|
|
|
|
|
مثلث شیشه ای به چه دلیل توقیف شد؟
پیش از این مهدی کروبی ، محمد هاشمی نیز به این برنامه دعوت شده بودند که اظهارات ان ها موجب اعتراض طرفداران دولت شده بود.همچنین داود دانش جعفری نیز چندی پس از برکناری از وزارت اقتصاد به این برنامه دعوت شد که او نیز انتقادات زیادی از دولت دکتر احمدی نژاد کرد. به تمسخر گرفتن مدیریت علی ابادی معاون اول رییس جمهور نیز از سوی فیروز کریمی در این برنامه در نوع خود جالب بود ، چنانکه وقتی درباره مهندس علی ابادی از فیروز کریمی در انتهای برنامه سوال شد ، او این چنین جواب داد: جناب آقاي عليآبادي مديري بسيار دانا، توانا و هوشمند و موفق در شهرداري تهران بودند!" رشید پور هم هرچه سعی کرد نتوانست جلوی خنده خود را بگیرد و به نوعی معاون اول رییس جمهور با این جواب فیروز کریمی و خنده بیش از حد رشید پور تحقیر شد.
حضور علی شمخانی و اظهارات عجیب ایشان در مورد اینکه بنی صدر در جنگ هرگز خیانت نکرد! بسیار شنیدنی بود.
رشید پور پس از بازگشت از سفر خارجه خود در اواسط خرداد در اولین برنامه کنایه های جالبی به نحوه ازادی در ایران و در الویت بودن یا نبودن مبارزه با دیش های ماهواره بیان کرد: "برای من جالب بود که اونجا همه ایرونی ها از طریق ماهواره برنامه مثلث شیشه ای رو می دیدند و از اظهار لطفشون ممنونم." وی همچنین در ادامه افزود: "خیلی خوبه که اونا میتونستن بدون هیچ مجازاتی برنامه مارو ببینند و اصلا طرح مبارزه با ماهواره ندارند که بخواد در الویت باشه یا نباشه"! این جمله او کنایه به سردار رادان بود که در برنامه مثلث شیشه ای در اردیبهشت ماه بیان کرده بود که فعلا طرح مبارزه با دیش های ماهواره در الویت ما نیست. در سالروز ولادت حضرت فاطمه(س) با دعوت از بهاره رهنما شبی به یاد ماندنی را برای مثلث شیشه ای رقم زد. چراکه با ورود دختر ۱۰ ساله بهاره رهنما به روی صحنه،رشید پورهم به او دست داد! بلافاصله خودش متوجه اشتباه بزرگش مقابل دوربین جمهوری اسلامی شد و با بیان اینکه این کوچولو ۹ سالش هنوز تموم نشده خود را تبرئه کرد ولی افسوس که فایده ای نداشت ، چرا که در ابتدای برنامه بهاره رهنما عنوان کرده بود که " من افتخار می کنم که ۱۰ ساله مادر هستم و خدا این نعمت بزرگش رو از من دریغ نکرده".
اتهامات نشریات وابسته به دولت: مثلث شیشه ای یا گروهک شیطان پرستی؟!!! انتقاد های بی اساس روزنامه های دولت هم که در اوایل تیر ماه به اوج خود رسیده بود بسیار زننده و زشت بود. روزنامه جوان که یکی از حامیان دولت است اتهامات بی پایه و اساسی را به برنامه مثلث شیشه ای روانه کرد. در یکی از این اتهامات بی شرمانه ، این روزنامه برنامه مثلث شیشه ای را به دلیل وجود دکوراسیون مثلثی شکل به یکی از گروه های شیطان پرستی نسبت داد که مثلث و هرم اصلى ترين نمادهاى شيطان پرستان و فراماسونرهاست! همچنين اين روزنامه نزديک به سپاه پاسداران نوشت: "رنگ قرمز و تركيبش با زرد از اصلى ترين سمبل هاى اين گروه جعلى است كه در دكور استفاده فراوانى از اين رنگها و تركيبش شده است." روزنامه جوان همچنين نوشته بود: "رنگ قرمز صندلى و ميزمجرى و ميهمان بسيار شبيه طيف قرمز مورد استفاده در سمبل ها و نمادهاى شيطان پرستان میباشد." انچنان که این رزونامه نوشته از این پس باید مثلث و منشور را از کتب درسی کودکان حذف کرد چرا که نماد شیطان پرستیست! و همچنین رنگ زرد و قرمز را باید نجس اعلام کنیم و نعوذ بالله را در اول اسم پرسپولیس بیاوریم تا حلال شود. کودکان نیز باید توجه داشته باشند که هنگام کشیدن نقاشی وقبل از استفاده از رنگ های قرمز و زرد با گفتن ذکر: از رنگ زرد استفاده میکنم قربت الی الله نقاشی خود را حلال کنند.
