نشان روز پنجشنبه به مناسبت "روز استراليا" به وی اعطاء شد.
هنگام اعطای اين نشان، از خانم کيدمن به عنوان يکی از حاميان بازيگران جوان مرکز آموزش بازيگری "تئاتر استراليا برای جوانان" ياد شد که خود نيز در زمان نوجوانی يکی از هنرجويان آن بوده است.
نيکول کيدمن در سال 2003 برای بازی در فيلم ساعت ها در نقش ويرجينيا وولف نويسنده انگليسی به اسکار بهترين بازيگر نقش اول زن دست يافت.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384ساعت 14:22  توسط احمد  | 

 
در آستانه سفر احمدی نژاد به خوزستان
سه انفجار شهر اهواز را لرزاند
صبح روز سه شنبه سه انفجار تازه شهر اهواز را لرزاند که به کشته شدن چند تن و خسارات مالی منجر گرديد. بنابر آخرين گزارش ها، تعداد قربانيان اين حادثه هشت نفر اعلام شده است
بنابر اين گزارش با توجه به زمان انفجار كه اوج مراجعه مردم به بانك بوده تعداد مجروحان در محل اين بانك زياد بوده است. هنوز آمار دقيقی از آمار مجروحان اين حادثه اعلام نشده است
صبح روز سه شنبه يكی از مسئولان رياست جمهوری خبر تعويق سفر احمدی نژاد به استان خوزستان را تاييد کرد. اما وی گفت علت تعويق اين سفر «احتمال بارش‌های سيل‌آسا» در روزهای چهارشنبه و پنج‌شنبه در اين استان بوده و به اين علت اين سفر به مدت يک هفته به تعويق افتاده است.
 
 
سه شنبه ۴ بهمن ١٣٨۴ – ٢۴ ژانويه ٢٠٠۶
 
از حدود ساعت 9 تا ساعت 30/10 بامداد روز سه شنبه، سه انفجار شهر اهواز را لرزاند که به کشته شدن چند تن و خسارات مالی منجر گرديد. اين انفجارها که در آستانه ی سفر احمدی نژاد و دولت وی به خوزستان صورت گرفت، موجب لغو سفر دولت به خوزستان شد.
 
بر اساس آخرين گزارش ها، رييس دانشگاه علوم پزشكی جندی شاپور اهواز اعلام كرده است: «تاكنون هشت نفر بر اثر انفجارهای امروز اهواز كشته‌شده اند و 46 نفر زخمی گشته‌اند.»
دكتر سلطان‌زاده درگفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجويان ايران در خوزستان - با اعلام اين خبر اظهار داشت: «در بيمارستان امام خمينی دو مورد قطع عضو داشته‌ايم.»
وی افزود: «تمام بيمارستان‌های اهواز برای خدمت‌رسانی به مصدومان آمادگی كامل دارند و هيچ اعزامی به شهرستان‌ها نداريم.»
اين در حالی است كه فرماندار اهواز آخرين آمار كشته‌شدگان انفجار صبح روز سه‌شنبه در شهر اهواز را در آخرين تماس خبرنگار ايسنا شش نفر اعلام كرده بود.
صرامی با اعلام اين خبر به خبرنگار ايسنا، آخرين آمار مجروحان اين انفجارها را نيز بيش از 40 نفر اعلام كرده و افزوده بود:« درحال حاضر شرايط شهر كنترل شده است و مشكلی وجود ندارد و شناسايی عوامل حادثه درحال پي‌گيری است.»
همچنين رييس بانك سامان شعبه اهواز جزييات انفجار صبح امروز بمب در اين بانك را تشريح كرد.
صمد توكلی در گفت و گو با ايسنا اظهار داشت: «ساعت 10 صبح در حال خداحافظی با يكی از مشتريان بانك بودم كه برق بانك قطع و بانك تاريك شد. لحظاتی بعد انفجار شديدی رخ داد.»
وی افزود: «حدود 60 نفر در بانك حضور داشتند. شی منفجر شده در وسط محدوده سالن بانك قرار داشت.»
توكلی يادآور شد: «تمام كاركنان بانك مجروح شدند و سقف شعبه فرو ريخت.»
وی گفت: «معمولا برق شعبه قطع مي‌شود و گمان مي‌كرديم كه اين بار هم مثل هميشه باشد، اما پس از قطع شدن برق در جلوی چشمهايمان انفجاری رخ داد و شاهد زخمی شدن همكاران و مشتريان بانك بوديم.»
از سوی ديگر براساس گزارش خبرنگار ايسنا مشخص شد كه انفجار بمب اداره كل منابع طبيعی استان خوزستان در اداره مهندسی اين سازمان رخ داده است.
اين انفجار همزمان با انفجار بانك سامان اهواز رخ داده و تاكنون تلفاتی درپی نداشته است.
اسامی مجروحان انفجار بمب در اداره كل منابع طبيعی استان خوزستان به شرح زير است:
اسماعيل منشداوي، علی سواري، علی يلالي، احمد توفيق‌زاده، مسعود باوي، عليرضا جمشيديان، صادق ادريس، عبدالزهرا سنواتی ومحمود خليلي.
همچنين رييس اورژانس خوزستان به خبرنگارايسنا گفت: «چون مجروحان در پنج تا شش بيمارستان مختلف و تعدادی در بيمارستان‌های خصوصی هستند نمي‌توانيم آمار دقيقی اعلام كنيم.»
دكتر موسوی اظهار داشت: «آمار دقيق مجروحان تا ساعت 13 امروز اعلام مي‌شود.»
همچنين تعدادی از مجروحان انفجارهای امروز اهواز به بيمارستان رازی منتقل شده‌اند.
فرماندار اهواز در اولين گفت‌وگو خود با ايسنا پس از انفجارهای اهواز گفت: «بر اساس آمارهای اوليه چهار نفر در انفجارهای صبح امروز اهواز كشته شده‌اند و 17 نفر زخمي(تا زمان انجام مصاحبه) به بيمارستانها منتقل گشته‌اند.»
محمد جعفر صرامي، فرماندار اهواز در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا) - منطقه خوزستان - با اعلام اين خبر توضيح داد:« با توجه به وضعيت مجروحان احتمال افزايش كشته‌شدگان و همچنين اضافه شدن مجروحان حوادث امروز وجود دارد.»
وی درباره عوامل اين بمب گذاري‌ها گفت:« اين عوامل همان عوامل انفجارهای ماه‌های گذشته اهواز هستند.»
صرامی توضيح داد:« بمب منفجر شده در مقابل ساختمان سازمان منابع طبيعی صوتی بوده است اما ماهيت بمب منفجر شده در بانك سامان هنوز مشخص نشده است.»
يك مقام مسؤول نيز در همين ارتباط به ايسنا گفته بود: «آمار ابتدايی از جان باختن چهار تن در اثر انفجارهای امروز اهواز حكايت دارد.»
وی با بيان اين مطلب اظهار داشت:« مجروحان انفجارها در حال انتقال به بيمارستان هستند.»
او يادآور شد: «حدود ساعت 10 صبح امروز بمبی در بانك سامان اهواز و يك بمب هم در سازمان منابع طبيعی منفجر شد.»
وی افزود: «بمب منفجر شده در سازمان منابع طبيعی صوتی بوده است.»
ساعاتی پيش دو انفجار در مناطق كيانپارس و گلستان شهر اهواز رخ داد و درحال حاضر تعدادی از مجروحان اين انفجارها توسط آمبولانس‌ها درحال انتقال به بيمارستان رازی اين شهر هستند.
به گزارش خبرنگار ايسنا بر اثر يكی از اين انفجارها شعبه بانك سامان در اهواز اين شعبه در آتش سوخت.
انفجار شي‌ای در داخل بانك سامان شعبه‌ی اهواز روی داد و اين شعبه بر اثر آتش‌سوزی ناشی از اين انفجار به طور كامل در آتش سوخت.
هم‌اكنون نيروهای آتش‌نشانی و انتظامی با كنترل اوضاع درحال جست‌وجو در داخل بانك برای يافتن مجروحان يا كشته‌شدگان احتمالی ديگر در داخل بانك هستند.
 