و بدین ترتیب بود که پرونده مثلث شیشه ای هم بسته شد. مانند روزنامه شرق ، یاس نو ، تهران امروز و هزاران سایت خبری ، نشریه و روزنامه دیگر |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 18:12 توسط احمد
|
|
||
|
|
|
|
|
مهمونی می دیم اونهایی که دوست داریم و نداریم رو دعوت می کنیم. یواشکی به لباسای اونهایی که دوست نداریم می خندیم. بعد که رفتند با دوستهای خودمونیمون می شینیم به حرفهاشون می خندیم! توی مهمونی واسه همدیگه جوک ترکی می گیم! جوک لری می گیم! اصفهانی ها رو مسخره می کنیم. می گیم کاشونی ها ترسواند! رشتی ها بی غیرتند! کردها خرمتعصب هستند! آبادانی ها لاف می زنند! پایین شهریها رو آدم حساب نمی کنیم! مرز بین پایین شهر و بالای شهر رو هم خودمون تعیین می کنیم! اونها که از قلهک پایینتر رو قبول ندارند شیک ترند! شهرستانی ها هم بهتره برند جلو بوق بزنند! وقتی یکی از فامیلهامون شهرستان زندگی می کنه و ما یهویی از دهنمون می پره فوری توضیح می دیم که طرف بخاطر شغلش که مدیر فلان کارخونه است اونجا زندگی می کنه! بشقاب و لیوانهای فرانسوی می خریم! لوسترهای ساخت چین می خریم! شکلات آیدین هدیه نمی بریم چون ایرانیه کلاسش پایینه! موقعی که اتوبوس میاد حمله می کنیم! اگه اوضاع بحرانی بشه با آرنجمون می زنیم به کناریها راه رو باز می کنیم! آخه خسته هستیم باید زودتر بریم خونه! وقتی کسی نباشه هم همین که می شینیم با ماژیک پشت صندلی ها یادگاری می نویسیم که دفعه دیگه که سوار شدیم به دوستامون هنرمون رو نشون بدیم! شب چهارشنبه سوری ترقه پرت می کنیم پشت پای زن همسایه که وقتی پرید بخندیم! وقتی تیم فوتبال مورد علاقه امون توی مسابقه می بازه شیشه اتوبوس واحد رو می شکنیم! سیزده بدر گند می زنیم به طبیعت! یعنی همیشه اینکارو می کنیم نه فقط سیزده بدرها! وقتی توی یوتیوب فیلم می بینیم (هر فیلمی باشه) فحش خواهر و مادر می دیم! به همدیگه! به اسلام! به محمد! به عربها! اما تا يه مشكلي پيش مياد ميگيم يا حسين!! ما همه مادرزادی سیاستمدار به دنیا اومدیم اما استراتژی تک تکمون با همدیگه و با تمام دنیا متفاوته برای همین در هیچ موردی باهم توافق نداریم و بازهم به هم فحش می دیم! ما به اجدادمون خیلی احترام می ذاریم! مخصوصاً داریوش اینها! وقتی سر قبرشون میریم حتماً یه یادگاری هم با هرچی که دستمون باشه روی در و دیواراش می کنیم! ما امام زاده می سازیم! بعد پول می ندازیم و از امام زاده می خوایم که مشکلاتمون رو حل کنه! ما روز عاشورا تاسوعا نذری می دیم! اما برای اینکه زعفرون گرونه روی پلو گلرنگ می ریزیم! ما احتمالاً غیر از رامسر و کلاردشت جای دیگه ای از ایران رو ندیدیم اما حتماً دوبی رفتیم و فروشگاه عرض الهدایا رو دیدیم! بی برو برگرد هم یه عکسی توی صحرا روی شنها گرفتیم که به همسایه ها نشون بدیم! ما رانندگیمون حرف نداره! رانندگی بدون فحش و فضیحت برامون معنی نداره! چراغ راهنمایی عابرپیاده موتورسوار .... فقط یک کلمه از هر مورد کافیه ! ما دزدی می کنیم تن فروشی می کنیم زورگیری می کنیم تجاوز می کنیم آدم می کشیم ... بخاطر اینکه پول نداریم! بعضی هامون حتی پول داریم اما می خوایم انتقام بگیریم! ماها سینما نمی ریم و عوضش عشق می کنیم قبل از اینکه فیلم روی پرده سینما بره ما سی دیشو ببریم خونه! درضمن ما عاشق پرویز پرستویی هم هستیم! ما - مخصوصاً لوس آنجلسی هامون- وقتی کانال تلویزیونی درست می کنیم یا هیمنطوری آب دوغ خیاری میارندمون توی یه برنامه ای مجری بشیم یا گزارش بدیم یا خدای نکرده به عنوان کارشناس حرف بزنیم از هر سه تا کلمه ای که می گیم چهار تاش انگلیسیه اونهم با هزار تا عشوه و ناز و غمزه شتری و صد البته تلفظ غلط غولوط!ا ماها عاشق رقص عربی هستیم! هرچی هم سنمون میره بالاتر علاقه امون به این رقص که تا ابد یادش نمیگیریم هی بیشتر و بیشتر میشه و اصرار می کنیم که باید توی همه مهمونی ها هنرمون رو نشون بدیم!البته دوستان خیلی اصرار می کنندا وگرنه ماها همه خجالتی هستیم و رقصمون نمیاد. اما دوچیز برای ما خیلی مهمه: یک: ما هیچ وقت اجازه نخواهیم داد که روی هیچ نقشه ای خلیج فارس به خلیج عربی تبدیل بشه! دو: حواسمون هست که هرجا اسمی از فیلم کارتونی سیصد برده شد اعتراض کنیم نامه بنویسیم طوماراینترنتی امضا کنیم که چرا قیافه ما ایرانیها رو اینقدر وحشتناک کشیدند! آخه ما ایرانیها اونقدرا هم وحشتناک نیستیم! |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 10:23 توسط احمد
|
|
||
|
|
|
||
|
|||
|
+
نوشته شده در سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 22:38 توسط احمد
|
|
|||
|
|
|
|
|
Enrique Iglesias ************ ********* ********* ********* ********* ****** همه چیز در مورد انریکو-Enrique Iglesias IGLESIAS زندگی نامه و آخرین خبرهای انریکه ایگلسیاس و آنا کورنیکووا نام : انریکو میگوئل ایگلسیاس پریسلر تاریخ تولد : 8 می 1975 ملیت : اسپانیایی قد : 189 سانتی متر جنسیت : مرد مکان تولد : مادرید – اسپانیا شغل : موزیسین ، بازیگر نام پدر : خولیو ایگلسیاس ( بازیگر و موزیسین ، متولد 23 سپتامبر 1943 که در 20 جولای 1971 با مادر انریکه ، ایزابل ازدواج کرده و در تاریخ 1978 از هم جدا شدند ). نام مادر : ایزابل پریسلر ( متولد 18 فوریه 1951 ) نام خواهر : ماریا ایزابل ایگلسیاس پریسلر ( خواننده و بازیگر اسپانیایی متولد 3 سپتامبر 1971 ). نام برادر : خولیو خوزه ایگلسیاس پریسلر ( متولد 25 فوریه 1973 ) خواهران ناتنی : ویکتور ایگلسیاس رینز برگر و کریستینا ایگلسیاس رینز برگر ( این دو دوقلو هستند که در سال 2001 متولد شده اند و مادرشان میراندا رینز برگر بوده که سابقاً یک مدل هلندی بوده است ) آنا ( متولد 1989 )، تامارا ( متولد 1983 ). برادران ناتنی : الخاندرو ایگلسیاس رینز برگر ( متولد 9 سپتامبر 1997 که مادرش میراندا رینز برگر بوده است ) رودریگو ایگلسیاس رینز برگر ( متولد 3 آپریل 1999 که مادرش میراندا رینز برگر بوده است ). روابط دوستانه : آنا کورنیکووا ( جزء 10 بازیکنان