به گزارش ايرنا معاون فرماندار اهواز گفت: انفجار بمب در محل بانك سامان اهواز چهار كشته برجای گذاشته است .
حوالی ساعت ‪ ده و پانزده دقيقه پيش ازظهر امروز سه‌شنبه حداقل دو بمب در اهواز منفجر شد.
يكی از اين بمبها در محل منابع طبيعی خوزستان واقع در بلوار گلستان اهواز و ديگری در شعبه مركزی بانك سامان واقع در خيابان شهيد چمران (كيانپارس) بوقوع پيوست.
"عبدالرحيم فضيلت پور" افزود: انفجار بمب در محل بانك سامان تعدادی زيادی نيز مجروح به همراه داشته است.
گزارش خبرنگار ايرنا از محل اين انفجار حاكيست: انفجار منجر به آتش سوزی شده و آمبولانس‌ها و خودروهای آتش نشانی به محل حادثه در حال تردد هستند.
با توجه به زمان انفجار كه اوج مراجعه مردم به بانك بوده تعداد مجروحان در محل اين بانك زياد بوده است.
هنوز آمار دقيقی از آمار مجروحان اين حادثه دريافت نشده است.
خبرگزاری فارس گزارش داد که انفجارها در سه نقطه روی داده است
 
سفر احمدي‌نژاد به استان خوزستان به تعويق افتاد
سفر محمود احمدي‌نژاد به استان خوزستان يك هفته به تعويق افتاد.  
به گزارش خبرنگار اعزامی فارس به استان خوزستان صبح روز سه شنبه يكی از مسئولان رياست جمهوری خبر تعويق سفر رئيس جمهوری به استان خوزستان را تاييد کرد. اما وی گفت علت تعويق اين سفر «احتمال بارش‌های سيل‌آسا» در روزهای چهارشنبه و پنج‌شنبه در اين استان بوده و به اين علت اين سفر به مدت يک هفته به تعويق افتاده است.
همچنين يكی از نمايندگان استان خوزستان در گفت‌وگو با خبرنگار فارس با تاييد تعويق سفر رئيس جمهوری گفت: احتمالا سفر آقای احمدي‌نژاد به خوزستان هفته آينده انجام خواهد شد.
طبق برنامه قبلی قرار بود احمدی نژاد صبح فردا به همراه هيات دولت به استان خوزستان سفر كرده و عصر روز جمعه جلسه هيات دولت را در اين استان برگزار كند.
 

 
 
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384ساعت 14:21  توسط احمد  | 

محرم آمد
"شب‌های برره"
را با خود برد!
 
 
 
 
 
پخش تلویزیونی سریال "شب‌های برره" فعلا به بهانه ماه محرم متوقف شد. خنده در این سریال پربیننده اخیر کمتر شده بود. خط قرمزهای این سریال آنقدر شده که به دفتری با مارپیچ خط قرمز تبدیل شده است. هرجمله ای را تعبیر به کنایه حکومتی می‌کنند و از متن سناریو حذف. از هر اسمی تداعی اسمی حکومتی می‌کنند و خط می‌زنند. به این ترتیب "شب‌های برره" که مردم خیلی از واقعیات جامعه را در لابلای صحنه‌های آن می‌یافتند و گاه نیز بدان می‌خندیدند، هر دفعه‌بی‌نفس تر از دفعه پیش می‌شود، گرچه هنوز دیدنی است و شبیه خطبه‌های نماز جمعه و برنامه‌های دهه فجر نشده است.
سرپرست نویسندگان سریال یاد شده "قاسم خانی" خودش نیز اعتراف کرده و گفته است: ما طی این سال‌ها یاد گرفتیم تا کجا می‌توان روی خطوط قرمز راه رفت و چه مواقعی می‌توان از آن رد شد.
طبیعتا دشواری کار روی خطوط قرمز در رسانه‌ای به گستردگی تلویزیون به مراتب بیشتر از سینماست. «شب‌های برره» به خاطر برد وسیعش زیادتر از حد زیرذره‌بین رفته و ما ناچاریم دست به عصاتر حرکت کنیم.
تذاکراتی  به گروه نویسندگان این سریال می‌دهند. به هر حال سراغ یک سری اخلاقیات و شوخی‌ها نمی‌توان رفت. اما در بسیاری از موارد، «انسان‌های بیش از حد اخلاق‌گرا» موقعیت‌های داستانی را از ما گرفتند
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384ساعت 14:19  توسط احمد  | 

   امام جمعه اصفهان
روپوش تنگ و کوتاه خانم‌ها
دل اصفهانی‌ها را درد آورده
!
 
 
 
 
 
در اصفهان یک گروه پوشش اسلامی درست شده است. برپا کنندگان و مبتکران آن هم مرتجعین و دستهائی هستند که ایران را می‌برند به آستانه تبدیل شدن به یوگسلاوی و جنگ خونین قومی- مذهبی در کشور. یعنی همان برنامه ای که امریکا و اسرائیل برای ایران دارند.
آیت الله "سید یوسف طباطبایی نژاد" امام جمعه اصفهان که جانشین آیت الله طاهری شده در جلسه این گروه شرکت کرده و گفته است:
پوشش اسلامی زنان کارمند باید بارنگ متعارف و غیرزننده، مناسب با آن اداره یا ارگان تهیه شود و دراختیار آنان قرار گیرد.
روابط عمومی دفترامام جمعه اصفهان با اعلام این خبر، از قول امام جمعه اضافه کرد:
همانطوریکه باید به قوانین کشور احترام گذاشت باید به قوانین دین نیز احترام بگذاریم . حالیکه حجاب نیز جزئی از قوانین دین و کشور است.
همانگونه که با متخلفین قانون مقابله می‌شود باید با کسانی که حجاب و قوانین دین را رعایت نمی‌کنند مقابله کرد. سازمانها و ارگانها ضمن کنترل کارمندان جهت رعایت شئونات اسلامی و مقابله با پوشش تنگ و کوتاه باید در صورتیکه متوجه عدم رعایت آن توسط کارمند در خارج از اداره شوند او را توبیخ کرده و بدینوسیله سطح جامعه را نیز کنترل کنند.
 برای جلوگیری ازفروش لباسهای مبتذل در فروشگاههای سطح شهر هم باید چاره ای کرد. طبق آمار، 85 درصد مردم اصفهان دغدغه دینی دارند ( همین روابط عمومی چند روز پیش آمار داده بودند که 74 درصد دختران ایرانی باکره به خانه بخت نمی روند!). تعدد ادیان مختلف در اصفهان از جمله مسیحی و یهودی نشانگر این است که اکثر مردم از بی‌حجابی و فساد ناراحت هستند و معدودی از شهروندان با رعایت نکردن حجاب، چهره شهر را زشت و نامناسب کرده‌اند. مردم و مسوولان آنها را نیز(ادیان دیگر ظاهرا منظوراست، که اگر اینگونه باشد به زغم امام جمعه اصفهان زن‌های ادیان دیگر در اصفهان نباید پاکدامن باشند و غیرت هم ظاهرا در خانه آنها نیست!) از وجوب حجاب و دلایل آن مطلع کنند و بفهمانند که حجاب نشانگر عفت و پاکدامنی زن و غیرت خانواده است.

 
 
***
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384ساعت 14:18  توسط احمد  | 

 
 
 
خانواده مقدس و شبح ناموس
تحمل وضعيت‌های نابرابر از سوی زنان در نتيجه فشار و قدرت همه نيروهای تحميل‌گر ـ از شرع و عرف و قانون گرفته تا شخصيت خاص و منفرد همسرانشان ـ و نيافتن راه بيرون شد از مخمصه صورت مي‌گيرد.
از زمان طرح تجدد در ايران، به‌ويژه از مشروطه به بعد، سنت به صور و درجات گوناگون زير سؤال و ضرب رفته است؛ تا جايی که حالا جامعه ايرانی را نمي‌توان جامعه‌ای سنتی دانست، همچنان که مدرن نيز نيست.
خيانت زنان و جنايت مردان دو روی سکه ناميمون ناموس است. مادامي‌که جادوی تابوانگاشتگی اين سکه محفوظ و مصون برجای مي‌ماند، در نهايت از خيانت ناموسی و جنايت ناموسی نيز گزير و گريزی نخواهد بود.
فرشته مولوی
 