برترین تنیس دنیا که در حال حاضر با ایشان ازدواج کرده ) جنیفر لاوهویت ( هنرپیشه زن ). نام همسر : آنا کورنیکووا ( متولد مسکو - روسیه که تمام شهرت آنا به خاطر اندام بسیار زیبای وی می باشد آنا تنیسور موفقی است که توانسته در یک مسابقه تنیس قهرمان تنیس زنان دنیا را شکست دهد. هم اکنون آنا به ورزش تنیس همانند گذشته نمی پردازد ). انریکو و علاقه به ایران و ایرانیان « انریکو ایگلسیاس » فرزند « خولیو »ی بزرگ خواننده و آهنگساز مشهور اسپانیایی که در اسپانیا و سراسر جهان سر بلند کرده، در دو سه سال اخیر در کنار ستارگانی همچون ریکی مارتین ، رابی ویلیامز ، جنیفر لوپز ، بریتنی اسپیرز، سلن دیون ، شکیرا و ماریا کری خود را به عنوان یک سوپر استار محبوب مطرح نموده است. انریکو که به هفت زبان زنده دنیا آواز می خواند، حرفه خود را در سال 1995 هنگامی که تقریباً 20 ساله بود، آغاز کرد و حضور خود را در دنیای موسیقی با نخستین آلبومش که مخفیانه و بدون کمک هیچ کس و حتی بدون اطلاع خانواده از 16 سالگی طراحی و برنامه ریزی کرده بود، آماده کرد. از آن زمان تا کنون انریکه همواره در اوج بوده است. میلیونها نسخه از نخستین آلبوم وی در سه ماهه ی اول به فروش رفت و نخستین رکورد طلا را در پرتغال پس از سه هفته فروش آلبوم به دست آورد. انریکو که عمدتاً به سه زبان اسپانیایی ، ایتالیایی و پرتغالی ترانه اجرا نموده و حرفه اش را با زبان اسپانیایی شروع کرد، نخستین آلبوم به زبان انگلیسی خود را در سال ( 1999 ) منتشر ساخت. وی تاکنون ترانه های بسیاری را به زبان انگلیسی سروده و برای بیش از 16 ترانه از سه آلبوم خود شعر و موسیقی نوشته است. « انریکو ایگلسیاس » همیشه شوخ طبع، بذله گو، با اخلاق ورزشکارانه و جوانمردانه، پرشور و حرارت، رمانتیک، قدیمی مسلک و فردی خوش بین با تفکر مثبت است. انریکو عاشق سینما و بیننده ی پروپاقرص تلویزیون است و هر نوع موسیقی که فرصت کند گوش می دهد. وی از عکاسی، ریاکاری، لیموزین و افرادی که انگیزه های بی اهمیت دارند و یا صبح ها زود بیدار می شوند، متنفر است ! وی در عین حال عاشق فوتبال و طرفدار تیم « رئال مادرید » است. انریکو از سن هفت سالگی در « شهر میامی ایالت فلوریدا » زندگی کرده و همان جا به مدرسه رفته، وی از سه فرهنگ کشورهای اسپانیولی زبان، اروپایی و آمریکایی مهمترین بهره را برده که هر کدام از این فرهنگ ها با جذابیت های موسیقیایی خاص خود بر وی تأثیر گذاشته اند. جالب اینکه موسیقی اسپانیولی انریکو حتی آسیا را هم فتح کرده است. نخستین آلبوم انریکو که در اواخر سال 1995 منتشر شد، وی را در طول سال 1996 محبوب ترین هنرمند موسیقی لاتین نمود. وی دیگر بار در سال 1997 با آلبوم « ویویر » مطرح شد و در سال 1999 امتیاز فوق العاده ایی در عرصه بین المللی با ترانه ی تکی دلنشین بایلاموس ( می رقصیم ) را به دست آورد . وی در پی آن، سال بعد آلبوم زیبای « انریکو » را منتشر ساخت. به واقع انریکو تا به امروز کاری فشرده ، مترقی و البته موفق را انجام