  
بنای خانواده ايرانی بر دو پايه سنت و شريعت استوار شده و تاکنون کم و بيش قانون نقش ديرک حايل و نگهبان اين دو پايه را داشته است. در اين خانه که به اراده سنت و شريعت مرد فرمان ولايت بر آن را دارد، شبحی به نام ناموس نيز به شيوه‌ای پيچيده و خاص حکمفرمايی مي‌کند. چنان است که گويی ناموس روحی است که در کالبد مرد در مقام سالار خانواده حلول مي‌کند و در اساس و عمدتاً از طريق حضور فيزيکی و ملموس او بر قلمرو خانه فرمان مي‌راند. حضور سلطه‌گر شبح در فضای خانه از يکسو به آن حرمت و قداست مي‌بخشد و از ديگر سو بر جسم و جان ساکنان آن سايه‌ای سنگين و نفسگير مي‌افکند. رمز پايداری افسون شبح در توهمی نهفته است که اهالی خانه بر مبنای آن، گرچه به درجات نابرابر از شبح زخم مي‌خورند، آن را روح نگهبان و حامی خانه مي‌دانند.
آن‌چه در اين جا مي‌آيد، نگاهی خاص از زاويه‌ای خاص به‌اين خانه شبح زده است. در همين آغاز تأکيد مي‌کنم که قصد ندارم اين نگاه و زاويه خاص را به بند روشمندی خشک و منضبط مقاله‌ای تحقيقی گرفتار کنم؛ چرا که اين نوشته نه حاصل پژوهشی ميدانی يا تحقيقی دانشگاهي، که برآمده از تجربه‌ها، باريک‌بيني‌ها، و تأمل و تفکر شخصی است.
قدمت و اهميت خانواده به عنوان يک واحد اجتماعي، به رغم تفاوت‌هايی که هم در اشکال گوناگون آن در سرزمين‌های متفاوت و هم در روند تحول تاريخی آن در ميان اقوام مختلف ديده مي‌شود، امری جهانی است. معنا و مفهوم عام خانواده نيز از چنين خصوصيتی برخوردار است. هر چند دامنه خانواده در مشرق زمين روی هم رفته وسيع‌تر از دامنه آن در غرب بوده است، در حال حاضر شکل و قالب رايج آن در ايران تفاوتی با نظير آن در مغرب زمين ندارد و همان هسته اصلي، يعنی پدر و مادر و فرزندان، را پوشش مي‌دهد. با اين همه مشابهت قالب و اندازه خانواده در ايران و در غرب به معنای يکسانی و يا حتا شباهت چشمگير همه وجوه کيفی آن در اين دو بسته متفاوت نيست.  نهضت برابری حقوق زنان با مردان که در قرن 19 شکل گرفت، بالندگی دموکراسی در مفهوم وسيع آن، بنيادی شدن مفهوم فرديت، مجموعه تحولات اجتماعی - مدنی و سياسی - اقتصادي، و توجه به وضعيت و حقوق کودکان و زنان از سوی طيف نيروهای پيشرو و مالاً قانون و دولت دگرگوني‌هايی اساسی در ابعاد گوناگون خانواده در غرب پديد آورده است. اين دگرگوني‌ها عمدتاً حوزه‌های موقعيت و جايگاه سه رکن اصلی خانواده ـ زن، مرد، فرزند ـ را در قلمرو آن، حد و حدود و چند و چون روابط و مناسبات‌شان، و نيز حقوق و اختيارات و وظايف اجتماعي‌شان را در برمي‌گيرد. گرچه در عصر سلطه بی چون و چرای رسانه‌های گروهی و غلبه الگوهای غربی زندگی ابر و باد و مه و خورشيد و فلک همه در کارند تا اقصی نقاط دنيا به ضرورت جهان‌شمول‌سازی اقتصادی از نظام ارزشی غربی تأثير بپذيرند و به آن تأسی جويند، شالوده خانواده ايرانی هنوز همچنان سنتی است.
روی هم رفته خانواده از سه آبشخور نيرو مي‌گيرد و به اقتضا و الزام اين سه هم گردن مي‌نهد. مي‌توان گفت ساز و کار خانواده بر مبنای سنت، مذهب، و قراردادهای اجتماعی تعيين مي‌شود. از يکسو مشخصه‌های کمی و ويژگي‌های کيفی خانواده به نوعی و به ميزانی از اين سه منبع بر مي‌آيند، از سوی ديگر خانواده در کار تدبير و تداوم خود تابع قواعد و احکام و قوانين عرف، شرع، و مدنيت مي‌شود. سنت به مثابه پيشينه زندگی جمعی مجموعه عرف، و مذهب در مقام يک نظام اعتقادی فراگير مجموعه شريعت يا احکام شرعی را پيش روی قرار مي‌دهد. قانون مدنی نيز به عنوان اهرم ايجاد نظم اجتماعی و ضامن اجرای قراردادهای اجتماعی ـ و در سطح نظری با ادعای برقراری عدالت اجتماعی ـ عمل مي‌کند.
روشن است که در ميان اين سه آبشخور سنت قديم‌ترين و قانون مدنی جديدترين است. از همين روست که آن‌هايی که به هر دليل در کار تغيير و تحول در نظام خانواده مي‌کوشند، با سه ديوار روبرو مي‌شوند که نخستين و نازک‌ترين آن قوانين مدنی پيرامون خانواده، دومين احکام شرعی در باب آن، و سومين که ستبرترين و مقاوم‌ترين است، قواعد عرفی است. اين آخري، البته بر خلاف دو مجموعه اول و دوم مدون و آشکار نيست و جان‌سختي‌اش هم از همين پنهان‌کاري‌اش مايه مي‌گيرد.
نازکی و آسيب‌پذيری قانون مدني، يا به معنای دقيق ميزان تغييرپذيری آن، ناشی از سرشت آن است. قراردادهای اجتماعی از آن رو که در اساس برای پاسخ‌گويی به مسائل و مشکلات معين و مشخص زمانه‌ای خاص به وجود مي‌آيند و دليل وجودي‌شان قاعدتاً ميزان کارآيی و سودمندي‌شان است، ناگزير انعطاف‌پذير و پذيرای تعديل و تغييرند. ناگفته نماند که درجه شناسايی و پذيرش خاصيت دگرگوني‌پذيری قانون متناسب با آگاهی اجتماعی افراد جامعه و حد دموکراتيک بودن آن است. همچنين قوانين از آن‌جا که از سوی گروهی از افراد يک جامعه ـ علي‌الاصول حقوق‌شناسان و حقوق‌دانان و يا به‌اصطلاح اهل فن ـ که الزاماً برخوردار از قداست و حرمت خاصی نيستند وضع مي‌شود، به وقت زير سؤال رفتن حساسيتی بر نمي‌انگيزند.
احکام شرعی ماهيتاً نمي‌توانند انعطاف‌پذير باشند. شرع يا شريعت که به عربی در لفظ به معنی آبشخور است، دلالت بر راهی دارد که "خداوند بر بندگان خود از احکام و اعتقادات نهاده است." گرچه گاهی به معنی وسيع شريعت با دين مترادف گرفته مي‌شود، تفاوت اين دو چندان است که ناديده گرفتنش سبب خلط مبحث مي‌شود. در اين‌جا کافی است به‌اين نکته اشاره کرد که شريعت، و نه دين، با مقوله خانواده سر و کار مستقيم و مؤثر و مهم دارد. شريعت يعنی احکام شرعی يا فقهي، که اصول دين و اعتقادات، يا علم کلام و علم توحيد، از آن جداست. تفاوت ماهوی ديوار شرع با ديوار قانون در اين است که شريعت هر چند در بافت جامعه‌ای معين و در چارچوب زمانی معين و به قصد تدبير در امور روزمره زندگی پديدار مي‌شود، چون سرچشمه‌اش به نيرويی فرا انسانی نسبت داده مي‌شود، قدر و حرمت تابو را پيدا مي‌کند. به‌اين شيوه متشرعان چنان زرهی بر تن شرع مي‌کنند که از باد و باران زمانه گزندی نيابد. به يمن ادعای الهی بودن قوانين شرعی احکامی در قالب‌های گوناگون از نظر شکل و اندازه و کاربرد منجمد و ضد زمان مي‌شوند تا بنا بر قاعده مقرر از ازل تا به‌ابد توسط بندگان مورد استعمال قرار گيرند. از آن‌جا که فقيه، مطلقاً بيش از نبي، مدعی روابط خفيه هر جايی و هر زمانی با خداوندگار عالم است و پس مي‌تواند وقت و بي‌وقت موی دماغ حق تعالی شود و استفسار کند، در انبان نسخه‌هايش برای هر دردی درمانی و برای هر مشکلی چاره‌ای و برای هر وضعيتی تکليفی يافت مي‌شود. در جايی که جفت شدن مقدر نرينه و مادينه خفته در دو طبقه زير و روی هم به وقت نزول بلای آسمانی از طريق خروج آن از اعماق تهيج شده زمين و دخول آن در بستر غفلت بندگان دستورالعمل شايسته و بايسته خود را دارد، پر واضح است که در کشکول فقيه برای ريز و درشت اعمال خانوادگی نسخه‌های مبسوط پيدا شدنی است. نکته ديگر آن که احکام شرعی به لطف خاستگاه ادعايی دغدغه پاسخگويی به عقل را که مقوله‌ای مختص انسان است، ندارند. از همين روست که طرح شريعت در مقابل عقل و تقابل شرعی با عقلی حيرتی برنمي‌انگيزد و حکم شرعی مي‌تواند حکمی باشد که عقل به شيوه‌ای مستقيم در اثبات و يا نفی آن نقشی ندارد. باري، کنکاش در در چند و چون شريعت در اين‌جا تا آن حد مجاز است که در کار قياس آن با سنت و با مدنيت در رابطه با خانواده به کار آيد. از اين منظر آن‌چه مهم است، ميزان پايداری شرع در برابر تغيير و تحول به دليل ادعای برخورداری از خاستگاهی الهی و توان تابو انگاشتگی آن است.