داده، تصویر او بر روی جلد بیش از 250 مجله چاپ شده و خود نیز در بیش از 190 برنامه ی تلویزیونی در 23 کشور جهان حضور یافته یا برنامه ضبط کرده است. انریکو دومین تور موسیقی به دور دنیا را در سال 1999 شروع کرد و در اروپا،آمریکا و آسیا ، بیش از 80 کنسرت اجرا نمود. انریکو در سال های گذشته ترانه Could I Have This Kiss Forever را همراه ویتنی هوستون خواننده و بازیگر سیاه پوست اجرا کرد که مورد توجه بیش از حد علاقمندان موسیقی قرار گرفت. ضمن اینکه چندی پیش ترانه ی « با تو بودن » از از انریکه در رده ی نخست بیلبورد، جدول رده بندی موسیقی پاپ ، جای داشت. به جرأت می توان گفت انریکه یکی از محبوب ترین و پرفروش ترین خوانندگان لاتین در بازار جهانی موسیقی است. انریکوی جوان در ایران نیز بسیار محبوب است و هواداران بی شماری دارد. انریکو علاقمندی خود را به ایران و ایرانیان ابراز کرده و با خواندن ترانه ی « باور کن » با زبان فارسی، به ابراز احساسات علاقمندان ایرانی اش پاسخ داد و از آنها خواست تا او را باز هم بیشتر باور کنند و اینگونه است بر محبوبیت خود در بین جوانان ایرانی افزود. انریکو : باور کن صدامو باور کن صدایی که تلخ و خسته س باور کن قلب منو باور کن قلبی که کوهه اما شکسته س انریکو در یک نگاه : نام کامل : انریکو میگوئل ایگلسیاس پریسلر نام پدر : خولیو ایگلسیاس تاریخ تولد : 8 می 1975 محل تولد : مادرید – اسپانیا ساکن : شهر میامی در ایالت فلوریدای آمریکا بازیکن مورد علاقه : لوئیز فیگو تیم مورد علاقه : رئال مادرید انریکو در مسیری پا گذاشت که به راستی مسیر تعالی و پیشرفت وی شد. پدرش هم از چهره های مطرح موسیقی اسپانیا به شمار می رود.وی پس از انتشار اولین آلبوم خود در صنعت موسیقی جاودان شد و هنوز هم جزء پرفروش ترین چهره های موسیقی جهان به شمار می آید. انریکو اولین آلبوم خود را در سال 1995 عرضه کرد. اگر چه طرح چنین آلبومی را از سن 16 سالگی در سر می پروراند. ایزابل و خولیو ، پدر و مادر انریکه چندان به هم نزدیک نبودند و در طی دوران کودکی وی پدرش همواره از خانه دور بود و به فعالیت های هنری خود می پرداخت. مادرش هم تقریباً از خانه دور بود؛ به خاطر کارش که روزنامه نگار مادرید بود. انریکو تحت مراقبت و سرپرستی دایه اش « الویرا اولیوارس » رشد کرد. او دوران کودکی اش را در میامی به سر برد. او در هفت سالگی عازم میامی شده بود که علت آن فعالیت پدر بزرگ وی و گروههای مافیایی بود. او درباره پنهان نگهداشتن علاقه اش به موسیقی در مقابل والدین خود می گوید : « من هرگز نخواستم به والدین خود بگویم؛ احمقانه به نظر می رسد ، من به آنها احترام می گذاشتم و احساسی من را منع می کرد؛ درست شبیه اینکه شما شام می خورید و سر شام می گویید : پدر من می خواهم خلبان شوم و پدر شما می گوید : ساکت باش و خوردن را ادامه بده و من نمی خواستم چنین حرفی را بشنوم. آلبوم نخست او موفقیت زیادی به همراه داشت و در آن ایام بیش از 6 میلیون نسخه فروش رفت.