به هر حال شرايع، گيرم که از آسمان هم نازل شده باشند، از سوی اشرف مخلوقات مورد دستکاری قرار گرفته و مي‌گيرند. اين دستکاري، يا به بيانی بی زخم و نيش، اين تعديل و اصلاح از سوی هر که و به هر قصد و نيت که صورت بگيرد، نشان از آن دارد که احکام شرعي، صرفنظر از ماهيت خاستگاه خود، برای دوام و بقا ناگزيرند گه‌گاه به اقتضای بی برو برگرد زمانه که تغيير است تن بدهند و از مطلق‌گرايی فاصله بگيرند. در نهايت اما دگرگونی در حد تعديل باقی مي‌ماند و از سطح فراتر نمي‌رود. شريعت در گذر تاريخ در جهت گردن نهادن به تغيير از سوی نيروهای گوناگونی زير فشار بوده است: از فقها و متشرعان نه چندان سخت و سنگ شده و علمای دينی دل سپرده به حوزه کلام و اصول و ديگر متفکران مذهبی گرفته تا دين‌ستيزان دو آتشه و طيف گسترده نيروهای نادين باور. اين فشار به‌گونه‌ای ناآشکار اما مستمر و به کندی از سوی مردم عادی و يا عوام نيز وارد مي‌شود. گيرم، البته، نحوه برخورد و مقابله عوام‌الناس با تهاجم و تجاوز و تحاکم تشرع در زندگی جمعی و فردي‌شان نشان از زيرکی و رندی رفتار و تنوع ترفندها و وسعت چاره‌انديشي‌ها دارد؛ و روی هم رفته چندان گسترده و گيراست که پرداختن به‌آن مجالی خاص مي‌طلبد.
از زمان طرح تجدد در ايران، به‌ويژه از مشروطه به بعد، سنت به صور و درجات گوناگون زير سؤال و ضرب رفته است؛ تا جايی که حالا جامعه ايرانی را نمي‌توان جامعه‌ای سنتی دانست، همچنان که مدرن نيز نيست. در گذار از سنت به مدرنيته، مي‌شود گفت که در تله نه اين و نه آن و يا هم اين و هم آن گرفتاريم. سرچشمه مخمصه‌هاي‌مان هم در همين يک بام و دو هوايی است. کاسه چينی سنت را شکسته‌ايم، يا شکسته‌اند، يا به هر رو شکسته شده است. با اين‌همه دورش نينداخته‌ايم. بندش زده‌ايم و آش و آبمان را از اين کاسه چينی بند زده مي‌خوريم. در عين حال چشم طمع يا حسرت هم به سوپخوری و آبخوری بس  دلفريب همسايه داريم؛ چرا که وقتی خواسته ناخواسته اهل دهکده جهانی به حساب مي‌آييم، ديگر همسايه آنی نيست که همرديف و هم مسلک ما باشد. پس اگر قرار باشد به جامعه ايرانی صفتی بدهيم، آن صفت نه سنتی يا مدرن، که سنت شکسته خواهد بود.
رکن رکين خانواده سنتي، يعنی پدر/ مردسالاری چنان ترکی برداشته که ترفند هيچ بند و بست زنی مايه دوام آن نخواهد شد. به رغم حمايت همه جانبه شرع و قانون زير پای پدر/ مرد ايرانی در قلمرو خانواده سست شده است. اين البته به‌اين معنی نيست که مادر/ زن بر اريکه قدرت نشسته است. وسعت تخت سلطه مرد ايرانی امروز در قياس با همتای ديروزي‌اش کم‌تر شده، چرا که فراخی چنين تختی در ديروز متناسب با تنگی فضای جامعه بسته و فئودالی بود. به بيانی هر چه جامعه بسته‌تر و سنتي‌تر بود، تخت سروری ارباب خانواده فراخ‌تر بود. ساز و کار جامعه زير سلطه سرمايه و صنعت و تکنولوژی اما، حتا در نسخه‌های مقلد و مشابه‌اش، مجال عرض اندام چشمگير را به مرد نمي‌دهد. اگر در گذشته رعايای مذکر ارباب و حاکم و سلطان، به رغم همه خفت و خواري‌ها در چارديواری خانه فرمانروای مطلق بودند، حالا ديگر فرادستان مذکر اجتماع نيز در جمع خانواده تختی فراخ در اختيار ندارند تا با فراغ خاطر بر آن تکيه زنند. اين تنگی تخت سلطه در فضای خانواده از اقتضای اوضاع بيرون از خانه و نظام اقتصادی اجتماعی حاکم بر جامعه ناشی مي‌شود. در اين دوره گذار در درون خانه بر سر جا گرفتن روی همين تخت تنگ و کوچک ميان سه عنصر خانواده ـ زن، مرد، فرزند ـ کشاکشی پنهان و آشکار  در کار است. مرد ايرانی در اين کشمکش خنده‌ناک ـ غمناک برای اشغال جای بيش‌تر به‌اقتضای عوامل اجتماعی و ميزان قدرت طلبی شخص خود خواسته ناخواسته و کم و بيش و به ناگزير جا به فرزند داده و پس نشسته، اما به يک وجب بخشش به زن هم رضايت نداده است.
به‌اين روال صحنه البته تغيير کرده است. اول آن تخت پر جلال و جبروتی را در خيال بياوريد که قادر مطلق نرينه به شيوه "ولنگ و واز" نشينی مردان شرقی با صولتی تمام بر آن لميده و مادينه به‌آيين شيخ اجل فرموده "زن خوب و فرمانبر پارسا" کنار تخت آماده به خدمت است و اولاد ذکور و اناث هم همگی مطيع و مطاع به صف ايستاده‌اند. صحنه بعدی که زمان حال را نشان مي‌دهد. يکسره متفاوت است. مرد پر ريخته و پف خوابيده و خسته از ميدان جنگ بيرون خانه بر تخت مي‌نشيند اما، هنوز جا خوش نکرده، زن از يکسو و فرزند از سوی ديگر آن يا به خطاب و عتاب و سوک و سقلمه يا به زبان چرب و نرم و باسن‌سرانی در فشار مي‌گذارندش و جايش را تا مي‌شود تنگ مي‌کنند. در اين ميان البته مرد هيچ خيال ندارد جا به کسی بدهد اما، به ناچار، يا از سر تنبلي، يا از روی کم طاقتی وا مي‌دهد؛ به‌اين ترتيب که به ميل يا به‌اکراه برای فرزند جا باز مي‌کند و از خير آن مقدار جايی هم که زن بسته به توان و خواست خود اشغال کرده، در مي‌گذرد. به هر حال هر سه نيرو مدام در کلنجاری روزمره بر سر تخت نشينی خود صرف نيرو مي‌کنند. چه بسا بشود گفت که وسعت جای فرزند چشمگير تر از جای آن دو ديگر است و تخت‌هايی هم که فقط فرزند بر آن جا خوش کرده و زن و مرد در پائين‌شان آماده به خدمت ايستاده‌اند، اين‌روزها کم و نادر نيستند. وضعيت زن اما، به گمان من، در اين صحنه خانگی تفاوت ماهوی نکرده، چرا که گرچه گه‌گاه بر لبه تخت مي‌نشيند، در اساس سوای خدمتگزاری به مرد ـ منتها نه فقط به صورت خانه‌داری و شوهرداري، بلکه بيش‌تر از طريق سهيم شدن در مسئوليت‌های او و پذيرش نقش نان‌آوری نيزـ کنيز حلقه به گوش فرزند هم شده است.
از يک زاويه خاص  مي‌شود گفت که وضعيت زن ايرانی در قياس با بديل ديروزي‌اش به نوعی سخت‌تر شده است. زن اگر چه در گذشته به فضای بيرون خانه هيچ راه نداشت و در خانه هم علي‌الاصول در موقعيت کهتری آشکار قرار مي‌گرفت، در همين چارچوب از يکسو حيطه وظايفش محدود بود و از سوی ديگر در برابر همان وظايف محدود به تناسب آن البته، افزون بر مزد مادي‌اش که همان زيستن به خرج جيب مرد بود، از نوعی حرمت خاص و محدود برخوردار مي‌شد. به‌اين معنی که مرد به رغم قدرت و سلطه‌اش به دليل وابستگی جنسی به زن و نياز به او برای تدبير امور خانه، اگر نه در حرف و آشکار، در عمل و در دل به نوعی حق و حرمتی در محدوده خانه برای زن قائل مي‌شد. از اين گذشته در چنين چشم‌اندازی مقام و موقع زن در رابطه با فرزندانش حريمی تثبيت شده و اختيار و احترام‌آفرين بود و شايد بشود گفت که فروتری زن در برابر مرد با فراتري‌اش در مقام مادر به شيوه‌ای جبران مي‌شد و تا حدی تعادل و توازن ايجاد مي‌کرد. تعبير و تفسير ديگری نيز مي‌شود از اين صحنه و سناريوی متعلق به دوره سپری شده به دست داد و آن اين که در اشکال سنتی در يک انگاره قدرت تثبيت شده و در حيطه معين مناسبات غالب/مغلوب يا قوي/ضعيف يا سلطه‌گر/سلطه‌پذير، در کنار و به موازات خط اصلی اعمال قدرت و تحميل سلطه، طريق بنده‌نوازی و رعيت‌پروری نيز به همان روشنی مشهود بوده است. به‌اين معنی که به ويژه در محدوده خانواده مرد در برابر پذيرفته شدن حق استيلايش از سوی زيردستانش، مسئوليت‌های ناشی از اين قدرت را هم مي‌پذيرفته است. يکی از اين مسئوليت‌ها که همچون ديگر مسئوليت‌ها و نيز اختياراتش چون و چرا پذير نبوده، وظيفه حفاظت ـ دست کم در برابر خطرات خارجی ـ ، حمايت و پشتيباني، و مرحمت و تفقد بوده است. نکته درخور اعتنای ديگر اين پرده آن است که باز همچنان به‌اقتضای ماهيت چنين وضعيتی در گذر زمان ضعيف/مغلوب/سلطه پذير در برابر قوي/غالب/سلطه‌گر مجموعه‌ای از ترفندهای خاص و مشکل‌گشا برای خود تدبير مي‌کند و جا به جا بسته به مورد و مقام با توسل به‌اين تمهيدات در تعديل سختی اوضاع و احوال خود مي‌کوشد. از جمله اين ترفند و تمهيدها که در هر زمان و مکان بس معمول و متداول بوده، دروغ و فريب است.
با پاگرفتن مدرنيته در غرب و قداست‌زدايی از سنت و مذهب بر پيکره خانواده ضربه‌ای کاری فرود آمده است. با اين همه بنای خانواده به رغم ترک‌های جبران‌ناپذير ناشی از زلزله‌های تاريخی ـ اجتماعی همچنان و به هر حال فرو پاشيده نشده و گمان هم نمي‌رود که چنين بشود، به هر تقدير نياز طبيعی و اجتماعی زن و مرد به زندگی مشترک از يک سو و شايد بسی مهم‌تر از آن نياز انکارناپذير کودکان به پرورش يافتن در چارچوب خانواده چندان نيرومند و بنيادی است که فراتر از تغيير و تحول‌های زمانه‌ای قرار مي‌گيرد. به‌رغم دگرگوني‌های چشمگير در ساخت و مفهوم خانواده و زير سؤال رفتن تقدس آن در اين زمان در غرب، مي‌توان گفت که هنوز به نوعی نگرش تابوانگاری آن حضور دارد. در جوامع غربي، اگر نه در گستره زندگی واقعي، دست کم در سطح اخلاق نظری و عملي، در قلمرو قدرت و حاکميت مذهب (به‌ويژه در سيطره يهوديت و به ميزانی به مراتب خفيف‌تر در مسيحيت)، و نيز در متن و بافت قراردادهای اجتماعی اين نگرش به درجات مختلف مورد پذيرش و تقويت قرار مي‌گيرد. نظام اقتصادی حاکم، يعنی سرمايه‌داری پيشرفته در حال گذار به جهان‌شمول‌سازی مطلق، به رغم تفاوت‌های فاحش خود با نظام اقتصادی فئودالی و حتا بورژوازی که منجر به تغيير و تحول مشهود فعلی در همه ابعاد خانواده شده، به تبعيت از هدف يکسره مطلق و حرص خدشه ناپذيرش در دستيابی به سلطه، حفظ آن، و جهان شمول کردن آن نيازمند استقرار نظم و برقراری کليشه‌ها و قالب‌های کنترل‌پذير در سطوح گوناگون جامعه است. اين نظام که سر سپرده اصل نفع اقتصادی است، به قصد خالی کردن هر چه بيش‌تر جيب گله عظيم مصرف‌کنندگان بي‌مرز، به عيان و به خفا و به شيوه‌هايی بس زيرکانه که از زمين تا آسمان با شيوه‌های تحکمی مذهب و اخلاق تفاوت دارد، در شيپور ارزش‌های قالبی خانوادگی مي‌دمد. نيازی به گفتن اما نيست که همزمان در شيپور ضد ارزش‌های خانوادگی و در واقع در هر شيپور سودآفرينی مي‌دمد. در هر صورت در متن جامعه کنونی غرب که هم سنت و مذهب در آن نقش ديوار چين را ندارند و هم از نظر فرهنگی از مدرنيته فراتر رفته، هنوز در مجموع تصور تابو انگاشتگی خانواده حضور دارد. نکته در خور توجهی که فقط به‌اشاره به آن اکتفا مي‌کنم اين است که گرچه تقدس‌زدايی از مفاهيم کليدی مدرنيته به شمار مي‌آيد، تقدس بخشی همچنان به قوت خود باقی است. چنان‌که اگر نه همگان، دست کم تيزبينان، نشانه‌ها و پيامدهای تقدس بخشی به عناصر و اجزای ضروری نظام اقتصادی - سياسی و اجتماعی - فرهنگی غرب ـ از جمله مصرف، پول، سکس، و تکنولوژی ـ را به عيان می بينند.
بديهی است که در جامعه‌ای چون جامعه ايران پديده تابوانگاری خانواده اولاً قوت و غلظت بس بيش‌تری در قياس با جامعه غربی دارد، ثانياً قوام و دوام و شدت و حدتش را از سرچشمه سنت و مذهب مي‌گيرد. آن‌چه نبايد از نظر دور بماند اين است که به رغم وجود قانون خانواده نقش آن در قياس با نقش حل‌المسائل شفاهی و نامدون عرف و توضيح‌المسائل مدون و مکتوب شرع کم مقدار مي‌نمايد. در اين رابطه عمر اندک قانون‌مداري، ضعف بنيه رقت انگيز آن، و مهم‌تر از اين دو تقيد و الزام آن به تبعيت کورکورانه از عرف و شرع در متن فرهنگی مرد سالار را نمي‌توان ناديده گرفت. به هر رو واقعيت آن است که به رغم کنده شدن جامعه ايرانی از بطن سنت قداست خانواده هنوز امری ترديد ناپذير است و حرمت دروغين آن چندان ريشه‌دار است که مثلاً حتا به هنگام پيش آمدن تنش، تخالف، و تعارض ميان دو مهره اصلی آن در بسياری موارد مهره مغلوب به بهای تن دادن به موقعيت قربانی به‌اصل خدشه‌ناپذيری آن وفادار مي‌ماند.
از آن‌جا که اغلب در کشاکش ميان طرفين بر سر تثبيت وضعيت دلخواه و در کوشش آنان برای دستيابی به نوعی توازن ـ خواه منصفانه و خواه غير منصفانه ـ مرد بر سکوی برنده مي‌ايستد و زن بازنده اعلام مي‌شود، مي‌شود گفت که سوای همه عوامل بيرونی تحميلي، يک عامل درونی نيز در کار مغلوب‌سازی زن در عرصه خانواده در کار است. عاملی که نه از ضعف جنسيت زن، که تا حدی از حساسيت، توجه، و پاي‌بندی بيشتر او به مسائل عاطفي، و عمدتاً از رسوب آموزه‌های تزريقی تدريجی در گذر تاريخی دراز در زوايای پنهان روح زنانه نشأت مي‌گيرد. پس هر چند از يکسو زن به دليل آسيب ديدن بيش‌تر از دوام بقای ساختار کنونی خانواده، دست کم به گونه‌ای بالقوه در کار زير سؤال بردن آن و شکستن حرمت کاذب آن نقش اصلی را بر عهده دارد، از سوی ديگر نيز به گونه‌ای عمدتاً ناآگاهانه در مصون نگه‌داشتن آن از هرگونه گزند احتمالی مي‌کوشد. در مواردی نيز اين کار آگاهانه و بر اساس انتخاب صورت مي‌گيرد. در اين حالت زن نه به دليل ناآگاهی از حقوق خود، يا باور به زير دستی خود، يا ترس از داوری جامعه، يا نابهره‌مندی از استقلال اقتصادي، که به دلايلی چون پاي‌بندی به‌اصولی اخلاقی و يا رعايت مصالح فرزند به موقعيتی نامنصفانه و ناگوار تن مي‌دهد.