آلبوم دومشVivir هم بیش از 8 میلیون نسخه فروش کرد. استعداد انریکو باعث گسترش حوزه خوانندگی او به چندین زبان گردید. او به تلویزیونMTV گفت : « بله ، من می خواهم بهترین خواننده هر دو زبان باشم.» من علاقه دارم موسیقی پاپ اجرا کنم، چرا که علاقه من همچون یک کودک روز به روز افزون می شود. انریکو یک موسیقی دان ساختار شکن نیست، او خود در این باره می گوید : « اکنون همه درباره جنبش های هنری لاتین و ساختار شکنی می گویند، من از این کلمه تنفر دارم؛ ساختار شکنی بدون دلیل.» در سال 1996 ، انریکه جایزه « گرمی آوارد » را برای اجرای بهترین موسیقی لاتین از آن خود کرد. در سال 1997 هم جایزه « بیلبورد آوارد » را برای بهترین آلبوم سال بدست آورد. در نهایت او جایزه پرطرفدار ترین هنرمند مرد لاتین در عرضه موسیقی را کسب کرد. جایزه ایی که شاید مدرکی بر تسلط بی چون و چرای او بر تاریخ موسیقی لاتین باشد. برخی از گزینه های مورد علاقه انریکه : Favorites Food: Cheeseburger Movie: Raiders of the Lost Ark DVD: I watch all types of movies all the time CD: Bruce Springsteen "Born in the USA" Vacation Spot: Caribbean Christmas Gift: The best gift was spending time with my Friends over New Years (he got / he received Magazine: I read all types of mages - Time, Maxim, Forbes, US, etc... Hat: Sportier LA نام کامل او انریکو میگوئل ایگلسیاس پریسلر است. تاریخ تولد او 8 می 1975 می باشد. متولد برج ثور است . 30 سال سن دارد. پدرش خواننده معروف لاتین خولیو ایگلسیاس هست. مادر سابق و تنی اش ایزابل پریسلردر مادرید زندگی می کند یک سوسیالیست است. والدینش در سال 1979 از هم جدا شدند. 1.89 سانتیمتر قد دارد. کفش شماره 10 می پوشد. موها و چشمان قهوه ای دارد. پنج خواهر و سه برادر تنی و ناتنی دارد. پیش از هر اجرا و کنسرت چای چینی می نوشد و گلوی خود را ورزش می دهد. در درجه اول خود را یک نویسنده تلقی میکند و بعد یک خواننده! تمام حیوانات خیابانی را به بیمارستان منتقل می کند! اهل سحر خیزی و صبح از خواب بیدار شدن نیست . قبلا" و حتی ا لآن از عاشقان وخاطر خواهان مریلین مونرو بوده و هست. یکبار پاهای سگش را سوزانده و شکسته! عاشق موج است و موج سواری . اولین بت او سوپر من بود. عاشق رقصیدن است . به سفینه های فضایی و یوکوها اعتقاد دارد . هرگز بیش از 20 دلار در جیبش نمی گذارد . رنگ های خاکستری سفید سیاه آبی و قرمز را دوست دارد. کلاهی به رنگ آبی دارد که آن را دیوانه وار می پرستد این کلاه را دوستی به او هدیه داده و سپس مرده! عاشق اتومبیل های کروکی است. در میامی زندگی می کند. متولد اسپانیاست. در میان غذاها عاشق همبرگر و جوجه سرخ شده فرانسوی است. مواد مخدر و یاسیگار مصرف نمی کند. وقتی کاری برای انجام دادن نداشته باشد دیوانه می شود. خود را آدم صادق و بی شیله پیله ای می داند. سه سال پی در پی یازده کارشماره یک در آثار خود داشت. ظرف 4 سال 13 میلیون آلبوم فروخته ا ست . یک جایزه گرمی