در اساس اما، روشن است که تحمل وضعيت‌های نابرابر از سوی زنان در نتيجه فشار و قدرت همه نيروهای تحميل‌گر ـ از شرع و عرف و قانون گرفته تا شخصيت خاص و منفرد همسرانشان ـ و نيافتن راه بيرون شد از مخمصه صورت مي‌گيرد. به‌اقتضای سرشت انسانی اما، تحمل وضعيت نابرابر و بيدادگرايانه و پذيرفتن به ناچار مغلوبيت از سوی مغلوب، حتا اگر زن و مادر باشد، الزاماً به فرو خوابيدن چالش و کشمکش و پديد آمدن "صلح و صفا در محيط خانواده" ياری نمي‌رساند. به عکس، چنين تحملی تبعاتی دارد که از جمله آن‌ها، و شايد رايج‌ترين آن‌ها، همان دروغ و فريب است که پيش‌تر به‌ان اشاره شد.
اين که در کنار دروغ و فريب واژه مکر را به کار نبرده‌ام از آن روست که در مکر تفاوتی ظريف می بينم. روی هم رفته دروغ هميشه نشان از ضعف دروغگو دارد. گاهی اين ضعف ناشی از زبونی و ناتوانی شخصی و شخصيتی است و ربطی به موقعيت فراتر و فروتر ندارد. در اين حال عاملی بيرون از فرد دروغگو نقشی عمده در توسل او به دروغ ندارد. بيش‌تر اوقات اما، دروغ برخاسته از ناتوانی ضعيف در برابر قوی و زبونی سلطه پذير در برابر سلطه‌گر است. در اين صورت دروغ در غايت نشانگر ترس است. بيش‌تر دروغگويي‌های زنان به مردان در صحنه خانوادگی و نيز دروغگويی بچه‌ها به پدر و مادرها در اين مقوله مي‌گنجد. در اين موارد دروغ به قصد چاره‌جويی و پرهيز از تنش، جنجال، درگيري، و کشمکش گفته مي‌شود. تصور دروغگو در اين حالت چنين است که راستگويی اوضاع را خراب مي‌کند و بنابراين مي‌شود با دستاويز مصلحت‌جويی به دروغ پناه برد و راه چاره‌ای برای مشکل پيش آمده يافت. اين شکل از دروغ متداول‌ترين صورت آن است و جنبه تدافعی دارد. شکل ديگر در واقع تهاجمی است و به مثابه سکويی برای دست يافتن به منافع، مقاصد، و يا خواسته‌هايی که به نوعی ناحق و ناپسنديده مي‌نمايند به کار مي‌رود. در اين حال دروغ به قصد فريب ديگری گفته مي‌شود و دروغگو با توسل به‌آن به نحوی توجيه‌ناپذيری خواسته غايی خود را مي‌پذيرد. اين تفکيک ميان دروغ و مکر هميشه امکان‌پذير و يا دست کم روشن نيست. با اين همه تفاوت مقاصد متفاوت دروغ تدافعی و دروغ تهاجمی يا مکر را نمي‌توان ناديده گرفت. در واقع مکر بار منفی آن‌چنان سنگينی دارد که حتا در زمانه رواج آشکار نيز ناپذيرفته و مکروه تلقی مي‌شود.
آوازه "مکر زنان" در طول و عرض تاريخ مردسالاری از شهرت " قلدری مردان" هيچ کم نداشته است. اما در واقع بخش اعظمی از آن‌چه که به مسامحه يا به غرض "مکر زنان" نام گرفته، دروغ‌های مصلحتی و به ناچار، يا دروغ‌های تدافعي، بوده است. اگر زنان بيش از مردان به دروغ متوسل شده و مي‌شوند، نه از اقتضای طبيعت شان، که از تنگنای موقعيت‌شان بوده و هست. حتا اگر بپذيريم که زنان به‌اقتضای سرشت زنانه خود در چاره‌جويي‌های زندگی روزمره‌شان در قياس با مردان به شيوه‌هايی غيرمستقيم تر و پيچيده‌تر عمل مي‌کنند، به هيچ‌روی نمي‌شود اين تفاوت سرشتی ميان دو جنس را عامل عمده تفاوت‌شان در ميزان کاربرد دروغ برشمرد. هر جا که رابطه ميان دو نيروی در تعامل و کنش از تعادل و توازن خارج شود و به غلبه يکی بر ديگری بيانجامد، زمينه برای بروز ترس و تقلای منفی و پوشيده برای ايجاد تعادل و توازن کاذب آماده مي‌شود و به‌اين ترتيب خاک دروغ خيز فراهم مي‌آيد. خاستگاه مکر را، چنان‌که اشاره شد، نه در بيرون، که عمدتاً در درون مکار بايد جستجو کرد، و برای پرداختن به‌آن بايد در درجه نخست از روان‌شناسی بهره گرفت. روی سخن من اين‌جا، در چارچوب خانواده، مفهومی است که هر چند اغلب "مکر زنان" ناميده شده، در اساس "دروغ زنان" است. به بيان ديگر "مکر زنان" يکی ازدروغهای تاريخی فرهنگ مرد سالاری است که باتغيير مختصر يک کلمه و تحريف مبسوط مفهوم مغلطه مي‌کند تا توجه را از دلايل دروغگويی و زمينه شکل‌گيری آن، که در اين مورد مشخص ناشی از روابط و مناسبات تبعيض‌آميز است، منحرف کرده و به دلايل و عوامل روانی و فراتر از آن ذاتی و سرشتی معطوف کند.
پر واضح است که جنس اول نيز در قلمرو خانه و خانواده از دروغ بری نيست. با اين همه قاعدتاً مردان تا زمانی که به نحوی از انحا ـ به گونه‌ای واقعی و مسلم يا حتا صوری و تصوری ـ خود را در موقعيت برتر مي‌بينند، نيازی دست کم به يک رده مشخص از دروغ ندارند. رده ديگری از دروغ که گويا مردان ايرانی به‌گونه‌ای فزاينده در آن متبحر مي‌شوند، دروغ به‌اصطلاح مصلحت‌آميزی است که فقط به قصد خوشامدگويی و خشنودسازی زن گفته مي‌شود و طيفی گسترده از جمله نرم‌زباني‌های عاشقانه و چرب زباني‌های رياکارانه را در برمي‌گيرد. پرداختن به‌اين امر که جنس ظريف و لطيف به وقت معاشقه و مغازله تا چه حد نيازمند مانورهای زبانی جنس مخالف است، در اين‌جا نمي‌گنجد. همچنين تعريف و تعارف‌های اندک اغراق‌آميز رايج در سطوح مختلف روابط و مناسبات اجتماعی ميان افراد که به قصد تلطيف و روان کردن حشر و نشر صورت مي‌گيرد نيز مورد نظرم نيست. نکته‌ای که چشمگير است  رواج روز افزون دروغ‌های تملق‌آميز و چاپلوسانه و غير ضروری است که گرچه بر سر زبان مردان جاری مي‌شود، اساساً و عمدتاً پيدايی و رواج‌شان از طلب کردن پنهان و آشکار زنان سرچشمه مي‌گيرد. اين که زنی نيازمند توجه مرد، به کلام نرم و شيرين يا به خطاب و عتاب يا به زبان بی زبانی جناب شوهر را بر خلاف ميل باطني‌اش وادار به ستايش از جمال بي‌مثال خود کند، روی هم رفته به‌اين نقطه ختم نمي‌شود و از مرحله خوش نمک به حساب آوردن غذايی بس شور مي‌گذرد و از ادای سخنان بس مهرآميز خطاب به مادر زن هم فراتر مي‌رود و، سر آخر، به پيدايی چرخه‌ای مکرر از دروغ‌های ابلهانه و بس دور از نيت اوليه خشنودسازی و خشنودی طلبی مي‌انجامد که از يکسو روابط ميان زن و مرد را به تصنع و تکلف مي‌کشاند و از سوی ديگر عادت به ناراست‌گويی را در ميان همه افراد خانواده اشاعه مي‌دهد و يا دست کم تبليغ مي‌کند.
قضيه حقانيت بخشی به دروغ به‌اصطلاح بي‌ضرر و پذيرش و سرانجام عادت به‌آن به زنان هم برمي‌گردد؛ به‌اين معنی که دروغ‌های نالازمی ‌که هميشه هم به خشنودسازی نمي‌انجامند، پا به پای دروغ‌های چاره‌انديشانه ناگزير جريان مي‌يابند. در گذشته صحنه‌هايی از اين دست که مثلاً زن از روی ترس از تنبيه و توبيخ و يا شماتت و سرزنش و به قصد پرهيز از جنجال و دعوا غذای به سهو سوزانده را به لطايف‌الحيل سر به نيست کند و همه آثار جرم را در نهايت دقت از ميان ببرد، بسيار بوده است. چنين ماجرای بس آشنايی در آن زمان هنوز هم البته محتمل است و درجه احتمال آن را وضعيت اقتصادی و سطح فرهنگی خانواده تعيين مي‌کند. اما طرفه آن است که برخی از زنان در جايی که هيچ زمينه‌ای برای پرده پوشی وجود ندارد، از روی عادت يا بنا به آموزه‌های نادرست انبانی از پنهان‌کاري‌های ريز و درشت را با خود يدک مي‌کشند.
پيامد ديگر تحميل وضعيت نابرابر ارتکاب به خيانت از سوی زن است. پيش از طرح اين مقوله اما، بهترست يکی دو نکته را روشن کرد. نخست آن که عامل بروز خيانت هميشه وضعيت نابرابر طرفين در گستره روابط و مناسبات‌شان نيست. اما اين‌جا روی سخن من آن نوع خيانتی است که از موقعيت نابرابر زن در قياس با مرد در چارچوب خانواده ايرانی سر چشمه مي‌گيرد. دوم آن که خيانت تعريف دقيق، روشن، و مطلق ندارد و بسته به اوضاع و احوال و تعريف‌کننده خود بارهای معنايی گاه کاملاً متفاوتی می يابد. برای نمونه، هر گاه مرد متأهل چه با اطلاع همسر خود و چه بی اطلاع او همسر ديگری اختيار کند، بنا بر شرع مرتکب خلاف و خيانتی نشده است. به‌احتمال قريب به يقين شخصاً خودش نيز چنين تصوری ندارد و اگر هم گه‌گاهی به عذاب وجدان گرفتار شود، با تمسک به حقوق شرعی و قانونی و عرفی خود به آن به ديده عارضه‌ای موقت نگاه مي‌کند و در نهايت خود را گناهکار نمي‌پندارد. از نگاه زن طبيعتاً و قاعدتاً چه سروسر داشتن شوهر با زنی ديگر و چه ازدواج مجدد او خيانتی مسلم به حساب مي‌آيد و در اين ميان حتا اگر مرد به دلايلی قانع‌کننده و به حق روی به زنی ديگر آورده باشد و قصد فريب و خيال دو دوزه بازی هم نداشته باشد، زن همچنان او را خيانتکار مي‌داند و احساس غبن مي‌کند ـ چه از نظر احساسي، چه از نظر اجتماعی و حقوقی ـ روی هم رفته زنان مادامی که در موضع ضعف قرار دارند، آمادگی بسيار زيادی برای ديدن خود در موقعيت قربانی و در نتيجه خوددلسوزي‌های بي‌ثمر از خود نشان مي‌دهند. اختلاف رأی بر سر اين مورد در ميان ناظران هم چشمگير است. در جايی که زنان عموماً به نشانه همدلی و همدردی با زن موضعی جدی مي‌گيرند و مرد را محکوم مي‌کنند، مردان روی هم رفته با نوعی رشک و طنز پنهان و آشکار و به هر حال غيرجدی با مسئله برخورد مي‌کنند. به هر حال آن‌چه در زندگی واقعی روی مي‌دهد اغلب پيچيده و مبهم است و خط و مرزها به روشنی مشخص نيست. در نتيجه هرگونه داوری در نهايت فاقد قطعيت و انصاف خواهد بود.
قصد من در اين‌جا از طرح خيانت ـ همچنان که پيش‌تر از طرح دروغ و مکر ـ راه بردن به ساحت مقدس خانواده و آبروست، بنابراين به جای ورود به دامنه گسترده خيانت و بررسی ابعاد آن، فقط به وجهی از آن که پيامد فرودستی موقعيت زن است، مي‌پردازم. در سطح عام، يعنی در بدنه اصلی جامعه، عامل عمده خيانت زن به ماجرای ازدواج در سنين پايين، ازدواج از پيش تعيين شده يا سنتي، و به طور کلی ازدواجی که رأی و ميل زن در آن دخالتی ندارد، برمي‌گردد. کم سن و سالي، کم تجربگی و در بسياری موارد بي‌تجربگی و خامی محض، جبرهای ناشی از فشار اقتصادي، فقر فرهنگي، مصالح خانوادگی و غيره، مشتی از انبوه عواملی هستند که رؤيای ازدواج را به کابوس بدل مي‌کنند. زمانی که سنت حکم "با لباس سفيد به خانه بخت رفتن و با کفن از آن بيرون آمدن" را بر ذهن مادران و زنان و دختران حک کرده بود، احتمال شق "سوختن و ساختن" احتمال غالب و احتمال طلاق و جدايی اندک و احتمال خيانت نادر بود. از آغاز دوره تجدد و پس از ورود زن به عرصه فعاليت اقتصادی و اجتماعی و لق شدن پايه‌های سنت تمايل به سازش ناگزير کم‌تر و گرايش به طلاق به وقت بروز ناسازگاری بيش‌تر شده است. روز به روز بر شمار زنانی که ديگر خود را مقيد به سوختن و ساختن نمي‌بينند افزوده مي‌شود؛ اما هنوز و همچنان، و به ويژه در آشوب سير قهقهرايی بيست و سه ساله اخير، قانون و شرع و سنت به مثابه سه نيروی باز دارنده‌ای که حکم سد سکندر را دارند، از يکسو، و عوامل ديگری که در جای خود بسيار مهم هستند، از جمله وابستگی های اقتصادی و عاطفي، راه را بر چاره‌انديشی معقول در جهت بيرونشد از مخمصه زندگی مشترک ناخواسته و ناگوار مي‌بندند. در اين ميان اما، راه بر مقابله‌های منفی و مسئله‌ساز از جمله خيانت گشوده مي‌شود.
خيانت در تعريفی عام مترادف با عهدشکنی است. اما عهد کدام است؟ چون بحث در چارچوب خانواده ايرانی مي‌گنجد، مراد از عهد در اينجا عهد ازدواج است که با رسميت يافتن بر صفحه کاغذ عقد ازدواج ناميده مي‌شود. اگر شرط اوليه عهد بستن را تمايل، اختيار، و اراده آزاد طرفين بدانيم، در تمام مواردی که اين شرط بنيادی رعايت نشده، بی ترديد و بي‌درنگ عهد زير سؤال مي‌رود و اين استدلال را در پی خود مي‌آورد که در واقع عهدی بسته نشده است که بشود تحت شرايطی آن را شکسته تلقی کرد. همه ازدواج‌هايی که بدون اراده و اختيار زن و نيز رضايت واقعی او صورت مي‌گيرند، در اساس، يعنی در قاموس رابطه صرفاً خصوصی ميان زن و مرد، صرفنظر از همه عوامل بيروني، عهد و پيمان واقعی به شمار نمي‌آيند. در اين‌جا مي‌توان گفت که عقد ازدواج قراردادی اجتماعی است. اما در صورت عقد قرارداد مشخص ميان دو تن به معنای التزام طرفين به رعايت مفاد آن هر گاه اصل اختيار و اراده آزاد مورد شک و شبهه قرار گيرد، پاي‌بندی به‌آن نيز زير سؤال مي‌رود. بيش‌ترين شمار خيانت‌های زنان به‌ويژه در لايه‌های پايينی و ميانی اجتماع از اين سرچشمه آب مي‌خورد.
دسته ديگری از خيانت‌ها را نمي‌توان به ازدواج اجباری منتسب دانست. مي‌شود که به دلايل بسيار گوناگون از جمله نرسيدن به تفاهم، دست نيافتن به عشق  و اميال عاطفی و جنسي، شکسته شدن توهم‌های پيشين، يا حتا تمايل سرکوب‌ناپذير به ديگري، عهد بسته را ادامه‌پذير نيافت. چنين انگيزه‌ها و عواملی زن و مرد نمي‌شناسد، منتها به دليل تفاوت نقش و موقعيت زن و مرد در زندگی خصوصی و نيز در سطح اجتماع در حالی که انواع مفرها و ترفندها پيش پای مرد گذاشته مي‌شود، زن در تله باقی مي‌ماند. تصور ادامه‌ناپذيری زندگی مشترک و يا باور به آن از سوی هر يک از طرفين قاعدتاً بايد نخست به اعلام آن به طرف مقابل و در غايت به گسست زندگی مشترک و فسخ عقد بيانجامد. اما نه تنها در مواردی از سوی زن، که حتا از سوی مرد نيز که در فشار و تقيد کم‌تری است، به خيانت به معنی پرهيز از راستگويی و کتمان واقعيت و در نتيجه فريب ديگری منجر مي‌شود. اين نوع خيانت دلايل مختلف مي‌تواند داشته باشد. گاه زن آشکارا تمايلات درونی خود را بروز مي‌دهد و راه به جايی نمی برد؛ گاه غيرمستقيم چنين مي‌کند و به جايی نمي‌رسد؛ و گاه اصلاً در فکر جدايی نيست چرا که به مصلحت قصد تغيير وضعيت ندارد و در عين حال چون توان يا تمايلی به سرکوب خواسته های درونی خود ندارد، راه فريب و خيانت را پيش مي‌گيرد.
در بحث خيانت دو نکته درخور تأمل است. نخست آن که ميان عهد گسستن و عهد شکستن تفاوتی بنيادی است. به اين معنی که عهد گسستن بری از قصد فريب و تحميق و تحقير ديگری است، حال آن‌که عهد شکستن آغشته به آن است. نکته دوم در تفاوت نگاه زنانه و مردانه به خيانت و در نتيجه تفاوت دامنه آن از دو ديد مختلف است. روی هم رفته برداشت زنان از مفهوم و دامنه خيانت متکی بر احساس و عاطفه است. به‌اين معنی که مثلاً اگر مرد با زنی صرفاً رابطه جنسی ناپايدار و فارغ از دلبستگی داشته باشد (عمدتاً در بافت جامعه ايران چنين حالتی در رابطه با روسپيان امکان‌پذير بوده) چندان احساس خيانت ديدگی نمي‌کنند. به بيانی ديگر مادام که مرد گلويش گير نکرده باشد، يعنی پاي‌بند نشده باشد، زن آمادگی ناديده گرفتن ماجرا را دارد و قضيه را چندان جدی تلقی نمي‌کند. در مورد مرد اما ماجرا صورت ديگری دارد. به‌اين معنی که پاشنه آشيل مرد ايرانی ناموس است که تا به حال از گوشه و کنارش گذشته‌ام و حالا هم به‌اين بسنده مي‌کنم که از نگاه مرد ايرانی آن‌چه خيانت است در اصل چيزی جز رابطه جنسی در هر شکل و به هر دليل نيست. به فرض اگر زنی عاشق مرد ديگری باشد که به دلايلی امکان ايجاد رابطه جنسی با او را نداشته باشد و يا خواهان آن نباشد، مرد هر قدر که به عمق اين دلبستگی آگاه باشد و هر قدر که از نظر عاطفی احساس غبن کند، مادامی که مطمئن است رابطه و تماس جنسی در کار نيست در چارچوب هنجارهای اجتماعی به ماجرا به چشم خيانت نگاه نمي‌کند.