برنده شده است. سه نمایش سوپرا پرا در آمریکای لاتین باسه آواز با نام های Marisol_Esperanza_ El pais de las mujeres نوشتن آهنگ را در تخت خواب آغاز کرد و البته گاهی هم دور و اطراف گاراژ یکی از دوستانش شعر می گفت. در آن زمان 13 سال داشت . عاشق گروه های موسیقی دهه 80 مثل (( پلیس)) و (( دایر استرینس)) می باشد. پیش از این با کمپانی فونوویسا و گمپانی های مستقل لوس آنجلس کار می کرد ولی در حال حاضر با یونیور سال کار می کند. برای وارد شدن به کمپانی تولید خود را به نام انریکو مارتینز معرفی کرد. وقتی او را با عنوان و نام پسر خولیو ایگلسیاس خواندند کار خود را متوقف کرد واز کمپانی خارج شد . اولین برنامه تلویزیونی انگلیسی زبان او در نمایش دیوید لترمن بود در بیش از 150 منطقه جهان برنامه اجرا کرده است ریکی نام مستعار اوست اما او به شدت از اینکه او را با عنوان یک ریکی دیگربشناسند، متنفر است همان تیم نویسنده آواز ایمان برای چر آواز بایلاموس را برای او نوشتند عاشق ام.تی.وی است شوخی و خنده با مردم را دوست دارد پاهای زنانه ای دارد و به گفته خودش این مساله برایش مهم است اغلب اوقات می توانید او را برهنه مشاهده کنید تیپ مورد علاقه اش یک شلوار جین و یک تی شرت است اولین آلبوم اسپانیایی زبان وی 25 سپتامبر 1995 منتشر شد آلبوم دوم او در 29 ژانویه 1997 منتشر شد آلبوم سوم وی در 1 سپتامبر 1998 منتشر شد فیلم مورد علاقه اش یکی از سه گانه های ایندیانا جونز با عنوان مهاجمین صندوقچه گمشده است هنر پیشه مورد علاقه اش مریل استریپ می باشد خربزه اسپانیایی و سالاد را دوست دارد هرگز ساعت به مچ نمی بندد هر شب دعا می خواند مدیرسابق وی فرنان مارتینز، مدیر پدر وی بوده است در دانشگاه میامی مدیریت بازرگانی می خواند اما از آنجا اخراج شد و حرفه خوانندگی را پیش گرفت هنگام خواب باید بالشی بین پاهایش باشد موقع خواب شلوارک به پایش می کند. اصلا پیژامه به پاهایش نمی کند خطر و ورزش های خطرناک را دوست دارد یکبار موقع اسکی روی آب بادرختی برخوردکرد که منجرشد بیش از 40 بخیه ازآن به یادگارداشته باشد ازاینکه مردم بدون شناخت اوراموردقضاوت قرارمی دهندمتنفراست بازیگرمردموردعلاقه اش آنتونی هاپکینزاست کاراکترکارتونی محبوب وی باگزبانی است خواندن کتابهای ارنست همینگوی رادوست دارد بیش ازهزاران باربه تماشای کارتون پینوکیوی کمپانی والت دیزنی نشسته است ازخوردن غذاهای ژاپنی مثل سوشی وصدف سرخ شده وهرچیزکش ماننددیگرمتنفراست سفرکردن رادوست دارد بهترین اوقاتش رادرمیامی ومکزیکوومادریدوبوینس آیرس گذرانده تعطیلات موردعلاقه اش کریسمس است تصمیم داشت پس ازازدواج وتشکیل خانواده نمایش وموسیقی رابه کلی کناربگذارداما این کاررانکرد یکی ازبزرگترین عشق های اوفوتبال است باخواندن مجلات خود راآگاه به مسایل روزنگاه می دارد دوست داردپروازباهواپیمارایادبگیرد شعاراواین است : سعی کن هرروزراباشادی بگذرانی! هرگاه متوجه غیبت اوشدیدسری به همبرگر"کینگ" یارستوران"مک دونالد" محل خودبزنید