حادترين پي‌آمد تداوم وضعيت نابرابری که به بن بست رسيده است، جنايت است. به رغم عوامل گوناگون فرهنگي، جنسيتي، و اجتماعی که بالقوه مي‌توانند زنان را از ارتکاب به جنايت باز دارند، مواردی که زن کارد به استخوان رسيده به نيت انتقامجويی يا به  قصد يافتن مفر دست به جنايت می زند، اندک نيست. رشته‌ای که پا به پای وضعيت نابرابر زن و مرد در زندگی مشترک امتداد دارد، در واقع پيوستاری است که يک سرش با دروغ‌های کوچک و کم مقدار مشخص مي‌شود و سر ديگرش با جنايت که به ديده جنايتکار نقطه پايانی مي‌نمايد. روشن است که دو نهايت هر پيوستاری بسامدی کم‌تر از محدوده‌های ميانی دارند. ممکن است تصور شود که در اين چشم‌انداز بالاترين بسامد از آن دروغ‌های کوچک است. به گمان من اين‌گونه دروغ‌ها ممکن است در محدوده‌ای تنگ محصور و متراکم بمانند اما، به‌اقتضای طبيعت گسترش‌طلب دروغ زمينه را برای محدوده بعدی که دروغ‌های بزرگ است، آماده مي‌کنند. به بيان روشن‌تر من اين پيوستار را در چشم‌انداز کلی به مثابه خطی مي‌بينم که از محدوده دروغ کوچک آغاز مي‌شود و در دنباله به محدوده  دروغ بزرگ و سپس به خيانت و سر آخر به جنايت مي‌رسد. نگاه باريک‌بينانه به‌اين خط فرضی آشکار مي‌کند که محدوده دروغ‌های کم مقدار به‌رغم تراکم و تکرارشان محدوده‌ای تنگ است. محدوده نهايی ديگر، يعنی جنايت، که آن هم ژرفايی هولناک دارد، نيز تنگ است؛ به‌اين معنی که ندرت بر آن حاکم است. خيانت نيز هنوز به دلايل اجتماعي، فرهنگي، و روانی به پديده‌ای رايج بدل نشده است؛ هر چند که در قالب معنای عام پذيرفته شده‌اش در سطح جامعه رو به فزونی دارد. اما محدوده دروغ‌های بزرگ بيش‌ترين فراخی و فراگيری را دارد.
نيازی به باز گفتن شايد نباشد که نسبيت بر مفاهيمی ارزشی چون دروغ و خيانت و جنايت حاکم است و از اين رو به هنگام تعريف از گنجيدن در يک قالب تنگ سرباز مي‌زنند. بنابراين وقتی من ادعا مي‌کنم که دروغ بزرگ بيش از دروغ کوچک در صحنه خانواده ايرانی رواج دارد، بي‌درنگ ممکن است طرف سؤال قرار بگيرم که تعريفم از دروغ بزرگ چيست و يا نمونه‌اش کدام است. دروغ بزرگ بزرگي‌اش را از شدت آسيب رساني‌اش به رابطه و مناسبت برابر، منصفانه، و صادقانه ميان زن و مرد مي‌گيرد. يک نمونه‌اش را هم از آن‌جا که شايد از سوی برخی زير سؤال برود، به صورت سؤال مطرح مي‌کنم: آيا تمکين جنسی که بر اساس قانون و شرع و عرف از وظايف چون و چرا ناپذير زن به‌شمار مي‌آيد، دروغی بزرگ نيست؟روشن است که منظور من از تمکين جنسی تن دادن زن به خواسته و تمايل يک سويه مرد است در هنگامی که خود به هر دليل يا بي‌دليل به آميزش جنسی بي‌رغبت است و تنها به مصلحت حفظ بيضه خانواده (و درنهايت شرع و عرف) در مقام زوجه‌ای عفيفه حال و هوايی را تحربه مي‌کند که به نوعی به مراتب از حال و هوای يک روسپی به وقت تن‌فروشی ناگوارتر است. از اين زاويه در مجموع زنان ايراني، به ويژه آن‌هايی که به هر شکل تکيه به سنت و يا نگاه به آن دارند، دروغ‌گويان بزرگی به حساب مي‌آيند. با اين همه از انصاف به دور است اگر تصور کنيم که پذيرش عام و رايج تمکين جنسی از سوی زنان ايرانی همواره و صرفاً به نيت خير "تحکيم وحدت" صورت مي‌گيرد. چنين حالتی البته غلبه عام دارد اما، موقعيت‌های ديگری نيز متصور است. از جمله اشاره مي‌کنم به تمکين (در واقع تحميق) هايی که زن ايضاً در مقام عيال عفيف نه به قصد عشق ورزيدن که به عزم دريافت جايزه نقدی و جنسی که مثلاً به فراخور مي‌تواند النگوی طلا يا انگشتر الماس باشد، به تن‌فروشی تن مي‌دهد.
خانواده ايرانی در بستر فرهنگی کهنسال و برآمده از آميزش ميراث فرهنگ و تمدنی باستانی با اسلام در مقام دينی فراگير و نيز با عناصر نيرومند و تأثيرگذار اقوام فاتح و حاکم بر خطه ايران، که در دوره معاصر در معرض تأثيرپذيری از تمدن غرب هم قرار گرفته است، از ويژگي‌هايی معين و مشخص برخوردار شده است. از جمله اين ويژگي‌ها، چنان‌که در آغاز اشاره شد، سيطره مفهومی به نام آبروی ناموسی بر هستی آن است که درونمايه اين نوشته بوده است. با اين همه تا اين دم نه تنها از خيره نگريستن به آن، که حتا از دزدانه پاييدنش هم پرهيز کرده‌ام؛ و قلم را دور و بر خانه شبح‌زده خانواده ايرانی و پاره‌ای از خرابي‌هايش ـ دروغ، خيانت، و جنايت ـ که رابطه تنگاتنگی با حضور شبح دارند، به چرخش و گردش در آورده‌ام. چرايش شايد اين بوده که نزديک شدن يکباره و شتابزده به روح و هر آن‌چه نامريی و پوشيده در ابهام است، روی هم رفته به خوب ديدن و درست ديدن نمي‌انجامد. اما حالا ديگر دور خيز کردن و دور زدن را بس مي‌کنم و از جاده‌های کمربندی بيرون مي‌آيم تا يکراست به سوی خود شبح خيز بردارم.
گفتن ندارد که بي‌آبرو شدن به معنای عام از دست دادن اعتبار و حيثيت مفهومی عمومی است و بر اين پايه آبرو از يک تعريف کلی و نسبی برخوردارست. نگاه من اما اين‌جا فقط به وجه و معنای خاصی از آبرو در فرهنگ ايرانی است، يعنی صورتی از آن که شبح‌وار بر هستی خانواده ايرانی سنگينی مي‌کند و مي‌توان آن را "آبروی ناموسي" ناميد. بافت اين صورت از به هم تنيدن تار و پود مردسالاری سنتی و اسلامی فراهم آمده و به همين سبب هم فشار فرساينده و ويرانگر آن بختک وار بر سينه عنصر مؤنث خانواده، در هر نقش و مقام، وارد مي‌شود. اين حرف اما، به‌اين معنا نيست که عنصر مذکر خانواده، در هر نقش و مقام، از گزند و تباهي‌آفرينی آن مصون می ماند. شبح ناموس و مرد خانواده در بيش‌تر موارد در کالبد يکديگر حلول مي‌کنند و رابطه تنگاتنگ‌شان همچون رابطه ميان خدا و شاه غامض و گنگ است. يعنی هم چنان که روشن نيست بالاخره شاه ظل‌الله است يا خدا ظل‌السلطان، در اين جا هم آشکار نيست که سرانجام آبروی ناموسی خادم مرد خانواده است يا مرد خانواده فرمانبر آن است، به هر حال اما، در نهايت مي‌شود گفت که مرد خانواده نيز در مقام ساکن خانه، و حتا در مقام ادعايی رياست خانواده، علي‌الاصول از هرگونه خرابی و خسرانی آسيب مي‌بيند.
زمانی که در تار و پود اين صورت از آبرو، يعنی آبروی ناموسی در قلمرو خانواده، دقيق شويم و ماهيت مردسالار آن را تشخيص دهيم، ديگر پاسدا