برادرش خولیومانکنی بوده که حالا خواننده شده خواهرش چابلی گوینده خبرتلویزیونی است اگرچه یک ترانه دوصدایی باویتنی هوستون اجرا کرده اماهرگزبااوملاقاتی نداشته انریکوبرادردیگری داردکه پدرش نتوانست اورا سرپرستی کند اماخواننده خاویراین امکان رادادتاازنام خانوادگی ایگلسیاس استفاده کند ازسوی مجله " پیپل" عنوان یکی از50 چهره زیبای جهان رابه دست آورد وبازازطرف همین مجله لقب " بهترین مردزنده جهان " رادریافت کرد یکی ازمخالفان وی آهنگ " بایلاموس" وی رابه صورت " موش کورت رابگیر" ترجمه کرده شایعه بوده که " کریستینا آگوییلر" خواننده پاپ بااورابطه داشته این شایعه پس ازجایزه مخصوص " ام.تی.وی" توسط انریکوتکذیب شد اوهمیشه درنمایش هایش سقوط می کندوزمین می خورد! به همین دلیل خودراآدمی دست وپا چلفتی فرض می کند ازاینکه داخل گروه موسیقی لاتین باشد بیزاراست مردم اغلب فراموش می کنند که اومتعلق به کاراییب نیست بلکه برای مدیترانه است بلد نیست چطورسالسا برقصد برای افرادی چون " ریکی مارتین" و " مارک آنتونی " احترام خاصی قائل است اولین کسی بودکه درخلال برنامه جوایزموسیقی آمریکایی برای تماشاگران برنامه اجراکرد اولین آلبوم خودرابه" الویرا" دایه خود تقدیم کرد این زن تنها کسی بودکه ازرویاهای خواننده وی باخبربود بعضی ازدوستانش اورا"کیکا" یعنی "حسود" صدامی زنند! درمدرسه شاگردی خجالتی بود. دختران مدرسه نمی دانستند که اووجودداشته! یک جایزه بانام گولدن رتریوردریافت کرده هرگزبادختری که درکلیپ بایلاموس همراهی اش کرده قرارنگذاشته بود پس ازیک تماس تلفنی باویل اسمیت ساندتراک فیلم "غروب وحشی" راساخت ازآن پس این دودوستان بسیارخوبی شدند اویک خواننده متاهل است به خاطرمادرش رگه ای فیلیپینی نیزدارد همیشه موقع خوب احتیاج به آشامیدن آب دارد سابقا یک دوست دخترایرانی داشته است و برای اوآهنگ باورکن گوگوش راخوانده است. البته برای اولین بار پدرش خولیو این كار را انجام داده است . پدربزرگش رگه ای ایرانی داشته ودرآخربا" آنا کورنیکوف" ازدواج کردصد نکته خواندنی از انریکو ایگلسیاس انریکو و تسلط به 4 زبان انریکو ایگلسیاس در تاریخ 8 می 1975 در مادرید اسپانیا چشم به جهان گشود. پدرش « خولیو ایگلسیاس » یکی از معروفترین خواننده ها و موزیسین های دنیاست. او در محیطی هنری بزرگ شد. وی در ابتدا به یاد گیری زبان انگلیسی پرداخت و اولین آلبوم خود را در سال 1995 به زبان انگلیسی عرضه کرد. البته انریکو رابطه نزدیکی با پدرش نداشت؛ زیرا خولیو همیشه در سفر بود. وی وقتی کوچک بود به همراه پدرش به میامی رفت. او نیز مانند پدرش به موسیقی علاقه داشت. پدر می خواست که انریکو خلبان شود، اما در قلب انریکو علاقه به موسیقی موج می زد. اولین آلبوم او در 6 میلیون نسخه به فروش رفت. انریکو به زبانهای ایتالیایی ، پرتغالی ، انگلیسی و زبان مادری اش ؛ یعنی اسپانیایی ترانه می گفت. او در سال 1996 در مسابقه برگزاری اجرای ترانه به زبان لاتین برنده شد و سرانجام با « سوفیا ورگارا » که مدت | ||